فهرست مطالب

تحقیقات دامپزشکی - سال هفتاد و چهارم شماره 1 (پیاپی 297، زمستان 1397)
  • سال هفتاد و چهارم شماره 1 (پیاپی 297، زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/30
  • تعداد عناوین: 15
|
  • اپیدمیولوژی و بهداشت عمومی
  • شهره عالیان سماک خواه، علیرضا باهنر*، فرشاد زین العابدین طهرانی، سیدعلی غفوری، اوستا صدرزاده، محمدحسین فلاح مهرآبادی صفحات 1-10
    زمینه مطالعه
    در بین بیماری های عفونی، بیماری نیوکاسل، با توجه به سرایت بالا و گسترش سریع در بین ماکیان و سایر گونه های پرندگان، یک بیماری ویروسی کشنده و تهدیدی جهانی برای صنعت طیور در سراسر دنیا محسوب می گردد.
    هدف
    تعیین میزان رخداد بیماری نیوکاسل در مزارع صنعتی طیور گوشتی گزارش شده به سامانه پایش و مراقبت بیماری های طیور کشوری در طول مدت زمان مطالعه است.
    روش کار
    روش مطالعه توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی است که از شهریور ماه 1392 تا اسفند ماه 1393 به مدت 18 ماه انجام شد. در طول این مطالعه از 185 واحد و در مجموع از 3700 پرنده نمونه های سرمی، سواب نای و کلواک برای انجام آزمایش های RT-PCR و HI گرفته شد.
    نتایج
    در بررسی انجام شده، از 185 واحد، تعداد 115 مزرعه (16/62درصد با فاصله اطمینان 95درصد برابر 14/69-17/55 درصد) از نظر ویروس بیماری نیوکاسل مثبت شدند و در مرحله بعد با استفاده از پرایمرهای اختصاصی، از 69 مزرعه (3/37درصد با فاصله اطمینان 95درصد برابر 26/44-33/30درصد) پاتوتیپ واکسینال (غیر حاد) و از 46 مزرعه (25درصد با فاصله اطمینان 95درصد برابر 23/31-76/18درصد) پاتوتیپ حاد (ویروس فیلد) ردیابی شد. در مزارع مبتلا، میانگین و انحراف معیار سن پرندگان بیمار، 38/5±63/24 روز و عیار پادتن ضد ویروس بیماری نیوکاسل 21/1±97/5 بود. بیشترین میزان تلفات به ترتیب در فصل بهار (32/34درصد) و سپس زمستان (9/26درصد) بود. بیشترین درصد مزارع مبتلا به بیماری نیوکاسل مربوط به استان های مازندران (37درصد) و اصفهان (22درصد) بودند. نتیجه گیری نهایی: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سویه های حاد ویروس نیوکاسل در مرغداری های صنعتی طیور گوشتی کشور در فاصله زمانی مورد مطالعه در گردش بوده و وقوع بالایی دارند. لذا لازم است، مسوولان ذیربط برای کاهش خطرات ناشی از بیماری نیوکاسل در صنعت طیور کشور و کنترل آن تصمیمات صحیحی را اتخاذ نمایند.
    کلیدواژگان: بیماری نیوکاسل، طیور گوشتی، گزارش موارد، پاتوتیپ، RT-PCR
  • بهارک محمدیان، سعید بکایی*، مجتبی محرمی، صدیقه نبیان، محمد فرسی صفحات 11-18
    زمینه مطالعه
    فروپاشی کلنی های زنبورعسل (Colony Collapse Disorder) پدیده مرموزی است بطوری که زنبوران کارگر به صورت ناگهانی از کندوها ناپدید می شوند.
    هدف
    این مطالعه با هدف بررسی شیوع CCD و ارتباط آن با آلودگی زنبوران به گونه های نوزما و اقلیم های متفاوت انجام شد.
    روش کار
    مطالعه حاضر به صورت مقطعی در فاصله زمانی فروردین تا مهر 1395 به مدت 6 ماه انجام شد. تعداد 183 زنبورستان واقع در استانهای مختلف کشور به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب و از 5 درصد کلنی های هر زنبورستان به صورت تصادفی نمونه برداری و نمونه های زنبور بالغ برای تعیین آلودگی به گونه های نوزما با روش PCR آزمایش شدند. داده های حاصل با آزمون آماری مربع کای با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 آنالیز و در تمامی آنالیزها (0.05≥P) به عنوان سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    نتایج
    بر اساس نتایج، شیوع CCD در زنبورستان های مورد مطالعه 26/8 درصد بود. شیوع این پدیده در اقلیم مرطوب (20/5 درصد)، نیمه مرطوب (16/1 درصد)، خیلی مرطوب (22/7 درصد)، خشک (38/2 درصد)، نیمه خشک (43/8درصد) و مدیترانه ای (16 درصد) بوده و شیوع آن در اقلیم های مذکور از نظر آماری تفاوت معنی داری با یکدیگر داشت (0.05>P). نوزما سرانه با شیوع 46/4درصد تنها گونه نوزما در زنبورستان های مورد مطالعه بود؛ در حالی که نوزما آپیس نه به صورت آلودگی خالص و نه به صورت آلودگی همراه با نوزما سرانه وجود نداشت. بر اساس یافته ها کلنی های دارای علائم و بدون علائم  CCDاز لحاظ وجود یا عدم نوزما سرانه تفاوت آماری معنی داری نداشتند .(0.05>P). نتیجه گیری نهایی: یافته های این مطالعه نشان دهنده تاثیر اقلیم بر شیوع پدیده فروپاشی کلنی ها می باشد که می تواند ناشی از تاثیر اقلیم بر منابع چرای زنبور بوده باشد. با وجود یافته اخیر، نوزما سرانه با این پدیده ارتباطی نداشته و به نظر می رسد این انگل به تنهایی نمی تواند مسبب CCD باشد. با این وجود مطالعه های دیگر به منظور بررسی اثرات متقابل اقلیم و سایر عوامل احتمالی مسبب پدیده فروپاشی کلنی ها لازم می باشد.
    کلیدواژگان: فروپاشی کلنی، نوزما سرانه، نوزما آپیس، زنبورعسل، زنبورستان
  • انگل شناسی و بیماری های انگلی
  • محمدباقر خادم عرفان، سالار شریعتی، اشکان فریدی، ابراهیم قادری، خروش جوان، قاسم زمینی* صفحات 19-26
    زمینه مطالعه
    توکسوپلاسماگوندی، یک عفونت انگلی تک یاخته ای فرصت طلب در انسان و  با انتشار جهانی است که  طیف وسیعی از حیوانات  خونگرم از جمله گربه سانان ، گوسفند، بز، گاو، خوک و بسیاری از پرندگان را  آلوده می کند،  این حیوانات در چرخه زندگی انگل به عنوان میزبان مخزن  عمل می کنند.
    هدف
    هدف این مطالعه تعیین شیوع آنتی بادی ضد توکسوپلاسما در دام های کشتار شده به روش آگلوتیناسیون مستقیم اصلاح شده در سنندج در سال 94 است.
    روش کار
    این مطالعه در سنندج مرکز استان کردستان بر 343 راس لاشه مشتمل بر 130 راس گاو،  111 راس گوسفند و 102 راس بز در کشتارگاه سنندج در طول سه ماه به روش Modified Agglutination Testا(MAT) انجام گرفته است.
    نتایج
    در گاو 31 راس (84/23درصد) در گوسفند 9 راس (1/8 درصد) و در بز 13 راس(74/12) آلودگی به توکسوپلاسما مشاهده شدکه از نظر آماری این تفاوت معنی دار بود (002/0≥P).اما تفاوت معنی داری در ابتلا دو جنس نر وماده دیده نشد. نتیجه گیری نهایی: با توجه به شیوع توکسوپلاسما در دام های استان بویژه در گاوها از مصرف گوشت نپخته و کم پخته خودداری شود و مسئولان بهداشتی اقدامات لازم در جهت آگاهی نسبت به راه های پیشگیری و کنترل آلودگی به انگل ارائه دهند و جهت افزایش اطلاعات از وضعیت آلودگی توکسوپلاسما در دام های منطقه کردستان تکرار مطالعه با استفاده از روش های مولکولی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: توکسوپلاسما گوندی، تک یاخته، دام، اگلوتیناسیون تغییر یافته، انگل
  • الناز نظامی، محسن اربابی*، حسین هوشیار، مهدی دلاوری صفحات 27-34
    زمینه مطالعه
    دیکروسلیازیس از شایع ترین بیماری های انگلی مجاری صفراوی و کیسه صفرای طیف وسیعی از پستانداران از جمله نشخوارکنندگان اهلی و گاهی انسان است. این بیماری حائز اهمیت پزشکی، دامپزشکی و اقتصادی فراوانی است به گونه ای که سالیانه باعث از دست رفتن مقادیر قابل توجهی مواد پروتئینی با ارزش از رژیم غذایی انسان می شود. به منظور کنترل بیماری، شناخت مرفولوژیکی و خصوصیات مولکولی انگل در مناطق آندمیک ضروری است.
    هدف
    مطالعه حاضر به منظور تعیین خصوصیات مرفولوژیک و مولکولی ایزوله های گاوی، گوسفندی و بزی دیکروسلیوم با استفاده از مارکر ژنتیکی ND1 دراستان مرکزی صورت گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی، 480 کرم بالغ تازه دیکروسلیوم از کبد120 گاو، گوسفند و بز ذبح شده در کشتارگاه استان مرکزی، جمع آوری گردید. به منظور تعیین گونه  انگل، شاخص های مرفولوژیک کرم بالغ بر اساس پارامترهای استاندارد محاسبه شد. از این تعداد DNA میتوکندریائی60 ایزوله استخراج و واکنش PCR برای تکثیر بخشی از ناحیه ND1 صورت گرفت. سپس محصول PCR خالص و تعیین توالی گردید و درصد مشابهت ژنتیکی بین سکانس ها و در مقایسه با موارد  ثبت شده در بانک ژن با استفاده از نرم افزار Clastalw2 تعیین و گونه دقیق انگل تشخیص داده شد.
    نتایج
    بررسی مرفومتریک کرم بالغ در تمامی ایزوله ها، بیضه ها را پشت سرهم و طول کرم را برای ایزوله های گاوی، گوسفندی و بزی به ترتیب: µm 967±7994، µm 100±6844 و µm 110±6570 (0.0001>P) و عرض کرم را برای 3 میزبان مورد بررسی به ترتیب:mµ 339±1649، µm 221±1490وµm 252±1430(0.0001>P) و نسبت طول به عرض را به ترتیب: 641/0±87/4، 625/0±58/4 و 622/0±64/4 (0.0001>P) نشان داد که مویدگونه دیکروسلیوم دندریتیکوم در میزبانان منطقه مورد مطالعه می باشد. آنالیز الکتروفروز ژل محصول PCR در تمامی ایزوله ها، وجود باند bp 200را نشان داد. درصد مشابهت ژنتیکی توالی های بدست آمده در مقایسه با موارد ثبت شده در بانک ژن بین97تا 99درصد بود. نتیجه گیری نهایی: آنالیز مولکولی و مرفومتریک نشان داد که دیکروسلیوم دندریتیکوم، تنها عامل ایجاد کننده دیکروسلیازیس در دام های کشتارگاهی استان مرکزی می باشد. شناسائی مولکولی انگل با استفاده از مارکرهای ژنتیکی هسته توصیه می شود.
    کلیدواژگان: دیکروسلیوم دندریتیکوم، شاخص مرفومتریک، شناسائی مولکولی، ژن ND1، دام اهلی
  • بهداشت خوراک دام، طیور و آبزیان
  • مانا خراسانی نژاد، رضا طاعتی*، حمید عبدالله پور بی ریا صفحات 35-43
    زمینه مطالعه
    آنزیم ها کاتالیزوزهای آلی هستند که می توانند سبب آغاز و یا تسریع واکنش های شیمیایی شوند.
    هدف
    تحقیق حاضر به منظور مقایسه سطوح مجزا و توام مولتی آنزیم های تجاری بر کارایی تغذیه و ترکیب شیمیایی لاشه ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) صورت گرفت.
    روش کار
    تعداد 96 قطعه بچه ماهی کپور معمولی با وزن متوسط g 56/2 ± 06/13 به مدت 8 هفته در قالب 6 تیمار شامل شاهد (بدون مکمل آنزیمی)، g/kg 1 کومبو، g/kg 5/1 کومبو، g/kg 1 ناتوزایم پلاس، g/kg 5/1 ناتوزایم پلاس و ترکیب g/kg 1 کومبو+1g/kg ناتوزایم پلاس با 2 تکرار توزیع شدند.
    نتایج
    شاخص های رشد نظیر وزن نهایی، درصد افزایش وزن بدن، شاخص رشد ویژه، ضریب تبدیل غذایی و میانگین رشد روزانه در تیمارg/kg 1 ناتوزایم پلاس نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی اختلافات معنی دار آماری نشان دادند (05/0>P). همچنین کلیه تیمارهای آزمایشی در شاخص های فوق وضعیت بهتری نسبت به شاهد داشتند. بیشترین ضریب چاقی در ماهیان تغذیه شده با ناتوزایم پلاسg/kg 5/1 رویت شد که اختلاف معنی داری را با کومبو g/kg 5/1 داشت (05/0>P). بچه کپور ماهیان تغذیه شده با جیره ترکیبی ناتوزایم پلاس+کومبو افزایش بسیار جزیی را نسبت به بقیه تیمارهای غذایی در میزان پروتئین لاشه ثبت کردند. ماهیان تغذیه کرده از مولتی آنزیم ها چربی کمتری (05/0<P) در لاشه نسبت به ماهیان شاهد داشتند. در پارامترهای خاکستر و رطوبت لاشه نیز اختلاف معنی داری رویت نشد (05/0<P). نتیجه گیری نهایی: طبق نتایج می توان بیان نمود که مولتی آنزیم ناتوزایم پلاس g/kg 1می تواند در بهبود عملکرد رشد و کارایی تغذیه بچه ماهیان کپور پرورشی تاثیر گذار باشد.
    کلیدواژگان: مولتی آنزیم، ناتوزایم پلاس، کومبو، رشد، کپور معمولی
  • حسین پناهی صاحبی، ابوالقاسم اسماعیلی فریدونی*، محمدرضا ایمان پور، علی طاهری میرقائد، عباس براری، ماشاالله کاویان پور صفحات 45-53
    زمینه مطالعه
    پربیوتیک ها و پروبیوتیک ها از مهم ترین ترکیبات فعال زیستی برای افزایش سلامتی آبزیان محسوب می شوند.
    هدف
    در این مطالعه اثرات گنجاندن پربیوتیک ایمنووال و پروبیوتیک پری مالاک در جیره بر شاخصه های رشد، بازماندگی، ترکیب بدن و فاکتورهای خونی بچه ماهی کپور دریایی (Cyprinus carpio) بررسی شد.
    روش کار
    تعداد 100 قطعه بچه ماهی با وزن اولیهmg 560 در هر تانک (7 تیمار در 21 تانک ونیرو - هر کدام در سه تکرار) توزیع و با جیره های آزمایشی حاوی پربیوتیک ایمنووال و پروبیوتیک پری مالاک هر کدام در چهار سطح صفر (شاهد)، 05/0، 1/0 و 15/0 درصد از جیره غذایی به مدت 56 روز تغذیه شدند. در پایان دوره، شاخصه های رشدی، ترکیب بدن و پارامترهای خونی بچه ماهیان در سطوح مختلف ارزیابی شد.
    نتایج
    میزان افزایش وزن بدن، ضریب رشد ویژه، ضریب تبدیل غذایی در ماهیان تغذیه شده با جیره حاوی 15/0 درصد پربیوتیک و 1/0 درصد پروبیوتیک عملکرد بهتری در مقایسه با سایر گروه ها نشان داد. میزان بازماندگی در تیمارهای مختلف اختلاف واضح نداشت ولی گروه های دارای ترکیبات فعال عملکرد بالاتری داشتند. میزان پروتئین بدن در گروه های حاوی پربیوتیک و پروبیوتیک افزایش معنی داری در مقایسه با گروه شاهد داشت و چربی بدن نیز روند افزایشی معنی داری نشان داد. میزان گلبول قرمز اختلاف معنی داری بین گروه ها نشان نداد ولی گلبول سفید در گروه های دارای پروبیوتیک عملکرد بالاتری در مقایسه با گروه های حاوی پربیوتیک و گروه شاهد داشت. نتیجه گیری نهایی: نظر به بهبود برخی از شاخصه های رشد، تغذیه ای و خونی، گنجاندن سطوح 1/0 و 15/0 درصد پربیوتیک ایمنووال و پروبیوتیک پری مالاک در ابتدای دوره پرورش در جیره غذایی بچه ماهیان کپور خزری پیشنهاد گردید.
    کلیدواژگان: کپور دریایی، پربیوتیک ایمنووال، پروبیوتیک پری مالاک، رشد، فاکتورهای خونی
  • بهداشت مواد غذایی
  • فریده بخشی، ابراهیم حسین نجدگرامی*، رامین مناف فر، امیر توکمه چی، کاوه رحمانی صفحات 55-64
    زمینه مطالعه
    بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده، سیستم های مختلف پرورش در آبزیان  تاثیر مستقیمی بر کیفیت گوشت در این گونه ها دارد. در سیستم جدید و مدرن پرورشی بیوفلاک، گونه آبزی از فلاک های تولید شده در سیستم استفاده می کند که می تواند تاثیرات مهمی در کیفیت گوشت آن داشته باشد.
    هدف
    این تحقیق با هدف بررسی رشد و کیفیت شیمیایی، میکروبی و ظاهری گوشت ماهی کپور معمولی پرورش یافته در سیستم بیوفلاک طراحی و اجرا شد.
    روش کار
    برای این منظور تعداد سیصد قطعه ماهی کپور معمولی در 12 حوضچه فایبر گلاس 70 لیتری به طور تصادفی پخش شدند و به مدت 9 هفته با چهار تیمار غذایی شامل: 1) 100 درصد غذای کنسانتره (شاهد)؛ 2) 75 درصد غذای کنسانتره + بیوفلاک ملاس چغندر قند؛ 3) 75 درصد غذای کنسانتره + بیوفلاک شکر؛ 4) 75 درصد غذای کنسانتره + بیوفلاک نشاسته ذرت تغذیه شدند. در پایان دوره پرورش شاخص های رشد و بازماندگی ماهیان بررسی شدند. علاوه بر این برای بررسی کیفیت فیله ماهیان پرورشی، آزمایش های ارزشیابی حسی ماهیان خام (بلافاصله بعد از صید)، جمود نعشی (3، 6 و 24 ساعت پس از صید)، بار باکتریایی، pH، رطوبت تحت فشار و همچنین TVN نیز به مدت 16 روز (هر چهار روز یکبار) انجام شد.
    نتایج
    نتایج نشان داد، تیمار بیوفلاک نشاسته، کمترین ضریب تبدیل غذایی و بیشترین ضریب چاقی را به خود اختصاص داد که این اختلاف در مقایسه با تیمار شاهد معنی دار بود. شاخص های جمود نعشی و بار باکتریایی گوشت ماهیان پرورشی تفاوت معنی داری میان تیمارها نداشتند. pH گوشت کپور ماهیان با گذشت زمان نگهداری افزایش یافت  ولی در انتهای دوره نگهداری اختلاف معنی دار میان تیمارها دیده نشد. کمترین  مقدار TVN اولیه در گوشت ماهیان تیمار نشاسته (mg 5/2 ± 0/9  نیتروژن بر  g 100 گوشت)  بود اما این شاخص در سایر تیمارها بالاتر از mg  20  بر  g 100  گوشت بود. نتیجه گیری نهایی: در مجموع بر اساس نتایج این تحقیق گوشت ماهیان پرورش داده شده در سیستم بیوفلاک نسبت به تیمار شاهد کیفیت قابل پذیرشی داشتند.
    کلیدواژگان: کپور معمولی، سیستم بیوفلاک، کیفیت گوشت، منابع کربنی
  • مریم عزیزخانی*، فهیمه توریان صفحات 65-72
    زمینه مطالعه
    : استافیلوکوکوس اورئوس یکی از مهمترین باکتری های بیماریزا برای انسان به شمار می رود که به راحتی طی ذبح، فرآوری، بسته بندی، نگهداری و دستکاری گوشت و محصولات گوشتی به علت عدم رعایت موازین بهداشتی به ماده غذایی انتقال می یابد و  موجب بروز مسمومیت غذایی استافیلوکوکی می گردد.
    هدف
    هدف این مطالعه بررسی آلودگی به استافیلوکوکوس اورئوس و ارزیابی فراوانی ژن های عامل انتروتوکسین های استافیلوکوکی در گوشت گوساله چرخ شده خام و طبخ شده در اغذیه فروشی های استان مازندران بود.
    روش کار
    150 نمونه گوشت چرخ شده گوساله (95 نمونه خام و 55 نمونه طبخ شده) به روش نمونه گیری تصادفی از اغذیه فروشی های استان مازندران، طی خرداد و تیر ماه 1396، جمع آوری گردید. شمارش استافیلوکوکوس اورئوس با استفاده از محیط بردپارکر آگار انجام شد. فراوانی ژن های انتروتوکسین های A-E و G، H، I و شبه J با تکنیک PCR لحظه به لحظه ارزیابی گردید.
    نتایج
    68درصد از نمونه ها آلوده به استافیلوکوکوس اورئوس بودند. میانگین تعداد در نمونه های گوشت چرخ شده خام و طبخ شده، به ترتیب، برابر با cfu/g 105×1/3 و cfu/g 103×7/5 بود. در میان 92 جدایه، 23 جدایه (25درصد) حامل ژن کد کننده انتروتوکسین بودند. از 23 جدایه فوق، 15 جدایه (2/65درصد) حامل یک ژن انتروتوکسین و بقیه حامل بیش از یک ژن بودند.  دو جدایه دارای ژن های SEA و SEC، دو جدایه حامل ژن هایSEA  و SEE، یک جدایه حامل ژن هایSEA  و SEG، یک جدایه حامل ژن های SEC و SEI، یک جدایه حامل ژن های SEA ،SEC و SEG  و یک جدایه حامل ژن های SEE و SEG  بود. نتیجه گیری نهایی: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تعداد سویه های انتروتوکسیژنیک استافیلوکوکوس اورئوس در نمونه های گوشت چرخ شده در اغذیه فروشی های استان مازندران به میزان قابل ملاحظه ای بالاست.
    کلیدواژگان: استافیلوکوکوس اورئوس، انتروتوکسین، ژن، گوشت
  • بهداشت و بیماری های آبزیان
  • سکینه مشجور، مجتبی علی شاهی*، زهرا طولابی دزفولی صفحات 73-82
    زمینه مطالعه
    نظر به گرایش فزاینده به استفاده از نانو مواد مختلف در سطح جهان و راه یابی نهایی آن ها به اکوسیستم های آبی، سنجش سمیت آن ها بر محیط زیست آبزیان و ارائه راهکارهای زیست سازگار در تولید آن ها، ضروری به نظر می رسد.
    هدف
    در این راستا در تحقیق حاضر، سمیت نانوذرات نقره شیمیایی و بیوسنتز شده توسط جلبک های دریایی با استفاده از نشانگر زیستی آلودگی، ناپلیوس آرتمیا (Artemia fransiscana) ارزیابی و مقایسه گردید.
    روش کار
    به این منظور از روش استاندارد OECD استفاده شد. بدین صورت که منظور ناپلی آرتمیا، در غلظت های متوالی افزایشی نانوذرات نقره شیمیایی و بیوسنتز شده با استفاده از عصاره آبی دو گونه ماکروجلبک دریایی Ulva flexuosa (جلبک های سبز) وSargassum boveanum (جلبک های قهوه ای) قرار داده شد و تلفات ناپلی ها در زمان های h 12،24، 36 و 48 بعد از مجاورت ثبت و با نرم افزار Probit آنالیز گردید.
    نتایج
    نتایج نشان داد که سمیت هر سه نوع نانوذره نقره بر ناپلی آرتمیا با افزایش غلظت و نیز با افزایش مدت زمان مجاورت روند افزایشی داشته و تفاوت ها میان آن ها معنی دار بود (0.05>P). بطوریکه h LC5048، در نانوذرات نقره شیمیایی 8/31 و در نانوذرات نقره بیوسنتزی ازU. flexuosa وS. boveanum به ترتیب برابر mg/l 9/366 و 1/141 بود. نتیجه گیری نهایی: مقایسه نتایج سمیت این سه نوع نانوذره در ناپلی آرتمیا، نشان داد که در غلظت های مشابه، نانوذرات نقره شیمیایی تا 10 برابر سمی تر از نانوذرات بیوسنتزی بودند علاوه بر این سمیت نانوذرات نقره بیوسنتز شده توسط جلبک های دریایی به نوع جلبک نیز بستگی دارد چرا که نانوذرات نقره بیوسنتز شده توسط U. flexuosa در مقایسه با نوع تهیه شده از S. boveanum پتانسیل سمیت کمتری را نشان دادند.
    کلیدواژگان: سمیت، بیوسنتز، نانوذرات نقره، ماکروجلبک دریایی، آرتمیا فرانسیسکانا
  • داریوش عبداللهی آرپناهی*، حجت الله جعفریان، مهدی سلطانی، مهسا نادری سامانی، احمد حسن پور فتاحی صفحات 83-92
    زمینه مطالعه
    پروبیوتیک ها نقش مهمی در ارتقای پاسخ های ایمونولوژیکی میگو ها داشته ولی اطلاعات کمی در رابطه با تاثیر مقایسه ای پروبیوتیک های تجاری و بومی بویژه در مراحل لاروی و پست لاروی میگو وجود دارد.
    هدف
    این مطالعه 60 روزه با هدف تعیین تاثیر باکتری ‎های پروبیوتیکی تجاری و بومی (Bacillus subtilis وBacillus licheniformis) بر برخی از شاخص های ایمنی و آنزیم ‎های سرمی میگوی وانامی (Litopenaeus vannamei) صورت پذیرفت.
    روش کار
    سه جیره آزمایشی با غلظت یکسان CFU/g 106×5/1 با باکتری‎ های تجاری و بومی مکمل سازی شدند. . شاهد (بدون مکمل سازی با پروبیوتیک)، 1D (پروبیوتیک تجاری)، 2D (پروبیوتیک تجاری+ بومی)، 3D (پروبیوتیک بومی) برای آزمایش در نظر گرفته شدند. در پایان دوره آزمایش، همولنف میگو ها با استفاده از سرنگ از حفره شکمی گرفته شد و جهت بررسی شاخص های همولنف به میکروتیوب ‎های حاوی محلول ضد انعقاد انتقال داده شد و جهت بررسی سظح آنزیم های سرمی، بدن آن ‎ها هموژن و عصاره آن مورد آنالیز بیوشیمیایی قرار گرفت.
    نتایج
    تعداد هموسیت کل، سلول‎ های دانه‎دار بزرگ، سلول‎ های نیمه دانه‎دار و هیالین در تیمارهایی که از پروبیوتیک تجاری تغذیه کردند در مقایسه با گروه شاهد افزایش یافت و اختلاف معنی‎داری بین آن‎ ها مشاهده گردید (05/0<P). میزان آنزیم‎های آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) بطور معنی‎داری در گروه‎های آزمایشی در مقایسه با شاهد کاهش یافت (05/0<P). با این وجود، میزان آنزیم آلکالین فسفاتاز (ALP) پست لاروها تحت تاثیر پروبیوتیک‎های مکمل سازی شده قرار نگرفت و معنی‎دار نبود (05/0<P). نتیجه گیری نهایی: باسیلوس‎های پروبیوتیکی قابلیت تاثیر گذاری بالایی بر شاخص ‎های ایمنی همولنف و کاهش میزان آنزیم‎ های ALT و AST در پست‎لاروهای میگوی وانامی دارند و این پروبیوتیک می‎تواند مکمل مناسبی برای جیره غذایی میگوی وانامی باشد.
    کلیدواژگان: پروبیوتیک، شاخص های ایمنی، آنزیم های سرمی، شاخص ایمنی، میگوی وانامی
  • تکاور محمدیان*، سراج بیتا، رسول ناصری پورتک لو صفحات 93-103
    زمینه مطالعه
    استفاده از پروبیوتیک ها در آبزی پروری به دلیل اثرات مفید در سلامت ماهی رشد فزاینده ای دارد. محافظت پروبیوتیک ها با پوشش های فیزیکی علاوه بر جلوگیری از غیر فعال شدن آن ها در شرایط معدی - روده ای ماهی، توان پروبیوتیکی آن ها را بهبود می بخشد.
    هدف
      بررسی اثر ریز پوشانی باکتری پروبیوتیکی لاکتوباسیلوس پلانتاروم (Lactobacillus plantarum) با نانوذرات آلژینات/کیتوزان بر ویژگی های پروبیوتیکی آن در شرایط برون تنی (Invitro) و نیز اثرات پروبیوتیکی آن در فیل ماهی جوان (Huso huso) می باشد. 
    روش کار
    ابتدا اثر ریزپوشانی باکتری بر ویژگی های پروبیوتیکی باکتری در شرایط برون تنی و سپس اثر آن در فیل ماهی جوان مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور تعداد 480 قطعه فیل ماهی با جیره های آزمایشی در چهار تیمار (تیمار T1 با خوراک حاوی آلژینات/کیتوزان بدون پروبیوتیک، T2 با خوراک حاوی پروبیوتیک ریزپوشانی شده با آلژینات/کیتوزان، T3 با خوراک حاوی پروبیوتیک بدون پوشش و گروه کنترل با خوراک پایه ) به مدت 60 روز تغذیه شدند. سپس به مدت 15 روز با غذای فاقد پروبیوتیک غذادهی شدند. فاکتورهای بیوشیمیایی در روزهای 30، 60، 75 مورد بررسی قرار گرفتند.
    نتایج
    نتایج حاصل نشان دهنده این امر بود که  ویژگی های پروبیوتیکی لاکتوباسیلوس پلانتاروم ریز پوشانی شده در شرایط برون تنی بطور معنی داری نسبت به باکتری معمولی ارجحیت داشت (05/0>P). در اکثر فاکتورهای بیوشیمیایی بجز تری گلیسرید در تیمار پروبیوتیک ریزپوشانی شده اختلاف معنی داری با سایر تیمارها داشت (05/0>P). نتیجه ‏گیری نهایی: مطالعه حاضر نشان دهنده این امر می باشد که ریزپوشانی باکتری با نانوذرات کیتوزان/آلژینات کارایی پروبیوتیکی باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم را بهبود می‏ بخشد  و می تواند عملکرد مثبت پروبیوتیکی بر فاکتورهای بیوشیمیایی پلاسما را بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: لاکتوباسیلوس پلانتاروم، نانوذرات کیتوزان، آلژینات، فاکتور بیوشیمیایی
  • تکنیک های تصویربرداری تشخیصی
  • سعیده افتخاری، مجید مسعودی فرد*، مهدی نصیری، امیر رستمی، سینا بیات سرمدی، زهرا محسنی، آرتیمس یحیایی صفحات 105-115
    زمینه مطالعه
    الگوی آلوئولار در ریه سگ ها در اثر چندین عارضه مختلف همانند پنومونی، ادم و خونریزی ریوی می تواند رخ دهد ولی تفریق این عوارض از هم و تشخیص علت ایجاد الگوی آلوئولی با رادیوگرافی معمولا امکانپدیز نیست.
    هدف
    بررسی عدد هانسفیلد و الگوی ریوی ناشی از پنومونی در سگ ها با استفاده از تصاویر سی تی اسکن و تایید تشخیص عارضه با روش آسپیراسیون با سوزن از بافت درگیر ریه با هدایت سی تی به عنوان روش تشخیصی بسیار مطمئن و بی خطر.
    روش کار
    در این تحقیق از ده سگ دارای علائم تنفسی مشکوک به پنومونی پس از تایید وجود الگوی آلوئولار در ریه به وسیله رادیوگرافی، و بررسی های هماتولوژی، تصاویر سی تی اسکن تهیه شد. سپس ماده حاجب یددار یوهگزول از کاتتر وریدی به درون ورید سفالیک تزریق و پس از 5/1 تا 3 دقیقه سی تی اسکن تکرار شد. در نمای عرضی سی تی از نواحی درگیر ریه آسپیراسیون انجام و از محتویات آلوئول ها نمونه هایی بر روی لام تهیه و جهت تشخیص قطعی نوع عارضه به آزمایشگاه ارسال گشت. پس از تایید عارضه پنومونی توسط آزمایشگاه تصاویر سی تی به دقت بررسی و الگوی درگیری ریه و عدد هانسفیلد مشخص شد.
    نتایج
    در همه بیماران نواحی شکمی ریه ها در بخش های جلویی و میانی درگیر بود. درگیری ریه چپ شدیدتر بود. میانگین عدد هانسفیلد نواحی درگیر ریه قبل از تزریق ماده حاجب بین 31 تا 39 و پس از تزریق بین 46 تا 70 بود. یعنی حدود 15 تا 30 واحد افزایش را نشان می داد. همچنین ماده حاجب با افزایش کنتراست نواحی درگیر باعث تفریق بافت درگیر ریه از بافت های نرم مجاور گشت. آزمایش هماتولوژی نیز در همه بیماران عفونت را نشان می داد. نتیجه گیری نهایی: با توجه به نتایج این تحقیق می توان از سی تی اسکن و آسپیراسیون ریه با هدایت سی تی برای تشخیص قطعی عارضه پنومونی استفاده نمود
    کلیدواژگان: سگ، پنومونی، سی تی اسکن، یوهگزول، آسپیراسیون
  • علوم پایه بیوشیمی،آناتومی-جنین-بافتشناسی-فیزیولوژی
  • سید محمد علی جلالی*، مسیب کیانی، سید امیر حسین جلالی، جواد پوررضا صفحات 117-126
    زمینه مطالعه
    منابع روغن ماهی برای استفاده در آبزی پروری محدود است و منابع مختلف روغن ترکیب اسیدهای چرب متفاوتی دارند.
    هدف
    هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات منابع روغن های گیاهی سویا و کلزا به جای روغن ماهی، با و بدون مکمل ال کارنیتین بر عملکرد رشد و فراسنجه های بیوشیمیایی سرم خون ماهی قزل آلای رنگین کمان انگشت قد بود.
    روش کار
    180 قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزن g 2±28 در یک آزمایش فاکتوریل 3×2 به مدت 10 هفته از شش جیره غذایی شامل سه نوع روغن ماهی، سویا و کلزا با دو سطح صفر و g/kg 1 ال کارنیتین در جیره تغذیه شدند و افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک، رشد ویژه، راندمان لاشه و کبد، و نیز آلبومین، پروتئین کل، کلسترول، تری گلیسیرید و لیپوپروتئین با چگالی بالای سرم خون ماهی ها در پایان آزمایش اندازه گیری شد.
    نتایج
    جایگزینی روغن سویا و کلزا با روغن ماهی در جیره غذایی تاثیری بر افزایش وزن، مصرف خوراک، ضریب تبدیل خوراک و رشد ویژه، وزن بدن، لاشه، کبد، وزن نسبی آن ها و شاخص فربهی ماهی ها نداشت اما افزودن مکمل ال کارنیتین به جیره غذایی سبب بهبود معنی دار افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک و افزایش شاخص فربهی ماهی ها شد (05/0>P). روغن سویا سبب افزایش معنی دار کلسترول و تری گلیسیرید سرم خون ماهی ها شد و روغن کلزا سبب کاهش معنی دار گلوبولین و لیپوپروتئین با چگالی بالای سرم خون ماهی ها شد (05/0>P). ال کارنیتین سبب افزایش معنی دار پروتئین کل و کلسترول سرم خون ماهی ها شد(05/0>P). نتیجه گیری نهایی: نتیجه این پژوهش نشان داد که روغن ماهی می تواند در جیره ماهی قزل آلای رنگین کمان با روغن سویا یا کلزا جایگزین شود و پاسخ های رشد و فراسنجه های بیوشیمیایی خون ماهی قزل آلای رنگین کمان به مکمل ال کارنیتین، بستگی به نوع منبع روغن جیره غذایی دارد.
    کلیدواژگان: روغن گیاهی، روغن ماهی، ال کارنیتین، بیوشیمی خون، قزل آلای رنگین کمان
  • میکروبشناسی و ایمنی شناسی
  • ریحانه قربان پور، غلام رضا نیکبخت بروجنی*، سید امیر حسین جلالی صفحات 127-141
    زمینه مطالعه
    تلاش ها در زمینه تهیه واکسن های کارآمد برای مقابله با ایکولای انتروتوکسیژنیک (ETEC) به سمت شناسایی پادگن های حراست شده ژنومی معطوف شده است. پادگن 43 یکی از اعضای خانواده بزرگ پروتئین های ترشحی باکتری ایکولای و سایر باکتری های گرم منفی با نام اتوترانزپورترها (ATs) است. پروتئین های اتوترانزپورتر ساختمان حراست شده مشابهی دارند و تعدادی از آن ها به دنبال عفونت های طبیعی و تجربی ETEC شناسایی شده اند. پادگن 43 با داشتن خصوصیات حدت زای تجمع سلولی و تشکیل بیوفیلم و حضور در سرم انسان های مبتلا به اسهال ناشی از ETEC، هدف ارزشمندی در تهیه واکسن محسوب می شود.
    هدف
    در این مطالعه با بهره گیری از روش های تجربی و ایمونوانفورماتیک به بررسی دقیق ساختار آنتی ژنی و ارزیابی ایمنی زایی پروتئین پادگن 43 سویه 510 ایکولای ETEC جدا شده از گوساله ها پرداختیم.
    روش کار
    توالی اسیدآمینه ای، خصوصیات فیزیکی- شیمیایی، پایداری، ساختار دوم و سوم پروتئین و  توانایی بالقوه در ایجاد پاسخ های ایمنی سلول های B و T با دارا بودن اپی توپ های موثر و خصوصیات آلرژی زا بودن آن از جمله شاخص های مورد توجه در این پژوهش هستند.
    نتایج
    در این مطالعه 15 قطعه پپتیدی محرک پاسخ یاخته های B و T شناسایی شده است که تعداد 9 عدد از آن ها به عنوان پادگن معرفی گردیدند. نتیجه گیری نهایی: نتایج حاصل از مطالعات مجازی (in-silico) انجام شده روی این پروتئین حاکی از مناسب بودن آن برای تهیه واکسن های کلی باسیلوز گاو  است.
    کلیدواژگان: ایمونوبیوانفورماتیک، ایکولای انتروتوکسیژنیک (ETEC)، اتوترانزپورتر، پادگن 43، کلی باسیلوز
  • افسانه حسینی، سعید سالاری*، احمد راشکی، محمد جهان تیغ صفحات 143-152
    زمینه مطالعه
    مکانیسم پاتوژنز و نقش فاکتورهای حدت اشریشیاکلی بیماریزای طیور هنوز مبهم است. همان طور که صنعت تکثیر و پرورش شتر مرغ رو به رشد است، ارتباط بین شترمرغ و طیور اهلی نیز احتمالا رو به افزایش می باشد. گزارشاتی وجود دارد مفید بودن مطالعه همزمان دو ژن حدت iss و bor به علت شباهت ساختمانی و عملکردی آن ها را در اشریشیاکلی نشان داده است.
    هدف
    بررسی حضور و مقایسه فراوانی دو ژن موثر در مقاومت سرمی در اشریشیا کلی جدا شده از شترمرغ های به ظاهر سالم  با اشریشیا کلی جدا شده از مدفوع طیور مبتلا به کلی باسیلوز.
    روش کار
    مطالعه مقطعی-توصیفی است. حضور ژن های iss و bor توسط PCR در اشریشیا کلی جدا شده از نمونه مدفوع شتر مرغ های به ظاهر سالم و مدفوع طیور مبتلا به کلی باسیلوز بررسی و مقایسه شد.
    نتایج
    فراوانی ژن iss در اشریشیا کلی جدا شده از مدفوع شتر مرغ های به ظاهر سالم (50درصد)، بدون تفاوت معنی دار، کمتر از طیور مبتلا به کلی باسیلوز (4/64درصد) بود (0.05>P). فراوانی ژن bor، بدون تفاوت معنی دار، در اشریشیاکلی جدا شده از مدفوع شتر مرغ های به ظاهر سالم (8/31درصد) بیشتر از طیور مبتلا به کلی باسیلوز (6/15درصد) مشاهده گردید (0.05>P). فراوانی جدایه های اشریشیاکلی حاوی هر دو ژن در مدفوع شتر مرغ و طیور مبتلا به کلی باسیلوز، بدون تفاوت معنی دار،  به ترتیب 2/18درصد و 1/11درصد حاصل شد (0.05>P). نتیجه گیری نهایی: توزیع آماری دو ژن iss و bor در مدفوع شترمرغ های به ظاهر سالم و طیور مبتلا به کلی-باسیلوز یکسان بوده و با توجه به سالم بودن شترمرغ های مورد مطالعه، احتمالا مکانیزم های بیماریزایی باکتری در شترمرغ با طیور متفاوت و این جدایه ها، عواملی، غیر از ژن های مورد مطالعه در تحقیق حاضر را برای ایجاد بیماری در شترمرغ به کار می گیرند که این مطلب نیاز به بررسی ژن های حدت بیشتری در این جدایه ها دارد. به علاوه، می توان مدفوع شتر مرغ را به عنوان منبعی برای جابجایی ژن iss و bor بین طیور در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: اشریشیاکلی، iss، bor، شترمرغ، کلی باسیلوز
|
  • Shohreh Alian Samakkhah, Aalireza Bahonar *, Farshad Zaynolabedini Tehrani, Seyed Ali Ghafouri, Avesta Sadrzadeh, Mohammad Hosein Fallah Mehrabadi Pages 1-10
    BACKGROUND
      Among infectious diseases, Newcastle disease, due to being highly contagious and its rapid spread among poultry and other bird species, is a deadly viral disease and is considered a global threat to the poultry industry.
    Objectives
    To determine the occurrence of Newcastle disease in poultry broiler farms reported to the Iranian veterinary organization during the study period.
    Methods
    This is a cross-sectional study from September 2013 to March 2015. During this study, from 185 farms and a total of 3700 bird sera, cloacal and tracheal swabs were sampled and tested using a haemagglutination inhibition test and reverse transcriptase polymerase chain reaction respectively.
    Results
    In this study, of a total of 185 farms reported to the Iranian Veterinary Organization, 115 farms (62.16%, 95%CI: 55.17-69.14) were positive for Newcastle disease viruses and then using specific primers, 69 farms (37.3%, 95%CI: 30.33-44.26) had vaccinal pathotype (non-acute) and 46 farms (25%, 95%CI: 18.76-31.23) had acute pathotype (field virus). The mean±SD age of infected poultry was 24.63±5.38 days and antibodies titer against Newcastle disease virus was 5.97±1.21. The highest mortality rates were observed in the spring (32.34%) and winter (26.9%), respectively. Mazandaran (37%) and Isfahan (22%) province had the highest percentage of farms with Newcastle disease.
    Conclusions
    The findings of this study suggested virulent Newcastle virus strains are circulating in the Iranian commercial broiler farms in the mentioned time and with high occurrence. Therefore, the relevant authorities need to make correct decisions to reduce the risk of Newcastle disease in the Iranian poultry industry and its control.
    Keywords: Newcastle disease, Broiler Chicken, Case series, Pathotype, RT-PCR
  • Baharak Mohammadian, Saied Bokaie *, Mojtaba Moharrami, Sedigheh Nabian, Mohammad Forsi Pages 11-18
    BACKGROUND
    Colony Collapse Disorder is a mysterious phenomenon in which worker bees abruptly disappear from a beehive.
    Objectives
    The aim of this study was to estimate the prevalence of CCD and its relation to climate and Nosema spp infections.
    Methods
    This Cross sectional study was done from April to September 2016. With respect to different climatic zones of the country, a total of 183 ‎apiaries were selected. In each apiary, 5 percent of the colonies were ‎randomly sampled. Adult bee samples were then examined for the presence of Nosema infections using PCR. Data were analyzed by Chi-square using SPSS version 21.0.
    Results
    The results showed the prevalence of colony collapse disorder in the studied apiaries at 26.8%. The CCD prevalence was ‎20.5% in ‎humid, ‎16.1% in semi humid‎, ‎22.7% in very humid, 38.2% in arid, ‎43.8% in semi-‎arid and ‎16% in Mediterranean conditions. Comparing CCD phenomenon in different climatic regions, there were significant differences (P<0.05). The prevalence of Nosema ceranae infection was 85 (46.4%), however, infection with Nosema apis was not observed in the samples either in pure form or as ‎associated infection. There was no statistical significant difference between symptomatic and asymptomatic apiaries with colony collapse disorder in terms of presence or absence of N.ceranea (P>0.05).  
    Conclusions
    The results suggest that climate could influence the prevalence of Colony Collapse Disorder. It may be due to different foraging resources in under studied area. According to findings of this study it seems that N.ceranea alone cannot be the cause for CCD. Further studies are needed to clarify the interactions between climate and other possible causes.
    Keywords: Colony Collapse Disorder, Nosema ceranea, Nosema apis, Honeybee, Apiary
  • Mohammad Bagher Khadem Eerfan, Salar Shariati, Ashkan Faridi, Ebrahim Ghaderi, Khorush Javan, Ghasem Zamini * Pages 19-26
    BACKGROUND
    Toxoplasma gondii is an obligate intracellular protozoon with worldwide distribution that infects human and a wide spectrum of warm- blooded animals.
    OBJECTIVES
    The aim of the study is to survey the prevalence of T.gondii antibody in slaughtered livestock in slaughterhouse with modified agglutination test in Sanandaj in 2015.
    Methods
    Totally 343 serum samples were collected from 130 cows, 111 sheep and 102 goats from May to July 2015 in Sanandaj slaughterhouse. Sera were examined with modified agglutination test (MAT) for T.gondii antibody and 1.40 titer antibody and above was considered as positive.
    Results
    Antibodies of T.gondii were found in sera of 51 out of 343 (15.45%) samples. From 51 seropositive sera, 13 cows (23.84), 13 goats (12.74%) and 9 sheep (8.1%) were infected. The differences among species were statistically significant (P≥.002).
    Conclusions
    Results indicate that T. gondii in sheep, goats and especially cows is prevalent, so consumption of undercooked meats should be avoided, also the prevention methods of infection should be taught to the people and due to the possibility of limitations in the results of serological tests, repetition of the study using molecular techniques is recommended
    Keywords: Toxoplasma gondii, protozoa, Livestock, MAT, parasite
  • Elnaz Nezami, Mohsen Arbabi *, Hossein Hooshyar, Mahdi Delavari Pages 27-34
    BACKGROUND
    Dicrocoeliasis is one of the commonest parasitic diseases of the bile ducts and gallbladder in a wide range of mammals including ruminants and sometimes human being. The disease is really important in medicine, economy, and veterinary medicine. Annually, slaughter house loses a huge amount because of losing a great deal of valuable proteins in people daily diets. In order to bring the disease under control, morphological and molecular analysis of parasite in endemic districts is essential.
    OBJECTIVES
    The present study was conducted to determine the morphological as well as molecular characterization of cattle, sheep and goats isolated from Dicrocoelium by applying ND1 genetic marker in the Markazi province, Iran.
    METHODS
    In this cross-sectional study 480 fresh adult worms were collected from livers of 120 cattle, sheep and goats slaughtered in abattoirs in Markazi province. To diagnose the species of parasite, morphometric indices of mature worms were calculated based on standard parameters. Then DNA of 60 isolates with different morphometric characteristics was extracted and PCR reaction was performed for a part of ND1 (mtDNA). PCR was purified and its sequence was defined, the percentage of genetic similarity was compared to cases registered by GenBank and the exact species of parasite was recognized.
    RESULTS
    The morphometric analysis in all isolates was as follows: testicles were sequential, the length and the width of the worm for all cattle, sheep and goat isolates were 7994±967µm, 6844±100µm, 6570±110µm (P<0.0001) and 1649±339µm, 1490±221µm and 1430±252µm (P<0.0001) respectively. The proportion of the length to the width was 4.87±0.641, 4.58±0.625, and 4.64±0.622 respectively. All the results mentioned above confirmed Dicrocoelium dendriticum in the hosts of the district under investigation. The analysis of the gel electrophoresis in all isolates showed the existence of band 200pb.The percentage of genetic similarity to the registered items, cases were determined by the Gen bank between 97 and 99 percent.
    CONCLUSIONS
    Molecular identification and morphometric assays clearly showed that D. dendriticum is the only agent of Dicrocoeliasis among cattle, sheep and goats in the Marakazi province, Iran. Molecular diagnosis of parasite by applying genetic marker of the nucleus is recommended.
    Keywords: Dicrocoelium dendriticum, Morphometric assays, Molecular identification, ND1 gene, Livestock
  • Mana Khorasaninejad, Reza Taati *, Hamid Abdollahpour Biria Pages 35-43
    BACKGROUND
    Enzymes are organic catalysts that trigger and/or accelerate chemical reactions.
    OBJECTIVES
    This research was done to compare the separate and combined levels of commercial multienzymes on feeding efficiency and carcass chemical composition of common carp (Cyprinus carpio).
    METHODS
    Total number of 96 common carp fingerlings weighing 13.06±2.56g were distributed in six treatments including control (without multienzyme), 1 g/kg Combo, 1.5 g/kg Combo, 1 g/kg Natuzyme Plus, 1.5 g/kg Natuzyme Plus and mixture of 1g/kg Combo+1 g/kg Natuzyme Plus in two replicates for 8 weeks.
    RESULTS
    Growth indices such as the final weight, percentage of body weight increase, specific growth rate, food conversion ratio and average daily growth in treatment 1g/kg Natuzyme Plus showed significant differences compared to other experimental treatments (P<0.05). Also, all experimental treatments had better condition in comparison with the control. The highest condition factor was seen in fish fed 1.5 g/kg Natuzyme Plus which showed significant difference with 1.5 g/kg Combo (P<0.05). Common carp fingerlings fed mixture of Combo+Natuzyme Plus recorded a slight increase in protein content of carcass compared to other dietary treatments. Fish fed multienzymes had less (P>0.05) lipid content of carcass in comparison with the control. There was no significant difference in ash and moisture contents of carcass (P>0.05).
    CONCLUSIONS
    According to results, it can be stated that Natuzyme Plus at the level of 1.5 g/kg can be effective in improvement of growth performance and feed efficiency in farmed common carp fingerlings.
    Keywords: Multienzyme, Natuzyme Plus, Combo, Growth, Common carp
  • Hossein Panahi Sahebi, Abolghasem Esmaeili Fereidouni *, Mohammad Reza Imanpour, Ali Taheri Mirghaed, Abbass Barari, Mashallah Kavianpour Pages 45-53
    BACKGROUND
    Probiotics and prebiotics are the most important bioactive compounds for aquatic health.
    OBJECTIVES
    In this study, the effects of prebiotic (immunowall) and probiotic (primalac) were assessed on growth performance, survival, body composition, and blood biochemical parameters in the Caspian Sea common carp Cyprinus carpio fingerlings.
    METHODS
    Juveniles (n = 100 per tank, 21 tanks) were distributed in four inclusion levels (each in three treatments) of 0, 0.05, 0.1 and 0.15% of immunowall and primalac inclusions for a period of 56 days. Growth, body composition, and hematological parameters have been evaluated in different inclusion levels at the end of culture period.
    RESULTS
    The increment of body weight, specific growth rate, and feed conversion ratio in fish fed with diets containing 0.15% prebiotic and 0.1% probiotic improved considerably compared to other treatments. The survival rate of the juveniles was not significant between treatments, and the group fed with the pre- and probiotics revealed higher survivals. Protein content in the group fed with the pre- and probiotic showed significantly higher contents compared to the control group, and lipid content showed increasing trend in different inclusions. The red blood cells contents showed no differences between treatments; but the white blood cells contents revealed higher performances in the fish-fed probiotics compared to prebiotic and control groups.
    CONCLUSIONS
    These results recommend the addition of 0.1 % immunowall and 0.15 % primalac in the diets of the juveniles in terms of growth, feeding, and hematological indicators in the Caspian carp.
    Keywords: Common carp, Prebiotic Immunoval, Probiotic Primalac, Growth, Blood parameters
  • Farideh Bakhshi, Ebrahim H.Najdegerami *, Ramin Manaffar, Amir Tukmechi, Kaveh Rahmani Farah Pages 55-64
    BACKGROUND
    Based on previous studies, aquaculture systems affect on flesh quality in cultured species. In biofloc system, as a modern and new aquaculture system, animals use microbial flocs as feed and it seem such flocs affect on bodycomposition.
    OBJECTIVES
    The aim of this study was to evaluate growth and chemical, microbiological and sensory properties of common carp meat cultured in Biofloc system.
    METHODS
    Three hundred healthy fingerlings were randomly distributed in 12 tanks (70 L) at a density of 8.3 kg m-3 and fed experimental treatments: commercial diet as a control and three biofloc treatments including sugar beet molasses biofloc (SBM+BFT), sugar biofloc (S+BFT) and corn starch biofloc (CS+BFT). Fish in BFT treatments were fed at 75% of the daily feeding rate of control. At the end of experiment, growth performance and survival investigated. In addition to evaluate cultured fish meat quality, sensory properties of raw fish (day 0), rigor mortis (3, 6 and 24 h after catch), bacterial count, pH, expressible moisture and TVN were also assessed during 16 days, (every 4 days).
    RESULTS
    The results indicated that the lowest food conversion ratio (FCR) and highest condition factor was observed in fish fed BC which differed significantly from control (P<0.05). No significant difference among treatments was observed in rigor mortis and bacterial count (P>0.05). pH in carp flesh increased gradually during storage time (P<0.05), but at the end of the storage period no significant difference was found between the treatments (P>0.05). The lowest primary TVN was seen in BS treatment (9.0 ± 0.2 mg N/100g flesh) but in other treatments TVN was higher than 20 mg/ 100g flesh (P<0.05).
    CONCLUSIONS
    Overall, based on the results of this study, biofloc cultured fish flesh had acceptable quality in comparison with control fish.
    Keywords: Biofloc system, Common carp, Flesh quality, Carbon sources
  • Maryam Azizkhani *, Fahimeh Tooryan Pages 65-72
    BACKGROUND
    Staphylococcus aureus is one of the most important pathogenic bacteria for human that is easily transferred during slaughtering, processing, packaging, storage and handling of meat and meat products as a result of poor hygienic principles, and causes staphylococcal food poisoning.
    Objectives
    The objective of this study was to evaluate the contamination of raw and cooked ground beef in retail shops of Mazandaran to S. aureus and also detection of enterotoxin-producing genes in the isolates.
    Methods
    One-hundred fifty ground beef samples (95 raw and 65 cooked) were collected randomly from retail shops, 21 May-21 July 2017. S. aureus was counted via culturing on Baird Parker Agar medium. Detection of enterotoxins A-E and G, H, I and J producing genes was conducted applying real-time PCR technique.
    Results
    68% of samples showed S. aureus contamination. The average count in raw and cooked ground beef samples was 3.1×105 cfu/g and 5.7×103 cfu/g, respectively. From 92 S. aureus isolates, 23 isolates (25%) were carrying enterotoxin coding genes; amongst them 15 isolates (65.2%) were carrying just a single gene and the rest more than one gene. Two isolates carrying SEA+ SEC, two isolates SEA+SEE, one isolate SEA+SEG, one isolate SEC+SEI, one isolate SEA+SEC+SEG and one isolate SEE+SEG.
    Conclusions
    These results show that enterotoxigenic S. aureus strains are present on considerable numbers in retail ground meat in Mazandaran.
    Keywords: enterotoxin, genes, Meat, Staphylococcus aureus
  • Sakineh Mashjoor, Mojtaba Aishahi *, Zahra Tulabi Dezfuli Pages 73-82
    BACKGROUND
     Considering the progressing tendency of administration of nanomaterials products in the world and their entrance to aquatic ecosystems, their toxicity assessment on the aquatic environment and proposing the biocompatible solutions in their production seems indispensable.
    OBJECTIVES
    In this study, the toxicity of silver nanoparticles (AgNPs), chemical and biosynthetic forms were evaluated using the biomarker, artemia nauplii (Artemia fransiscana).
    METHODS
    For toxicity assessment, the OECD standard method was used. The artemia nauplii were exposed to additive serial concentration of biosynthetic and chemical silver nanoparticles. For biosynthesis of silver nanoparticles, aqueous extracts of two species of marine macroalgae Ulva flexuosa (green algae) and Sargassum boveanum (brown algae) were used. Artemia nauplii mortality in the times of 12, 24, 36 and 48 hours after exposure to silver nanoparticles were recorded and analyzed via Probit software.
    RESULTS
    Survey findings showed that not only the toxicity of these three types of silver nanoparticles on artemia nauplii increased in a dose- dependent manner, but also their toxicity increased along with duration of exposure time. The toxicity of these nanoparticles were significantly different (P<0.05). The 48 h LC50 value of chemical AgNPs in the artemia nauplii was 31.8 mg/l, while 48 h LC50 for biosynthesis AgNPs  produced by U. flexuosa, and S. boveanum were 366.96 and 141.16 mg/l respectively.
    CONCLUSIONS
    Comparison of the toxicity of these three types of AgNPs on artemia nauplii showed that, the chemical form of AgNPs was more toxic (up to 10 times) than a biosynthetic form of AgNPs. Moreover, the source of biosynthesis of silver nanoparticles had a considerable impact on toxicity of final production, because a biosynthetic form of AgNPs produced by U. flexuosa was less toxic than the same form prepared from S. boveanum.
    Keywords: Toxicity, Artemia fransiscana, Marine macroalgae, Silver nanoparticles
  • Daruosh Abdollahi Arpanahi *, Hojatallah Jafaryan, Mehdi Soltani, Mahsa Naderi Samani, Ahmad Hasanpour Fatahi Pages 83-92
    BACKGROUND
    Probiotics have more functional effects on shrimp immunological parameters but there is less information on comparative effects of Commercial and Indigenous probiotics on post-larvae and larval stage of shrimp life.
    OBJECTIVES
    This 60 day study was conducted to determine the effect of probiotic bacterium commercial and allochthonous (Bacillus subtilis and Bacillus licheniformis) on some of immune parameters and serum enzymes in the whiteleg shrimp (Litopenaeus vannamei).
    METHODS
    Three experimental diets were supplemented with similar concentration of 1.5×106 Cfu/g by bacteria, commercial and allochthonous supplementation. Control  (without probiotic supplementation), D1 (commercial probiotic), D2 (commercial+allochthonous probiotic) and D3 (allochthonous probiotic) were used for the experiment. At the end of trial, to evaluate immune parameters, Shrimp hemolymph was collected by syringe into the ventral sinus of L. vannamei, transferred to a tube and allowed to anticoagulant. To investigate serum enzymes level, body shrimp were homogenized and extracts were analyzed biochemically.
    RESULTS
    Total haemocyte count (THC), large granular cells (LGC), semi granular cells (SGC) and hyaline cells (HC) treated with commercial probiotics increased in comparison with control and significant difference was observed (P<0.05). Enzyme alanine aminotransferase (ALT) and aspartate aminotransferase (AST) were significantly decreased in the experimental groups compared with control (P<0.05). However, post-larvae enzyme alkaline phosphatase was not found to be significantly affected by probiotic supplementation (P>0.05).
    CONCLUSIONS
    The probiotic Bacillus influenced the increase of the immune parameters haemolyph and decreased serum enzymes level and it is appropriate for supplementation in the diet of whiteleg shrimp post-larvae.
    Keywords: probiotic, serum enzymes, immune parameters, Litopenaeus vannamei
  • Takavar Mohammadiyan *, Seraj Bita, Rasul Naseri Pourtaklo Pages 93-103
    BACKGROUND
    The consumption of probiotics in aquaculture is constantly growing due to the numerous benefits conferred on the fish health. Degradation of probiotics in gastrointestinal tract is one of the most important challenges in probiotic efficacy. Encapsulating of probiotics within a physical barrier has been found to increase probiotic viability in fish gastrointestinal tract.
    Objectives
    In this study the effect of encapsulation of Lactobacillus plantarum with alginate/chitosan nano particles in in vitro situation and their effects in Huso huso were evaluated.
    Methods
    Firstly, in vitro probiotic potential including: pH and bile resistance, gastrointestinal juice tolerance was evaluated. Then effects of encapsulated probiotic were evaluated in Huso huso. 480 juvenile H. huso were randomly divided into four treatments in triplicates. Fish in T1 were fed with alginate/chitosan enriched free probiotic diet, T2 received encapsulated Lactobacillus plantarum, T3 received bacteria without any encapsulation and T4 received basic diet as a control group. All treatments were fed with experimental diets for 60 days and study lasted for 15 days with control diet in all fish. Fish samples were taken on days 30, 60 and 75 and bio chemically compared among the treatments.
    Results
    Results of first phase of study showed that mostly all probiotic properties of encapsulated bacteria were more appropriate than control treatment (P<0.05). Encapsulation of bacteria in both procedures enhanced almost all immunological parameters compared to control treatment (P<0.05). Higher Ca and Mg of plasma were observed in fish fed with Lactobacillus plantarum nano/microencapsulated and alginate/chitosan at day 30 and 60, whereas decreased TRI of plasma was observed in fish fed with Lactobacillus plantarum nano/microencapsulated at day 30.
    Conclusions
    It can be concluded that nano encapsulation of Lactobacillus plantarum with alginate/chitosan not only improved in vitro probiotic effects of L. plantarum, but also it can increase Biochemical parameters of H. huso and could improve the positive performance of probiotics activity.
    Keywords: Lactobacillus plantarum, Nano, microencapsulated alginate, chitosan, Biochemical factors
  • Saeideh Eftekhari, Majid Masoudifard *, Mahdi Nasiri, Amir Rostami, Sina Bayat Sarmadi, Zahra Mohseni, Artimes Yahyaei Pages 105-115
    BACKGROUND
    Alveolar pattern of the lung field is usually caused by several lung involvements such as edema, hemorrhage and pneumonia, but differentiation using radiography is usually impossible.
    Objectives
    Evaluation of HU and lung pattern of pneumonia in dogs using CT-scan technique and confirmation by CT assisted FNA as a safe diagnostic procedure.
    Methods
    In this study, 10 dogs with respiratory distress suspected for pneumonia were selected and radiography and CBC were used for evaluation of lung pattern and cytology. Before and after contrast medium injection, CT-scans of the lung field were achieved. Finally, in transverse CT sections, FNA of involved lung lobes was taken for cytologic evaluation. After the confirmation of pneumonia, CT scans were reevaluated with more attention and pulmonary pattern was described and HU of involved regions was measured.
    Results
    In all of the patients, ventral region of the lungs, especially cranial and middle lung lobes were involved and the involvement of the left lungs was prominent. The mean HU of the unhealthy lung parenchyma before contrast medium study was between 31 and 39, and after contrast study was between 46 and 70. It means the HU has been significantly increased. Also, the contrast of the involved lung regions was increased which helped to differentiate the unhealthy lung tissue from the adjacent soft tissues. Hematology tests in all of the patients were representative of infection.
    Conclusions
    Both CT-scan and CT assisted FNA from the lung are beneficial and practical methods for the diagnosis of pulmonary disorders such as pneumonia
    Keywords: Dog, Pneumonia, CT-scan, Iohexol, Aspiration
  • Seyed Mohammad Ali Jalali *, Mossayeb Kiani, Seyed Amir Hossein Jalali, Javad Pourreza Pages 117-126
    BACKGROUND
    The sources of fish oil for use in aquaculture is limited and different oil sources vary in fatty acid composition.
    OBJECTIVES
    The main objective of this experiment was to determine the effects of plant oil sources such as soybean and canola oils with or without L-carnitine supplement on some blood biochemical parameters and growth performance of fingerlings rainbow trout.
    METHODS
    In 3×2 factorial experimental design, 180 rainbow trout with 28±2 g initial body weight were randomly divided into six groups with three replicates and fed two times a day at ad libitum by dietary treatments during 10 weeks. The experimental diets contained three dietary oil sources such as fish, soybean and canola oil; and two supplemental dietaries L- carnitine levels (0 and 1 g.kg-1). Feed conversion ratio, specific growth rate, feed intake, body weight gain and blood biochemical parameters of fish such as albumin, total protein, triglyceride, cholesterol and high-density lipoprotein (HDL) were measured at the end of the experiment.
    RESULTS
    Replacement of fish oil by soybean and canola oil had no significant effect on growth performance such as body weight gain, feed intake, feed conversion ratio, specific growth rate, hepatosomatic index, carcass weight and condition factor of fish. L-carnitine supplement significantly improved weight gain and feed conversion ratio and increased condition factor of fish (P<0.05). Soybean oil significantly increased cholesterol and triglyceride level, and canola oil decreased HDL and globulin level in blood serum of fish (P<0.05).
    CONCLUSIONS
    Results of this study showed that fish oil could be wholly replaced by soybean or canola oil in the diet of rainbow trout and also physiological responses and growth performance of fish to carnitine supplement were affected by dietary oil sources.
    Keywords: plant oil, fish oil, L-carnitine, blood biochemical, rainbow trout
  • Reyhaneh Ghorbanpour, Gholamraza Nikbakhat Brujeni *, Seyed Amir Hossein Jalali Pages 127-141
    BACKGROUND
    Extensive effort is focused on identifying genomic conserved antigens in development of effective vaccine against Enterotoxigenic Escherichia coli. Antigen 43 is one of the members of a large secreted protein family named autotransporters in the E.coli and other gram negative bacteria. Autotransporter proteins have a similar conserved structure. Some of them are recognized during both experimental and naturally occurring ETEC infections. Antigen 43 is represented as a potential target in vaccine development because of its virulence functions such as cell aggregation, biofilm formation and its presence in convalescent sera from human patients with ETEC diarrhea.
    OBJECTIVES
    In this study, we carefully investigate antigenic structure and immunogenicity of the Antigen 43 protein of strain 510 E.coli isolated from calves by experimental methods and immunoinformatics tools.
    METHODS
    Amino acid sequence, physico-chemical parameters, stability, secondary and tertiary protein structure, the ability of induction the B and T cell immune responses by having the effective epitopes and also the allergenicity assessment were analyzed.
    RESULTS
    In this study, we identified 15 peptide sequences that can potentially induce B and T cell immune responses and finally, 9 of them were introduced as antigens.
    CONCLUSIONS
    The results of in-silico analysis on this protein suggested that it can be used in bovine colibacillosis vaccine development.
    Keywords: Immuno-Bioinformatics, Enterotoxigenic Escherichia coli (ETEC), Autotransporter, Antigen 43, Colibacillosis
  • Afsaneh Hosseini, Saeed Salari *, Ahmad Rashki, Mohammad Jahantigh Pages 143-152
    BACKGROUND
    The mechanism of pathogenesis and the role of virulence factors of avian pathogenic E. coli is still ill-defined. The ostrich industry is expanding, resulting in the interaction between poultry and ostrich. It is reported that the investigation of iss and bor virulence genes together, due to their structural and functional similarities, is valuable.
    Objectives
    The investigation and comparison of presence of two genes involved in serum resistance, iss and bor, in E. coli isolated from apparently healthy ostriches and poultry with colibacillosis.
    Methods
    As a cross-sectional study, E. coli was recovered from fecal samples of apparently healthy ostriches and poultry with colibacillosis, and iss and bor genes were screened and compared via PCR in E. coli isolates.
    Results
    iss frequencies, with no statistical difference, were 50% and 64.4% in E. coli isolated from apparently healthy ostriches and poultry with colibacillosis, respectively (P>0.05). 31.8% and 15.6% of E. coli isolated from apparently healthy ostriches and poultry with colibacillosis were positive for bor, respectively, with no statistical difference (P>0.05). 11.1% of isolates from colibacillosis and 18.2% of isolates from apparently healthy ostriches feces, with no statistical difference, were positive for both genes (P>0.05).
    Conclusions
    Equal statistical distribution of both genes, bor and iss, between apparently healthy ostriches and poultry with colibacillosis and the health level of studied ostriches indicated that E. coli isolated from ostrich, probably employs other virulence factors instead of bor and iss to establish a disease. This hypothesis needs to examine more virulence genes in ostrich-origin E. coli. In addition, the ostrich feces could be introduced as a source of iss and bor genes.
    Keywords: bor, Colibacillosis, Escherichia coli, iss, Ostrich