فهرست مطالب

مطالعات هنر اسلامی - پیاپی 29 (بهار 1397)
  • پیاپی 29 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/22
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محسن ناصری، زینب صادقی صفحات 1-27

    تاریخ‌نامه‌ها از آن‌ حیث که در خلال روایت روی‌دادها ناگزیر از اشاراتی به بستر حدوث وقایع نیز هستند، گاه با توصیفاتی از مصنوعات انسان همراه می‌شوند، که از این ‌رو در زمره منابع درجه‌اول پژوهش در باب مظاهر فرهنگ‌ و‌ هنر قرار می‌گیرند. یکی از این مظاهر، سازه‌های چادری است که در عصر تیموری متداول بوده و در تاریخ‌نامه‌های این دوران از جمله ظفرنامه یزدی، واژگان اصیل و متنوعی برای اشاره به انواع آن‌ها به ‌‌کار رفته است. اما به ‌علت رایج بودن کاربرد این مصنوعات در عصر تالیف و کم‌اهمیت بودن پرداختن به جزییات چنین اموری در نگارش تاریخ‌نامه‌های درباری، این سازه‌ها به ‌طور مختصر و به ‌مدد آرایه‌های ادبی وصف و تشبیه شده‌اند، که این قلت توصیف، مانع شناخت بسیطی از ویژگی‌های ظاهریشان می‌شود. خوشبختانه این کاستی را توصیفات سفرنامه کلاویخو، کتابی هم‌عصر ظفرنامه، مرتفع ساخته است. از آنجایی که جهان‌گردان و سفرنامه‌نویسان به امور خارج از رویه معمول سرزمین خود با علاقه بیشتری می‌پردازند، کلاویخو، سفیر دربار اسپانیا، نیز در شرح سفر خود به قلمرو تیمور، سازه‌های چادری آن دوران را به تفصیل توصیف کرده است. نوشتار حاضر، به روش کتابخانه‌ای، ابتدا به استخراج نام اصیل انواع سازه‌های چادری از درون متن ظفرنامه پرداخته و کاربرد مشخص هر واژه را بر پایه سیاق آن معلوم می‌کند، سپس با مقابله مضامین مشترک ظفرنامه و سفرنامه کلاویخو، جزییات بیشتری از آن‌ها عرضه و معلوم می‌کند برخی از این واژگان تا رسیدن به عصر حاضر، در اثر گذشت زمان و از دست رفتن مصداق، فراموش شده و یا معنایشان تغییر کرده است.

    کلیدواژگان: دوره تیموری، سراپرده، خیمه، بارگاه، خرگاه، سایبان
  • سیده الهام علوی زاده، سید غلامرضا اسلامی، فرح حبیب صفحات 28-58

    عدم تداوم ارزش های هنر و معماری اسلامی در طراحی ساختارهای نو در بافت های تاریخی، تهدیدی برای حیات این زمینه های ارزشمند شهری به‌حساب می آید. ازجمله بافت بازارهای سنتی ایرانی، محدوده های ارزشمند ولی مسیله داری هستند که روزبه‌روز دچار بحران های ناشی از تراکم عملکردی-کالبدی ساختارهای جدید کنترل نشده می شوند. این امر شناخت ویژگی های کیفی آن‌ها، جهت ظهور میان‌افزارهای معاصر منسجم با بافت را ضروری می سازد. در این پژوهش، باهدف تبیین زبان الگوی زمینه محور بازار سنتی به‌عنوان نمونه ای اعلی از هنر و معماری سنتی ایرانی، ابتدا با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی به‌عنوان زیرمجموعه روش تحقیق کیفی، اطلاعات لازم در خصوص زمینه محوری بازار سنتی جمع آوری و بر اساس مدل مستخرج از مبانی نظری پژوهش، موردبررسی قرار می گیرد. در بخش دوم با استفاده از روش تجزیه تحلیل بصری فرکتالی، میزان تناظر مولفه‌های کیفی زمینه محوری اجزاء بازار سنتی و الگوی هندسه فرکتالی بازار، با تاکید بر فضاهای باز و بسته، بررسی می شود. یافته ها حاکی از زمینه محوری بازار سنتی در سه مقیاس شهری، محله ای و داخلی است. تجزیه تحلیل بصری در سه مقیاس کلان، میانه و خرد، نشان دهنده انطباق ارزش های کیفی زمینه محوری با الگوی هندسی شبه-فرکتال، در تجلی عینی ذهنیت معنا گرای معمار سنتی است. مقیاس های هندسی فرکتال دربرگیرنده مقیاس های رفتاری-عملکردی، انسجام معنایی ناشی از جهان بینی وحدت گرا و پویای اسلامی را متجلی می سازند. در این میان الگوی متشابه تیمچه ها و الگوی فضای باز سراها به‌عنوان مراکز نیرومند مقیاس میانه، اتصال و انسجام مقیاس کلان و خرد را فراهم می آورند و متناظر با قانون توان معکوس بعد فرکتالی، هر چه اجزا خرد مقیاس تر می شوند بر تعدادشان افزوده می شود.

    کلیدواژگان: بازار سنتی، زمینه گرایی، زمینه تاریخی، هندسه فرکتال، بعدفرکتال
  • افسانه ناظری، مهدی حسینی، حسن رزمخواه صفحات 59-88

    مضامین عاشقانه در نگارگری به اشعار عاشقانه و شاعرانه فارسی به قبل از مکتب اصفهان بر می‌گردد.آثاررضا عباسی از جمله مضامین عاشقانه و تغزلی، سبک جدیدی را در طراحی و نقاشی ایرانی ابداع کرد.پیوند درونی اجزاء مختلف آثار تغزلی رضا با ترکیب بندی جدید و نه همچون آثار گذشته ولی با دوری از پرسپکتیو و سایه روشن و هماهنگ با فلسفه جدید صدرالمتالهین، فرهنگ و هنر روزگار عصر شاه عباس اول صفوی را به زیبایی تمام نشان می‌دهد.  آثاررضا بامضامینمختلفعاشقانه،عرفانی،حماسیواجتماعیهستند؛ که از میان آثار او  بهتحلیلچندنگارهازاینهنرمندبامضامینعاشقانهوتطبیقآنهاباآراءصدرالمتالهینپرداختهمی‌شود .رضانقشمایه‌هاوموضوعاتشاخصعاشقانهوعرفانیدرجهانپیرامونراکهدرلایه‌هایپنهانآثارشموجوداست، به‌ طوررمزگونه نمایانمی‌سازد. 
         عشق عفیف در آراء ملاصدرا، که در بعضی از آثار رضا، مطابق‌های تصویری آن را می‌توان یافت، از مشاهده شروع و به تمثیل و تمثل منتهی می‌شود که این خود سرآغاز دیگری است و در انتها به اتهاد عاشق و معشوق و یکی شدن با خداوند و وحدت وجود ختم می‌شود. هدفازپژوهشحاضردستیابیبهمبانیپنهانوآشکارعاشقانهنهفتهدرآثاررضاعباسی،هنرمنددربارشاهعباسوتطبیقومقایسه آن‌هابامولفه‌هایفکریصدرالمتالهیندربابعشقاست. از این روی، ابتدا آراء صدرا در زمینه عشق بیان می‌شود و در ادامه چند نمونه از آثار رضا عباسی که از نظر مضمون، تغزلی هستند و به نظر می‌رسد با آراء صدرا در زمینه عشق هماهنگ هستند، مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. بدینترتیب،درتحقیقحاضرباروشجمعآوریاطلاعاتوداده هابهصورتکتابخانه‌ایازکتاب‌هایموجودو اسناد تصویریموزه‌هاو بررسی داده‌ها، بهشیوهتحلیلی،تطبیقی، یافته‌هایی که به‌دست آمدمبین آن استکهاکثرآثار تغزلی رضاعباسیبامولفه‌هایفکری ملاصدرادربابعشقارتباطدارند.

    کلیدواژگان: نقاشی مکتب اصفهان، رضاعباسی، ملاصدرا، مضمون، عاشقانه، بانوی خیال پرداز
  • سمیه صفاری احمدآباد، اسماعیل بنی اردلان، محمدرضا شریف زاده، ایرج داداشی صفحات 90-110

    مبانی نظری حاکم بر نگارگری ایرانی به واسطه اندیشه اسلامی و تسلیم شدن در برابر شریعت الهی، مشروط به تعبیر خاصی از سنت تصویری بر پایه تجلیات معنوی گردیده است. بدین علت نگارگر مسلمان در خلق نگاره هایش در نگرشی تنزیهی، هیچ گاه وجود حق را قصر نمی کند، بلکه با نگاهی تشبیهی، عالم نگاره را مجلایی از مجال الهی و مظهری از مظاهر حق سبحانه می داند. لذا انگیزه این نوشتار؛ بررسی مفهوم تشبیه و تنزیه در شیوه مصورسازی نگارگر ایرانی، با تاکید بر نگرش محیی الدین ابن عربی در خصوص معرفت شناسی این دو واژه است. بر پایه یافته های تحقیق اعتقاد ابن عربی بر این اصل مهم پی ریزی شده که معرفت راستین بر پایه جمع میان تشبیه و تنزیه شکل می گیرد، همچنین سر تنزیه روی در اسم باطن حق دارد و سر تشبیه از احکام اسم ظاهر حق سبحانه است، بنابراین زوال حق از باطن و صورت های عالم، امکان پذیر نیست و این مفهوم به شیوا ترین بیان در قرآن آمده است و از آن جایی که هنرمند مسلمان به تاسی از مفاهیم معنوی شریعت اسلامی و قرآن دست به آفرینش اثر هنری می زند، و در نگاه ابن عربی قرآن و نگرش اسلامی حاصل اجتماع مفاهیم تشبیهی و تنزیهی است؛ لذا می توان نتیجه گرفت: عناصر تصویری موجود در نگارگری ایرانی _ اسلامی نیز، به گونه ای خاص زبان حقیقتی هستند که در عرصه عمل هنرمند، مبدل به بیانی جهت مصورسازی عالم دو بعدی در هییت نور واحد می شوند؛ که صفات و نسبت های حق را به دور از هر گونه اندیشه برابری کردن با آفرینش الهی؛ به عرصه ظهور می رساند. روش تحقیق در این نوشتار توصیفی _ تحلیلی بوده، همچنین ابزار و شیوه های گردآوری اطلاعات در بردارنده جستجوی کتابخانه ای است.

    کلیدواژگان: تشبیه و تنزیه، قرآن و فرقان، اسم ظاهر و باطن، نگارگری ایرانی، اسلامی
  • نگین لاری پور، ابوالقاسم دادور صفحات 115-143

    نمادگرایی یکی از اصول قدیمی فکر بشر است که از آغازین دوره‌های حیات وی در آثار هنری نمودی خاص داشته و بر اساس دیدگاه‌های اسلامی، نماد یا رمز، جنبه‌ظاهری و دنیوی ماهیتی معنوی محسوب می‌شود. هنرمند دینی در بیان مفاهیم و دادن صورت مادی به آن‌ها، ناگزیر به استفاده از زبان تمثیل است. ازجمله جایگاه‌های ظهور نمادها در هنر ایران، معماری است. با توجه به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های معناکاوانه معماری مسجد، با استفاده از روش نشانه‌شناسی به تحلیل مفاهیم نمادین و معانی روحانی این آثار هنری خواهیم پرداخت. عناصری که به‌عنوان نماد و نشانه در نظر گرفته می‌شوند علت کارکردی داشته‌اند و به‌مرورزمان تبدیل به نماد گشته‌اند.
    روش تحقیق توصیفی – تاریخی بوده، با رویکرد نشانه‌شناسی مبتنی بر نظریه «چارلز ساندرز پیرس» به بررسی الگوی وی در دلالت‌های ثانویه نقوش تزیینی و معماری مسجد وکیل شیراز، به‌عنوان بخشی از یک مطالعه نشانه شناختی پرداخته و سعی بر آن است که عناصر تزیینی و اجزاء کالبدی مسجد و تاثیری که در انتقال معانی و مفهومشان دارند، موردبررسی قرار گیرد. در ابتدا با تصویربرداری و مشاهده روشمند به میزان و نوع نشانه‌های به‌کاربرده شده و در بخش بعد به آنالیز و بررسی تک‌تک تصاویر و نمادهای آن‌ها در معماری مسجد وکیل می‌پردازیم.
    این پژوهش نشان می‌دهد که در هنر دوران اسلامی نشانه‌های شمایلی کمتر به‌کاررفته و در مواردی هم که این نشانه‌ها حضور دارد، هنرمند آن را از دلالت تشابه آزاد می‌کند و گستردگی معنایی به آن می‌بخشد. همچنین توجه به رابطه‌ای که هنرمند میان دال و مدلول برقرار می‌کند، می‌تواند دیدگاه‌های هنری وی را آشکار سازد. می‌توان گفت نقوش و نشانه‌های مسجد وکیل شیراز، در ابتدا تااندازه‌ای شمایلی و تااندازه‌ای نمایه‌ای بودند. در طی زمان نشانه‌ها به سمت نمادین و قراردادی شدن توسعه یافتند یا به‌عبارت‌دیگر در مقایسه با نشانه‌های حقیقی یا نماد، نمایه تااندازه‌ای رو به انحطاط رفت و شمایل حتی به نسبتی بیشتر رو به انحطاط رفت.

    کلیدواژگان: نشناسی، صورت، معنا، معماری مساجد، مسجد وکیل
  • علی اصغر جوانی، فرهنگ مظفر، فرزانه فرخ فر، اکرم محمودی صفحات 144-171

    ثواقب المناقب، شرح حال عارفان و صوفیان به خصوص مولانا جلال‌الدین محمد بلخی است که با کمی چاشنی، اغراق شده‌است. این اثر اولین بار توسط احمد بن محمد و بار دیگر توسط عبدالوهاب بن جلال‌الدین محمد همدانی در سال 947 هجری تلخیص و در سال 998 هجری به دستور سلطان مراد سوم عثمانی به ترکی ترجمه شد. از نسخه ثواقب‌المناقب، دو کپی مصور متعلق به مکتب نگارگری بغداد که در دوران استیلای حاکمان عثمانی در بغداد (اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری) تولید گردید، موجود است. تمرکز این پژوهش بروی فرم‌گرایی نسخه مصور ثواقب‌‌المناقب موجود در کتابخانه مورگان نیویورک است که به عنوان یکی از شاهکارهای مکتب نگارگری بغداد قرن دهم هجری شناخته شده است. این پژوهش با تکیه بر آراء کلایو بل، از مشهورترین و صریح‌ترین نظریه‌پردازان انگلسیی اوایل قرن بیستم میلادی، در حوزه فرم‌شناسی انجام خواهد شد. فرم‌شناسی رویکردی است به هنر که به جای تاکید بر محتوا، بر اهمیت شکل به منزله سرچشمه ی جاذبه‌ ی ذهنی اثر هنری پا می‌فشارد. بررسی شکل‌گرایانه ‌ی اثر هنری در درجه ‌ی نخست به تاثیر زیبایی‌شناسانه‌ ی اجزای تشکیل‌دهنده ‌ی طرح اشاره دارد. نتایج کلی تحقیق بر غلبه فرم‌های ساده، ‌بهره‌گیری از فرمت و الگوهای قراردادی، پالت رنگی متوسط، ترکیب‌بندی پویا و الگوپذیری از شاخصه‌های مکاتب نگارگری ایران و عثمانی دلالت دارند. کنکاش این تحقیق از حیث ماهیت بنیادین و از نظر روش، تاریخی تحلیلی است.

    کلیدواژگان: مکتب بغداد، نگارگری، ثواقب المناقب، فرم گرایی
  • علیرضا خواجه احمد عطاری، مسعود آذربایجانی، حمیدرضا شعیری، زینب حکمت صفحات 171-200

    خیالی نگاری اصطلاحی است برای توصیف نوعی نقاشی روایی رنگ و روغن با مضامین مذهبی، حماسی، رزمی، بزمی و عامیانه که در دوره قاجار بر اساس هنر مردمی و دینی و با اثرپذیری از سنت نقاشی مرسوم آن زمان، رواج پیدا کرد. برخی از محققین بر این باورند که این نوع نقاشی، همراه با حفظ تمامی ارزش‌های هنر سنتی و مذهبی ایران و به ضرورت نیاز و خواست مردم شکل گرفته است. این نقاشی ها سرشار از پیشینه موضوعی، مضمونی و ساختار بصری هستند که طی سالیان متمادی با وجود انجام پژوهش های ارزشمند همچنان دارای جنبه های کشف نشده بسیاری هستند. پژوهش پیش رو به دنبال این باور، در پی پاسخ به چیستی مضامین، موضوعات و ساختار بصری خیالی نگاری های دوره قاجار و چگونگی شکل گیری آنها (به صورت یکباره در دوره قاجار و یا تدریجی و نشات گرفته از هنر تصویری دوره های مختلف ایران) و این که چه پیشینه ای در تصویر نگاری هنر ایران دارند؟ در این راستا پژوهش پیش رو بر آن است تا با دست یابی به شاخصه های مضامین، موضوعات و ساختاربصری خیالی نگاری های دوره قاجار و هنر تصویری ایران، به وجوه اشتراک آن ها با خیالی نگاری ها در مضامین، موضوعات و ساختار بصری از دوره ایران باستان تا دوره قاجار و خیالی نگاری ها، به منظور راهیابی و دستیابی به پیشینه خیالی نگاری های دوره قاجار مورد مطالعه قرار دهد. هدف از این پژوهش دستیابی به پیشینه مضامین، موضوعات و ساختار بصری خیالی نگاری های دوره ی قاجار جهت انجام مطالعات علمی با رویکردهای مختلف است. روش تحقیق از نظر هدف جزء پژوهش های بنیادی و نظری و از نظر ماهیت و روش، توصیفی تطبیقی است و در گردآوری مطالب از شیوه ی کتابخانه ای استفاده شده است و آثار خیالی نگاری با شیوه تجزیه و تحلیل کیفی مورد مطالعه قرار گرفته اند. براساس این پژوهش می توان گفت: نقاشی‌ قهوه‌خانه‌ای یا خیالی نگاری،‌ شیوه‌ای خاص از هنر نقاشی و یکی از هنرهای مردمی و با سابقه‌ در‌ جامعه ی‌ ایرانی است که‌ از دل سنت‌های ایرانی سر‌ برآورده ‌و وجوه اشتراک بسیاری در مضامین، موضوعات و ساختاربصری با هنر دوره های مختلف ایران از عیلام تا صفویه داشته و بسیار قدیمی تر از آن چیزی است که‌ امروزه با عنوان نقاشی قهوه‌خانه‌ای شناخته می شود، و از نظر خصوصیات فیگوراتیو، مضامین و موضوعات عامیانه و مصالح به کار گرفته شده، خاص دوره ی قاجار بوده است.

    کلیدواژگان: نقاشی ایرانی، هنر قاجار، خیالی نگاری(نقاشی قهوه خانه ای)، مضامین، موضوعات، ساختاربصری
  • ایمان زکریایی کرمانی، زهرا خوشبخت، علیرضا خواجه احمد عطاری صفحات 201-228

    هنر تذهیب یکی از مهم ترین هنرهای اسلامی و قرآن‌آرایی به شمار می‌آید که طیف گسترده‌ای از ذوق و استعداد هنرمندان مسلمان را به نمایش در می‌‌آورد. مذهبان مسلمان از صدر اسلام همواره با بهره‌گیری از ذوق، خلاقیت و نوآوری سبک‌های مختلف هنر تذهیب‌ را شکل دادند. در میان مراکز مهم کتاب‌آرایی در سرزمین‌های اسلامی، شیراز همواره به عنوان یکی از مکاتب مهم کتاب‌آرایی شناخته می‌شود که درون خود و با گذر ایام سبک‌های مختلفی را در تذهیب، تشعیر و خوشنویسی شکل‌ داده است. در بین سبک‌های مهم کتاب‌آرایی مکتب شیراز می‌توان به قرآن‌های تزیین شده بین قرون 8 تا 13 هجری قمری اشاره کرد که سه سبک مهم در مکتب قرآن‌آرایی شیراز را شکل داده‌اند. شناخت و مطالعه‌ی سبک‌شناختی مبتنی بر مولفه‌های فرمی و دستیابی به ویژگی‌های اصلی سبک‌‌های مهم قرآن‌آرایی مکتب شیراز به عنوان مهم ترین هدف این پژوهش مطرح می‌باشد لذا به منظور دست‌یابی به این هدف اصلی از میان قرآن‌های این سه دوره یک قرآن عصر ایلخانی، یک قرآن عصر تیموری و دو قرآن مربوط به دوره‌ی قاجار به صورت هدفمند انتخاب شده است. پژوهش حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی و با رویکرد سبک‌شناسی صورت‌گرا انجام شده است. از جمله مهم ترین نتایج این پژوهش می‌توان به معرفی ساختار فرمی و ویژگی‌های سبکی این سه دوره اشاره نمود که می‌توان براساس ساختارهای فرمی این سه دوره را یگانه، پردیس و فرشینه نام نهاد. علت نام گذاری این سه دوره ویژگی‌ فرم‌های شاخص مورد استفاده در این سه عصر یا سه سبک است که این ادوار را از عصر پادشاهی و نیز نشانه گان عددی خارج ساخته و متناسب با ساختار فرمی نامگذاری شده اند.

    کلیدواژگان: فرر، سبک شناسی صورتگرا، مکتب قرآن آرایی شیراز، تذهیب قرآنی
  • سارا صادقی نیا، الهام حصاری صفحات 229-252

    مطالعاتی که تاکنون درباره آثار نگارگری مکتب هرات انجام شده، بیشتر از جنبه زیبایی شناسانه آن بوده و کمتر از منظر واقع گرایانه به آنها توجه شده است. یکی از ویژگی های واقع گرایانه در نگاره های این مکتب، بازتاب معماری اسلامی و عناصر تزیینی وابسته به آن است. کم توجهی به بررسی عناصر تزیینی در نگاره ها از این پیش فرض ناشی شده که نگارگری ایران عمدتا عالم مثال را نشان می دهد و از واقعیت مشهود فاصله بسیار دارد. در مقاله حاضر تلاش گردیده تا با کنار گذاشتن پیش فرض موجود، به بررسی میزان واقع گرایی تزیینات کاشی کاری نگاره های بهزاد پرداخته شود. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای داده های کتابخانه ای انجام شده است. بدین منظور تزیینات کاشی کاری 8 نگاره بهزاد انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفته است. سپس میان هر یک از تزیینات شناسایی شده با تزیینات مشابه در بناهای پابرجا از عهد تیموری مقایسه تطبیقی صورت گرفته است. نتایج بیانگر آن است که اغلب تزیینات کاشی کاری نگاره ها از لحاظ فرم، ساختار و رنگ متاثر از بناهای واقعی دوران تیموری است و انواع رایج تزیینات به کار برده شده در نگاره ها با تطبیق نقوش تزیینی و دقت در ساختار، کاشی های زیر لعاب، معرق هندسی، تک رنگ هندسی و پس از آن گره‌چینی آجر و هفت رنگ می باشد. این در حالی است که برخی دیگر از انواع کاشی کاری های رایج عصر تیموری همچون هندسی زیرلعاب، معرق گل و بوته، معقلی هندسی و بنایی در نگاره‌های بهزاد به کاربرده نشده است.

    کلیدواژگان: تزیینات کاشی کاری، عهد تیموری، مکتب هرات، نگاره بهزاد، واقع گرایی
|
  • Mohsen Naseri, Zeinab Saadeqi Pages 1-27

    As the histories record accounts, alluding to contexts of events is unavoidable; so they include some descriptions of the handicrafts belonging to the context, therefore, the histories can be placed among the main resources of art and culture subjects. Subjects such as tents, which were very usual in Timurid time. Different kinds of Timurid tents were introduced by various native terms in the histories such as Zafar-nameh. However, the tents due to being used routinely those days and writing about such things in the histories was disdained, there are few detailed descriptions of them in the book and most of them are couched in literary terms. So the lack of information cannot depict their characteristic features thoroughly. Fortunately, the absence is eliminated by Clavijo’s descriptions in his book, contemporary with Zafar-nameh. As the tourists and visitors are more interested in unusual things, which are almost rare in their lands, they give much more explanations. Clavijo, the ambassador of Spain, has compiled an extremely detailed account on the various tents during his journey to Timur territory. This article, based on resources, extracts the names referred to tents from Zafar-nameh at first, and a general meaning of each word according to the context. Then by the juxtaposition with Narrative of the Embassy of Ruy Gonzales de Clavijo brings the detailed descriptions to complete the depiction of various tents. However, passing the centuries after Timurid time and extinction of some kinds of tents have made their names disused and forgotten or their meanings completely changed.

    Keywords: The Timurid dynasty, enclosure, guyed tent, trellis tent, awning
  • Seyedeh elham Alavizadeh, Seyed Gholamreza Islami, Farh Habib Pages 28-58

    The lack of continuity of the values of Islamic art and architecture in the design of new structures in the historical context is a limitation and threat to the life of these precious urban areas. Among these, contexts of traditional Iranian bazaar , as valuable but problematic areas which have been subjected to the crisis of functional-physical constraints of new and uncontrolled structures, are the fields whose recognition of their qualitative features is essential for the emergence of coherent interactions with context. In this paper, therefore , aimed at explaining the language of the context-centered pattern of traditional market as an outstanding example of traditional Iranian art and architecture, first the analytical-descriptive method, as the subset of the qualitative research methodology, is used to collect and analyze the necessary information.In the second part, using the visual fractal analysis method , the correlation between the context-oriented quality components of the traditional market elements , was examined with a fractal geometry pattern, with emphasis on open and closed spaces. The findings suggest the context-orientation of traditional markets in urban, neighborhood and domestic scale in such a way that the visual analysis in three macro-, medium and micro scales confirms the overlapping of quality values of context-orientation with a fractal-likel geometric pattern manifested concretely in conceptual mentality of traditional architect. Fractal geometric scales embodying behavioral-functional scales reflects the semantic integration from unified and dynamic Islamic worldview. The patterns similar to (chambers) Timcheh and pattern for open spaces as strong centers of medium provides the junction and integration of macro and micro scale and corresponding to law of reverse power of fractal dimension, the more scalable the micro components are, the greater they are in number.

    Keywords: Traditional Market, Contextualism, Historical context, Fractal Geometry, context Scale
  • Afsane Nazeri, Medi Hosseini, Hassan Razmkhah Pages 59-88

    The romantic purpose of Persian poems in painting returned to times before Isfahan's school. Reza Abbasi’s works, including romance and lyrical themes, divised a new style in Iranian design and painting.The inner connection of various components of Lyrical works of Reza with the new composition not as the past works but away from the perspective, the shadow and in harmony of new Sadr-al-Mutalehin illustrate the culture and art of first shah abbas era's. Reza Abbasi’s works are of different romantic, mystical, epic and social themes. In the current study some of the artist’s images with romantic themes are analyzed in line with the ideas of Mulla Sadra. Reza mysteriously reveals the romantic and mystical motifs and subjects in the world around that are obvious in the hidden layers of his works. Afif's love can be found in the Molasadra's view and in some of Reza's work and start with an observation and ends with some allegories which is itself another beginning and at the end finished by accretion of love and beloved and being unify with GOD and unification.The objective of this study lies in the achievement of the principles of covert and overt romantic moods in the works of Reza Abbasi, Shah Abbasid artist, and matching and comparing them with the intellectual components of Mulla Sadra on Love. Thus, first, the views of Sadra in love will express and in the following, some of the works of Reza Abbasi, which are lyrical in contents and it seems to be alingned with Sadra’s votes on love, will be analyzed. To achieve this, in this study, according to the analysis, comparative and collection methods and through library data collection from the available books, museums and analysis of the gathered data, the gained results support that most of Reza Abbasi’s works are connected to Sadra’s intellectual components on Love.

    Keywords: Isfahan school of painting, Reza Abbasi, Mulla Sadra, theme, romantic love, “The Dreamer Lady”
  • Mohammadreza Sharifzadeh, Ismail Bani Ardalan, Iraj Dadashi Pages 90-110

    The theoretical basics governing the Iranian miniature are conditioned on a special rendering of the imagery traditions based on spiritual manifestations due to the Islamic thoughts and submission to divine religion. For the same reason, Muslim miniaturist never misses in his or her creation of miniatures and adoption of transcendental attitudes the existence of God; rather, adopting an immanence-driven approach to the artwork, s/he knows the world of the miniature as a materialization of the divine instance and a demonstration of the praised God’s appearance.
    Thus, the present study aims at investigating the concepts of immanence and transcendence in miniaturist’s illustration style via underlining Muhi Al-Din Ibn Arabi’s approach as regards the epistemology of these two concepts. Based on the study findings, Ibn Arabi’s belief has been laid upon the underlying premise that the true knowledge depends upon an integration of immanence and transcendence. Moreover, the secret of transcendence lies in the name of the God’s nature and immanence’s secret stems from the verdicts of the apparent name of the praised God. So, the world of possibilities cannot be stripped in its interior and exterior from the God and the topic has been most eloquently expressed in the Holy Quran; and, because the Muslim artist in his or her resorting to the spiritual concepts of the Islamic and Quranic canonization tries to create an artwork and considering the idea that in Ibn Arabi’s perspective the Holy Quran and the Islamic attitude are the outcome of integration of the immanence and transcendence, it can be stated that the pictorial elements extant in Iranian miniature are as well specific kinds of a real language that have been converted to an expression of the two-dimensional illustration world being given the form of a single light in the practical arena by the artist. God’s characteristics and attributes are manifested in the miniature away from any thought of equalization to the divine creation. The present study has been carried out based on a descriptive-analytical method. The information has been collected through library research.

    Keywords: immanence, transcendence, Holy Quran, moral criterion, apparent, inherent name, Iranian-Islamic miniature
  • Negin Laripour, Abolghasem Dadvar Pages 115-143

    Symbolism is one of the old principles of human thought that has been shown in the works of art since the beginning of its periods of life, and according to Islamic views, the symbol is the apparent and secular aspect of spiritual nature. The religious artist in the expression of concepts and the giving of material means to them is the use of the language of allegory. Among the positions of the appearance of symbols in Iranian art is architecture. Considering the meaningful capabilities of the mosque architecture, using the semiotic method, we will analyze the symbolic concepts and spiritual meanings of these artistic works. The elements that are considered as symbols are considered to be functional and have become symbolic over time.
    The method of research is descriptive-historical, with a semiotic approach based on the theory of "Charles Saunders Pierce" to examine his pattern in the secondary implications of decorative motifs and the architecture of the mosque in the Vakil mosque of Shiraz, as part of a semiotic study and try to It is to examine the decorative elements and physical elements of the mosque and the effect they have on translating their meanings and concepts. At first, using the method of shooting and observing the amount and type of signs used and in the next section, we will analyze and review each of their images and symbols in the architecture of the mosque attorney.
    This research shows that in the art of Islamic times less iconic signs are used, and in cases where these signs are present, the artist frees it from the implication of similarity and gives it a semantic meaning. Also, attention to the relationship that the artist makes between the signifier and signified can reveal his artistic visions. It can be said that the motifs and signs of the Vakil mosque of Shiraz lawyer were somewhat Iconic, and somewhat Indexical. During the time, the signs were developed towards symbolic and contractual terms, or in other words, compared with real signs or symbols, the Index became diminishing to some extent, and the Icon went even further into decline.

    Keywords: Semiology, Form, Meaning, Mosque architecture, Vakil mosq
  • Ali Asghar Javani, Farhang Mozafar, Farzaneh Farrokhfar, Akram Mahmoudi Pages 144-171

    "Tavaqib ol-Manaqib" is the biography of the mystics and the Sufis especially Mevlana Jalaluddin Mohammad Balkhi with a little exaggerated. This literary masterpiece was summarized by Ahmad-ibn-Mohammad and the next time by Abdulwahab-ibn-Jalaluddin-Mohammad-Hamedani in 947 A.H and it was translated into Turkish by the order of Sultan Murad of Ottoman Empire in 998 A.H. The focus of this study is on the illustrated version of "Savaghebol Monagheb" book in Morgan's New York library; produced during the rule of the Ottoman kings (the late tenth and early eleven century A.H) and introduced one of the masterpiece of Baghdad miniature school of the tenth century. Therefore, the edition feature of the form, are analyzed to identify the achievements of Baghdad Miniature School in the tenth century A.H. The question is that, what kind of miniature formality is in the "Tavaqib ol-Manaqib" as the chosen Baghdad miniature school? The overall result of the miniature analysis form of "Tavaqib ol-Manaqib" show that Baghdad miniature has been depicted in a coherent miniature feature. The study of this research in terms of the fundamental nature of the methodology, is an analytic-historical one.

    Keywords: Baghdad painting school, Miniature, Tavaqib ol-Manaqib, structure of form
  • alireza attari, masud azarbayejani, zeinab hekmat Pages 171-200

    Khialinegari is an expression for describing a kind of narrative painting which has religious, heroic, epic, lyrical and popular content. It spread in Qajar era according to folk art and religious art while was impressed by the tradition of conventional painting of that period. Some of the researchers believe that this kind of painting has created According to necessity and the willing of the people, whilst conserving all the religious and traditional values of the art of Iran. These paintings are full of presentive, thematic bases and visual structures. Although many valuable studies have been done during the years about it, there are lots of undetected aspects of Khialinegari. This article is looking for the answer of this question that "have contents, subjects and visual structures suddenly formed in Qajar`s Khabouialinegari or have they history in Iranian painting?" To answer this question and achieve the background of Khialinegari we try to study the features of a period of visual art of Iran, from the Ancient to Qajar era, for finding the common aspects of it in contents, subjects and visual structures with Khialinegari. It is a fundamental and theoretical research. This study has been executed using descriptive and comparative analysis methods. The results of this research has shown that Qahvekhane`e`s painting or Khialinegari is a particular style of painting art. It is one of the pop arts with a history in the Iranian society which has emerged from the Iranian traditions. What is known these days as a Qahvekhane`e painting is Qajar`s version of it that is different in terms of figurative features, contents, material and the slangy subjects belonging to Qajars era, but this kind of painting is very older than Qajar period.

    Keywords: Khialinegari, Iranian painting, Qajar art, themes, subjects, visual structur
  • Zahra Khoshbakht, Dr. Iman Zakariaei Kermani, Dr. Alireza Khaje Ahmad Atari Pages 201-228

    Illumination is one of the most important Islamic arts and Qur'an decoration, which displays a wide range of talents of Muslim artists. From the early days of Islam, Muslim illuminators have always used talent, creativity, and innovation to form various styles of illumination. Among the important book designing centers in the Islamic lands, Shiraz is always known as one of the most important schools of book designing in which various styles of Illumination, Ta'shir and Calligraphy have been created over the course of the years. Among the important styles of book designing of Shiraz school, there are decorated Qur'ans of eight to thirteen centuries (AH) which have formed three important styles of Qur'an decoration of Shiraz School. Recognition and study of stylistics based on form components and achievement of the main features of the important Qur'an decoration of Shiraz School are the main aims of this study. Therefore, in order to achieve this aim, among the Qur'ans of these three eras, a Qur'an of from the Ilkhanate era, a Qur'an from the Teimuri era and two Qur'ans from the Qajar era have been selected purposively. The present study is descriptive-analytical with formalistic stylistics approach. One of the most important results of this study is the introduction of the form structure and stylistic features of these three eras. The eras can be named as Yeganeh, Pardis and Farshineh on the basis of the form structures. The reason for naming these three eras is characteristics of the significant forms used in these three eras or styles.

    Keywords: Form, Formalist stylistics, Qur'an decoration of Shiraz school, Illumination of Qur'an
  • Sara Sadeghinia, Elham Hesari Pages 229-252

    The studies conducted so far on the Herat school’s painting were more related to the aesthetic aspects and paid rarely attention to them in realistic perspective. One of the realistic features in paintings of the school was the reflection of Islamic architecture and decorative elements attached to it. Little attention to investigate the decorative elements in paintings stems from this presumption that Iran’s painting mostly shows the world of Ideas and is far from the visible reality. In this paper, it is attempted to investigate the realism of tiling decorations of the Behzad’s paintings by removing the existing presumption. The present study seeks to answer the question that what extent is the status of using the motifs and tiling decorations in Behzad’s paintings and their adapting to decorative motifs of its contemporary architectural monuments’ tiling? The research method is descriptive and analytical based on library data. For this purpose, 8 Behzad’s paintings were selected and their tiling decorations have been analyzed. Then, the comparative comparison was performed among each type of the decorations identified with the same decorations in established monuments of the Timurid era. Results indicate that most tiling decorations of paintings are affected by the real monuments of the Timurid era in terms of form, structure and color, and the common types of decoration used in paintings are under glazed tiles, geometric faience mosaic, geometric monochrome and then brick’s Girihchini and painted tile through matching the decorative motifs and the accuracy of structure, while some other common types of the Timurid era’s tiling such as geometrical under glazed, mosaic floral, geometric Moaqely and masonry ones have not been used in Behzad’s paintings.

    Keywords: Behzad’s painting, Herat school’s, realistic status, Tiling decorations, Timurid era’s