فهرست مطالب

  • سال پانزدهم شماره 54 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ثمره اشرفی*، ملک محمد فرخ زاد صفحات 13-37
    باژگونگی امور یا وارونگی معنا، مبنای بسیاری از اندیشه های ابوسعید ابوالخیر در اسرارالتوحید است و بررسی آن می تواند یکی از مهم ترین عوامل جذابیت این اثر گران سنگ عرفانی را تبیین کند. در این مقاله نخست گونه هایی از وارونگی معنا معرفی می شود؛ مواردی مانند ترجیح ثروت بر فقر، خوشباشی بر عزلت، تساهل و تسامح و مدارا بر انتقام و... از دلایل اصلی این نوع نگرش، التزام به سکر در مقابل صحو در مشرب فکری ابوسعید است. ابوسعید ابوالخیر، اغلب به هنگام ترویج یا تذکار هنجارهای اخلاقی، تبیین و تایید احوال خود یا دیگران و رفع حوایج مادی و معنوی مخاطبان عام و خاص اغلب با استفاده از زبان و رفتاری ادبی و تمسک به شیوه های متفاوت و وارونه نسبت به معیارها، هنجارها و نرم رفتاری معاصران خویش، بسته به موقعیت و مقتضای مخاطب، رفتاری با ساختار باژگونه از خود نشان می دهد. هنگامی که پشت دریچه تفسیرهای وارونه او را می نگریم، نمی توانیم انکار کنیم که این شیوه ابوسعید مواجهه او با نخوت صوفیانه عصر خویش است. روش تحقیق در این مقاله کتابخانه ای، به شیوه توصیفی تحلیلی و بر اساس یافته هایی از اسرارالتوحید و مقالات و پژوهش های مرتبط استوار است.
    کلیدواژگان: وارونگی معنا، ساختارشکنی، مکتب خراسان، ابوسعید ابوالخیر، اسرار التوحید
  • فرزاد بالو*، رضا ستاری، فاطمه بصیری صفحات 39-73
    مفهوم «دیگری» به وسیله میخائیل باختین به حوزه ادبیات و نظریه های ادبی وارد شد. باختین در میان انواع ادبی، تنها نوع ادبی رمان آن هم رمان های داستایفسکی را واجد شرایط گفت وگویی و حضور «دیگری» می پنداشت. بر همین اساس، باختین ژانر حماسی و تراژیک را همچون رمان های تولستوی فاقد خصلت مکالمه ای می داند. او معتقد است بنیاد آثار حماسی بر پایه حذف و طرد دیگری استوارست. در مقاله حاضر کوشیدیم با رویکردی سلبی و ساختارشکنانه به رای باختین در باب آثار حماسی، نمودهای «دیگری» در شاهنامه را نشان دهیم. این نمودها را در ساحت های متفاوتی می توان بررسی کرد که عبارت اند از: 1) آفرینش شاهنامه به مثابه نمود صدایی دیگر در برابر صدای حاکم؛ 2) شاهنامه تلاقی ژانرهای مختلف در کنار هم؛ 3) نهاد پهلوانی در برابر نهاد شاهی؛ 4) ازدواج با بیگانگان. همه این مولفه ها گواهی بر حضور دیگری و وجود چندصدایی و گفت وشنود در شاهنامه است.
    کلیدواژگان: شاهنامه، باختین، حماسه، دیگری، منطق گفت وگویی
  • منوچهر جوکار*، محمود رضایی دشت ارژنه، مختار ابراهیمی، لاله آشنا صفحات 75-107
    گسستن فر از جمشید در هیئت مرغ وارغن و پیوستنش به ایزد مهر، فریدون و گرشاسپ، یکی از بنلادهای کهن اسطوره ای است که در اساطیر ایران، متون حماسی و طومارهای نقالی، بازتابی پررنگ دارد. بدیهی است هر بنلاد اسطوره ای در گذر خود از دنیای اسطوره به گستره منطق پذیرتر حماسه متناسب با شرایط زمانی و مکانی، دستخوش دگرگونی هایی می شود تا به گونه ای خردباورتر در اذهان بنشیند. سپس در تطور از حماسه به ادبیات عامه نیز متناسب با ذوق و پسند مردمان دگردیسی هایی می یابد. از این رو، یک درون مایه اسطوره ای گاه چنان از اصل خود فاصله می گیرد که پی بردن به سرمنشاء آن، بسیار مشکل می نماید. در این جستار کوشش شده است که پیوند طلسم جمشید با گسستن فره پهلوانی او و پیوستنش به گرشاسپ در منظومه های پهلوانی سام نامه، گرشاسب نامه، بهمن نامه، فرامرزنامه، جهانگیرنامه و شهریارنامه، همچنین طومار نقالی شاهنامه، طومار هفت لشکر، طومار کهن شاهنامه فردوسی، طومار شاهنامه فردوسی، زرین قبانامه و طومار سام سوار و دختر خاقان چین، مورد بررسی قرار گیرد. از دید نگارندگان، طلسم جمشید و کوشش پهلوانان سیستانی در گشودن آن و دستیابی به گنج یا شمشیر تعبیه شده در طلسم، بازنمود نمادین پیوستن فره پهلوانی جمشید به گرشاسپ است که به صورت دگردیس یافته در منظومه های پهلوانی و طومارهای نقالی، تبلور یافته است.
    کلیدواژگان: جمشید، گرشاسپ، سام نامه، منظومه های پهلوانی، طومارهای نقالی
  • محمدرضا رسولی*، پریسا کیومرثی صفحات 109-133
    هرچند مفهوم عشق در ادبیات مورد توجه قرار گرفته، اما در پرداخت به آن از نظریه های قابل استناد استفاده نشده است. نظریه رابرت استرنبرگ در باب عشق، مورد توجه صاحب نظران حوزه علوم انسانی قرار گرفته است. عشق از جمله مفاهیم مورد توجه نویسندگان در خلق آثارشان است. یکی از کسانی که عنصر عشق در آثارش بسیار به چشم می خورد، عطار است. عطار در کلیت منطق الطیر نوعی از عشق را نشان می دهد که حکایات درونی این اثر نیز از جنس همان عشق است. داستان شیخ صنعان یکی از این حکایات است که در آن، عشق به عنوان عنصری کارآمد برای پیشبرد داستان معرفی می شود. در ادبیات نمایشی ایران هم به سبب ویژگی های جالب توجه این نوع عشق، به این داستان بسیار توجه شده است. محمدحسین میمندی نژاد در نمایش نامه فانتزی شیخ صنعان از حکایت عطار اقتباس کرده است. در این پژوهش ابتدا نظریه عشق از منظر رابرت استرنبرگ تبیین می شود. سپس ضمن معرفی آثار عطار و میمندی نژاد، حکایت شیخ صنعان و نمایش نامه فانتزی شیخ صنعان بر اساس نظریه عشق استرنبرگ مورد بررسی قرار می گیرد تا تفاوت های ابعاد عشق در این دو اثر مشخص شود.
    کلیدواژگان: نظریه عشق، رابرت استرنبرگ، منطق الطیر، شیخ صنعان، محمدحسین میمندی نژاد
  • فاطمه زمانی صفحات 135-161
    ژولیا کریستوا با طرح نظریه بینامتنیت و با تکیه بر مباحث زبان شناسی و روان کاوی، رویکردهای نوینی برای تحلیل متون ارائه داده است. براساس نظریه «آلوده انگاری» که برآمده از دیدگاه های پساساختارگرایانه کریستواست، آفرینش گر ادبی به مثابه فاعل سخنگوی از خلال زبان نشانه ای از آلودگی های پیرامون خود برائت می جوید و به منظور تطهیر خود و جامعه پیرامونش، راه حل هایی ارائه می دهد از جمله پناه بردن به عالم اساطیر و کهن الگوها. در این جستار، کنش های شخصیت های رمان حیرانی اثر محمدعلی سجادی بر مبنای نظریه آلوده انگاری که خود تلفیقی است از نظریات روان کاوی و نشانه شناسی، برای رهایی از پدیده های آلوده مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است و نتیجه این بررسی نشان می دهد که نویسنده در راستای رهایی از آلودگی های فردی و اجتماعی به کهن الگوی آب، آنیما، جاودانگی، کوه و عدد هفت و همچنین شخصیت های اسطوره ای نظیر سیاوش و بهرام، مهر و گاو مقدس و غیره نظر داشته است. از این حیث، این رمان از روابط اسطوره ای بینامتنی به ویژه با شاهنامه و داستان سیاوش برخوردار است.
    کلیدواژگان: کریستوا، بینامتنیت، آلوده انگاری، اسطوره، رمان حیرانی
  • رضا سمیع زاد، اسماعیل گل رخ ماسوله* صفحات 163-190
    در این مقاله آراء معرفت شناختی هجویری در باب جبر و اختیار بررسی می شود و در خلال آن برخی مسائل دیگر که به نحوی با آن در ارتباط هستند، مورد تحلیل قرار می گیرند. از آنجایی که برخی از متصوفه نظیر هجویری به این نتیجه رسیده اند که برای بر کنار داشتن آثارشان از انحرافات فکری و اجتماعی، تبیین معرفتی آن ها ضروری است لذا، تحلیل آرای آشکار و پنهان معرفتی صاحبان چنین آثاری در شناخت موضع معرفتی و مذهب آن ها بسی راهگشاست و ضروری به نظر می رسد. در بررسی دیدگاه های هجویری چنین به نظر می رسد که جز مسئله قبض و بسط که بیشتر ناظر بر حالات درونی و نفسانی انسان است، آن دسته از آرای او که به نحوی مربوط به اعمال و حوزه اختیارات و مسئولیت های انسانی است، غالبا متاثر از آراء ماتریدیه باشد.
    کلیدواژگان: جبر و اختیار، کسب، کشف المحجوب، معرفت شناسی، هجویری
  • محمد ابراهیم مالمیر، سودابه فرهادی*، ایوب امیدی صفحات 191-222
    با مقایسه میان سروده های کمدی الهی و مبانی قرآنی، عرفانی، برهانی و ادبی، و با پرده برداشتن از زبان تاویلی و رازآلود آن، می توان به اشتراکات بسیاری میان مبانی معرفت شناسانه اثر گرانقدر دانته و عرفان اسلامی پی برد. در مقاله پیش رو، با رویکرد تحلیلی تطبیقی به بررسی حال و مقام خوف و رجا در مقدمه بخش دوزخ این کتاب و مقایسه آن با مبانی عرفان اسلامی پرداخته شده است. نتایج به دست آمده بیان گر این نکته اند که در سروده های این بخش، علی رغم مشابهت هایی در لزوم هادی و پیر در سفر تصعیدی ارتقایی و پی سپاری در طرق حصول معرفت عقلانی در آغاز سلوک، ادامه دادن راه با پیر عشق، پس از قصور و واماندگی و عدم توان عقل در ادامه راه، خوف و ترس رهبانی ترسایی بسیار تبلور دارد و کمتر نشانی از عشق و محبت دیده می شود و خوف عقوبت، بسیار برجسته تر از خوف مکر است و این مسائل به دلیل تاثیرپذیری دانته از تعالیم کلیسا و نگاه خائفانه و شریعت مدارانه او در ارتباط با پروردگار است.
    کلیدواژگان: خوف، رجا، دانته، کمدی الهی، عرفان اسلامی
  • ساناز محجلین*، مجتبی دورودی صفحات 223-251
    مهم ترین راز ماندگاری بسیاری از چهره های اساطیری، دگرگونی ها و تحولاتی است که هر شخصیت یا روایت اسطوره ای در گذر زمان به خود دیده است. از جمله چهره های کهن در متون ادبی و اسطوره ای ایرانیان جمشید است که مجموعه وسیعی از روایت ها و مضامین اساطیری به او اختصاص دارد. در پژوهش حاضر آن گونه که از نظر خواهد گذشت، شالوده نخستین داستان جم به دوران هندواروپایی بازمی گردد و در روند تحول اساطیری به دوران اسلامی می رسد. در این دگردیسی، تمامی عناصر تحول اسطوره؛ یعنی شکستگی، دگرگونی و ادغام دیده می شود؛ به گونه ای که در این راستا مرزهای ایزدگونگی عصر ودایی تا قدم نهادن در وادی عرفان در دوران اسلامی را درمی نوردد. حاصل پژوهش حاضر، تمامی تحولاتی است که این اسطوره محبوب دوران هندواروپایی در بستر فرهنگ ایرانی به خود دیده است. شخصیتی که در پس نوآوری های زرتشت راه هبوط در پیش می گیرد اما محبوبیت دیرپایش به بازآفرینی و عروج او می انجامد.
    کلیدواژگان: ییمه، جم، متون ودایی، متون اوستایی، متون پهلوی
  • سارا منوچهری مقدم، محمدرضا ریخته گران* صفحات 253-282
    در نظام معرفتی فخرالدین عراقی تلقی وحدت وجودی از خلقت عالم به شکل ستایش زیبایی های جهان اعیان به مثابه تجلیات حسن الهی ظاهر می شود. این مقاله با هدف تبیین معرفت شناختی ادراک زیبایی در اندیشه عراقی، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی ابتدا به تبیین جایگاه زیبایی در نظام فکری وی می پردازد و سپس مراتب و غایت ادراک زیبایی را در این نظام بررسی می کند. از جمله یافته های پژوهش این است که در نظر عراقی ادراک زیبایی محسوس، امکان و زمینه و شرط لازم برای معرفت حق در تجلیات گوناگون آن و سلوک معرفت شناختی به سوی اوست. تلقی زیبایی محسوس به مثابه تجلی حسن الهی با عنایت حق و جذبه ای از سوی او آغاز می شود و طی مقامات سلوک و در نهایت وصال و بقا باز با عنایت و جذبه برای کامل ترینان محقق می گردد. سیر در مراتب معرفت شناختی که در نظر عراقی همان احوال و مقامات عشق به حق و رویت او در تجلیات گوناگون است، مساوق و همزمان با استحاله و فرا رفتن در مراتب وجودی است.
    کلیدواژگان: حسن الهی، زیبایی، فخرالدین عراقی، معرفت، وحدت وجود
  • لیلا ولی زاده پاشا*، مهدی نیک منش صفحات 283-324
    ناپدیدشدن قهرمانان و شخصیت های داستانی، از نکات مورد توجهی است که در ادبیات ایران حضوری روشن دارد. این پژوهش با ذکر نمونه هایی از آثار ادبی جهان و تحلیل آن ها به این نتیجه می رسد که در ادبیات سایر ملت ها نیز نمونه هایی مشابه با قهرمانان ناپدید شده در ادبیات ایران، یافت می شود و نتیجه دیگر آنکه باور داشت اصل ناپدیدی در همه ادوار بشری، حتی دوره متاخر نیز در میان همه اقوام وجود دارد. بنابراین، قدم بعدی یافتن دلیل این همسانی است که، به فرضیه ریشه مشترک در ادبیات جهان قوت می بخشد. نگارنده با بررسی راز ناپدید شدن قهرمانان، در شش محور و با پاسخ به این سوالات که ناپدیدشدگان آثار ادبی، چه کسانی هستند، چه ویژگی هایی دارند؟ چرا ناپدید شدند؟ و چه ارتباطی میان ناپدیدشدگان با مکانی که ناپدیدی در آن صورت گرفته مثل کوه و غار و... وجود دارد؟ سعی دارد به گونه ای پرده از این راز بردارد. از آنجایی که کهن الگوهای قهرمان، زمان، سفر، جاودانگی، مرگ و تولد دوباره، بازگشت و... قابلیت انطباق با موضوع این پژوهش را دارد، هدف، بررسی ناپدید شدن قهرمانان بر اساس روش نقد کهن الگویی است که به مناسبت از نظریات یونگ، الیاده و کمبل نیز استفاده شده است .
    کلیدواژگان: ناپدیدشدن قهرمان، اسطوره های ایرانی، ادبیات جهان، کهن الگو، اسطوره
|
  • Samareh Ashrafi *, Malek Mohammad Farrokhz?d Pages 13-37
    The reversal of affairs or inversion of meanings is the base of many ideas of Abū-Saīd Abul-Khayr in his book, Asrar al-Tawhid (The Mysteries of Unification). They can explain one of the most important reasons of attractiveness of this highly valuable mystical book. So, in this paper, first of all, some kinds of inversion of meanings are introduced, cases like preferability of wealth over poverty, the superiority of joy over retirement, superiority of tolerance over revenge and etc.. One of the main reasons for this kind of attitude is the adherence to intoxication (sokr) against sobriety (sahv) in Abū-Saīd's ideas. When he promotes moral values, explains his own states or others' moods and caters to the spiritual and material needs of all people, he uses literary language and has different approaches to the norms of his contemporaries. In this way, depending on the audience's position, Abū-Saīd chases a red herring. By using this method, he struggles with the Sufi pride of his age. In the present article, the research methodology is descriptive-analytical method. Also, new findings about Asrar al-Tawhid are taken into consideration.
    Keywords: Inversion of Meaning, Deconstruction, Khorasan School, Ab?-Sa?d Abul-Khayr, Asrar al-Tawhid
  • Farz?d B?loo *, Rez? Satt?ri, F?temeh Basiri Pages 39-73
    The concept of "the other" came to literature and was introduced to literary theories through Mikhail Bakhtin. According to him, among the literary genres, it is only in the novel, specifically Dostoevsky's novels, which the possibility of dialogue and the presence of the other are provided. Also, he suggests that genres of epic and tragedy, like Tolstoy's novels, lack dialogic characteristics. He believes that the foundation of epic works is based on elimination of the other. In the present article, the attempt has made to show the representations of "the other" in Shāhnāmeh based on a deconstructional and negative approach to the theory of Bakhtin. These representations can be studied with respect to the following issues: 1) the creation of Shāhnāmeh as a voice versus the prevailing voice; 2) Shāhnāmeh as a meeting point of various genres; 3) institution of championship versus institution of kingdom; and 4) marriage with foreigners. They indicate to the presence of "the other" and the existence of dialogue and polyphony in Shāhnāmeh
    Keywords: Sh?hn?meh, Bakhtin, epic, the Other, Dialogue, Polyphony
  • Manoochehr Jouk?r *, Mahmood Rez?e Dashtearzhanah, Mokht?r Ebr?himi, L?le ?shn? Pages 75-107
    According to one of Iranian myths, Khvarenah (splendor or Farrah) separates from Jamshid in the disguise of a Warghan (Symorgh or falcon) and is released to Mitra, Fereydoun and Garshāsb. It is one of the ancient mythological underpinnings that has a strong reflection in Iranian mythology, epic and story-telling texts (naqqali). A mythological underpinning undergoes a variety of alterations- based on the temporal and spatial context- in its journey from the world of myth to the logical sphere of epic so that it would appear rational to the minds of readers. Then, in changing from epic to folk literature, has been transformed in accordance with the taste of people. Therefore, a mythological motif distances thematically from its origin to such an extent that it is difficult to locate its roots. In the present article, the attempt is made to consider the nexus of Jamishid’s talisman with separation of his Khvarenah and its releasing to Garshasb in the following heroic poems and story-telling scrolls (tumār): Sām-nāmeh, Garshāsb-nāmeh, Bahman-nāmeh, Farāmarz-nāmeh, Jahāngir-nāmeh, Shahryār-nāmeh, Tumar Naqqāli Shāhnāmeh, Tumār Haft Lashkar, Tumār Kohan Shāhnāme Ferdowsi, Tumār Shāhnāmeh Ferdowsi, Zarrin Qabānāmeh, Tumār Sāme Savār va Dokhtar Khāqān Chin. According to the authors of this paper, the attempts of Sistani heroes to open the talisman of Jamshid and to get the treasure or the sword embedded in the talisman are symbolic representation of releasing the heroic splendor (Khvarenah) from Jamshid to Garshāsb and it is presented as a metamorphic form in heroic poems and story-telling texts (naqqali).
    Keywords: Jamshid, Garsh?sb, S?m-n?meh, Heroic Poems, Story-telling Texts (Naqqali)
  • Mohammadrez? Rasouli *, Paris? Kiomarsi Pages 109-133
    The concept of love has been discussed in literature, but the cited theories have not been employed for its analysis. Love is one of the concepts that writers have paid attention to it in order to create their works. Attār Neishapouri is one of those who hase spoken much of the concept of love in his works. In Mantegh-Al-Tayr and in its anecdotes, he presents a special kind of love. One of these anecdotes is the story of Sheikh San'an, in which love is introduced as an effective element in advancing the story. In the dramatic literature of Iran, much attention has been paid to this story due to its interesting features. In contemporary era, Mohammad Hossein Meymandinejad has adapted the fantasy play of Sheikh San'an from Attar's story. In the present article, at first, Robert Sternberg's theory of love is considered and then, based on Sternberg's theory, the anecdote of Sheikh San'an and the fantasy play of Sheikh San'an by Meymandinejad are examined in order to distinguish the dimensions of love in these two works.
    Keywords: The Love Theory, Robert Sternberg, Att?r Neishapouri, Sheikh San'an, Mohammad Hossein Meymandinejad
  • Fātemeh Zamāni Pages 135-161
    Julia Kristeva has developed new approaches to analyzing texts by focusing on the theory of intertextuality and based on linguistics and psychology. According to the theory of abjection, derived from the post-structuralist ideas of Kristeva, literary creator, as a spokesperson, becomes estranged from abjects and offers solutions, including taking refuge in myths andarchetypes, to purify himself/herself and his/her community. In the present article, Heirani (Astonishment), a novel by Mohammd Ail Sajjadi, is analyzed based on the theory of abjection. The results show that the author has considered the archetypes, like water, anima, immortality, mountain and the number of seven as well as the mythical characters such as Siavash, Bahrām, Mehr and the sacred cow in order to get rid of individual and social abjects. In this regard, the novel has a mystical-intertextual relationship with the Shāhnāmeh and the story of Siavash.
    Keywords: Julia Kristeva, intertextuality, Abjection, epic, Heirani (Astonishment)
  • Rez? Samiz?deh, Esm?iil Golrokh M?suleh * Pages 163-190
    In the present article, Hujwiri’s epistemological ideas about determinism, freewill and the related issues in Kashf-ol-Mahjub are analyzed. Some Sufis, such as Hujwiri, have come to this conclusion that epistemological explanations of their thoughts are essential to prevent intellectual and social deviations. So, in order to know the religious opinions of Muslim mystics, it is essential that their epistemological views be examined. According to Hujwiri, the issue of contraction and expansion refers to inner states and sensual feelings of man. But, his viewpoints about acts and areas of human choices and responsibilities are often influenced by the views of Maturidi.
    Keywords: Determinism, Free-will, Acquisition, Epistemology, Hujwiri, Kashf-ol-Mahjub
  • Mohammad Ebr?him M?lmir, Sud?beh Farh?di *, Ayyub Omidi Pages 191-222
    By comparing Dante Alighieri's Divine Comedy and Islamic mysticism (including its Quranic, discursive and literary foundations), it is possible to find many common issues between their epistemological foundations. The present article attempts to consider the state of fear and hope in the preface of Inferno (the first part of Divine Comedy) and Islamic mysticism by using analytic-comparative method. The results indicate that the cantos of Inferno, like Islamic mysticism, refer to the need of a wise old man (pir-e dānā) in the spiritual journey, following him in the beginning of suluk (the spiritual journey) to reach rational knowledge, going along with him after helplessness and the inability of reason to attain the Truth. But, in Inferno, contrary to Islamic mysticism, the concept of fear is prominent, love is seen less and fear of punishment is more prominent than fear of God's cunning. The reason for these differences is that Dante was influenced by the teachings of the Church; he was scared of God and was obliged by religious laws.
    Keywords: Fear, Hope, Divine Comedy, Dante, Islamic Mysticism
  • S?n?z Mohajjelin *, Mojtab? Duroodi Pages 223-251
    The most important reason for the survival of mythological characters is the transformations that each character or mythical narrative has experienced over time. Jamshid is one of the ancient characters in Iranian literary and mythical texts that many mythological narratives and themes are devoted to him. As the present research shows, the primary basis of the story of Jam dates back to the Indo-European period and its process of transformation takes place in Islamic era. In this metamorphosis, all the elements of the evolution of a myth, namely, fracture, transformation and integration are seen. Also, the divinity of the Vedic Gods and mysticism of Islamic period can be detected in the metamorphosis of the myth of Jam. The present article attempts to show all changes that have befallen this Indo-European popular myth in the context of Iranian culture. Jamshid is a figure that descends after the advent of Zarathustra, but he reborns and becomes exalted because of his longtime popularity.
    Keywords: Yima, Jam, Vedic Texts, AvestanTexts, Pahlavi Texts
  • S?r? Manoochehri Moghadam, Mohammadrez? Rikhtegar?n * Pages 253-282
    In Fakhr al-din Iraqi`s epistemological system, the pantheistic viewpoint of the creation of the universe is appeared in the form of adoration of the sensible beauties and as the Good`s manifestations. By using descriptive-analytic method, the present paper tries to make an epistemological explanation to the perception of Beauty in the thoughts of Iraqi; so it first determines the rule of Beauty and then the phases and purpose of perceiving it in his thought. The research shows that according to Iraqi, the perception of the sensible beauty leads to recognizing of the Good in His manifestations. Divine providence causes man perceives the sensible beauties as the Good`s manifestations and the cognition ofHim begins; the context is provided for the Perfect Man and the spiritual journey (suluk), the attraction by God and the union are realized. According to Iraqi, the epistemological cognitive phases of the Good`s manifestations- which are equal to the phases of loving Him- and the existential transubstantiation are simultaneous.
    Keywords: Beauty, Cognition, Fakhr al-din Iraqi, the Good, Pantheism
  • Leil? Valiz?deh P?sh? *, Mahdi Nikmanesh Pages 283-324
    The disappearance of the heroes and protagonists is one of the noteworthy points in Iranian fiction. At first, the current study analyzes some literary works of various nations and then, concludes that similar examples of "the disappearance of the heroes" are found in the literature of other nations. Also, it concludes that the subject has been a common theme among different ethnicities from the prehistoric to the current era. The next step is to explain the reason for this similarity, supporting the hypothesis of commonality in the literature of various nations. The authors consider the subject of "the disappearance of the heroes" from six different aspects and tries to answer these questions: What are the characters of heroes who disappear? Why do they disappear? What is the connection between the heroes and the place of disappearing (cave, mountain and etc.)? Since the subject of the present study fits well with archetypes of hero, time, journey, immortality, death and reborn, return and etc., the subject of the disappearance of the heroes and protagonists are studied by using the archetypal criticism following the theories of Jung, Eliade and Campbell.
    Keywords: The Disappearance of the Hero, Iranian Mythology, World Literature, Archetype, Myth