فهرست مطالب

تولید و فرآوری محصولات زراعی و باغی - سال نهم شماره 31 (پیاپی 81، بهار 1398)
  • سال نهم شماره 31 (پیاپی 81، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/24
  • تعداد عناوین: 15
|
  • عبدالله جوانمرد*، محمد علی صادقیان، مصطفی امانی ماچیانی، امین عباسی، کیوان فتوحی صفحات 1-14
    به منظور بررسی اثرات کاربرد کودهای زیستی (نیتروکسین و فسفات بارور2)، ورمی کمپوست و کود شیمیایی بر عملکرد کمی و کیفی چغندرقند (.Beta vulgaris L) آزمایشی بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی (RCBD) با سه تکرار و 13 تیمار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی میاندوآب در سال 1394 اجرا شد. تیمارها شامل 100 درصد کود شیمیایی (350، 100 و 50 کیلوگرم در هکتار کود اوره، سوپرفسفات تریپل و سولفات پتاسیم) به عنوان شاهد (T1)،تن10 تن در هکتار ورمی کمپوست (T2)،تن20 تن در هکتار ورمی کمپوست (T3)،تن10 تن در هکتار ورمی کمپوست + 50 درصد کود شیمیایی (T4)،تن20 تن در هکتار ورمی کمپوست + 50 درصد کود شیمیایی (T5)، نیتروکسین + فسفات بارور2 (T6)،تن10 تن در هکتار ورمی کمپوست + نیتروکسین + فسفات بارور2 (T7)،تن20 تن در هکتار ورمی کمپوست + نیتروکسین + فسفات بارور2 (T8)، نیتروکسین + فسفات بارور2 + 50 درصد کود شیمیایی (T9)،تن10 تن در هکتار ورمی کمپوست + کود شیمیایی (196 و 85 کیلوگرم در هکتار کود اوره و سوپر فسفات تریپل) (T10)،تن20 تن در هکتار ورمی کمپوست + کود شیمیایی (40 و 70 کیلوگرم در هکتار کود اوره و سوپر فسفات تریپل) (T11)، نیتروکسین + فسفات بارور2 + 10 تن در هکتار ورمی کمپوست + 50 درصد کود شیمیایی (T12)، و نیتروکسین + فسفات بارور2 + 20 تن در هکتار ورمی کمپوست + 50 درصد کود شیمیایی (T13) بودند. نتایج نشان داد بیشترین (47/8) و کمترین (39/2) میزان شاخص کلروفیل به ترتیب در تیمارهای T13 و T2 به دست آمد. همچنین بالاترین میزان عملکرد ریشه به میزان 66366 کیلوگرم در هکتار در تیمار T13 حاصل شد و با تیمارهای T12 و T1 تفاوت معنی داری نداشت. با کاربرد تلفیقی کودهای آلی و زیستی به همراه کودهای شیمیایی در تیمار T13 به دلیل افزایش عملکرد ریشه و درصد قند ناخالص، میزان عملکرد قند ناخالص به طور معنی داری در سطح احتمال یک درصد افزایش یافت. به طوری که، عملکرد قند ناخالص و خالص در تیمار T13 نسبت به T1 به ترتیب 16/7 و 23/5 درصد افزایش یافت. به طورکلی، بر اساس نتایج حاصل از این آزمایش یکساله و با توجه به شاخص های عملکرد ریشه، عملکرد قند ناخالص و خالص و ضریب استحصال، می توان کاربرد تلفیقی نیتروکسین + فسفات بارور2 +20 تن در هکتار ورمی کمپوست + 50 درصد کود شیمیایی (T13) را در صورت تایید این نتایج در سال های بعدی آزمایش برای افزایش عملکرد و کاهش مصرف کود های شیمیایی در کشت چغندر قند در منطقه آزمایش توصیه کرد.
    کلیدواژگان: ضریب آلکالیته، عملکرد ریشه، عیار قند، قند ملاس، نیتروژن مضره
  • صدیقه سادات خالقی، مصطفی مبلی، بهرام بانی نسب*، محمد مهدی مجیدی صفحات 15-32
    بادمجان محصولی است که از دیرباز در مناطق مختلف ایران کشت شده ولی تاکنون مطالعه چندانی روی تنوع صفات مورفولوژیک و عملکرد این محصول در ایران و استفاده از آن در برنامه های به نژادی صورت نگرفته است. به منظور بررسی تنوع ژنتیکی ارقام بادمجان جمع آوری شده، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد و 28 صفت مورفولوژیک کمی و کیفی اندازه گیری شد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس اختلاف ارقام مورد مطالعه برای کلیه صفات به جز چگالی میوه و درصد ماده خشک برگ در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. عملکرد ارقام از 2410 تا 4023 گرم در بوته متغیر بود. مطالعه ضرایب همبستگی نشان داد که صفات گسترش گیاه، درصد ماده خشک برگ، تعداد گل های خامه کوتاه، تعداد میوه در بوته، عادت رشد گیاه و بریدگی های پهنک برگ همبستگی مثبت و معنی داری با عملکرد بوته داشتند. تجزیه خوشه ایارقام را در چهار گروه قرار داد. تعداد و عملکرد میوه در بوته به عنوان مهم ترین فاکتورها در گروه سوم بالاتر از میانگین کل و میانگین دیگر گروه ها بود. نتایج تجزیه به عامل ها، پنج عامل را مشخص کرد که 83/11 درصد از تنوع کل را توجیه کردند. عامل اول که بیشترین میزان تغییرات را توجیه کرد تعداد میوه و عملکرد میوه در بوته را شامل می شد و به طورکلی عامل اجزای میوه نامیده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد ارقام محلی بادمجان ایران از تنوع بالایی برخوردار هستند که می توان از ارقام دارای خصوصیات مطلوب (مانند عملکرد بالا و داشتن طعم شیرین میوه) در برنامه های به نژادی برای بهبود صفات استفاده کرد.
    کلیدواژگان: بادمجان، تجزیه به عامل ها، تجزیه خوشه ای، صفات مورفولوژیک
  • فرناز احمدی، محمدرضا مرادی تلاوت*، سیدعطاء الله سیادت، علی مشتطی صفحات 33-49
    به منظور بررسی تاثیر غلظت های مختلف اسید هیومیک بر عملکرد و میزان جذب عناصر غذایی گیاه گوار در تراکم های مختلف کاشت، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان، در تابستان سال 1395 اجرا شد. عوامل آزمایشی شامل سطوح اسید هیومیک (صفر، 5، 10 و 15 کیلوگرم در هکتار) به عنوان فاکتور اصلی و تراکم های کاشت (35، 55، 75 و 95 بوته در مترمربع) به عنوان فاکتور فرعی بودند. نتایج نشان داد که مصرف 15 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک با تراکم 35 بوته در مترمربع سبب افزایش محتوی عناصر نیتروژن، فسفر، روی و آهن در گیاه شد. علاوه بر این، بالاترین برداشت نیتروژن بوته با 295 کیلوگرم در هکتار از تراکم 95 بوته در مترمربع و مصرف 15 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک به دست آمد و به تدریج با کاهش تراکم و اسید هیومیک از برداشت نیتروژن کل کاسته شد. درصورتی که، کمترین درصد پروتئین بوته (8/84 درصد) از تراکم 95 بوته در مترمربع و عدم مصرف اسید هیومیک حاصل شد که بالاترین عملکرد دانه و ماده خشک با 4209/7 و 17955/6 کیلوگرم در هکتار از تراکم 95 بوته در مترمربع و کاربرد 15 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک به دست آمد. به طورکلی، با توجه به نتایج آزمایش برای کشت گوار در منطقه خوزستان لازم است تا در آزمایش های بعدی تراکم های بالاتر از 95 بوته در مترمربع نیز بررسی شود، همچنین مشخص شد که مصرف هیومیک اسید در شرایط منطقه می تواند عملکرد گوار را در حد قابل قبولی افزایش دهد.
    کلیدواژگان: آهن، درصد پروتئین بوته، عملکرد دانه، فواصل کاشت، لوبیای خوشه ای
  • هاجر شفیعی، مریم حقیقی*، علی فرهادی صفحات 51-63
    به منظور بررسی واکنش ارقام بومی خربزه ایرانی به تنش شوری آزمایشی گلدانی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به اجرا در آمد. چهار سطح شوری به میزان صفر (شاهد)،6/6، 8 و 12 دسی زیمنس بر متر NaCl روی 14 رقم خربزه بومی ایرانی شامل: درگزی، خاتونی، عباس شوری، چاه پالیز، زرد ایوانکی، گرگاب، گنگی، صادراتی، دستگرد، سبز اصفهان، جلالی، قصری مشهدی، سوسکی و خاقانی به همراه دو هیبرید وارداتی آناناسی و دیاموند اعمال شد. با افزایش سطوح شوری به 6/6، 8 و 12 دسی زیمنس بر متر شاخص نشت الکترولیتی و غلظت یون های سدیم در تمام ژنوتیپ ها افزایش یافت ولی بیشترین میزان افزایش این دو شاخص (به ترتیب 45/35 و 64/48 درصد) در رقم گنگی نسبت به شاهد مشاهده شد. فلورسانس کلروفیل در اثر تنش شوری 21/95 درصد در رقم درگزی نسبت به شاهد افزایش نشان داد. شاخص سبزینگی، غلظت یون پتاسیم برگ، نسبت پتاسیم به سدیم، وزن تر اندام هوایی و وزن خشک ریشه به ترتیب 52/31، 49/74، 82/19، 75/45 و 76 درصد در گیاهان شوری دیده رقم گنگی نسبت به شاهد کاهش نشان داد. از طرفی محتوای نسبی آب برگ 62/41 درصد و وزن تر ریشه 60/36 درصد در رقم زرد ایوانکی تحت شرایط تنش شوری، نسبت به شاهد کاهش نشان داد. تجزیه خوشه ای، ارقام را در سه گروه طبقه بندی کرد. ارقام سبز اصفهان، آناناسی، سوسکی و دیاموند به عنوان ارقام متحمل به شوری انتخاب شدند و به نظر می رسد بتوان از آنها به عنوان رقم های حاوی ژن های متحمل به شوری برای ایجاد ارقام اصلاح شده جدید که تحمل به شوری بالایی دارند، استفاده کرد. در نقطه مقابل ارقام درگزی، زرد ایوانکی و گنگی به عنوان حساس ترین رقم ها در برابر تنش شوری ناشی از کلرید سدیم تشخیص داده شدند.
    کلیدواژگان: نسبت پتاسیم به سدیم، نشت یونی، وزن خشک
  • عبدالستار دارابی* صفحات 65-78
    به منظور ارزیابی تاثیر فصل کاشت پاییزه و زمستانه بر عملکرد و فنولوژی ارقام سیب زمینی به کمک شاخص های حرارتی در خوزستان، این پژوهش به صورت آزمایش اسپلیت پلات در زمان در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به مدت بک سال زراعی (94-1393) اجرا شد. فاکتور اصلی شامل سه رقم سانته، ساوالان و جاوید و فاکتور فرعی دو فصل کاشت پاییزه و زمستانه بود. غده های بذری در کشت پاییزه در اواسط مهرماه و در کشت زمستانه در اواسط دی ماه 1393کشت شدند. برداشت غده ها در کشت پاییزه در اواسط اسفند و در کشت زمستانه در اواخر اردیبهشت ماه انجام گرفت. در کشت پاییزه مدت زمان مرحله رشد جوانه ها از کشت زمستانه (144/33 روز) کوتاه تر ولی مرحله حجیم شدن غده ها (25 روز) طولانی تر بود. درجه روز رشد دریافت شده، واحد هلیو ترمال و شاخص فتوترمال در کشت پاییزه در مرحله رشد جوانه ها از کشت زمستانه (به ترتیب 117/41 درجه روز رشد، 1967 ساعت در درجه روز رشد و 9/29 درجه روز رشد در روز) بیشتر ولی در مرحله حجیم شدن غده ها (به ترتیب 537/58 درجه روز رشد، 4168/79 ساعت در درجه روز رشد و 10/42 درجه روز رشد در روز) کمتر بود. بالا بودن دما در مرحله حجیم شدن غده ها در کشت زمستانه سبب شد که عملکرد، کارایی مصرف حرارت و کارایی مصرف واحد هلیو ترمال در این فصل کاشت در مقایسه با کشت پاییزه کاهش معنی داری (به ترتیب 18/36، 34/95 و 31/58 درصد) را در سطح یک درصد نشان دهد. در هر دو فصل کاشت بیشترین عملکرد ، کارایی مصرف حرارت) و کارایی مصرف واحد هلیو ترمال  به رقم جاوید مربوط بود.
    کلیدواژگان: درجه روز رشد، واحد هلیو ترمال، شاخص نوری دمایی، غده زایی
  • فهیمه قلی زاده، حنیفه سید حاجی زاده*، علی بهمنی، فرزاد رسولی صفحات 79-92
    یکی از ویژگی های مهم محصولات کشاورزی که در ارتباط با کیفیت محصول است، حساسیت آن در برابر فساد و کاهش کیفیت آن طی انبارمانی است. معمولا محصولاتی با فعالیت آنتی اکسیدانی زیاد، مقاومت به تنش، کیفیت تغذیه ای و خاصیت انباری بهتری دارند. در این راستا پژوهشی با هدف بررسی ظرفیت آنتی اکسیدانی دو رقم انگور قزل اوزوم و حسینی قرمز در حفظ کیفیت انگور طی انبارمانی با استفاده از یک آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. نتایج نشان داد میزان درصد کاهش وزن در قزل اوزوم 1/5 برابر بیشتر از حسینی قرمز بود. طی انبارمانی صفات کیفی حبه ها از قبیل مواد جامد محلول، pH، میزان نشت الکترولیت ها و شاخص طعم میوه افزایش ولی اسیدیته قابل تیتراسیون، کاروتنوئید، کلروفیلa و b، آنتوسیانین، ویتامین ث، فنول کل و میزان فعالیت آنتی اکسیدانی در هر دو رقم کاهش یافت. در این بین قزل اوزوم دارای کاروتنوئید بیشتری (2/6 برابر) نسبت به حسینی قرمز بود ولی شیب کاهش رنگیزه در حسینی قرمز بیشتر ازقزل اوزوم بود. در مقابل حسینی قرمز میزان فعالیت آنتی اکسیدانی(88/20 و 17/38 درصد به ترتیب در پوست و گوشت)، فنول کل (به ترتیب 204/4 و 2/11 میلی گرم در 100 گرم به ترتیب در پوست و گوشت)، کلروفیل a وb (به ترتیب 1/13 و 3/90 میکروگرم بر کیلوگرم) بیشتری نسبت به قزل اوزوم در پوست و گوشت حبه ها داشت ولی روند کاهش کیفیت آن طی انبارمانی، کند تر بود. در کل حسینی قرمز در انتهای دوره انبارداری خصوصیات کیفی خود را بهتر از رقم دیگر حفظ کرد.
    کلیدواژگان: آنتوسیانین، ترکیبات فنولی، حسینی قرمز، قزل ازوم، ویتامین ث
  • نیر حضرتی گجلار، جلال جلیلیان*، علیرضا پیرزاد صفحات 93-109
    به منظور بررسی تاثیر کودهای بیولوژیک (ریزوبیوم و مایکوریزا) بر عملکرد و خصوصیات کیفی لوبیا چیتی در شرایط کم آبیاری، آزمایشی در سال زراعی 1395 به صورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه ارومیه اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل رژیم آبیاری با دو سطح (آبیاری کامل و کم آبیاری) به عنوان کرت اصلی و کرت های فرعی شامل کود بیولوژیک با شش سطح )شاهد (C)، ریزوبیوم (R. phaseoli)، قارچ های گونه Rhizophagus intraradices (I)، Funneliformis mosseae (M)، تلفیقی 1 (R. intraradices و ریزوبیوم-T1)، تلفیقی 2 (F. mosseae و ریزوبیوم-T2 ) بودند. تیمار کودی F. mosseae بیشترین تاثیر را در افزایش وزن هزار دانه در شرایط کم آبیاری داشت. گیاهان تحت تیمار کودی R. intraradices افزایش 28 درصدی عملکرد دانه نسبت به شاهد را داشتند. بیشترین مقدار پروتئین دانه (19/86 درصد) در تیمار کودی ریزوبیوم در شرایط آبیاری کامل و کمترین میزان آن(13/77 درصد) از گیاهان شاهد در شرایط کم آبیاری حاصل شد. بالاترین میزان پروتئین خام (21/45 درصد) و ماده خشک قابل هضم (71/15 درصد) بقایا در گیاهان تیمار شده با R. intraradices در شرایط کم آبیاری به دست آمد و کمترین میزان آنها (16/72 و 58/94 درصد) از تیمار شاهد و به ترتیب در شرایط آبیاری کامل و کم آبیاری به دست آمد. گیاهان تحت تیمار کودی F. mosseae در شرایط کم آبیاری بیشترین میزان پرولین و کلروفیل کل را داشتند. به طورکلی، گونه های قارچ F. mosseae و R. intraradices در شرایط کم آبیاری منجر به بهبود خصوصیات مهم کمی و کیفی لوبیا چیتی شدند که قابل توصیه برای استفاده در کشت لوبیا چیتی هستند.
    کلیدواژگان: پروتئین، پرولین، تلقیح مضاعف، کود زیستی، ماده خشک قابل هضم
  • فرزاد نظری*، امیر ناصری، مجید رستمی بروجنی صفحات 111-125
    جام زرین پاییزه یکی از گیاهان سوخوار (پیازی) در ایران است که پتانسیل استفاده به عنوان یک گیاه زینتی و پوششی دارد. درک و کنترل خواب و بررسی نیاز سرمایی سوخ این گیاه، برای کشت و امکان تجاری سازی آن ضروری است. به همین دلیل این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور یکی مدت زمان اعمال سرمای چهار درجه سلسیوس در چهار سطح (صفر، 20، 40 و 60 روز) و دیگری اندازه های مختلف سوخ در سه سطح (شامل کوچک، متوسط و بزرگ) بر رشد، نمو و گل دهی جام زرین پاییزه بررسی شد. پس از اعمال تیمار سرما و کاشت سوخ ها در مهر ماه 1394، ویژگی های رویشی و زایشی به ازای هر سوخ در هنگام و پایان آزمایش (اسفند ماه 1394) اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که با اعمال سرمادهی، تعداد روز تا سبز شدن و رسیدن بوته به دو و چهار برگی بیشتر شد. در تیمار سوخ بزرگ و 40 روز سرمادهی، بیشترین سطح، وزن تر و خشک برگ به دست آمد. بیشترین حجم، طول، تعداد، وزن تر و خشک ریشه مربوط به سوخ هایی بود که سرما دریافت نکرده بودند. در سرمادهی سوخ های بزرگ به مدت 20 روز بیشترین درصد گل دهی، عمر گل روی بوته، طول ساقه گل، وزن تر و خشک ساقه گل به دست آمد. همچنین، در سرمادهی 40 و 60 روز سوخ، هیچ گونه گل دهی مشاهده نشد. با توجه به نتایج این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که سوخ جام زرین پاییزه دارای نیاز سرمایی کمی است و یا اینکه نیاز سرمایی آن الزامی نیست. به طورکلی، طبق نتایج به دست آمده تیمارسرمادهی 20 روز و اندازه بزرگ سوخ توصیه می شود، اگرچه نیاز به پژوهش های بیشتر برای بررسی وضعیت خواب سوخ از جنبه های فیزیولوژی، بیوشیمیایی و مولکولی است.
    کلیدواژگان: جام زرین پاییزه، نیاز سرمایی، سوخ، گل دهی
  • شاهرخ پیری، جعفر حاجیلو*، سعید پیری صفحات 127-137
    به منظور بررسی اثر کاربرد بنزیل آدنین بر خصوصیات کیفی و عمر انباری میوه آلو رقم قطره طلا، پژوهشی در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. در این آزمایش بنزیل آدنین در پنج سطح (صفر، 50، 75، 100 و 125 میلی گرم در لیتر) به صورت محلول پاشی روی میوه اعمال شد. میوه ها پس از برداشت در دمای 1- 5/0 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 90 درصد به مدت شش هفته نگهداری شدند. ویژگی های میوه شامل درصد کاهش وزن، سفتی بافت میوه، اسیدیته قابل تیتراسیون، درصد مواد جامد محلول، پ هاش، مقدار آسکوربیک اسید، ظرفیت آنتی اکسیدانی، میزان فنل و فلاونوئید کل، هر هفته یک بار در آزمایشگاه بیولوژی گل دهی و فیزیولوژی رشد و نمو دانشگاه تبریز اندازه گیری شدند. بر اساس نتایج اثر بنزیل آدنین و دوره انبارمانی بر تمامی صفات مورد بررسی معنی دار بود. مقایسه میانگین ها نشان داد کمترین درصد کاهش وزن در میوه های مربوط به محلول پاشی 125 میلی گرم در لیتر BA و در هفته اول انبارمانی اتفاق افتاد و همچنین بیشترین میزان مواد جامد محلول در طول هفته ششم انبارمانی و با محلول پاشی 125 میلی گرم در لیتر و کمترین میزان آن نیز در هفته اول از تیمار شاهد به دست آمد. مقدار آسکوربیک اسید میوه ها در طول دوره انبارداری به تدریج کاهش یافته و کمترین میزان آن در هفته ششم مشاهده شد. ببیشترین مقدار فنل در هفته دوم از تیمار 125 میلی گرم در لیتر و کمترین مقدار آن نیز در هفته ششم از تیمار شاهد به دست آمد. باتوجه به نتایج، محلول پاشی بنزیل آدنین می تواند اثرات مثبتی برحفظ کیفیت و عمر پس ازبرداشت میوه آلو داشته باشد.
    کلیدواژگان: سفتی بافت میوه، عمر پس از برداشت، فلاونوئید کل، فنل کل و کاهش وزن
  • الهه اکبری، مهدیه غلامی*، سیروس قبادی صفحات 139-153
    میوه ها و سبزی ها مقادیر زیادی از ترکیبات آنتی اکسیدان مختلف دارند. در این پژوهش تاثیر آنتی اکسیدان های طبیعی آب میوه و آب میوه های فراوری شده انار، انگور و کیوی، ترکیب آب میوه انار و انگور، ترکیب آب میوه انار و کیوی، ترکیب آب میوه ی انگور و کیوی و عصاره پوست انار روی کیفیت میوه های سالم گلابی رقم شاه میوه بررسی و با تیمار کیتوزان در غلظت 1/5 درصد و شاهد (آب مقطر) مقایسه شد. تغییر در میزان اسید آسکوربیک، مواد جامد محلول کل، اسیدیته قابل تیتراسیون، درصد کاهش وزن، فعالیت آنزیم های پراکسیداز و پلی فنول اکسیداز و سفتی میوه های سالم گلابی به مدت 60 روز در سردخانه و در دمای 2± 4 درجه سانتی گراد ارزیابی شد. در میوه های گلابی تیمارهای ترکیب آب کیوی همراه با انار و یا انگور توانستند طی انبارداری سبب کاهش سرعت تخریب آسکوربیک اسید و میزان مواد جامد محلول کل، کاهش فعالیت آنزیم پراکسیداز و پلی فنول اکسیداز نسبت به شاهد و بیشتر تیمارها و حفظ سفتی بافت میوه گلابی نسبت به شاهد شوند. نتایج این پژوهش نشان داد که آنتی اکسیدان های طبیعی موجود در بافت میوه، پتانسیل لازم را برای استفاده به عنوان پوشش های آنتی اکسیدانی روی میوه های گلابی دارا هستند و باعث تاخیر در رسیدگی، زوال محصول و کاهش سرعت از بین رفتن مواد مغذی میوه می شوند.
    کلیدواژگان: اسید آسکوربیک، آنتی اکسیدان، پراکسیداز، پلی فنول اکسیداز، تنش اکسیداتیو
  • سمیه نظارت، احمد غلامی*، مهدی برادران فیروز آبادی، حمیدرضا اصغری صفحات 155-172
    در سال های اخیر کمبود آب در کشور به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک نیاز به جایگزینی کشت چغندرقند با گیاهانی با راندمان مصرف آب بالاتر را بیش از پیش نمایان ساخته است. سورگوم شیرین از جمله گیاهان قندی است که با نیاز آبی کم و سازگاری بالا به شرایط محیطی امکان تولید اقتصادی قند را در مناطق مختلف فراهم می کند. هرچند جنبه های فیزیولوژیکی موثر بر عملکرد قند در این گیاه به طور کامل شناخته شده نیست. آزمایش حاضر به بررسی اثر حذف مقصد به عنوان یک عامل محدودکننده تولید قند و محلول پاشی منیزیم به عنوان عاملی در بهبود رشد گیاه بر رنگیزه های فتوسنتزی و عملکرد در دو رقم سورگوم شیرین پرداخته است. این پژوهش به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار و در طی دو سال (1393 و 1394) در مرکز تحقیقات کشاورزی شاهرود به اجرا درآمد. عوامل آزمایش شامل دو رقم سورگوم شیرین (KFS2 وKFS3)؛ تیمارهای حذف مقصد (شاهد، حذف مکانیکی و حذف شیمیایی با استفاده از اتفون) و محلول پاشی غلظت های منیزیم (صفر، چهار و هشت میلی مولار) بودند. نتایج آزمایش نشان داد اثر متقابل رقم، حذف مقصد و محلول پاشی بر میزان رنگیزه های فتوسنتزی معنی دار بود که نتیجه آن افزایش میزان قند کل و عملکرد قند بود. بیشترین میزان عملکرد قند در هر دو رقم از حذف شیمیایی و غلظت های چهار و هشت میلی مولار منیزیم به دست آمد. در دو رقم مورد بررسی شاخص سطح اسمیلات کننده به طور معنی داری تحت تاثیر حذف مقصد قرار گرفت و بیشترین میزان این شاخص از حذف شیمیایی در رقم KFS2 به میزان 65/2 گرم قند به ازای هر مترمربع سطح برگ به دست آمد که در کنار سایر صفات مورد بررسی بیانگر افزایش توان فتوسنتزی گیاه در نتیجه حذف مقصد به ویژه از طریق حذف شیمیایی با اتفون است. با توجه به عدم تفاوت معنی دار در بیشتر صفات بین سطوح چهار و هشت میلی مولار، سطح چهار میلی مولار منیزیم مناسب تر بود.
    کلیدواژگان: سولفات منیزیم، عملکرد قند، رنگیزه های فتوسنتزی، اتفون
  • اکرم مهدوی خرمی، جعفر مسعودسینکی*، مجید امینی دهقی، شهرام رضوان، علی دماوندی صفحات 173-188
    به منظور مطالعه صفات موثر بر عملکرد دانه کنجد در شرایط کاربرد تیمارهای تغذیه ای و رژیم های آبیاری، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه شاهد تهران در سال زراعی 1395-1394 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل رژیم های آبیاری آبیاری کامل و قطع آبیاری بر اساس کدهای BBCH 75 و 65، سه نوع کود نیتروژنه (نیتروکسین، اوره و ترکیب نیتروکسین با 50 درصد اوره) و چهار سطح کود پتاسیم (عدم کوددهی به عنوان شاهد، محلول پاشی و کاربرد خاکی نانوکلات پتاسیم و کاربرد آبی دی اکسید پتاسیم) بودند. بر اساس نتایج، اثر متقابل سه گانه آبیاری در نیتروژن در پتاسیم بر ارتفاع بوته، تعداد شاخه جانبی، تعداد برگ، تعداد کپسول، تعداد دانه در کپسول و عملکرد دانه معنی دار بود. بیشترین عملکرد دانه در آبیاری تا 50 درصد دانه بندی (BBCH 75) در عدم محلول پاشی پتاسیم و کود زیستی نیتروکسین با میانگین 1340/5 کیلوگرم در هکتار به دست آمد که افزایش حدود 35 درصدی در مقایسه با تیمار شاهد داشت. علاوه بر این، عملکرد دانه با صفات قطر ساقه، وزن خشک بوته، تعداد کپسول، تعداد دانه در کپسول و وزن هزار دانه همبستگی مثبت و معنی داری نشان داد. بین صفات مورفولوژیک همبستگی ضعیفی مشاهده شد. همچنین بین صفات مورفولوژیک و عملکردی همبستگی قابل توجه و معنی دار آماری وجود نداشت. بر اساس نتایج رگرسیون گام به گام، حداکثر اختلاف عملکرد دانه را می توان به تعداد کل کپسول، وزن هزار دانه و تعداد دانه در کپسول نسبت داد که 98/8 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توجیه می کردند.
    کلیدواژگان: تجزیه رگرسیونی، همبستگی صفات، نانوکلات پتاسیم، نیتروکسین و قطع آبیاری
  • رحمت الله کریمی زاده*، علی اصغری، امید سفالیان، کمال شهبازی، طهماسب حسین پور، حسن قوجق، محمد آرمیون صفحات 189-203
    گندم دوروم (Triticum durum Desf.) یکی از مهم ترین محصولات غلات است که برای تهیه ماکارونی، پاستا و دیگر غذاها به کار می رود. درک پیچیدگی اثر متقابل ژنوتیپ × محیط (GEI) و تاثیر آن در تعیین و انتخاب پایدارترین ژنوتیپ ها، محیط های کلان و دیگر اهداف سازگاری از علاقمندی های ویژه اصلاح گران نبات بوده است. روش های گوناگونی برای تجزیه پایداری عملکرد دانه بر اساس مفهوم های متفاوت پایداری وجود دارند که می توانند به روش های پارامتری، ناپارامتری و چندمتغیره گروه بندی شوند. در این پژوهش، 20 ژنوتیپ گندم دوروم (19 ژنوتیپ پیشرفته و رقم تجاری دهدشت) طی چهار سال زراعی (92-1388) در پنج منطقه ارزیابی شدند. در هر محیط (ترکیب سال × مکان)، آزمایشات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شدند. روش های چهارگانه آزمون ضربی و غیرضربی اثرات اصلی و اثرمتقابل در این پژوهش بررسی شدند. نتایج ارزیابی پایداری عملکرد دانه با استفاده از 13 روش ناپارامتری در این پژوهش نشان داد که در روش های میانگین رتبه، انحراف معیار رتبه و درصد سازگاری ژنوتیپ های 9، 10 و 12 در روش های نصار و هان و مجموع رتبه کنگ ژنوتیپ های 4، 5، 10، 11 و 17 در روش های تنارازو و فوکس ژنوتیپ های 6، 9، 10، 12، 13 و 17 به عنوان پایدارترین ژنوتیپ ها انتخاب شدند. در نهایت بر اساس جمع بندی نتایج همه روش ها، ژنوتیپ های 10 و 12 به عنوان پایدارترین ژنوتیپ ها در این پژوهش انتخاب شدند. با توجه به جمع بندی پژوهش های قبلی نویسندگان پیشنهاد می شود در تحقیقات بعدی برای ارزیابی بهتر پایداری ژنوتیپ ها، یکی از روش های پایداری مانند امی، رگرسیون مکانی و یا مدل های مخلوط به همراه روش های ناپارامتری محاسبه شود.
    کلیدواژگان: پایداری، گندم دوروم، ناپارامتری، مقایسه عملکرد، شرایط دیم
  • مریم محمدناصری، محمودرضا تدین* صفحات 205-215
    به منظور مطالعه اثر سوپر جاذب طبیعی زئولیت بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه بزرک تحت رژیم های مختلف رطوبتی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه شهرکرد در سال 1396 انجام شد. عامل اصلی در چهار رژیم رطوبتی شامل آبیاری پس از 50 (شاهد)، 80، 130 و 180 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر کلاسA و عامل فرعی، در سه سطح ، عدم کاربرد زئولیت (شاهد)، 5 تن در هکتار و 10 تن در هکتار زئولیت بودند. نتایج نشان داد که کاربرد زئولیت بر صفات شاخص سبزینگی، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت و در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود ولی بر وزن هکتولیتر معنی دار نشد. رژیم های مختلف رطوبتی بر کلیه صفات در سطح احتمال یک درصد معنی دار بودند. اثر برهم کنش عامل ها بر تعداد کپسول در بوته در سطح احتمال یک درصد و بر شاخص سبزینگی در سطح احتمال پنج درصد معنی دار بود. نتایج نشان داد با افزایش مقادیر سوپرجاذب زئولیت، تحت تیمارهای رژیم رطوبتی، همه صفات افزایش داشتند به طوری که کاربرد 10 تن زئولیت در هکتار، بیشترین تاثیر را بر رشد و عملکرد گیاه بزرک در تمامی شرایط آبیاری (آبیاری معمول و یا تحت شرایط تنش خشکی) از خود نشان داد. بیشترین عملکرد دانه بزرک (1581کیلو گرم در هکتار) مربوط به کاربرد 10 تن زئولیت در هکتار و کمترین عملکرد دانه (1331 کیلو گرم در هکتار) مربوط به عدم کاربرد زئولیت بود.
    کلیدواژگان: شاخص سبزینگی، تعداد کپسول، وزن هزار دانه، عملکرد، شاخص برداشت، وزن هکتولیتر
  • حسین عباسی هولاسو، عبدالله حسنزاده قورت تپه*، زلیخا طالب زاده صفحات 217-230
    در این بررسی تعداد 34 ژنوتیپ اسپرس در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار از نظر 18 صفت زراعی، فنولوژیک و مورفولوژیک در مزرعه مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان غربی ارزیابی شدند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد که بین ژنوتیپ ها از لحاظ کلیه صفات مورد بررسی اختلاف بسیار معنی داری وجود دارد که این امر حاکی از وجود تنوع ژنتیکی و گستره گزینشی بالا بین ژنوتیپ های بررسی شده است. نتایج همبستگی ساده بین صفات مورد بررسی نشان داد که عملکرد علوفه با صفات ارتفاع بوته، شاخص برداشت، وزن خشک ساقه و تعداد ساقه همبستگی مثبت و معنی داری در سطح احتمال یک درصد دارد. تجزیه به مولفه های اصلی، برای کلیه صفات، پنج مولفه را مشخص کرد که بیش از 73 درصد از تنوع موجود را توجیه کردند. به منظور گزینش صفات توجیه کننده عملکرد علوفه، تجزیه رگرسیون گام به گام انجام شد و صفات تعداد ساقه، تعداد برگ و شاخص برداشت به عنوان مهم ترین صفات موثر بر عملکرد وارد مدل شدند. با استفاده از تجزیه خوشه ایبه روش وارد، ژنوتیپ های مورد مطالعه در سه گروه که به ترتیب شامل 18، 9 و 7 ژنوتیپ بودند، طبقه بندی شد. نتایج تجزیه به مولفه های اصلی، نتایج حاصل از تجزیه خوشه ایرا تایید کرد.
    کلیدواژگان: اسپرس، تجزیه خوشه ای، تنوع ژنتیکی، همبستگی فنوتیپی
|
  • A. Javanmard*, M. A. Sadeghian, M. Amani Machiani, A. Abbasi, K. Fotoohi Pages 1-14
    In order to evaluate the effect of biofertilizers (nitroxin and phosphate barvar2), vermicompost and chemical fertilizers on the quantity and quality traits of sugar beet (Beta vulgaris L.), an experiment was conducted in randomized complete block design (RCBD) with 13 treatments and three replications at Agricultural and Natural Resources Research Station of Miandoab, Iran in 2015. The treatments were 100% chemical fertilizer (350, 100 and 50 kg ha-1 urea, superphosphate triple and potassium solphate) as control (T1), 10 t ha-1 vermicompost (T2), 20 t ha-1 vermicompost (T3), 10 t ha-1 vermicompost + 50% chemical fertilizer (T4), 20 t ha-1 vermicompost + 50% chemical fertilizer (T5), nitroxin + phosphate barvar 2 (T6), 10 t ha-1 vermicompost + nitroxin + phosphate barvar2 (T7), 20 t ha-1 vermicompost + nitroxin + phosphate barvar2 (T8), nitroxin + phosphate barvar2+ 50% chemical fertilizer (T9), 10 t ha-1 vermicompost + chemical fertilizer (196 and 85 kg ha-1 urea and superphosphate triple) (T10), 20 t ha-1 vermicompost + chemical fertilizer (40 and 70 kg ha-1 urea and superphosphate triple) (T11), nitroxin + phosphate barvar 2 + 10 t ha-1 vermicompost + 50% chemical fertilizer (T12) and nitroxin + phosphate barvar2 + 20 t ha-1 vermicompost + 50% chemical fertilizer (T13). The highest (47.8) and lowest (39.2) chlorophyll indices were obtained in T13 and T2 treatments, respectively. Also, the highest root yield (66366 kg ha-1) was achieved in T13 treatment that was not significantly different from T12 and T11. Due to a combination of organic and biological amendments with chemical fertilizers, sugar yield was increased significantly in T13 treatment due to increases in root yield and sugar content. The sugar yield and white sugar yield in T13 treatment increased 16.7% and 23.5%, respectively compared with T1. Generally, based on root yield, white sugar yield and extraction coefficient of sugar, integrated application of nitroxin + phosphate barvar2 + 20 t ha-1 vermicompost + 50% chemical fertilizer can be recommended for sugar beet production in the Miandoab area.
    Keywords: Alkalinity coefficient, Alpha-amino-nitrogen, Molasses sugar, Root yield, Sugar content (SC)
  • S. Khaleghi, M. Mobli, B. Baninasab*, M. M. Majidi Pages 15-32
    Eggplant is a crop that has been cultivated for a long time in different areas of Iran. Nevertheless, no sufficient studies have been done on variation of morphological traits and yield of this crop in Iran, and it has not been well-attended in breeding programs. Therefore, to study genetic diversity in collected local varieties, the experiment was conducted in a Randomized Complete Block Design with three replications at the Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran. There were significant differences (p<0.01) among genotypes for all traits except for fruit density and leaf dry matter. Fruit yield varied from 2410 to 4023 g plant-1 between the varieties. Plant width, leaf dry matter, number of short style flowers, number of fruits per plant, plant growth habit and leaf blade lobing had significantly positive correlations with fruit yields per plant. Cluster analysis grouped the varieties into four clusters. Fruit number and yield per plant (as the most important traits) had the higher values in third group. Factor analysis recognized five factors, which explained 83.11 percent of total variation. In the first factor, the most variation was explained by fruit number and yield per plant which generally named fruit component. In conclusion, the results of this study indicated that there was a broad genetic diversity among local varieties of Iran’s eggplant which makes it possible to use valuable varieties by desirable traits such as high yield and sweat flavor of fruit in breeding program aimed at improving traits.
    Keywords: Clustering, Eggplant, Factor analysis, Morphological traits
  • F. Ahmadi, M. R. Moradi Telavat*, S. A. Siadat, A. Moshattati Pages 33-49
    To evaluate the effect of different concentrations of humic acid on guar (Cyamopsis tetragonoloba L.) yield and nutrient uptake in different sowing densities, an experiment was carried out by using a split plot design with three replications based on a randomized complete block design, in Agricultural Sciences and Natural Resources University of Khuzestan, Iran at summer 2016. Experimental factors consisted of four levels of humic acid (0, 5, 10 and 15 kg/ha) as the main plots and four plant densities (35, 55, 75 and 95 plants/m2) as sub plots. The density of 35 plants/m2 and 15 kg/ha humic led to increase in nitrogen, phosphorus, zinc and iron content of the plant. Moreover, the highest nitrogen harvest (295 kg/ha) was obtained from density of 95 plants/m2 and 15 kg/ha of humic acid. The lowest plant protein content (8.84%) was obtained from density of 95 plants/m2 and without application of humic acid. The highest grain yield and dry matter (4209 and 17955 kg/ha, respectively) were obtained from density of 95 plant/m2 and application of 15 kg/ha humic acid. Generally, it seems that high levels of plant density (greater than 95 plant/m-2) must be evaluated for cultivation of guar in Khuzestan province. In addition, application of humic acid may lead to significantly increase of guar yield in the region.
    Keywords: Cluster bean, grain yield, plant protein content, planting spacing, Iron
  • H. Shafie, M. Haghighi*, A. Farhadi Pages 51-63
    To study the response of Iranian melon cultivars to salinity stress a factorial experiment based on RCBD with 3 replications was conducted. Four salinity treatments (0, 6.6, 8 and 12 dS/m NaCl) and 16 muskmelon (Cucumis melo L.) cultivars namely ‘Dargazi’, ‘Khatooni’, Abbas shori’, ‘Chah paliz’, ‘Zard Ivanaki’, ‘Gorgab’, ‘Gongi’, Saderati’, ‘Dastgerd’, ‘Sabz Isfahan’, ‘Jalali’, Ghasri Mashhad’, Sooski’, ‘Khaghani’, with two imported hybrids ‘Annanasi’ and ‘Diamond’ were used. The results showed that along with increasing salinity levels to 6.6, 8, and 12ds/m, the highest increase in electrolyte leakage and Na+ concentration (45.35 and 64.48%, respectively) were observed in Gongi cultivar, compared with the control. The largest decrease in chlorophyll fluorescence was found to be 21.95% in Dargazi cultivar. Greenness index, K+ concentration of leaf, K+/N+, fresh weight of shoot and dry weight of root were decreased by 52.31, 49.74, 82.19, 75.45, 76%, respectively, in salt stressed Gongi plants. The greatest salt induced decreases in RWC (71.36%) and fresh weight of root (60.36%) were observed in Gongi and Zard ivanaki cultivars in comparison to the control plants. Cluster analysis divided the examined accessions to 3 groups. Sabz Isfahan, Ananasi, Sooski, and Diamond were recognized as salt-tolerant accessions which may contain tolerance genes which could be used to develop new modified cultivars with high salinity resistance. Dargazi, Zard ivanaki and Gongi were the most sensitive ones to the salinity stress.
    Keywords: K-Na, Electrolyte Leakage, Dry Weight
  • A. Darabi* Pages 65-78
    In order to evaluate the effect of autumn and winter planting on yield and phenology of potato cultivars using thermal indices an experiment was coducted in split plot in time based on a radomized compelet block design with three replications at Behbahan Agriculture Research Station in Khuzestan province, south of Iran in 2014 and 2015. Cultivar (Sante, Savalan and Javid) was considered as main plot and planting season (autumn and winter planting) as sub plot. In Autumn and winter planting seasons tubers were planted in early October and early December, respectively. Tubers were harvested in early March and mid May in autumn and winter planting seasons, respectively. The duration of sprout dvelopement in the autumn planting season was 14 days shorter than winter planting season, but tuber bulking duration was 25 days longer in the latter planting season. Futhermore, growing degree days, helio thermal unit and photo thermal index of sprout development stage in autumn planting season (117.41°C day, 1967°C day hour and 9.29°C day day-1, respectively) were greater than winter planting. However these agro-meteorologial indices at tuber bulking stage (537.58°C day, 4168.79°C day hour and 10.42°C day day-1, respectively) were smaller in winter planting. Yield, thermal use efficiency and helio thermal use efficiency were reduced (18.36, 34.95 and 31.58%, respectively) due to high temperatures encountered during tuber bulking stage in winter planting as compared with the autumn planting season. The highst yeild, thermal use efficiency and helio thermal use efficiency in both of planting seasons belonged to Javid cultivar.
    Keywords: Growth degree day, Helio thermal unit, Photo thermal unit, Tuber initiation
  • F. Gholizadeh, H. Seyed Hajizadeh*, A. Bahmani, F. Rasoli Pages 79-92
    One of the most important characteristics of fruit crops is susceptibility to decay and quality reduction during storage life. Crops with higher antioxidant capacity are tolerant to stress and have greater nutritional quality and storage life. Hence, to investigate the antioxidant capacity of two grape cultivars Ghezel uzum and Red hosseini a factorial experiment with 3 replications was carried out as a Randomized complete block design. Results showed that the percentage of weight loss in Ghezel uzum cultivar was 1.5 fold greater than Red hosseini cultivar. Berry quality traits such as total soluble solids, pH, the amount of electrolyte conductivity and fruit taste index were increased while titrable acidity, carotenoid, chlorophyll a and b, anthocyanin, vitamin C, total phenol and the amount of antioxidant activity were decreased during storability in both cultivars. Ghezel uzum had more carotenoids than Red Hosseini (2.6 fold) but the extent of decreases in pigment concentration in Red hosseini was lesser than that of the other cultivar. In contrast the amount of antioxidant capacity (88.20% and 17.38% in skin and pulp, respectively), total phenol (204.4 and 2.11 mg 100gFw-1 in skin and pulp, respectively) and chlorophyll a and b (1.13 and 3.9 µg Kg-1, respectively) was greater in Red Hosseini cultivar compared to Ghezel uzum cultivar. It may be concluded that the Red hosseini cultivar has a greater capability in preserving its quality characteristics at the end of storage life, compared to other cultivar.
    Keywords: Anthocyanin, Phenol compounds, Red hosseini, Ghezel uzum, vitamin C
  • N. Hazrati Gejlar, J. Jalilian*, A. Pirzad Pages 93-109
    In order to evaluate the effect of biofertilizers (Rhizobium and mycorrhiza) on yield and qualitative characteristics of Pinto bean under deficit irrigation, an experiment was conducted as split plot based on a randomized complete block design with three replications in 2017. Experimental treatments included irrigation regime with two levels (normal and deficit irrigation) as main plots and biological fertilizers with six levels {Control (C), Rhizobium phaseoli (R), fungus included Rhizophagus intraradices (I) and Funneliformis mosseae (M), Integrated 1 (R. intraradices and Rhizobium-T1), Integrated 2 (F. mosseae and Rhizobium-T2)} as sub-plots. Inoculation with F. mosseae led to increase in 1000-seed weight in deficit irrigation condition. Grain yield was enhanced by 28% due to application of R. intraradices, compared with control treatment. The highest grain protein content (19.86%) was observed in Rhizobium fertilizer application under normal irrigation condition and its lowest (13.77%) was obtained from control plants under deficit irrigation condition. The maximum amount of crude protein (21.45%) and digestible dry matter (71.15%) were found in the plants treated with R. intraradices under deficit irrigation condition, and the lowest amount of them (16.72 and 58.94%) were obtained from untreated plants under normal and deficit irrigation treatments, respectively. Plants treated with F. mosseae had the highest concentrations of proline and total chlorophyll under deficit irrigation condition. Generally, F. mosseae and R. intraradices species led to improving qualitative and qualitative characteristics of Pinto bean under deficit irrigation condition.
    Keywords: Biological fertilizer, Digestible dry matter, Dual inoculation, Proline, Protein
  • F. Nazari*, A. Naseri, Majid Rostami Bourojeni Pages 111-125
    Autumn daffodil (Sternbergia lutea) is one of bulbous plants from Iran that has potential as an ornamental plant. The understanding and control of dormancy and investigation of cold requirement in this plant are critical for its cultivation This research was conducted to investigate the effects of duration of cold and the size of bulb on growth, development and flowering of autumn daffodil. The experiment was performed as a completely randomized design based on factorial design with two factors: the duration of cold (4 °C) at three levels (20, 40 and 60 days) along with control (without cooling) and three sizes of bulb (small, medium and big) with 3 replications. After applying the cold and planting the bulbs in September 2015, vegetative and reproductive variables were measured. Results indicated that the interaction between cold duration and the different sizes of bulbs had a significant effect on most of the measured vegetative and reproductive characteristics. By applying the cold treatment, the numbers of days to sprouting and two, four and five leaves stages were increased. The highest amounts of leaf area, fresh and dry weights were obtained with big bulb and 40 days of bulb cooling. Parameters such as volume, length, and number, fresh and dry weights of bulb roots were higher in bulbs that had been kept a way from cooling. The highest of flowering percentage, flower longevity on the bush, flowering stem height, fresh and dry weights were obtained in big bulbs with 20 days of bulb cooling. Flowering was not observed in 40 and 60 days of bulb cooling. According to the results of this research, it can be concluded that autumn daffodil bulb has a little cold requirement or the cold requirement is not obligatory. According to the results obtained, the treatment of 20 days of cooling with the big size of bulb is recommended although further research is needed to investigate the dormancy status of the bulb in terms of physiological, biochemical and molecular aspects.
    Keywords: Autumn daffodil, cold requirement, bulb, flowering
  • Sh. Piri, J. Hajilou*, S. Piri Pages 127-137
    In order to evaluate the effect of Benzyl Adenine (BA) on qualitative characteristics and shelf life of plum fruits CV “Gold Drops”, an experiment was conducted as a factorial based on randomized complete block design with three replications. In this experiment different concentrations of BA (0, 50, 75, 100 and 125 mg L-1) were applied as a foliar application. After harvesting, fruits were stored at 0.5-1 °C and 90% relative humidity for 6 weeks. Fruit characteristics including weight loss, firmness, titratable acidity, soluble solids, pH, ascorbic acid, antioxidant capacity, phenolic and total flavonoid content, were measured once a week at Tabriz University, Tabriz, Iran. The results showed that effects of BA treatments and storage time were significant in all traits. The lowest percentage of weight loss was found at 125 mg L-1 BA in the first week of storage. The highest and lowest content of TSS were obtained at 125 mg L-1 BA during the six weeks of storage and control treatment in the first week, respectively. The amount of ascorbic acid gradually reduced during storage and the lowest content was found at the end of storage. The highest phenol content of fruit was occurred in 125 mg L-1 BA in the 2nd week and the lowest one in control at the 6th week of storage. According to these findings, BA spraying can bear positive effects on postharvest quality sustainment and shelf life of plum fruit.
    Keywords: Fruit tissue firmness, Shelf life, Total flavonoid, Total phenolic content, weight loss
  • E. Akbari, M. Gholami*, S. Ghobadi Pages 139-153
    Fruits and vegetables contain an array of antioxidant compounds. In this experiment, the effect of pomegranate, grape and kiwifruit juice or extract viz., pomegranate husk on pear fruits were investigated and compared with chitosan 1.5% and distilled water (control). The changes in the ascorbic acid, total soluble solids, total acid, weight loss, firmness and peroxidase and polyphenol oxidase activity of fruits were monitored during 60 days storage at 4±2°C. Combination of kiwifruit juice with pomegranate or grape juices reduced ascorbic acid and total soluble solids losses, suppressed peroxidase and polyphenol oxidase activity and maintained the firmness of intact pear fruits in storage compared to the control. Based on the findings of this study, natural fruit antioxidants can be recommended as a potent source of antioxidant coating for intact pears, as these compounds may delay pear fruit ripening and reduce the loss of fruit nutritional value.
    Keywords: Antioxidant, Ascorbic acid, Peroxidase, Polyphenol oxidase, Oxidative stress
  • S. Nezarat, A. Gholami*, M. Baradaran Firuzabadi, H. R. Asghari Pages 155-172
    The ever-increasing problem of water scarcity in arid and semi-arid regions of Iran has necessitated the demand to replacement of sugar beet plantation by more water-use efficient plants. Sweet sorghum is one of the sugars plants with low water requirements that potentiates cost-effective sugar production in different regions. However, physiological aspects of sugar yield in this plant is not completely understood. The present experiment studied the effect of sink (spike) removal (as a limiting factor for sugar production) and magnesium spraying (as an improving factor for plant growth) on photosynthetic pigments concentration and yield of two sweet sorghum cultivars. This research was carried out as a factorial experiment based on a randomized complete block design with three replications in two years (2014, 2015) in Shahroud Agricultural Research Center, Shahroud, Iran. Experimental factors included sweet sorghum cultivars (KFS2 and KFS3), sink removal treatments (control, mechanical removal and chemical removal of spike by ethephon) and spraying different concentrations of magnesium (0, 4 and 8 mM). Interaction of cultivars, sink removal and magnesium spraying levels was significant on photosynthetic pigments concentration, leading to increase in total sugar and sugar yield. The highest sugar yield in both cultivars was obtained from chemical removal of sink and 4 and 8 mM of magnesium application. In both of the studied cultivars, assimilate surface index was significantly affected by sink removal and the highest amount of this trait (2.65 g sugar per square meters of leaf area) was achieved from chemical removal of sink in KFS2. The latter results indicated that photosynthetic capacity of the sweet sorghum plants was enhanced by sink removal, especially when removed chemically, i.e. by ethephon. As no significant difference was observed between 4 and 8 mM in most examined traits, the 4 mM magnesium spraying was proven more suitable.
    Keywords: Magnesium sulfate, Sugar yield, Photosynthetic pigments, Ethephon
  • A. Mahsavi Khorami, J. Masoudsinaki*, M. Amini Dehaghi, Sh. Rezvan, A. Damavandi Pages 173-188
    In order to study the grain yield attributes of sesame in the presence of nutritional treatments and different irrigation regimes, a factorial split-plot experiment was conducted based on randomized complete block design with three replications in Shahed University of Tehran, Iran during 2015-2016. The treatments included irrigation regimes (full irrigation and irrigation up to 65 and 75 BBCH scales), three types of nitrogen fertilizers (nitroxin, urea, and the combination of nitroxin and 50% urea) and four levels of potassium fertilizer (non-fertilized as control, spraying and soil application of potassium nano-chelate and potassium dioxide). The triple interaction effect of irrigation × nitrogen × potassium was significant on plant height, the number of lateral branches, capsules, seeds per capsule, and grain yield. The highest grain yield was obtained from plants irrigated up to 50% of seed ripening (75 BBCH) in the absence of application of potassium and use of nitroxin with an average of 1340.5 kg ha-1 leading to 35% increase, compared to the control treatment. In addition, the grain yield was positively and significantly correlated with stem diameter, plant dry weight, number of capsules and seeds per capsule, and 1000-seed weight. A weak correlation was observed among the morphological traits. Further, there was no significant correlation between morphological and yield attributes. Based on the results of stepwise regression, the maximum grain yield difference was related to the total number of capsules, 1000-seed weight, and number of seeds per capsule, together explaining 98.8% of the grain yield changes.
    Keywords: Correlation of traits, Irrigation withhold, Nitroxin, Potassium nano-chelate, Regression Analysis
  • R. Karimizadeh*, A. Asghari, O. Sofalian, K. Shahbazi Homonlo, T. Hossienpour, H. Ghojogh, M. Armion Pages 189-203
    Durum wheat (Triticum durum desf.) is one of the most important cereal crops used to make pasta, macaroni and other foods. Understanding the complexity of the genotype × environment interaction (GEI) and its impact on determining the most stable genotypes, mega environments and other adaptation goals has been a special concern for the plant breeders. Various methods exist for the stability analysis of grain yields based on different sustainability concepts that can be grouped into parametric, nonparametric and multivariate methods. In this research, 20 genotypes of durum wheat (19 advanced genotypes and Dehdasht commercial variety) were evaluated in five regions during four years (2009-2013). Experiments were carried out in a randomized complete block design with four replications in each environment (year × location). Based on the results of grain yield stability assessment using 13 nonparametric methods in the methods of mean rank, standard deviation and adaptability percentage, genotypes 9, 10 and 12, in the methods of Nassar and Huhn and sum rank of Kang, genotypes 4, 5, 10, 11 and 17 and in the Thennarasu and Fox methods, genotypes 6, 9, 10, 12, 13 and 17 were selected as the most stable genotypes. Finally, based on summarizing the results of all methods genotypes 10 and 12 were selected as the most stable genotypes. According to the previous studies of the authors, it is suggested that in the next researches, in order to better evaluate the stability of genotypes, one of the sustainability methods such as AMMI, spatial regression or mixed models, along with nonparametric methods, must be considered.
    Keywords: Stability, Durum Wheat, Nonparametric, Yield Trial, Rain-fed Conditions
  • M. Mohammadnaseri, M.R. Tadayon* Pages 205-215
    In order to study the effect of natural zeolite superabsorbent on yield and yield components of linseed under different moisture regimes, a split plot experiment was conducted in a randomized complete block design with 3 replications at Research Farm of Shahrekord University, Shahrekord, Iran in 2017. The main factor in four moisture regimes included irrigation after 50 (control), 80, 130 and 180 mm evaporation from class A evaporation pan and sub factor, at three levels encompassed no application of zeolite (control), 5 tons zeolite per hectare and 10 tons zeolite per hectare. The results showed that the effect of application of zeolite on vegetation index, number of capsules per plant, number of seeds per capsule, 1000 seed weight, grain yield, biological yield and harvest index was significant at 1% probability level, but this factor had no significant effect on hectoliter weight. Effect of moisture regimes on all studied traits were significant at 1% probability level. The effect of interaction of factors was significant on the number of capsules per plant at the probability level of 1% and on the vegetation index at 5% probability level. With increasing of zeolite superabsorbent under moisture treatments, all studied traits were increased, while application of 10 tons of zeolite per hectare showed the most effect on the growth and yield of linseed in all irrigation conditions (normal irrigation and under drought stress conditions). The highest seed yield (1581 kg ha-1) of linseed was related to the application of 10 tons of zeolite per hectare and the lowest yield (1331 kg ha-1) was obtained at the zeolite – free conditions.
    Keywords: Vegetation index, Number of capsules, 1000 seed weight, yield, harvest index, hectoliter weight
  • H. Abbasi Holasou, A. Hassanzadeh Ghort Tapeh*, Z. Talebzadeh Pages 217-230
    In the present study 18 agronomic, phonological and morphological traits were evaluated in 34 genotypes of sainfoin based on a randomized complete block design with three replications in Agricultural and Natural Resources Research Center of West Azerbaijan, Iran. Analysis of variance showed that there were significant differences among the genotypes for all of the measured traits, suggesting that there is considerable genetic variation among genotypes and indicating high potential for improving these traits through targeted selection in breeding programs. Correlation analysis showed that forage yield had significantly positive correlations with plant height, harvest index, dry weight of stem, and number of stems. Principal component analysis revealed that five components justify more than 73 percent of the total variation. In order to select effective yield components, step-wise regression was undertaken and number of stems, number of leaves and harvest index were entered into the regression model. Cluster analysis using Ward algorithm classified 34 genotypes into three groups, including 18, 9 and 7 genotypes. Moreover, principle components analysis confirmed the result of cluster analysis.
    Keywords: Cluster analysis, Genetic diversity, Phenotypic correlation, Sainfoin