فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 4 (پیاپی 44، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/10/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سید حسین سراج زاده*، کرم حبیب پورگتابی صفحات 1-31
    خوابگاه دانشجویی به عنوان فضایی اجتماعی و فرهنگی، نقش مهمی در رضایت دانشجویان از دانشگاه و آموزش عالی ازیک سو و عملکرد آموزشی آن ها ازسوی دیگر دارد. به همین سبب، درک شرایط زندگی خوابگاهی و تدبیر برای بهبود آن ضروری به نظر می رسد. مقاله حاضر ضمن مفهوم سازی کیفیت زندگی خوابگاهی، با استفاده از روش پیمایش و فن پرسش نامه، به بررسی کیفیت زندگی خوابگاهی 2500 نفر از دانشجویان خوابگاهی دختر در 10 منطقه دانشگاهی و 22 دانشگاه کشور پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که در بعد رفاهی، دانشجویان از امکانات رفاهی اتاق، ساختمان و خوابگاه، امکانات فرهنگی در خوابگاه، و امکانات رفاهی کالبدی خوابگاه ناراضی بوده اند. در بعد فرهنگی، ازیک سو دانشجویان از فعالیت ها و برنامه های فرهنگی در خوابگاه ناراضی بوده اند و ازسوی دیگر، از وقت فراغت آنان به گونه ای مطلوب استفاده نمی شود. در بعد اجتماعی، جنس آسیب های اجتماعی برای دختران، بیشتر مربوط به امر جنسی و از نوع روابط دوستی بود (رابطه دوستی، رابطه جنسی، و پارتی). شایع ترین مواد دخانی مصرفی بین دانشجویان، ابتدا قلیان و سپس سیگار، مشروبات الکلی، مواد مخدر، و پیپ بود. بسیاری از دانشجویان از دامنه زمانی رفت وآمد در خوابگاه، ناراضی بودند و روی هم رفته، رضایت دانشجویان از کیفیت ذهنی زندگی خوابگاهی، چه در شکل شهودی و چه در شکل منطقی آن، پایین بود. نتایج به دست آمده، نشان دهنده پایین بودن کیفیت زندگی عینی در سطح خوابگاه های دانشجویی دختران است که به نوبه خود، بر کیفیت ذهنی آن ها نیز تاثیر گذاشته است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، کیفیت زندگی خوابگاهی، قلمروهای ذهنی و عینی
  • زهرا محمدی* صفحات 33-54
    دانشگاه به مثابه فضای فرهنگی اجتماعی ای است که روابط نسلی، به صورت درون نسلی و میان نسلی در آن جریان می یابد و بر مدیریت، برنامه ریزی، یاددهی یادگیری، و تحقیق و خدمات تخصصی در آن تاثیر می گذارد؛ بنابراین، مطالعه نسلی در فضای دانشگاهی ضرورت پیدا می کند. این پژوهش با هدف نسل بندی دانشگاهیان ایران و مقایسه با نسل بندی موجود در جهان انجام شده است تا ویژگی های اجتماعی هر نسل را در زیست بوم خودش بررسی کند. پژوهش به روش مطالعه اسنادی و استدلال تحلیلی انجام شده است. در مباحث نظری، پنج نسل ایرانی متناظر با پنج نسل جهان معاصر قابل پی جویی هستند؛ نسل نخست، نسل کهنه سربازان/ نسل مشروطه ایران؛ نسل دوم، نسل بومر/ نسل ناسیونالیسم ایرانی؛ نسل سوم، نسل X/ نسل نوسازی در ایران؛ نسل چهارم، نسل y یا هزاره/ نسل انقلاب اسلامی؛ و نسل پنجم، نسل Z یا نت/ نسل پساانقلاب. نسل نخست، با هنجارهای مرتونی و سنت اقامت در دانشگاه نخبه گرا آشنا است؛ نسل دوم، با رشد هنجارهای سیاسی در کنار هنجارهای غالب علمی روبه رو است؛ نسل سوم، رشد سیاست و ایدئولوژی در کنار علم آموزی و سپس، غلبه آن را تجربه کرده است؛ در نسل چهارم، رشد کمی آغاز شده و چرخش از آموزش به پژوهش و علم سبک دو است؛ در نسل پنجم، دانش، کالایی و تجاری شده و چرخشی از پژوهش به کارآفرینی همراه با کاهش سنت اقامت رخ داده است. نتیجه اینکه، تفاوت های جدی در ویژگی های نسل های پنج گانه در قرن اخیر، موجب شده است که این نسل های متفاوت نتوانند با هم زندگی خلاق و موثر دانشگاهی را تجربه کنند.
    کلیدواژگان: نسل بندی دانشگاهیان، مناسبات میان نسلی، ویژگی های نسلی، فضای دانشگاهی، زندگی دانشگاهی
  • نعمت الله موسی پور، لیلا فلاحتی، مهدی مزینانی* صفحات 55-88
    حوزه مدیریت در نظام آموزش عالی از نخستین حوزه هایی است که ارتباط گیری با دانشجویان و فرایند شکل دهی به ذهنیت آن ها را آغاز می کند. مطالعه این فرایند از دو جنبه ممکن و مهم است: آنچه مدیران، اراده می کنند؛ آنچه مخاطبان برداشت می کنند. اهمیت جنبه دوم، از منظر سیاست گذاری فرهنگی به عنوان لازمه اجرای سیاست ها، جایگاه ذی نفعان در فرایند سیاست گذاری، زمینه سازی برای بهبود سیاست ها، و تنظیم پیشنهادهای سیاستی، همیشگی و محوری است. مقاله حاضر در پی کاوش و بازشناسی نظری دیدگاه و خوانشی است که دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان در مورد مدیریت فرهنگی دانشگاه، به عنوان زیرنظامی از نظام مدیریت دانشگاه، دارند. داده های لازم از طریق روش های مشاهده مشارکتی (مشارکت کننده در نقش مشاهده گر) و مصاحبه (روش هدایت کلیات) گردآوری شده اند. در مصاحبه، 35 نفر از دانشجویان (19 دختر و 16 پسر) و 5 نفر از مدیران فرهنگی دانشگاه، با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. مصاحبه ها با روش نظام دار (منسوب به استراوس و کوربین) در 4 سطح، تحلیل شدند. در جریان تحلیل، 109 مفهوم، 15 مقوله، و 5 مقوله عمده پدیدار شدند که درنهایت به نظر پژوهشگران، برسازنده سبکی از مدیریت بومی فرهنگی ایرانی، به نام پدرسالاری فرهنگی، هستند. این نوع از مدیریت، در حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی، مبتنی بر برنامه ریزی عمودی، تک بعدی، و تک جنسیتی، در حوزه هدایت و هماهنگی، مبتنی بر غیرسازی، و در حوزه پایش و نظارت، مبتنی بر نگاهبانی و مراقبت است. سلوک پدرانه، امتیازی است که می تواند این سبک مدیریتی را تعالی بخش، کارآمد، مطلوب، و ارزنده معرفی کند.
    کلیدواژگان: پدرسالاری، مدیریت فرهنگی، سیاست گذاری فرهنگی، نظام تربیت معلم
  • محبوبه پاک نیا*، مهدیس صادقی پویا صفحات 89-112
    این مقاله در پی بازنمایی شاخص زبانی جنسیت در بلندترین رمان فارسی، یعنی کلیدر، است. عنصر جنسیت در این رمان که زندگی عشایر شمال شرق کشور را به تصویر کشیده است به وضوح دیده می شود. نویسنده برای زن کوچ نشین، جایگاهی استثنائی قائل شده است؛ زنی که در زندگی عشایری، نقش اساسی ای بازی می کند، اما تحت تاثیر کلیشه های جنسیتی، فرودست به شمار می آید. در این مقاله که برگرفته از یک کار پژوهشی است، شاخص زبانی جنسیت به روش نقد ادبی زنانه نگر بازنمایی شده است. پرسش اصلی مقاله این است که برخورد رمان کلیدر با موضوع زن چگونه است؟ یافته اصلی مقاله حاضر این است که رمان کلیدر در رویارویی با زنان، رفتار دوگانه ای دارد؛ ازیک سو سرشار است از الفاظ، ضرب المثل ها، و موضع گیری های شخصیت های داستان در ضمن گفت و گوها که زنان و جنس زن را گاه به کنایه و گاهی به صریح ترین وجه تحقیر می کند، و از سوی دیگر، از بسیاری از قهرمانان زن خود شخصیت های نیرومند و موثری می پردازد؛ به گونه ای که خواننده تحت تاثیر نقش فعال و شخصیت های کارآمد آن ها قرار می گیرد. این امر تاحدودی ناشی از فضای عشایری داستان است که در آن زنان به ناگزیر در زندگی، به ویژه در اقتصاد خانوار، نقش مهمی دارند. روش انجام پژوهش، تحلیل متن به روش نقد ادبی است که از دغدغه های زنانه نگری الهام گرفته است.
    کلیدواژگان: ادبیات، جنسیت، زبان، عشایر، نقد ادبی فمینیستی
  • سیدمجید حسینی، احسان فرزانه* صفحات 113-139
    برمبنای نظریه و روش تحلیل گفتمان، بین معرفت و فرایندهای اجتماعی و تاریخی، پیوند ناگسستنی وجود دارد. فرایندهای اجتماعی و تاریخی، شیوه های فهم انسان ها از جهان را خلق و دگرگون می کنند و ازسوی دیگر، از طریق شیوه های فهم جهان، هدایت می شوند. براین اساس، آثار ادبی و هنری، در خلا تولید نمی شوند و با متن و بستر اجتماعی و تاریخی خود رابطه ای دوسویه دارند. در مقاله حاضر، گفتمانی که در سال های پایانی دهه 1380 در فضای شعر کشور هژمون شده است، با واکاوی اشعار علیرضا آذر به عنوان یکی از مطرح ترین عرضه کنندگان این گفتمان بررسی می شود و مولفه های چهارگانه آن (آرمان گریزی، ناامیدی، شخص محوری، و میل به خودکشی و انهدام خویشتن) در ارتباط با تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، تبیین می شود. تحلیل انتقادی به روش نورمن فرکلاف، چرایی و چگونگی مفصل بندی جهان به گونه ای خاص را در گفتمان اخیر توضیح می دهد و کارکرد ایدئولوژیک آن را در جاودانه نشان دادن مفاهیم محدود تاریخی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، نورمن فرکلاف، علیرضا آذر، شعر دهه هشتاد
  • رضا سرحدی قهری*، مهدی نجف زاده صفحات 141-174
    نشانه شناسی، علم مطالعه نظام های نشانه ای و درواقع، فرایندی تاویلی برای فهم حقیقت پنهان در پس علائم، رمزها، و نشانه ها و نمادهای فرهنگی است. افزون براین، نشانه شناسی به ما می گوید که ساختارها می توانند معنادار باشند؛ به گونه ای که ساختارها مبنایی نشانه ای دارند و به صورت یک نظام عمل می کنند. در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز این ساختارها بسیار گسترده هستند. نظام نشانه ای در جمهوری اسلامی ایران به دلیل خلق یک هویت شیعی جدید و اسلام سیاسی، اهمیت فراوانی دارد. مقاله حاضر از طریق روش ترکیبی تحلیل محتوا و نشانه شناسی، فرایند گذار از نشانه های سیاسی به نشانه های اجتماعی را در تمبرهای بین سال های 1389-1357 به مثابه یکی از ابزارهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، بررسی کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهد، فرایند تغییر نمادهای گنجانده شده بر روی تمبرها بین سال های 1389-1357 حکایت از این دارد که نشان های مشروعیتی جمهوری اسلامی ایران بر روی تمبرها، از حکمرانان به جامعه و از سیاسی به اجتماعی گذر کرده اند.
    کلیدواژگان: جمهوری اسلامی ایران، نشانه شناسی، تمبر، نظام نشانه ای، نشانه های اجتماعی
|
  • S. H. Serajzadeh *, K. Habibpour Gatabi Pages 1-31
    Student dormitory as a social and cultural space plays an important role in students' satisfaction from university and higher education and their educational performance, which is why understanding the living conditions of dormitories and their management is necessary to improve it. The present article, while conceptualizing the quality of dormitory life, uses survey method and questionnaire technique to study the quality of dormitory life among 2500 students in 10 university districts and 22 universities in the country. The findings showed that in the welfare dimension, students were dissatisfied with the facilities of the room, the building and the dormitory, the cultural facilities and the physical welfare facilities. In the cultural dimension, on the one hand, students were dissatisfied with the cultural activities and programs in the dormitory, and on the other hand, they would not enjoy their leisure time. In the social dimension, the identity of social pathologies among girls was mainly related to sexuality and friendship relationships (friendship, sexual and party). The most commonly used tobacco products among students were first hookahs, followed by cigarettes, alcoholic beverages, drugs and pip. Many of them were dissatisfied with the time of traffic in the dormitory. In general, students' satisfaction with the subjective quality of dormitory life, both intuitively and in logical form, was low. The results indicate that there is a low level of quality of objective life in dormitories, which in turn affects their subjective quality.
    Keywords: Quality Of Life, Quality of dormitory life, Subjective, objective domains
  • Z. Mohammadi * Pages 33-54
    University is as a socio-cultural place in which generational relations flow intergenerational and within a same generation and it has effects on specialized services. The purpose of this research is to study the generations of Iranian academics and compare them with generations in the world to study the social characteristics of each generation in their ecosystems. The research method is documentary and analytical reasoning. In the theoretical discussions, there are five generations of Iranians corresponding to the five generations of the contemporary world; First generation: veterans/ Iranian constitutional generation; Second generation: Boomers/ the generation of Iranian nationalism; Third generation: generation X/ generation of modernization in Iran; Fourth generation: generation Y or Millennium/ Generation of Islamic Revolution; Fifth generation: Z or Net generation/ Generation of Post-Revolution. The first generation is familiar with the Mertonian norms and tradition of staying in an elite university. The second generation is accompanied by the growth of political norms and dominant scientific norms. The third generation is associated with the growth of politics and ideology along with learning science and then its conquest. In the fourth generation, growth has started, and the turn is from education to research and science two style sciences. In the fifth generation, knowledge has been a commodity and business, the rotation is from research to entrepreneurship along with a decline in the tradition of residence. The result is that the serious differences in the characteristics of the fifth generation in the last century have caused these different generations not be able to experience creative and effective academic lives.
    Keywords: academic generation, generational qualities, academic atmosphere, academic life
  • N. Mousapour, L. Falahati, M. Mazinani * Pages 55-88
    Semiotics is the science of studying the sign systems and, in fact, an interpretive process for understanding the hidden truth behind the signs, mysteries, and signs and cultural symbols. In addition, semiotics tells us that structures can be meaningful. The sign system in the Islamic Republic of Iran is very important because of the creation of a new Shiite identity. The present study examines the process of transition from political symbols to social symbols in the stamps between 1979- 2001 as a cultural instrument of the Islamic Republic of Iran through a combination of content analysis and semiotics. The findings of this study indicate that the process of changing the emblems on stamps between 1979- 2001 indicates that the Islamic Republic of Iran's legitimacy has shifted from rulers to society and from political to social.
    Keywords: Islamic Republic of Iran, Semiotics, stamps, semiotic system, social signs
  • M. Paknia *, M. Sadeghi Pouya Pages 89-112
    This article is to represent the linguistic indicators of gender in, Kalidar, the longest Persian novel. In this work of art, which is not so far from an anthropological report, women have an important and complicated place. Despite of a fundamental role they play in different aspects of daily life, Kalidar women are humiliated under literary gender clichés. The novel is full of proverbs and ironies which have been commonplace in vulgar Persian language for ridiculing and despising femininity. Our main question is: what is the place of women in Kalider from the point of view of a moderate feminism? And our hypothesis is that there is a paradoxical position for women in this novel. On one hand, they are represented as a source of life for men and for all of the family and thereby for the whole community, in some extent, because of the very particular life style of nomadic people, and on the other hand, they have a sense of insult and contempt, due to the general treatment whit women in almost every pre modern community. It means that those clichés have not been deducted from a low role of women in real life, but are constructed by a sexist culture.
    Keywords: Literature, Gender, Language, Nomads, feminist litrary criticism
  • S.M. Hosseini, E. Farzaneh * Pages 113-139
    The present paper attempts to shed light on a literary discourse which has been dominant in Iranian literature field since mid-1380's .The case study here is an Iranian poet, Alireza Azar whose poems have been defined through four characteristic features, namely anti-idealism, disappointment toward future, individualism, and death-oriented approach to life. Here we examine these features in relation to social and political changes in post-revolutionary Iran. In fact, Azar here serves as an exemplary model through which we can find out the correlations between social changes and the literary discourse. Considering that critical discourse inquires the relation between discourses and social context and goes beyond the historical limits and beliefs, it has been adopted as the method. Although there are different approaches in critical discourse, critical analysis of Norman Fairclough can conveniently explain how a certain notion of the world has been articulated. It understands any conceptual frameworks in its context, and challenges any absolute truths.
    Keywords: critical discourse analysis, Counter-Utopianism, poetry, engaged literature, Iran's Islamic revolution
  • R. Sarhaddi Ghahri *, M. Najafzadeh Pages 141-174
    Semiotics is the science of studying the sign systems and, in fact, an interpretive process for understanding the hidden truth behind the signs, mysteries, and signs and cultural symbols. In addition, semiotics tells us that structures can be meaningful. The sign system in the Islamic Republic of Iran is very important because of the creation of a new Shiite identity. The present study examines the process of transition from political symbols to social symbols in the stamps between 1979- 2001 as a cultural instrument of the Islamic Republic of Iran through a combination of content analysis and semiotics. The findings of this study indicate that the process of changing the emblems on stamps between 1979- 2001 indicates that the Islamic Republic of Iran's legitimacy has shifted from rulers to society and from political to social.
    Keywords: Islamic Republic of Iran, Semiotics, stamps, semiotic system, social signs