فهرست مطالب

جامعه شناسی هنر و ادبیات - سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • سال دهم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدرضا شادرو، شهرام پرستش، حسن محدثی گیلوایی، یوسف پاکدامن* صفحات 1-36
    آیا مفهوم عشق در اشعار شاعران جوان امروز ایران با مفهوم عشق در اشعار شاعران کلاسیک این مرز و بوم تفاوت دارد؟ در این تحقیق، به این پرسش پرداخته شده و کوشش به عمل آمده است تا به تبیین آن پرداخته شود. به دیگر سخن، این تحقیق مواجهه ای است ادبی و جامعه شناختی با یکی از مهم ترین مضامین شعر ایران در ادوار گذشته و امروز. در پژوهش حاضر از روش مطالعه اسنادی و تکنیک تحلیل محتوای کیفی برای پاسخ دادن به مساله تحقیق استفاده کرده ایم. جامعه ی آماری این پژوهش، 9 کتاب شعر جوان دهه 80 بوده است که به روش هدفمند انتخاب شدند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مفهوم عشق در شعر کلاسیک و به ویژه غزل فارسی و شعر شاعران جوان امروز ایران، تنها لفظی مشترک است و کاربرد مفهوم عشق در هر یک از آن ها محتوای متفاوتی را منعکس می سازد . هم چنین می توان گفت که چرخش معنایی مفهوم عشق در شعر شاعران جوان امروز ایران، ناشی از زیست شاعر ایرانی در جهانی مدرن است. انسان مدرن تجربه های وجودی مشترک بشری را به نحو جدیدی تجربه و تعبیر می کند و با آن متناسب با وضع زیستی و اجتماعی خاص خود مواجه می شود.
    کلیدواژگان: عشق، شعر کلاسیک، شعر جوان، مدرنیته، تحول مفهومی، ایران
  • مسعود کوثری* صفحات 37-62

    زندگی بیدل دهلوی سرشار از تضادها است. این تضادها از زندگی دوگانه شاعر به مثابه سرباز-شاعر یا سرباز-صوفی نشات گرفته است. فرمالیسم بیدل، فرمالیسمی نخبه گرایانه (نظیر سبک عراقی) نیست که تنها در پی تعهدات زیبایی شناسانه شاعر باشد، بلکه فرمالیسمی است که بتواند تضادهای زندگی دوگانه شاعر به مثابه سپاهی- صوفی را حل کند. این امر البته به هیچ وجه به معنای آن نیست که در همه حال درک معنای اشعار بیدل ساده است و یا او تعهدی به ساده گویی دارد. برای او، شکل (فرم) هنری باید چنان باشد که دیگران (حتی مردم عامی) را وا دارد که با جان کندن و عرق ریختن روحی به معنای آن پی برند؛ معنایی که با نگاهی پساساختارگرایانه، سیال است و به هیچ وجه به قطعیت نمی رسد. از این رو است که از نظر بیدل فهم معانی شعر و نثر او «فهم تند» می خواهد. این مقاله در پی آن است که با نگاهی به برخی از ابیات و غزلیات بیدل نشان دهد که چه رابطه ای بین جامعه عصر بیدل و شعر او وجود دارد و او چگونه زبان را برای حل تعارض های زندگی دوگانه خود به کار می گیرد. کلیدواژگان: بیدل دهلوی، جامعه شناسی غزلیات بیدل دهلوی، فرمالیسم، سبک هندی.

    کلیدواژگان: بیدل دهلوی، جامعه شناسی غزلیات بیدل دهلوی، فرمالیسم، سبک هندی، سپاهی-صوفی
  • علیرضا دهقان نیری، مرضیه خلقتی* صفحات 63-93

    بر مبنای تئوری گروه خاموش، قدرت مسلط مردان در جامعه در ساختار مرد-ساخته زبان نیز تبلور دارد و زنان به راحتی نمی توانند با این زبان مرد ساخته به بیان خود بپردازند و از این جهت به گروه های خاموش تبدیل می شوند. هدف این مقاله آن است که دریابیم بر مبنای نظریه گروه خاموش از کرامارا و نظریه رتوریک سلطه از استارهاک، آیا استراتژی های سلطه یعنی تسلیم، تمرد، گوشه گیری و دستکاری در رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» نوشته زویا پیرزاد وجود دارد و اگر وجود دارد چه گروه هایی را شامل می شود. همچنین به مطالعه کنش های قدرت دهنده که توسط گروه های تحت سلطه برای مقاومت در برابر سیستم سلطه جو استفاده شده پرداخته می شود. به این منظور، هفت متن منتخب از این رمان با روش تحلیل محتوای کمی و تحلیل رتوریکی مطالعه شده اند. نتایج این مطالعه مطرح می کند که گوشه گیری و دستکاری بیشترین استراتژی های به کار رفته در رابطه زنان و مردان درون داستان است. نگاه پیرزاد به گروه در حاشیه فراتر از جنسیت است و طبقه، قومیت و مکان زندگی نیز می تواند مبنای شکل گیر این گروه ها باشد. پیرزاد در رمانش به کنش های قدرت دهنده به گروه های خاموش نیز توجه داشته است.

    کلیدواژگان: چراغ ها را من خاموش می کنم، گروه خاموش، رتوریک سلطه، رمان، زویا پیرزاد
  • سیاوش قلی پور*، جلیل کریمی، حسین قاسمی صفحات 95-125
    این مقاله به بازنمایی شهر در سینمای ایران در دهه های 70، 80 و 90 می پردازد. رویکرد نظری پژوهش مبتنی بر دیدگاه راب شیلدز در باب «فضاسازی اجتماعی» است. روش تحقیق تحلیل محتوی کیفی است. 18 فیلم انتخاب و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد: در دهه 70 بشتر زمان فیلم ها به درون خانه محدود شده است. آن بخشی هم که در بیرون خانه است به ابعاد فیزیکی، جمعیتی، مهاجرت، حاشیه نشینی و مناطق فقیرنشین تقلیل داده شده است. حیات شهری در این دوره چنان کم نمایش داده می شود که اسطوره-مکان «جامعه بدون شهر» شکل می گیرد. در دهه 80 ساخت و سازهای انبوه، تغییرات گسترده و گسترش نامکان ها در میان آثار سینمایی برجسته است. همچنین سویه های تاریک این تغییرات مانند قطبی شدن فضای شهر (فقیر/غنی) و آسیب های اجتماعی از قبیل فقر، بیکاری، اعتیاد، دختران فراری که در نهایت احساس یاس و سرخوردگی را در بین ساکنان شهر به وجود آورده است، اسطوره-مکان «سازندگی منفی و شهر سراب» را برساختند؛ در دهه 90 شهری بازنمایی می شود که پس از تغییرات و ساخت و سازهای گسترده ی دهه قبل اکنون به بن بست رسیده است. شهری که با ساختارهای عینی و متصلب خود در برابر ساکنانش قد علم می کند و آنها را به چالش می طلبد و در مقابل، ساکنان در برابر این ساختارها حالت انفعال در پیش می گیرند. مفهوم مرکزی بازنمایی شهر در این دهه «شهر متصلب و سوژه ناتوان» است. سرانجام، سینما با تاکید بر نماهای بسته و توجه به «خانه» کمتر تصویری از کلیت شهر ارائه می دهد و بر سویه های تاریک شهر متمرکز است.
    کلیدواژگان: اسطوره-مکان، بازنمایی، سینما، شهر، فضاسازی اجتماعی، هویت، نامکان
  • میثم فرخی*، رویا قلخان صفحات 127-152
    ین پژوهش کیفی به بازنمایی نقش مادران شهدای مفقود الاثر در فیلم های شیار 143 و بوسیدن روی ماه پرداخته است. در همین راستا تلاش بر این بوده است با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، دو فیلم مطرح شده تجزیه و تحلیل شوند. نتایج این تحلیل نشان می دهد نقش مادران شهدای مفقودالاثر در دو فیلم شیار 143 و بوسیدن روی ماه را می توان به 5 نقش اصلی (حمایتی، اخلاقی، دینی، عاطفی، آموزشی و سیاسی) تقسیم و طبقه بندی نمود. در حیطه نقش حمایتی مباحثی مانند تامین نیازهای زیستی، حفظ از خطر و مراقبت های پیشگیرانه، در بعد نقش اخلاقی محورهایی مانند هدایت عملی، توجه به موانع رشد، توجه به ارزشهای اعتقادی، در حیطه نقش دینی موضوعاتی مانند ایجاد عادات مذهبی، تمرین مضامین مذهبی- ارزشی، آیین ها و اعتقادات ایرانی-اسلامی، در بعد نقش آموزشی دیدگاههایی مانند علم آموزی و پاسخ دهی درست به سوالات و در مقوله ی نقش سیاسی مباحثی مانند جهت گیری سیاسی و ارزشگذاری به نظام از جمله مولفه ها و حیطه های فرعی حاصل از پژوهش می باشد که در مجموع معرف مولفه های مفهومی نقش مادران شهدای مفقودالاثر در فیلم های مذکور می باشد.
    کلیدواژگان: بازنمایی، سینما، سینمای دفاع مقدس، نقش، مادران شهدای مفقود الاثر
  • صدیقه نایفی*، اصغر جوانی، محمدرضا مریدی صفحات 153-187
    چکیدهنگاره "شتر ترکیبی همراه با ساربان" که امروزه در موزه متروپولیتن نگهداری می شود، از آثار نقاشی ترکیبی ایران و متعلق به ربع سوم قرن 10/16 است. مسئله اصلی در این پژوهش به حضور پیکره های انسانی کوچک تر با شاخصه های ظاهری متفاوت -که یکی از آنها در توصیفات موزه متروپولیتن راهبی بودایی معرفی شده است- و تفاسیر اجتماعی مرتبط با آنها معطوف است. بر این اساس، پژوهش حاضر می کوشد تا با استفاده از رویکرد تاریخ اجتماعی و نظریه بازتاب، بر مبنای اسناد و با روش توصیفی تحلیلی به مسئله چیستی هویت پیکره های انسانی متمایز کوچک تر و چرایی حضور آنها در نگاره یادشده و به بیان دیگر، برخی زمینه های اجتماعی مرتبط با طبقات اجتماعی پایین تر که با تصویرگری این اثر در ارتباط هستند، پاسخ دهد. در این راستا، از مهم ترین دستاوردهای این پژوهش، تعیین هویت پیکره های انسانی کوچک تر متمایز به عنوان قلندران صفوی است. ضمن آن که، حالات، ادوات و سایر ویژگی های پیکره های یادشده در هماهنگی با حالات قلندران (مانند خفته بودن در روز با پوستینی بر دوش) آیین های آنان (مانند جریده کشی و سقایی)، جایگاهشان نزد علما و حکما و فرجام برخی قلندران شورشی صفوی است.
    کلیدواژگان: نقاشی صفوی، نقاشی ترکیبی صفوی، پیکره در پیکره، شتر ترکیبی، تاریخ اجتماعی صفویه، نظریه بازتاب، قلندر
  • سارا شریعتی، زینب شفیعی* صفحات 189-229
    مقاله حاضر مطالعه ای اکتشافی در خصوص پدیده نوظهور در صنایع دستی مدرن در عصر شبکه ها در ایران است.در این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که پدیده نوظهور در صنایع دستی مدرن که خالقان آنها، آن را برند می نامند چیست و چه ابعادی دارد؟ بدین منظور توصیف دقیق و جامعی که حاصل مطالعه طولی و مشاهده مشارکتی سه ساله به روش مردم نگاری مجازی بر روی بیش از هفتصد برند صنایع دستی مدرن فعال در فضای مجازی است ارائه داده ایم. این توصیف جامع شامل چند بخش است. ابتدا در مورد شروع و روند شکل گیری هسته اولیه برندهای صنایع دستی در شبکه اجتماعی فیسبوک به عنوان مکان بازار و پس از آن انتقال به فضای اینستاگرام و تلگرام توضیح داده شد. سپس به شکل گیری بازار شبکه ای صنایع دستی مدرن که اجزای آن شامل خالقان برندها، دنبال کنندگان و مصرف کنندگان برندها،فروشگاه ها و گالری های مدرن صنایع دستی، وبگاه های عرضه محصولات برندها در داخل و خارج از کشور،نمایشگاه ها، خیریه ها و جشنواره ها پرداخته شد و در نهایت حوزه فعالیت و نام برندهای صنایع دستی مدرن ذکر گردید. نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که موج چهارم اقبال به صنایع دستی در قالب پدیده نوظهور در صنایع دستی مدرن، محصول گسترش و فراگیری شبکه های اجتماعی است. این پدیده جدید با کنش اقتصادی جوانان به خصوص زنان شکل گرفته و توسعه یافته است و این برندها شکلی از کارآفرینی هنری بر مبنای شبکه های اجتماعی هستند.
    کلیدواژگان: صنایع دستی مدرن، بازار مجازی صنایع دستی، کارآفرینی هنر، موج چهارم، شبکه های مجازی
|
  • Mohammadreza Shadru, Shahram Parastesh, Hasan Mohadesi Ghilavaee, Yusef Pakdaman * Pages 1-36
    Is the concept of love in the poem of Iranian young poets different from the concept of love in the poem of Iranian classical poets? In this research the above raised question has been dealt with and clarified as much as possible In other word this research is the literary and sociological confrontation with one of the most important subject matters of Iranian poem in the past and present periods. The methods used in this study to answer the main question were based on qualitative analysis and documentary studies. Statistics data of this study was based on nine poem books of young 80’s poets which were chosen quite purposely. The finding of this research shows that the concept of love in the classical poems and today’s young poems are only the same in the word of “love”. But basically the use of concept of love in each of them reflects different content and also in this research we found that the reason for this different in the Iranian young poets today is because of epistemic structure of Iranian society within the place of modernity as a tradition and a new concept of love has emerged in Iranian poetry The modern man experiences and interprets the common human existential experiences with a new adapted social and biological context
    Keywords: love, Classic poem, young poem, Modernity, conceptual transformation, iran
  • Masoud Kousari * Pages 37-62

    Abdul-Qādir Bedil’s life is full of contradictions and paradoxes. These paradoxes are the result of his dualistic life as soldier-poet or soldier-Sufist, a phenomenon which is unique in Iran. Meanwhile, the poets or writers with such paradoxical experiences are also very rare in the world. Bedil’s life is concerned with the difficult, fearful, adventurous, humoristic, rude atmosphere of militarism on the one hand and with ascetic, Sufistic, seclusionist life of a Sufist on the other hand. Therefore, Bedil can be contrasted to the typical figure of Iranian poets which are generally writer-poets. Focus on colloquial language, sympathy towards people, candor and divulgence are symptoms of rudeness of militaristic life in the turbulent society of late eleventh and early twelfth century (Hijri) India. On the other hand, his sufistic life is a combination of Iranian Sufism and the Indian mysticism of Upanishads. Bedil is not resentful of his or his fathers’ militarism and is prepared for it. Meanwhile, like the typical examples of Iranian-Islamic Sufism (e.g. Sanai, Attar, Jami and Rumi) and Indian Sufism (Buddhism and Hinduism), he seeks asceticism, avoids relations with royal court and focuses on the hidden aspects of Being. These two different worlds become unified with the unique language of Indian style. The extensive formalism of this language makes possible “secret speaking” and criticizing “governing power” with least harms and does not destroy his relations with the political system of Indian states. On the other hand it allows Bedil to express the everyday life (mostly with deriding and satirizing people’s life) by metaphors adopted from the colloquial language. Then Bedil’s formalism is not an elitist formalism (unlike Iraqi style) which is focused on aesthetic obligations of the poet, but is a formalism which can resolve the dualistic contradictions of the poet as militarist-Sufi. This does not mean that the understanding of Bedil’s poems is easy and he is obligated to speak clearly. In his view, artistic form should make people try hard to grasp its meaning. This meaning is fluid from a poststructuralist point of view and never reaches certainty. This is why the understanding of Bedil’s poetry and prose requires a “fast comprehension” in his own view. By giving examples from some of the Bedil’s poems, this article tries to show what kind of relationship exists between Bedil’s society and his poetry and how he uses language to resolve the contradictions of his dualistic life

    Keywords: Abdul-Q?dir Bedil, Sociology of Bedil’s Ghazals, formalism, Indian style
  • Alireza Dehghan, Marzieh Khelghati * Pages 63-93

    According to the muted group theory, domination of men in society is manifested in man-made structure of language, and women cannot express themselves in this language; thus, they become a muted group. This article aims to find out whether based on the muted group theory by Kramarae and the rhetoric of domination theory by Starhawk, are there any dominant strategies in the novel of "the lights, I'll turn off" by Zoya Pirzad and, if there is which groups are included? It also investigates empowered actions used by groups under domination to resistance against the dominant system. In this regard, seven sections selected from this novel have been analyzed using quantitative content analysis and rhetorical analysis. The study results suggest that withdrawal and manipulation are the main strategies in the relationship between men and women within the novel. In this novel, the muted group does not merely include women, and in some cases, the novel characters are not necessarily in a dominant or under domination position permanently. It seems that Pirzad's view to the muted group is beyond gender, and place of residence and class can be a basis for formation of these groups. In this novel, Pirzad has also considered empowered actions in muted groups.

    Keywords: Novel, Muted Group, Rhetoric of Domination, Zoya Pirzad, the lights, I-ll turn off
  • Siavash Gholipoor *, Jalil Karimi, Hossein Ghasemi Pages 95-125
    This article examines city representation in Iranin cinema in the 1370s, 1380s and 1390s. The theoretical process of the research is based on Rob shield’s view about Social spatialisation. The research method is qualitative content analysis. 18 movies are chosen and analyzed. The findings show that: in the 1370s most of the duration of the movies is limited to indoor affairs and the part that is dedicated to outdoor affairs is limited to physical, populational, immigrational, suburbanism and impoverished areas dimensions. Urban life of this era is underexposed insomuch that the space-myth “cityless society” is formed in the 1380s dense constructions, extensive changes and development of Non- placess is remarkable among cinema productions. Furthermore, the dull dimensions of these changes such as the polarization of city space (poor/ rich) and social harms such as poverty, unemployment, addiction, runaway girls which have eventually resulted in a sense of disappointment among city residents. Space-myths constructed “negative productivity and city mirage”; in the 1390s a city is represented which in the wake of changes and extensive constructions of the previous decade has now come to a dead end. A city which stands up against its residents using its visional and sclerotic structures and challenges them and in return, the residents take an inactive position against these structures. The central concept of city representation in this decade is “sclerotic city and disabled subject”. Finally, the cinema barely presents an image of city universalism and is focused on dull city dimensions in these few cases.
    Keywords: space- myth, Representation, cinema, City, social spatialisation, identity, Non- places
  • Meysam Farokhi *, Roya Ghalkhan Pages 127-152
    This qualitative research examines the role of the mothers of missing martyrs in 143 movie and kissing on the moon. In this regard, it has been attempted to analyze the two films using qualitative content analysis method. The results of this analysis show that the role of the mothers of the missing martyrs in the two 143 film and kissing the moon can be divided into five main roles (supportive, ethical, religious, emotional, educational, and political). In the supporting role of issues such as meeting the biological needs, protecting from danger and preventative care, in the dimension of ethical roles such as practical guidance, attention to the barriers to growth, attention to religious values, in the religious role of subjects such as the creation of religious habits, practice religious themes - Iranian-Islamic values, rituals and beliefs in the dimension of the educational role of views such as learning science and correct answers to questions and in the political role of topics such as political orientation and evaluation of the system, including the components and subfields derived from A research that collectively represents the conceptual components of the role of the mothers of the missing martyrs in Fayy These are the same.
    Keywords: : Representation, cinema, holy defense cinema, role, mothers of missing martyrs
  • Seddighe Nayefi *, Asghar Javani, Mohammad Reza Moridi Pages 153-187
    Reflection of Safavid Qalandars in "The Composite Camel with Attendant"Abstract Abstract Abstract Composite camel with attendant which is maintained in Metropolitan museum is the composite painting work of Iran and is related to third quarter of 10th -16th centuries. Like other composite painting of Safavid period, this painting has big figure in the center of its composition that is filled with smaller figures. This study is focused on the presence of human figures with different apparent features _one of which has been introduced as Buddhist monk in Metropolitan museum _and related social interpretations. accordingly, the issue of essence of distinguished and smaller human figures and the reason of their presence in mentioned picture; that is, social events which are related to depicting this work are tried to be answered by social history approach and reflection theory, documents and sources and descriptive-analytic method. Meanwhile, the most important findings include determining the essence of smaller human figures as Safavid bohemians (Qalandars) and pointing to the effect of them, their rites (such as Flag- Taking and Water- Carrying) and riots on depicting these smaller figures in mentioned painting.Keywords: Safavid paintings, Composite painting, Figures into figure, Safavid social history, Qalandar, Reflection theory.
    Keywords: Safavid paintings, Composite safavid painting, Figures into Figure, Safavid Social history, reflection theory, Qalandar
  • Sara Shariati, Zeinab Shafiei * Pages 189-229
    AbstractThis exploratory study of the emerging phenomenon of modern handicrafts in social networks era in Iran. In this article, we are looking for the answer to the main question, what is the emerging phenomenon of modern handicrafts, which the creators call brand, and what's dimensions they have? For this purpose, the precise and comprehensive description of the longitudinal and observational study with three years of netnography is presented about about more than 700 modern handicraft brands active in cyberspace. This comprehensive description includes several sections. First, it was explained about the beginning and the process of the formation of the primary core of the handicrafts brands in Facebook as a marketplace, and then the transfer to the Instagram and Telegram environment. Then, the emergence of a modern handicrafts network market, including brand creators(artizana), followers and consumers of brands, modern shops and galleries of crafts, websites for the supply of branded products at home and abroad, exhibitions, charities and festivals, and finally the field of activity and The name of modern brands has been mentioned. The results of this study show that the fourth wave of innovation in the field of handicrafts in the form of the emerging phenomenon of modern handicrafts is an result of the expansion of social / virtual networks. This new phenomenon has been shaped and developed with the economic activity of youth, especially women, and these brands are a form of art entrepreneurship based on social networks.
    Keywords: Modern handicrafts, handicrafts network Market, Art Entrepreneurship, Fourth Wave, Social Networks