فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 1 (فروردین و اردیبهشت 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سعید مظلومی محمود آباد، مهدیه رضازاده مهریزی*، محسن عسکری شاهی، محمود وکیلی صفحات 1-16
    مقدمه
    سلامت دانش آموزان به عنوان قشر عظیمی از جامعه سالم ضروری است مدارس نقش مهمی در انتقال اطلاعات بهداشتی به آنها دارند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر مداخله سلامت محور برآگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان  متوسطه اول شهر مهریز است.       
    روش بررسی
    در یک مطالعه نیمه تجربی به روش قبل و بعد در سال 1395، 260 دانش آموز متوسطه اول در شهر مهریز مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه نظام مراقبت مدرسه محور سلامت دانش آموزان (GSHS) بوده که  5 بخش آن مورد استفاده قرار گرفت. پرسشنامه در دو مرحله ، قبل و سه ماه پس از مداخله آموزشی توسط دانش آموزان تکمیل شد. آنالیز آماری داده ها با استفاده از  از نرم افزارspss  نسخه20 و آزمون های آماری z برای مقایسه دو نسبت، t - test، آنالیز واریانس، مک نمار و کای اسکوار تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    بعد از مداخله تفاوت معنادار در مصرف شیر و لبنیات حداقل 2 بار در روز، مصرف سبزی ، شستن دست ها قبل از خوردن چیزی در مدرسه ، دوبار یا بیشتر مسواک زدن در روز، حداقل 60 دقیقه ورزش کردن در روز و نخوابیدن در شب به علت نگرانی در مورد مسائل مختلف  مشاهده گردید(05/0p˂). همچنین مداخله بر میانگین و انحراف معیار نمرات آگاهی بهداشت روان  و تغذیه و بهداشت دهان و دندان و میانگین و انحراف معیار نمرات نگرش فعالیت فیزیکی، بهداشت دهان و دندان و تغذیه  موثر بوده است(05/0˂p).
    نتیجه گیری
    مداخلات بهداشتی می تواند باعث افزایش رفتارهای ارتقا دهنده سلامت و ارتقاء آگاهی و نگرش دانش آموزان گردد. لذا استفاده از برنامه های مداخله ای با استفاده از ظرفیت های موجود در مدارس توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، دانش آموزان
  • ایرج علی محمدی، فخرالدین احمدی کانرش*، جمیله ابوالقاسمی، کاظم رحمانی صفحات 17-31
    مقدمه
    صدا به عنوان یک عامل زیان آور فیزیکی تهدید جدی برای سلامتی انسان و هم چنین  مهم ترین و تاثیرگذارترین عوامل فیزیکی زیان آور محیط های کاری محسوب می گردد که بر شیوه زندگی و کار فرد تاثیر منفی خواهد گذاشت. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین اثرات شنوایی، روانشناختی و نگرش ذهنی در مواجهه مزمن با صدا در محیط کار طراحی و اجرا گردید.
    روش بررسی
    این یک مطالعه توصیفی-تحلیلی می باشد. به منظور محاسبه میزان شدت صوت دریافتی افراد بر حسب تراز معادل  8 ساعته، براساس استاندارد  (ISO 9612:2009) از دستگاه  Testoمدل  ((CEL-815 ، جهت تعیین آزردگی (نگرش ذهنی منفی نسبت به محیط کار)، از پرسشنامه حاوی یک سوال عددی که از عدد1 تا 11 شماره بندی شده بود در این مطالعه استفاده شد  و هم چنین جهت بررسی عملکرد شناختی از آزمون های استروپ، برج لندن استفاده گردید.
    یافته ها
    300 نفر  دارای میانگین سنی 03/36±3/79 در این مطالعه وارد شدند. نتایج به خوبی نشان داد که ارتباط معنی داری بین شاخص های شناختی و افت شنوایی در این مطالعه وجود دارد (05/0>P). ارتباط معنی داری بین آزردگی و میزان شنوایی در فرکانس های مختلف صدا وجود داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون های استروپ، برج لندن و عملکرد شناختی ارتباط معنی داری با آزردگی ناشی از مواجهه مزمن با صدا داشتند (05/0>P).
    نتیجه گیری
    نتایج و شواهد این مطالعه تاثیر مثبت افت شنوایی بر آزردگی و شاخص های عملکرد شناختی در کارگران مواجهه مزمن با صدا  به خوبی نشان داد.
    کلیدواژگان: افت شنوایی، عملکرد شناختی، بهداشت حرفه ای، آزمون استروپ، صدا
  • فاطمه امیری، زهره طباطبایی نسب*، محمد علی دهقان تفتی صفحات 32-41
    مقدمه
    رشد اقتصادی از مهمترین اهداف پیش روی کشورها تلقی می شود و رابطه ی تنگاتنگی با مخارج بهداشتی و انتشار آلاینده های زیست محیطی دارد. همچنین مخارج بهداشتی و کیفیت محیط زیست از جمله مسائلی است که توجه به آن حائز اهمیت است. چراکه مشکلات زیست محیطی در سالهای اخیر به خطری جدی برای بشر مبدل شده است. از طرفی هدفمندی مخارج بهداشتی می تواند باعث بهبود شاخص های بهداشتی، افزایش کیفیت محیط زیست و رشد اقتصادی گردد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر تحلیل داده های پانلی برای کشورهای منا (شامل ایران) در فاصله سال های   1995 - 2014 است. در این پژوهش تلاش شده ارتباط متقابل رشد اقتصادی، مخارج بهداشتی و انتشار CO2 با استفاده از معادلات همزمان و روش 3SLS در قالب داده های پانلی بررسی گردد.
    یافته ها
    نتایج تحقیق نشان می دهد بین رشد اقتصادی و مخارج بهداشتی و بین رشد اقتصادی و انتشار CO2 ارتباط دو طرفه مثبت و معنادار برقرار است. از سوی دیگر مخارج بهداشتی اثر منفی بر CO2 دارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اثر مثبت مخارج بهداشتی بر رشد اقتصادی توصیه می شود اعتبارات بخش بهداشت و درمان افزایش یابد. در واقع بایستی نگاه سیاستگذاران به هزینه های اختصاص یافته به برنامه های بهداشت و رفاه عمومی به سوی نوعی سرمایه گذاری برای تحقق رشد اقتصادی در آینده معطوف شود. بعلاوه ازآنجایی که رشد اقتصادی انتشار CO2 را افزایش داده است توصیه می شود سیاستگذاران برای حفاظت از محیط زیست اقدام به انتقال تکنولوژی هایی نمایند که کاهش آسیب های محیطی را به همراه دارند.
    کلیدواژگان: رشد اقتصادی، مخارج بهداشتی، انتشار گاز کربن دی اکسید، معادلات همزمان، روش 3SLS
  • کاظم برزگر بفرویی، مریم افخمی، ریحانه شفیع، محمد افخمی عقدا، یاسر رضاپور میرصالح* صفحات 42-57
    مقدمه
    هدف از مطالعه حاضر مقایسه سلامت عمومی، سبک های مقابله، گرایش های مذهبی و ابعاد شخصیت مادران کودکان دارای ناتوانی ذهنی و مادران کودکان طبیعی بود.
    روش بررسی
    جامعه پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و طبیعی ساکن تهران بودند. از این جامعه، 248 مادر به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی، پنج عامل شخصیت، مذهب گرایی و شیوه های مقابله گردآوری و با کمک آزمون t مستقل تحلیل شد.
    یافته ها
    مقایسه میانگین های دو گروه نشان داد که مادران کودکان دارای ناتوانی ذهنی از سلامت عمومی کمتری نسبت به مادران کودکان طبیعی برخوردارند. مادران کودکان دارای ناتوانی ذهنی بیشتر از مادران کودکان طبیعی از سبک های مقابله هیجان محور استفاده می کنند، اما بین میانگین های سبک های مقابله مسئله محور دو گروه تفاوتی مشاهده نشد. مادران کودکان دارای ناتوانی ذهنی سازمان نایافتگی بیشتری نسبت به مادران کودکان طبیعی داشتند؛ و در نهایت مقایسه میانگین های دو گروه در ابعاد شخصیت نشان داد که مادران کودکان دارای ناتوانی ذهنی نمرات بیشتری در روان رنجور خویی و نمرات کمتری در برون گرایی، گشودگی، توافق و وجدانی بودن داشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به مشکلات عدیده ای که مادران کودکان دارای ناتوانی ذهنی با آن ها موجه هستند، لزوم برنامه ریزی برای برداشتن مشکلات فراروی آن ها و ارتقاء وضعیت سلامتشان بیش از پیش احساس می شود.
    کلیدواژگان: سلامت عمومی، سبک های مقابله، گرایش های مذهبی، ابعاد شخصیت، ناتوانی ذهنی
  • بهادر حاجی محمدی، گیلدا اسلامی، مهسا اعلایی*، محمدحسن احرام پوش، محمد ابراهیم رضوانی، حسین فلاح زاده، مهرنوش شیردلی صفحات 58-70
    مقدمه
    گیاهان تراریخته یا اصلاح ژنتیک شده انواعی از گیاهان هستند که با اهداف افزایش راندمان تولید محصول و ایجاد صفات مطلوب مانند مقاومت به آفات و بیماری ها و... از طریق علم مهندسی ژنتیک کشاورزی و افزودن ژن هایی خاص در توالی ژنوم آنها تولید می شود. در این تحقیق به بررسی بقایای ژن cryIA(b) و P35 در خون رت های تغذیه شده با برنج تراریخته پرداخته شد.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع تجربی مداخله ای و جمعیت مورد مطالعه شامل رت های نر و ماده (SD) Sprague Dawley  بودند که از نظر نوع غذای دریافتی به 2 گروه تیمار و شاهد تقسیم شدند. گروه اول شامل 10 رت (5 نر و 5 ماده) با مصرف غذایی 50 درصد برنج تراریخته طارم مولایی از کل کربوهیدرات مورد نیاز و گروه دوم شامل 10 رت (5 نر و 5 ماده) با مصرف غذایی 50 درصد برنج غیر تراریخته طارم مولایی از کل کربوهیدرات مورد نیاز بودند. پس از 90 روز از خوراندن رت ها با الگوی تغذیه مزبور، نمونه گیری از خون صورت پذیرفت. استخراج  DNAاز خون با استفاده از کیت و بر اساس دستورالعمل همراه انجام شد. بررسی کیفی و کمیDNA  استخراج شده به ترتیب با استفاده از آگارز ژل الکتروفورز و اسپکتروفتومتری انجام گرفت. وجود ژن تراریختگی در خون با استفاده از پرایمرهای اختصاصی cryIA(b)، T35 و P35 مورد بررسی قرار گرفت و محصول تکثیر شده با استفاده از آگارز ژل الکتروفورز مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    با استفاده از آگارز ژل الکتروفورز نتایج تکثیر مشخص شد که ژن تراریختگی در نمونه های خون رت های مورد بررسی در این مطالعه یافت نشد.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج، هیچ تفاوت معناداری از نظر حضور ژن تراریختگی در خون گروه های شاهد و مداخله رت ها مشاهده نشد. لذا نتایج این تحقیق احتمال انتقال ژن به خون موجود مصرف کننده برنج تراریخته را رد می کند. یافته های این پژوهش نشان داد که هیچ گونه تفاوتی بین ایمنی برنج تراریخته و غیر تراریخته از نظر امکان انتقال ژن وجود ندارد.
    کلیدواژگان: برنج تراریخته، رتSprague Dawley، خون، Cry IA(b)، P35
  • حسین فلاح زاده، مهدیه ممیزی* صفحات 71-82
    مقدمه
    پوکی استخوان یک اختلال متابولیکی استخوان و قابل پیشگیری است و پیشگیری از این بیماری باید از دوران نوجوانی شروع شود. سبک و شیوه زندگی نقش مهمی در ابتلا به آن دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی سبک زندگی نوجوانان دختر در ارتباط با پیشگیری از پوکی استخوان در شهر یزد در سال 1393 است.
    روش بررسی
      مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی مقطعی است که در سال 1393 انجام شد. در این مطالعه تعداد 500 دانش آموز دختر دبیرستانی به روش نمونه گیری خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاد ه از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد که روایی و پایایی آن تایید شده بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار16 SPSS  و آزمون های T-test و ANOVA استفاده شد.
    یافته ها
    در زمینه سابقه بیماری های استخوانی، 3/3% از افراد مورد مطالعه اذعان کرده بودند که به بیماری های استخوانی مبتلا هستند، 9/0 درصد سابقه شکستگی ستون فقرات و 4/0 درصد سابقه شکستگی در دنده ها را داشتند. در زمینه تماس با نورخورشید، 2/79 درصد بیان کردند که روزانه در معرض مستقیم نورخورشید قرار می گیرند. در زمینه دریافت مواد غذایی یافته ها نشان داد تنها 6/8 درصد به صورت روزانه از شیر و پنیر استفاده می کردند و 3/82 درصد ، 6-4 بار و 1/9 درصد ، 3-0 بار در طول هفته از این محصولات استفاده می کردند. در زمینه فعالیت فیزیکی و ورزش 1/70 درصد از نوجوانان در طول هفته گذشته ورزش کرده بودند و نوع فعالیت فیزیکی در اکثر آن ها(3/75 درصد) پیاده روی بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر عوامل محیطی مثل تغذیه، ورزش و قرار گرفتن در معرض نور آفتاب بر پوکی استخوان اجرای برنامه های آموزشی در زمینه تغذیه صحیح، ورزش همگانی و تغییر سبک زندگی به منظور پیشگیری از این عارضه ضروری است.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، پوکی استخوان، پیشگیری اولیه، نوجوانان، زنان
  • حمیدرضا جمشیدی*، الهام ابراهیمی صفحات 83-92
    مقدمه
    پاراتیون از سموم ارگانوفسفره می باشد که از اثرات آن ایجاد تغییرات در ترشح انسولین است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثر پاراتیون بر فعالیت گلوتامات دهیدروژناز (GDH) به عنوان آنزیم کلیدی در مرحله دوم ترشح  انسولین و تعیین سطح سرمی گلوکز در موش صحرایی است.
    روش بررسی
    35 موش به طور تصادفی به 5 گروه7 تایی تقسیم شدند و سطح گلوکز سرم هر گروه و میانگین کل با گلوکومتر اندازه گیری شد. گروه های موردآزمایش شامل گروه 5 به عنوان گروه شاهد و گروه های 1،2،3و4 به عنوان گروه های مورد آزمایش با تزریق داخل صفاقی 5/0، 1، 5/1 و 2 میلی گرم بر کیلوگرم آفت کش پاراتیون دریافت کردند. موش ها در شرایط استاندارد نگهداری شدند. 24 ساعت بعد از آخرین تزریق سطح گلوکز سرم اندازه گیری شد. فعالیت GDH در پانکراس موش ها با استفاده از کیت سنجش فعالیت GDH و با اسپکتروفتومتر با طول موج 570 نانومتر اندازه گیری شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که میزان گلوکز در گروه مورد آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد( 01/0(p <سطح فعالیت گلوتامات دهیدروژناز در موش هایی که در معرض 5/1 و 2 میلی گرم بر کیلو گرم از پاراتیون قرار گرفتنددر مقایسه با گروه کنترل افزایش نشان داد( 05/0 p< ،01/0 p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج می توان نتیجه گرفت که پاراتیون با تحت تاثیر قرار دادن آنزیم GDH در جزایر پانکراس منجر به ترشح نامناسب انسولین می گردد که در اینجا باعث افزایش آن گردیده است که در نتیجه افزایش واسطه های چرخه کربس می باشد ولی میزان ترشح این انسولین به حدی نبوده تا بر افزایش گلوکز خون ناشی از ارگانوفسفره پاراتیون غلبه کند
    کلیدواژگان: پاراتیون، گلوتامات دهیدروژناز، پانکراس، موش صحرایی، دیابت
  • محسن گوهری* صفحات 94-106
    مقدمه
    بیماری دیابت، یک بیماری متابولیک است که عوارض فراوان و ناتوان کننده ای از جمله عوارض چشمی دارد. بسیاری از بیماران دیابتی، بدلیل عدم آگاهی از ضرورت معاینات چشم پزشکی دوره ای، پیگیری منظمی ندارند و این به نوبه خود باعث عدم تشخیص به موقع عوارض چشمی دیابت به ویژه رتینوپاتی دیابتی و افزایش شیوع این عوارض می شود. بنابراین این مطالعه با هدف ارزیابی سطح آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران دیابتی در مورد عوارض چشمی دیابت و عوامل مرتبط با آن  انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه بصورت مقطعی، مبتنی بر جمعیت یزد در افراد بین20 تا 83 ساله با استفاده از نمونه گیری تصادفی بر روی بیماران دیابتی تیپ دو مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت یزد  انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه و به وسیله مصاحبه با بیماران توسط مجریان طرح جمع اوری گردید. اطلاعات جمع آوری شده توسط نرم افزار20 SPSS  مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. از آزمون های chi square  و man-withny u برای بررسی داده ها استفاده شد و  سطح معناداری  05/0P <  تعریف گردید.
    یافته ها
    732 بیمار واجد الشرایط وارد مطالعه شدند که 47% آن ها مرد و 53% آن ها زن بودند. آگاهی و عملکرد  بیماران دیابتی در زمینه رتینوپاتی دیابتی با جنس (001/0=P)و گروه سنی رابطه معناداری داشت (01/0=P , 05/0(P و عملکرد آنان با سطح تحصیلات نیز رابطه معناداری داشت (01/0P =  ).  آگاهی و عملکرد بیماران هم چنین با مدت زمان ابتلا به بیماری دیابت (01/0P =  ) و میزان درآمد آنها ارتباط معناداری را نشان داد (05/0p<). همچنین وجود بیماری های همزمان فشار خون، بیماری قلبی و چربی بالا در بیماران دیابتی با عملکرد بیماران رابطه معناداری نشان داد (01/0P =  ) .
    نتیجه گیری از آنجایی که رتینوپاتی دیابتی در 5 سال اول بیماری ممکن است ایجاد شود بنابراین افزایش در آگاهی و نگرش زود هنگام با برنامه های سیستم مراقبت سلامت اولیه دیابت مرتبط  می باشد. لذا  تقویت این سیستم باعث افزایش ارتباط سیستم سلامت با بیماران و هم چنین افزایش  آگاهی، نگرش و عملکرد بیماران دیابتی  می گردد.
    کلیدواژگان: دیابت، آگاهی، نگرش، عملکرد، رتینوپاتی، یزد
|
  • Sayed Saeid Mazloomi Mahmood Abadi, Mahdieh Rezazadeh Mehrizi*, Mohsen Askari Shahi, Mahmood Vakili Pages 1-16
    Introduction
    Students' health of is of great importance because they account for a large part of community. Schools play an important role in the transfer of health information to students. The purpose of this study was to investigate the effect of a health-based intervention on the knowledge, attitude, and practice of high school students in Mehriz city.
    Methods
     In this semi-experimental study with pretest-posttest design, 260 first-grade high school students were studied in Mehriz city in 2016-2017. The data collection tool was five sections of the Global school-based student health survey (GHSH). The questionnaires were completed by students before and three months after the intervention. Data were analyzed by SPSS 20 using z test, t-test, ANOVA, McNemar's test, and chi-squared test.
    Results
    After the intervention, a significant difference was observed between the students' scores in the pre- and post- intervention steps with regard to taking milk and dairy at least twice per day, consuming vegetables, washing hands before eating in school, brushing twice or more daily, exercising for at least 60 minutes per day, and having insufficient sleep at night due to being worried about various issues (P<0.05). The intervention was also effective on the mean (±standard deviation) scores of knowledge about mental health, nutrition, and oral health, as well as mean(±standard deviation) scores of attitudes toward physical activity, oral health, and nutrition (P<0.05).
    Conclusion
    Health interventions can increase health promoting behaviors and enhance knowledge and attitudes in students. Therefore, it is recommended to use interventional programs using available facilities in schools.
    Keywords: Knowledge, Attitude, Practice, Students
  • Iraj Alimohammad, Fakhradin Ahmadi Kanrash*, Jamileh Abolaghasemi, Kazem Rahmani Pages 17-31
    Introduction
    Noise is considered as a physical hazard that seriously threatens human health in industrial environments. It is also the most important and influential harmful physical factor in workplace that can affect the individuals’ lifestyle and job. The present study aimed to determine the effects of chronic noise on the hearing ability as well as psychological and mental attitudes of workers in the workplace.
    Methods
    This descriptive-analytical study was carried out to measure the sound intensity received by the individuals' ears at an 8-hour equivalent level based on ISO 9612: 2009 standard, using the Testo device (model CEL-815). Annoyance (negative mental attitude to work environment) was also measured using a questionnaire containing 11 questions.  Furthermore, the Stroop and Tower of London (TOL) tests were applied to investigate the cognitive performance. 
    Results
    A total of 300 people with the mean age of 36.03 ± 3.79 were included in this study. The results clearly showed a significant relationship between cognitive indicators and hearing loss (P < 0/05 ). A significant relationship was also observed between annoyance and hearing level at different sound frequencies (P < 0/05). Besides, the results of the Stroop, Tower of London, and cognitive performance tests had a significant relationship with the annoyance caused by chronic exposure to noise (P < 0/05).
    Conclusion
    The results of this study clearly showed the positive effect of hearing loss on annoyance and cognitive performance indicators among the workers exposed to chronic noise.
    Keywords: Hearing Loss, Cognitive Function, Occupational Health, Stroop Test, Noise
  • Fateme Amiri, Zohre Tabataba'i, Nasab*, Mohammad Ali Dehqantafti Pages 32-41
    Introduction
    Economic growth is one of the most important goals of a country and has a close relationship with health expenditures and emissions of environmental pollutants. Health expenditures and environmental quality are also among the other important issues. On the one hand, environmental problems have become a serious threat to humankind in recent years. On the other hand, meaningful health expenditures can improve the health indicators, environmental quality, and economic growth.
    Methods
    The objective of this study was to examine the causal relationship between economic growth, health expenditures, and CO2 emissions, using simultaneous-equations models and 3SLS for a panel of MENA countries in 1995-2014.
    Results
    Findings showed that economic growth had a positive causality relationship with health expenditures and CO2 emissions. In addition, health expenditures had a negative effect on CO2 emissions.
    Conclusion
    According to the positive effect of health expenditures on economic growth, healthcare sector credits should be increased. In fact, policy makers should invest on public health and welfare programs with regard to the future economic growth.
    In addition, since economic growth increases CO2 emissions, it is important for the investigated countries to examine the requirements to promote environmental protection and increase the technological transfer to reduce the environmental damage.
    Keywords: Economic growth, Health Expenditure, CO2 emissions, Simultaneous-equations, 3SLS
  • Kazem Barzegar Bafrooei, Maryam Afkhami, Reyhaneh Shafie, Mohammad Afkhami Aghda, Yaser Rezapour* Pages 42-57
    Introduction
    The purpose of this study was to compare general health, coping styles, religious orientations, and personality dimensions of mothers with intellectually disable (ID) and normal children.
    Methods
    A total of 258 mothers were randomly selected. The data were collected using questionnaires of General Health, NEO Five Factors, Islamic Religiosity, and Ways of Coping. Then, the independent-sample T test was run to analyze the results. 
    Results
    Comparison of the participants' mean scores showed that the general health of mothers with ID children was lower than mothers with normal children. Compared to mothers with normal children, mothers with ID children used emotional focus coping styles more frequently. However, no significant difference was observed between the two groups with regard to application of problem focus coping style. Mothers of ID children were more disorganized than mothers with normal children. Comparison of the mean scores of personality dimensions between the two groups revealed that mothers of ID children had higher scores in neuroticism and lower scores in extraversion, openness, agreeable, and consciousness.
    Conclusion
    With respect to the numerous problems that mothers of children with ID experience, it seems necessary to take actions to solve their problems and to improve their health status.
    Keywords: General Health, Coping Styles, Religious orientations, Personality dimensions, Intellectual disability
  • Bahador Hajimohammadi, Gilda Eslami, Mahsa Aalaei*, Mohammad Hasan Ehrampoush, Mohammad Ebrahim Rezvani, Hossein Fallahzadeh, Mehrnoosh Shirdeli Pages 58-70
    Introduction
    Genetically modified plants species of plants are produced by the genetic engineering of agricultural science and the addition of specific genes in their genetic sequences with the aim of optimizing the product and creating desirable traits. This study examined the remains of Cry1A(b) and P35 genes in blood of rats fed with genetically modified rice.
    Methods
    This study was experimental and interventional and the study population included male and female rats Sprague Dawley (SD), which were divided into two treatment and control groups according to the type of food received. The first group consisted of 50% of the genetically modified rice and second group consisted of 50% of non- genetically modified rice. sampling and DNA extraction from the blood was done after 90 days of feeding the rats with the nutritional pattern using a kit. Quantitative and qualitative study of extracted DNA was performed using agarose gel electrophoresis and spectrophotometry, respectively.
    Results
    Amplification product with targets P35, Cry1A(b) and T35 was studied using agarose gel electrophoresis 1.5%, which showed that blood samples were negative for the presence of transgenic genes.
    Conclusion
    The results showed no significant difference in the presence of transgenic genes of p35 and Cry1A(b) in the blood tissue of the treatment and control groups of rats. Therefore, the results of this study reject the possibility of gene transfer to the existing organs of the consumers. Results of this study showed that there is no difference between safety of genetically and non-genetically modified rice from viewpoint of gen transferring.
    Keywords: Transgenic Rice, Rat Sprague Dawley, Blood, Cry1A (b), P35
  • Hossein Fallahzadeh, Mahdieh Momayyezi* Pages 71-82
    Introduction
    Osteoporosis is a metabolic and preventable disease. Prevention of this disease should begin during adolescence. Life style behaviors have an important role in this regard. This study was conducted to determine the lifestyle of female teenagers in relation to the prevention of osteoporosis in Yazd in 2014.
    Methods
    A descriptive-analytic study was conducted on 500 female teenagers selected by cluster sampling method in Yazd. Data were collected by questionnaire, which validity and reliability were confirmed. Data analysis was performed using SPSS-16. Statistical analyses included descriptive statistics, T-test, and ANOVA.
    Results
    In the field of bone disease, 3.3percent of participants stated that they suffered from bone disease, 0.9 of the student had a history of fracture of spine, and 0.4 had a history of fracture in their ribs. In addition, 79.2 percent stated that they received direct sunlight for a long period daily. In the field of receiving food, results showed that 6.8 percent of students used milk and cheese every day. Furthermore, 82.3 percent of participants indicated consumption of  milk and cheese 4-6 times per week and 9.1 percent reported 0-3 times per week. In the field of physical activity, 70.1 percent of adolescents exercised during the last week and the frequent physical activity was walking in most of them (75.3%).
    Conclusion
    Considering the effect of lifestyle such as diet, exercise, and exposure to sunlight on osteoporosis, educational programs should be conducted over proper nutrition, public sports, and lifestyle changes to prevent this complication
    Keywords: Life style, Osteoporosis, Primary Prevention, Adolescent, Women
  • Hamid Reza Jamshidi*, Elham Ebrahimi Pages 83-92
    Introduction
    The main propose of this study was to determine the effect of parathion on activity of glutamate dehydrogenase (GDH) as a key enzyme in second phase secretion of insulin and to determine serum glucose levels in rats.
    Methods
    To conduct the study, 35 rats were randomly divided into five groups (n=7). The serum glucose level of each group was measured and the total average was calculated with a glucometer. The experimental groups (groups 1,2,3,4) received 0.5, 1, 1.5, and 2 mg/kg of parathion pesticide via IP injection; whereas, the control group received no treatment. All rats were kept in similar condition. Serum glucose levels of rats were measured 24h after the final injection. Glutamate dehydrogenase (GDH) activity in rat’s pancreas was measured by GDH activity assay kit and using a spectrophotometer at 570nm.
    Results
    The levels of glucose in treatment groups significantly increased compared with the control group (P<0.01). The levels of GDH activity in rats increased after receiving  1.5 and 2 mg/kg of parathion pesticides compared with the control group (P<0.01, p<0.05).
    Conclusion
    Regarding the results, parathion affects the GDH enzyme in the pancreatic islets and leads to insufficient secretion of insulin. Although insulin was increased and increased the intermediates of Krebs cycle, the rate of insulin secretion was not so high  to overcome the increase of glucose caused by parathion organophosphate
    Keywords: Parathion, Glutamate dehydrogenase, Pancreas, Rat
  • Mohsen Gohari* Pages 94-106
    Introduction
    Diabetes mellitus is a metabolic disease which has many disabling complications, including ocular complications. Many diabetic patients don’t have regular fallow up due to the lack of awareness about the necessity of periodic ophthalmic examinations. As a result, detection is delayed and diabetic ophthalmic complications especially diabetic retinopathy increase. this study aimed to assess the level of knowledge, attitude, and practice of diabetic patients in Yazd province regarding ocular complications of diabetes.
    Methods
    This cross-sectional study was carried out on the 20-83 year-old population of Yazd. A randomized sampling was conducted on type 2 diabetic patients who referred to Yazd diabetes research
    center. Data were collected using the questionnaire completed by interviewing and analyzed by SPSS version 20. Chi square and Mann-Whitney tests were used for data analysis and the significance level was set at P< 0.05.
    Results
    A total number of 732 eligible patients were enrolled in the study; 47 percent of participants were male and 53 percent were female. Knowledge and practice of patients with diabetes with regard to diabetic retinopathy had a significant relationship with gender (P = 0.001) and age group (P = 0.01, P = 0.05). The participants' practice was also significantly associated with the education level (P =0.01). The knowledge and practice of the patients also showed a significant relationship with the duration of diabetes (P = 0.01) and their income (p <0.05). Furthermore, concomitant diseases of hypertension, heart disease, and high fat in diabetic patients showed a significant relationship with patients' practice (P = 0.01).
    Conclusion
    Since diabetic retinopathy may occur in the first five years of the disease, patients' knowledge and attitudes should be improved in the early stages by health care system. Therefore, strengthening this system will amplify the relationship between health system and patients, as well as increase the knowledge, attitude, and practice of diabetic patients.
    Keywords: Diabetes mellitus, Knowledge, Attitude, Practice