فهرست مطالب

آسیب شناسی، مشاوره و غنی سازی خانواده‬ - سال چهارم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • سال چهارم شماره 1 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نیلوفر میکائیلی*، سعید رحیمی، مهرناز صداقت صفحات 1-16
    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش الگوهای ارتباطی خانواده، ساختار انگیزشی و انعطاف پذیری روان شناختی در پیش بینی طلاق هیجانی زوجین بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری آن همه زوجین شهر اردبیل به تعداد 75000 نفر بودند که از میان آن ها 400 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. سپس به پرسشنامه های طلاق هیجانی گاتمن (2008)، پذیرش و عمل ویرایش دوم (2011)، نگرانی های شخصی (2002) و پرسش نامه تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (1994) پاسخ دادند. داده های به دست آمده با به کارگیری آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه وتحلیل شدند. برآیندها نشان داد که طلاق هیجانی با انعطاف پذیری روان شناختی، ساختار انگیزشی انطباقی و الگوی ارتباطی گفت وشنود ارتباط منفی و معنی دار و با ساختار انگیزشی غیر انطباقی و الگوی ارتباطی همنوایی ارتباط مثبت و معنی داری دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد 45 درصد از واریانس طلاق هیجانی توسط متغیرهای ساختار انگیزشی، الگوهای ارتباطی خانواده و انعطاف پذیری روان شناختی تبیین می شود. با ارائه آموزش های لازم در جهت بهبود الگوهای ارتباطی خانواده، انعطاف پذیری روان شناختی و ساختار انگیزشی انطباقی زوجینی که مشکل طلاق هیجانی دارند یا متقاضی طلاق هستند می توان طلاق هیجانی را کاهش داد.
    کلیدواژگان: طلاق هیجانی، انعطاف پذیری روان شناختی، الگوهای ارتباطی خانواده، ساختار انگیزشی
  • ربابه کشاورز*، جواد خلعتبری صفحات 17-32
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان خودشفقت ورزی بر تحمل پریشانی، تنظیم هیجان و حساسیت اضطرابی زنان مطلقه انجام گرفت. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دربرگیرنده همه زنان مطلقه مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1396 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیر احتمالی داوطلبانه و گمارش تصادفی استفاده شد. بدین صورت که از میان زنان مطلقه مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران، تعداد 30 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گروه گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی دو ماه و نیم در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی بود که گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکرد. پرسشنامه های مورداستفاده در این پژوهش دربرگیرنده پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2002)، مقیاس تحمل پریشانی هیجانی (سیمونز و گاهر، 2005) و پرسشنامه حساسیت اضطرابی (فلوید، گارفیلد و مارکز، 2005) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که درمان خودشفقت ورزی بر تحمل پریشانی (f=28/87, p<0/0001)، تنظیم هیجان مثبت (f=41/47, p<0/0001)، تنظیم هیجان منفی (f=52/79, p<0/0001) و حساسیت اضطرابی (f=58/28, p<0/0001) زنان مطلقه موثر بوده است. منطبق با یافته های پژوهش حاضر می توان درمان خودشفقت ورزی را به عنوان یک روش کارا جهت افزایش تحمل پریشانی و تنظیم هیجانی و کاهش حساسیت اضطرابی زنان مطلقه پیشنهاد داد.
    کلیدواژگان: درمان خودشفقت ورزی، تحمل پریشانی، تنظیم هیجان، حساسیت اضطرابی، زنان مطلقه
  • فهیمه اردشیری لردجانی*، طیبه شریفی صفحات 33-46
    زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی، با آسیب های روان شناختی و هیجانی گوناگونی رویارو می شوند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر بخشایشگری و بی رمقی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دربرگیرنده همه زنان آسیب دیده خیانت زناشویی شهر اصفهان در سال 1395 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند با جایگزینی تصادفی استفاده شد. بدین صورت که از میان زنان آسیب دیده خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز گل محمدی، تماشا و طوبی، تعداد 30 نفر به صورت هدفمند و به صورت گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی بود که افراد حاضر در گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکردند. پرسشنامه های مورداستفاده در این پژوهش دربرگیرنده بخشایشگری (ری، لویاکونو، فلوک، السزکی، هیم و مدیا، 2001) و پرسشنامه بی رمقی زناشویی (پانیز، 1996) بود. داده های برآمده از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برآیندهای برآمده از تحلیل داده ها نشان داد که روان درمانی مثبت نگر بر بخشایشگری (f=68/52, p<0/0001) و بی رمقی زناشویی (f=99/62, p<0/0001) زنان آسیب دیده خیانت دیده زناشویی کارساز بوده است. بر پایه یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که روان درمانی مثبت نگر می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت تاثیر بر بخشایشگری و بی رمقی زناشویی زنان آسیب دیده خیانت زناشویی مورداستفاده گیرد.
    کلیدواژگان: روان درمانی مثبت نگر، بخشایشگری، بی رمقی زناشویی، خیانت زناشویی
  • سهیلا شریعت*، ربابه کشاورز محمدی، معصومه حمیدی، سمیه آقابزرگی صفحات 47-62
    تعارضات زناشویی فرایندهای روان شناختی، هیجانی و ارتباطی زنان را با آسیب رویارو می سازند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش تفکر مثبت بر نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل همه زنان دارای تعارضات زناشویی شهر تهران در سال 1395 بود که به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیر احتمالی داوطلبانه و گمارش تصادفی استفاده شد. بدین صورت که از میان زنان دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران، تعداد 30 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گروه گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی دو ماه و نیم در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی بود که گروه گواه این مداخله را در طول فرایند انجام پژوهش دریافت نکرد. پرسشنامه های مورداستفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه نشاط ذهنی (ریان و فردریک، 1997)، تعارض زناشویی توسط براتی و ثنایی (1375) و پرسش نامه سرمایه روان شناختی (لوتانز و اولیو، 2007) بود. داده های برآمده از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج برآمده از تحلیل داده ها نشان داد که آموزش تفکر مثبت بر نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی موثر بوده است (P<0.001). بدین صورت که این آموزش توانسته نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی را افزایش دهد. برابر با یافته های پژوهش حاضر می توان آموزش تفکر مثبت را به عنوان یک روش کارا جهت بهبود نشاط ذهنی و سرمایه های روان شناختی زنان دارای تعارضات زناشویی پیشنهاد داد.
    کلیدواژگان: تفکر مثبت، نشاط ذهنی، سرمایه های روان شناختی، تعارضات زناشویی
  • منیره پورفراهانی*، فاطمه زمانی نیا، زهره آرین مقدم، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف صفحات 63-76
    رضایت از تن پنداره از ارج بالایی برخوردار است، به طوری که دگرگونی در آن می تواند تاثیر فراوانی در شخصیت و سلامت روانی، تنی و ارتباطی داشته باشد. پژوهش حاضر باهدف اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری هشت مرحله ای کش بر بهبود تن پنداره و تعهد زناشویی انجام شده است. پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه است. جامعه موردپژوهش همه زنان متاهل مراجعه کننده به کلینیک دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1396-1397 بودند. از میان داوطلبین 16 نفر به عنوان آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 8 نفری گواه آزمایش قرار گرفتند پیش از اجرای گروه درمانی ابزار پژوهش (پیش آزمون) که دربرگیرنده پرسشنامه چندبعدی خود- بدن و تعهد زناشویی آدامز و جونز بود  از سوی آزمودنی ها تکمیل گردید. در جلسه پایانی پس از به پایان رساندن 10 جلسه درمانی 90 دقیقه ای دوباره ابزار پژوهش (پس آزمون) توسط آزمودنی ها تکمیل گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش آماری کوواریانس استفاده گردید. برآیندهای به دست آمده نشان داد که گروه آزمایش پیش از مداخله برای تن پنداره و تعهد زناشویی به ترتیب با میانگین 25/113، 87/119 و انحراف معیار 43/16، 76/12 و پس از دریافت گروه درمانی شناختی رفتاری کش میانگین 142، 161 و انحراف معیار 75/5، 85/11 را نشان دادند و بهبود معنی داری در تن پنداره و تعهد زناشویی در سنجش با گروه گواه نشان دادند.(P<0/05) گروه درمانی شناختی _رفتاری کش تاثیر معنی داری در بهبود تن پنداره و بهبود تن پنداره تاثیر معنی داری در افزایش تعهد زناشویی دارد. همچنین برآیندها حاکی از این بود که بهبود تن پنداره تاثیر معنی داری در بهبود تعهد زناشویی دارد.
    کلیدواژگان: تن پنداره، تعهد زناشویی، گروه درمانی شناختی رفتاری کش
  • خانم مهرنوش باب الحوایجی، دکتر الهه خوشنویس، دکتر سیما قدرتی صفحات 77-88

    خیانت زناشویی پدیده ای است که آرامش روانی زنان و خانواده را متاثر ساخته و می تواند آسیب های روان شناختی سهمگینی را ایجاد نماید. بر این اساس هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر افسردگی زنان پس از خیانت همسر بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده همه زنانی بود که در سه ماهه پاییز سال 1396 به دلیل خیانت همسر به کلینیک های روانشناسی، مشاوره و مراکز بهزیستی غرب شهر تهران مراجعه کرده و دارای پرونده بودند که با روش نمونه گیری داوطلبانه 30 نفر از این زنان گزینش و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه افسردگی (بک، 1996) استفاده شد. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. برآیندها نشان داد درمان شناختی- رفتاری بر افسردگی زنان پس از خیانت همسر تاثیر دارد (f= 83/96, p<0/001). بر این اساس که این درمان توانسته منجر به کاهش افسردگی زنان پس از خیانت همسر شود. با توجه به برآیندهای به دست آمده می توان نتیجه گیری نمود که درمان شناختی- رفتاری می تواند با آموزش مفاهیمی همچون شناسایی افکار خود آیند منفی و تحریف های شناختی و آموزش مفاهیم خودکارآمدی، تاب آوری و تنظیم هیجان به عنوان یک درمان موثر برای کاهش افسردگی زنان پس از خیانت همسر قلمداد شود.

    کلیدواژگان: درمان شناختی- رفتاری، افسردگی، خیانت
  • دکتر نیلا علمی منش، خانم مریم ژاله صفحات 89-102

    بروز اختلافات زناشویی و طلاق، مولفه های روان شناختی، هیجانی و ارتباطی زنان را با آسیب جدی مواجه می سازد. بر این اساس هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر روان درستی، بخشش و بی رمقی زناشویی زنان در معرض طلاق زنان شهر اصفهان بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش دربرگیرنده همه زنان درخواست کننده طلاق مراجعه کننده به دادگستری شهر اصفهان در سه ماهه تابستان 1397 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه گواه (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) قرار گرفتند. در این پژوهش از سه پرسشنامه روان درستی، پرسشنامه گرایش به بخشش و پرسشنامه بی رمقی زناشویی استفاده شد. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. برآیندها نشان داد روان درمانی مثبت گرا بر روان درستی، بخشش و بی رمقی زناشویی زنان در معرض طلاق شهر اصفهان تاثیر دارد  (f= 83/96, p<0/001). بر این اساس که این درمان توانسته منجر به بهبود روان درستی و بخشش زنان در معرض طلاق و کاهش بی رمقی زناشویی آن ها شود. با توجه به برآیندهای به دست آمده می توان نتیجه گیری نمود که روان درمانی مثبت نگر می تواند با آموزش مفاهیمی همچون امید و خوش بینی به عنوان یک درمان کارآمد برای بهبود روان درستی و بخشش زنان در معرض طلاق و کاهش بی رمقی زناشویی آن ها به شمار آورده شود.

    کلیدواژگان: روان درمانی مثبت گرا، روان درستی، بخشش، بی رمقی زناشویی
|
  • Nilofar Mikaeli*, Saeid Rahimi, Mehrnaz Sedaghat Pages 1-16
    The purpose of this study was to investigate the role of family communication patterns, motivational structure and psychological flexibility in predicting the emotional divorce of couples. Descriptive-correlational research Method and statistical society of all couples in Ardabil city were 75000 people, of whom 400 were selected by available sampling method. Then they responded to Gatman's emotional divorce questionnaire (2008), acceptance and practice of the second edition (2011), Personal Concern Inventory (2002), and a revised family communication patterns questionnaire (1994). Data were analyzed using Pearson correlation and multiple regression analysis. The results showed that Emotional divorce with psychological flexibility, adaptive motivation structure, and communication pattern of dialogue have a negative and significant correlation with non-adaptive motivational structure and Conformity communication pattern and Meaningful. Also, the results of regression analysis showed that 45% of variance of emotional divorce variance is explained by the variables of motivational structure, family communication patterns and psychological flexibility. Emotional divorce can be reduced by providing the necessary training to improve family communication patterns, psychological flexibility and adaptive motivational structure of couples who are experiencing the problem of divorce or seeking divorce.
    Keywords: Emotional Divorce, Psychological Flexibility, Family Communication Patterns, Motivational Structur
  • Robabe Keshavarz Mohammadi*, Javad Khalatbari Pages 17-32
    The present study was conducted to investigate the effectiveness of self-compassion treatment on distress tolerance, emotion regulation and anxiety sensitivity in divorced women. It was a quasi-experimental study with pretest, posttest and control group design. The statistical population of the present study all divorced women referring to consultation centers in the city of Tehran in 2017. Non-probable voluntary sampling method and random replacement were used in the present study in a way that 30 people were voluntarily selected and replaced into experimental and control groups. The experimental group received eight ninety-minute sessions during two months while the control group didn’t receive this intervention during conducting the study. The applied questionnaires in the study included emotion cognitive regulation strategies (Garenfski et.al, 2002), emotional distress tolerance scale (Simons and Gaher, 2005) and anxiety sensitivity questionnaire (Floyd, Garfield and Marks, 2005). The data from the study were analyzed through Ancova method via SPSS23 software. The results of data analysis showed that self-compassion treatment has been effective on distress tolerance (f=28/87, p<0/0001), positive emotion regulation (f=41/47, p<0/0001), negative emotion regulation (f=52/79, p<0/0001) and anxiety sensitivity (f=58/28, p<0/0001) in divorced women. According to the findings of the present study, self-compassion treatment can be suggested as an efficient method in order to increase distress tolerance and emotion regulation and decrease anxiety sensitivity in divorced women.
    Keywords: Self-compassion treatment, distress tolerance, emotion regulation, anxiety sensitivity, divorced women
  • Fahimeh Ardeshiri Lordjani*, Tayyebeh Sharifi Pages 33-46
    Women affected by marital infidelity face a variety of psychological and emotional disturbances. According to this The present study was conducted aiming to investigate the effectiveness of positivist psychotherapy on marital forgiveness and burnout in the women damaged by marital betrayal. The research method was quasi-experimental with pretest, posttest and control group design. The statistical population of the current study included all damaged women by marital betrayal in the city of Isfahan in 2017. Non-probable available sampling method and random replacement were applied in the present study in a way that 30 women damaged by marital betrayal referring to Gol-e-Mohammadi, Tamasha and Touba centers were selected through purposive and available method and randomly put into experimental and control groups. The experimental group received ten seventy-five-minute intervention sessions during two and a half months while the people in the control group didn’t receive it during this process. The applied questionnaires included forgiveness (Ray et.al, 1983), marital burnout (Paniz, 1996). The data from the study were analyzed through ANCOVA method via SPSS 24 software. The results of data analysis showed that positivist psychotherapy has been effective on the forgiveness (f=68/52, p<0/0001) and marital burnout (f=99/62, p<0/0001) of the women damaged by marital betrayal. According to the findings of the present study it can be concluded that the positivist psychotherapy can be used as an efficient treatment to affect marital forgiveness and burnout in the women damaged by marital betrayal.
    Keywords: positivist psychotherapy, forgiveness, marital burnout, marital betrayal
  • Soheila Shariat*, Robabeh Keshavarz Mohammadi, Masoomeh Hamidi, Somayeh Aghabzorgie Pages 47-62
    Marital conflicts confrontation women's psychological, emotional and communication processes to be harmed. According to this, accordingly the present study was conducted aiming to investigate effectiveness of teaching positive thinking on mental vitality and psychological capitals in the women with marital conflicts. The research method of the present study was quasi-experimental with pretest, posttest and control group design. The statistical population of the present study included all the women with marital conflicts in the city of Tehran in 2016 who referred to consultation centers. Non-probable available sampling and random replacement were used in the present study in a way that 30 people were voluntarily selected from the women with marital conflict referring to Tehran consultation centers and randomly replaced into experimental and control groups. The experimental group received teaching interventions in eight ninety-minute sessions during two-and-a-half months while the control group didn’t receive such intervention. The applied questionnaires in the present study included mental vitality questionnaire (Ryan and Fredrick, 1997), marital conflict by Barati and Sana’ie (1996) and psychological capital questionnaire (Lotanz and Olio, 2007). The data gotten from the study were analyzed through ANCOVA method. The results of the data analysis showed that teaching positive thinking has been effective on mental vitality and psychological capitals in the women with marital conflicts (p<0.001) in a way that this teaching could increase mental happiness and psychological capitals of the women with marital conflicts. According to the findings of the present study teaching positive thinking can be suggested as an efficient method to improve mental vitality and psychological capitals in the women with marital conflicts.
    Keywords: Self-affection, depression, psychological capitals, marital conflicts
  • Monireh Pour Farahani*, Fatemeh Zamani Nia, Zohre Ariyan Moghadam, Hamidreza Aghamohammadian Sherbaf Pages 63-76
    Satisfaction with body image is of great importance so that change in it can have a great impact on personality and mental, physical and communication health. The purpose of this study was to investigate The Effectiveness Cognitive-Behavioral Group Therapy, eight – stage Cash approach on improving the body image and commitment marital. The present study was a semi-experimental study that was conducted pre and post-test. Statistic population included all women who Clinic faculty of Psychology and Educational Sciences, Ferdowsi University of Mashhad in the 96-97 school year. Of the 16 candidates selected as subjects and controls were tested in two groups of 8 people. At first, pre-test was carried out in bath group and then post-test out in both group and then post- test out in both group was thought in ten ninety-minute session for 5 weeks. The data were analyzed by SPSS-20 software and use the covariate. Results showed that Cash Cognitive-Behavioral Group Therapy was significant affective on improving the body image women in experimental group. Also result showed that improving body image was significant affective on improving commitment marital. Cash Cognitive-Behavioral Therapy was significant affective on body image and commitment marital.
    Keywords: body image, commitment marital, Cash cognitive-behavioral therapy
  • Mehrnoosh Babolhavaeji, Elaheh Khoshnevis, Sima Ghodrati Pages 77-88

    Marital betrayal is a phenomenon which influences mental health of the women and the family and can create strong psychological damages. Therefore, the purpose of conducting the present study was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral therapy on the depression of the women after the husband’s betrayal. It was a quasi-experimental study with pretest, posttest and control group design. The statistical population of the present study included all women who referred to psychology and consultation clinics and wellbeing centers on the west of Tehran in 2017 because of their husband’s betrayal and had files there 30 women of whom were selected and randomly put into experimental (15 women) and control (15 women) groups. Depression questionnaire (Beck, 1996) was used in the present study. The data were analyzed through ANCOVA test. The results showed that cognitive-behavioral is effective on the women’s depression after the husband’s betrayal (p≤0.05) since this therapy was able to lead to decreasing the women’s depression after their husband’s betrayal. Considering the results, it can be concluded that the cognitive-behavioral therapy can be an effective therapy to decrease the women’s depression after their husband’s betrayal through training concepts such as diagnosing negative automatic thoughts and cognitive distortions and also training the concepts of self-efficacy, resilience and emotion regulation.

    Keywords: cognitive-behavioral therapy, depression, betrayal
  • Nila Elmimanesh, Maryam Zhaleh Pages 89-102

    The emergence of marital disagreements and divorce, seriously damages the women’s psychological, emotional and communicative components of the women. Therefore the present study was conducted with the purpose of investigating effectiveness of positivist psychotherapy on psychological wellbeing, forgiveness and marital burnout of the women exposed to divorce in the city of Isfahan. It was quasi-experimental study with the pretest, posttest and control group design. The statistical population of this study included all the women asking for divorce in the city of Isfahan who were selected through available sampling method and were replaced into experimental (15 individuals) and control (15 individuals) groups. Psychological wellbeing questionnaire, questionnaire of tendency to forgiveness and the questionnaire of marital burnout were used. The data were analyzed through ANCOVA method. The results showed that the positivist psychotherapy is effective on psychological wellbeing, forgiveness and marital burnout of the women exposed to divorce in the city of Isfahan (p≤0.05).  Therefore this therapy could lead to the improvement of psychological wellbeing and forgiveness of the women exposing to divorce and decrease of marital burnout. According to the results it can be concluded that the positivist psychotherapy can be considered an effective therapy to improve psychological wellbeing, and forgiveness of the women exposing to divorce and decrease of their marital burnout through training concepts such as hope and optimism as an effective therapy.

    Keywords: positivist psychotherapy, psychological wellbeing, forgiveness, marital burnout