فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 35، بهمن و اسفند 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سعید بحیرایی*، حسن دانشمندی، علی اصغر نورسته، یحیی سخنگویی صفحات 1-11
    مقدمه
    راه رفتن از جنبه های بسیار کاربردی عملکرد حرکتی هستند. مطالعه حاضر، با هدف تعیین ویژگی های بیومکانیکی چرخه راه رفتن در کم توانان ذهنی در طی سال های 1995 تا 2017 صورت پذیرفته است.
    روش کار
    دراین مطالعه مروری نظامند، کلیه مقالات کمی و کیفی تمام متن با کلید واژه های کم توانان ذهنی و راه رفتن و ارتباط در عنوان آن ها در بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran)، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، Google scholar و کلیه مقالات انگلیسی تمام متن با کلید واژه های Intellectual Disability، Gait در عنوان آن ها که دقیقا ویژگی های بیومکانیکی چرخه راه رفتن را مورد بررسی قرار داده بودند در پایگاه های اطلاعاتی Pub Med، Science Direct، ProQuest، EBSCO در نظر گرفته شدند. سپس 16 مقاله انتخاب شده از 35 مقاله، مورد مطالعه قرار گرفتند. جمع آوری داده ها با استفاده از "فرم استخراج داده ها "Data Extraction Form" که بر اساس هدف پژوهش طراحی شده بود، انجام گردید.
    یافته ها
    14 مطالعه (5/87 درصد) کمی و 2 مقاله (5/12 درصد)، کیفی بود. کم توانان ذهنی دارای اختلالات راه رفتن بخصوص طول گام، طول قدم و عرض گام کوتاهتر و سرعت گام برداری پایین تری هستند. همچنین دارای اختلالات کینتیک و کینماتیکی شامل کاهش نیروی تولیدی مچ پا در مرحله جدا شدن شدن پا از زمین (push-off) افزایش فلکشن ران و فلکشن زانو در مرحله استقرار راه رفتن، محدودیت دامنه حرکتی زانو و پلانتار فلکشن مچ پا در مرحله برخورد پاشنه به زمین و سفتی مفصل ران بیشتری در طول چرخه راه رفتن بودند.
    نتیجه گیری
    اختلالات راه رفتن در کم توانان ذهنی یک مشکل جدی محسوب می گردد. انجام اقدامات پیشگیرانه به منظور اصلاح اختلالات راه رفتن و کاهش عوارض ناشی از آن پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کم توانان ذهنی، راه رفتن، مرور نظامند
  • حسن الهی فر، محمد قمری*، کیانوش زهراکار صفحات 12-20
    مقدمه
    از جمله مشاغل حساسی که زنان بدان اشتغال دارند معلمی است و متغیری که می تواند تحت تاثیر اشتغال آن ها قرار گیرد، صمیمیت زناشویی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی "درمان  پذیرش و تعهد" بر صمیمیت زناشویی معلمان زن انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش همه معلمان زن متاهل و شاغل شهر ابهر در سال تحصیلی 97-96  بودند. از میان آن ها 30 تن با روش نمونه گیری تصادفی منظم انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه مداخله در هشت جلسه 90 دقیقه ای با روش "درمان پذیرش و تعهد" آموزش دیدند. هر دو گروه "بررسی نیازهای صمیمیت" (Intimacy Needs Survey) را بعنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. روایی پرسشنامه بوسیله مدرسین گروه مشاوره تایید و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ اندازه گیری شد. داده ها با اس پی اس اس نسخه 24 تحلیل شدند.
    یافته ها
    در مرحله پس آزمون و پیگیری بین گروه های مداخله و گواه  در مولفه صمیمیت عاطفی(20/12=F ،01/0>P)، صمیمیت روانشناختی (80/11 = F، 01/0 > P)، صمیمیت عقلانی(99/16 = F، 01/0 > P)، صمیمیت جنسی(47/15 = F، 01/0 > P)، صمیمیت بدنی(43/24 = F، 01/0 > P)، صمیمیت معنوی(04/17 = F، 01/0 > P)، صمیمیت زیبایی شناختی(76/17 = F، 01/0 > P)، صمیمیت اجتماعی- تفریحی(39/16 = F، 01/0 > P)، صمیمیت زمانی(92/15 = F، 01/0 > P) تفاوت معنی داری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش "درمان پذیرش و تعهد" باعث افزایش مولفه های صمیمیت زناشویی معلمان زن شد(01/0P<) و این افزایش در طی زمان پایدار بود.
    نتیجه گیری
    آموزش "درمان پذیرش و تعهد" می تواند صمیمیت زناشویی در معلمان زن متاهل را افزایش دهد. بنابراین، مشاوران و درمانگران می توانند از روش مذکور برای افزایش صمیمت زناشویی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: آموزش، پذیرش، تعهد، صمیمیت زناشویی
  • آزیتا بابایی آبراک، سحر صفرزاده* صفحات 21-29
    مقدمه
    مهارت مثبت اندیشی یکی از مهمترین مهارت ها برای مقابله با چالش های تحصیلی و موفقیت دانش آموزان است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر سرزندگی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و جهت گیری هدف-پیشرفت در دانش آموزان دختر با نشانگان افسردگی مقطع متوسطه دوم شهر ایذه می باشد.
    روش کار
    این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دارای نشانگان افسردگی مقطع متوسطه دوم شهر ایذه در سال 1396 بودند. که از میان آنان 22 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و با روش تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. داده ها با "پرسشنامه سرزندگی تحصیلی" (Educational Vitality Questionnaire)، "پرسشنامه اشتیاق تحصیلی" (Educational Enthusiasm Questionnaire) و "پرسشنامه جهت گیری هدف-پیشرفت" (Goal Orientation Questionnaire) جمع آوری شد. روایی ابزار به روش روایی محتوا و پاپایی ابزار به روش آلفای کرونباخ تایید شد. گروه آزمایش، آموزش مهارت های مثبت اندیشی را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. دادها با نرم افزار اس پی اس اس نسخه 23 تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمره پیش آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل به ترتیب سرزندگی تحصیلی (7/29،4/29)، اشتیاق تحصیلی (07/44،95/43)، اهداف تبحری (46/30،63/30)، عملکردگرا (52/33،29/33) و عملکردگریز (01/28،30/27) بود و تفاوت آماری معناداری نداشت. مقایسه میانگین نمرات پس آزمون در گروه های آزمایش و کنترلبه ترتیب سرزندگی تحصیلی (16/34،95/29)، اشتیاق تحصیلی (03/49،7/43)، اهداف تبحری (22/34،55/31)، عملکردگرا (28/37،74/32) و عملکردگریز (86/26،51/27) بود و تفاوت آماری معناداری داشت (001/0 > P).
    نتیجه گیری
    مداخله آموزش مهارت های مثبت اندیشی در دانش آموزان دختر با نشانگان افسردگی، سبب بهبود کارکردهای تحصیلی آن ها شد. لذا اجرای آموزش مهات های مثبت اندیشی توسط کارشناسان در جهت ارتقایشرایط تحصیلی دانش آموزان دختر با نشانگان افسردگی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آموزش، مثبت اندیشی، تحصیل، سرزندگی، اشتیاق، جهت گیری هدف
  • مرضیه زارع، فاطمه ویزشفر* صفحات 30-34
    مقدمه
    هر برنامه آموزشی در گذر زمان نیاز به تغییر و اصلاح و ارزشیابی دارد. با توجه به اهمیت آموزش و لزوم استفاده از روش های اثر بخش و چند بعدی ارزشیابی، این مطالعه با هدف ارزشیابی اثر بخشی برنامه آموزشی داوطلبان سلامت بر اساس "الگوی کرک پاتریک" انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی درنیمه دوم سال 1396، به روی30 داوطلب سلامت یکی از مراکز جامع سلامت شیراز که در برنامه آموزشی مرتبط با  کتاب مقاومت به آنتی بیوتیک ها شرکت کرده بودند، انجام شد. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه بود. قسمت اول مشخصات جمعیت شناسی نمونه ها و قسمت دوم آن "پرسشنامه  بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد در زمینه مقاومت به آنتی بیوتیک ها" (Resistance Questionnaire Knowledge, Attitude and Practice about Antibiotics) طراحی شده توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی بود. پرسشنامه ابتدا به عنوان پیش آزمون توسط داوطلبان تکمیل شد، سپس طی سه جلسه مطالب آموزشی  با استفاده از سخنرانی به همراه پرسش و پاسخ و بحث در گروه های کوچک به داوطلبان ارائه گردید. در انتها کل برنامه آموزشی با استفاده از "الگوی کرک پاتریک" (Kirkpatrick’s Model) مورد ارزشیابی قرار گرفت. داده ها توسط اس پی اس اس نسخه 22 تحلیل گردید.
    یافته ها
    در سطح یک "الگوی کرک پاتریک" اکثریت داوطلبان در کل ازشرکت در این دوره رضایت داشتند (8/56درصد). در سطح دوم دانش داوطلبان بطور معنی داری افزایش داشت و میانگین نمره دانش از (02/1± 9/3 به 5/0±6/4) افزایش داشت (1/000 > P) که نشان دهنده موثر بودن  ارزشیابی بر اساس "الگوی کرک پاتریک"  بود.
    نتیجه گیری
    داوطلبان از ابعاد مختلف اجرای برنامه و آموزش دریافت شده، رضایت داشته و دانش آن ها افزایش یافته بود.  لذا "الگوی کرک پاتریک" روش برای ارزشیابی برنامه های آموزشی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: داوطلبان، الگوی کرک پاتریک، ارزشیابی
  • رجب دشتی کلانتر*، مسعود فلاحی خشکناب، کوروش زارع صفحات 35-44
    مقدمه
    اجرای نظارت بالینی اثربخش نیازمند تشریح ویژگی های ناظران و نظارت بالینی می باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین ویژگی های نظارتی ناظران پرستاری در نظارت بالینی در مطالعات انجام شده پرستاری است.
    روش کار
    این پژوهش با شیوه مرور هدفمند در خصوص ویژگی های ناظران بالینی پرستاری انجام گردید. مقالات چاپ شده در طول دهه اخیر (2016-2007) به دو زبان فارسی و انگلیسی در زمینه نظارت بالینی از طریق پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایران (IranMedex)، بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) و پایگاه های اطلاعات PubMed, Ovid, Science Direct, CINAHL,Google Scholar و با استفاده از کلید واژه های نظارت، نظارت پرستاری، ناظران بالینی پرستاری، مورد بررسی قرار گرفتند. از 37 منبع مرتبط، 30 مقاله به علت دارا نبودن معیارهای ورود از مطالعه حذف و 7 مقاله وارد مطالعه شدند. جهت مرور هدفمند از مراحل پیشنهادی Arksey & O'Malley استفاده گردید.
    یافته ها
    بر اساس طبقات "الگوی تعاملی 3 عملکرد Proctor"، ویژگی های نظارتی ناظران در برگیرنده 3 حیطه عملکردی بود. همچنین یافته ها سبب شکل گیری طبقه عمومی دیگری شد که شامل ویژگی ها و صلاحیت های عمومی ناظران بالینی بوده و به نوعی با تمام حیطه های دیگر هم پوشانی دارد.
    نتیجه گیری
    ویژگی های نظارتی ناظران پرستاری پیچیده، بسیار متنوع و گسترده می باشد. عملکرد ناظران بالینی بر اساس نقش های نظارتی در حیطه های هنجاری، ترمیمی و تکوینی و ویژگی ها و صلاحیت های عمومی مرتبط با نقش، یک ضرورت اساسی در ارتقاء و تضمین کیفیت مراقبت پرستاری می باشد. پیشنهاد می شود پایش ویژگی های نظارت ناظران پرستاری برای پذیرش نقش و اجرای صحیح نظارت بالینی در اولویت قرار گیرد.
    کلیدواژگان: نظارت بالینی، نظارت پرستاری، ناظران پرستاری، مرور هدفمند
  • مسعود خداویسی، طاهره اسکندرلو*، رویا امینی، لیلی تاپاک صفحات 45-52
    مقدمه
    مهم ترین چالش بهداشتی برای کارکنان پرستاری در انتقال عفونت می باشد. پیشگیری از انتقال عفونت های بیمارستانی، رعایت احتیاطات استاندارد نیازاست. این مطالعه، با هدف تعیین همبستگی دانش احتیاطات استانداردکنترل عفونت و سازه های "الگوی اعتقاد بهداشتی" با عمکرد احتیاطات استاندارد کنترل عفونت در دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام گردید.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی-همبستگی، 123 نفر از دانشجویان پرستاری در بیمارستان های آموزشی به روش سرشماری شرکت داشتند. داده ها با ابزارهای پژوهشگرساخته جمعیت شناختی، "پرسشنامه دانش احتیاطات استاندارد کنترل عفونت" (Questionnaire of Knowledge of Standard Precautions of Infection Control)، "پرسشنامه سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی" (Health Belief Model Constructs Questionnaire) و "پرسشنامه عملکرد احتیاطات استاندارد کنترل عفونت" (Questionnaire of Performance of Standard Precautions of Infection Control) جمع آوری شد. روایی محتوا و پایایی به روش الفاکرونباخ بررسی شد. تحلیل داده ها با نرم افزار اس پی اس اس نسخه 20 تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمره دانش دانشجویان در استاندارد مورد کنترل عفونت (39/12±57/53) در سطح متوسط و میانگین نمره عملکرد احتیاطات استاندارد دانشجویان در سطح خوب (99/14±22/74) ارزیابی گردید. میانگین نمرات کسب شده هرسازه از سازه های "الگوی اعتقاد بهداشتی" عبارت بودند از: حساسیت درک شده (94/9±51/87)، شدت درک شده (38/10±71/89)، منافع درک شده (44/8±58/94)، موانع درک شده (81/14±75/61)، راهنما برای عمل (99/9±85/82) و خود کارآمدی درک شده (23/12±85/31). بر اساس آزمون پیرسون، بین سازه حساسیت و عملکرد احتیاطات استاندارد همبستگی معناداری بود (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    در بررسی دانش و سازه های "الکوی اعتقاد بهداشتی" اکثردانشجویان به ترتیب در سطح متوسط و خوب قرار داشتند. اما دانشجویان از نظر خودکارآمدی در سطح ضعیفی قرار داشتند. با توجه به ارتباط سازه حساسیت درک شده با رعایت احتیاطات استاندارد کنترل عفونت، تمرکز بر این سازه، از طریق آموزش به دانشجویان پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: دانش، کنترل بیماری های واگیر، الگوی اعتقاد بهداشتی، دانشجویان
  • نیلوفر نکوزاد*، سلیمان احمدی، محمدعلی حسینی، کامران محمدخانی صفحات 53-63
    مقدمه
    کاربرد سواد سلامت الکترونیکی در سال های اخیرافزایش یافته است. لذا شناخت عوامل مرتبط با بکارگیری آن به منظور حفظ و ارتقای کیفیت زندگی اهمیت ویژه ای دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با بکارگیری سواد سلامت الکترونیکی در طی سال های 2006 تا 2017 انجام گردید.
    روش کار
    در این مطالعه مروری منظم، از طریق پایگاه های اطلاعاتی Google Scholar، Pub-med، Science Direct و Springer، کلیه مقالات تمام متن انگلیسی به دست آمد. کلید واژه ها شامل literacy، health و e health literacy، بود. به منظور جمع آوری داده ها، از فرم استخراج داده ها "Data Extraction Form" که بر اساس هدف پژوهش طراحی شده بود، استفاده شد. نتیجه این جستجو دستیابی به 39 مقاله بود که از این میان 32 مقاله به علت دارا نبودن معیارهای ورود از مطالعه حذف و نهایتا 7 مطالعه وارد پژوهش شدند. 9 مقاله دیگر که به شکل خاص عوامل مرتبط با سواد سلامت الکترونیکی مورد بررسی قرار داده بودند از طریق جستجوی دستی وارد مطالعه شدند. در کل 16 مقاله به زبان انگلیسی در این مرور در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    5 مطالعه (25/31 درصد) کمی-کیفی، 2 مطالعه (5/12 درصد) توصیفی، 2 مطالعه (5/12 درصد) توصیفی- همبستگی و 3 مطالعه (75/18 درصد) مروری بود. بعلاوه، یک مطالعه نیمه تجربی، یک مطالعه تجربی، یک مطالعه کیفی و یک مطالعه پیمایشی -توصیفی (25/6 درصد) در سایر روش های مطالعه مقالات بود.
    نتیجه گیری
    ابعاد مهارت جستجوگری، کاربرد و ارزیابی، تسلط بر سواد رایانه، سواد علمی، سواد سلامت و سواد سنتی، سواد رسانه، سواد اطلاعاتی، سواد ارتباطی و دسترسی ایمن به درگاه اطلاعات سلامت الکترونیکی از عوامل مرتبط با بکارگیری سواد سلامت الکترونیکی است. پیشنهاد می شود در بهبود مهارت های سواد سلامت الکترونیکی از عوامل مرتبط با آن استفاده شود.
    کلیدواژگان: سوادسلامت الکترونیکی، اطلاعات سلامت الکترونیکی، مرور نظامند
  • محمد پوررنجبر، محمدرسول خدادادی*، مریم فریدفتحی صفحات 64-73
    مقدمه
    سلامتی جسم و روان جوانان از مهمترین اهداف هر جامعه می باشد و فعالیت ورزشی به عنوان یکی از عواملی ست که در عملکرد بهینه جسمانی و روانشناختی افراد نقش بسیار مهمی دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی بین مشارکت ورزشی، بهزیستی روانشناختی و شکایات جسمی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان انجام گرفت.
    روش کار
    پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان تشکیل دادند (5000 نفر) که 360 نفر با استفاده از جدول Krejcie & Morgan به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. جمع آوری داده ها با "پرسشنامه بهزیستی روانشناختی" (Questionnaire Psychological Well-Being)، "پرسشنامه شکایات جسمانی" (Questionnaire Physical Complaints) و "پرسشنامه مشارکت فعالیت ورزشی" (Physical Activity Participation Questionnaire) انجام شد. روایی ابزارتوسط 8 تن از متخصصین ورزش و پایایی ابزار به روش آلفای کرونباخ تایید شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 20 استفاده شد.
    یافته ها
    بهزیستی روان شناختی دانشجویان و میزان شکایت جسمانی دانشجویان به طور معنی داری بالاتر از میانگین بود که نشان دهنده وضعیت مناسب بهزیستی روانشناختی و وضعیت نامناسب شکایات جسمانی است. همچنین بین مشارکت ورزشی با شکایات جسمانی همبستگی منفی (001/0=P، 26/0-=r) و با بهزیستی روانشناختی همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت (001/0=P، 54/0=r). بعلاوه، 32 درصد از واریانس کل تغییرات شکایت جسمانی در بین دانشجویان به مولفه مشارکت وررشی و بهزیستی روانشناختی مربوط می باشد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از رابطه مثبت مشارکت ورزشی بر بهزیستی روانشناختی و رابطه منفی آن بر شکایات جسمانی بود. پیشنهاد می شود اداره ورزش دانشگاه ها تجهیزات مناسبی را برای ورزش دانشجویان فراهم نماید تا شکایت جسمانی کاهش و بهبود بهزیستی روانشناختی افزایش یابد.
    کلیدواژگان: مشارکت ورزشی، بهزیستی روانشناختی، شکایات جسمانی
|
  • Saeid Bahiraei*, Hassan Daneshmandi, Aliasghar Norasteh, Yahya Sokhangoei Pages 1-11
    Introduction
    Gait is functionally highly relevant aspects of motor performance. This aim of this study was to determine biomechanical characteristics gait in intellectual disabilities during 1995-2017.
    Methods
    In this systematic review, all quantitative and qualitative studies that related to gait and balance characteristics of intellectual disabilities were retrieved from Persian databases (Magiran, SID, Google scholar) and all full text articles with keywords intellectual disability, gait were retrieved from English databases (PubMed, EBSCO, Science Direct, ProQuest). Then, 16 papers selected from 35 papers. Also, “Data Extraction Form" which developed based on research aim, was used for data collection.
    Results
    14 of 16 articles (87.5%) were quantitative and 2 articles (12.5%) were qualitative. The results showed that intellectual disabilities were related to gait disorders, especially step length, stride length, shorter step width and lower velocity. It also has kinetic and kinematic disorders, including reduction of the ankle production power in the push-off phase, increased hip and knee flexion at stance phase, knee limitation and plantar ankle flexion at the heel contact and joint stiffness during the gait.
    Conclusions
    Gait disorders in intellectual disability is a serious problem. Preventive measures are recommended to correct gait disorders and reduce complications.
    Keywords: Intellectual Disability, Gait, Systematic Review
  • Hasan Elahifar, Mohammad Ghamari*, Kianoush Zahrakar Pages 12-20
    Introduction
    Among the critical jobs that women are engaged in is a teacher and a variable that can be affected by their employment is marital intimacy. The purpose of this study was to determine the effectiveness of group therapy "acceptance and commitment therapy" on marital intimacy of female teachers.
    Methods
    This quasi-experimental study was a pretest-posttest-follow-up with control group. The statistical population of the study was all married and employed female teachers in Abhar city in the academic year of 2017-2018. 30 of them were selected by random sampling method and randomly assigned to two equal groups. The intervention group trained in eight 90-minute sessions with the "Acceptance and Commitment Therapy" method. Both groups completed the "Intimacy Needs Survey" as a pretest, post-test, and follow-up. The validity of the questionnaire was verified by the counselors and the reliability of the questionnaire was measured using Cronbach's alpha. Data was analyzed using SPSS. 24.
    Results
    In the post-test and follow up stages, there was a significant correlation between  the  experimental group and the control group in emotional intimacy (F = 12.20, P = 0.01), psychological intimacy (F = 11.88, P < 0.01), intellectual intimacy (F = 16.199, P < 0.01), sexual intimacy (F = 15.47, P = 0.01), physical intimacy (F = 24.44, P < 0.01), spiritual intimacy (F = 17.4, P < 0.01), aesthetic intimacy (F = 17.76, P < 0.01), social-recreational intimacy (F = 16.31, P < 0.01), temporal intimacy (F = 15.92, P < 0.01). In other words, "Acceptance and Commitment Therapy (ACT)” increased marital intimacy among female teachers (P < 0.01) and this increase was stable over time.
    Conclusions
    Teaching “Acceptance and Commitment Therapy” (ACT) can increase marital intimacy in married female teachers. Therefore, counselors and therapists can use this method to increase marital satisfaction.
    Keywords: Education, Acceptance, Commitment, Marital Intimacy
  • Azita Babaei Abrak, Sahar Safarzadeh* Pages 21-29
    Introduction
    Positive thinking skills are one of the most important skills to cope with academic challenges and students' success. The aim of this study was to determine the effectiveness of teaching positive thinking skills on academic buoyancy, academic engagement and goal orientation-progress in girl students with depression syndrome in Izeh city.
    Methods
    This research was a quasi-experimental design with pretest-posttest design with control group. The statistical population of this study included all girl students with depression syndrome in Izeh city in 2017. Twenty-two of them were selected through convenience sampling method and were divided into two experimental and control groups by simple random method. The data was collected using the “Educational Vitality Questionnaire”, “Educational Enthusiasm Questionnaire”, and “Goal Orientation Questionnaire”. The validity of the instruments was confirmed by content validity and their reliability by Cronbach's alpha method. The experimental group received positive thinking skills training in 8 sessions of 90 minutes. Data was analyzed with SPSS. 23.
    Results
    The mean of pre-test scores in the experimental and control groups were respectively academic buoyancy (29.7, 29.4), academic engagement (44.07, 43.95), mastery goal orientation (30.46, 30.63), performance goal orientation (33.52, 33.29) and avoidance goal orientation (28.01, 27.30) in experimental, and there was no significant difference. The comparison of the mean post-test scores in the experimental and control groups were respectively academic buoyancy (34.16, 29.95), academic engagement (49.03, 43.7), mastery goal orientation (34.22, 31.55), performance goal orientation (37.28, 32.74) and avoidance goal orientation (26.86, 27.51) and there was a significant difference (P < 0.001).
    Conclusions
    The intervention of teaching positive thinking skills in girl students with depression syndrome improves their academic performance. Therefore, the implementation of positive thinking training by experts is recommended to improve the educational conditions of girl students with depression syndrome.
    Keywords: Teaching, Optimism, Academic, Vitality, Engagement, Organizational Goals
  • Marzieh Zare, Fatemeh Vizeshfar* Pages 30-34
    Introduction
    Each educational program needs to be modified and evaluated over time. Considering the importance of training and the necessity of using effective and multi-dimensional evaluation methods, the aim of this study was to evaluate of health education volunteering program based on "Kirkpatrick Model".
    Methods
    This quasi-experimental study was conducted in the second half of 2016 on 30 health volunteers at one of Shiraz's comprehensive health centers, which participated in the training program related to the Antibiotic Resistance Book. The data gathering instrument was a questionnaire. The first part of the demographic characteristics of the samples and the second part of the “Knowledge, Attitude and Practice about Antibiotics Resistance Questionnaire” designed by the Ministry of Health and Medical Education. The questionnaire was first completed as a pretest by the volunteers, then, during three sessions, the educational materials were presented to the volunteers using lectures, with questions and answers and discussions in small groups. Finally, the entire curriculum was evaluated using the "Kirkpatrick's Model". Data was analyzed by SPSS version 22.
    Results
    At the level of a “Kirkpatrick Model ", the majority of volunteers were satisfied with the company at this time (56.8%). At the second level, the knowledge of volunteers increased significantly and the average score of knowledge (3.9 ± 1.02 to +6.6 ± 0.5) increased (P < 1.000), which indicated the effectiveness of the evaluation based on the "Kirkpatrick Model".
    Conclusions
    The volunteers were satisfied with the various aspects of the implementation of the program and the training they received, and their knowledge was increased. Therefore, "Kirkpatrick Model” for evaluating educational programs, is suggested.
    Keywords: Volunteers, Kirkpatrick Model, Evaluation
  • Rajab Dashti Kalantar*, Masoud Fallahi Khoshknab, Kourosh Zarea Pages 35-44
    Introduction
    Implementing effective clinical supervision requires an overview of the characteristics of supervisors and clinical supervision. The purpose of this study was to determine the supervisory characteristics of nursing supervisors in clinical supervision in nursing studies.
    Methods
    This study was conducted with a scoping review of the characteristics of clinical nursing supervisors. Papers published during the recent decade (2016-2007) in two languages: Farsi and English in clinical supervision through SID, IranMedex Database, Magiran Publications Database And the PubMed, Ovid, Science Direct, CINAHL, and Google Scholar databases were reviewed using keywords, supervision, supervisory nursing and clinical nursing supervision.
    Results
    Based on the "Proctor's Three Function Interactive Model", the supervision characteristics of nursing supervisors included 3 functional areas. The findings also led to the formation of another general class, which includes the general characteristics and competencies of clinical supervisors that overlaps with all other areas.
    Conclusions
    The supervisory characteristics of nursing supervisors are complex, wide and very diverse. The performance of clinical supervisors based on supervisory roles in normative, restorative and formative areas and general characteristics related to role is a fundamental necessity in promoting and quality assurance of nursing care. It is suggested that monitoring the characteristics of nursing supervisors' is crucial for accepting the role and proper implementation of clinical supervision.
    Keywords: Clinical Supervision, Nursing Supervision, Nursing Supervisors, Scoping Review
  • Masoud Khodavasi, Tahereh Eskandarlou*, Roya Amini, Leili Tapak Pages 45-52
    Introduction
    The most important challenge for nursing staff is the transmission of infection. Prevention of transmission of hospital infections requires standard precautions. The aim of this study was to determine the correlation between knowledge of standard precautions control infection and “Health Belief Model’s” construct with performance standard precautions control infection in nursing students of Hamadan University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive-correlational study, 123 nursing students were enrolled in educational hospitals using census method. Data were collected using demographic questionnaire, “Questionnaire of Knowledge of Standard Precautions of Infection Control”, “Health Belief Model Constructs Questionnaire” and, “Questionnaire of Performance of Standard Precautions of Infection Control”. Content validity and reliability were determined by Cronbach's alpha method. Data was analyzed using SPSS. 20.
    Results
    The mean score of students 'knowledge in the standard infection control (53.57 ± 12.39) was at the moderate level and the mean score of students' standard precautions at a good level (74.22 ± 14.99) were evaluated. The mean scores obtained from each construct of the “Health Belief Model” were as follows: perceived susceptibility (87.51 ± 9.94), perceived severity (89.71 ± 10.38), perceived benefits (94.58 ± 8.44), and perceived barriers (61.75 ± 14.81), guide for action (82.85 ± 9.99) and perceived self-efficacy (31.85 ± 12.23). According to Pearson test, there was a significant correlation between sensitivity and performance of the standard precautions (P <0.05).
    Conclusions
    Knowledge and constructs of the model, among the most were moderate and good, respectively. But students were at a weak level of self-efficacy. Considering the relationship between the perceived susceptibility construct and the standard precautions for controlling infection, the focus on this structure is suggested through teaching to students.
    Keywords: Knowledge, Infectious Disease Control, Health Belief Model, Students
  • Nilufar Nekuzad*, Soleiman Ahmady, Mohammadali Hosseini, Kamran Mohammadkhani Pages 53-63
    Introduction
    The use of electronic health literacy has increased in recent years. Therefore, it is important to know the factors associated with its application in order to maintain and improve the quality of life. The present study aimed to determine the factors related to the use of electronic health literacy during 2006-2017.
    Methods
    In this systematic review study, all the full-text articles were obtained through the Google Scholar, Pub-med, Science Direct and Springer databases. Key words include literacy, health, and e health literacy. In order to collect data, the “Data Extraction Form" was developed based on the purpose of the research. The result of this search was to achieve 39 articles, of which 32 were excluded due to lack of entry criteria and finally 7 studies were submitted to the study. 9 other articles that specifically looked at the factors related to electronic health literacy were entered into the study through manual search. A total of 16 articles in English were considered in this review.
    Results
    Five of 16 articles (31.25%) were mixed methods research, two (12.5%) were descriptive studies, two (12.5%) were descriptive correlational studies, three (18.75%) were reviewed studies. In addition, a semi-experimental study, an experimental study, a qualitative study, a descriptive survey study, (6. 25%) were other methods of studies.
    Conclusions
    The dimensions of search skills, application and assessment, mastery of computer literacy, academic literacy, traditional health literacy, media literacy, information literacy, communication literacy and secure access to electronic health information are among the factors associated with the use of electronic health literacy. It is suggested that the related factors be used to improve the electronic health literacy skills.
    Keywords: e-Health Literacy, Electronic Health Information, Systematic Review
  • Mohammad Pourranjbar, Mohammad Rasoul Khodadadi*, Maryam Farid Fathi Pages 64-73
    Introduction
    The physical and mental well-being of youth is one of the most important goals of every society. Sport activity is one of the factors that plays an important role in the optimal physical and psychological performance of individuals. The purpose of this study was to determine the correlation between sport participation, psychological well-being and physical complaints among students of Kerman University of Medical Sciences.
    Methods
    The research was descriptive-correlational. The population of this study was Kerman University of Medical Sciences (5000 people). 360 people were selected using stratified random sampling using Krejci and Morgan tables. Data were collected by the “Questionnaire Psychological Well-Being”, “Physical Complaints Questionnaire” and the “Physical Activity Participation Questionnaire”. The validity of the instruments was confirmed by eight sports experts and reliability through Cronbach's alpha. Data was analyzed using SPSS.20.
    Results
    Students' psychological well-being and students' physical complaints were significantly higher than the mean, which indicates the proper status of psychological well-being and inappropriate status of physical complaints. Also, there was a positive and significant correlation between sport participation with physical complaints (r = -0.26, P = 0.001) and psychological well-being (r = 0.54, P = 0.001). In addition, 32 percent of the variance in total physical complaints changes among students is related to the participation component and psychological well-being.
    Conclusions
    The results indicated a positive correlation between sport participation and psychological well-being and its negative correlation with physical complaints. It is suggested that universities sports department provide appropriate equipment for student sport to reduce physical complaints and improve psychological well-being.
    Keywords: Sport Participation, Psychological Well-Being, Physical Complaints