فهرست مطالب

پژوهشنامه نسخه شناسی متون نظم و نثر فارسی - پیاپی 6 (زمستان 1396)
  • پیاپی 6 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • اصغر دادبه*، قاسم سلیمی صفحات 1-34
    جعل نسخه های خطی از قرن نهم هجری به بعد، هم زمان با اقبال اروپاییان از سرزمین های اسلامی اوج گرفت. عده ای سودجو با مهارت کم نظیر در تقلید آثار گذشتگان، اقدام به تولید نسخه های جعلی کردند به شکلی که حتی گاه ماهرترین کارشناسان را نیز فریب دادند و به این ترتیب بسیاری از نسخه های مجعول به کتابخانه های شخصی و غیرشخصی و حتی موزه های بزرگ راه یافت. به همین دلیل تشخیص اصالت نسخه همواره یکی از مشکلات پژوهندگان و خریداران نسخ خطی بوده است. در این مقاله سعی شده است برای کشف ویژگی های برجسته صفحه آرایی، رسم الخط و خوشنویسی نستعلیق به شیوه استقرایی با استناد به نسخه های خطی لوامع جامی و سه کتاب دیگر در قرن دهم، گام هایی برداشته شود. علاقه مندان با کمک این ویژگی ها می توانند بدون تجهیزات و تنها بر اساس مشاهدات، اصالت نسخه خطی این دوره را تشخیص دهند. با توجه به نوظهور بودن خط نستعلیق در دوره مورد بحث، تغییرات مداوم اصول نوشتاری آن اجتناب ناپذیر بوده است بر همین اساس، برخی ویژگی های مستخرج، فقط در این دوره مورد توجه کاتبان بوده که به مرور زمان، رنگ باخته و تغییر و تحولی بنیادین یافته است. بنابراین می توان با استناد به این اصول و ویژگی ها، نسخه های اصیل را از مزور بازشناخت. اگرچه استادان خوشنویسی، به ویژه استادان شیوه کتابت، در ادوار مختلف برای تربیت شاگردان خود اصولی را معین کرده اند، این اصول، بیشتر در حوزه اخلاق خوشنویس محدود مانده است. در دوره متاخر نیز، بسیاری از استادان خوشنویسی به نوشتن این اصول اقدام کرده اند بی آنکه سخنی از رسم الخط و شیوه های خوشنویسی گذشتگان بیان کرده باشند.
    کلیدواژگان: دوره تیموری، جعل نسخه، اصالت نسخه، خوشنویسی، رسم الخط
  • سیدمحمدباقر کمال الدینی عزآبادی *، نجمه احمدی بغداد آبادی صفحات 35-54
    رویکرد اصلی مقاله حاضر این است که یکی از میراث های ادبی زبان و ادب فارسی، یعنی تذکره الشعرا، را به دوستداران فرهنگ و ادب معرفی کند و گردوغبار گذشت زمان و بی توجهی اهل ادب را از چهره آن بزداید و با ارائه گزارشی از ساختار و محتوای آن، گامی هرچند کوتاه، در زنده نگه داشتن یکی از آثار گرانسنگ عرصه زبان و ادب فارسی بردارد. نسخه خطی این کتاب در بخش نسخ خطی کتابخانه وزیری یزد به شماره 2604 نگهداری می شود و فاقد نام کاتب و تاریخ کتابت است. تذکره الشعرا کتابی در شرح احوال شعرای متقدم، متاخر و همعصر مولف است و در یک مقدمه، هفت طبقه و یک خاتمه نوشته شده است. بعد از تحقیق و بررسی مشخص شد که این دست نویس، نسخه ای دیگر از تذکره الشعرای دولتشاه سمرقندی است که تاکنون ناشناخته مانده است. در این مقاله سعی شده است این اثر ارزشمند که تاکنون در کتابخانه وزیری یزد ناشناخته مانده بود، به سایر دوستداران علم و ادب معرفی شود.
    کلیدواژگان: تصحیح، نسخه خطی، تذکره الشعرا، کتابخانه وزیری، دولتشاه سمر قندی
  • محمدرضا یوسفی، محسن محمدی فشارکی صفحات 55-84
    از میان شروح متنوعی که در هند بر حدیقه الحقیقه سنایی نگاشته شده، شرح عبداللطیف عباسی گجراتی، ادیب و فاضل نیمه نخست سده یازدهم از شروح ماقبل و مابعدش قابل اعتناتر است؛ زیرا وی هم نسخه قابل قبولی از حدیقه، تصحیح و فراهم کرد و هم ابیات مشکل آن را شرح داد. کتاب لطایف الحدایق که دربردارنده شرح موصوف است، به اذعان سنایی شناسان معاصر، بهترین و کامل ترین و اصیل ترین شرحی است که تا حال بر حدیقه نوشته شده است. عباسی در تصحیح حدیقه از نسخ قدیم آن بهره برد و در شرح غوامض و پرده گشایی از رموز آن از سایر متون از جمله تحقیقات خود بر مثنوی و نیز فرهنگ ها و آثار معتبر استفاده کرد. ضمن اینکه از برخی آداب و رسوم و واژه های رایج در غزنین هم بهره برد. به همین سبب، شرح حدیقه او موسوم به لطایف الحدایق، هنوز جزو بهترین شروح حدیقه و الگوهای تصحیح و شرح متون در سده های گذشته محسوب می شود. افسوس که این اثر نفیس کمتر مورد استفاده فارسی زبانان و سنایی پژوهان قرار گرفته و تا حد زیادی مغفول مانده است.
    کلیدواژگان: حدیقه الحقیقه، سنایی غزنوی، عبداللطیف عباسی، لطایف الحدایق، هند
  • شهریار حسن زاده صفحات 85-104
    میرزا عبدالرسول زنوزی خویی، متخلص به فنا، از نام آوران عصر دنبلی هاست. آمیختگی نام دنبلی ها با تاریخ خوی که در دوره احمدخان دنبلی و پسرش حسینقلی خان برجسته است، حکایت سال های طلایی علم و ادب و معرفت در تاریخ ادبیات آذربایجان و به تبع آن در ایران زبانزد شده است و باید گفت یکی از اعصار مهم ادب فارسی محسوب می شود. در این دوره، شهرت دادگری و دانش پروری خان های دنبلی، شهر خوی را به مامنی برای گروه های کثیری از شاعران و دانشمندان از اطراف و اکناف ایران و کشورهای همسایه بدل می کند و به درگاه این امیران می کشاند؛ از جمله می توان از آذر بیگدلی، صبای کاشانی، ملا عبدالنبی طسوجی، ملا فتح الله ایروانی، میرزا محمدرضا هندی، میرزا محمدعلی اصفهانی، حریف جندقی، ساغر تبریزی، آقای میریعقوب کوه کمری و... نام برد. در نتیجه رواج شعر و ادب، تشکیل محافل و مدارس، یک محیط فرهنگی پدید می آید و به تربیت رجال ختم می شود. از برخورداران این خوان فضل و از تاثیرگذاران خاندان های علمی در ایجاد کانون دانش، خاندان میرزا حسن زنوزی خویی و از این خانواده، میرزا عبدالرسول متخلص به فنای خویی نام آور است. لذا این پرسش مطرح می شود که جایگاه علمی و شاعری وی چه نقشی در این دوره داشته است؟ و دیوان شعر او ماحصل چه برجستگی هایی است؟ می توان گفت آثار فنا آیینه تمام نمای اوضاع اجتماعی، سیاسی و اخلاقی ایران در دوره قاجار است و علاوه بر آن، وی که در شاعری تواناتر از پدرش یعنی فانی است، در حکمت نیز دستی داشت و از پیروان ابن عربی و ملاصدرا و مریدان شیخ احمد احسایی بوده است. نگارنده در این نوشتار بر آن است ضمن معرفی نسخه خطی و شخصیت والای ادبی سراینده، به بررسی تحلیلی و متن شناسانه دیوان شاعر بپردازد.
    کلیدواژگان: عبدالرسول زنوزی خویی، عصر دنبلی، دیوان قصاید و غزلیات، نسخه خطی
  • نرگس افروز، علی اصغر حلبی* صفحات 105-128
    انسان نامه اثر سید محمد نوربخش، از صوفیان دوره تیموری است. به گفته خود نویسنده، وی این رساله را به اشارت الهی برای پادشاه نوشته است. از این رساله، بیست نسخه در کتابخانه های ایران موجود است. رساله شامل یک مقدمه و دو باب است. نویسنده در مقدمه با استناد به آیات و احادیث، ضمن بیان فضیلت بنی آدم بر سایر موجودات، به لزوم شناخت انسان و انسان کامل اشاره می کند و اهمیت پیروی از انبیا و اولیا را متذکر می شود و اهم مهمات را شناخت نفس می داند، سپس سه راه برای شناخت اولیا معرفی می کند. وی در باب اول، به اهمیت علم فراست و کارایی آن در شناخت اولیای الهی، نیز اهمیت آن برای سلاطین به منظور انتخاب اشخاص شایسته برای امر حکومتی تاکید می کند و سلطنت صوری و معنوی را برای سلاطین لازم می داند؛ در باب دوم به سیرت انسان و احوال و مقامات اولیای الهی و منازل و کیفیت هر مرتبه از مراتب دل می پردازد و در نهایت اکمل مردان را مظهر جامع و وارث مصطفی(ص) می داند و چنین مظهری را سید علی همدانی و در سلسله ایشان ذکر می کند. نویسنده در این پژوهش، ضمن معرفی نسخه خطی انسان نامه با موضوع علم «فراست»، ویژگی های رسم الخطی، فکری، زبانی و بیانی آن را بررسی و مختصری به زندگی سید محمد نوربخش اشاره می کند.
    کلیدواژگان: سید محمد نوربخش، انسان نامه، فراست، انسان کامل، نسخه خطی
  • اعظم بازگیر الوار، محمود طاووسی*، مریم امیر ارجمند، فاطمه امامی صفحات 129-160
    مولانا میرزا سهراب عالمی دارابجردی متوفای 975 هجری قمری، از شاعران عهد شاه طهماسب صفوی است. دیوان غزلیات برجای مانده از وی نسخه ای منحصربه فرد است و با شماره 6/290 در کتابخانه ملی ایران نگهداری می شود. میراث مکتوبی که در عهد صفویان بر جای مانده، بسیار است. عالمی دارابجردی در قرن دهم می زیسته و سبک ادبی رایج در آن دوره، مکتب وقوع است؛ لیکن شیوه بیان وی در غزل سرایی به شیوه شاعران ماقبل خود، به ویژه سعدی، شباهت دارد. غزلیات برجای مانده از عالمی، نشان از مهارت و ذوق وی در سرودن غزل دارد. چنان که از محتوای دیوان برمی آید، عالمی فردی خوش ذوق بوده و به استناد تذکره نویسان عالمی غزل را شورانگیز و عاشقانه می سروده است. در این جستار، بر آنیم ضمن معرفی شاعر و نسخه خطی برجای مانده از او، کاربرد فنون بلاغی و بدیعی، ردیف و قافیه، اوزان عروضی، ویژگی های زبانی و فکری شاعر در غزلیاتش را نیز بیان کنیم. دیوان غزلیات عالمی دارابجردی در 979 هجری قمری کتابت شده است؛ لیکن با توجه به افتادگی پایان دیوان، نام کاتب در دست نیست. تصحیح دست نوشته مورد نظر با توجه به منحصر به فرد بودن آن، به صورت قیاسی انجام گرفته است. روش استفاده شده در این مقاله، روش توصیفی تحلیلی است. از آنجا که آثار ادبی هر ملت، آیینه تمام نمای فرهنگ و ادب آن ملت است و بخش مهمی از فرهنگ وتمدن هر ملت را تشکیل می دهد، هدف نهایی این پژوهش معرفی نسخه خطی مولانا میرزا سهراب عالمی دارابجردی، معرفی شاعر و پرداختن به ویژگی های سبکی و ادبی نسخه خطی است.
    کلیدواژگان: عالمی دارابجردی، شاه طهماسب صفوی، نسخه خطی، تصحیح قیاسی، ویژگی های سبکی
  • بهمن علامی، محمد حکیم آذر، اصغر رضاپوریان صفحات 161-180
    سرزمین هند از نظر دارا بودن نسخه های خطی فارسی، بسیار غنی و درخور توجه است؛ شناسایی این میراث عظیم فرهنگی و تهیه فهرست های موثق و علمی از آن ها ضرورتی بی چون وچراست؛ زیرا تحلیل محتوایی فهرست ها و منابع هندی نشان می دهد که این منابع در معرفی نسخ خطی فارسی، تصویری روشن به خواننده انتقال نمی دهند. از جمله آثاری که در این منابع به اشتباه معرفی شده، نسخه خطی مثنوی سراپای مهری عرب است که آن را به مهری شاعر دربار نورجهان و همچنین مهری هروی نسبت داده اند. در این مقاله ابتدا فهرستی از مهری های معروف که از آن ها در تذکره ها ذکری به میان آمده ارائه می شود، سپس به معرفی مهری عرب و مثنوی سراپای وی می پردازیم و در آخر منابع هندی را که به مثنوی سراپا پرداخته اند، نقد می کنیم. تاکید این مقاله بر نقد، بررسی و بازنگری منابع مرتبط با فرهنگ ایران است که توسط غیرفارسی زبانان نوشته می شود؛ البته ریشه بسیاری از اشتباهات و خلط نام ها در این منابع را باید در تذکره های فارسی جست وجو کرد. اطلاعاتی که تذکره ها در اختیار ما قرار می دهند نمی تواند الزاما صحیح باشد. تذکره نویسان سه شاعر مهری نام، مهری هروی مصاحب گوهرشادبیگم و همسر حکیم عبدالعزیز، مهری مصاحب نورجهان بیگم و مهری همسر کریم خان زند را با یکدیگر خلط کرده اند و همین امر سبب انتساب اشتباه مثنوی سراپای مهری عرب به سایر شاعران مهری نام شده است.
    کلیدواژگان: نسخه خطی، مثنوی سراپا، مهری، منابع هندی