فهرست مطالب

اندیشه و رفتار در روان شناسی بالینی - پیاپی 47 (بهار 1397)
  • پیاپی 47 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • سوسن علمداری، نسترن شریفی* صفحات 7-16
    اختلال وسواسی جبری، یکی از چالش های بزرگ روان شناختی عصر حاضر است. این مساله ضرورت انجام مطالعات مختلف و گسترده تشخیصی و درمانی در مورد این اختلال را مطرح می نماید. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه ی پاسخ های بیماران وسواسی و افراد بهنجار در شاخص سبک وسواسی آزمون لکه های جوهر رورشاخ است. به همین منظور، از بین بیماران وسواسی و افراد بهنجار شهر تهران، تعداد 120 نفر آزمودنی (60 نفر مرد و 60 نفر زن) 20 تا 50 سال، با روش نمونه گیری در دسترس انتخابو با کارت های رورشاخ مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج آزمون مجذور خی و برآورد حدود اطمینان نسبت، نشان داد که بین پاسخ های بیماران وسواسی و افراد بهنجار، در شاخص سبک وسواسی مثبت و متغیرهای این شاخص، تفاوت معناداری وجود دارد و در 68 درصد از پروتکل های بیماران وسواسی،  این شاخص مثبت بوده است. بین پاسخ های زنان و مردان وسواسی، دراین شاخص تفاوت معناداری وجود ندارد. به نظر می رسد، براساس یافته های این پژوهش، شاخص سبک وسواسی آزمون رورشاخ ، قادر به تفکیک بیماران وسواس فکری- عملی، از افراد عادی در نمونه بالینی ایرانی مورد مطالعه است و این شاخص می تواند به عنوان ابزاری موثر در تشخیص اختلال وسواسی جبری به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: آزمون رورشاخ، شاخص سبک وسواسی
  • رضا باقریان سرارودی، پیمان ادیبی، کریم عسکری، حسن مولوی، مرضیه سادات سجادی نژاد، فاطمه زرگر* صفحات 17-26
    کولیت اولسراتیو یکی از بیماری های التهابی روده است که عوامل روانشناختی نقش مهمی در ایجاد، سیر و تداوم آن دارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سازگاری روانشناختی و تیپ شخصیتی D در بیماران کولیت اولسراتیو و افراد سالم در شهر اصفهان صورت گرفت. مطالعه ی حاضر یک بررسی مورد- شاهدی بود.  نمونه بیماران شامل 60 بیمار مبتلا به کولیت اولسراتیو مراجعه کننده به متخصصین گوارش بیمارستان نور بود که به طور تصادفی انتخاب شدند. نمونه ی گروه کنترل از بین اعضای خانواده ی بیماران که مبتلا به بیماری گوارشی نبودند، انتخاب شدند. سپس دو گروه، پرسشنامه ی راهبردهای مقابله ای (اندلر و پارکر، 1990) و تیپ شخصیتی D (دنولت، 2005) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون مجذور خی، آزمون T و تحلیل واریانس چند راهه (مانوا) استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که در متغیر های راهبردهای مقابله ای و عاطفه پذیری منفی تفاوت معناداری میان دو گروه بیمار مبتلا به کولیت اولسراتیو و سالم وجود ندارد ولی مبتلایان به کولیت اولسراتیو بازداری هیجانی بیشتری نشان می دهند. نتایج این تحقیق نشان داد بیماران مبتلا به کولیت اولسراتیو در خصوص ابراز هیجانات منفی به دیگران مشکل دارند. بنابراین آموزش راهبردهای ابراز مناسب هیجانات منفی در درمان و پیشگیری این اختلال نقش مهمی دارد.
    کلیدواژگان: مهارتهای مقابله، تیپ شخصیتی D، عاطفه، بازداری، کولیت اولسراتیو
  • صفیه بهزادی*، سید افراز امین صفحات 27-36
    سو رفتار جنسی در کودکان به رفتاری اطلاق می شود که به نیت کسب لذت جنسی و بدون رضایت عقلانی فرد متقابل صورت گیرد. این پدیده آثار مخرب و پا برجایی بر وضعیت سلامت عمومی افراد قربانی می گذارد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی وضعیت سلامت عمومی دانشجویان با و بدون پیشینه ی سورفتار جنسی بود. به این منظور، طی یک پژوهش مقایسه ای پس رویدادی که جامعه ی آماری آن را 256 نفر از دانشجویان داوطلب مشغول به تحصیل دراستان تهران (پاییز و زمستان، 1395) تشکیل می دادند، وضعیت سلامت عمومی و پیشینه ی سو رفتار جنسی آزمودنی ها بررسی و مقایسه شد. نتایج آزمون های یومن- ویتنی (با تصحیح بونفرونی) نشان داد که سلامت عمومی گروه با پیشینه سو رفتار جنسی، نسبت به گروه  عادی کمتر است. همچنین از نظر آماری، در بین ابعاد متفاوت سلامت عمومی، تنها نشانگان جسمانی در بین دو گروه به شکل معنی داری تفاوت نشان داد که شکایت گروه با پیشینه ی بیشتر بود. لازم به ذکر است با وجود اینکه توزیع نمرات افسردگی در بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت اما بسیار نزدیک به سطح معنی دهی برآورد شد و مجددا گروه با پیشینه ی سو رفتار جنسی بود که شکایت بیشتری داشت. با توجه به سهل گیری های انجام شده در طی مراحل مختلف این مطالعه به نظر می رسد پدیده سو رفتار جنسی و عوارض ناشی از آن در کشور ما نیز جدی می باشد.
    کلیدواژگان: پیشینه ی سو رفتار جنسی، سلامت عمومی، دانشجویان ایرانی
  • قاسم عبدل پور*، عباس بخشی پور رودسری، مجید محمودعلیلو، شیوا محجل رضایی صفحات 37-46
    اختلال استرس پس از سانحه اختلالی است که با تجربه مجدد سانحه ی آسیب زا، اجتناب از محرک های یاد آورنده ی حادثه و برانگیختگی مفرط و تغییرات منفی در شناخت و خلق و خوی مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه باورهای فراشناختی و راهبردهای کنترل فکر در افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار بود. برای این منظور طی یک پژوهش  پس رویدادی، از بین افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ی خانواده های مراجعه کننده به کلینیک های روانپزشکی شهر تبریز، 40 بیمار مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و 40 فرد بهنجار با روش نمونه گیری در دسترس  انتخاب و از نظر باورهای فراشناخت، راهبردهای کنترل فکر و استرس پس از سانحه مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که میانگین نمرات باورهای فراشناختی و راهبردهای کنترل فکر در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه، از افراد بهنجار به طور معنی داری بیشتر است. به نظر می رسد بیماران مبتلا به استرس پس از سانحه راهبردهای کنترل فکر ناکارآمدتر و باورهای فراشناختی مختل تری دارند. هم چنین این یافته ها تلویحات مهمی را در زمینه ی آسیب شناسی روانی و درمان این بیماران دارند.
    کلیدواژگان: باورهای فراشناختی، راهبردهای کنترل فکر، اختلال استرس پس از سانحه
  • مهدی دهستانی*، زهره عزیزی صفحات 47-56
    افراد مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن به شدت نسبت به یک نقص خیالی یا بیش برآورد شده احساس نگرانی می کنند و دچار اشتغال ذهنی می شوند. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی طرحواره ی درمانی گروهی بر نشانگان بدریخت انگاری و طرحواره های ناسازگار اولیه ی دانش آموزان دختر با نگرانی اضافه وزن بود. برای این منظور، 30 نفر با نگرانی های مربوط به وزن از میان دانش آموزان انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه کاربندی شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از پژوهش از نظر وسواس فکری عملی و طرحواره ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایشی 12 جلسه ی طرحواره درمانی گروهی را دریافت کردند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره حاکی از آن بود که دو گروه از لحاظ متغیرهای بدریخت انگاری بدن، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل، گوش به زنگی و بازداری تفاوت معنی داری با یکدیگر دارند (p<0/05) در حالی که از لحاظ متغیر های بریدگی و طرد و دیگرجهت مندی تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد (p>0/05). به نظر می رسد که به وسیله ی طرحواره ی درمانی گروهی می توان میزان نشانگان بدریخت انگاری و طرحواره های ناسازگار اولیه در دانش آموزان دختر با نگرانی اضافه وزن را کاهش داد.
    کلیدواژگان: طرحواره ی درمانی، بدریخت انگاری بدن، نگرانی از اضافه وزن
  • احمدرضا کیانی چلمردی*، سجاد رشید، یاسمن جمشیدیان نایینی صفحات 57-66
    رفتار خودکشی مشکل عدیده ای در سراسر جهان است و همزمان، توجه تجربی کمی بدان شده است. نظریه ی بین فردی-روان شناختی مدعی است که تمایل به خودکشی در نتیجه ی حضور دو ریسک فاکتور تعلق پذیری خنثی[1] و ادراک سربار بودن5 است. هدف پژوهش حاضر تحلیل نقش میانجی مدل بین فردی خودکشی (ادراک سربار بودن، تعلق پذیری خنثی) در رابطه ی بین اهمیت داشتن و خودکشی در دانشجویان بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری 333 نفر از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی به روش نمونه گیری در دسترس انتخابو از نظر نیازهای بین فردی، اهمیت داشتن، و رفتارهای خودکشی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد  که اهمیت داشتن به طور مستقیم با متغیر نیازهای بین فردی و همچنین خودکشی رابطه دارد و نیازهای بین فردی نیز رابطه ی مستقیمی با خودکشی دارد. نتایج غیرمستقیم نیز نشان داد که اهمیت داشتن با میانجی گری نیازهای بین فردی با خودکشی رابطه دارد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که نظریه ی روان شناسی بین فردی خودکشی جونیر برای پیش بینی خودکشی از برازش مناسب و خوبی برخوردار است و متغیر اهمیت داشتن نیز می تواند در قالب این نظریه به پیش بینی بهتر خودکشی کمک کند و می توان برای پیشگیری از خودکشی از آن کمک گرفت.
    کلیدواژگان: روان شناسی بین فردی، اهمیت داشتن، خودکشی
  • احمد برجعلی*، سهیلا طالبی نجف آبادی، شهرام محمدخانی، نورعلی فرخی، عصمت دانش صفحات 67-76
    وسواس از اختلال های روان پزشکی ناتوان کننده است که اغلب مشکلات قابل توجهی را در روند معمول زندگی، کارکرد شغلی، فعالیت های اجتماعی و  روابط بین فردی ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر خودکارآمدی و درآمیختگی افکار در رابطه بین شیوه های فرزندپروری ادراک شده با نشانه های وسواس بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی از میان دانش آموزان دبیرستان های نوبت دوم تهران،349دانش آموز از 8 مدرسه انتخاب و از نظر نشانه های وسواسی- جبری، خودکارآمدی عمومی، درآمیختگی افکار و ادراک والدینی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد درهم آمیختگی فکر رابطه بین سبک فرزندپروری مادرو نشانه های وسواس و خودکارآمدی رابطه بین سبک فرزندپروری هر دو والد با نشانه های وسواس را به صورت منفی و معنادار میانجی گری می کند. به نظر می رسد مادرانی که الگوی ارتباط مادر- فرزندی آن ها ویژگی هایی از قبیل ارتباط رسمی، برجسته بودن مرزها و فاصله ها و عدم ابراز عواطف، تماس چشمی و در آغوش گرفتن دارند یا به شکل مشروط فرزند خود را می پذیرند، مانع از شکل گیری پذیرش نامشروط در فرزندان خود می شوند و مسوولیت پذیری بیش از حد، درآمیختگی فکر- عمل و وسواس را در فرزندان خود شکل می دهند.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی، درآمیختگی افکار، فرزندپروری ادراک شده، وسواس
  • محمدعلی بشارت*، فرزانه رنجبر شیرازی، الهه حافظی، توحید رنجبری صفحات 77-87
    دشواری تنظیم هیجان و سبک های دلبستگی نقش مهمی در شکل گیری اختلالات افسردگی، اضطرابی و وسواسی دارند. هدف پژوهش حاضر مقایسه ی دشواری های تنظیم هیجان و سبک های دلبستگی در افراد مبتلا به افسردگی اساسی، اضطراب فراگیر، وسواس فکری- عملی و افراد بهنجار بود. بدین منظور در یک پژوهش علی- مقایسه ای تعداد 160 شرکت کننده (40 بیمار افسرده، 40 بیمار اضطرابی، 40 بیمار وسواسی، 40 فرد عادی) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر  دشواری تنظیم هیجان و دلبستگی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج آزمون های تحلیل واریانس چند متغیری) و آزمون توکی نشان داد که بین گروه های بالینی با جمعیت بهنجار تفاوت معناداری در نمره ی کل دشواری تنظیم هیجان و سبک های دلبستگی وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که بین گروه های بالینی در دشواری تنظیم هیجان افراد مبتلا به اضطراب فراگیر و وسواس در مقایسه با افراد افسرده تفاوت معنادار وجود دارد. تفاوت آماری معناداری بین سبک های دلبستگی گروه های بالینی تایید نشد. از نتایج پژوهش حاضر می توان به منظور تشخیص و تمایز بین این سه اختلال شایع که همبودی بالایی دارند استفاده کرد. از نتایج این پژوهش می توان در تدوین برنامه های پیشگیرانه و درمانی مناسب برای مشکلات هیجانی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تنظیم هیجان، دلبستگی، افسردگی، اضطراب، وسواس فکری- عملی
  • محمدعلی بشارت صفحات 89-92
|
  • Susan Alamdari, Nastaran Sharifi * Pages 7-16
    Obsessive compulsive disorder (OCD) is one of the main psychological challenges of current era. This issue explains the necessity of undertaking various and extensive diagnostic and therapeutically investigations on this disorder. In this regard, the accurate assessment of the clinical signs of obsessive - compulsive disorder is a crucial factor to need the most suitable therapeutic   outcomes. The main purpose of this research is to compare responses of obsessive – compulsive patients with the ones of normal people, in Obsessive Style Index (OBS) of Rorschach inkblots test. In order to do this 120 people (60 men and 60 women) of 20 – 50 years old people were selected among obsessive – compulsive patients and normal people in Tehran using the accessible sampling method. All of the samples responded to Rorschach inkblots test. The result of chi – square indicated significant differences between of obsessive- compulsive patients and normal people in Obsessive Style Index and its variables, and 68% of obsessive- compulsive patient's protocols were positive. No significant difference was observed between male and female obsessive- compulsive patients in Obsessive Style Index. It seems, according to the findings of this study, the Obsessive Style Index is capable in seperation of obsessive- compulsive patients from normal people in the investigated clinical Iranian samples group  and  this index can be used as an effective tool for diagnosis of obsessive- compulsive disorder.
    Keywords: Rorschach test, Comprehensive System, Obsessive Style Index
  • Reza Bagherian, Sararoudi, Adibi Peyman, Karim Askari, Hasan Molavi, Marzieh Sadat Sajadinajad, Fatemeh Zargar * Pages 17-26
    ulcerative colitis (UC) is an inflammatory bowel disease in which psychological factors play an important role in creating, sustaining and exacerbating of it. This study aimed to compare the psychological adjustment and type D personality in patients with ulcerative colitis and healthy people in the city of Isfahan. This was a case-control study. The sample consisted of 60 patients with UC referred to gastroenterologists of Noor Hospital who were randomly selected. Control sample was selected from family members of UC patients who did not have gastrointestinal diseases.  Then the two groups completed Coping Strategies Questionnaire (Endler and Parker, 1990) and personality type D (Denollet, 2005). To analyze the data, Chi-Square test, T-test and multi-way ANOVA (MANOVA) was used. The results showed that there were no significant differences in coping strategies and negative affectivity between two groups of patients with UC and healthy people (P> 0.01), but patients with UC showed more emotional inhibition (P> 0.01).This study showed that patients with UC have problems in expressing of their negative emotions with others. So training appropriate strategies for expressing negative emotions plays important role in the treatment and prevention of this disorder.
    Keywords: Coping skills, Personality type D, affect, inhibition, ulceration colitis
  • Safieh Behzadi *, Seyed Afraz Amin Pages 27-36
    Although the definition of sexual abuse is slightly different for the child and the adult, but it generally refers to behavior that is intended to achieve sexual pleasure without mutual rational consent. Earlier studies indicate that this phenomenon has a devastating effect on the general and mental health of victims. The purpose of this study was to compare the general health status of students with & without history of sexual abuse. For this purpose, in a comparative post-event study that included 256volunteer students in Tehran (fall & winter 1395), the general health status and history of sexual abuse among subjects were studied and compared. The results of U Mann-Whitney tests (Bonferroni corrected), indicated that the general health of the group with a history of sexual abuse was more threatened than the normal group. Also among the different subscales of general health include Somatic symptoms, Depression, Anxiety and insomnia and Social dysfunction, only somatic symptoms was different significantly between two groups and it was more complained in abused group. It should be noted that distribution of depression was not significantly different between two groups, but it was near significant level and the group with a history of sexual abuse was more complained. Despite the simple research method and conditions in all various stages of this study, it seems that the phenomenon of sexual abuse and its complications is also serious in our country (Iran).
    Keywords: Sexual Abuse History, General Health, Iranian Students
  • Ghasem Abdolpour *, Abbas Bakhshipour, Majid Mahmoud Aliloo, Shiva Mohajjel Rezai Pages 37-46
    Post-traumatic stress disorder is a disorder characterized by repeated experience of traumatic event, avoidance of stimulus memories of the traumatic event and extreme arousal and negative changes in cognition and mood.The aim of this study was to compare the meta-cognitive beliefs and thought control strategies in patients with Post-Traumatic Stress Disorder and normal subjects. For this purpose, in a post-event study, among patients with Post-Traumatic Stress Disorder in families referred to the psychiatric clinics of Tabriz, 40 patients with post-traumatic stress disorder and 40 normal subjects were selected in an accessible method and they were tested in terms of meta-cognitive beliefs, thought control strategies and Post-Traumatic Stress. The results of multivariate analysis of variance showed that that the mean scores of meta-cognitive beliefs and thought control strategies in patient with Post-Traumatic Stress Disorder is significantly more than normal subjects. It seems patients with Post-Traumatic Stress have, thought control strategies that are less efficient and more disturbed meta-cognitive beliefs. The findings also have important implications for the psychopathology and treatment of these patients.
    Keywords: Meta-cognitive beliefs, Thought control strategies, Post-Traumatic Stress Disorder
  • Mehdi Dehestani *, Zohreh Azizi Pages 47-56
    People with body dysmorphic disorders always concern about an artificial or excessive deficit  and have mental obsession. The purpose of this study was to determine the effectiveness of group schema therapy on reducing body dysmorphic symptoms and early maladaptive schemas in girl students with overweight concerns.  For this purpose, during a two-stage sampling method, some students were chosen based on Cluster sampling method. Then, all students were screened using the Killen Weight Concerns Questionnaire (WCS) and 30 students were selected as the second stage of sampling in a simple random sampling and randomly placed in 2 experimental and control groups. During the experiment, obssesive compulsive thoughts and schemas were assessed, and also, 12 sessions of group schema therapy were used. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. The findings indicated that the two groups have significantly different meanings for body dysmorphic variables, impaired autonomy and performance, impaired limits, and over-vigilance and Inhibition (p< 0.05) disconnection and rejection and directedness (p> 0.05). Group schema therapy has been able to effectively useful in reducing body dysmorphic symptoms in girls with overweight concerns. Also, three domains of early maladaptive schemas (autonomy, limitation, and vigilance) from all five domains have been influenced by group schema therapy, decreased in scores.
    Keywords: Schema Therapy, Body dysmorphic disorder, Overweight Concern
  • Ahmadreza Kiani Chelmardi *, Sajjad Rashid, Yasaman Jamshidian Pages 57-66
    Suicidal behavior is a major problem worldwide and at the same time has received relatively little empirical attention. Interpersonal Psychological Theory believed that suicidalityy is caused by two risk factors of thwarted belongingness and perceived burdensomeness. The aim of this research was to Analyze the mediating Role of the Interpersonal Model of Suicide (perceived burdensomeness and thwarted belongingness) in relation between Mattering and Suicide in students. For this reason, through descriptive Research in the form of correlation and Structural Equation Model, 333 students of the University of Mohaghegh Ardabili selected by available sampling and Measured in regard to Interpersonal Needs, Mattering, and Suicidal Behavior. Correlation results showed that mattering has a direct correlation with interpersonal needs variable and also Suicide. Interpersonal needs have a direct correlation with Suicide. Indirect relations showed that mattering was correlated with suicide with mediating interpersonal needs. With regard to these findings, we can conclude that the joiner Interpersonal Theory of Suicide has a good fitness for predicting suicide, and Mattering variable can help us in predicting suicide within the scope of this theory and finally we can use it for preventing suicide.
    Keywords: Interpersonal psychology, Mattering, Suicide
  • Maryam Mahmoudi *, Sohayla Talebi, Najafabadi, Shahram Molamadkhani, N. A Farrokhi, E Danesh Pages 67-76
    Obsessive-compulsive is a disabling psychiatric disorder that often leads to significant problems in the usual way of life, job performance, social activities, and interpersonal relationships. The aim of this study was to determine the mediation role of self-efficacy and thought fusion in the relationship between perceived parenting styles and obsessive-compulsive symptoms. For this purpose, in the descriptive correlational study among second-grade high school students in Tehran, 349 students from 8 schools were selected and evaluated in terms of obsessive-compulsive symptoms, general self-efficacy, thought fusion and parental perception. Data analysis performed using structural equation modeling indicated that the thought fusion the relationship between mother's parenting style and obsessive-compulsive symptoms and self-efficacy mediate the relationship between each of two parent's parenting style and obsessive-compulsive symptoms negatively and significantly. It seems that mothers whose patterns of mother-child relationship show characteristics such as formal communication, highlighting borders and distances, and lack of emotion, eye contact and embrace, or accept their child's conditional form, prevent the formation of unconditional acceptance in their children and forming excessive responsibility, the formation of thought fusion and obsession in their offspring.
    Keywords: obsessive-compulsive, perceived parenting styles, self-efficacy, thought fusion action
  • Mohammad Ali Besharat *, Farzane Ranjbar Shirazi, Elahe Hafezi, Tohid Ranjbari Pages 77-87
    Emotion regulation difficulties and attachment styles play an important role in the formation of depressive, anxious and obsessive-compulsive disorders. The purpose of the present study was to compare difficulties in emotion regulation and attachment styles in people with major depression, generalized anxiety disorder, obsessive compulsive disorder, and normal individuals. For this purpose, 160 participants (40 depressed patients, 40 anxious patients, 40 obsessive-compulsive patients, 40 normal individuals) were selected by purposive sampling method in a causal-comparative study and were evaluated in terms of emotion regulation difficulties and attachment. The results of MANOVA and Tukey test showed that there was a significant difference between the clinical groups with normal individuals in total score of emotion regulation difficulty and attachment styles. The results also revealed a significant difference of emotion regulation difficulties between anxious/depressed patients and obsessive-compulsive patients. No statistically significant difference was found between the attachment styles of clinical groups. The results of the present study could be used in diagnosis and differentiate among these three high prevalent comorbid disorders. The findings could be used in preventive and therapeutical programs for emotional problems.
    Keywords: emotion regulation, attachment, depression, anxiety, obsessive compulsive disorder