فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 4 (پیاپی 31، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/18
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علی اکبر عنابستانی*، حسنعلی جهانتیغ صفحات 1-25
    هدف از پژوهش حاضر، شناسایی چالش ها و موانع پیش روی کارآفرینی سبز دریاچه ای در روستاهای منطقه سیستان است. جامعه نمونه این پژوهش علاوه بر 11 متخصص درزمینه روستایی و کشاورزی، ساکنان 7 روستا از توابع منطقه سیستان است. از این بین براساس فرمول کوکران، تعداد 120 نفر انتخاب شدند و با روش تصادفی از آنها نظرسنجی شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، روش های تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)، تحلیل رتبه رابطه خاکستری (GRA) و آماری T تک نمونه ای در نرم افزار SPSS به کار رفت. نتایج تحلیل سلسله مراتبی فازی حاصل از پرسش نامه کارشناسان نشان می دهد عامل زیرساختی و فنی با ضریب تاثیر 41/0درصد رتبه اول، عامل اقتصادی با ضریب تاثیر 39/0درصد رتبه دوم، عامل آموزشی - حمایتی و اجتماعی - فرهنگی به ترتیب با ضریب تاثیر 11/0 و 09/0درصد رتبه های سوم و چهارم را در ایجاد چالش های کارآفرینی سبز به خود اختصاص داده اند؛ همچنین نتایج حاصل از پرسش نامه روستایی (T تک نمونه ای) نشان می دهد چالش کارآفرینی سبز در دو بعد زیرساختی فنی با میانگین 13/3درصد و اقتصادی با میانگین 3درصد، بیشتر از میانه نظری است و دو بعد آموزشی حمایتی و اجتماعی - فرهنگی به ترتیب با میانگین های 46/2 و 92/1درصد، رتبه های سوم و چهارم را در ایجاد محدودیت های کارآفرینی سبز کسب کردند؛ همچنین در تمامی ابعاد بررسی شده، به ترتیب شاخص های خرید محصولات سبز با قیمت کم توسط دلالان، نامناسببودن حمایت های دولت درزمینه توسعه بازار محصول و صادرنشدن محصول به استان های مجاور با میانگین های 55/4، 35/4 و 30/4 بیشترین امتیاز را کسب کردند. با هدف رتبه بندی روستاهای دارای چالش کارآفرینی با استفاده از تکنیک (GRA) مشخص شد تعداد 6 روستا ضریب بیش از 50/0درصد (چالش زیاد) و فقط یک روستا ضریب کمتر از 50/0درصد (چالش کم) دارد.
    کلیدواژگان: چالش های زیرساختی، چالش های اقتصادی، کارآفرینی سبز، کارآفرینی دریاچه ای، روستاهای سیستان
  • احمد دانایی نیا*، محمدعلی زاغیان صفحات 27-45
    تجارب زلزله های پیشین در ایران حاکی از نبود برنامه اسکان مبتنی بر ظرفیت های مکانی جامعه آسیب دیده است. به دلیل آسیب پذیری زیاد بافت های تاریخی و به منظور کاهش هزینه های اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن، مکان یابی اسکان موقت زلزله زدگان، یکی از مهم ترین چالش های برنامه ریزان به شمار می آید و نیازمند برنامه ریزی و بازطراحی است. با عنایت به نقاط کانونی بالقوه موجود ازجمله ابنیه متروکه و زمین های بایر، برنامه ریزی برای اسکان موقت زلزله زدگان در این گونه بافت ها ظرفیت هایی دارد که در صورت بهره مندی درست از آنها، آسیب های اجتماعی و ابعاد روحی - روانی ناشی از وقوع بحران به کمترین حد ممکن کاهش خواهد یافت. انتظار می رود با مکان گزینی درست محل های اسکان موقت، ضمن تمرکز برنامه ریزی های مبتنی بر ظرفیت های محلی، زمینه های کاهش مخاطرات اجتماعی و ابعاد اقتصادی نیز فراهم شود. پژوهش حاضر، کمی و مبتنی بر تحلیل داده هاست. در حوزه روش شناسی، ضمن انجام مطالعات کتابخانه ای و واکاوی موضوع زلزله در بافت های تاریخی و مطالعات میدانی مبتنی بر نرم افزار GIS و روش سلسله مراتبی(AHP)، مکان های مناسب اسکان موقت اولویت بندی و تعیین شده اند. یافته های پژوهش مبین آن است که فاصله از سکونتگاه های پیشین، کاربری های منتخب برای اسکان، فاصله از شریان های دسترسی، فاصله از مراکز امدادی و مراکز بحران زا، مهم ترین مولفه های اثرگذار در مکان گزینی اسکان موقت به شمار می رود. در محله محتشم فضاهای باز، بایر و مخروبه و نیز آب انبارها ظرفیت های بالقوه ای هستند که غالبا در منطقه امن قرار گرفته اند و قابلیت تغییر کاربری را به فضاهای اسکان موقت دارند؛ به گونه ای که با طراحی یا باززنده سازی آنها، ساکنان در نزدیکی محل زندگی خود اسکان داده و از سرانه مطلوب شانزده مترمربعی به ازای هر نفر بهره مند خواهند شد.
    کلیدواژگان: اسکان موقت، مکان یابی، بافت تاریخی، روش سلسله مراتبی
  • حسین مشرف دهکردی، اسماعیل شیعه* صفحات 47-65
    طرح مسئله
     یکی از راهکارهای افزایش کیفیت محیط، توجه به موضوع پیاده مداری و حمایت از فعالیت های اجتماعی و فرهنگی است. بدیهی است ارتقای شاخص های پیاده مداری منوط به برنامه ریزی دقیق در عرصه های مختلف و توجه به جزئیات موثر در کیفیت محیط ازجمله فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی است. یکی از راهبردهای موفقیت طرح های توسعه شهری، ارزیابی از دیدگاه ساکنان است. در این مقاله بافت مرکزی شهرکرد، به منزله جامعه آماری پژوهش انتخاب و با نمونه گیری به روش کوکران، عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی در این محدوده بررسی شده است.
    هدف
    هدف مقاله، سنجش میزان رضایت ساکنان بافت مرکزی شهرکرد از عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه های پیاده راهی با استفاده از رویکرد نوشهرسازی است.
    روش
    این مقاله از نوع کاربردی، روش آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها، پیمایشی با استفاده از پرسش نامه است. برای تعیین روایی و پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده و تحلیل آن با روش آزمون کروسکال والیس است.
    نتایج
    بررسی موقعیت و عملکرد فضاهای پشتیبان منتخب نشان می دهد پراکنش فضاهای پشتیبان از ساختار پیاده راهی موجود حمایت می کند. بیشترین رضایت مربوط به بناهای تاریخی، مراکز تجاری و پایانه های حمل ونقل عمومی و کمترین رضایت مربوط به فعالیت های فرهنگی هنری، فضاهای سبز و فضاهای تفریحی است.
    نوآوری
    به نظر می رسد تقویت فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی رضایت ساکنان را از کیفیت محیط ارتقا می بخشد و گام موثری در مسیر افزایش پیاده مداری است.
    کلیدواژگان: پیاده مداری، شبکه پیاده راهی، فضاهای پشتیبان، سنجش عملکرد
  • لیلا رحیمی* صفحات 67-87
    طرح مسئله
    میدان ها در ارتقای کیفی فضاهای شهری نقش مهمی را ایفا می کنند؛ اما متاسفانه بیشتر فضاهای شهری امروزی ازجمله میدان ها به ویژه میدان های مرکزی و تاریخی مطلوبیت و کیفیت مناسب را ندارند.
    هدف
    هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر مطلوبیت میدان ها و ارائه راهکارهایی برای مطلوب شدن وضعیت کنونی میدان مرکزی - تاریخی تبریز یعنی میدان ساعت تبریز است.
    روش
    این پژوهش ترکیبی از روش های کیفی و کمی است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساخت یافته با 50 نفر از ساکنان شهر تبریز به شیوه نمونه گیری هدفمند و به روش اشباع داده ها استفاده شده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، روش تحلیل مضمون و در روش کمی، روش تاپسیس به کار رفته است.
    نتایج
    نتایج یافته ها نشان می دهد عامل دلبستگی به مکان و اجتماع پذیری به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیرگذاری را بر مطلوبیت میدان ساعت تبریز دارد. از میان مولفه های سه گانه تاثیرگذار بر دلبستگی به میدان، مولفه سمبلیک بودن میدان چشمگیرترین شاخص موثر در این زمینه است. برمبنای نتایج پژوهش ارتقاء مطلوبیت این میدان، توجه بیشتر مسئولان و برنامه ریزان شهری را به عوامل اجتماع پذیری به ویژه مولفه حس امنیت در آن، تنوع فعالیت ها و کاربری ها، عوامل جذابیت بصری و خاطره جمعی در میدان به ویژه مولفه حس ماندگاری در فضا و پاسخ به نیازهای کاربران طلب می کند. در این راستا راهکارهایی مانند ایجاد فضاهای سبز و پیاده بیشتر، ایجاد فضاهای تفریحی و فرهنگی، بزرگ ترکردن ابعاد میدان، حفظ بافت تاریخی، ایجاد کاربری هایی مانند بازار سنتی در راستای حفظ فرهنگ شهر و... برای ارتقاء مطلوبیت میدان ساعت تبریز پیشنهاد می شود.
    نوآوری
    نوآوری پژوهش حاضر در موضوع مطلوبیت میدان تاریخی با استفاده از روش پژوهش ترکیبی کیفی و کمی است.
    کلیدواژگان: مطلوبیت، حضورپذیری، میدان شهری، میدان ساعت تبریز
  • سعدی محمدی*، سوران منوچهری صفحات 89-110
    طرح مسئله
    آسیب پذیری زیاد در نواحی روستایی و ناتوانی رویکردها و برنامه های توسعه روستایی در طول چند دهه در کاهش آن، موجب شد پیشگیری در قالب رویکرد تاب آوری برگرفته شده از الگوی پایداری به منزله یگانه رویکرد مقابله با آسیب پذیری نواحی روستایی مطرح و برای تحقق آن نیز بر لزوم شرایط زیست پذیر در نواحی روستایی تاکید شود. در روستاهای شهرستان مریوان نیز شرایط اقتصادی، اجتماعی و طبیعی، ضعف ها و فرصت هایی را پیش روی وضعیت زیست پذیری و تاب آوری روستاها قرار داده است که شیوه برخورد و بهره گیری از آنها در نواحی مختلف این شهرستان باید شناخته شود.
    هدف
    هدف این پژوهش، تبیین ارتباط بین دو مقوله تاب آوری و زیست پذیری در نواحی روستایی شهرستان مریوان است.
    روش تحقیق
    در پژوهش کاربردی حاضر، مبتنی بر روش توصیفی - تحلیلی، گردآوری داده ها در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی به روش پیمایشی مبتنی بر توزیع تصادفی پرسش نامه در میان 300 نفر از سرپرستان خانوار روستاهای شهرستان انجام پذیرفت که تعداد به روش کوکران از میان 11401 خانوار تعیین شد. این پرسش نامه ها به صورت طبقه ای در میان دهستان ها و روستاهای برگزیده آنها توزیع شد که با قرعه کشی انتخاب شدند. در ادامه داده ها با بهره گیری از آزمون های آمار استنباطی (تی زوجی، تحلیل مسیر) و شاخص های آمار فضایی در محیط GIS (شاخص موران و ابزار لکه های داغ) تجزیه وتحلیل شد.
    نتایج
    نتایج نهایی نشان از ارتباط مثبت، مستقیم و معنا دار وضعیت زیست پذیری و تاب آوری روستاها در منطقه مطالعه شده در قالب توزیع خوشه ایلکه های داغ دارد؛ همچنین با توجه به یافته های استنباطی، بعد اقتصادی و شاخص توانایی سازگاری و انطباق با تهدیدات، تبیین کننده های اصلی میزان زیست پذیری و تاب آوری در منطقه مطالعه شده اند.
    نوآوری
    بارزکردن مفهوم تاب آوری در کنار و به منظور تداوم شرایط زیست پذیر در محیط های روستایی، نوآوری اصلی پژوهش حاضر است.
    کلیدواژگان: تاب آوری، زیست پذیری، روستاهای شهرستان مریوان
  • محسن پورخسروانی*، علی مهرابی، زهرا امیرجهانشاهی صفحات 111-124
    طرح مسئله
    گسل ها، مهم ترین عامل ایجاد زلزله هستند که توانایی های لرزه ای متفاوتی دارند و زلزله های کوچک و بزرگی را ایجاد می کنند؛ بنابراین شناسایی خطاهای موجود در هر منطقه و شناخت نوع و دامنه فعالیت گسل ها، آسیب های عملکرد آنها را به شدت کاهش می دهد.
    هدف
    این پژوهش سعی دارد رابطه شاخص خط وارگی گسل ها را با لرزه خیزی در محدوده خطوط ریلی استان هرمزگان ارزیابی کند.
    روش
    شاخص خط وارگی، معیاری کمی از شدت گسلش هر منطقه، تابعی است که در پردازش آن تعداد، طول و تقاطع گسل ها در واحد سطح محاسبه مکانمند می شود. بدین منظور گسل های منطقه در فاصله 100کیلومتری از خطوط ریلی با استفاده از نقشه های زمین شناسی و تصاویر رادار استخراج، سپس شاخص خط وارگی[1] با بهره گیری از نرم افزار Arc GIS محاسبه و درنهایت با استفاده از این شاخص نقشه مکانی تهیه شد.
    نتایج
    بررسی ارتباط داده های لرزه ای و تراکم گسلی با الگوی توزیع شاخص خط وارگی نشان دهنده همبستگی نسبی تراکم گسل ها و همچنین الگوی توزیع زلزله ها با شاخص خط وارگی در محدوده مطالعاتی است؛ به طوری که یافته های پژوهش نشان داد 33/15درصد از کل لرزه های رخ داده در منطقه (لرزه های بیش از 4 ریشتر) در طبقه شاخص Pf5 واقع شده اند که فقط 62/4درصد از کل مساحت منطقه را به خود اختصاص داده است؛ همچنین فقط 54/3درصد از زلزله های رخ داده در طبقه با شاخص Pf1 قرار گرفته اند که بیشترین درصد (07/27درصد) از منطقه را به خود اختصاص داده است؛ به بیان دیگر با افزایش شاخص خط وارگی، تراکم زلزله های رخ داده در منطقه نیز بیشتر می شود.
    نوآوری
    این پژوهش به دلیل بررسی تراکمی گسل ها و همچنین بررسی رابطه مساحت خط وارگی گسل ها با تعداد زمین لرزه ها در نوع خود بی سابقه است.
    کلیدواژگان: خطوط ریلی، شاخص خط وارگی، گسل، لرزه خیزی، استان هرمزگان
|
  • Aliakbar Anabestani *, Hasanali Jahantigh Pages 1-25
    The purpose of this study is to identify the challenges and obstacles before lacustrine green entrepreneurship in the villages of Sistan province. The sample population of this study, in addition to 11 rural and agricultural experts, consisted all the residents of 7 villages in Sistan province. According to the Cochran formula, 120 people were selected and randomly questioned. For analyzing the data, Fuzzy Hierarchical Analysis (FAHP), Gray-Relationship Grade Analysis Method (GRA), and single-sample T-test were used in SPSS software. Results of fuzzy hierarchical analysis from the experts' questionnaire show that the Infrastructure and technical factor -with the influence coefficient of (0.41)- got the first rank; the economic factor with the influence coefficient of (0.39), got the second rank; the educational-supportive and socio-cultural factor, respectively, with the average of (0.11) and (0.09) percent, ranked third and fourth in creating the limitations faced by green entrepreneurship. Also, the results of rural questionnaire (single sample T) show that the challenge of green entrepreneurship in two technical-technical dimensions with an average (3.13) and economic (3) percent is higher than the theoretical one and two educational dimensions - Social and cultural support, with average (2.46) and (1.92%) respectively, won the third and fourth ranks in creating green entrepreneurship constraints. Also, in all aspects examined, the indicators of purchasing green goods at low prices by speculators, the inadequacy of government support in the development of the product market, and the non-export of products to neighboring provinces; respectively with the averages of 4.55, 4.35 and 4.30 have won the most points. With the aim of ranking villages with entrepreneurial challenges, using the (GRA) technique, it was determined that 6 villages had a coefficient over 50% (high challenge), and only one village had a coefficient of less than 50% (low challenge).
    Keywords: Substructure challenges, economic challenges, green entrepreneurship, lake entrepreneurship, Sistan villages
  • Ahmad Danaeinia *, Mohammadali Zaghiyan Pages 27-45
    Problem definition
    Previous earthquake experiences in Iran, indicate the lack of a any housing program, based on the spatial capacity of the affected community. Due to the high vulnerability of historical tissues and in order to reduce the aroused social and economic costs, locating the temporary housing for earthquake victims, is of the most important challenges for planners, therefore requiring the planning and redesigning. Considering the existing potential focal points, including abandoned buildings and arid lands, temporary placing of earthquake victims in these tissues, enjoys the capacities which, in the case of being benefited correctly, social psychological damages caused by the crisis, will be reduced to a minimum.
    Goal
    It is expected that with the proper placement of temporary settlements, rather than focusing our planning, based on local capacities, some areas be also provided for reducing social threats and economic dimensions.
    Methodology
    The current study is quantitative and based on data analysis. In the field of methodology, while conducting library studies and exploring the earthquake issue in historical contexts and field surveys -based on GIS software and hierarchical method (AHP)- proper places for temporary settlement, have been prioritized and determined.
    Results
    research findings indicate that the distance from previous settlements, selected places for settlement (Available capacities), distance from access pathways, distance from the relief centers and the crisis centers; were considered as the most important factors influencing on locating temporary settlements. In Mohtasham's neighborhood, there are open spaces, deserted and ruined spaces as well as water reservoirs, considered as the potential capacities, located in a safe area, having the ability to switch to temporary settlements; In such a way that by designing or rehabilitation them, all the residents can be placed near their residence site; while providing 16 square meters of living space for each person.
    Keywords: Temporary settlement, locationing, Historical context, Hierarchical method
  • Hossein Mosharaf Dehkordi, Esmail Shieh * Pages 47-65
    problem statement
    One of the ways to increase the quality of the environment is paying attention to the issue of pedestrianism, and supporting the social and cultural activities. Obviously, the promotion of pedestrianism indicators, is depended on detailed planning in different areas, and paying attention to the effective details on the quality of the environment, including pedestrian network supporting spaces. One of the strategies for the success of urban development projects, is carrying down the residents-based assessments. In this paper, the central tissue of Shahrekord is selected as the statistical population of the research, and we are investigating the performance of the pedestrian network supporting spaces in this area, using Cochran's sampling.
    Aim
    The purpose of this paper is measuring the residents' Satisfaction level, from supportive spaces in the pedestrian network.
    Methods
    The central tissue of Shahrekord, based on the new-urbanism Approach. This is an applied journal, with a descriptive-analytical method; while data gathering being done by questionnaire. Cronbach's alpha coefficient is used to determine the validity and reliability of the questionnaire. Its analysis was done by Kruskal–Wallis test.
    Results
    Examining the position and function of the selected supporting spaces indicates that the distribution of backup spaces, supports the existing pedestrian structure. With Historical buildings, Business centers, and Public Transportation Terminals having the most Satisfaction, And the least satisfaction being related to Cultural and artistic activities, green spaces and recreational areas.
    Innovation
    It seems that strengthening the pedestrian network supporting spaces, causes to promote the satisfaction of residents from the Environment quality, while considered as an effective step in promoting the pedestrianism.
    Keywords: Pedestrianism, Pedestrian Network, Supporting Spaces, performance evaluation
  • Leila Rahimi * Pages 67-87
    Squares play an important role in improving the quality of urban environments, but most of current urban environments, including squares, especially central and historical squares, do lack of proper quality and desirability. This study aims at identifying the affective factors, on the squares' desirability, and offering solutions for increasing the desirability of current status of Tabriz's central and historical square, called Saa'at Square. The present study is a combination of qualitative and quantitative methods in data collection from a semi-structured interview with 50 residents of Tabriz city using purposeful sampling and data saturation method. To analyze the data obtained from the interview, the content analysis method has been used, and for the quantitative method, the TOPSIS method has been used. Results show that two factors of location attachment, and sociality, have the most and the least effect on the desirability of Tabriz Square. Among the threefold components affecting the attachment to the field, the component of the field's symbolism is the most significant indicator in this field. Therefore, results of the research to improve the desirability of this square, call for paying more attention to socializing factors -in particular the component of the sense of security in it, as well as the diversity of activities and uses, as well as the factors of visual attraction and creating collective memories in it, especially the component of the sense of survival in its space, and responsiveness to the needs of users by the urban authorities and planners. In this regard, solutions such as creating more green spaces and more pedestrians, creating recreational and cultural spaces, increasing the size of the square, preserving its historical texture, creating uses such as traditional market in order to preserve the city's culture and ..., are offered to promote the desirability of the Tabriz Saa'at Square. Innovational aspect of the present research, is in paying attention to the desirability of this historical square, using a quantitative-quantitative combinational research method.
    Keywords: desirability, availability, urban square, Tabriz Saa'at Square
  • Saadi Mohammadi *, Soran Manoochehri Pages 89-110
    problem statement
    High vulnerability in rural areas and the incapability of rural development approaches and programs through the past decades, have led to the introduction of prevention -in the form of sustainability approach, derived from the sustainability paradigm, considered as the only approach to address the vulnerability of rural areas- and, in order to achieve this, emphasize on the necessity of livability conditions in rural areas. In the study area also, the economic, social and natural conditions, has placed weaknesses and opportunities in the face of survivability and resilience of villages; the way of dealing with and utilizing them in different parts of this ciounty, should be known.
    Purpose
    explain the relationship between these two categories (resilience and livability), in Rural Areas of Marivan City.
    Research Methods
    throughout this applied research, based on the descriptive-analytical method, the data were collected by documentary method in the theoretical part; and in the practical part, by survey method based on random distribution of questionnaire among 300 of households in the villages of the city, determined by Cochran method out of 11401 households. It should be noted that the questionnaires were categorically distributed among villages and rural districts, choosen based on lotteries. Data analysis was performed using inferential statistics (paired t-test, path analysis), and spatial statistics indices, in the GIS environment (Moran index, and Hot spots tool).
    Result
    final results indicated positive, direct and significant correlation between resilience and livability of villages in the studied area, in the form of cluster distribution of hot spots. In addition, by considering the inferential findings; the economic dimension, also the indicator of the level of adaptability and adaptation to threats; are studied as the main predictors of the livability and resilience amount, in the area.
    Innovation
    Opening the notion of resilience, beside and for maintaining the livable conditions in the rural environment, was the main research innovation.
    Keywords: resilience, livability, villages of Marivan city
  • Mohsen Pourkhosravani *, Ali Mehrabi, Zahra Amirjahanshahi Pages 111-124
    Research question
    faults are the most important factor in creating an earthquake, basically, having different seismic powers, and able to create small and large earthquakes. Therefore, identifying the faults found in each region, and recognizing their type and range of activities, can greatly reduce the damage caused by their performance.
    Purpose
    this research tries to evaluate the relationship between the fault's lineament index, and seismicity, along the railway lines of Hormozgan Province.
    Research Methodology
    The lineament index, as a quantitative measure of the severity of fault in each region, is a function that in processing of which, the number, length, and intersection of the faults per area-unit, are subjected to computational calculation. For this purpose, the faults of the region, in a distance of 100 kilometers from the railway lines, are extracted from the railway lines using the geological maps and radar images and then the lineament index is calculated using the Arc GIS software, and finally preparing this Location map, using this index.
    Results
    Investigating the relationship between seismic data and fault density, with the distribution pattern of lineament index, indicates the relative correlation between faults density, also the distribution pattern of earthquakes with the lineament index in the studied area. In a way that, results showed that 15.33% of the total seismicity occurred in the area (the seismicity higher than 4 Richter) in the Pf5 index category, encompassed only 4.26% of the total area surface. And only 3.54% of the earthquakes occurred in the Pf1 index category, which accounted for the highest percent (27.07%) of the region. In other words, by increasing the lineament index, the density of earthquakes occurred in the area is also increased.
    Innovation
    This research is unprecedented due to its study of the fault density, as well as the relationship between the fault lineament's area and the number of earthquakes.
    Keywords: Railways, lineament Index, Fault, Seismicity, Hormozgan Province