فهرست مطالب

پژوهه باستان سنجی - سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال چهارم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • کورش محمدخانی*، سمانه نظیف صفحات 1-19
    محوطه های باستانی بسیاری در این مرزوبوم ناشناخته مانده اند و در این سال ها با بی توجهی و به بهانه ی رشد و توسعه ی شهرها و روستاها نادیده انگاشته شده اند. محوطه هایی که هر یک حلقه ای در زنجیره ی مطالعات تاریخ بشر هستند و وجود هرکدام برای خوانش صحیح فرهنگ گذشتگان بایسته است. در روستای کوخرد -که در شهر بستک استان هرمزگان قرار دارد- یکی از محوطه های باستانی کمتر شناخته شده ای وجود دارد که ساکنان روستا، آن را شهر سیبه می خوانند که در برخی از منابع مکتوب نیز به همین نام نوشته شده است. پراکندگی آثاری از دوران پیش ازتاریخ تا دوران متاخر اسلامی در اطراف منطقه کوخرد، وجود نقاشی های صخره ای از دوران پیش ازتاریخ تا اسلامی، سازه آبی ترنه (از سازه های ساخته شده در دوره ی ساسانی)، آرامگاه دو گنبدان و حمام دوره ی اسلامی، همگی از غنای این خطه خبر می دهند. در سال 1396، بررسی های باستان شناسی و به طور اخص بررسی آرکئوژئوفیزیک در این محوطه انجام شد. این نوشتار در پی معرفی محوطه ی باستانی شهر سیبه و بیان نتایج حاصل از بررسی ها است. با بیان مطالبی از منابع مکتوب بحث آغاز شده و در ادامه، با ارائه ی تصاویر، جداول تحلیل سفال ها، نقشه های حاصل از بررسی های آرکئوژئوفیزیک و نقشه های رقومی و مطالعه و تحلیل داده ها به سامان دادن مطالب پرداخته شده است. نتایج حاکی از آن است که اگرچه وجود برخی آثار در اطراف و نزدیکی محوطه ی باستانی بر این مطلب که این منطقه جغرافیایی، منطقه ای دارای استقرار در پیش از اسلام بوده، صحه می گذارد، اما نتایج مطالعات میدانی و سفال های سطحی، نگارندگان را در انتساب این محوطه به دوران پیش از اسلام دچار تردید نموده است.
    کلیدواژگان: بستک، کوخرد، شهر سیبه، بررسی های آرکئوژئوفیزیکی
  • مهدی رازانی*، یاسر حمزوی صفحات 21-33
    هدف این پژوهش ارائه شواهدی جدید مبنی بر استفاده از ملاط در آرایه‏ های معماری و اندودهای بدنه داخلی معبد صخره‏ ای ورجووی در دوره اسلامی است. معبد ورجووی ازجمله بناهای با تاریخ نه چندان دقیق در پیش از اسلام و با الحاقاتی منسوب به دوره ایلخانی است که در نزدیکی قبرستان تاریخی روستای ورجووی در فاصله 6 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مراغه در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. این معبد جزء مجموعه سازه‏ های زیرزمینی است که در بستر سنگی کنده شده و دارای بخش ‏های مختلفی ازلحاظ معماری در زیر روستای کنونی ورجووی است. تنها بخش معبد اصلی به واسطه تداوم استفاده در دوره اسلامی هیچ گاه مدفون و پوشیده نشده است. مابقی این مجموعه بزرگ، هم‏ اکنون در زیر لایه‏ های خاک پوشیده شده ‏است. تداوم استفاده از معبد، با تغییراتی در پلان‏ ها و همچنین آرایه‏ های معماری در دوره ‏های مختلف همراه بوده که از مظاهر آن حجاری ‏های روی بدنه و استفاده از نقوش و خطوط اسلامی، با آیات قرآنی و همچنین استفاده از آرایه‏ های معماری در قالب ملاط بسیار سخت و مقاوم ساروج و دیگر ملاط‏‏ های آهکی به همراه رنگدانه بوده است. با توجه به عدم شناسایی ترکیب و روش ساخت آرایه‏ های معماری این بنا در گذشته، در این مقاله ساختارشناسی و معرفی آرایه‏ های ساخته شده از ملاط‏‏ های بسیار سخت و فناوارنه معبد ورجووی انجام شده است. از جمله سوالات این تحقیق عبارت اند از اینکه: در کدام بخش ‏های معبد ورجووی از ملاط استفاده شده است؟ ملاط ‏‏های استفاده شده از چه نوعی هستند و از چه ساختار و ساختمانی برخوردارند؟ در همین راستا بر اساس مطالعات میدانی اقدام به نمونه ‏برداری از نواحی شناسایی شده و مشکوک به ملاط و بدنه سنگی گردید که با استفاده از آنالیزهای ساختارشناسی (پتروگرافی مقطع نازک-در شناسایی سنگ-XRD, XRF) اقدام به ارزیابی و مقایسه میان ملاط‏‏های بدنه و آرایه ‏ها و بستر سنگی آن گرفته شد. نتایج حاصل از پژوهش گویای این مهم است که در اندود بدنه‏ ها از ملاط گچ و آهک به همراه پرکننده پودر سنگ توف و خاکستر و همچنین الیاف گیاهی استفاده شده است و برای پوشش سطحی آرایه قطاربندی در فضای V6، از ملاط ساروج مهره خورده استفاده شده است.
    کلیدواژگان: معماری صخره ای، معبد ورجووی، آرایه معماری، ملاط، پتروگرافی، XRD، XRF
  • سید محمود طاهری، فرشید ایروانی قدیم، محمد علی کبیریان* صفحات 35-48
    امروزه استفاده از منطق و ریاضیات فازی در علوم و فنون گوناگون در حال افزایش است. باستان شناسی از علومی است که کمتر به روش های منطق و ریاضیات فازی توجه داشته است. اما به دلیل ماهیت بسیاری از اطلاعات و داده های باستان شناسی، استفاده از این روش ها در باستان شناسی می تواند مفید واقع شود. فازی در لغت به معنای مبهم و نادقیق است و ازآنجایی که در باستان شناسی داده هایی وجود دارند که مبهم هستند، استفاده از ریاضیات و منطق فازی می تواند راهگشای برخی تحلیل ها باشد. در پژوهش حاضر، در آغاز منطق فازی و لزوم استفاده از آن در باستان شناسی توضیح داده می شود. سپس شرایط و بخش هایی از باستان شناسی که در آن ها، ریاضیات و منطق فازی کاربرد دارد، بیان شده است و در انتها سازوکارهای استفاده از ریاضیات و منطق فازی در باستان شناسی شرح داده می شود. در ادامه یکی از سازوکارها، یعنی قابلیت اعتماد فازی و کاربرد های آن در باستان شناسی، به ویژه استفاده از آن برای بازسازی مجازی بناهای تخریب شده، بیان می شود. به عنوان مطالعه ی موردی، با استفاده از قابلیت اعتماد فازی، بنای نیمه تخریب شده ی برج طغرل، طی چند مرحله به صورت کامل بازسازی شده است. در هر مرحله بیشترین مقدار ممکن قابلیت اعتماد، انتخاب شده و در پایان، قابلیت اعتماد کل بنای بازسازی شده با استفاده از مقدار قابلیت اعتماد هر مرحله به دست آمده است. تعیین میزان قابلیت اعتماد مراحل بر اساس نظرات کارشناسان، ویژگی های فنی، معماری و جغرافیایی بوده است. این روش برای استفاده باستان شناسان و مرمتگران به منظور پس بینی علمی فرم سازه ها و اشیای از بین رفته و تحلیل های منتج از پس بینی، کاربرد دارد.
    کلیدواژگان: منطق فازی، نظریه ی امکان، بازسازی مجازی، قابلیت اعتماد فازی، برج طغرل
  • پرستو مسجدی خاک*، نگار شیرازی، حسن نامی، مهدی حاجی ولئی صفحات 49-60
    تولید ظروف سنگی از دوران نوسنگی آغاز شد، تولید و استفاده از سنگ های کلریت و استاتیت نیز از دوران مفرغ آغاز گردید. ایران از مهم ترین مراکز دارای معادن سنگ نرم جهت تولید این نوع ظروف است و محوطه‏ هایی همچون تپه یحیی و کنار صندل شمالی و جنوبی در استان کرمان از معروف ترین محوطه هایی هستند که در صنعت ساخت ظروف و اشیاء از سنگ های نرم فعالیت داشته اند. پژوهش های محدودی در مورد منابع خام این سنگ ها صورت گرفته است که بر روی نمونه های عصر مفرغ متمرکز شده بود و باوجودآنکه استفاده از این سنگ ها در دوره های تاریخی یا اسلامی نیز رواج داشته است، تنها پژوهش در این زمینه منحصر به تاثیر پخت وپز بر ساختار ظروف کلریتی بود. طی کاوش‏های باستان شناسی در محوطه شادیاخ که به قرون ابتدایی و میانی اسلامی متعلق است، قطعات مختلفی از این ظروف در لایه های باستانی به دست آمده است. سوالات این پژوهش: ظروف سنگی محوطه شادیاخ از چه جنسی هستند؟ و چه کانی هایی در بافت آن وجود دارد و میزان همخوانی ترکیب شیمیایی آن ها چه میزان است. هدف از این پژوهش ساختارشناسی ظروف سنگی شادیاخ است. در این پژوهش تعداد 16 نمونه مورد آنالیز قرار گرفت. هر 16 نمونه به روش XRD آزمایش شدند. به منظور تکمیل اطلاعات از این مجموعه 4 قطعه نیز به روش XRF  و 2 نمونه هم با روش SEM آزمایش شد. در این پژوهش نتایج این مطالعه نشان داد که نمونه ظروف شادیاخ با توجه به نتایج جنس استاتیت است مطالعه عناصر و کانی ها و تهیه نمودار برهم اندازی عناصر، نشان داد که نمونه های محوطه شادیاخ از یک منبع یا ساختار زمین شناسی ساخته شدند.
    کلیدواژگان: استاتیت، شادیاخ، نیشابور، XRF، XRD، SEM
  • نادر علیدادی سلیمانی*، حسن فاضلی نشلی صفحات 61-79
    نخستین کاوش های باستان شناسی که در دهه چهل خورشیدی در دو تپه باستانی«تل ابلیس» و«تپه‏یحیی» صورت گرفت؛ قدیم ترین لایه های استقراری را -که البته تاریخ نسبی آن به بیش از نیمه های هزاره ششم ق.م نمی رسد- به دوره نوسنگی نسبت داده است. کاوش های اخیر در تل آتشی بم نیز چالش جدیدی را پیش روی باستان شناسان در جنوب شرق ایران قرار داد. ضروری بود تا با انجام پژوهش و لایه نگاری در محوطه های برخوردار از این دوره مهم فرهنگی، ابهامات پیش روی و ایده های مطرح، سامانمند گردد. لذا با طرح این سوال که کدام محوطه باستانی دربردارنده لایه های دوره نوسنگی است؛ پژوهش و کاوش باستان شناسی تپه گاو کشی، باهدف آگاهی از وجود یا عدم وجود این دوره مهم فرهنگی در جنوب شرق ایران و سامان بخشیدن به ابهامات یادشده، آغاز شد. این تپه باستانی در دشت اسفندقه جیرفت و جنوب کرمان واقع شده است. بر پایه ی سه فصل لایه نگاری و کاوش لایه به لایه باستان شناختی، اسناد و مدارک به دست آمده و سالیابی مطلق صورت گرفته، این فرهنگ در اواخر هزاره هشتم ق.م، به پشتوانه فرهنگ های اسلاف خود به رشد، شکوفایی و بالندگی رسیده و طی هزاره هفتم ق.م تا پایان این هزاره، به حیات خویش ادامه داده است. این فرهنگ هرچند از ارتباطات فرهنگی تجاری منطقه ای و فرا منطقه ای در مصنوعات سنگی چون ابسیدین برخوردار بوده؛ اما در زمینه سبک سفال دارای مختصات فرهنگی مستقل است؛ و می توان گفت که در 7000 ق.م نوسنگی با سفال در محوطه گاوکشی آغاز شده است. از نیمه دوم هزاره هفتم ق.م، گاوکشی از ارتباطات فراگیر منطقه ای و فرا منطقه ای برخوردار شده و از بیشترین ارتباطات با محوطه های نوسنگی که در گستره استان امروزی فارس قرار دارد، برخوردار است. این نوشتار به ارائه گاهنگاری نسبی و مطلق تپه گاوکشی و شرح نتایج حاصله از کاوش های صورت گرفته می پردازد؛ و تلاشی خواهد داشت تا مختصات فرهنگی آن را در دو بعد محلی و منطقه ای تبیین نماید. بر این اعتقادیم که گاوکشی پنجره نوینی را برای ورود به این دوران در منطقه کرمان گشوده است.
    کلیدواژگان: گاوکشی، جنوب زاگرس، کرمان، جیرفت، نوسنگی، سالیابی مطلق کربن14
  • زهرا افشار* صفحات 81-92
    زیست باستان شناسی یک تخصص دانشگاهی میان رشته ای است که با مطالعه علمی بقایای اسکلت های انسانی به دست آمده از محوطه های باستان شناسی، پل ارتباطی بین علوم زیست شناسی، پزشکی، انسان شناسی و علوم اجتماعی برقرار می کند. سنگ بنای زیست باستان شناسی، تعامل متقابل بین فرهنگ و بیولوژی است. مطالعات روشمند، منسجم و علمی در این حوزه کمک موثری به درک مفاهیم پیچیده از هویت های اجتماعی مردمان و جوامع گذشته دارد. مطالعات بقایای اسکلتی انسانی در جهان، در ابتدا، رویکرد «نژادپرستانه» و «تبارشناسی» داشت اما بعدا و در طی 40 سال اخیر این گرایش های «خطرناک» منسوخ شده و انقلاب عظیمی در مطالعات زیست باستان شناسی ایجاد شده است. این تحقیقات به سمت مطالعات منسجم و علمی و در سطح جمعیتی (برای مثال: خویشاوندی ژنتیکی، رژیم غذایی، بیماری، سبک زندگی مردمان باستانی، تکامل بیولوژیکی و فرهنگی) قدم برداشته است. متاسفانه بقایای اسکلت های انسانی در ایران مورد بی مهری قرار گرفته و باستان شناسی ایران از اطلاعات علمی زیست باستان شناسی بی بهره است و اطلاعات و دانش ما در این خصوص بسیار محدود و ناقص بوده و درک درستی از پیشینان در ایران نداریم. این مقاله به معرفی رشته زیست باستان شناسی و مشارکت آن در مطالعات بقایای اسکلت های انسانی به دست آمده از محوطه های باستانی پرداخته است. علاوه بر آن، مروری بر تاریخچه و تکامل زیست باستان شناسی به عنوان یک رشته تخصصی از قرن 18 م. به بعد، اشاره به تاریخچه مطالعات بقایای انسانی در ایران و مسائل اخلاقی پیرامون بقایای اسکلتی انسانی دارد.
    کلیدواژگان: زیست باستان شناسی، پالئوپاتولوژی، میان رشته ای، بقایای اسکلت انسانی، اخلاق، ایران
  • سعید مهریار*، لاله مهدی نژاد اصل، هاله صنعتی ایرانی، سپیده مهریار صفحات 93-100
    سرآمد عمارت‏ های منطقه خان‏نشین ماکو به تحقیق پژوهشگران، کاخ مرتضی قلی‏خان اقبال‏السلطنه، سردار ماکو است. منطقه ‏ایی که با بهره‏ برداری از شیب زمین، به صورت باغ مطبق، گستره‏ایی در جهت شرقی-غربی دارد. بنای عمارت باغچه‏ جوق در حوزه مطالعات معماری حاکم بر منطقه ماکو در دوران قاجاریه، از جمله بناهایی است که به صورت کوشک در محوطه باغ تاریخی با مسطح نمودن عوارض طبیعی شیب دامنه آبرفتی این کوه ‏ها، باغ به ‏صورت مطبق بنیان شده ‏است. استفاده از انواع تکنیک‏ ها و فن‏آوری‏ های سازه‏ های سنتی رایج، مانند بهره‏ کشی از عوارض زمین در باغ مطبق، رعایت رون یا جهت عمارت‏ سازی در باغ‏، صفه‏ سازی، استفاده از مصالح بوم‏ آورد، استفاده از فضاهای مورد نیاز در حجم‏ سازی ساختمان، استفاده از فضاهای پروخالی، کاربرد در نماها و جداره ها از تکنیک‏ های آراستن از موتیف‏ های قفقازی و شرق آناتولی مانند نقوش برجسته انسانی و گیاهی الگوبرداری شده و به شیوه معماری سنتی ایرانی و در فضاهایی که جوابگوی روح ایرانی است، استفاده گردیده است. اقبال‏السلطنه به واسطه سفرهایی که به فرنگ داشته ‏است، اقلام و موارد بسیاری را به عنوان الگوی زندگی با خود به همراه می‏آورد که در تکامل این شیوه زندگی در فضای معماری عمارت تاثیر می ‏گذارد. گرچه تزئینات وابسته به معماری این بنا در طی دهه‏ های گذشته متحمل آسیب فراوان شده‏ است، اما نمونه‏ های باقیمانده به لحاظ مصالح بوم‏ شناختی در شکل و فرم، دارای نمونه‏ های منحصربه‏ فرد تقابل سنت و مدرنیته است
|
  • Kourosh Mohammadkhani*, Samaneh Nazif Pages 1-19
    There are many archaeological sites in Iran that have been remained unknown and have been ignored during these years with our neglect and under the pretext of the growth of cities and villages. The study of these sites, each of which is a ring in the history of human studies, is necessary for the correct understanding of the culture of the past. In the village of Koukherd -which is located in Bastak, Hormozgan province- there is a less well-known ancient site, which is called “Sibeh” by inhabitants of the village as well as in some written documents, too. Today, the ancient city of Sibeh is located on the southwest of the village of Koukherd, where a several residential houses are built on the site core zone of the historic city in the north-east. The dispersion of remains from prehistoric to the late Islamic era around the Koukherd region, the existence of rock paintings from prehistoric to Islamic, the water structure of Tereneh, which is constructed in Sassanid period and the Islamic tomb of Dogonbadan, all demonstrate the richness of this region. In 2017, archaeological surveys and in particular, the geophysical survey were carried out by the archaeological mission under the direction of Mohammadkhani in the ancient site of Koukherd village. The collect of some of sherds pottery were one of the actions carried out during the archaeological surveys. Glaziers and design of the collected pieces indicate their belonging to the Islamic period, but their exact dating will definitely require more studies and experiments in the future. Other activities were included studying, photographing, and survey of two tomb building and bathroom/Hammam which carried out by the archaeologists. The purpose of this research was to introduce the ancient site of Sibeh city and to express the results of the surveys which will cause acquaintance with this ancient site and future supplementary studies by other researchers. At first, the contents from written sources was presented where it was tried to provide a brief description of the site. In the following, with the pictures and short written, two ancient buildings, the tomb and the bathroom/Hammam were introduced. Also, by presenting the tables of pottery analysis, got acquainted with the site's pottery and by showing maps obtained from geophysical surveys and digital maps, and studying and analyzing data, the contents have been arranged. One of the including activities done in these surveys was the determination of the site core zone of the ancient city of Sibeh, and the identification of archaeological monuments in the sphere of influence of site that included the tomb and the bath/Hammam. With geophysical surveys, subsurface structures appeared in different parts of the site. The most important anomalies appeared in the magnetic survey in the eastern part of the ancient site are regular linear anomalies, which are marked on the map (Fig. 10) in the western part of the Sibeh bath/Hammam area and show a rectangular structure that is located in the northwest corner of another square structure. In the west of the Sibeh city, in the cemetery part of the Dogonbadan - because of the existence of the Bunjeron part/Stone town and ancient graves, the eastern part of the Dogonbadan was selected for magnetic survey - in the north part of the magnetic map, there are regular linear magnetic anomalies that clearly indicate the plan of subsurface structures. Although the existence of some monument around the archaeological site confirms that this geographic area has been settlement in pre-Islamic, the results of this fieldwork and superficial pottery samples studied have lead the authors to doubt about assigning the site to pre-Islamic period.
    Keywords: Bastak, Koukherd, Sibeh city, Archaeogeophysical surveys
  • Mehdi Razani*, Yaser Hamzavi Pages 21-33
    Temple of Verjuy or Mehr Temple is one of the particular monuments in the type of regional architecture, in the slope of Sahand volcano; has been located in Verjuy village in the suburbs of the Maragheh city, East Azerbaijan province, Iran. The Verjuy researchers believe that this building belongs to the Mithraism religion which is an Iranian ancient religion (248 BCE-224 CE). But, new excavation around the temple demonstrated that this building is a part of underground rocky architecture with an unclear date and history. Underground Verjuy temple has seven spaces with a number of holes which are connected to each other. According to the literature, the temple was a worshiping place before Islam, but since then, the evidence show that it was used as a mosque. The architectural decorations of the temple have not been taken into consideration and in general, a lot of references, repeat the first information related to the history, usage and stone carving of this temple. As the specific architectural decorations of this monument have not yet been scientifically studied, the exploring variety of architectural decorations as well as the characterization of materials used for making the decorations of this building would be one of the main objectives of this research. Based on the results obtained, the main decorations of temple are including: carving of Islamic Arabesque and Quranic inscriptions as well as Moqarnas decoration inside the dome of the main space of the building. The results also showed the application of mortar on architectural decoration as a plaster inside the building and also on the surface of Moqarnas as a very thin layer in Islamic era. Moreover, the field work (redrawing the plan of temple and describe of architectural spaces as a documentation of architectural decorations with photography) and sampling of plaster along with XRPD, XRF and thin section petrography analysis were done. The results of this research show that, except for stone decoration, there is another decoration with lime base mortar in cover of Muqarnas work and some other places of the building, that this new finding is reported for the first time. This finding showed the application of the building during different periods and it is possible to attribute the earliest works and shreds of evidence of the use of the original dome in its new use in the Islamic era, to the Ilkhanid period.
    Keywords: Architectural Surface, Verjuy Temple, Rocky Architecture, Mortar, Petrography, XRF, XRD
  • Seyed Mahmoud Taheri, Farshid Iravani Ghadim, Mohammad Ali Kabirian* Pages 35-48
    Nowadays, the use of fuzzy mathematics and fuzzy logic are increasing in various sciences. Archaeology is one of the sciences that is less attended with the methods of fuzzy mathematics and fuzzy logic. Due to the nature of many archaeological data, however, the use of such methods in archaeology can be beneficial. In this research, it has been tried to explain applications of fuzzy logic and fuzzy mathematics in archaeology. This research have six sections. In the beginning, history of using fuzzy logic in archaeology is presented. Then, fuzzy logic is explained, and in section three, necessity of using fuzzy mathematics and fuzzy logic in archaeology are explained at first and then, situations, parts and mechanism of using fuzzy mathematics and fuzzy logic in archaeology are explained. Situations are where the use of fuzzy mathematics and fuzzy logic are useful, including: when the collected data/documentation/information are imprecise, when the relationships between the variables are imprecise and when there is disagreement between archaeologists. Parts of archaeology where fuzzy logic and fuzzy mathematics are applicable include descriptions of data and analysis of data, postdiction, and decision making. The mechanism of using fuzzy mathematics and fuzzy logic in archaeology include fuzzy reliability, designing of fuzzy inference system, and the use of fuzzy statistics. In section four, virtual reconstruction in archaeology is presented. In section five, the fuzzy reliability is explained and its applications in archaeology are described. One of the applications of fuzzy reliability is its use for the virtual reconstruction of destroyed buildings. And finally in section six, to show the process of this method, as a case study, a semi-destructive structure is reconstructed by using fuzzy reliability. The Toghrul Tower, where a small part of tower is collapsed, is selected for such a case study. Of course, this method is applicable to buildings where a lot of them have been destroyed, and to complex buildings. To determine the characteristics, experts commented on technical, geographical, architectural elements of building. Reconstruction is done step by step and in each step, the reliability is calculated. The reliability of the final model is obtained by combining the reliability of the steps. To obtain reliability, two methods have been suggested: use of expert opinion or mathematical/statistical analysis. The Toghrul Tower is reconstructed in comparison with its similar buildings, as well as architectural and technical analysis. Finally, the form of Toghrul Tower was recognized with determined possibilities. This method is beneficial to the archaeologists and conservator for the scientific prediction and postdiction of the structures and objects.
    Keywords: Fuzzy Logic, Possibility theory, Virtual Reconstruction, Fuzzy Reliability, Toghrul Tower
  • Parastoo Masjedi Khak*, Negar Shirazi, Hassan Nami, Mahdi Hajivaliei Pages 49-60
    Using the stones to make tools and vessels dated back to Paleolithic and Neolithic periods. Stones so called soft stones, along with the alabaster, are one of the most famous stones that have been used to produce vessel in Near East, where they are in use currently in different applications. Soft stone vessels reach to highest level of flourishing during the Bronze Age and its geographical exchange area stretches from India in east to Syria in west. Iran, as one of the most important places of this kind of stones, was a potentially center in this trade and archaeological sites such as Tape Yahya and Konar Sandal in Kerman province are some of the most famous sites in making and exporting this kind of objects. Although soft stone vessel making continued during historical to Islamic era, but this industry has been neglected by researchers and archaeologist. In addition, until now morphological and artistic reports and archaeometry studies have focused only on Bronze Age vessels. During six seasons archaeological excavations at an Islamic Archaeological site called Shadyakh near to modern city of Neyshabur (about 2 km south east of Neyshabur), which its date goes back to Early and middle Islamic period, many cultural objects, like the pottery, glass, metal, bones, human skeletal, plaster, and architectural remains have been discovered. Beside of these samples, several pieces of soft stone vessels were discovered from several archaeological excavations. No evidence of workshop or crafting was reported and according to geological reports around this region, no outcrop of soft stone was seen. Although that these vessels are important, no study have yet been conducted on them. At this research, the vessels have been archaeometrically studied. The main objective of this research was to gain the information about the structural characteristics of soft stone vessels recovered from this site. Before this, Kohl and his collogues in 1979 carried an investigation on large amount of Bronze Age archaeological samples from Middle East. They found several main groups and a mine around Mashhad was recognized. Other researches on soft stones include Razani’s M.A and Imami and his colleague’s researches on new chlorite mines of Ashin; and Afshari Nezhad and Razani’s research on structural characterization and conservation of Jiroft cultural basin’s chlorite vessels. The only research on historical and Islamic soft stone vessels was about the effect of cooking conditions on structure of vessels. At this research, totally 16 samples from different seasons of archaeological excavations of Shadyakh were collected and analyzed by XRD, 4 sample analyzed by XRF, and 2 samples by SEM. The results of XRD analysis showed two main groups, while 21 trace elements and 11 chemical compound were detected by XRF. The raw data was studied by Excel statistic software. At this study, overlap graph was prepared according to finding difference or similarity between samples where the results show high similarity among the samples. The SEM and XRD results show that main compounds are Talc, Steatite, Soapstone, Clinochlore, Graftonite, Dolomite, Britholite and Clinochlore. All samples have these compounds, therefore, it could be concluded that Shadyakh samples come from one geological zone.
    Keywords: Steatite, Shadyakh, Neyshabur, XRF, XRD, SEM
  • Nader Alidadi Soleimani*, Hassan Fazeli Nashli Pages 61-79
    Recently, three season of archeological investigation on the Esfandagheh plain in Kerman province has been carried and several Neolithic sites back to seven and six millennium BC has been recorded in this region. Among these, Gav Koshi is a small Neolithic site less than one hectares and has been located in the northwest city of Jiroft. Based on the results of three season of excavations, the site has two important ceramic Neolithic phase of early seventh (with more than 500 years of occupation) and late seventh millennium BC with some gaps between on it. In recent chronological study, Khanipour and Niknami (2017) propose the following chronological tables for the Fars regions includes Transitional Rahmat Abad (7500-7000 BC), Formative Mushki (7000-6400 BC), Mushki (6400-6000 BC), Jari (6000-5600 BC) and Shams Abad (5600-5200 BC) and therefore, the first phase of Gav Koshi back to the Formative Gav Koshi (700-6500 BC) with local development. While the site abandoned for a short period of time, it was reoccupied again during the Gav koshi period (ca. 6400-6000 BC, see table 1). The ceramics of the first phase is completely local and handmade with a fine greyish slip covered on the surface. The red geometric broken lines applied on the exterior around the neck of bowls or diamond used the entire of surface???. The houses were made with mudbrick structures (35×12×12 cm), sometimes the thickness of mudbrick is 50 cm, and so three mudbrick contains the thickness of wall, where they have been usually joint to each other.  The houses dimensions were usually between 2.50 m to 4 m, indicates enough space for each family. Usually, the floor was covered by red ochre.  For the roof, they usually used local reed which is still grow in the region. One of the important discovery of Gav Koshi was a room with dimensions of 285×360 cm, with a floor raised look like a platform and the floor carefully painted with red ochre. The whole internal walls were also painted with red ochre. Numerous of animal bones and also lots of human and animal figuries were found inside the room, indicates that the room had been probably used for ritual practices.  The second phase was very close to the surface and it seems by the time the archtectural remains have been destroyed. While the ceramic of the lower layers indicates local development, but chronologically, the ceramics of upper layers reveal regional chrecterestics similar with Kushk-e Hezar, Mushki/Bashi, Qasr e-Ahmad and Harmangan in the Fars region (Khanipour and Niknami, 2017). During the second phase of Gav Koshi, several samples of mortars and pestles found with the obsidian cores and blades, all indicates regionalization of Kerman Neolithic during the last quarter of seven millennium BC.
    Keywords: Gav Koshi, Southern Iran, Kerman, Jiroft, Neolithic, Radiocarbon Absolute dating
  • Zahra Afshar* Pages 81-92
    Bioarchaeology is an interdisciplinary academic specialty, which through the scientific analysis and interpretation of archaeological human skeletal remains, bridges the link between the biological sciences, medicine, anthropology and social sciences. The cornerstone of bioarchaeology is the interaction between culture and human biology. Since the study of people and ancient societies is one of the main goals of archaeology, therefore, in the absence of studies of human remains, archaeology will be a very poor discipline. Scientific and systematic studies of human skeletal remains have effective contribution to our understanding of the complex concepts of social identities of people and past societies. Nevertheless, bioarchaeological studies of human skeletal remains can provide a unique perspective which cannot be offered by archaeological materials alone, and can be a complementary source of information that can contribute to the interpretation of an archaeological site. Human skeletal remains offer valuable data for evaluating biological relationships/distance between human groups, along with suggesting aspects of their lifestyle, mortality rates, diet and nutrition, and health and disease. This provides an extraordinarily detailed picture of the physiological and biological responses of past populations to the stresses posed by their environments. The early studies of human skeletal remains in the world were based on ‘racial’ types and ‘classification’ of individuals into different races and groups, however, later and over the past 40 years, these dangerous ‘racial tendencies’ were abandoned – there has been a huge revolution in biological studies of human remains, and these studies have progressed towards coherent and scientific studies and at the demographic level (for example: genetic kinship, diet, disease, life style of ancient people, biological and cultural development). During this period and so far, efforts have been made to collect human skeletal remains in different part of the world. Official associations and professional organizations have been established for bioarchaeologists and experts in the field. At the same time, there are some very large projects carried out on general samples of human remains in order to answer specific questions. Unfortunately, the archaeological human skeletal remains in Iran have been neglected and Iranian archaeology is less concerned with the study of human skeletons than with the analyses of the artefacts and cultural materials recovered from the Iranian archaeological sites. Our knowledge in this regard is very limited and incomplete and we have no proper understanding of the ancient people of Iran. This has probably been the result of 1) lack of clear knowledge and awareness about bioarchaeology of human skeletal remains and the importance of ancient human skeletons as a key source of information in the studies of past societies, 2) absence of bioarchaeological/human osteological/palaeopathological department in none of the departments/universities or scientific institutions in Iran, 3) and of course lack of or absence of academic specialists in the field of human remains/bioarchaeology in Iran. This paper considers and introduces the discipline of bioarchaeology and its contribution to the study of ancient human skeletal remains from the archaeological sites. In addition, it provides an overview of the history and development of bioarchaeology as a discipline from the 18th century onwards, the history of bioarchaeological research in Iran, and the ethical issues surrounding human skeletal remains.
    Keywords: Bioarchaeoloy, Palaeopathology, Interdisciplinary, Human skeletal remains, Ethic, Iran
  • Saeed Mehryar*, Laleh Mahdi Nejad Asl, Haleh Sanati Irani, Sepideh Mehrayr Pages 93-100
    The method of using plaster nails for fixing the mansion of Morteza Gholi Khan Egbalosaltaneh, the commander of Maku, in Qajar period was purposed. These paintings are important for art researchers since it is the beginning of a kind of innovation in Iranian art in Gajar period (Fig.1). The western elements have been used in the interior design of the mansion and the execution of interior decorations such as the spaces colors and the most delicate arrangements in architectural ornamentations in terms of painting in the interior and exterior spaces (Table 1). The techniques of making painting layers in Qajar period have been employed in this monument which supporting layer, liners, the substrate and material layers are aligned with the same period historical houses resulted during the comparative studies (Fig.2). The damage to the decoration layers on the ceiling of the rooms that are unique in the subject matter is one of the most important damages to these ceilings, where the cracks are seen on the layer surfaces. Moreover, strengthening of the wooden support was accomplished by using a geo-grid mesh with the formation of a plaster board (Fig.3). First of all, there was a problem due to the sensitivity of the subject of restoration interference, simulation and prototype for the implementation of the proposal, in which the case study specimen was built in order to implement the proposed method using homogeneous materials with the historical value of the same period. In this way, the layers were arranged with reconstructing the lamellar layer, substrate layer and reinforcing the lining layer via galvanized hooks and wire for integration (Fig.4). The first step was the molding of the sample with the liners, substrates and supports layers (Fig.5). The next stage, reinforcement of the substrate and wooden support layers, was then performed exactly as the original (Fig.6). The plaster nail points were determined at defined intervals for influencing the level of layer engagement and holes were created from the bottom of the specimen to form a well-formed hole with a drill no. 12. The liner to substrate layers were evacuated using a drill bit with a diameter of 40 mm and a gimlet drill with 40mm diameter (Fig.7). The gimlet drill penetration was done in depth of the substrate layer in two steps. At each step of drilling, the dusts were removed using air compressor. A chamber larger than the gimlet drill diameter was created cautiously in the interval of 10 mm from the supporting layer and the painting layer, in the depth of the substrate and the liner layers using a drill in 35 mm diameter. This chamber was created for better bonding of plaster nails in a broad scope. For more connection of the plaster nail and also creating a broad network and transfer of load bearing in the liners and substrate layers on the plaster board layer, the holes with a 45 degree angle to the vertical hole of the plaster chamber were created (Fig. 8). In order to create a plaster nail, before pouring sharp plaster with a diluted solution of Pelexitol glue (10%) in the created chamber, the plaster nail reinforcement was used by galvanized wire to connect the plaster nails to the joists of wooden beams as the most important points (Fig.9). Due to the fact that in the later stages, the implemented specimens showed a better performance with the color differences from the reinforced plasterboard, substrate and liner layers, plastering was done using pigmented plaster in a different color. The plaster used in a smaller amount, was poured into the heeltap compartment with a solution of Pelexitol glue (10%) in stages. At this stage, a throbbing was performed using sequestering in the plaster slurry. Failure to create a seismic during the grouting causes bubbles in the plaster nail, which is one of the disadvantages of this method (Fig.10). In the final stage, after the creation of the plaster nails, a simulated specimen was cut from the middle portion in order to show the performance of the plaster nails and the amount of penetration in the substrate and the liner layers (Fig.11).