فهرست مطالب

مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران - سال هشتم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال هشتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حسین دانش مهر*، رشید احمد رش، علیرضا کریمی صفحات 1-32
    پژوهش کیفی حاضر به کمک نظریه زمینه ای انجام شده و در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که ذی نفعان و ذی ربطان حوضه مبدا انتقال آب (رودخانه زاب) چگونه پدیده انتقال آب به دریاچه ارومیه را درک و تفسیر می کنند و از دیدگاه آنان، شرایط، تعاملات و پیامدهای این وضعیت چگونه بازنمایی می شود. گردآوری و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک های مصاحبه عمیق (22 مصاحبه) و بحث گروهی (8 بحث) به کمک نمونه گیری هدفمند صورت گرفت. نتایج به دست آمده نیز در قالب 90 مفهوم اولیه، 13 مفهوم محوری و یک مقوله هسته ای طبقه بندی شد. مقوله های محوری عبارت اند از: دگرگونی وضعیت معیشت مردم در مبدا، افزایش حساسیت های قومیتی، رونق کشاورزی در زمین های مسیر انتقال آب، خسارات جبران ناپذیر به کشاورزی، مشکلات زیستی و روستازدگی در مبدا، خشک شدن دریاچه ارومیه، تهدیدات سلامتی، تغییر الگوی کشت، دید امنیتی به پدیده انتقال آب، تغییر قیمت زمین، واگرایی اقوام، نگاهی میانجی گرایانه در انتقال، راهبرد زیست محیطی، تشدید فقر در مبدا و هزینه بربودن فرایند انتقال. هسته مرکزی که دیگر مقوله ها حول آن شکل گرفته و مدل نظری بر پایه آن سامان یافته است، از مخاطرات و پیامدهای انتقال آب محسوب می شود که در قالب خط سیر مطالعه تفسیر شده است. براساس یافته های پژوهش، ساکنان منطقه مدنظر به پدیده انتقال آب میان حوضه ای حساس هستند و آب را کالایی سیاسی تلقی می کنند که ممکن است به منشا مناقشات جدی در منطقه تبدیل شود. به نظر می رسد مسئله انتقال آب بیش از آنکه تکنیک به شمار بیاید، حامل مسائل اجتماعی و فرهنگی است. در این میان، غفلت و بی توجهی به این مسئله، ضمن اینکه سرمایه گذاری های سنگین را با خطر مواجه می کند، تبعات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی را به دنبال خواهد داشت. براساس یافته های پژوهش، انتقال آب مازاد در حوضه زاب و شهرهای سردشت و پیرانشهر، گزینه مطلوب و پایداری در شرایط اجتماعی و فرهنگی فعلی است. در مرحله اول، از ظرفیت ها و پتانسیل های موجود کشاورزی و صنعتی منطقه استفاده می شود. در مرحله بعد نیز توسعه نامتوازن و بدقواره میان منطقه ای کاهش می یابد. در این صورت ضمن پایداری بهره برداری، مخاطرات ذکرشده نیز کم رنگ می شود.
    کلیدواژگان: انتقال آب، توسعه پایدار محلی، دریاچه ارومیه، رودخانه زاب، مخاطرات اجتماعی، نظریه زمینه ای
  • یعقوب احمدی*، پروین علی پور صفحات 33-57
    مشارکت در همه ابعاد آن، به ویژه مشارکت سیاسی بارزترین نمود توسعه مدنی و سیاسی در جوامع معاصر تلقی می شود. از این منظر، شناسایی فرایندهای مشارکت و زمینه های تسهیل کننده آن برای نیل به توسعه امری گزیرناپذیر است. رشد رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی در سال های اخیر، به تقویت انواع جدیدی از شبکه های ارتباطاتی و اشکال جدیدی از مشارکت منجر شده است که این مطالعه در پی شناسایی و واکاوی آن هاست. به عبارت دیگر، این مقاله مکانیسمی را بررسی می کند که به کمک استفاده از رسانه های جمعی بر رفتار مشارکت سیاسی شهروندان موثر است. پژوهش حاضر پیمایشی و مقطعی است (نیمه دوم سال 1396). جامعه آماری پژوهش، شهروندان 18 سال به بالای مناطق چندگانه شهر سنندج هستند. حجم نمونه مقتضی با توجه به حداکثر پراکندگی و خطای 5 درصد براساس فرمول کوکران، 384 نفر تعیین شد و نمونه گیری نیز به روش خوشه ایچندمرحله ای انجام گرفت. نتایج توصیفی مطالعه نشان دهنده حضور بالای پاسخگویان در فضای مجازی و رتبه بالای آن ها در رفتارهای تماشاگرانه و تاحدودی رفتارهای متوسط (از قبیل رای دادن، راه اندازی بحثی سیاسی، تلاش برای اقناع فرد دیگر به رای دادن به گونه ای خاص و...) است. همچنین نتایج مطالعه بیانگر ارتباط معنادار و مستقیم میان سرمایه اجتماعی آنلاین و مشارکت سیاسی در ابعاد سه گانه و به ویژه نوع متوسط آن (564/0) است. علاوه براین، نتایج مطالعه نشان دهنده اثر متغیر گزینش عقلانی (کاهش هزینه مشارکت، زمان و افزایش فرصت ها) به عنوان متغیری میانجی در حد واسط حضور در فضای مجازی و مشارکت سیاسی است. مجموع این دو متغیر حدود 45 درصد از تغییرات متغیر مشارکت سیاسی را تبیین کرده است.
    کلیدواژگان: انتخاب عقلانی، سرمایه اجتماعی، فضای مجازی، مشارکت، شبکه های اجتماعی
  • عبدالطیف کاروانی*، اسفندیار غفاری نسب، حبیب احمدی، منصور طبیعی صفحات 59-85
    پژوهش حاضر با هدف کاوش کیفی فرایندهای برساخت هویت اجتماعی در میان دانشجویان بلوچ صورت گرفته و برای این منظور از نظریه زمینه ای استفاده شده است. مشارکت کنندگان دانشجویان بلوچ مقطع ارشد و دکتری دانشگاه های دولتی هستند. داده ها به کمک مصاحبه عمیق به دست آمد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد که نتیجه تحلیل آن ها دستیابی به پنج مقوله و یک مقوله هسته است. مقولات محوری عبارت اند از: ناهمسازی مذهبی و هویت حاشیه ای، نپذیرفتن بوروکراتیک، دفع دیوانسالارانه هویت بلوچی، نقش بازنمایی منفی رسانه ها در برساخت هویت حاشیه ای، مکان مندی نامطلوب، نقش جغرافیا در برساخت هویت حاشیه ای، مشروعیت یافتگی حاشیه ای شدن و نقش قانون در برساخت هویت حاشیه ای. مقوله هسته نیز عبارت است از هویت حاشیه ای و برساخت هویت اجتماعی حاشیه ای. یافته ها نشان می دهند بستری مانند موقعیت مذهبی قوم بلوچ، شکاف قومی و مذهبی در استان، موقعیت جغرافیایی نامطلوب و در کنار شرایطی مثل مذهب به مثابه مبانی سیاست، تبعیض قومیتی، واپس رانی اداری و مدیریتی، بازنمایی های منفی رسانه ای، مشروعیت بخشی قانونی، قرارگیری در مرز، دوری از مرکز و احساس عدم توزیع عادلانه امکانات سبب برساخت هویت حاشیه ای در میان دانشجویان بلوچ شده است.
    کلیدواژگان: حاشیه شدگی هویتی، دانشجویان بلوچ، طرد هویتی، فرایند برساخت هویت، نظریه زمینه ای، هویت حاشیه ای
  • افسانه قاسمی، پیام روشنفکر، آرزو مهرابی، بردیا فرجی، مروئه وامقی* صفحات 87-114
    کودکان خیابانی در شهر کرمانشاه مانند کودکان بسیاری از مراکز استان های کشور به کار و زندگی می پردازند. برای ایجاد هر تغییری در وضعیت این کودکان نخست باید به ارزیابی این وضعیت و عوامل مرتبط با خیابانی شدن آن ها پرداخت. در این پژوهش کمی و کیفی، ویژگی های جمعیت شناختی و کار کودکان خیابانی بررسی شده است. این پژوهش بخشی از مطالعه ارزیابی سریع در شش شهر کشور است که در سال 1395-1396 در دو فاز کیفی و کمی در شهر کرمانشاه انجام شد. در بخش کیفی با نمونه گیری هدفمند، 19 مصاحبه فردی با مطلعان کلیدی و 9 بحث گروهی با استفاده از پرسشنامه های نیمه ساختاریافته با کودکان خیابانی صورت گرفت. سپس در بخش کمی، پس از شناسایی 54 پاتوق خیابانی کار کودکان با استفاده از نمونه گیری زمان-مکان و پرسشنامه، اطلاعات 64 کودک خیابانی در پاتوق های کار کودکان در خیابان جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج نشان می دهد کودکان خیابانی شهر کرمانشاه عمدتا پسر (2/92 درصد) و از نظر ترکیب ملیتی-قومی همگی ایرانی هستند که به سه قوم لک، کولی و کرد تعلق دارند. اغلب کودکان خیابانی (3/81 درصد) نزد خانواده و بستگان زندگی می کنند. حدود نیمی از این والدین طلاق گرفته اند (6/26 درصد) یا یکی از آن ها فوت شده است (28 درصد). پدران بیشتر این کودکان بی سواد (3/20 درصد) یا کم سواد (7/79 درصد) هستند و حدود 78 درصد آن ها بیکارند. اعتیاد از مشکلات شایع میان خانواده های این کودکان است و حدود 70 درصد پدران، مصرف کننده فعلی یا قبلی مواد بوده اند. همچنین حدود 60 درصد کودکان تحصیل نمی کنند و بیشتر به مشاغل خرد مانند دست فروشی (86 درصد) می پردازند، اما حدود 36 درصد آنان به جمع آوری ضایعات مشغول اند. مهم ترین دلیل کارکردن کودکان، کمک به معیشت خانواده (70 درصد)، اجبار خانواده (68 درصد) و بی سرپرستی (14 درصد) است. این کودکان در معرض مشکلات متعددی در خیابان قرار دارند که شایع ترین آن تحمل سرما و گرمای شدید، گرسنگی و توهین و کتک خوردن از ماموران و مردم است. کودکان خیابانی کرمانشاه به خانواده هایی با شرایط بسیار نامطلوب اجتماعی-اقتصادی تعلق دارند. توجه به نیازهای اولیه و ضروری این خانواده ها و کاهش و کنترل وضعیت اعتیاد و بیکاری سرپرستان خانواده، برای کاهش کار کودکان در خیابان ضروری به نظر می رسد. به علاوه وجود مراکزی که کودکان در طول روز برای استفاده از غذای گرم و محافظت از سرما به آن مراجعه کنند، همچنین ممانعت از برخوردهای نامطلوب ماموران جمع آوری با کودکان از موارد لازم برای بهبود شرایط کودکان خیابانی است.
    کلیدواژگان: ارزیابی سریع وضعیت، ایران، کار کودک، کرمانشاه، کودکان خیابانی
  • سید علیرضا افشانی*، ندا جواهرچیان، منصور حقیقتیان صفحات 115-143
    پژوهش حاضر به مطالعه چگونگی ابراز خود در میان میکرواینفلوئنسرهای اینستاگرامی شهر یزد پرداخته است. برای این منظور از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای، همچنین نمونه گیری نظری و هدفمند استفاده شد. فرایند نمونه گیری نظری تا اشباع داده ها ادامه یافت. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل و یافته ها در قالب خط داستان (شامل 25 مقوله اصلی و 1 مقوله هسته) و مدل پارادایمی ارائه شدند. به طورکلی روایت های میکرواینفلوئنسرها از ابراز خود نشان دهنده این واقعیت است که آن ها با استفاده از پایگاه مجازی و انگیزه های متعالی خود، همچنین در فضای آنومیک هنجاری جامعه، تجربه خودرهابخشی مجازی شان را با پویایی های متفاوتی همراه می کنند. چنین وضعیتی جهان ذهنی و عینی مشارکت کنندگان را درگیر می کند و دنیای آنان پروبلماتیک می شود. به عبارت دیگر خودرهابخشی آنان در مواجهه با مخاطبان چند هزار نفره آنان به طور مداوم دست کاری می شود و آن ها را وادار می کند تا راهبردهای خود را در مواجهه با این مخاطبان بازاندیشی کند.
    کلیدواژگان: اینستاگرام، ابراز خود، خودرهابخشی، شهر یزد، میکرواینفلوئنسر
  • فاطمه امامی، افسانه توسلی* صفحات 145-173
    تبدیل خواهی جنسی اختلالی در هویت جنسی به شمار می آید. تبدیل خواهان جنسی خود را به گروه جنس مخالف متعلق می دانند، از وضعیت جنسی-بدنی خود راضی نیستند و می کوشند با استفاده از هورمون ها و عمل های جراحی، خود را به وضعیت دلخواه نزدیک کنند. هدف این مقاله «بررسی ابعاد سیطره جنسیت بر زندگی تبدیل خواهان جنسی» است. برای این منظور، با دوازده نفر از این افراد (شش نفر زن به مرد و شش نفر مرد به زن) مصاحبه عمیق ساختاریافته صورت گرفت و نتایج با نظریه زمینه ای با استفاده از جداول کدگذاری داده ها تحلیل شد. یافته های این پژوهش شامل سه تم اصلی و چهل ویک تم فرعی است. عبارت های معنایی تم های اصلی به دست آمده شامل واکنش خانواده در برابر تبدیل خواهی جنسی، نمود بیرونی تبدیل خواهی در آینه کنش متقابل اجتماعی و تجربه «داغ ننگ» به دلیل تبدیل خواهی جنسی است. مقایسه نتایج دو گروه از تبدیل خواهان، بیان کننده سیطره جنسیت بر هر دو گروه از آنان به شکلی متفاوت است؛ تبدیل خواهان MtF فشار اجتماعی بیشتری از FtM دارند: دخترسرشتان با طرد اجتماعی و بایکوت مالی بیشتری مواجهند؛ زیرا پذیرش «مردی که می خواهد زن شود» به مراتب دشوارتر است از پذیرش «زنی که می خواهد مرد شود». بدین ترتیب شرم آور تلقی شدن رفتارهای یک تبدیل خواه در میان دخترسرشتان بیشتر گزارش شده است؛ زیرا دربردارنده از دست رفتن «مردانگی مورد افتخار» است که می توان آن ها را نوعی بازتولید گفتمان «مردسالاری» تلقی کرد.
    کلیدواژگان: تبدیل خواهی جنسی، تغییر جنسیت، روش زمینه ای، سیطره جنسیت
  • بهشته محمدی، محمود شارع پور* صفحات 175-197
    شهر آرمانی، شهری است که به بهترین وجه با استفاده از قدرت فناوری مدرن، به ارتباطاتی سازنده میان افراد حاضر در فضاهای باز شهری می پردازد. جوانان با داشتن ارتباطات مفید در شهر می توانند به انواع نیازهای خود در دوره جوانی پاسخ دهند. هدف این مقاله بررسی میزان تاثیر فضای پیاده روهای شهری بر برطرف شدن نیازهای جوانان در این فضاست. پژوهش حاضر پیمایشی است که جامعه آماری آن شامل تمامی جوانان 15-29 سال شهر آمل است. با استفاده از فرمول کوکران نیز 300 نمونه انتخاب شده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. در بررسی متغیرهای زمینه ای، جنس و میزان تحصیلات با ارتباطات اجتماعی در فضای پیاده رو رابطه معناداری دارد. سن نیز بر دو بعد ارتباطات اجتماعی و اوقات فراغت موثر است. همچنین وضعیت تاهل بر بعد اوقات فراغت در فضای پیاده رو تاثیر می گذارد؛ به طوری که افراد مجرد، از این فضا برای فراغت خود بیشتر استفاده می کنند. نتایج نشان می دهد پایگاه اقتصادی-اجتماعی بر میزان ارتباطات اجتماعی تاثیرگذار است. سرمایه فرهنگی افراد بر بعد اوقات فراغت و ویژگی محیطی فضای پیاده روها معنادار است. همچنین میزان سرمایه اجتماعی، میزان استفاده از فضا و مطلوبیت فضایی بر میزان ارتباطات اجتماعی، احساس امنیت و نگرش جوانان درمورد ویژگی محیطی این فضا تاثیرگذار است.
    کلیدواژگان: احساس امنیت، ارتباطات اجتماعی، اوقات فراغت، حیات اجتماعی جوانان، فضای پیاده روها، ویژگی محیطی و امکانات
  • حسین ایمانی جاجرمی، مهدی مسعودیان* صفحات 199-222
    طرح مسکن مهر در ایران بزرگ ترین اقدام مداخله ای دولت در حوزه مسکن پس از انقلاب اسلامی شناخته می شود که با هدف کمک به تامین مسکن اقشار کم درآمد اجرا شده است. از آنجا که مطالعه ارتباط میان نتایج سیاست گذاری های ساخت و تولید مسکن انبوه و مناسبات اجتماعی حاصل از آن در ایران چندان مدنظر قرار نگرفته است، پژوهش حاضر مطالعه ای جدید محسوب می شود. هدف این مقاله، پاسخ های احتمالی به این پرسش است که زیستن در مسکن مهر چه تجربه ها و پیامدهای اجتماعی دارد. این پژوهش اکتشافی با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون، به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته است. داده ها به کمک مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ساکنان مسکن مهرشهر جدید صدرا جمع آوری شده اند. یافته های پژوهش شامل پنج مضمون اصلی فضای اردوگاهی، احساس طردشدگی، بی اعتمادی نهادی، تقابل فرهنگی و برچسب «مسکن مهری» هستند. نتایج نشان می دهد دولت در پروژه مسکن مهر به واسطه نوع فضایی که تولید کرده، شرایط بازتعریف ساکنان مسکن مهر را به وجود آورده است. بازتعریف صورت گرفته موجب برساخت برچسب مسکن مهری شده است که با عناصری از احساس طرد، تحقیر و تبعیض، زمینه تشدید و بازتولید نابرابری اجتماعی را فراهم کرده است. بیم آن می رود که این بازتعریف طی فرایند نهادینه شدن، شکاف اجتماعی-فضایی میان ساکنان شهرهای جدید را بیشتر کند.
    کلیدواژگان: شهر جدید، طرد اجتماعی، فضای اردوگاهی، مسکن مهر، نابرابری اجتماعی
|
  • Hossein Daneshmehr *, Rashid Ahmadrash, Alireza Karimi Pages 1-32
    The present research is carried out in a qualitative tradition using the grounded theory and seeks to answer the fundamental question that how the stakeholders of the source of water transfer (Zab river) understand and realize the phenomenon of water transfer to Lake Urmia and from their perspective, how do the conditions, interactions and consequences of this situation are represented. For collecting and analyzing data, deep interviewing technique (22 interviews) and group discussions (8 group discussions) were used by using purposeful sampling. The results are categorized in the form of the original 90 concepts, 13 core concepts and a nuclear category. The key categories are: the transformation of the livelihood of the people at the origin, the increase of ethnic sensitivities, the prosperity of agriculture in the land of the water transmission route, irreparable damage to agriculture, biological problems and leaving rural areas in the origin, the drying of Lake Urmia, health threats, changing the pattern of cultivation, Security attitudes to the phenomenon of water transfer, land price change, ethnic divergence, mediatorial look at transfer, environmental strategy, the escalation of poverty at original areas and the cost of the transfer process. The central core of which other categories are formed around it, and the theoretical model based on it, is the risks and consequences of the transfer of water, which has been interpreted in the course of the story. Research findings indicate that residents of the study area are sensitive to the inter-basin water transfer phenomenon and regard water as a political commodity, which could become the source of serious conflicts in the region. It seems that the issue of water transfer before being a technical issue it carries social and cultural issues that neglect of this issue, while jeopardizing heavy investments in this area, it may cause economic, Social, political and security consequences.
    Keywords: water transition, Zab river, Urmia Lake, &quot, Grounded Theory&quot, sustainable local development
  • Yaghoub Ahmadi *, Parvin Alipoor Pages 33-57
    this paper examines the mechanism that influences the behavior of citizen participation through the use of mass media. The research method is descriptive-analytic correlation type. In terms of controlling the status of the research, a survey is a cross-sectional (second half of 1396). The statistical population of the study was citizens aged 18 years and above the multi-city areas of Sanandaj. The size of the sample was determined according to the maximum dispersion and error rate of 5% based on the Cochran formula. 384 persons were selected and the sampling was done by multi-stage cluster sampling. The descriptive results of the study indicate that the respondents in the cyberspace have a high presence and high rank of respondents in the audiences' behavior and, to some extent, in moderate behaviors (such as voting, launching a political debate, trying to persuade another to vote in a particular way, etc.) Mediocre behaviors (such as attending a political gathering, financial support for a political or nominee, contact with political officials, etc.). Also, the results indicate a significant and direct relationship between online social capital and political participation in the three dimensions, especially its moderate (0.564). In addition, the results of the study indicated that the rational choice variable (reducing the cost of participation, time, and increasing opportunities) was a mediating variable in the interface between presence in cyberspace and political participation, and the sum of these two variables was about 45% of the variation of variables Political participation has been explained.
    Keywords: Social capital, cyberspace, rational choice, participation, Social Networks
  • Abdollatif Karevani *, Esfandiyar Ghafarinasab, Habib Ahmadi, Mansour Tabiee Pages 59-85
    The purpose of this study was qualitative explore processes of social identity construction among Baloch students at state universities. In this research, grounded theory has been used as one of the qualitative research methods. The research participants were Masters and Ph.D. Baloch students at state universities. Data are obtained through in-depth interviews. Interviews continued to reach theoretical saturation in the various interviewed subjects. Data analysis was performed using open, axial, and selective coding, which is a type of coding specifically for grounded theory. The result of data analysis is the achievement of five categories and a core category. The categories are: Religious dissonance and marginalized identity, Bureaucratic rejection; Bureaucratic Removal of Baloch identity, The role of negative media representation in building marginal identity, Undesirable location; the role of geography in the construction of marginalized identity and Legitimacy of marginalization; the role of law in the construction of marginalized identity. The core category is also marginalized identity; the construction of marginalized social identity. The findings also showed that the context and sources such as the religious situation of the Baloch people, the ethnic and religious gap in the province, the unfavorable geographical location, along with conditions such as religion as the basis of politics, ethnic discrimination, administrative and managerial reversal, negative media representations, legitimacy Legislation, Being on the border, distance from the center, and the feeling of a lack of fair distribution of facilities have created a marginalized identity among Baloch students.
    Keywords: The process of Identity Construction, &quot, Grounded Theory&quot, Baloch Students, Exclusions of Identity, Marginalized Identity
  • Afsaneh Ghasemi, Payam Roshanfekr, Arezoo Mehrabi, Bardia Faraji, Marve Vameghi * Pages 87-114
    This study is part of a rapid assessment and response study in six cities of the country, which was conducted in Kermanshah, Iran in 1994-1996 in two qualitative and quantitative phases. In the qualitative section with targeted sampling, 19 individual interviews with key information and 9 group discussions were conducted using semi-structured questionnaires with street children. Then, in a little section after identifying 54 children's street hangouts, through time-space sampling, using a questionnaire, 64 street children were gathered in street children's hangouts. Qualitative content analysis was used to analyze data in the qualitative section.
    Results
    The results showed that street children in Kermanshah are mostly boys (92.2%), and in terms of national-ethnic composition, they are all Iranian and belong to the three tribes of Lak, Koli and Kurd. Most street children (81.3%) live in families and relatives, but about half of parents have divorced parents (26.6%) or one of them died (28%). Fathers are often illiterate (20.3%) or less literate (79.7%), and about 78% of them are unemployed. Addiction is one of the most common problems among the families of these children, and about 70% of the current or past consumer fathers of the material. Also, about 60 percent of children are out of school and often pay for small businesses such as handicrafts (86 percent), but about 36 percent of children are busy collecting waste.The most important cause of working for children is family support (70%), family coercion (68%) and neglected (14%).
    Keywords: &quot, Rapid assessment&quot, &quot, Kermanshah&quot, &quot, street children&quot, &quot, child labor&quot, Family
  • Seyedalireza Afshani *, Neda Javaherchian, Mnsoor Haghighatian Pages 115-143
    The present study attempts to study that how to express itself among micro influencers. Using the qualitative approach and grounded method, micro influencers were selected and studied using theoretical and objective sampling. Sampling continued until the researchers concluded that new information would be the repetition of the former information. Data collected through the study of sources and interviews with experts and technical notes. After refining the initial code (combining overlap and exemplifier codes), the findings were presented in the form of a story line (including 25 main categories and one core category) and a paradigmatic model. The research paradigm model represents the flow of processes and activities that have occurred in the context of the study. Generally Micro-influenced stories from expressing yourself Indicates this fact that they through the virtual base and their transcendental motives and in the context of the normative anomy of society their own virtualization experience comes with different dynamics. Such a situation involves the subjective and objective world of the participants, and their world becomes problematical. In other words, their self-emancipation is constantly being manipulated in the face of the audience of several thousand, and it forces them to rethink their strategies in confronting these audiences.
    Keywords: Self-expression, Self-emancipation, Micro-Influencer, Instagram, Yazd city
  • Fatemeh Emami, Afsaneh Tavassoli * Pages 145-173
    Transsexuality is a disorder in gender identity. Transsexuals belong themselves to the opposite gender. They discomfort with own sexual-physical condition and they try to change for a better and more desirable situation by taking hormones and performing surgeries. The main goal of this thesis is “to study the aspect of gender domination in transsexuals’ lives”. To reach this goal, twelve transsexuals (six FtM and six MtF), were conducted a structured in-depth interview. The results were analyzed using grounded theory and were categorized to sixteen main themes through data coding table. The results include 3 primary themes and 43 secondary themes. The main themes contain family reaction to transsexuality, social interaction and stigma because of transsexuality. The comparison of between two groups of transsexuals shows the gender domination on the experience of them but in a difference way: MtFs report more social pressure than FtMs. Female-natured boys confront a more intense social rejection and financial boycott because it is more difficult to accept a man who wishes to be a woman than a woman who is willing to be a man. Therefore the behaviors of a transsexual are regarded as shameful more vastly among female-natured. The reason is, it resembles losing “manly honor” that could be regarded as a kind of regeneration of “masculinity statement”.
    Keywords: transsexuality, sex change, grounded theory, gender domination, GID
  • Beheshte Mohammadi, Mahmoud Sharepour * Pages 175-197
    Utopia is a city which makes an effective relationship between people in open spaces exploiting the power of modern technology. The youth can meet their needs during their adolescence by having useful relationships in the city. The purpose of this Article is to investigate the youth’s social communications and fulfill their needs in pavements space.This research was conducted as a survey research. Population in this research was all the 15-29 year-old youth in Amol. 300 samples were chosen by using Kokran formula. Data gathered was through questionnaire. For this space, four dimensions (social relationships, leisure time, safe feeling, environmental features and facilities) were investigated. In investigating background variables, Gender and educational level have a significant relationship with social communication in the pavement space. Age has been effective in two dimensions of social communication and leisure. Also, the marital status is affected On the dimension leisure time in the pavement space in that way single people more use in this space for their leisure. In this research, five independent variables were measured with four dimensions of pavement space, that including social-economic base, cultural capital, social capital, range of space utilization and utility of the space is used. results show that social-economic base affects the social communication.
    Keywords: pavements space, Youth Social Life, social relationships, leisure time, safe feeling, environmental features, facilities
  • Hossein Imani Jajarmi, Mahdi Masoudian * Pages 199-222
    Mehr Housing Project is known as the most extensive intervention of government in housing development after the Islamic revolution in Iran. The goal was to provide about 2 million affordable housing for low-income groups or nine percent of urban population. The policy seemed to seek to improve the housing situation of low-income groups. However, the relationship between housing development policies and social practices, resulting from those policies, has not been adequately explored so far. The purpose of the study, therefore, is to address the lived experiences of inhabitants in Mehr Housing areas precisely. Moreover, the paper aims to answer the following questions: by living in such housing, what experiences could we explore in the life of those inhabitants? And how experiences could be linked to the social inequalities? This research employs an exploratory orientation, which is based on a qualitative approach and data analyzing also is conducted through a thematic technique. Our data were collected by in-depth semi-structured interviews with some residents of Mehr housing in the Sadra new town near Shiraz, Iran. The findings of this study consist of five main themes including (a) the feeling of living in a camp; (b) the feelings of rejection and exclusion; (c) institutional distrust; (d) cultural confrontation and stigma. Our thematic findings are supported by the reality of low-quality architecture and the scarcity of residential facilities. This situation will lead to a polarized social and spatial city. A different result from what was propagated by the government.
    Keywords: social inequality, the Mehr housing project, social exclusion, housing policy, New Town