فهرست مطالب

کتاب قیم - پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/08/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • ملیکا بایگانیان، محمدحسن رستمی* صفحات 7-40
    اصولیان را می بایست موثرترین اندیشمندانی دانست که به تعریف قرآن، این واژه مهم در تاریخ فرهنگ اسلامی، دست زده اند. آنان افزون بر آنکه جزو نخستین عالمانی بوده اند که به این کار مبادرت ورزیدند، بارها دست به تغییر مولفه ها زده و معرفی جدیدی از آن ارائه کردند. چنان که در سده پنجم و ششم، مولفه های «نقل» و «کتابت» را بر هر مولفه دیگری در تعریف قرآن مقدم داشتند. با وجود مولفه های رقیب از جمله «اعجاز»، طبیعتا هم سخن بودن اصولیان در این انتخاب، تصادفی نبوده بلکه برخاسته از گفتمان علمی و شرایط فرهنگی- اجتماعی حاکم بر دوران آنان بوده است. ارائه پاسخ هایی درخور به چرایی استفاده از مولفه های «نقل» و «کتابت» در تعاریف اصولیان سده های پنجم و ششم با روش تاریخ انگاره، مهم ترین بایسته این پژوهش است. تحقیق و تتبع دراین باره، نشان می دهد رواج مباحث پیرامونی قرائات و تواتر، توجه به نقش تاریخی نقل و کتابت در صیانت قرآن، نیز وجود انتقادات متعدد پیرامون مولفه اعجاز در این دوران، مهم ترین دلایل انتخاب مولفه های «نقل» و «کتابت» از سوی اصولیان برای تعریف قرآن در سده های پنجم و ششم بوده است.
    کلیدواژگان: قرآن، تحولات مفهومی، تاریخ انگاره، نقل، کتابت، اصولیان
  • محسن دیمه کار گراب*، سید محمد سجادی پور صفحات 41-70
    آیات الاحکام از دیرباز تاکنون در فرآیند استنباط، موردتوجه فقی هان اسلامی بوده لیکن غالبا به دلیل حاکمیت گفتمان فقهی بر این دسته از آیات، ابعاد کلامی آن در حوزه امامت پژوهی به ندرت مورد توجه بوده است. این درحالی است که افزون بر ابعاد فقهی، اشارات ارزشمندی نیز به موضوع امامت دارد. پیشینه این گونه از خوانش کلامی را در روایات فقهی کلامی اهل بیت (ع) در حوزه آیات احکام می‏توان جست. لذا نظر به خلا امامت پژوهی در زمینه آیات الاحکام و میان رشته ای بودن آن در عرصه های بنیادین حدیث، فقه، کلام و تفسیر و نیز بهره گیری از این گونه استنباط در حوزه مباحث کلامی امامت از ناحیه اهل بیت (ع)، در این نوشتار تلاشی صورت گرفته است تا بر پایه روش توصیفی تحلیلی در میراث روایی و فقهی امامیه، نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت (ع) در زمینه امامت را مورد بررسی و تبیین قرار دهد.
    بررسی ها نشان می‏دهد که بنوت اهل بیت نسبت به رسول خدا، ولایت، امامت و زعامت اهل بیت (ع)، نصب و تعیین الهی امام، عنصر نص و وصایت، عصمت، نقش عنصر وراثت در زمینه امامت و جریان امامت در ذریه امام حسین (ع) از مهم ترین رهیافت‏های کلامی اهل بیت در استناد به آیات الاحکام است.
    کلیدواژگان: آیات الاحکام، تفسیر کلامی، استنباط فقهی کلامی، امامت، ولایت، عصمت
  • مریم سادات خلیلی ازاد، مهرداد عباسی* صفحات 71-93
    واژگان دخیل قرآن که دو رویکرد پذیرش و عدم پذیرش وجود آن ها در قرآن کریم در میان عالمان مسلمان مطرح بوده، همواره ذهن پژوهشگران را به خود مشغول داشته است. با اینکه برخی نظرات ایشان در تعیین زبان این واژه ها دقیق و مبتنی بر دانش زبان شناسی است، اما به نظرمی‎رسد اظهارنظرهای آنان درباره بعضی از واژه ها، فاقد مبنای علمی است. آنان در سده های متقدم که منابع زبان شناسی متقن در دسترس نداشتند تا زبان واژه های قرآنی را به درستی تعیین نمایند، آن ها را به زبان عربی نسبت می دادند و به گونه ای به عربی دانستن واژگان دخیل و اعلام قرآنی تمایل داشته و برای این واژگان، ریشه عربی می تراشیدند؛ این اندیشمندان حتی اسامی و اعلام پیشا اسلامی که در زبان های قدیمی تر از عربی کاربرد داشته را به عربی نسبت می دادند. در این پژوهش کوشیده شده با ارائه مستنداتی از منابع زبان شناختی، غیرعربی بودن این واژگان و خاستگاه اصلی آن ها مشخص شود. در این راستا تعدادی از این اعلام، انتخاب شده و با عنایت به دیدگاه مفسران سنتی و پژوهشگران نوین و تحلیل های صورت گرفته، تمایل مفسران سنتی به عربی انگاری برخی از واژگان دخیل قرآن، نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: واژه های دخیل، معربات قرآن، عربی پنداری واژه های دخیل، زبان قرآن
  • سید مصطفی میرمحمدی میبدی*، فیروز اصلانی صفحات 95-123
    بدون شک بهترین راهنما برای شناخت جایگاه حقوقی در جامعه اسلامی، آیات قرآن کریم است. در تحقیق پیش رو تلاش شده با بررسی دقیق آیاتی که به این موضوع مرتبط است از قبیل آیات جهاد و آیات صفح و مدارا وضعیت حقوقی دقیق این دسته از غیرمسلمانان در جامعه اسلامی تبیین شود. با تتبع دقیق در این آیات مشخص می شود خداوند متعال در قرآن کریم، میان آن دسته از غیر اهل کتابی که حاکمیت اسلام را نپذیرفته اند و به نوعی سر جنگ با آن و یا صد عن سبیل الله دارند و نیز آن دسته از غیر اهل کتابی که با مسلمانان بنای جنگ و تعدی ندارند، تفاوت قائل شده و برای دسته دوم، حق حیات و زندگی در پناه حکومت اسلامی با حقوق و تکالیف مشخص، قائل شده است. بنابراین، به نظر می رسد، «حربی» قلمداد کردن تمام و حکم به تخییر بین قتل و یا اسلام آوردن برای آنان، با دستورات قرآن کریم مطابقت ندارد.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، کافر حربی، جهاد، صفح، حکومت اسلامی
  • حسین آشوری *، محمد صالح شریف عسکری، سید عدنان اشکوری، علی پیرانی شال صفحات 125-142
    اعراب، بارزترین ویژگی زبان عربی است و مهم ترین نقش را در روند معناشناختی متن ایفا می کند اما توجه بیش ازحد نحویان به این پدیده زبانی، موجب شد تا از توجه به دیگر قرینه های درون متنی و برون متنی موجود در ذات زبان که منجر به فهم معنا می شود، بازمانند.جایگاه اغراق آمیز اعراب در اندیشه زبان شناسان عرب، آنان را به تدوین تبصره ها و ابواب نحوی غریب جهت تثبیت حاکمیت اعراب واداشته است. «خفض به جوار» ازجمله این ابواب است. خفض به جوار، معنایی اشتباه برخلاف معنای حقیقی ارائه می دهد و به رغم مجرور بودن لفظ، دربردارنده معانی رفعی و نصبی است.پژوهش پیش رو با رویکرد تحلیلی انتقادی، ناتوانی اعراب را در افق آیات قرآن کریم و از طریق تحلیل باب خفض به جوار اثبات می کند. بر طبق داده های پژوهش: 1. اعراب، توان تبیین همه معانی متن را ندارد؛ 2. گاهی علائم اعرابی، معنای اشتباهی را منتقل می کند که در نتیجه، نیازمند علوم دیگری همچون آواشناسی، بلاغت و لغت است؛ 3. برخی ابواب نحوی در جهت تحمیل سیطره اعراب بر زبان وضع شده اند.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، نحو، اعراب، ناکارآمدی اعراب، خفض به جوار
  • سیدمحمدعلی علوی*، محمدصادق جمشیدی راد، محمدعلی لسانی فشارکی، محمدحسن صانعی پور صفحات 143-170
    نقش کنش های زبانی همچون گفتن و شنیدن به عنوان یکی از ساحت های کنشگری انسان، در سایر عملکردها و جهت گیری های عملی، از مسائل جدیدی است که قابل طرح و گسترش در اخلاق و علوم تربیتی است. این مساله که به نوعی در معنا شناسی کاربردی نیز مطرح است، تاکنون با رویکردی قرآنی بررسی نشده است. نتایج تحقیقی موضوعی با تحلیلی معناشناختی و درون متنی در قرآن کریم، «رفتارسازی زبان» را مورد تایید قرار می دهد. «تلازم و تناسب عملکردها و گفته ها»، «تقابل عملکردهای متناظر با گفتارهای متقابل»، «سبقت خوانش بر کنش»، «نهی از یک قول برای جلوگیری از یک عملکرد»، «تعلیل عملکردها با گفتارها»، «تغییر رفتار به خاطر تغییر خوانش»، «تربیت زبانی برای تربیت عملی» و بالاخره «تثبیت گفتاری برای ثبات بخشی به عمل» از جمله عناوین مویدهای قرآنی بر رفتارسازی زبان است.
    کلیدواژگان: رفتارسازی، کنش زبانی، تربیت زبانی، تثبیت گفتاری، قرآن کریم
  • شهربانو خویشوند، پرویز آزادی* صفحات 171-187
    تفسیر موضوعی یکی از روش های تفسیری است که طی قرن اخیر به صورت جدی در جهان اسلام، رواج یافته است. این روش تفسیری به تبع سوالات فراوان در دوران معاصر پدید آمد. با وجود عمر نسبتا کوتاه، این روش تفسیری رشد قابل توجهی در میان مسلمانان و دانشمندان غربی داشته است. مساله اساسی تفسیر موضوعی، روش انجام آن است. فقدان روش مشخص و دارای گام های دقیق و واضح، موجب تکثر در تعریف تفسیر موضوعی شده است. هنوز تفسیر موضوعی به درستی و مورد اجماع همگان تعریف نشده است و هر مفسری بنا بر سلیقه خود و نیاز بوجود آمده، تفسیر موضوعی را تعریف می کند و یا حتی بدون تعریف، اقدام به تفسیر موضوعی می کند. در این مقاله، تمامی تعاریف موجود مورد نقد قرار گرفته و در نهایت، تعریفی برگزیده از آن ارائه شده است. آنگاه بر اساس تعریف مختار، مولفه های اساسی بایسته در رویکرد علمی تفسیر موضوعی، تبیین شده است.
    کلیدواژگان: روش شناسی، تفسیر موضوعی، تعریف، روش، سنت
  • فاطمه آقاخانی، محمد مولوی* صفحات 189-209
    سیاق به عنوان قرینه مقالیه، درون متنی و متصل به کلام، چارچوب و فضایی است که پیام الهی در آن صورت یافته و برای فهم آیات، کارکرد اساسی دارد. قرینه بودن سیاق برای فهم کلام، از اصول عقلایی است که مورد توجه همه عقلا و دانشمندان است و در تفسیر قرآن نیز نقشی اساسی دارد. ازاین رو، تفسیر قرآن بدون توجه به سیاق می تواند موجب لغزش و دور شدن از مقصود قرآن بشود. مفسران قرآن همواره به این مهم توجه داشته و کم وبیش از آن بهره برده اند. محمدجواد مغنیه از مفسران معاصر قرآن، در فهم قرآن به سیاق توجه ویژه داشته است. از نظر وی گرچه سیاق یکی از قرائن اصلی و اولیه در فهم کلام خداوند است، ولی گاهی باید به سبب وجود دلایلی قوی تر، از سیاق چشم پوشید. او شرط بهره گیری از سیاق را تحقق ارتباط نزولی آیات، پیوستگی آن ها در معنا و تعارض نداشتن با قرینه قوی تر می داند. چنانچه سیاق، شرایط فوق را احراز نکند از نظر مغنیه فاقد اصالت و اعتبار خواهد بود. در پژوهش حاضر تلاش شده است با روش توصیفی تحلیلی، مبانی و روش تفسیری مغنیه در استفاده از سیاق، انواع و شرایط استفاده از آن و نمونه های کاربردی آن در این تفسیر تبیین شود.
    کلیدواژگان: سیاق، تفسیر الکاشف، محمدجواد مغنیه، تناسب آیات
  • محمد باعزم*، عباس مصلایی پور، نجمه کاظمی صفحات 211-231
    واکاوی تاریخ جمع آوری قرآن کریم و چگونگی انتقال آن از دوره پیامبر اکرم (ص) به صحابه و تابعین و نسل های بعد، همواره یکی از موضوعات چالش برانگیز در دوره های مختلف، تطور تاریخ قرآن کریم بوده و پژوهشگران مسلمان و غیرمسلمان به تحلیل این موضوع پرداخته اند. فرد دانر مدیر انجمن مطالعات خاورمیانه شمال آمریکا، کتابت قرآن و جمع آوری آن در دوره پیامبر اکرم(ص) را مورد اتفاق همه اندیشمندان ندانسته و معتقد است اولین بار توسط عثمان بن عفان بروز عملی پیدا کرده است. همچنین، به دلیل انتقال قرآن به دوره های بعد از طریق نقل شفاهی، همین امر باعث شده است تا مسلمانان در مورد متن قرآن دچار اختلافات مبنایی شوند و مساله اختلاف قرائت بوجود آید. در پژوهش حاضر با مراجعه به منابع اصیل و مورد اتفاق اسلامی، بویژه اخبار جمع قرآن و گزارش های مربوط به توحید مصاحف، دیدگاه های فرد دانر به نقد گذاشته شده است.
    کلیدواژگان: فرد دانر، تاریخ قرآن، جمع قرآن، کتابت قرآن، مستشرقان
  • عباس کلانتری*، محمد شریفی، سیده معصومه غیبی صفحات 233-247
    برخی از زنان و مردان در نحوه پوشش ظاهر، رفتارها و گفتار خود طوری عمل می کنند که سبب می شوند طرف مقابل تحریک شده و به سمت گناه کشیده شود و گاهی اوقات نیز سبب ارتکاب حدود الهی مثل زنا و سایر جرائم منافی عفت شود. حال سوال این است که حکم چنین مساله ای از دیدگاه شرع چگونه است؟ برای بررسی این موضوع با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای و استنباط از منابع شرعی به دست آمده است که آنچه امروزه حقوقدانان و جرم شناسان در مورد حرمت تحریک های جنسی به آن دست یافته و به عنوان یک نویافته تحت عنوان «تاثیر بزه دیده در جرم» از آن یاد می کنند، مساله تازه ای نیست بلکه این مساله از قرن ها پیش موردتوجه شارع مقدس، اهل بیت (ع) و علمای دین قرار گرفته و دارای احکامی است که می تواند آثار وضعی به دنبال داشته باشد. از نظر شرع مقدس اسلام این اعمال و رفتارها که سبب تحریک می شوند، موجب حرمت است و لذا اجتناب از آن ها لازم است.
    کلیدواژگان: تحریک، تبرج، حجاب، اعمال منافی عفت
  • سید مجتبی حسین نژاد* صفحات 249-275
    «غیاث بن ابراهیم تمیمی اسیدی بصری»‏ در شمار راویان امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) قرار داشته و روایات بسیاری از وی نقل شده است. با توجه به توثیق غیاث بن ابراهیم از سوی نجاشی، وثاقت او محرز است اما امامی بودن او محل بحث است. برخی از فقها این راوی را همان غیاث بن ابراهیم بتری مذهبی که در سخنان شیخ طوسی در زمره اصحاب امام باقر (ع) قرار گرفته، دانسته اند. در این پژوهش روشن کرده ایم غیاث بن ابراهیم در هیچ یک از کتب حدیثی موجود شیعه، حتی یک روایت از امام باقر (ع) یا از اصحاب امام باقر (ع)، نقل نکرده است، درحالی که این محدث اگر از اصحاب امام باقر (ع) بود، بسیار بعید است که از این امام و هیچ کدام از اصحابشان روایتی نشنیده باشد. بر این اساس، غیاث بن ابراهیم تمیمی، نمی تواند همان غیاث بن ابراهیم بتری مذهب در شمار اصحاب امام باقر (ع) باشد. با نظرداشت این مطلب و با در نظر گرفتن دلایلی همچون ذکر نشدن مذهب این راوی در رجال نجاشی، می توان امامی بودن وی را استنتاج نمود.
    کلیدواژگان: علم رجال، روایت، غیاث بن ابراهیم تمیمی، غیاث بن ابراهیم نخعی، رجال نجاشی
  • رسول محمدجعفری*، حمیدرضا بصیری، حسین محققی صفحات 277-297
    «حاتم بن اسماعیل کوفی مدنی» از جمله راویان عامی مذهب در اسناد روایات فریقین است که بسیار از امام صادق(ع) نقل روایت کرده است. علمای رجالی اهل سنت، امام صادق(ع) را از مشایخ حاتم معرفی کرده اند و رجالیان شیعه، وی را در جرگه اصحاب آن حضرت برشمرده و روایاتش را از ایشان، مسند تلقی کرده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که جایگاه رجالی حاتم بن اسماعیل و وضعیت روایات مسند وی از امام صادق(ع) چگونه است؟ به نظر می رسد حاتم روایاتش را بی واسطه از امام صادق(ع) نقل نکرده بلکه به صورت مرسل بوده باشد.
     به رغم مضمون صحیح بسیاری از روایات حاتم، در مجعول یا محرف بودن پاره ای از آن‎ها تردیدی نیست؛ گرچه احتمال جعل و تحریف روایات از سوی حاتم منتفی است. در مجموع به نظر می رسد رویکرد بایسته آن است که در مواجهه با روایات حاتم از امام صادق(ع)، باید احتیاط کرد و روایات او را به مثابه مرسلات، تلقی نمود.
    کلیدواژگان: امام صادق(ع)، حاتم بن اسماعیل، سند، ارسال، جعل، تحریف
  • توحید پاشایی آقابابا، نهله غروی ناپینی*، مجید معارف، ابوالفضل شکوری صفحات 299-337
    یکی از رجالیان مهم، ابن غضائری است که به تضعیف بسیار و سریع راویان مشهور است. او در کتاب موسوم به «الضعفاء»، بسیاری از راویان ثقه را تضعیف کرده است. رجالی معاصر، شیخ محمد تقی شوشتری در کتاب قاموس الرجال، از او دفاع و بسیار به تضعیفات او اعتماد کرده و در اغلب موارد، آراء او را بر دیگر رجالیان، مقدم دانسته است. این مقاله درصدد تحلیل و نقد دیدگاه شوشتری درباره میزان اعتبار تضعیفات ابن غضائری و در پی آن، توثیقات اوست. نخست خاستگاه تضعیف راویان را واکاویده، سپس به شناساندن روش رجالی ابن غضائری پرداخته و از این دریچه، روش رجالی او را در تضعیفات و توثیقات به نقد کشیده است و در پایان، دیدگاه شوشتری را در خصوص آراء رجالی او به تفصیل ارزیابی کرده است. از دستاوردهای این مقاله، نخست شناخت میزان اعتبار روش رجالی ابن غضائری و آراء او در جرح وتعدیل راویان، به ویژه، در تعارض آراء او و دیگر رجالیان متقدم است؛ دوم نشان دادن این امر که نسبت غلو و کذب به راویان، برگرفته از متن شناسی روایات آن ها بوده که محل تامل است و متقدمان، دیدگاه یکسانی در این خصوص نداشته اند و این امر، پذیرش مطلق آن را زیر سوال می برد؛ سوم نشان دادن به کارگیری گسترده روش متن شناسی روایات راویان از سوی ابن غضائری و ارائه نمونه هایی از مخالفت نتایج آن با واقع.
    کلیدواژگان: ابن غضائری، غضائری، تضعیف، شوشتری، رجال، غلو
  • سعید طاوسی مسرور*، رسول جعفریان صفحات 339-366
    کتاب فهرست اسماء مصنفی الشیعه اثر ابو العباس احمد بن علی نجاشی مشهور به رجال نجاشی، از مهم ترین آثار امامیه است که تاکنون آثار متعددی اعم از کتاب و مقاله درباره آن و مولفش نوشته شده است. با وجوداین، درباره ابعاد مختلف حیات علمی نجاشی مانند آثار، مشایخ، شاگردان، وثاقت و جایگاه علمی او، ابهام هایی وجود داشت که این مقاله به بررسی آنها پرداخته است. این مباحث عبارت است از: آیا نجاشی آثار فراوانی داشته است؟ آیا نجاشی صاحب تفسیری بر قرآن کریم بوده است؟ آیا سید مرتضی از مشایخ نجاشی بوده است؟ آیا مراد از «السید الشریف» در مقدمه رجال نجاشی، همان سید مرتضی است؟ مراد از مطلق «ابو العباس» در رجال نجاشی، ابن نوح است یا ابن عقده؟ آیا نجاشی در تضعیف راویان تحت تاثیر ابن غضائری و حسین بن عبیدالله غضائری بوده است؟ آیا می توان به وثاقت تمام مشایخ نجاشی قائل شد؟ آیا نجاشی از مشایخ ابو جعفر طوسی بوده است؟ افزون بر این در کتاب «الاجتهاد و التقلید فی علم الرجال» و مقاله «نگاهی بر وثاقت ابو العباس نجاشی» اشکالاتی متوجه وثاقت نجاشی و شخصیت علمی وی شده که بدانها پاسخ داده شده است.
  • علی فقیه*، علی اکبر بابایی، عبدالرسول حسینی زاده صفحات 367-386
    پس از قتل قبطیاز سوی موسی (ع)، تعابیری از زبان آن حضرت برجای مانده که ظاهر آنها با مقام عصمت پیامبران، ناسازگار است: ﴿هذا من عمل الشیطان... قال رب إنی ظلمت نفسی‏ فاغفرلی...﴾(قصص: 28/ 15-16)﴿قال فعلتها إذا و انا من الضالین﴾ (شعراء: 26/ 20). در آیه نخست، آیت الله سبحانی مشارالیه «هذا» را قتل در نظر گرفته و برای آن دو توجیه ذکر نموده که هر دو، ناتمام است. در آیه دوم، ایشان دو واژه «ظلم» و «غفران» را به معنای لغوی گرفته، اما در ادامه معنای اصطلاحی را به کار گرفته اند که به نظر می رسد معنای لغوی، مراد بوده است. آیت الله سبحانی عبارت ﴿قال فعلتها إذا و انا من الضالین﴾از سوی موسی (ع) را در مقام اعتذار از قبطیان در قتل پیش آمده دانسته، اما ضلال را به معنای غفلت و نسیان از آثار وخیم مترتب بر عمل گرفته است که این معنا با مقام اعتذار، سازگار نیست.بنابراین سعی ایشان در برطرف کردن شبهه ارتکاب معصیت درخور تقدیر است اما در برخی موارد، مطالب ایشان ناتمام به نظر رسیده و محل تامل جدی دارد.
    کلیدواژگان: عصمت انبیا، موسی، قبطی، قتل، گناه، ترک اولی