فهرست مطالب

پژوهش های ماهی شناسی کاربردی - سال هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • نادر شعبانی پور*، نیلوفر حقی صفحات 1-15
    در مطالعه حاضر ساختار شبکیه چشم شاهکولی (Alburnus chalcoides) در سه مرحله جنینی، لاروی و بالغ بررسی شده است. برای این منظور نمونه های بافتی از شبکیه شاهکولی بالغ و همچنین جنین و لارو آن با فواصل مشخص نمونه برداری شد. مطالعات بافت شناختی نشان داد که پریموردیوم بینایی 16 ساعت پس از لقاح (hAF16) از لایه اکتودرم ایجاد شد که پس از نمو و توسعه جام بینایی را به وجود آورد. جام بینایی اولیه همان شبکیه تمایز نیافته بود و قبل از ساعت hAF26 شروع به شکل گرفتن کرد. سلول های لایه اپیتلیوم رنگدانه دار اولین سلول هایی بودند که hAF36 از سایر سلول های شبکیه متمایز شدند و رنگدانه ها  حدود hAF68 نمایان شد. لاروها با شبکیه ای که بخش عمده آن تمایز نیافته بود تفریخ شدند (حدود hAF72). اولین سطح لایه بندی مشخص در لاروها 96 ساعت پس از تفریخ (DAH1) مشاهده شد که شامل پنج لایه لایه اپیتلیوم رنگدانه دار، لایه سلول های گیرنده نور ، لایه هسته دار داخلی، لایه مشبک داخلی و لایه سلول های گانگلیونی بود. لایه مشبک خارجی در hAF144 ( DAH3) قابل تشخیص شد و در اوایل روز DAH4 با تفکیک لایه سلول های گیرنده نور به دو لایه هسته دار خارجی و لایه گیرنده های نوری تقسیم شد. لایه بندی شبکیه قبل از تهی شدن کیسه زرده کامل شد. ترتیب لایه های شبکیه در شاهکولی بالغ مشابه لارو 4 روزه پس از تفریخ (168 ساعت پس از لقاح) بود. ضخامت لایه ها با هم متفاوت بودند به طوری که از ضخامت لایه هسته دار داخلی کاسته و بر ضخامت لایه گیرنده های نوری افزوده شد.
    کلیدواژگان: نمو، تفریخ، ماهی استخوانی، بافت، لایه سلولی
  • ابراهیم حسین نجدگرامی*، پیتر بوسیر صفحات 17-29
    پانصد و نود و دو بچه ماهی تاسماهی سیبری (g 9/0 ±1/11) به صورت تصادفی در 16 حوضچه فایبر گلاس 150 لیتری با تراکم 37 ماهی در هر حوضچه در 4 تیمار (کنترل، باکتریهای تجزیه کننده، 2% PHB و  ترکیب PHB و باکتریهای تجزیه کننده آن) و 4 تکرار به مدت 60 روز پرورش داده شدند. نتایج طرح نشان داد که استفاده از تیمارهای غذایی تاثیر معنی دار بر شاخص وزن نهایی در بچه ماهیان ندارد ولی استفاده از PHB و تیمار باکتری به طور معنی داری میزان ضریب تبدیل غذایی را کاهش می دهد (P<0.05). همچنین نتایج نشان داد که استفاده از تیمارهای غذایی، به طور معنی داری درصد چربی ماهیچه را نسبت به تیمار کنترل کاهش می دهد (P<0.05). فعالیت متابولیکی باکتریهای انتهای روده بچه ماهیان با روش مصرف اکسیژن بیوشیمایی (BOD5) و با استفاده از سیستم Oxitop® مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت pH محلول اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که بالاترین فعالیت متابولیکی باکتریها در تیمار PHB مشاهده شدکه با نتایج شاخصهای رشد همخوانی داشت. همچنین نتایج pH نشان داد که پایین ترین میزان آن در تیمارهای PHB و تیمار باکتری مشاهده شد که دارای اختلاف معنی دار با کنترل و چهارم بود (P<0.05).  با توجه به نتایج این طرح، استفاده از PHB و باکتریهای تجزیه کننده آن با توجه به تاثیرات مثبت آنها، می تواند یکی از گزینه های مورد بررسی برای صنعت آبزی پروری باشد.
    کلیدواژگان: پلی بتاهیدروکسی بوتیرات، تاسماهی سیبری، فعالیت متابولیکی، پریبیوتیک
  • فرزانه نوری*، فاطمه جعفری، ناصر آق، امیر توکمه چی صفحات 31-46

    این مطالعه به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف فسفولیپید بر ترکیب اسید چرب، محتوای چربی بدن و فعالیت آنزیم لیپاز در ماهی ازون برون ((Acipenser stellatus پس از تغذیه با سطوح مختلف لیستین ( منبع فسفولیپید ) انجام شد. ماهی ها با میانگین وزن اولیه 06/0 ± 25/11 گرم با هفت تیمار غذایی حاوی پروتئین و چربی یکسان و سطوح مختلف   لسیتین سویا به عنوان منبع فسفولیپید شامل صفر، 1، 2، 4، 6، 8 و 10 درصد به مدت 11 هفته در سطح اشباع تغذیه شدند. نتایج نشان داد که استفاده از  لسیتین سویا تا سطوح 10 درصد در جیره این ماهی باعث افزایش معنی داری در برخی از اسید های چرب از جمله C18:2N6، SFA ، MUFA و n-6 HUFA در بدن ماهی شده است(05/0 < P). اما در میزان EPA و DHA  تفاوت معنی دار مشاهده نشد. نتایج این مطالعه نشان داد تجمع چربی در بافت بدن تحت تاثیر نوع و محتوای چربی جیره می باشد ولی بیشترین میزان چربی در ماهیان تغذیه شده با 6 درصد لسیتین دیده شد. فعالیت آنزیم لیپاز در روده  ماهی ازون برون با افزایش لیستین جیره تا 4-2 درصد افزایش یافت . بنابراین می توان نتیجه گرفت که افزودن لسیتین به میزان  6 و 4 درصد به ترتیب سبب افزایش حداکثری اسید های SFA،  MUFAو n-6 HUFA و فعالیت انزیم لیپاز در این ماهی در این محدوده وزنی می گردد.
    کلیدواژگان: ماهی ازون برون، فسفولیپید، آنزیم لیپاز، چربی
  • علی خاکشور، محمدرضا کلباسی*، عبدالحسین شاهوردی صفحات 47-60
    سلنیوم ماده غذایی کمیاب و ضروری برای انسان ها و حیوانات می باشد که از عملکرد طبیعی ایمنی، تولیدمثل و سیستم عصبی حمایت و از بیماری های متعدد جلوگیری می نماید. این ماده کوفاکتور آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز است که از طریق کاهش رادیکال های آزاد باعث بهبود عملکرد رشد و تولید مثلی می شود. در این مطالعه تاثیر استفاده از سطوح مختلف سلنیوم آلی بر تغییرات بعضی از شاخص های آنتی اکسیدانی شامل ظرفیت آنتی اکسیدانی تام TAC و مالون دی آلدئید MDA  سرم خون مولدین ماهی طلایی و همچنین تاثیر آن بر کیفیت توسعه گنادی و شاخص های تولیدمثل شامل رشد و بازماندگی لاروی مورد برسی قرار گرفت. به این منظور تعداد 70 قطعه ماهی طلایی بالغ به مدت 8 هفته با سطوح صفر و 5/0 میلی گرم سلنیوم آلی (Sel-plex) درکیلوگرم غذا (افزوده شده به جیره تجاری بیومار) مورد تغذیه قرار گرفتند. سپس با تزریق هورمون HCG  بصورت مصنوعی تکثیر و لقاح انجام پذیرفت. نتایج تحقیق در تیمار سلنیوم موید آن است که میزان TAC در سرم خون مولدین افزایش یافته و میزان MDA  نیز کاهش معنی داری داشته است. همچنین مطالعات بافت شناسی نشان داد که در بافت بیضه مولدین تحت تیمار سلنیوم، مقادیر اسپرماتوزوآ بالغ بصورت معنی داری بیشتری از گروه شاهد بوده و در بافت تخمدان مولدین، رسیدگی جنسی در گروه شاهد در مرحله 2 و در گروه تحت تیمار در مرحله 5 بوده است. بعلاوه مقادیر لقاح 17/91%، بدشکلی 45/8% و بازماندگی87% در تیمار سلنیوم نسبت به گروه شاهد بهبود معنی داری را نشان داده است (05/0P<). بنابر این جیره حاویmg/kg  5/0 سلنیوم آلی در مولدین ماهی طلایی موجب بهبود کیفیت توسعه گنادی و شاخص های تولیدمثل مانند افزایش درصد لقاح و بازماندگی و کاهش بدشکلی لاروی در ماهی طلایی گردیده است.
    کلیدواژگان: سلنیوم آلی، شاخص های آنتی اکسیدانی، ماهی طلایی، توسعه گنادی، شاخص های تولیدمثل
  • مهسا محمودی خوش دره گی*، عبدالمجید حاجی مرادلو، بهروز دستار صفحات 61-84
    مطالعه ی حاضر با هدف تعیین سطح مناسب پروتئین جیره غذایی بچه ماهی کپور معمولی بر پایه فناوری بیوفلوک (Biofloc technology: BFT) انجام گردید. آزمایش بر اساس 4 تیمار بیوفلوکی (BFT) و یک تیمار شاهد (CW) و هر تیمار با سه تکرار طراحی شد. تعداد 450 قطعه بچه ماهی کپور معمولی با میانگین وزن 8/0±17 گرم در 15 تانک فایبرگلاسی ذخیره سازی شدند. ماهیان در تیمارهای بیوفلوکی با جیره های حاوی 23، 27، 31 و 35 درصد پروتئین خام تغذیه شدند. ملاس چغندر قند به عنوان ماده کربنی جهت توسعه بیوفلوک به آنها اضافه شد. در گروه شاهد، با آب شفاف و بدون بیوفلوک، بچه ماهیان از جیره با 35% پروتئین خام تغذیه شدند. با توجه به نتایج بدست آمده، افزایش وزن، نرخ رشد ویژه، رشد روزانه و ضریب بازدهی پروتئین در تیمار 31%-BFT و 27%-BFT بطور معنی داری از سایر تیمارها بالاتر بود (05/0 P<). میزان پروتئین جیره اثر معنی داری روی برخی از پارامترهای خون و بیوشیمیایی سرم (گلبولهای قرمز، گلبولهای سفید، هماتوکریت و هموگلوبین، پروتئین کل، آلبومین) در تیمارهای بیوفلوکی داشت و مقادیر آنها در تیمار 35%-BFT و 31%-BFT بطور معنی داری بالاتر از سایر تیمارها بود (05/0P<). نتایج این تحقیق نشان داد که وقتی بچه ماهی کپور معمولی در سیستم بیوفلوک پرورش می یابد، سطح پروتئین جیره می تواند از 35% به 27% کاهش یابد بدون اینکه اثری روی نرخ بقا، رشد، ضریب تبدیل غذایی و برخی پارامترهای خون و بیوشیمیایی سرم خون داشته باشد که نشان می دهد بیوفلوک توسعه یافته می تواند به تغذیه پروتئینی و سلامت فیزیولوژیکی ماهی کپور معمولی کمک کند.
    کلیدواژگان: کپور معمولی (Cyprinus carpio)، سیستم بیوفلوک، عملکرد رشد، پروتئین جیره، پارامترهای خونی
  • سیده زینب عابدی، سکینه یگانه*، فاطمه مرادیان، حسین اورجی صفحات 85-99
    مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر سطوح مختلف فیتاز تجاری (SMIZYME PHYTASE) در دو سطح 20 و 40 درصد سویا جایگزین پودر ماهی جیره غذایی بر رشد و ترکیبات لاشه ماهی قزل آلای رنگین کمان صورت گرفته است. جهت انجام آزمایش 300 قطعه بچه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزن اولیه 43/0±5/6 گرم به طور تصادفی در 18 آکواریوم (15 قطعه ماهی در هر آکواریوم) قرار گرفتند. به ازای هر تیمار سه تکرار در نظر گرفته شد. ماهیان به مدت هشت هفته به میزان 3 درصد وزن بدن تغذیه شدند. جهت آنالیز لاشه تعدادی ماهی به طور تصادفی انتخاب گردیده و جهت بررسی شاخص های رشد تمام ماهیان هر تانک در ابتدا و انتهای آزمایش استفاده شدند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از آنزیم فیتاز افزایش معنی داری بر برخی از شاخص های رشد (رشد روزانه، افزایش وزن بدن، نرخ رشد ویژه) داشت (p<0.05). هم چنین در هر سطح از سویا افزودن 1000 و 2000 واحد فیتاز توانست میزان پروتئین را به طور معنی داری افزایش دهد. اضافه نمودن فیتاز تجاری به جیره حاوی سطوح بالاتر پروتئین گیاهی با سطح جایگزینی 40 درصد سویا موجب افزایش فسفر، کلسیم و منیزیم لاشه گردید (p<0.05). با افزایش آنزیم فیتاز نتایج حاصل از سطوح جایگزینی بهتر بوده و در نهایت استفاده از 2000 واحد آنزیم فیتاز به ازاء هر کیلوگرم غذا و جایگزینی 40 درصد سویا توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، فیتاز تجاری، رشد، ترکیبات لاشه
  • خسرو رحیمی، ایمان سوری نژاد* صفحات 101-116
    در تحقیق حاضر 180 قطعه تاس ماهی ایرانی در وزن رهاسازی با میانگین وزن کل 06/0± 8/1 گرم در دو دوره 96 ساعته و 10 روزه در معرض سه شوری متفاوت صفر (آب شیرین)، 6 و 12 قسمت در هزار قرار گرفتند تا متابولیت های آبشش این ماهیان با روش متابولومیکس بر پایه H-NMR سنجیده شود. نتایج نشان داد که تغییرات شوری سبب تغییر در متابولیت های دخیل در تنظیم اسمزی مثل بتائین، متیونین و ترئونین شده است. تغییرات شوری همچنین سبب ایجاد تغییرات در متابولیت های مهم در متابولیسم انرژی مانند آلانین، DMA و گلوتامین گردید. پس از بررسی متابولیت ها مشخص گردید که آلانین، بتائین، سرین، گلوتامین، ترئونین، دی متیل آمین، اسید فوماریک، متیونین، تیروزین، لوسین، استون، ایزولوسین، سرین و اسید فرمیک بین تیمارهای آب شیرین و آب 12 قسمت در هزار تفاوت معنی دار داشت. متابولیت های آلانین، بتائین، گلوتامین، ترئونین، دی متیل آمین، اسید فوماریک، متیونین، اسید استیک و کولین بین تیمارهای آب شیرین و 6 قسمت در هزار تفاوت معنی دار داشت و متابولیت های اسید لاکتیک، اسید فرمیک و سرین بین تیمارهای 6 و 12 قسمت در هزار تفاوت معنی دار نشان داد (05/0>P). نیاز به تهیه انرژی و ایمنی بدن در شرایط افزایش شوری، سبب شد که اسیدهای آمینه شاخه دار، لاکتات و آلانین در آب با شوری 12 قسمت در هزار نسبت به آب شیرین افزایش معنی دار  داشته باشند (05/0>P). متیونین و تائورین که عامل مقابله با استرس شوری هستند و همچنین متابولیت گلوتامین و اسید فوماریک که عامل مقابله با استرس اکسیژنی هستند نیز افزایش معنی دار  بین آب شیرین و شوری 12 قسمت در هزار داشتند (05/0>P). متابولیت بتائین که عامل تنظیم اسمزی در شرایط شوری و جلوگیری از کاهش آب درون سلولی می باشد کاهش معنی دار بین تیمار آب شیرین و آب با شوری 12 قسمت در هزار داشت (05/0>P). نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که متابولیت های اسید فوماریک، متیونین و اسیدهای آمینه شاخه دار از مهم ترین بیومارکرهای مقاومت به شوری در بچه تاس ماهی ایرانی می باشند.
    کلیدواژگان: تاس ماهی ایرانی، تنظیم اسمزی، استرس، متابولومیکس
  • محمد خادمی حمیدی، محمد هرسیج*، حجت الله جعفریان، محمد فرهنگی صفحات 117-130
    این آزمایش با هدف بررسی استفاده از کرم خاکی (Eisenia fetida) زنده به عنوان مکمل غذایی بر عملکرد رشد و ترکیبات لاشه و تغییرات آنزیم های گوارشی ماهی قزل آلای رنگین کمان طراحی شد. ماهیان با میانگین وزنی 58 گرم در قالب طرح کاملا تصادفی در 4 تیمار و هر یک با 3 تکرار  جایابی شدند. ماهی قزل آلا با سطوح مختلف صفر، 25، 50 و 75 درصد (شاهد، T1، T2 و T3) جیره غذایی (با احتساب 50% رطوبت) از کرم زنده به مدت 8 هفته تغذیه شدند. در پایان آزمایش، عملکرد رشد و آنالیز ترکیبات بیوشیمیایی بدن، عملکرد تغذیه و آنالیز آنزیم های گوارشی بدن انجام شد. مقایسه میانگین های بدست آمده از وزن نهایی، افزایش وزن، درصد رشد روزانه و نرخ رشد ویژه نشان از اختلاف معنی دار آماری بین تیمارهای آزمایشی بود. بیشترین مقدار وزن نهایی در تیمار T2 (69/0± 24/109 گرم) و کمترین آن در تیمار شاهد (21/1± 02/89 گرم) بدست آمد. مقدار پروتئین و چربی لاشه بین تیمار شاهد و تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی دار آماری داشت. بیشترین مقدار پروتئین و چربی لاشه بترتیب در تیمار T2 و T1 برابر 29/0± 12/66 درصد و 07/0± 73/25 درصد بود. تفاوت آماری معنی داری در مقدار ضریب تبدیل غذایی بین تیمارهای مختلف آزمایشی وجود داشت. بطوری که کمترین آن در تیمار T2 (01/0± 50/1) و بیشترین آن در تیمار T3 (03/0± 95/1) بدست آمد. آنالیز آنزیم های گوارشی نشان داد که مقادیر آمیلاز، پروتئاز و لیپاز بین تیمار شاهد و تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی دار آماری دارد. بیشترین مقادیر بدست آمده از آنها در تیمارT2 بترتیب برابر با 16/50± 67/732، 50/4± 33/79 و 05/3± 33/34 می باشد. کمترین مقدار این آنزیم ها در تیمار شاهد مشاهده شد. نتایج نشان داد که استفاده از 50 درصد کرم زنده به جای جیره پایه می تواند منجر به افزایش بهره وری غذایی و فعال شدن آنزیم های گوارشی و بهبود رشد و ترکیبات لاشه شود.
    کلیدواژگان: ماهی قزل آلای رنگین کمان، کرم خاکی، پارامترهای رشد، ترکیبات شیمیایی بدن، بهره وری تغذیه، آنزیم های گوارشی
  • زهره امینی خواهان*، سعید گرگین، بهاره شعبان پور، محسن یحیایی صفحات 131-142
    ماهی سفید، یکی از مهمترین و با ارزش ترین ماهیان استخوانی دریای خزر می باشد و استفاده از تور گوشگیر یکی از عمده ترین روش های صید این ماهی محسوب می شود که با احتمال مرگ تعداد زیادی از ماهیان، هنگام اسارت در تور همراه است. در این مطالعه تغییرات حسی و ظاهری ماهیان سفید دریای خزر صید شده در مراحل بعد از صید با تور گوشگیر، با تعیین دو تیمار ماهی زنده صید شده (خفگی در هوا) و تیمار ماهی مرده صید شده (مرگ در آب) روی 30 قطعه ماهی مورد بررسی قرار گرفت. اندازه گیری متغیر های رنگ در پوست و فیله، سنجش بافتی فیله توسط دستگاه و ارزیابی حسی به مدت 12روز صورت پذیرفت. براساس نتایج، در آزمون رنگ سنجی میزان ته رنگ فیله، در آنالیز بافتی فاکتور های سختی و قابلیت جویدن، و در ارزیابی حسی پارامتر های بافت و ظاهر آبشش دارای اختلاف معنی دار بین دو تیمار بودند. احتمال می رود وجود روند کاهشی-افزایشی مشاهده شده در نتایج اندازه گیری رنگ با تغییرات آنزیمی-میکروبی و در آنالیز بافتی با تغییرات در سطح سارکومرها و چسبندگی بین فیبرها مرتبط باشد. این بررسی نشان داد که عدم وجود تفاوت معنی دار در شاخصه های ظاهری و پارامتر های رنگی در پوست، همچنان از مهم ترین چالش های پیش روی مصرف کنندگان برای تمایز و شناسایی ماهیان مرده صید شده با منع مصرف به لحاظ شرعی می باشد. هر چند با گذشت زمان و توجه بیشتر به فاکتور های ظاهر آبشش و بافت ممکن است این مشکل تا حدودی کاهش یابد. بنابراین، نتایج این پژوهش خواص ظاهری و حسی در ماهیان زنده صید شده نسبت به ماهیان مرده صید شده را مطلوب تر نشان داد.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی : ماهی سفید دریای خزر (Rutilus kutum)، تور گوشگیر، رنگ سنجی، آنالیز بافتی، ارزیابی حسی
  • عادله حیدری*، مسعود ستاری، سید حامد موسوی ثابت، محمد صادق علوی یگانه صفحات 143-153
    شناخت شاخص های زیست شناسی ماهیان در برنامه ریزی های حفاظت از زیست بوم اهمیت بسزایی دارد. این مطالعه به منظور مقایسه تفاوت های ریختی گاوماهی دریاچه ای در دو ایستگاه از حوضه آبریز هریرود با استفاده از سیستم شبکه ای تراس به اجرا درآمد. در مجموع 60 قطعه ماهی (30 قطعه از ایستگاه پل خاتون و 30 قطعه از ایستگاه سد تفریحگاه) توسط الکتروشوکر با ولتاژ 220 ولت صید گردید. 15 نقطه روی بدن ماهیان انتخاب شد و 105 فاصله بین این نقاط بر روی سمت چپ بدن آنها اندازه گیری شد. اختلافات ریختی ماهیان تحت آزمون تحلیل عاملی و تابع متمایز کننده قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی نشان داد که گاوماهیان دو ایستگاه در 15 مولفه اصلی صفات ریختی از یکدیگر متمایز شده اند. نتایج تحلیل تابع تشخیص مشخص نمود که  گروهبندی ریختی افراد به میزان 100 درصد صورت گرفته است. صفاتی که بیش ترین تاثیر را در تفکیک دو جمعیت مورد مطالعه داشتند شامل شکل سر، قطر چشم، طول پیش پشتی، طول پیش شکمی و طول پیش مخرجی بودند.
    کلیدواژگان: Rhinogobius simili، تحلیل تابع متمایزکننده، حوضه آبریز هریرود، صفات ریختی
|
  • Nader Shabanipour*, Niloofar Haghi Pages 1-15
    The present investigation considered retina structure in embryos, larvae and adult Alburnus chalcoides. Histological samples of retina were provided from adult fish, different stages of embryonic and larval development. Eye primordia formed from ectoderm at 16 hours after fertilization (16hAF) and then developed to eye cups. Initial eye cup which contained undifferentiated retina began to form before 26hAF. Epithelial pigmented cells were first to be distinguished from other cells at 36hAF where as pigmentation initiated by delay at 68hAF. Larvae were hatched with undifferentiated retina at major part (~72hAF). First distinct stratification was observed at 96hAF (1DAH) with 5 strata including: retina pigmented epithelium, photoreceptor cell layer, inner nuclear layer, inner plexus layer and ganglion cell layer. At 144hAF (3DAH) outer plexus layer was distinguished. The stratification was completed at early 4DAH when photoreceptor cell layer divided into two layers i.e. outer plexus layer and photoreceptor layer,. Retina was stratified completely before yolk sac depletion was completed at late 7DAF. The strata order in adult was similar to 4DAH larva, but its thickness was different. As inner nuclear layer thickness was decreased but photoreceptor layer thickness was increased.
    Keywords: Development, Hatching, Teleost, Tissue, Cell layer
  • Ebrahim H. Najdegerami*, Peter Bossier Pages 17-29
    Five hundred and ninety two Siberian sturgeon fingerlings (average weight, 11.1±0.9 g) were randomly distributed in 16 tanks (150 L) at a density of 35 fish per tank and fed different treatments (Control, degrading bacteria, 2% PHB, degrading bacteria + 2%PHB) for 60 days. At the end of the experiment, no significant difference was observed in case of final weight in fingerlings but fish fed PHB and degrading bacteria had lower FCR then the others (P<0.05). Also dietary treatments affected on the lipid percentage in fish muscle and lowest lipid content was observed in supplemented diets (P<0.05). The bacterial metabolic activity of fingerlings hindgut was investigated by biological oxygen demand (BOD5) method using Oxitop® bottles and the results showed that the highest bacterial metabolic activity was seen in fish fed PHB. Also, at the end of the BOD test, bottles pH was measured and the results indicated that the lowest pH was observed in PHB and degrading bacteria treatments. The results in this experiment show that PHB and degrading bacteria have beneficial effects on growth performances and bacterial metabolic activity of Siberian sturgeon fingerlings. Such effects could be considered for new applications in aquaculture.
    Keywords: Poly-β-hydroxybutyrate, Siberian sturgeon, metabolic activity, prebiotics
  • Farzaneh Noori*, Fatemeh Jafari, Naser Agh, Amir Tukmechi Pages 31-46
    Abstract
    This study was conducted to investigate the effect of different levels of phospholipids on fatty acid profile, lipid content of body and lipase activity in stellate fish (Acipenser stellatus) fed different levels of lecithin as phospholipid source. The fish with average weight of 11.25 ± 0.06 g were fed seven different diets having identical levels of protein and lipid content but different levels of soy bean lecithin (1, 2, 4, 6, 8 and 10 percent) for 11 weeks. The fish were fed at satiety during experimental period. The results showed that using up to 10% soy bean lecithin in the fish diet increased linoleic, saturated fatty acids (SFA) and n-6 highly unsaturated fatty acids (n-6 HUFA) significantly in the fish body (p<0.05), whereas there was no significant difference in EPA and DHA levels. The results revealed that the body fat composition is significantly influenced with the fat content in the diet, however, maximum lipid was observed in fish fed 6% lecithin. The lipase activity in the digestive system of stellate fish increased significantly in the groups fed 2-4% lecithin. Therefore, we can conclude that increase in soy bean lecithin level of diet up to 4 and 6% can significantly increase the lipase activity and SFA, al MUFA and n-6 HUFA fatty acids level in the stellate fish at this weight range respectively.
    Keywords: Acipenser stellatus, Phospholipids, Lipase enzyme, lipid
  • Mohammad Reza Kalbassi* Pages 47-60
    Selenium is an essential nutrient for physiological function, including immunity, Reproduction and nervous systems. This element as glutathione peroxidase enzyme cofactor, improve fish growth and propagation index via reducing of free radicals. In the present study, the effect of different levels of organic selenium were evaluated on some antioxidant indices, such as total antioxidant capacity (TAC) and malondialdehyde (MDA) and Reproduction indices including, gonadal development, histology evaluation, fertilization rate and survival of the treated fish larva. Adult goldfish were fed with 0 and 0/5 mg of organic selenium (Selplex) per kg food for 8 weeks, and HCG hormone was injected Intraperitoneally to induce the gonadal development in the treated broodstocks. Results showed that the TAC in blood serum treated with selenium broodstocks was increased and MDA levels were also significantly reduced. Histological studies showed selenium treated testicular tissue broodstocks, the level of mature spermatozoa are significantly higher than the control group and in the ovarian tissue, sexual maturation in the control group and treated group were in stage 2 and 5 respectively. In addition, rates of fertilization (%91/17), deformity (%8/45) and survival (%87) in the Selenium treatment compared to the control group showed significant improvement. Therefore, Significantly higher body weight, antioxidant function, gonadal development in the fish treated with 0.5 mg selenium were shown in compare to the control group, to which no organic selenium was fed.
    Keywords: Organic selenium, Antioxidant indices, Reproduction indices, Goldfish, Gonadal development
  • Mahsa Mahmoudi Khoshdarehgi*, Abdolmajid Haji Moradloo, Behrouz Dastar Pages 61-84
    The present study was conducted to determine the appropriate level of protein in diet of Cyprinus carpio fry based on biofloc technology. The experiment was designed based on triplicate of four bioflocs treatments (BFT) and one control treatment (CW). 450 specimens of C. carpio fry with mean weight of 17±0.08 g were stocked in 15 fiberglass tanks. Fish were fed in biofloc treatments with diets containing 23% crude protein (CP) (BFT-23%), 27% CP (BFT-27%), 31% CP (BFT-31%) and 35% CP (BFT-35%). Sugar beet molasses was added as a carbon material to development the biofloc. Fry were fed with 35% CP (CW-35%) in non-biofloc control treatment. According to obtained results, weight gain, specific growth rate, daily growth and protein efficiency rate were significantly higher in BFT-31% and BFT-27% than other treatments (P<0.05). Protein level of diet had significant effect on some parameters of blood and serum biochemistry (red blood cells, white blood cells, hematocrit, hemoglobin, total protein and albumin) in bifloc treatments and their rates in BFT-31% and BFT-35% treatments were significantly higher than other treatments (P<0.05). Results of this research indicated that diet protein level can decrease from 35% to 27% without any effect on survival, growth, feed conversion ratio and some parameters of blood and serum chemistry when Cyprinus carpio fry culture in biofloc system, and shows that biofloc system can help to protein feeding and physiological health of Cyprinus carpio.
    Keywords: Cyprinus carpio, Biofloc system, Growth performance, Diet protein, Blood parameters
  • Seyedeh Zeinab Abedi, Sakineh Yeganeh*, Fatemeh Moradian, Hosein Oraji Pages 85-99
    This study aimed to investigate the effect of commercial phytase (SMIZYME PHYTASE) between diets containing 20 and 40 percent soybean meal on growth and body composition of rainbow trout. For this experiment, 300 Rainbow trout with an average initial weight of 6.5 ± 0.43 g were randomly distributed in 18 aquariums (15 fish per tank). Three replicates per treatment were considered. The fish were fed for eight weeks at a rate of 3% of body weight. To analyze the carcass some fish were randomly sampled and for growth characteristics, all fish from each tank were used at the beginning and end of the experiment. The result of this study indicated that phytase enzyme had a significant increase on some growth indices (p <0.05). Also in each levels of soy bean meal, adding 1,000 and 2,000 units of phytase could significantly increase protein content of carcasses. Adding commercial phytase to diet containing higher levels of plant protein with 40% soy replacement increased phosphorus, calcium and magnesium of carcasses. With increasing the level of phytase, the results of soy bean meal replacement is better and using 2,000 units of phytase per kg diet and 40% soy bean meal is recommended.
    Keywords: rainbow trout, commercial phytase, growth, carcass compositions
  • Khosrow Rahimi, Iman Sourinejad* Pages 101-116
    Abstract
    In the present study, 180 Persian sturgeon fries at releasing weight with average weight of 1.8 ± 0.6 g were exposed to three different salinity levels including 0 (fresh water), 6 and 12 ppt in 96-hour and 10-day periods for measuring their gill metabolites by H-NMR based metabolomics. The results showed that changes in salinity caused changes in the metabolites involving in osmotic regulation, such as betaine, methionine, and threonine and also changes in energy metabolites such as alanine, DMA, and glutamine. After studying the metabolites, it was found that alanine, betaine, serine, glutamine, threonine, dimethylamine, fumaric acid, methionine, tyrosine, leucine, acetone, isoleucine, serine and formic acid showed significant differences between fresh and 12 ppt water. The metabolites including alanine, betaine, glutamine, threonine, dimethylamine, fumaric acid, methionine, acetic acid, and choline were significantly different between fresh and 6 ppt water, and the metabolites including lactic acid, formic acid, and serine showed significant differences between 6 and 12 ppt water (P<0.05). The need to provide energy and immunity in conditions of increasing salinity caused significant increasing in branched amino acids, lactate and alanine in 12 ppt salinity water in compare to fresh water (P<0.05). Methionine and taurine which are responsible for coping with salinity stress, as well as glutamine and fumaric acid, which change at oxygen stress, also significantly increased (P <0.05) between fresh and 12 ppt salinity water. The betaine metabolite which acts as osmotic regulator in salinity conditions and prevents intracellular water loss, showed a significant reduction (P <0.05) in 12 ppt water in compare to fresh water. The results of this study indicate that fumaric acid, methionine and branched chain amino acids are the most important biomarkers of salinity tolerance in Persian sturgeon fries.
    Keywords: Acipenser persicus, Osmoregulation, Stress, Metabolomics
  • Mohammad Khademi Hamidi, Mohammad Harsij*, Hojatollah Jafaryan, Mohammad Farhangi Pages 117-130
    This experiment was designed to investigate the use of live Eisenia fetida as a nutritional supplement on growth performance and carcass composition The purpose of this study was to evaluate the nutritional efficiency and changes in digestive enzymes of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss). Fish were placed with average weight 58 g in a completely randomized design in 4 treatments and each with 3 replications. Rainbow trout with different levels of 0, 25, 50 and 75% (control, T1, T2 and T3) diet (including 50% moisture) of live worm for 8 weeks. At the end of the experiment, growth performance and body biochemical analysis were and of the experiment, nutritional function and digestive enzyme analyzes were performed. There was a statistically. Comparison of mean values obtained from final weight, weight gain, daily growth rate and specific growth rate showed a significant difference between experimental treatments. The highest amount of final weight was obtained in treatment 2 (109.24 ± 0.96 g) and the lowest in control (89.22 ± 1.21 g). The protein and lipid content of carcass was significantly different between the control and experimental treatments. The highest amount of protein and lipid in treatment 2 and 1 were 66.12 ± 0.29 and 25.73 ± 0.07 respectively. There was a statistically significant difference in the amount of feed conversion ratio (FCR) between different treatments, so that was obtained the lowest in W2 (1.50 ± 0.01) and the highest in W3 (1.95 ± 0.03). The analysis of gastrointestinal enzymes showed that amylase, protease and lipase had a statistically significant difference between control treatment and experimental treatments. The highest values obtained from them in W2 treatment were 732.68 ± 50.16, 79.33 ± 4.50 and 34.33 ± 5.35, respectively. The lowest amount of these enzymes was observed in control treatment. The results showed that using 50% of worm instead of the base diet can improve growth and carcass composition and of the base diet could lead to increased food productivity and activation of digestive enzymes.
    Keywords: Rainbow trout, Oncorhynchus mykiss, Eisenia fetida, nutritional efficiency, digestive enzymes, Growth parameters, body biochemical composition
  • Zohreh Amini Khahan*, Saeed Gorgin, Bahare Shabanpour, Mohsen Yahyaei Pages 131-142
    Rutilus kutum , one of the most important and valuable is the bony fishes of the Caspian Sea and the use of gill net fishing is one of numerous methods and the use of gill net fishing is one of the main ways that likely to more die the large number of fish during captured in net. In this study, sensory and the appearance changes white fishes after fishing by gillnetting was performed to determine two treatments of live fish caught (choking in the air), and treatment of dead fish caught (death in water) in 30 samples.  Color measurements on the skin and fillet, fillet texture analyzer machine and sensory evaluation was conducted for 12 days. The results showed that the amount of hue of color measurements the fillet, texture analysis factors in hardness and chewiness, texture and the appearance of gills and sensory evaluation parameters were significant differences (p<0/05)  between two treatments. Existence of a decreasing-increasing trend observed in the results of  colorimetry to be associated with enzymatic -microbial and changes in texture analysis with changes in the sarcomeres and adhesion between fibers.

    This study showed that there is no significant difference in the appearance characteristics and skin color parameters, still the most important challenges ahead for consumers to distinguish and identify the dead fish caught with contraindicated to religious,However, with the passage of time and more attention to the gills appearance and tissue factors may be reduce the problem somewhat. Thus, The results of appearance and sensory properties showed that a more desirable at live fish caught than the dead fish captured.
    Keywords: Kutum (Rutilus kutum), colorimetry, texture analysis, sensory acceptability, gillnetting
  • Adeleh Heidari*, Masoud Sattari, Hamed Mousavi Sabet, Mohammad Sadegh Alavi Yeganeh Pages 143-153
    Knowledge on the fish species is important in habitat protection management. This study was conducted to compare the morphological characteristics of two populations of Rhinogobius similis from Hariroud basin based on landmark morphometric truss network system. A total of 60 individuals from Polkhatoun (30 specimens) and Tafrihgah dam (30 specimens) stations were caught by electrofishing 220 volts. 15 landmarks set were selected and 105 distances were measured between the landmarks on the left side of each specimen. Then principal components analysis and discriminate function analysis were applied to identify influential truss variables to differentiate between the two populations. Based on principal components analysis results, there were 15 principal factors in morphometric characters. The linear discriminant analysis gave an average percentage of specimens classified of 100% for morphometric characters indicating a high rate of correct classification of individuals into their original populations. These populations are distinguished especially by head shape, eye diameter, and pre-dorsal, pre-pelvic and pre-anal distances.
    Keywords: Rhinogobius similes, Discriminate function analysis, Harirroud basin, Morphological characteristics