فهرست مطالب

تحقیقات کلامی - سال ششم شماره 23 (زمستان 1397)
  • سال ششم شماره 23 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مجتبی قربانیان*، فتح الله نجارزادگان، حسن رضایی هفتادار صفحات 7-28
    لزوم تسلیم در برابر معصومان(ع) از مهم ترین آموزه های شریعت اسلامی است که دامنه آن بر اساس اندیشه شیعی، تا تسلیم در برابر اهل بیت(ع) امتداد دارد. شناخت درست تسلیم پذیری و تبیین منطقی آن، مستلزم تحلیل مبانی این آموزه دینی است. نظر به اهمیت تسلیم پذیری و نقش موثر آن در تحصیل ایمان، عدم آگاهی از مبانی تسلیم، به برداشت های نادرستی چون تحمیل اجباری سخن بر مخاطبان می انجامد و تصویری نامعقول از آن در ذهن مخاطب ایجاد می کند. در پژوهش حاضر مبانی عقلی تسلیم بر اساس عصمت اهل بیت(ع) و نیز نارسایی عقل بشری تبیین می گردد. هم چنین آزمون مومنان، رویکرد تقیه ای، وقوع تشابه در کلام معصومان(ع) و صعب و مستصعب بودن امر ایشان، از مبانی نقلی تسلیم پذیری به شمار می رود. از ره گذر این جستار، مشخص می شود الزام به تسلیم در برابر اهل بیت(ع)، به معنای پیروی کورکورانه و مسکوت گذاشتن عقل در پذیرش موضوعات دینی نیست، بلکه بر مبانی متقنی مبتنی است که عقل را در برابر ضرورت تسلیم متقاعد می کند.
    کلیدواژگان: اهل بیت(ع)، تسلیم پذیری، عقل، عصمت، تقیه، صعب و مستصعب، محکم و متشابه
  • محمدتقی سبحانی، سید اکبر موسوی تنیانی * صفحات 29-50
    این مقاله با هدف نشان دادن خط کلامی امامیه در شهر عسکر مکرم در بازه زمانی سده های سوم و چهارم سامان یافته است. غرض اصلی از این پژوهش، بازشناسی و بازخوانی لایه های پنهان و ناشناخته تاریخ تفکر امامیه در سده های نخستین است و این پژوهه با این پرسش دنبال می شود که فعالیت ها و نقش آفرینی متکلمان امامی در عسکر مکرم به چه میزان بوده است؟ به نظر می رسد در میان اکثریت معتزله که در شهر عسکر مکرم در منطقه خوزستان فعال بودند، شماری از متکلمان امامیه نیز بودند که جریان کلامی امامیه در آن دیار را رهبری می کردند. هرچند اندیشمندان امامی یادشده به دلیل تعاملاتشان با معتزلیان در پاره ای از موضوعات کلامی با آنان هم فکر بودند، ولی در مسئله امامت، تا حدی موفق شدند دیدگاه معتزله بصره درباره افضلیت امیرمومنان(ع) را تغییر دهند. برجسته سازی اهمیت این شهر در عرصه کلام امامیه در میانه دو مدرسه کوفه و بغداد، یکی از نتایج این تحقیق به شمار می آید.
    کلیدواژگان: عسکر مکرم، کلام امامیه، اعتزال گرایی، ابن جبرویه، ابن مملک
  • عبدالرحمن باقرزاده * صفحات 51-70
    بالاترین جایگاه نزد مسلمین، جایگاه والای حضرت خاتم الانبیا(ع) است که هیچ جایگزینی ندارد. با تکیه بر اسناد معتبر و قطعی بین فریقین، که حاکی از حیات برزخی انبیاست، تفاوتی بین منزلت پیامبر اسلام، قبل و بعد از رحلت نبوده و تمام مسلمین، حضور در مضجع نورانی ایشان را با حضور در محضر نورانی اش در حیات مادی برابر دانسته و با شوق زایدالوصفی به زیارتش شتافته و به دعا و راز و نیاز با خداوند متعال می پردازند. با این حال ابن تیمیه حرانی، در قرن هفتم، به طرح نظریاتی پرداخت که نه تنها باور عمومی مسلمین در زیارت و اظهار ادب در مزار نبوی و... را نایده گرفته، بلکه غالبا بر آنها ادعای اجماع هم کرد. سوال مهم این است که آیا ادعاهای ابن تیمیه مبنی بر اتفاق نظر بین دانشمندان در دیدگاه های مزبور صادق است؟ این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به این موضوع پرداخته و با تکیه بر آثار اهل سنت، نادرستی غالب ادعاهای یاد شده را اثبات می کند.
    کلیدواژگان: پيامبر اکرم(ص)، مزار نبوي، ابن تيميه، اجماع، زيارت، دعا
  • زهره سعیدی * صفحات 71-88
    تاملی معرفت شناسانه بر مناظرات امام رضا(ع) با رویکرد بررسی مواجهه دین و عقل، نشان می دهد که ایشان با تایید کارکرد عقل، پیش و پس از ایمان دینی و تاکید بر نقش آن در رد یا تایید باورهای دینی، تحلیل و بررسی انتقادی اعتقادات دینی را جایز می شمرند و بی آن که «دلایل عقلی» را منافی «ایمان» به خداوند به شمار آورند، آن ها را در سنجش اعتقادات دینی کارآمد می دانند. با وجود این، به محدودیت عقل در اثبات قاطع اعتقادات دینی اذعان دارند و با در نظر گرفتن آن، در صدد «اثبات» اعتقادات دینی برمی آیند. با عرضه سه رویکرد متداول در تفکر غربی، یعنی عقل گرایی حداکثری، ایمان گرایی و عقل گرایی انتقادی، بر مناظرات امام رضا(ع) می توان به رویکرد امام رضا(ع) را در قرابت با عقل گرایی انتقادی لحاظ کرد که در عین این که امکان نقد و ارزیابی عقلانی نظام های اعتقادات دینی را تایید می کند، برخلاف هواداران عقلانیت حداکثری، به دنبال اثبات قاطع و مجاب کردن همگان نیست.
    کلیدواژگان: عقل گرایی، عقلانیت انتقادی، باورهای دینی، مناظرات امام رضا(ع)
  • عباس بخشنده بالی * صفحات 89-106
    بخشی از آیات نورانی قرآن کریم، بیان گر فضایل افراد خاصی است که کشف مصادیق آن آیات، نقش بسزایی در یافتن الگوهای زندگی و پیمودن راه سعادت دارد. «آیه تطهیر» از آن جمله است که پیامبر خدا(ص) و اصحاب، به خصوص همسرا ن آن حضرت، تلاش وافری در بیان مصادیق و اثبات انحصا ر آن در «اصحاب کساء» داشتند تا از هر گونه ابهام جلوگیری کنند. با این حال، اهداف گوناگون، زمینه ایجاد شبهه در مصادیق آیه را فراهم کرد، تا جایی که هر فرقه و مذهبی کوشید تا جمعی را بر مصادیق آن بیفزاید. از آن جمله، تلاش گسترده غالب اهل سنت بر وارد کردن همسران پیامبر(ص) در مصادیق و شمول عنوان«اهل البیت» بر آنان است. آنان جهت به کرسی نشان دادن ایده مزبور، روایاتی را دست آویز خود قرار دادند. سوال مهم این است که آیا روایات مورد ادعا برای اثبات مدعایشان وافی است؟ این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی موشکافانه مستندات روایی مزبور از زاویه منابع معتبر حدیثی و رجالی اهل سنت می پردازد. مهم ترین دست آورد نوشتار حاضر این است که دیدگاه برخی اهل سنت درباره شمول آیه تطهیر بر همسران پیامبر(ص) نادرست است، زیرا روایات متعددی از فریقین مبنی بر منحصر بودن آیه مورد نظر بر اهل بیت عصمت و طهارت وجود دارد. از سویی دیگر، سند برخی روایت هایی که ادعا می کنند، به شدت مخدوش بوده و نیز برخی تعمیم ها درباره همسرانی مانند «ام سلمه» بعد از نزول آیه مورد نظر است. بنابراین، نمی توان ادعاهای اهل سنت دراین مسئله را پذیرفت.
    کلیدواژگان: آیه تطهیر، همسران پیامبر(ص)، اصحاب کساء، اهل البیت، روایات نبوی
  • محمدصفر جبرئیلی *، محمدرضا آرمیون صفحات 107-126
    بحث از نخستین آفریده و مخلوق در نظام هستی، از مباحث و مسائل مورد توجه بشر است. به همین جهت، دیدگاه های متعدد و گاه متعارضی در بیان اندیشمندان دیده می شود. در اخبار و روایات اهل بیت(ع) از وجود ماده و مایه اولیه ای به نام «مکان»، «هوا» و «ماء» نام برده شده است. عالمان شیعی به فراخور رویکرد و استدلال، به آغازین بودن یکی از آن ها به صورت تعیینی و یا مترتب بر هم رای داده اند. این نوشتار، با تحلیل و بررسی روایات بر پایه قواعد فقه الحدیثی، «هوا» را نه به عنوان یکی از چهار عنصر اصلی، بلکه جو و فضای بی حدی که پیش از پیدایش هر گونه آفریده ای، حتی مقدم بر موجودات نوری، وجود یافته است، نخستین مخلوق و آفریده الهی دانسته است.
    کلیدواژگان: نور، هوا، مکان، ماء، نخستین آفریده
  • رضا برنجکار *، سعید رحیمیان صفحات 127-146
    ملارجبعلی تبریزی، رهبر جریان فلسفی مقابل حکمت متعالیه، در بحث اسما و صفات، دیدگاه کاملا متفاوتی با حکمت متعالیه، و نزدیک به دیدگاه کلامی دارد. او با نفی هر گونه سنخیت بین واجب و ممکن، و اعتقاد به تباین محض بین خدا و خلق، و نیز اعتقاد به اشتراک لفظی و نفی اشتراک معنوی در وجود و صفت واجب و ممکن، در وجودشناسی صفات، به نظریه نفی صفات و نیابت ذات از صفات می رسد. در معناشناسی صفات، از نظر وی چون هیچ مفهومی حکایت گر از ذات و کمالات خداوند نیست، الهیات اثباتی قابل قبول نیست. او سه نوع الهیات سلبی، فعلی و کارکردی را مطرح می کند که بر اساس آن ها، بازگشت اسمای الهی یا به سلب نقایص است یا به ایجاد کمال، و یا به کارکرد کمال. اما با طرح این گونه الهیات، مسائل و اشکالاتی مطرح می شود؛ نظیر: لزوم ارتفاع نقیضین، لزوم درج واسطه بین سلب و ایجاب، و عدم امکان اثبات خداوند. ملارجبعلی بر اساس مبانی خود به این اشکالات پاسخ داده است و در واقع، این اشکالات بر اساس برخی مبانی که مورد پذیرش حکیم تبریز نیست، مطرح شده است. مهم ترین نقص دیدگاه ملارجبعلی عدم توجه به معرفت فطری و قلبی خداست.
    کلیدواژگان: اسما و صفات، الهیات ایجابی، الهیات سلبی، الهیات فعلی، الهیات کارکردی، تباین، اشتراک لفظی