فهرست مطالب

زراعت و فناوری زعفران - سال هفتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • سال هفتم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/29
  • تعداد عناوین: 9
|
  • محمدحسین امینی فرد*، علی افتاده فدافن، فرید مرادی نژاد، محمد علی بهدانی صفحات 139-154
    به منظور بررسی اثرات ورمی کمپوست و نیتروکسین بر صفات بنه و عملکرد گل زعفران، آزمایشی در سال 95-1394 به صورت فاکتوریل بر پایه طرح پایه بلوک‏های کامل تصادفی، با سه تکرار در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند اجرا شد. تیمارهای آزمایش، شامل ورمی کمپوست در چهار سطح (صفر، 5، 10 و 15 تن در هکتار) و نیتروکسین در سه سطح (0، 5 و 10 لیتر در هکتار)  به صورت مصرف خاکی بودند. نتایج نشان داد، ورمی کمپوست اثر معنی‏داری بر صفات بنه (وزن کل بنه، متوسط وزن ‏تر و خشک بنه دختری و قطر بنه دختری) داشت، به طوری که بیشترین وزن کل بنه در تیمار 15 تن در هکتار ورمی کمپوست به دست آمد. همچنین، نتایج سال دوم آزمایش، نشان دهنده تاثیر معنی‏دار ورمی کمپوست بر صفات گل (تعداد و عملکرد گل ، عملکرد تر و خشک کلاله) بود، به طوری که بیشترین عملکرد کلاله تر و خشک (63/1 و41/0 گرم در متر مربع به ترتیب) در سطح 10 تن در هکتار ورمی کمپوست حاصل شد، و کمترین مقدار این صفات در تیمار شاهد (77/0 و21/0 گرم در متر مربع) مشاهده گردید. نیتروکسین نیز بر تعداد، عملکرد کل گل تر و عملکرد کلاله خشک تاثیرگذار بود. به طوری که، بیشترین میزان عملکرد کلاله خشک ( 36/0 گرم در متر مربع) در تیمار 10 لیتر نیتروکسین در هکتار و کمترین مقدار این صفت در تیمار شاهد (24/0 گرم در متر مربع) حاصل گردید. اثرات متقابل نشان داد که، سطوح مختلف ورمی کمپوست و نیتروکسین تاثیر معنی‏داری بر متوسط وزن کل بنه، عملکرد گل، عملکرد تر و خشک کلاله داشت. به طورکلی، نتایج بیانگر تاثیر مثبت ورمی کمپوست و نیتروکسین بر صفات بنه و عملکرد گل زعفران بود، به طوری که کاربرد 5 لیتر در هکتار نیتروکسین به همراه 10 تن در هکتار ورمی کمپوست را می توان برای این آزمایش توصیه نمود.
    کلیدواژگان: عملکرد کلاله، کود بیولوژیک، کودآلی، گیاه دارویی
  • محسن رضویان، پرویز رضوانی مقدم*، قربانعلی اسدی صفحات 155-170
    به منظور مطالعه اثر وزن های مختلف بنه مادری و عمق کاشت بر عملکرد گل و بنه زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در دو سال زراعی 95-94 و 96-95 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل وزن های مختلف بنه مادری در چهار سطح 6-4، 8-1/6، 10-1/8 و 12-1/10 گرم و عمق کاشت بنه در سه سطح 10، 15 و 20 سانتی متر از سطح خاک بود. در سال اول عملکرد گل و بنه زعفران مورد بررسی قرار گرفت و در سال دوم فقط عملکرد گل زعفران ثبت شد. نتایج آزمایش در هر دو سال نشان داد که اثر متقابل وزن بنه مادری و عمق کاشت بر اکثر صفات گل معنی دار بود. با توجه به نتایج، افزایش وزن بنه مادری و عمق کاشت باعث افزایش عملکرد گل، خامه وکلاله زعفران شد. بیش ترین عملکرد کلاله خشک در سال اول و دوم )به ترتیب با میانگین 10/0 و 53/0 گرم در مترمربع( در تیمار وزن بنه 12-1/10 گرم و عمق کاشت 20 سانتی متر به دست آمد که نسبت به شاهد (وزن بنه 8-1/6 گرم و عمق کاشت 20 سانتی متر) به ترتیب 86 و 35 درصد افزایش نشان داد. اثر متقابل تیمارها بر عملکرد بنه های دختری معنی دار نبود اما اثر ساده ی هر یک از این تیمارها تاثیر معنی داری بر این صفت داشتند. بیش ترین عملکرد بنه با میانگین 60/1181 گرم در مترمربع مربوط به تیمار وزن بنه 12-1/10 گرم بود و در بین تیمارهای عمق کاشت این مقدار با میانگین 96/938 گرم متعلق به عمق کاشت 20 سانتی متر بود. در نهایت با توجه به برتری محسوس عملکرد در تیمارهای وزن بنه و عمق کاشت بالاتر در این طرح، جهت زراعت زعفران بنه هایی با گروه وزنی بالاتر و عمق کاشت عمیق تر توصیه گردید.
    کلیدواژگان: بنه های دختری، بنه های مادری، کلاله خشک، خامه خشک
  • رضا اصغری، محمدرضا داداشی*، سید علیرضا رضوی، حسن فیضی، سعید بختیاری صفحات 171-183
    به منظور مطالعه اثرات تنش شوری آب آبیاری و مقادیر مختلف کود گاوی بر خصوصیات مورفولوژیک و فیزیولوژیک زعفران (Crocus sativus L.)، آزمایشی در منطقه جلگه رخ تربت حیدریه (در مزرعه ای که دومین سال کشت آن بود) در سال 1394 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح شوری آب آبیاری به عنوان عامل اصلی (1 (تیمار شاهد)، 4، 7 و 10 دسی زیمنس بر متر) و مقادیر کود گاوی (عامل فرعی) در چهار سطح شامل شاهد (بدون کود)،20، 40 و 60 تن در هکتار بودند که به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. صفات مورد بررسی شامل تعداد و وزن تر گل، وزن خشک کلاله، میزان کلروفیل برگ، محتوی پرولین برگ، قطر، وزن تر و خشک بنه بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات مقادیر مختلف کود گاوی و سطوح تنش شوری بر کلیه صفات مورد مطالعه در سطح یک درصد معنی دار بود. بیشترین تعداد گل، عملکرد گل و وزن خشک کلاله در تیمار شوری شاهد (یک دسی زیمنس بر متر) و مصرف 60 تن در هکتار کود گاوی بدست آمد. با افزایش سطوح شوری تا 7 دسی زیمنس بر متر، میزان کلروفیل a، b و کل افزایش و پس از آن به شدت کاهش یافت به طوری که این میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 6/6، 9/16 و 12 درصد بود. نتایج حاکی از افزایش معنی دار پرولین (2/14 درصد) در سطوح شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد بود. علاوه بر این قطر، وزن تر و خشک بنه نیز با افزایش سطوح شوری کاهش یافت به طوریکه میزان کاهش در تیمار شوری 10 دسی زیمنس بر متر نسبت به شاهد به ترتیب 5/13، 5/32 و 6/32 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان داد که استفاده از کود گاوی باعث کاهش اثرات مخرب تنش شوری بر عملکرد گل و بنه زعفران می شود.
    کلیدواژگان: عملکرد گل، عملکرد بنه، محتوی پرولین، کلروفیل، کلاله
  • سرور خرم دل*، مهدی نصیری محلاتی، فاطمه معلم بنهنگی، عبدالله ملافیلابی صفحات 185-206
    ارزیابی چرخه حیات (LCA) راهکاری شناخته شده و دقیق برای مقایسه اثرات زیست محیطی فعالیت های مختلف شامل مدیریت نظام های کشاورزی است. از آنجا که نوع نهاده هادر کشاورزی نقش مهمی در بروز آلودگی های زیست محیطی و انتشار گازهای گلخانه ای دارد، LCA به طور گسترده ای برای ارزیابی این اثرات در محصولات زراعی مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این مطالعه، بررسی اثرات زیست محیطی نظام های تولید زعفران در استان خراسان رضوی تحت تاثیر اندازه زمین (کمتر از 5/0، 1-5/0 و بیشتر از 1 هکتار) با استفاده از LCA بود. نهاده های مصرفی طی سال های اول تا ششم با استفاده از پرسشنامه (13 مزرعه از هر اندازه زمین) جمع آوری شد. LCA بر اساس روش ISO14044، در چهار گام شامل مشخص سازی اهداف و حوزه عمل، ممیزی چرخه حیات، ارزیابی تاثیر چرخه حیات و تلفیق، نتیجه گیری و تفسیر نتایج محاسبه گردید.واحد کارکردی معادل یک کیلوگرم گل در نظر گرفته شد. گروه های تاثیرمورد مطالعه شامل گرمایش جهانی، اسیدی شدن و اوتریفیکاسیون (در محیط های خشکی و آبی) بود. در آخرین مرحله، شاخص بوم شناخت (Ecox) محاسبه شد. برای سنجش قابلیت روایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ برابر با 84%=α محاسبه گردید. میانگین پتانسیل گروه های تاثیر گرمایش جهانی، اسیدی شدن، اوتریفیکاسیون در محیط های آبی و خشکی به ترتیب 41/53±41/115 کیلوگرم معادل CO2، 16/0±35/0 کیلوگرم معادل SO2، 27/0±58/0 کیلوگرم معادل NOx و 09/0±20/0 کیلوگرم معادل PO4 به ازای یک کیلوگرم گل محاسبه شد. بیشترین سهم انتشار گازهای گلخانه ای در گروه تاثیر گرمایش جهانی مربوط به CH4 بود. بالاترین سهم انتشار آلاینده ها در گروه های تاثیر اوتریفیکاسیون آبی و خشکی و اسیدی شدن به NH3 اختصاص داشت. به طور کلی، نتایج نشان داد که اندازه زمین، میزان مصرف نهاده ها و اثرات زیست محیطی را در واحد عملکرد گل تحت تاثیر قرارداد و گروه های اوتریفیکاسیون و گرمایش جهانی حساسیت بیشتری نسبت به شدت فشرده سازی تحت تاثیر اندازه زمین دارند، بنابراین افزایش کارایی مصرف منابع، یکی از رویکردهای مناسب برای کاهش اثرات زیست محیطی همگام با بهبود عملکرد اقتصادی در واحد سطح است.
    کلیدواژگان: انتشار گازهای گلخانه ای، فشرده سازی، کارایی مصرف منابع، گرمایش جهانی
  • محمود غلامی، محمد کافی*، حمیدرضا خزایی، حسین ابرقویی صفحات 207-225
    به منظور بهبود عملکرد زعفران و تغییر الگوی کاشت در مناطق خشک، آزمایشی بصورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار طی سال های زراعی 1395-1392 در یک مزرعه تحقیقاتی واقع در روستای چرخاب از توابع استان یزد به اجرا درآمد. سطوح فاکتور اصلی شامل سه سطح آبیاری (آبیاری تا 100، 75 و 50 درصد نیاز آبی) به عنوان کرت های اصلی و 7 تیمار مختلف مدیریت کودی شامل شاهد، 10 تن در هکتار کود دامی یا ورمی کمپوست به صورت توزیع روی سطح خاک، 5 و 10 تن در هکتار ورمی کمپوست به صورت ردیفی در زیر ردیف های کاشت، 10 لیتر در هکتار هیومستر سفرون در یک نوبت و در دو نوبت پس از گلدهی، به عنوان کرت های فرعی بود. نتایج نشان داد که کاهش آبیاری از 75% به 50% نیاز آبی موجب کاهش معنی دار وزن خشک برگ، وزن بزرگترین بنه، وزن کل بنه و تعداد بنه موثر در بوته شد. اختلاف عملکرد بین تیمارهای آبیاری هر ساله بیشتر شد. به طوریکه در سال اول آزمایش، تیمارها از نظر تعداد گل اختلاف معنی داری نداشتند اما در سال سوم آزمایش تعداد گل در تیمار 100% نیاز آبی با میانگین 76/100 گل در هر کرت بصورت معنی داری بیش از دو تیمار دیگر بود. همچنین با کاهش آبیاری از 100% به 75% نیاز آبی، تعداد کل بنه بیش از 40% کاهش یافت، اما وزن کل بنه کمتر از 30% کاهش یافت. بین تیمارهای مدیریت کودی، مصرف ورمی کمپوست به مقدار 10 تن در هکتار به صورت ردیفی در زیر ردیف های کاشت (10RV) و مصرف کود هیومستر سفرون به مقدار 10 لیتر در هکتار طی دو نوبت در طول فصل رشد (CH) به صورت معنی داری مطلوبتر بود. بطوریکه بیشترین تعداد گل در سال های دوم و سوم آزمایش در تیمار 10RV به ترتیب 78/71 و 22/98 عدد در هر کرت بدست آمد اما سود خالص حاصل از تیمار CH حدود 5/13 برابر بیش از بهترین تیمار این آزمایش (10RV) بود. درمجموع، روند تغییرات صفات طی سه سال آزمایش نشان داد که مزیت مصرف هیومستر سفرون نسبت به سایر تیمارها بیشتر است. لکن توصیه می شود در تحقیقات آتی مقادیر بیشتر این کود مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کود دامی، ورمی کمپوست، وزن بنه، هیومستر سفرون
  • محمدباقر عالیزاده، حسن مکاریان*، علی عبادی خزینه قدیم، ابراهیم ایزدی دربندی، احمد غلامی صفحات 227-244
    در سال های اخیر جهت تولید محصولات سالم و کاهش مشکلات زیست محیطی، از کودهای آلی و زیستی برای افزایش حاصلخیزی خاک، رفع نیاز  تغذیه ای و افزایش رشد گیاهان استفاده می شود. به منظور بررسی تاثیر کودهای آلی و زیستی  بر صفات کمی و کیفی زعفران آزمایشی در دو سال زراعی 95- 1394 و 96- 1395 به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اردبیل اجرا شد. کرت های اصلی شامل کودهای آلی در سه سطح شاهد، ورمی کمپوست (10 تن در هکتار) و کود دامی (25 تن در هکتار) و کرت های فرعی شامل کودهای زیستی در تلقیح با بنه و مخلوط با آب آبیاری در پنج سطح شاهد، ازتوباکتر (Azotobacter sp.PTCC 1658)، سودوموناس آیروژینوس (Pseudomonaaeroginosa)و باسیلوس سوبتیلیس (Bacillus subtilis) و تلفیق آن ها (Azotobacter sp.PTCC 1658 + Bacillus subtilis +Pseudomonaaeroginosa  ) بودند. نتایج نشان داد که برهمکنش کودهای آلی و زیستی سبب افزایش معنی دار صفات وزن تر گل، عملکرد خشک و تر کلاله و خامه و ترکیبات کیفی شامل کروسین (عامل ایجاد رنگ)، پیکروکروسین (عامل ایجاد طعم) و سافرانال (عامل ایجاد عطر) نسبت به تیمار شاهد گردید. کاربرد کود دامی و ورمی کمپوست همراه با کاربرد تلفیقی کودهای زیستی (ازتوباکتر، سودوموناس آیروژینوسو باسیلوس سوبتیلیس) عملکرد خشک کلاله را از 86/0 کیلوگرم در هکتار در تیمار شاهد، بترتیب به 93/2 و 70/2کیلوگرم در هکتار در تیمارهای مذکور افزایش داد. همچنین کود دامی همراه با کاربرد توام کودهای زیستی، میزان پیکروکروسین، سافرانال و کروسین را به ترتیب 73، 77 و 83 درصد نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. با توجه به نتایج این آزمایش، کاربرد توام کودهای آلی و زیستی ضمن کاهش آلودگی های زیست محیطی، می تواند از طریق اثرات هم افزایی باعث افزایش معنی دار عملکرد کمی و کیفی زعفران شود.
    کلیدواژگان: ازتوباکتر، باسیلوس سوبتلیس، سافرانال، سودوموناس آیروژینوس، کود دامی، ورمی کمپوست
  • امین نظام الاسلامی، لیلی ابوالحسنی*، ناصر شاهنوشی، علیرضا کرباسی، داریوش خضری صفحات 245-258
    تولید زعفران به عنوان یکی از گران قیمت ترین محصول کشاورزی و دارویی جهان، دارای مزیت نسبی بالایی می باشد. با توجه به اهمیت تولید این محصول در ایران به عنوان یک کالای مهم صادراتی غیرنفتی و راهبردی، برآورد هزینه های غیرمستقیم زیست محیطی مربوط به انتشار گازهای آلاینده آن ضروری است. هدف از این مطالعه محاسبه برآورد هزینه های زیست محیطی انتشار گازهای گلخانه ای در مزارع زعفران در شهرستان تربت حیدریه بود. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها (همچون کودهای شیمایی، آبیاری، نیروی کار، کود حیوانی و سوخت فسیلی) از پرسشنامه و مصاحبه حضوری در سال زراعی 1397-1396 استفاده شد. برای بررسی رابطه بین ستانده خوب و بد از تابع فاصله که به صورت فرم ترانسلوگ که پارامتریک می باشد استفاده گردید. نتایج نشان داد که مقدار پتانسیل گرمایش جهانی (GWP) 24/369 کیلوگرم معادل  به ازای یک کیلو گرم کلاله زعفران محاسبه شد. هزینه زیست محیطی گازهای گلخانه ای متان، اکسید نیتروژن و دی اکسید کربن در یک هکتار با توجه به یک دوره هفت ساله به ترتیب 700/888/77، 820/742/212 و 200/289/76 ریال برآورد شد. درمجموع تولید زعفران هزینه ای معادل 720/920/366 میلیون ریال بابت انتشار گازهای گلخانه ای در یک دوره هفت ساله خسارت به محیط زیست وارد می کند. این میزان برای یک سال زراعی برای یک هکتار معادل با 240/417/52 میلیون ریال است. حدود 21% از درآمد به دست آمده در هکتار است. در پایان پیشنهاد می گردد برای کاهش اثرات زیست محیطی نظام تولید زعفران سیاست های مالیات بر کاهش مصرف کودهای شیمایی و نظام های خاک ورزی کاهش یافته موردبررسی و تحلیل قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تابع فاصله، پتانسیل گرمایش جهانی، ترانسلوگ
  • محمدرضا رمضانی، حامد رفیعی*، حسین نوروزی صفحات 259-274
    شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی یکی از مناطق عمده کشت زعفران در کشور به شمار می رود که متاسفانه عملکرد مزارع زعفران این شهرستان طی سالیان اخیر کاهش چشم گیری داشته است. بررسی های میدانی و نظرات مهندسین کشاورزی حاکی از آن است که کشت متراکم زعفران می تواند به عنوان یکی از دلایل کاهش عملکرد مطرح باشد. زیرا کشت متراکم این محصول اگرچه که باعث شروع زودتر دوره بهره برداری می شود، اما به دلیل ایجاد رقابت بین بنه ها، بر عملکرد گیاه در سال های بعد اثر منفی دارد و طول دوره بهره برداری را کاهش می دهد. ضمن این که امکان کشت مجدد زعفران در آن مزرعه تا مدتی طولانی وجود نخواهد داشت. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تراکم کشت بر عملکرد مزارع زعفران و تعیین عوامل اجتماعی- اقتصادی اثرگذار بر سیستم ناپایدار کشت پرتراکم زعفران صورت پذیرفت. به منظور  تحلیل داده ها از مدل هکمن دو مرحله ای که شامل یک الگوی پروبیت و یک الگوی رگرسیون خطی می باشد، در یک دوره 6 ساله طی سال های 1390 تا 1395 استفاده گردید. در نهایت متغیرهای سن، آگاهی کشاورزان نسبت به عوامل کاهش عملکرد، و شرکت در کلاس های آموزشی و ترویجی به عنوان عواملی شناخته شدند که تاثیر منفی و معنی داری بر تراکم کشت داشته و از این جهت می توانند موجب جلوگیری از کشت پرتراکم این محصول شوند.  متغیرهای درآمد و سطح تحصیلات اثر مثبت و معنی داری بر تراکم کشت دارند و اثر متغیر بیمه محصولات کشاورزی در هیچ کدام از دو مدل معنی دار نیست. لذا آگاهی بخشی به کشاورزان از طریق کلاس های آموزشی و ترویجی و همچنین استفاده از تجارب کشاورزان مسن و باتجربه به منظور جلوگیری از کشت پرتراکم این محصول توصیه می شود.
    کلیدواژگان: الگوی هکمن دو مرحله ای، سیستم ناپایدار، شهرستان گناباد، زعفران
  • راضیه جماعتی اردکانی* صفحات 275-283
    احساس امنیت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری از جمله عواملی هستند که ممکن است رضایت شغلی زعفران کاران را تاثیر قرار دهد و باعث افزایش کارایی آنان شود. هدف از پژوهش حاضر تحلیل اثرات روانشناختی اجتماعی (امنیت شغلی و کیفیت زندگی کاری) در افزایش رضایت شغلی زعفران کاران شهرستان بافق بود که با استفاده از تحلیل همبستگی انجام گرفته است. جامعه آماری شامل تمامی زعفران کاران شهرستان بافق بودند که با استفاده از جدول مورگان نمونه ای به حجم 205 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و با پرسشنامه های امنیت شغلی، کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی مورد آزمون قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که امنیت شغلی و کیفیت زندگی کاری رابطه معنی داری با رضایت شغلی داشتند (01/0>p). همچنین امنیت شغلی و کیفیت زندگی کاری به طور معنی داری رضایت شغلی را پیش بینی کردند (001/0>p). نتایج تحقیق حاکی از آن است که این دو متغیر (امنیت شغلی و کیفیت زندگی کاری)، متغیرهای مهمی در جهت رضایت شغلی مطلوب در زعفران کاران بودند، بنابراین پیشنهاد می شود سازمان های کشاورزی مربوطه سعی کنند محیط کاری امن، جالب و برانگیزاننده به وجود آورند تا تعهد، خلاقیت و سختکوشی افزایش یابد.
    کلیدواژگان: امنیت شغلی، رضایت شغلی، زعفران کاران، کیفیت زندگی کاری
|
  • Mohmmad Hosein Aminifard *, Ali Oftadeh Fadafen, Farid Moradi Nezhad, Mohammad Ali Behdani Pages 139-154
    The effects of applications of vermicompost and nitroxin on corm characteristics and flower yield of saffron were evaluated under field conditions in the research farm of Birjand University, Iran, during the cropping year 2015-2016. Treatments were of four levels of vermicompost (0, 5, 10 and 15 t.ha-1) and three levels of nitroxin (0, 5 and 10 L.ha-1). This experiment was carried out as factorial based on randomized completely block design with three replications. The results showed that vermicompost improved the corm vegetative indices (total weight of corm, average fresh and dry weight of cormel and diameter of cormel). The highest total weight of corm was obtained in plants treated with 15 t.ha-1 vermicompost. Also results showed that vermicompost improved the saffron flower characteristics (flower number and fresh total yield, flower length, stigma fresh and dry yield) in second year of study. The highest stigma fresh (1.63 g.m-2) and dry (0.41 g.m-2) yield were obtained in plants treated with 10 t.ha-1 vermicompost, while the lowest values (0.77 and 0.21 g.m-2) were recorded in the control. Application of different levels of nitroxin has a positive effect on flower number and fresh total yield, stigma dry yield in the second year of the experiment. The highest stigma dry yield was observed in 10 L.ha-1 nitroxin (0.36 g.m-2), while the lowest value was recorded in control (0.24 g.m-2).  Application of different levels of vermicompost and nitroxin had a positive effect on the total weight of corm, average flower length and stigma fresh yield. Thus, the results showed that 5 L.ha-1  nitroxin and 10 t.ha-1 vermicompost had a significant impact on replacement corm characteristics and flower yield of saffron.
    Keywords: Medicinal plant, organic fertilizers, biofertilizers, Stigma yield
  • Mohsen Razavian, Parviz Rezvani Moghaddam *, Ghorban Ali Asadi Pages 155-170
    In order to study the effects of different weights of mother corm and sowing depth on flower and corm yield of saffron (Crocus sativus L.), an experiment was conducted as a factorial layout based on complete randomized block design with three replications at the Agricultural Research Station, Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad, Iran during 2015-2016 growing seasons. The experimental treatments were all combination of four mother corm weights (4-6, 6.1-8, 8.1-10 and 10.1-12 g) and three planting depths (10, 15 and 20 cm). In the first year, criteria such as flower and corms yield were evaluated, and in the second year only flower yield were recorded. The result revealed that in both years the interaction between corm weight and planting depths was significant on most traits of the studied flower. Flower, stigma and style yield significantly increased by increasing corm weight and planting depth. The maximum dry stigma yield was obtained in 10.1-12 g corm weight and 20 cm planting depth which was 0.1095 and 0.5393 g.m-2 in the first and the second year, respectively. The interaction between treatments was not significant on daughter corm but the individual effects of each treatment was significant. The higher corm yield (1181.6 g.m-2) was related to 10.1-12 g corm weight treatment. Deeper planting (20 cm) produced the high corm yield (938.86 g.m-2). Eventually, the high excellence of yield in corm weight and planting depth treatments of higher, we recommend corms with higher weight and deeper sowing depth for cultivating saffron.
    Keywords: Daughter corms, Dry stigma, Dry style, Mother corms
  • Reza Asghari, Mohammadreza Dadashi *, Alireza Razavi, Hassan Feizi, Saed Bakhtiari Pages 171-183
    In order to study the effects of salinity stress of irrigation water and different amounts of cow manure on morphological and physiological characteristics of saffron (Crocus sativus L.), an experiment was conducted during 2015-16 in the Jalagh Rokh Torbat Heidarieh area. The treatments were consisted of four levels of irrigation water salinity as the main factor (1, 4, 7 and 10 dS.m-1) and cow manure (sub factor) in four levels including control (without fertilizer), 20, 40 and 60 (t.ha-1) that were split plot in a randomized complete block design with three replications. The studied traits included fresh weight and numbers of flowers, fresh and dry weights of stigma, leaf chlorophyll content, proline content, diameter, fresh and dry weights of corm. The results of analysis of variance showed that the effects of different amounts of cow manure and salinity stress levels on all traits were significant at 1% level. In this experiment, the highest fresh weight and numbers of flowers, fresh and dry weight of the stigma were obtained in the control salinity treatment (without salinity) and 60 (t.ha-1) of cow manure. With increasing salinity levels up to 7 dS.m-1, chlorophyll a, b and total chlorophyll increased and then decreased sharply. The results showed a significant increase in proline with increasing salinity levels. In addition, diameter and fresh and dry weights of the corms decreased with increasing salinity levels, so that their maximum and minimum values ​​were obtained in salinity control (without salinity) and 10 dS.m-1 respectively. The results showed that the use of cow manure reduces the effects of salinity stress on corm yield and yield of saffron flower.
    Keywords: Flower yield, Corm yield, Proline content, Chlorophyll content, Stigma
  • Soroor Khorramdel *, Mahdi Nassiri Mahallati, Fatemeh Moallem Banhangi, Abdollah Mollafilabi Pages 185-206
    Life cycle assessment (LCA) is a well-known and accurate methodology for comparison of environmental impacts of activities including different agricultural management systems. Since the used inputs have an important role in environmental pollution and greenhouse gas emissions, LCA have been extensively applied for crop species. This study was conducted to assess the environmental impact of saffron production systems based on field area (<0.5, 0.5-1 and >1 ha) in the Khorasan-e Razavi province using LCA methodology. The amounts of utilized agricultural inputs from the first year to the sixth year were collected by means of a questionnaire (13 fields from each area). In this regard, four phases, which are goal and scope definition, inventory analysis, impact assessment and interpretation, were designed to assess life cycle index with ISO14044 procedure. Functional unit were considered as one kg of flower. Three main categories as impacts on environment including global warming, acidification and eutrophication (terrestrial and aquatic) were defined. Finally, an index -called environmental index (EcoX) was calculated. Cronbach's alpha was used assessing the reliability of the questionnaire. The results showed that the Cronbach's alpha was computed with α=%84. The average values for global warming, acidification and eutrophication terrestrial and aquatic categories were calculated with115.41±53.41 kg CO2 equiv. / one kg flower yield, 0.35±0.16 kg SO2 equiv./ one kg flower yield, 0.58±0.27 kg NOx equiv./ one kg flower yield and 0.20±0.09 kg PO4 equiv./ one kg flower yield, respectively. The largest share of greenhouse gas emissions in the global warming category was related to CH4. The maximum emission of pollutants in acidification, eutrophication terrestrial and eutrophication aquatic categories was related to NH3. The results revealed that, field area affected the amounts of utilized agricultural inputs and environmental impacts as flower yield. Eutrophication and climate change categories had more sensitivity and affected as intensification based on field area. Therefore, one of the appropriate approaches to mitigate and decline the environmental impacts of agricultural production is achieving higher economical yield per unit of area by increasing resource use efficiency.
    Keywords: Greenhouse gas emissions, Intensification, life cycle assessment, Resource use efficiency, Climate change
  • Mahmoud Gholami, Mohammad Kafi *, Hamid Reza Khazaie, Hossein Abarghouei Pages 207-225
    In order to improve saffron yield and modify crop pattern in arid areas, a split plot experiment was conducted based on randomized complete block design with three replication in a research field in Charkhab village of Yazd province during 2013-2016. Main plots included; irrigation in three levels (100%, 75% and 50% of ETc), and sub plots were seven fertilizer management including; control (zero fertilization), applying 10 t/ha cow manure(10M), 10 t/ha vermicompost by spreading(10V), 10 t/ha vermicompost buried under planting corm rows (10RV), 5 t/ha vermicompost buried under planting corm rows(5RV), spraying 10 L/ha Humaster Saffron fertilizer for 1 (SH) or 2 (CH) times after flowering. Results showed that as water stress decreased from 75% to 50% ET, flower yield and its relative traits, bud number per plant, leaf dry weight, highest corm weight, total corm weight and effective corm weight decreased significantly in each treatment. Among fertilizer managements, 10M treatment increased growth characteristics of saffron plants in the first year while 10RV and CH treatments showed better performance in the second and third years. Generally, results showed that using Humaster-Saffron fertilizer showed advantages in comparison with other treatments due to its potassium and humic acid content and possibility of its easy application in every year and along with irrigation water.
    Keywords: Corm weight, Cow manure, Humaster-Saffron, Vermincompost
  • Mohammad Bagher Alizadeh, Hassan Makarian *, Ali Ebadi Khazine Ghadim, Ebrahim Izadi, Darbandi, Ahmad Gholami Pages 227-244
    In recent years, in order to produce organic products and reduce environmental problems, organic and biological fertilizers are used to increase soil fertility, eliminate the nutritional needs and to improve of plants growth. In order to evaluate the effect of organic and biological fertilizers on qualitative and quantitative traits of saffron, a field experiment was carried out as split plots based on a randomized complete block design with three replications at the Research Farm of  Ardebil Agricultural Research Center during two growing seasons of 2015-2016 and 2016- 2017. Treatments included three levels of organic fertilizers: vermicompost (10 t.ha-1), manure (25 t.ha-1) and control in the main plots, and plant growth promoting rhizobacteria in four levels including, control, Azotobacter sp.PTCC 1658, Pseudomonas aeroginosa, Bacillus subtilis and the combination of biofertilizer (A. sp. PTCC 1658+ B. subtilis+ P. aeroginosa( in sub plots. Bio fertilizers were inoculated on the saffron corms before sowing in the first year and were applied mixed with irrigation water in the second year. The results indicated that the interaction effects of organic and biological fertilizers increased the fresh weight of flowers, dry and wet yield of stigma and style and qualitative compounds including crocin (Color factor), picrocrocin (Taste factor) and safranal (Perfume factor) compared to control. So that, the application of manure and vermicompost in combination with the total of bio-fertilizers (A. sp. PTCC 1658+ B. subtilis+ P. aeroginosa), increased the dry matter of stigma from 0.86 kg.h-1 to 2.93 and 2.7 kg.h-1 respectively. By using manure fertilizer with biofertilizers, picrocrocin, safranal and crocin, were increased 73, 77 and 83 percent compared to the control respectively. Based on this experiment results, the combined use of organic and biological fertilizers in addition to reducing the environmental pollution, can enhance qualities and quantities of yield of saffron through synergistic effects.
    Keywords: Azotobacter, Bacillus subtilis, Manure, Pseudomonas aeruginosus, Safranal, Vermicompost
  • Amin Nezamoleslami, Lili Abolhassani *, Naser Shahnoushi, Alireza Karbasi, Dariush Khezrimotlagh Pages 245-258
    The production of saffron as one of the most expensive agricultural and pharmaceutical products in the world has a high comparative advantage. Considering the importance of producing this product in Iran as an important non-oil export commodity and its role as a strategic, the estimation of the indirect environmental costs associated with the emission of its pollutants is necessary. The purpose of this study was to calculate the environmental costs of greenhouse gas emissions in Saffron farms in the Torbat Hadiriyah township. In order to collect  data (such as chemical fertilizers, irrigation, labor, animal manure and gasoline) a questionnaire and face-to-face interviews were used in the crop years 2017 and 2018.To investigate the relationship between good and bad output, the distance function is used as a parametric form of the translog. The results show that global warming potential (GWP) was calculated to be 369/24 kg equivalent to CO2 per kilogram of saffron straw. Also the environmental cost of greenhouse gases, methane, nitrous oxide and carbon dioxide per hectare, according to a seven-year period, are: 77/888/700, 212/742/820 and 76/289/200 Rials, respectively. In total, the production of saffron over a seven-year period imposes an expense of 366/920/720 million Rials on the environment regarding the emission of greenhouse gases. This is equal to 52/417/240 million Rials for a crop year in per one hectare. About 21% of the income earned per hectare. In the end, it is suggested that the tax policy on fertilizers and soil tillage systems be reviewed and analyzed to reduce the environmental impacts of the saffron production system.
    Keywords: Distance function, Global warming potential, Translog
  • Mohammadreza Ramezani, Hamed Rafiee *, Hossein Norouzi Pages 259-274
    Gonabad township in the Khorasan Razavi province is one of the largest saffron producers in Iran. Unfortunately, the yield of saffron farms in Gonabad has decreased drastically in recent years. Evidence and the opinions of agricultural engineers suggest that high-density planting can be considered as one of the main reasons of yield decrease. With high-density planting, the operation period of saffron farms will start sooner. However, it will decrease the length of operation period tremendously. Furthermore, the farm will not be suitable for saffron cultivation for a long time. Therefore, the present study was conducted with the aim of investigating the effect of high-density planting on yield of saffron farms and determining the socio-economic factors affecting unsustainable system of high-density planting. Data of the first 6-years of farms (2011-2016) were collected and in order to analyze the data, a two-stage Heckman model which include a Probit model and a linear regression model was used. Our study findings show that farmers' age, awareness towards factors that reduce yield of saffron farms, and attending training courses are three factors that have a negative and significant impact on planting density. In other words, these three factors could prevent planting of saffron in high density. Farmers' income and their level of education are two factors which are considered to have a positive and significant impact on planting density. Finally, crop insurance does not have a significant impact in either one of the two models. Therefore, we strongly recommend that farmers should be warned of factors that cause yield decreases throughout training courses. Also, we recommend using of the experience of old and experienced farmers in order to prevent planting saffron in high densities.
    Keywords: Unsustainable system, 2-Stage Heckman model, Saffron, Gonabad
  • Razieh Jamaati Ardakani * Pages 275-283
    Job security and improving the quality of work life are among the factors that can affect the job satisfaction of saffron workers and increase their productivity. The present study aims to analyze the social psychological effects (job security and quality of work life) on increasing job satisfaction of saffron Farmers in Bafgh city, which is done using correlation analysis. The statistical population consists of all saffron Farmers in Bafgh city. Using Morgan table, a sample of 205 individuals is selected through simple random sampling and tested by job security, work life quality and job satisfaction questionnaires. Data are analyzed by Pearson correlation coefficient and linear regression. The results show that job security and quality of work life have a significant relationship with job satisfaction (p < .01). Also, job security and quality of work life significantly predict job satisfaction (p < .001). The results of the research indicate that these two variables (job security and quality of work life) are important variables for optimal job satisfaction among saffron farmers. Therefore, it is suggested that the relevant agricultural organizations try to create a safe, interesting and stimulating working environment to increase commitment, creativity and hard work. Keywords: job security, quality of work life, job satisfaction, saffron farmers.
    Keywords: job security, quality of work life, Job Satisfaction, saffron farmers