فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 64، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/24
  • تعداد عناوین: 6
|
  • غلام رضا امینی خیابانی* صفحات 1-29
    قابلیت استراتژیک سازمان ظرفیتی پیچیده و چند سطحی است و ضمن نیاز به مهارت های محیط پژوهی و ارتباطی قوی، می تواند به بهبود عملکرد سازمان و دریافت بازخور با کیفیت از محیط منجر شود. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر 2 قابلیت استراتژیک یعنی حس گری محیط و کارآفرینی محوری بر عملکرد سازمانی و همچنین بررسی و تبیین نقش هوشمندی اجتماعی به عنوان متغیر میانجی در رابطه مذکور، در 2 سکانس کیفی و کمی طراحی و اجرا گردید. در مرحله کیفی، داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با جامعه آماری گردآوری و به روش مدل سازی معادلات تفسیری به منظور توسعه مدل پژوهشی تجزیه و تحلیل شدند. در مرحله کمی و برای توسعه فرضیات پژوهش و آزمون اعتبار مدل، از مدل سازی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، پرسنل شعب مختلف بانک قوامین در شهر تهران است که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند. نتایج نشان داد بهبود عملکرد سازمان ها بر دو مقوله متکی است؛ خلاقیت و شایستگی. همچنین یافته ها حاکی از آن بود که تعامل قابلیت های استراتژیک و هوشمندی اجتماعی از طریق خلاقیت و شایستگی به ارتقاء عملکرد سازمان منجر می گردد.
    کلیدواژگان: بانک قوامین، خلاقیت، شایستگی، عملکرد سازمانی، هوشمندی اجتماعی
  • همایون حریری، سیدمحسن میرباقری* صفحات 39-67
    در دنیای متغیر امروزی فرضیه های گوناگونی مطرح می شوند که از جمله می توان به فرضیه نوآوری بسته و در تقابل با آن فرضیه نوآوری باز اشاره کرد. نوآوری بسته به تمرکز درون سازمانی و تحقیق و تفحص داخلی اشاره دارد و بر پیشتاز بودن سازمان به صورت انحصاری تاکید می کند. در صورتی که نوآوری باز به استفاده از ایده های افراد و سازمان های دیگر در کنار ایده ی داخلی سازمان خود اشاره می کند که تعریف این فرضیه است و با رویکرد همکاری و استفاده از توانایی دیگر متخصصان اعم از افراد و یا سازمان سعی در باز نمودن افق های روشن دارد. هدف این مقاله طراحی مدل مدیریت نوآوری باز متناسب با مدیریت پروژه های تحقیقاتی می باشد. بنابراین پس از بیان ابعاد مدیریت نوآوری باز، پاسخ به سوالات پژوهش صورت می گیرد و با توجه به پیشینه تحقیق و نظر خبرگان ابتدا مدل مفهومی تحقیق طراحی گردیده است. در این پژوهش به منظور سنجش روایی مدل با بهره گیری از تجارب و نظرات خبرگان سازمانی و دانشگاهی استفاده شده و طی یک دوره دو ماهه در پرسشنامه ای کلیه ابعاد روایی از جمله: روایی محتوایی و شاخص های مرتبط با پایایی مدل پیشنهادی در در سازمان تحقیقاتی خودکفای نزسا محاسبه گردیده است. در سطح خطای 05/0، آلفای کرونباخ 95/0 بدست آمده که نشان دهنده پایایی بالا پرسشنامه می باشد. و نتایج بدست آمده از آزمون t نشان دهنده تایید مدل است.
    کلیدواژگان: نوآوری باز، نوآوری بسته، شبکه سازی، پروژه تحقیقاتی
  • وحید رنگ ریز صفحات 67-86
    تاثرات خدمات جبران خسارت که در دو دهه اخیر جایگزین واژه هایی مانند مدیریت سیستم مالی و سیستم پرداخت شده اند ، به کلیه امور مالی اطلاق می شود که کارکنان و مدیران ادارات، متناسب با نوع ادارات و شرایط محیط کار و همچنین ویژه گی های شغل و نحوه انجام کار از ان برخوردار میشوند .و در ایده های جدید مدیریت منابع مالی در راستای بهبود کیفیت و در نهایت مطلوبیت زندگی سیستم مالی مورد توجه خاص قرار گرفته است . مدیرریت مالی در یک ادارات چیزی بیش از ارضای نیازهای زندگی منابع مالی است .دریافتی های مناسب بر طرز سلوک و رفتار سطح زندگی ، قدرت خرید و سلامت روحی و روانی افراد یک جامعه تاثیر فراوان دارد و در نهایت باعث افزایش مهارت در اداراتها میگردد عدم رضایت از پرداخت نیز نه تنها بر مهارت اداراتها اثر منفی دارد بلکه کیفیت زندگی کاری شاغلین را نیز کاهش می دهد و در نهایت بر کاهش مهارت رفتارهای ناهنجار و مفاسد اجتماعی کارکنان ادارات می انجامد. تحقیق حاضر با هدف " تاثیر مدیریت سیستم مالی بر مهارت کارکنان ذیحسابی و امور مالی ناجا" از منظر کارکنان سطوح مختلف ستاد ناجا صورت گرفته است . نوع تحقیق کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی میباشد . جامعه آماری تحقیق 2200 نفر از کارکنان ذیحسابی و امور مالی ناجا میباشند که در نهایت با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بر اساس روش آماری کوکران حجم 327 نفر انتخاب و بر مبنای نها تحقیق صورت پذیرفته است . نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین مدیریت سیستم مالی و مهارت کارکنان ذیحسابی و امور مالی ناجا رابطه معنا دار مثبتی وجود دارد . بنابراین فرضیات تحقیق پذیرفته میشوند و در پایان پیشنهاداتی پیرامون متغیر های مستقل و وابسته تحقیق ارائه گردیده است .
    کلیدواژگان: انگیزه، خدمات رفاهی، کارکنان، مدیریت سیستم مالی، مهارت
  • محمدحسن مرادی، حسن پارسافرد* صفحات 87-116
    امروزه تربیت نیروی انسانی ماهر، متخصص و کارآمد از عوامل کلیدی و انکار ناپذیر توسعه سازمانی محسوب و در این مسیر آموزش تخصصی نقشی تسهیل گر، ضروری و مستمر برای تطبیق نیروی انسانی با شرایط متغیر سازمانی و محیطی دارد. این تحقیق با هدف بررسی نقش دوره های آموزش تخصصی ضمن خدمت بر توانمندسازی کارکنان رده های طرح و برنامه و بودجه ناجا انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات و اجرای آن، توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق تعداد 150 نفر از کارکنانی است که دوره های آموزش تخصصی را با موفقیت طی نموده و با استفاده از جدول مورگان، 108 نفر از کارکنان به صورت نمونه گیری طبقه ای به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد اسپریتزر و میشرا بوده و بر اساس آن نقش آموزش بر مولفه های توانمندسازی شامل احساس معنی داری، شایستگی، خودسامانی، موثربودن و اعتماد با بکارگیری نرم افزار SPSS در دو بخش توصیفی و استباطی تحلیل شده است. در تحلیل توصیفی با استفاده از جداول و نمودارها و در تحلیل استنباطی با بکارگیری آزمون کولموگوروف - اسمیرنف برای تعیین نرمال بودن داده ها و آزمون های تی تک نمونه ای برای بررسی رابطه بین متغیرها، تحلیل واریانس آنوا و تعقیبی توکی برای بررسی تفاوت متغیرها اقدام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دوره های آموزش تخصصی ضمن خدمت معاونت طرح و برنامه و بودجه ناجا در توانمندسازی کارکنان و تک تک مولفه های روانشناختی اشاره شده نقش موثری داشته است. همچنین نقش آموزش در توانمندسازی کارکنان از نظر عوامل جمعیت شناختی سن، تحصیلات، سابقه و نوع دوره آموزشی معنادار نبوده ولی از نظر عوامل محل خدمت و تعداد دوره ها معنادار بوده است.
    کلیدواژگان: آموزش ضمن خدمت، آموزش تخصصی، توانمندسازی، کارکنان
  • مصطفی لطفی جلال آبادی، محمود نیک کار مکرم صفحات 117-142

    پیاده‌سازی بودجه‌ریزی عملیاتی از مهم‌ترین چالش‌های دولت‌ها و نهادهای عمومی دنیا، به‌ویژه کشورهای درحال‌توسعه است. به‌کارگیری این روش بودجه‌ریزی به مزایای بسیاری در سطح سازمان منجر خواهد شد. مصرف بهینه منابع و در راستای اهداف سازمان، قابلیت بهتر مقایسه اهداف با نتایج و ایجاد چارچوب مناسب برای واپایش، اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد کارکنان از مزایای این روش بودجه‌ریزی هستند. این پژوهش درصدد شناسایی امکان اجرای نظام بودجه‌ریزی عملیاتی در یک سازمان دفاعی است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع پژوهش‌های تحلیلی است که در آن برای جمع‌آوری اطلاعات از هر دو روش کتابخانه‌ای و میدانی استفاده‌شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل 43 نفر از فرماندهان و افسران سازمان دفاعی پیش‌گفته است. نرمال بودن توزیع متغیرها، از طریق آزمون کلموگروف- اسمیرنوف تایید شد. به‌منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش از آزمون t تک‌نمونه‌ای و برای رتبه‌بندی شاخص‌ها از آزمون فریدمن بهره‌گیری شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد از نظر مصاحبه‌شوندگان، سازمان دفاعی از بعد توانایی، دارای توانایی ارزیابی عملکرد و توانایی فنی است. همچنین از حیث پذیرش، تنها پذیرش سیاسی لازم برای اجرای بودجه‌ریزی عملیاتی را داراست. همچنین آزمون فریدمن نشان می‌دهد که شاخص توانایی براساس نظر مصاحبه‌شوندگان از سایر شاخص‌ها مهم‌تر است.

    کلیدواژگان: بودجه ریزی عملیاتی، توانایی، اختیار، پذیرش، سازمان های دفاعی
  • مهدی سرابی، سید امیر رضا نجات صفحات 135-154
    محاسبه صرفه اقتصادی و مدت زمان صرف شده در ارتباط با فعالیت های اصلی پلیس و سایر امور محوله مرتبط با نظم و امنیت عمومی، موضوع بسیاری از تحقیقات اخیر بوده است. مشاهدات حاکی از آنست که تنها 20 درصد زمان شده توسط ماموران پلیس در ارتباط مستقیم با کشف جرایم و 80 درصد در سایر امور مربوط به نظم و امنیت عمومی بوده است. در این پژوهش فعالیت های روزانه پلیس در حوزه استحفاظی حومه یکی از شهرهای کشور کانادا بررسی و نشان داده شده است که نسبت هزینه کرد مالی پلیس به بودجه شهری در طول 30 سال نسبتا ثابت مانده و حجم فعالیت های پلیسی نیز با شیب ملایمی در حال افزایش است. این در حالی است که تعداد جرایم روندی کاهشی داشته است. همچنین کاهش نرخ جرایم علیه اموال مرتبط و متناسب با رشد جمعیت تشخیص داده شده است.
    کلیدواژگان: جنبه های اقتصادی امور پلیسی، فعالیت پلیس، جرم، نقش پلیس