فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 3 (پاییز 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ندا اثنی عشری*، مسعود حسینچاری، بهرام جوکار، محبوبه فولادچنگ، فرهاد خرمایی صفحات 1-11
    هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی مقیاس فراحافظه نوجوانان در بافت تحصیلی بود. این پژوهش، ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی است که در مرحله کیفی با استفاده از روش همسوسازی داده های چندگانه مشتمل بر چهارضلع الف) جمع آوری اطلاعات مبانی نظری و اصول زیربنایی مربوط به فراحافظه بر اساس چارچوب نظری نلسون و نارنز، ب) پژوهش های انجام شده در حوزه فراحافظه و یادگیری، ج) ارائه تکلیف حافظه محور و مصاحبه فراحافظه مبنا بر روی دانش آموزان (33 نفر) و تحلیل آن (ملاک و نشانگر ها) و د) بهره گیری از نظرهای متخصصان حوزه شناختی و تربیتی چارچوب نظری اولیه، و سرانجام بر آن اساس مقیاس فراحافظه تدوین و اعتباریابی شد. سپس در مرحله کمی، با استفاده از نمونه 289 نفری (170= دختر و 116=پسر در رده ی سنی 18-12 سال) روایی و پایایی مقیاس، با به کارگیری روش های آماری تحلیل عامل اکتشافی و آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد 19 گویه در قالب 4 عامل: قضاوت های مربوط به یادگیری، قضاوت های خود اطمینان بخش، قضاوت های حس دانستن و قضاوت های آسان بودن یادگیری مقیاس فراحافظه را تشکیل می دهند. ضریب آلفای کرونباخ برای هر عامل محاسبه و ضریب پایایی کل مقیاس برابر با 71/0 محاسبه شد. یافته های پژوهش معرفی ابزاری جهت سنجش فراحافظه گروه سنی نوجوان در بافت تحصیلی است که ابزاری سودمند برای سنجش فراحافظه و به کارگیری در پژوهش های شناختی و یادگیری است.
    کلیدواژگان: فراحافظه، یادگیری، حافظه، قضاوت
  • هدی منصوریان، آزاده نثاری، علیرضا مرادی*، بابک محمدی صفحات 12-21
    در این مطالعه به مدلسازی محاسباتی پیوندگرای تصمیم گیری پرداخته شده است. مهمترین مناطق تصمیم گیری در مغز، عبارتند از تالاموس، کورتکس پیش پیشانی و آمیگدال. مدل محاسباتی پیوندگرا با سه بخش که نماینده این سه منطقه است بر پایه آزمون برد و باخت آیوا ساخته شد. در مطالعات بسیاری از آزمون آیوا برای بررسی تصمیم گیری هیجانی استفاده شده است. در تصمیم گیری هیجانی و مبتنی بر احساسات نقش آمیگدال بسیار اساسی است و انتظار می رود مدلی دو بخشی (نماینده تالاموس و آمیگدال) و بدون وجود پردازش های کورتکس نیز بتواند تصمیم گیری در این آزمون را مدل کند، هر چند که از منظر ریاضی تنها وجود همین دو بخش در مدل (مفاهیم مستخرج از آزمون و عناصر تابع ارزش) برای پیشبینی تصمیمات شرکت کنندگان کافی است. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، از 56 نفر شرکت کننده متشکل از 20 مرد و 36 زن با میانگین سنی 52/43 سال خواسته شد در آزمون تصمیم گیری آیوا  شرکت کنند. پس از آن هر دو مدل برای این افراد اجرا شد و نتایج مقایسه شد تا مشاهده شود کدامیک تطابق بیشتری با انتخاب های آزمون دهندگان دارد. یافته های تحقیق نشان می دهند مدل دو بخشی 57/62 و مدل سه بخشی منجر به پیشبینی 46/68 درصدی انتخاب های آزمون دهندگان شده است که این اختلاف معنی دار بود. در نتیجه می توان گفت پردازش های کورتکس در این نوع تصمیم گیری نیز نقش بسزایی دارد.
    کلیدواژگان: مدلسازی محاسباتی، تصمیم گیری پویا، شبکه های پیوندگرا، آزمون آیوا
  • ولیاللهرمضانی، محمد سعید عبدخدایی*، زهرا طبیبی، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف صفحات 22-36
    هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد شناختی فرزندپروری والدین ایرانی بود. طرح این پژوهش کیفی و شیوه مورد استفاده در آن،  نظریه زمینه ای یا داده بنیاد است. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین مسلمان دارای فرزند بالای ده سال ساکن تهران و کرج در مقطع زمانی تابستان 1395 تا تابستان 1396 بود. نمونه مورد بررسی 33 نفر از والدین مسلمان ایرانی بودند که با مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها، بر اساس شیوه نامه استراوس و کوربین (1998) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت، حاصل کدگذاری های باز، محوری و گزینشی، 272 کد اولیه، 31 مفهوم، 6 مقوله و 2 طبقه کلی بود: طبقه قابلیت های درون فردی که شامل قابلیت های روان شناختی(قابلیت های شناختی، هویت، حرمت خود، تنظیم هیجان، خودمختاری، تاب آوری، مسئولیت پذیری/نظم فردی)، قابلیت های معطوف به پیشرفت(قابلیت های جسمی، قابلیت های اقتصادی/مالی، قابلیت های شغلی، قابلیت های تحصیلی و هدف/برنامه) و قابلیت های معنوی(دینداری، اخلاق فردی) است و طبقه قابلیت های بین فردی که شامل قابلیت های ارتباط بین فردی(صمیمیت/ مهرورزی، قاطعیت، انعطاف/ انتقادپذیری)، قابلیت های ارتباط خانوادگی(سازگاری، مهارت های ارتباطی، احترام والدین، همکاری و مشارکت، تعهد/ وفاداری/ انسجام، قانون پذیری، اطاعت) و قابلیت های اجتماعی(حقوق دیگران، قانون پذیری، روابط عمومی، اخلاق اجتماعی، نوع دوستی/ یاریگری، سازگاری/ تاییدجویی و تعهد اجتماعی) است.
    کلیدواژگان: ابعاد شناختی، فرزندپروری، ایران، قابلیت های درون فردی، قابلیت های بین فردی
  • محدثه مظفری*، سید ابوالقاسم مهری نژاد، مهر انگیز پیوسته گر، مسعود ثقفی نیا صفحات 37-46
    مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای وضعیت شناختی افراد سالم و بیماران آسیب مغزی تروماتیک خفیف(MTBI)، که یکسال از زمان آسیب آنان گذشته است از دو منظر عملکرد اجرایی و حافظه کاری طراحی و اجرا شده است.در این مطالعه علی- مقایسه ای که در فاصله زمانی بهمن 1396 تا مهر 1397 انجام گرفت. 48 بیمار مرد MTBI با دامنه سنی 30 تا 55 سال که طی یکسال گذشته در بخش ICU بیمارستانهای شهدای هفتم تیر شهر ری و بقیه الله تهران بستری بودند، بعنوان گروه آزمایشی و 64 مرد سالم ( کارکنان و عیادت کنندگان بیماران)،با دامنه سنی همتا بعنوان گروه کنترل بصورت تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه (افراد بیمار و سالم)، که کلیه معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، با دو آزمون ویسکانسین و حافظه کاری وکسلر مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه در عملکرد اجرایی در سطوح طبقات، درجاماندگی، پاسخهای درست و نادرست، تعداد کوششها برای تکمیل الگوی اول و پاسخهای سطح مفهومی در سطح خطای 1 درصد از نظر آماری معناداراست (0/01>p). همچنین، نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه درنمره حافظه شنیداری رو به جلو و معکوس، حافظه دیداری رو به جلو و معکوس، نمره کل حافظه شنیداری، نمره کل حافظه دیداری و فراخنای حافظه شنیداری در سطح خطای1درصد (0/01>p) و فراخنای حافظه دیداری در سطح خطای 5 درصد از نظر آماری معناداراست(0/05>p). به عبارت دیگر نتایج گویای برتری معنا دار گروه سالم در عملکرد های اجرایی و حافظه کاری نسبت به گروه MTBI است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد، آسیب مغزی تروماتیک خفیف پس از گذشت یکسال می تواند، در کارکرد عملکرد های اجرایی لوب پیشانی مغز ایجاد اختلال نماید. بنابراین، پیشنهاد می گردد این موضوع در ارزیابی های بالینی و قانونی مورد توجه قرار گرفته و مداخلات روانشناختی همزمان با مداخلات پزشکی جهت تسهیل روند درمان و باز توانی شناختی بیماران و پیشگیری از عوارض فردی و هزینه های اجتماعی متعاقبMTBI ، صورت پذیرد.
    کلیدواژگان: آسیب مغزی تروماتیک خفیف، اختلالات شناختی، عملکرد های اجرایی، حافظه کاری
  • مهری رحمانی*، اسحق رحیمیان بوگر، سیاوش طالع پسند، مصطفی نوکنی صفحات 47-56
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر مداخلات بازتوانی شناختی ترکیبی(کامپیوتری و دستی)بر ارتقاء سرعت پردازش اطلاعات و بهبود متغیرهای   وضعیت روانی(MMSE) زنان مبتلا به ام اس بود. این پژوهش با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دو ماهه اجرا شد. 24 زن مبتلا به ام اس با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه 12 نفره جایگزین شدند و گروه  آزمایش ، تحت آموزش توان بخشی شناختی قرار گرفته و گروه گواه نیز مداخله ای دریافت نکرد. کلیه شرکت کنندگان جلسه اول و آخر توسط آزمونهای سنجش وضعیت روانی(MMSE)  و آزمون توالی شنیداری(PASAT) ارزیابی شدند. پژوهش در مدت 21 جلسه و در شهر اراک اجرا و داده ها با مدل تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها  نشان داد که اثر اصلی عامل زمان(پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری) بر نمره توجه انتخابی معنادار است. نتیجه گرفته می شود بازتوانی شناختی دستی بر بهبود توجه انتخابی بیماران زن مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس اثربخش است.توصیه می شود از این مداخلات جهت بهبود سرعت پردازش اطلاعات  و وضعیت روانی زنان مبتلا به ام اس استفاده گردد.
    کلیدواژگان: بازتوانی شناختی، توجه انتخابی، وضعیت روانی، ام اس
  • سید سعید پورنقاش تهرانی*، زهرا قلندرزاده، حجت الله فراهانی، سید مهدی صابری، معصومه پاشایی بهرام صفحات 57-69
    بی توجهی به سلامت زنان و اعمال خشونت خانگی علیه آنان می تواند سبب پیدایش انواع بیماری های روانی و حتی جسمانی گردد که این امر تهدیدی برای سلامت اعضای خانواده است. زنان نسبت به اعضای دیگر خانواده بیش تر در معرض خشونت، به خصوص خشونت مردان هستند. مهم ترین آسیبی که خشونت خانگی به همراه دارد ایجاد اختلال در عملکرد شناختی زنان قربانی خشونت است. خشونت خانگی به عنوان یک عامل استرس زای محیطی می تواند عملکردهای شناختی را تحت تاثیر قرار دهد، بنابراین بررسی عملکردهای شناختی در زنان آسیب دیده از خشونت های خانگی دارای اهمیت است. تاثیر خشونت بر عملکردهای شناختی از طریق سایر متغیرهای روانشناختی ممکن است رخ دهد. رهایی از موقعیت خشونت پذیری برای زنان قربانی خشونت خانگی به کیفیت عملکرد شناختی آنها وابسته است. از این رو در پژوهش حاضر، نقش واسطه ای خودتنظیمی و پریشانی روانشناختی در رابطه بین تجربه خشونت خانگی و عملکردهای شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش در یک نمونه از زنان قربانی خشونت خانگی، روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که رابطه بین متغیرها بر حسب اهداف پژوهش تحلیل گردیدند. جامعه تحقیق شامل زنان قربانی خشونت مراجعه کننده به واحدهای مختلف پزشکی قانونی شهر تهران در سال 1397 بودند. نمونه پژوهش 200 نفر از مراجعه کنندگان زن به این مراکز بوده اند که به شیوه هدفمند با توجه به معیارهای ورود و خروج و پس از اخذ رضایت از آن ها انتخاب شده اند. ابزار سنجش متغیرهای پژوهش عبارت است از فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی میلر و براون (1999)(SSRQ) ، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس داس (1995)(DASS-21) ، پرسشنامه خشونت خانوادگی پور نقاش تهرانی (1383) و مقیاس ارزیابی شناختی مونترال(MONTREAL)  (2005). نتایج به دست آمده توسط نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شده اند. مدل مفهومی پیشنهادی پژوهش با انجام تحلیل های مختلف آماری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند که خشونت خانگی بر عملکردهای شناختی توسط متغیرهای واسطه ای خود تنظیمی و پریشانی روانشناختی تاثیرگذار است. با توجه به مقادیر شاخصهای برازش از قبیل RMSEA، RMR، GFI و... مدل مفهومی پیشنهادی برازش یافت. پژوهش پیش رو بیانگر آن است که تجربه خشونت های خانگی در زنان به واسطه کاهش توانایی خود تنظیمی، و ایجاد پریشانی روانشناختی باعث کاهش عملکرد های شناختی در آنها می گردد. با توجه به یافته های این پژوهش، می توان با توجه دادن خانواده ها و همچنین سازمان ها و مراکز مرتبط با نگهداری و کمک به زنان قربانی خشونت به اهمیت نقش کاهش توانایی های شناختی و عوامل واسطه ای موثر بر آنها بر ادامه خشونت پذیری، با مداخلات آموزشی و درمانی، از وقوع مجدد این گونه خشونت ها پیشگیری کرد.
    کلیدواژگان: خشونت خانگی، همسر آزاری، خود تنظیمی، پریشانی روانشناختی، عملکرد شناختی
  • فرزانه آسیایی*، محمد یمینی، حسین مهدیان صفحات 61-70
    هدف پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر برنامه بازسازی مهارت های ادراکی و آموزش کارکردهای اجرایی (توجه، برنامه ریزی، بازداری پاسخ) بر استدلال ادراکی، حافظه کاری و عملکرد ریاضی دانش آموزان پایه سوم با اختلال یادگیری ویژه ریاضی بود. روش پژوهش آزمایشی، با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه ریاضی در پایه سوم در سال تحصیلی 1396 می باشد. نمونه موردنظر شامل 45 نفر از این دانش آموزان بوده که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه مداخله و یک گروه کنترل جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های کی- مت، ریون، مقیاس استدلال ادراکی وکسلر چهار، آزمون تشخیصی اختلال ریاضی و مقیاس حافظه کاری استانفورد-بینه استفاده شد که پیش از مداخله و در هفته های یک و هشت پس از مداخله به وسیله شرکت کنندگان گروه های مداخله و کنترل تکمیل گردید. گروه آزمایش الف تحت 17جلسه آموزش کارکردهای اجرایی(هر جلسه 45دقیقه)و گروه آزمایش ب تحت 16جلسه آموزش بازسازی مهارت های ادراکی قرار گرفتند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آنالیز واریانس با اندازه های تکراری استفاده شد  یافته ها نشان داد که هر دو شیوه مداخله بر استدلال ادراکی، حافظه کاری غیرکلامی و عملکرد ریاضی موثر بوده وبر حافظه کاری کلامی موثر نبودند.از طرفی میان اثربخشی این دو شیوه تفاوت معناداری وجود نداشت. بر اساس نتایج، به نظر می رسد که می توان از این دو روش  به عنوان یک رویکرد موثر برای درمان اختلال یادگیری ویژه ریاضی دانش آموزان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: بازسازی مهارت های ادراکی، کارکردهای اجرایی، استدلال ادراکی، حافظه کاری، عملکرد ریاضی، اختلال یادگیری ویژه ریاضی
|
  • Neda Esnaashari*, Masoud Hoseinchari, Bahram Jowkar, Mahbobe Fooladchang, Farhad Khormaei Pages 1-11
    The purpose of this study was developing and validating the metamemory scale for adolescents in the academic context. The study was a mixed method research and benefitted from sequential exploratory type which in qualitative stage using triangulation method (aligning multiple data approach) holding four dimensions of a) collecting literature reviews related to metamemoey based on the theoretical framework of Nelson & Narens, b) researches done in the field of metamemory and learning, c) presentation of memory-based assignments and metamemory based interviews on students (n=33) and analysis them (criteria and markers), & d) utilizing the views of experts in the field of primary theoretical framework and at last based on them, metamemory scale was developed and validated. Then in quantitative stage, using a sample of 289 students (170=girl & 116=boy in the range of 12-18 years old) validity and reliability of the scale were verified by using exploratory factor analysis and Cronbach’s alpha. The results of exploratory factor analysis showed 19 items in the form of 4 factors that create the metamemory scale: Judgments of Learning, Self-Confidence Judgments, Feeling of Knowing Judgments, and Ease of Learning Judgments. Cronbach’s alpha coefficient was calculated for each factor and the reliability coefficient of the whole scale was 0/71. Research findings provide a tool for measuring matamemory in adolescent’s age group in academic context that is a useful instrument for measuring metamemory and applying in cognitive and learning researches.
    Keywords: metamemory, learning, memory, judgments
  • Hoda Mansourian, Azadeh Nesari, Alireza Moradi*, Babak Mohamadi Pages 12-21
    In this research connectionist modeling of decision making has been presented. Important areas for decision making in the brain are thalamus, prefrontal cortex and Amygdala. Connectionist modeling with 3 parts representative for these 3 areas is made based the result of Iowa Gambling Task. In many researches Iowa Gambling Task is used to study emotional decision making. In these kind of decision making the role of Amygdala is so important and we expect that a model with two parts (thalamus and Amygdala) can have the best result in modeling participants decisions without considering any part for cortex process. For this purpose 56 participants composed of 20 men and 36 women wanted to do Iowa Gambling Task. Results show that the networks related to two parts model predict 62.57 Percent’s of participant’s decisions and the 3parts model has 68.46 Percent’s of that. In conclusion it can be said that three parts modeling has been more success than mathematical two parts model in predicting the performance of participants and the difference is significant. In other words cortex role in this kind of decision making is quite important.
    Keywords: computational modeling, dynamic decision making, connectionist networks, Iowa Gambling Task
  • Parvaneh Ramezani, Mohammad Saeed Abd Khodaee*, Hamid Reza Aghamohammadian Pages 22-36
    The aim of this study was to investigate the cognitive dimensions of parenting in Iran. The research has a qualitative design and the method used is Grounded Theory (GT).  The population consisted of all Muslim parents with children over 10 years of age, living in Tehran and Karaj during the summer of 1395 to the summer of 1396. The sample contained 33 Muslim parents who were studied through semi-structured interviews. The interviews' data was analyzed on the basis of Strauss and Corbin's instruction (1998) and eventually, the result consisted of open, axial and, selective coding, 272 initial codes, 31 concepts, 6 categories, and 2 classes: intrapersonal competencies class which contains psychological competencies (cognitive competencies, identity, self-esteem, emotion regulation, autonomy, resiliency, taking responsibility/personal discipline), achievement oriented competencies (physical competencies, economic/financial competencies, occupational competencies, educational competencies and goal/schedule) and spiritual competencies(religiosity, and individual ethnics). the interpersonal competencies class which includes interpersonal communication competencies (intimacy/kindness, assertiveness, flexibility/being open to criticism), family relationships competencies (adaptability, communication skills, parent's respect, cooperation and partnership, commitment/loyalty/solidarity, law abiding, compliance) and social competencies (rights of others, law abiding, general relationships, social ethnics, altruism/assisting, adaptation/confirmation seeking and social commitment).
    Keywords: Cognitive Dimensions, Parenting, Iran, Interpersonal Competencies, Intrapersonal Competencies
  • Mohadeseh Mozafari*, Seyyed Abolghasem Mehri Nejad, Mehrangiz Peyvstegar, Massoud Saghafinia Pages 37-46
    This research was designed and conducted to compare the cognitive condition of two groups of healthy people and MTBI patients one year after their injury in terms of both executive functions and working memory.In this causal-comparative study, which was conducted from February 2017 to October 2018, two groups of individuals, 48(MTBI), male Patients from 30 to 55 years old who were admitted to the ICU in Shohadaye Haftome Tir and Baqiyatallah Hospitals and 64 healthy men from personnel and Patients' Visitors that had all the criteria for entering the research were chosen. Both groups were tested with two scales Wisconsin and Wechsler Number Memory. The two groups had significantly difference (p<0/01), in the executive functions at the levels of Categories, Perseverative, correct and error responses, number of trials to complete first category and conceptual level responses.Also, the results show that the two groups had significantly difference(p<0/01), in the forward and reverse auditory memory, forward and reverse visual memory, total score of auditory memory, total score of visual memory and span auditory memory and the two groups had significantly difference(p<0/05), in the span visual memory. In other words, patients with MTBI has overall poorer results for all the tests than healthy people.according to the findings of this research, mild traumatic brain injury can disturb executive functions of the brain's prefrontal lobes after one year. Hence, it is suggested that in clinical and legal evaluations of the patients, this issue to be considered and both psychological and medical interventions done simultaneously to facilitate the treatment process and cognitive rehabilitation of the patients and to prevent individual, social and financial consequences and costs associated with MTBI.
    Keywords: Mild traumatic brain injury Cognitive Dysfunction Executive function – working memory
  • Mehri Rahmani*, Isaac Rahimian Boogar, Siavash Talepasand, Mostafa Nokani Pages 47-56
    The purpose of this study was to investigate the effect of combined cognitive rehabilitation interventions (computer and manual) on improving the speed of information processing and improving the mental status variables (MMSE) in women with MS. This research was conducted with pre-test and post-test design with two month follow-up. Twenty two women with MS were selected by available sampling method and randomly assigned to two groups of 12, and the experimental group received cognitive rehabilitation training and the intervention group did not receive any intervention. All participants of the first and last sessions were evaluated by MMSE and Auditory Sequence Test (PASAT). The research was conducted in 21 sessions in Arak and data were analyzed by multivariate analysis of variance analysis with repeated measurements using SPSS-24 software.The findings showed that the main effect of the time factor (pre-test, post-test, follow-up) on the selected score was significant.
    Conclusion
    Manual cognitive rehabilitation is effective in improving the selective attention of female patients with multiple sclerosis. It is recommended that these interventions be used to improve the information processing speed and the psychological state of women with MS.
    Keywords: Cognitive rehabilitation, Selective attention, Psychological Status, MS
  • Seyed Saeid Pournaghash Tehrani*, Zahra Ghalandarzadeh, Hojjatollah Farahani, Seyed Mehdi Saberi, Masumeh Pashaeii Bahram Pages 57-69
    Domestic violence could cause different types of physical and mental consequences for women. This may threaten safety of the family. Women are more prone to be the victims of violence particularly partners’ one. One of the important consequences of violence is cognitive dysfunctioning. Domestic violence could be considered as an environmental stressor factor which in turn could affect cognitive functions. Surviving from the influence of a domestic violence is in direct relation with the cognitive capabilities of abused women. Therefore, investigation on the effect of domestic violence on cognitive functioning of women suffering from domestic violence is an important issue. The effect of violence on cognitive functions may occur throughout other psychological variables. That is why in the current study, the mediating role of self-regulation and psychological Distress relating domestic violence and cognitive functions is investigated.
    The current study is a fundamental research. Considering that, the study of the relationship between the interested variables has been conducted on a limited number of abused women, it is a descriptive-correlative type of research. The relationship between the parameters is analyzed based on the research objectives. The subject community is abused women referred to different branches of Tehran Forensic Medicine Center in 2017-2018. 200 abused women are asked to participate in this study. They are selected on a purposive sampling method based on entry-exit criteria and after seeking their acceptances. Miller & Brown (1999) Short Self-Regulation Questionnaire (SSRQ), DASS-21 Questionnaire (1995), Pour Naghash Tehrani (2004) Domestic Violence Questionnaire and MONTREAL cognitive assessment scale (2005) were utilized as the instruments of research variables.
    Results are analyzed by means of SPSS and LISREL software. The conceptual model connecting domestic violence to the cognitive functioning throughout the above mentioned mediating parameters are examined. The outcomes supported a suitable fitness for the proposed model, since the statistical indicators such as RMSEA, GFI, MFI, AGFI … showed satisfactory values.
    Present study shows that the experience of domestic violence creates significant cognitive dysfunctioning through the mediating factors such as loss of self-regulation capability and Psychological Distress. By means of these findings, families and social organizations such and women’s shelter and support centers can offer suitable educational programs and treatment to prevent the continuation of the violence.
    Keywords: Domestic Violence, Spouse Abuse, self-regulation, Psychological Distress, Cognitive Functions
  • Farzaneh Asiaee*, Mohammad Yamini, Hossein Mahdian Pages 61-70
    The purposeof this study was to compare the effect of  Perceptual skills reconstruction program  and executive function training on perceptual reasoning, working memory and math performance of third grade students with special math disorder.  Methods  this empirical study includes pretest-posttest and control group.The statistical population of the study includes all students with special learning disorder in third grade mathematics in 2017 academic year. The sample consisted of 45 students who were selected by simple random sampling and placed in two intervention groups and one control group. To collect the data, the Key Math Test, the Raven Test, Wechsler–IV Perceptual Reasoning Scale, Math Disorders Diagnostic test, and Stanford-Bine's Working Memory Scale were used to be completed by intervention and control group participants before intervention and one to eight weeks after intervention. The experimental group A underwent 17 sessions of executive function training (45 minutes each) and the experimental group B underwent 16 sessions of rehabilitation training. Data analysis was performed using variance analysis with repeated measures. Findings showed that both interventions methods were effective on perceptual reasoning, non-verbal working memory and were not effective on verbal working memory. On the other hand, there was no significant difference between the effectiveness of these two methods. based on the results, it seems that these two methods can be used as an effective approach for the treatment of students with  special learning  disorder.
    Keywords: Perceptual Skills reconstruction, executive function, working memory, perceptual reasoning, mathematic performance, Specific math learning disorder