فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیست و دوم شماره 2 (پیاپی 286، اردیبهشت 1398)
  • سال بیست و دوم شماره 2 (پیاپی 286، اردیبهشت 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • فاطمه همایی شاندیز، سیما کدخدایان، فائزه جعفریان، ایستک رضایی* صفحات 1-8
    مقدمه
    سرطان پستان، از دیرباز یکی از معضلات بالینی و شایع در بین زنان بوده است. با توجه به شایع بودن کمبود مزمن ویتامین D در اکثر زنان ایرانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط میزان سرمی ویتامین D با بقای دو ساله بدون پیشامدهایی چون متاستاز و مرگ در مبتلایان به سرطان پستان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی گذشته نگر طی سال های 96-1391 بر روی 360 بیمار مبتلا به سرطان پستان غیرمتاستاتیک انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها چک لیست بود. سطوح سرمی ویتامین D در بدو تشخیص سرطان پستان، قبل از شروع درمان غیر جراحی (رادیوانکولوژی) اندازه گیری شد و تاثیر میزان ویتامین D روی بقای دو ساله بدون پیشامد در افراد با کمبود یا میزان نرمال ویتامین D مقایسه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های کاپلان مایر و لگ رتبه ای و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در مطالعه حاضر بقای دو ساله بدون پیشامد 3/91% بود. در بقای دو ساله بدون پیشامد بین افراد دارای سطوح سرمی طبیعی ویتامین D و افراد دارای کمبود ویتامین D تفاوت معنی داری مشاهده نشد (313/0=p)، هر چند مدت بقای افراد با سطوح سرمی طبیعی ویتامین D بالاتر بود، ولی این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (05/0<p).
    نتیجه گیری
    هرچند نتایج پژوهش حاکی از ارتباط معنادار در تاثیر میزان ویتامین D روی بقای عاری از پیشامد نبود، ولی تعداد موارد پروگنوز خوب در بیماران با سطوح سرمی طبیعی بیشتر از موارد با سطوح پایین بود که ارزش بالینی خود را دارا است.
    کلیدواژگان: بقای بدون پیشامد، سرطان پستان، ویتامین D
  • آتوسا دبیری اسکویی، مهسا جمشید اصل، سقراط فقیه زاده، عبدالرضا اسماعیل زاده، فاطمه بیات* صفحات 9-16
    مقدمه
    زایمان زودرس، یکی از عارضه های مهم بارداری است که تاثیر بسزایی در سلامت و مرگ و میر نوزادان دارد، لذا پیش بینی و تشخیص زودهنگام آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط میزان آلفافتوپروتئین، آلکالن فسفاتاز و فریتین مایع آمنیوتیک سه ماهه دوم حاملگی و زایمان پره ترم انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی تحلیلی در بازه زمانی شهریور سال 1393 تا بهمن ماه 1394 بر روی 60 نفر از افرادی که به دلیل غربالگری مثبت سه ماهه اول، بین هفته های 20-15 (میانگین 17 هفته) آمنیوسنتز شده بودند؛ انجام شد. میزان آلفافتوپروتئین، آلکالن فسفاتاز و فرتین نمونه های فریز شده 40 نفر با زایمان ترم و 20 نفر با زایمان پره ترم با روش اسپکتروفتومتری و الایزا مورد آزمایش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های تی و کای دو انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین میزان آلفافتوپروتئین در زایمان ترم 44/96±14/382 و در زایمان پره ترم 83/122±47/547 نانوگرم بر میلی لیتر، میزان آلکالن فسفاتاز در زنان ترم 01/13±35/27 و در زنان پره ترم 51/15±45/74 یونیت بر لیتر و میزان فریتین زایمان ترم 44/96±14/382 و در زایمان پره ترم 83/122±47/547 نانوگرم بر میلی لیتر بود کهمیزان هر سه نشانگر در زایمان پره ترم نسبت به زایمان ترم به طور معناداری بالاتر بود (001/0>p).
    نتیجه گیری
    بین میزان آلفافتوپروتئین، آلکالن فسفاتاز و فریتین مایع آمنیون و زایمان پره ترم، ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد که ممکن است به درک ما از پاتوفیزیولوژی زایمان زودرس کمک کند. با توجه به نتایج به دست آمده توصیه می شود تحقیقات دیگری با تعداد نمونه بیشتر نیز صورت گیرد.
    کلیدواژگان: آلفافتوپروتئین، آلکالن فسفاتاز، آمنیوسنتز، زایمان پره ترم، فریتین
  • مژگان اسکندری، بابک هوشمند مقدم*، مهرداد فتحی، علی بختیاری صفحات 17-25
    مقدمه
    زرشک دارای ترکیبات زیست فعال با خواص دارویی و درمانی می باشد. با توجه تغییرات نامطلوب آنزیم های کبدی به دنبال فعالیت خسته کننده، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مصرف آب زرشک بر سطح سرمی آنزیم های کبدی آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلکالین فسفاتاز (ALP) و آلانین آمینوترانسفراز (ALT) پیرو یک جلسه فعالیت خسته کننده در دختران فعال انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی در سال 1396 بر روی 20 دختر فعال در مشهد انجام شد. افراد به دو گروه 10 نفره مکمل و دارونما تقسیم شدند. پس از مکمل دهی 2 هفته ای (250 میلی لیتر آب زرشک و دارونما)، آزمودنی ها در یک فعالیت خسته کننده شرکت نمودند. تغییرات آنزیم های کبدی مورد مطالعه (AST،ALP ، ALT) طی سه مرحله (حالت پایه، پس از دوره مکمل دهی، پس از فعالیت ورزشی) اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و Excel (2010) و آزمون های تی تست مستقل، آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بانفرونی صورت گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    مصرف آب زرشک باعث کاهش معنادار آنزیم های AST (021/0=p)، ALP (018/0=p) و ALT (014/0=p) در گروه مکمل شد و فعالیت خسته کننده باعث افزایش معنادار هر سه آنزیم در دو گروه شد، این در حالی بود که دامنه تغییرات هر سه آنزیم AST (021/0=p)، ALP (019/0=p) و ALT (012/0=p) بلافاصله پس از فعالیت در گروه مصرف کننده آب زرشک به طور معناداری کمتر از گروه دارونما بود و مصرف آب زرشک توانسته بود به طور معناداری از افزایش مقادیر AST، ALP و ALT بلافاصله پس از فعالیت خسته کننده ممانعت کند.
    نتیجه گیری
    مکمل دهی آب زرشک می تواند از افزایش فیزیولوژیکی آنزیم های کبدی ناشی از فعالیت خسته کننده در دختران فعال پیش گیری کند و نقش مهمی در تغییرات مطلوب آنزیم های کبدی داشته باشد.
    کلیدواژگان: آب زرشک، آنزیم کبدی، فعالیت خسته کننده
  • معصومه سیاحی، آرزو حاصلی، پروین عابدی، زینب سهرابی، سارا ضیاغم* صفحات 26-33
    مقدمه
    یائسگی، بحرانی ترین دوره تغییرات نامطلوب آنتروپومتریک و پارامترهای متابولیک بوده که با خطر بیماری های قلبی - عروقی همراه است. سندرم متابولیک، نقش کلیدی در ایجاد بیماری قلبی- عروقی دارد و به عنوان یک مشکل عمده در بسیاری از کشورها درآمده است. بر اساس مطالعات مختلف، افزایش فریتین با سندرم متابولیک در ارتباط است و افراد با سطح فریتین بالاتر، خطر ابتلاء به سندرم متابولیک در آنها بیشتر است. بنابراین با توجه به بالا بودن شیوع سندرم متابولیک در ایران، مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سطح فریتین سرم با سندرم متابولیک انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی در سال 1392 بر روی 165 زن یائسه واجد شرایط مراجعه کننده به مرکز بهداشت 17 شهریور و بهداشت شماره 8 اهواز انجام شد. پرسشنامه اطلاعات فردی برای نمونه ها تکمیل و جهت بررسی اجزای سندرم متابولیک، فشارخون 2 بار به فاصله 10 دقیقه و بعد از استراحت اندازه گیری شد و میانگین آنها در نظر گرفته شد. دور کمر افراد اندازه گیری و آزمایشات HDL، تری گلیسیرید، کلسترول، فریتین و FBS بعد از 12 ساعت ناشتایی شبانه بر روی سرم افراد انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون های کای دو، آنالیز واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 58 نفر (2/35%) به سندرم متابولیک مبتلا بودند. میانگین سطح سرم فریتین در زنان مبتلا به سندرم متابولیک 45/25±53/34 و در زنان غیر مبتلا 12/23±56/33 بود. بین شاخص توده بدنی، دور کمر، قندخون، سطح تری گلیسیرید پلاسما، چربی خون و ابتلاء به سندرم متابولیک ارتباط معناداری مشاهده شد (05/0>p)، اما بین سندرم متابولیک و سن، سندرم متابولیک و فریتین سرم ارتباط معنی داری وجود نداشت (05/0<p).
    نتیجه گیری
    بین سطح فریتین سرم و سندرم متابولیک ارتباط معنا داری وجود ندارد.
    کلیدواژگان: سندرم متابولیک، فریتین سرم، یائسگی
  • نسیم خادمی*، پگاه مطوری پور، کتایون وکیلیان صفحات 34-41
    مقدمه
    منوراژی به سیکل های قاعدگی سنگین که طی آن خونریزی افزایش یافته و یا طولانی شده، اطلاق می گردد. منوراژی یک علت شایع مراجعه به کلینیک های ژنیکولوژی است و حدود 30% زنان سنین باروری آن را تجربه می کنند. خونریزی سنگین قاعدگی بر روی کیفیت زندگی از لحاظ جسمی، روانی و اجتماعی تاثیر منفی دارد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر کپسول عصاره هیدروالکلی گیاه بومادران بر منوراژی زنان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی دارای گروه کنترل سه سوکور در سال 95-1394 بر روی 90 زن مراجعه کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد. پس از یک سیکل کنترل میزان خونریزی قاعدگی، افراد در یکی از دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. برای افراد هر دو گروه، 2 کپسول 250 میلی گرمی مفنامیک اسید هر 8 ساعت از روز اول قاعدگی تا اتمام آن و حداکثر به مدت 7 روز، برای 2 سیکل متوالی تجویز شد. برای افراد گروه بومادران علاوه بر مفنامیک اسید، 2 کپسول بومادران هر 12 ساعت از روز اول قاعدگی تا اتمام آن حداکثر به مدت 7 روز تجویز شد. برای گروه کنترل به جای کپسول بومادران، پلاسبوی بومادران با همان دستور تجویز شد. اطلاعات مربوط به میزان و مدت خونریزی قاعدگی با استفاده از چارت PBLAC بررسی گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 20) و آزمون های آماری تی مستقل، من ویتنی و فریدمن انجام شد. میزان p کمتر از 001/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    درمقایسه درون گروهی میزان و طول مدت خونریزی قاعدگی قبل و پس از درمان، میزان خونریزی قاعدگی در هر دو گروه به طور معنی داری کاهش یافت (001/0>p) که میزان این کاهش در گروه بومادران به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود (036/0 =p). طول مدت خونریزی قاعدگی نیز در هر دو گروه به طور معنی داری کاهش یافت (001/0>p). میزان کاهش طول مدت خونریزی قاعدگی در گروه بومادران به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل بود (042/0=p).
    نتیجه گیری
    کپسول عصاره هیدروالکلی گیاه بومادران در کاهش میزان و طول مدت خونریزی قاعدگی در زنان سنین باروری مبتلا به خونریزی شدید قاعدگی موثر است. این دارو به دلیل عوارض کمتر و نداشتن تاثیرات هورمونی می تواند در درمان منوراژی موثر باشد.
    کلیدواژگان: بومادران، مفنامیک اسید، منوراژی
  • الهام لکی، شهناز ترک زهرانی*، فراز مجاب، آرزو حیدری، مجتبی سلطانی کرمانشاهی صفحات 42-51
    مقدمه
    اپی زیاتومی، یکی از اعمال رایج مامایی است که علی رغم سایزکوچک آن، ممکن است مانند هر زخم دیگری دچار عوارضی مانند التهاب، عفونت و یا درد شود. گیاه کندر به علت خاصیت ضدالتهابی که دارد، به صورت تجربی برای مصارف متعددی از جمله تسکین درد و بهبود زخم ها استفاده می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر پماد کندر بر شدت درد و بهبود زخم اپی زیاتومی در زنان نخست زا انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه تجربی و سه سوکور در سال های 97-1396 بر روی 95 زن نخست زا که زایمان واژینال با برش اپی زیاتومی میانی طرفی داشتند، در بیمارستان مهدیه تهران انجام شد. افراد در دو گروه مداخله (پماد حاوی کندر) و کنترل (دارونما) قرار گرفتند. برای ارزیابی افراد از پرسشنامه های اطلاعات فردی و مامایی، ارزیابی وضعیت بهداشتی، مقیاس درد (VAS)، ارزیابی بهبود پرینه (ریدا) و جدول عوارض دارویی استفاده شد. پمادها هر 12 ساعت و به مدت 10 روز از روز اول بعد از زایمان استفاده و ارزیابی شدت درد، بهبود پرینه و عوارض دارویی در روزهای اول، پنجم و دهم بعد از زایمان انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های من ویتنی، کای دو و فیشر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    افراد دو گروه از نظر میانگین نمره ریدا (752/0=p) و شدت درد (50/0=p) در روز نخست پس از زایمان تفاوت آماری معناداری نداشتند. میانگین نمره ریدا در گروه مداخله در روزهای پنجم و دهم به ترتیب 62/1±2 و 99/0±59/0 و در گروه کنترل به ترتیب 38/2±04/4 و 05/2±52/2 بود که تفاوت ها در هر دو نوبت معنادار بود (026/0=p، 001/0>p). میانگین شدت درد در روزهای پنجم و دهم در گروه مداخله به ترتیب 23/1±2 و 50/0±95/0 و در گروه کنترل 57/1±16/3 و 17/1±97/1 بود که تفاوت بین دو گروه از نظر آماری معنی دار بود (030/0=p، 001/0>p).
    نتیجه گیری
    پماد کندر با دارا بودن خواص ضدالتهابی، در بهبود زخم اپی زیاتومی و کاهش درد آن می تواند موثر باشد.
    کلیدواژگان: اپی زیاتومی، بوسولیک، بهبود زخم، درد، کندر، نخست زا
  • زهرا شورگشتی، خدیجه میرزایی، حمید چمنزاری، محسن اصغری نکاح، سلمه دادگر، زهرا امامی مقدم* صفحات 52-62
    مقدمه
    تهوع و استفراغ، یکی از شایع ترین مشکلات دوران بارداری است. از آنجا که بسیاری از محققین نقش اضطراب و یا افسردگی را در بروز تهوع و استفراغ بارداری موثر دانسته اند، آرام سازی با افزایش میزان آرامش احتمالا می تواند سبب کاهش تهوع و استفراغ در زنان باردار شود، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آرام سازی عضلانی بر تهوع و استفراغ زنان باردار انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1397 بر روی 66 زن باردار 12-6 هفته با تهوع و استفراغ بارداری، مراجعه کننده به دو مرکز انتخابی بهداشتی درمانی شهر مشهد انجام شد. افراد در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پس از برگزاری 2 جلسه آموزش آرام سازی پیشرونده عضلانی طی یک هفته برای گروه مداخله، واحدهای پژوهش تمرینات را به مدت 4 هفته در منزل انجام دادند. در گروه کنترل از طرف پژوهشگر آموزشی داده نمی شد. ابزار مورد استفاده در این مطالعه شامل: شاخص تهوع و استفراغ رودز و پرسش نامه افسردگی، اضطراب و استرس بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 25) و آزمون های من ویتنی، تی مستقل، آنالیز واریانس با اندازه های تکراری و فریدمن انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره تهوع، استفراغ و عق زدن و نمره کل تهوع، استفراغ و عق زدن در گروه مداخله قبل از مطالعه به ترتیب 3/2±6/4، 3/2±2/3، 7/1±7/2 و 0/5±6/10 و بعد از مطالعه 4/1±8/2، 3/1±8/1، 9/0±6/1 و 8/2±6 بود، در حالی که میانگین نمره تهوع، استفراغ و عق زدن و نمره کل تهوع، استفراغ و عق زدن در گروه کنترل قبل از مطالعه به ترتیب 1/2±4/4، 4/2±3/2، 8/1±8/2 و 7/1±5/9 و بعد از مطالعه به ترتیب 6/1±8/3، 9/1±3/2، 2±7/2 و 8/4±8/8 بود که بر اساس نتایج آزمون های آماری، در گروه مداخله در طی تمام مراحل اندازه گیری، میانگین نمره تهوع، استفراغ و عق زدن و نمره کل تهوع، استفراغ، عق زدن زنان باردار کاهش معنی داری داشت (001/0>p)؛ در حالی که در گروه کنترل، در برخی مراحل اندازه گیری، کاهش معنی دار نداشت (05/0<p).
    نتیجه گیری
    آرام سازی پیشرونده عضلانی با کاهش اضطراب، استرس و افسردگی می تواند منجر به کاهش شدت تهوع، استفراغ و عق زدن در زنان باردار شود، لذا با توجه به بی عارضه بودن و راحتی انجام آن، این روش به عنوان راهکاری برای کاهش تهوع و استفراغ بارداری توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آرام سازی عضلانی، استفراغ، تهوع، زنان باردار
  • زهرا نورالهی، وحید ولیپور دهنو*، رسول اسلامی صفحات 63-72
    مقدمه
    سبک زندگی غیرفعال، یک عامل خطر بسیار مهم برای توسعه بسیاری از بیماری ها از جمله سندرم متابولیک می باشد. در سنین پیری علاوه بر مشکلات ناشی از افزایش سن، برخی افراد سالمند دچار بیماری سندرم متابولیک می شوند که شیوع این سندرم در بین زنان بیشتر از مردان می باشد. شرایط متابولیکی بدن در پیدایش و پیشبرد این بیماری نقش عمده ای دارند، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر 8 هفته تمرینات ایستگاهی بر وزن بدن، فشارخون و سطوح سرمی کلسترول و آنزیم های کبدی در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک در خرم آباد انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی در سال 1396 بر روی 18 زن سالمند دارای سندرم متابولیک در مرکز توانبخشی فرزانگان خرم آباد انجام شد. آزمودنی ها ضمن انجام امور روزمره خود، در یک پروتکل 8 هفته ای تمرینات ایستگاهی شرکت کردند که 3 جلسه در هفته اجرا می شد. 24 ساعت قبل از اجرای پروتکل تمرینی و 48 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، نمونه خونی از آزمودنی ها در حالت ناشتا گرفته شد. وزن بدن، فشار خون، کلسترول سرمی و آنزیم های کبدی اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 24) و آزمون های کولموگروف-اسمیرنوف و تی همبسته انجام شد. میزانp کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج کاهش معنی دار سطوح استراحتی سرمی AST (043/0=p) و کلسترول (033/0=p)، فشارخون سیستولی (001/0=p)، وزن بدن (001/0=p) و شاخص توده بدنی (001/0=p) و کاهش غیرمعنادار سطوح سرمی ALT (487/0=p) در مقایسه با مقادیر پیش آزمون در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک را نشان داد.
    نتیجه گیری
    تمرینات ایستگاهی در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک اثرات مفیدی بر سطوح سرمی AST، ALT و کلسترول دارد، همچنین فشارخون سیستولی و وزن بدن را کاهش می دهد، بنابراین می تواند تندرستی آنها را ارتقاء دهد.
    کلیدواژگان: آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز، تمرینات ایستگاهی، زنان سالمند، سندرم متابولیک
  • مرضیه ساعی قره ناز، فرزانه رشیدی فکاری، ویدا قاسمی، زهرا کیانی، گیتی ازگلی* صفحات 73-83
    مقدمه
    پوکی استخوان یکی از مشکلات مهم سلامتی در زنان سراسر جهان می باشد، بر اساس شواهد موجود، زایمان می تواند نقش مهمی در تراکم استخوان زنان داشته باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین همبستگی تعداد زایمان با تراکم استخوان به صورت مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز جهت یافتن مقالات، پایگاه های بین المللی Cochran library، Scopus، PubMed و Web of Science با کلید واژه های Parity و Bone Mineral Density (BMD) یاBone Mineral Content یا bone density بدون اعمال محدودیت زمانی و با محدودیت زبان انگلیسی مورد جستجو قرار گرفتند. جهت بررسی کیفیت مقالات از چک لیست اوتا تعدیل شده برای مطالعات مقطعی استفاده شد. جهت بررسی سوگرایی از Egger's test و Funnel plot و جهت بررسی هتروژنیتی از شاخص I2 و Q-test استفاده شد. مقادیر فیشر ترانسفورماسیون برای مطالعات محاسبه شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 1336 مقاله مورد بررسی اولیه قرار گرفتند و در نهایت 11 مقاله با 5141 نفر شرکت کننده وارد متاآنالیز شدند. در این مطالعه روند کاهش تراکم استخوان در مهره های کمر، ران و لگن با تعداد بیش از 5 زایمان نسبت به زنان بدون سابقه زایمان مشاهده شد. در زنان نولی پار تراکم استخوان در مهره های کمر (001/0>Phetrogeneity، 11/1-75/0:CI 95%، 93/0:M) ، در لگن (001/0=Phetrogeneity، 89/0-84/0:CI 95%، 86/0:M) و در ران (001/0>Phetrogeneity، 09/1-60/0:CI 95%، 84/0:M) بود. میانگین تراکم استخوان در زنان یائسه در ناحیه کمر و ران و لگن کمتر بود. میانگین تراکم استخوان در زنان قاره آفریقا در هر سه ناحیه بالاتر بود. بر اساس نتایج، همبستگی متوسط معکوسی بین میزان تراکم معدنی استخوان در مهره های کمر (30/0-، 14/0-CI 95%) 22/0- و لگن (29/0-، 12/0-CI 95%) 21/0- با تعداد زایمان وجود داشت.
    نتیجه گیری
    میانگین تراکم استخوان در زنان نولی پار بیشتر است. به طور کلی همبستگی منفی بین تراکم معدنی استخوان مهره های کمر و لگن با پاریتی بالا وجود دارد، اما به دلیل هتروژنیته بالا در زیرگروه های آنالیز شده، انجام مطالعات کوهورت پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: تراکم معدنی استخوان، زایمان، متاآنالیز
  • فاطمه غفاری سردشت، افسانه کرامت، مروارید ایرانی* صفحات 84-95
    مقدمه
    اسیدفولیک، یک ماده مغذی مهم برای حفظ و ارتقاء سلامت محسوب می شود و کمبود اسیدفولیک در دوران بارداری احتمال سقط خودبه خودی جنین، نقص لوله عصبی، پره اکلامپسی، دکولمان جفت، زایمان زودرس، وزن کم هنگام تولد و کم خونی را افزایش می دهد و بسیاری از موارد ذکر شده، از طریق افزایش دریافت اسیدفولیک در بارداری و پیش بارداری قابل پیشگیری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین سطح آگاهی و میزان مصرف اسیدفولیک در بارداری و پیش بارداری به روش متاآنالیز انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه مرور سیستماتیک و فراتحلیل (متاآنالیز) به منظور یافتن مقالات مرتبط، مجلات فارسی و انگلیسی زبان نمایه شده در SID، Iranmedx، Irandoc، Magiran، Scopus و Pubmed با استفاده از کلید واژه های Mesh تا اول مرداد سال 1397 مورد جستجو قرار گرفتند. جهت بررسی ناهمگنی در مطالعات از شاخص I2 استفاده شد. داده ها با روش متاآنالیز و با استفاده از مدل اثرات تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    از بین 2366 مقاله یافت شده در جستجوی اولیه، تعداد 16 مطالعه برای مرور سیستماتیک و متاآنالیز انتخاب گردید. در متاآنالیز انجام شده با توجه به مدل اثرات تصادفی به دلیل میزان ناهمگنی 97%، حیطه شنیدن نام اسیدفولیک توسط زنان 8/84% (1/90-5/77)، آگاهی زنان از نقش اسیدفولیک 2/37% (1/48-5/27)، آگاهی از زمان مصرف اسیدفولیک 3/27% (3/39-9/17)، آگاهی از دوز صحیح مصرف اسیدفولیک 2/75% (2/84-3/63)، مصرف اسیدفولیک در بارداری 74% (6/81-2/65)، مصرف اسیدفولیک در قبل از بارداری 3/18% (9/25-6/12)، مصرف منظم 47% (3/90-8/7) و مصرف نامنظم اسیدفولیک در مجموع 9/40% (7/82-1/9) برآورد شد.
    نتیجه گیری
    سطح آگاهی زنان سنین باروری نسبت به مکمل اسیدفولیک و نقش ارزنده آن در بارداری مطلوب نمی باشد. از آنجا که پرسنل بهداشتی به عنوان مهم ترین منبع کسب اطلاعات در زمینه مصرف اسیدفولیک شناخته شده اند، لذا اهتمام بیشتر آنان در این رابطه کمک شایانی به افزایش سطح آگاهی زنان می نماید.
    کلیدواژگان: آگاهی، اسیدفولیک، ایران، سنین باروری، عملکرد، متاآنالیز، مرور سیستماتی
  • زهرا یزدی، حورا آموزگار، زهره خلجی نیا* صفحات 96-101
    مقدمه
    حاملگی بینابینی، یک نوع حاملگی خارج رحمی خطرناک و پرچالش است که شناسایی زودهنگام آن با وجود روش های تشخیصی متفاوت، بسیار مشکل و گمراه کننده است. این نوع حاملگی خارج رحمی تمایل به خونریزی شدید دارد؛ به طوری که تشخیص نادرست منجر به تهدید زندگی بیمار می شود. در این مطالعه یک مورد حاملگی خارج رحمی بینابینی (کورنه آ) با جفت اینکرتا در نیمه دوم بارداری معرفی می شود.
    معرفی بیمار
    در این گزارش، خانمی 23 ساله گروید 2 با سابقه سزارین قبلی، 23 هفته بارداری با شکایت درد شکم، تهوع و استفراغ بعد از مقاربت به مرکز آموزشی درمانی ایزدی مراجعه نمود. بیمار با توجه به افت علائم حیاتی، اولیگوری و تندرنس ژنرالیزه و گزارش سونوگرافی مبنی بر وجود خون داخل شکم، به اتاق عمل منتقل شد. در سمت چپ، حاملگی خارج از رحم کورنه که پاره شده بود، همراه با بیرون زدگی جفت قابل مشاهده بود. جنین خارج شد، اما جفت در محل کورنه تا سرویکس و تا لیگامان پهن دست اندازی کرده بود. با توجه به اینکرتا بودن جفت، هیسترکتومی انجام شد. در نهایت تشخیص و درمان فوری، جان بیمار را نجات داد. بررسی پاتولوژی نفوذ جفت واینکرتا را نشان داد.
    نتیجه گیری
    حاملگی خارج رحمی بینابینی، جزء بیماری های نادر می باشد. با توجه به این که حاملگی بینابینی در محل غنی از عروق واقع شده است، هر نوع پارگی می تواند منجر به خونریزی فاجعه آمیز و تهدیدکننده حیات شود، بنابراین حاملگی بینابینی نیازمند تشخیص دقیق و درمان فوری است. درمان مداخله ای مناسب و به موقع موجب جلوگیری از عوارض جدی و کاهش موربیدیته و مورتالیته مادر می شود.
    کلیدواژگان: بارداری کورنه آ، جفت اینکرتا، حاملگی خارج رحمی، لاپاراتومی
|
  • Fatemeh Homaee Shandiz, Sima Kadkhodayan, Faezeh Jafarian, Istak Rezaee * Pages 1-8
    Introduction
    From past time, breast cancer has been one of clinical and common problems among women. Given that chronic vitamin D deficiency is prevalent among most Iranian women, this study was performed with aim to examine the relationship between vitamin D serum level and 2 year survival without incidents such as metastasis and death among patients with breast cancer. 
    Methods
    This cross-sectional retrospective study was performed on 360 patients with non-metastatic breast cancer in 2012-2017. Data collection tool was checklist. Serum levels of vitD were measured in early of breast cancer diagnosis before the start of non-surgical therapy (radio-oncology). The effects of vitD level on two year disease free survival was compared among patients with vitD deficiency and those with normal level of VitD. Data was analyzed by SPSS software (version 16) and Copplan and logRank tests and Chi-square test.
    Results
    2year disease free survival was 91.3%. No significant difference was observed in 2year disease free survival between patients with vitD deficiency and those with normal level of VitD (p=0.313). However, survival time was higher in people with normal vitD serum levels, but this difference was not statistically significant (p>0.05).
    Conclusion
    Although the results of current study did not show significant relationship between the effect of vitD level and disease free survival, but the number of good prognosis was more in patients with normal serum levels than those with low levels that indicates the clinical value.
    Keywords: Breast Cancer, Disease free survival, Vitamin
  • Atousa Dabiri Oskoei, Mahsa Jamshidasl, Soghrat Faghihzadeh, Abdolreza Esmaeilzadeh, Fatemeh Bayat * Pages 9-16
    Introduction
    Preterm birth is one of the most important complications of pregnancy, which has a significant impact on the health and mortality of neonates, so early diagnosis and prediction is vital. This study was performed with aim to investigate the relationship between amniotic fluid alpha-fetoprotein (αFP), alkaline phosphatase (ALP) and ferritin in the second trimester of pregnancy and preterm birth. 
    Methods
    This cross-sectional analytical study was performed on 60 subjects with gestational age of 15-20 weeks (mean of 17 weeks) who had performed amniocentesis due to positive first-trimester screening from September 2014 to February 2015. The levels of αFP, ALP and ferritin were tested using spectrophotometric and ELISA method in freeze samples of 40 subjects with term birth and 20 subjects with preterm birth. Data were analyzed by SPSS software (version 22) and t-test and Chi-square test. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    The mean amniotic fluid αFP in term and preterm birth was 382.14 ± 96.44 and 547.47 ± 122.83(ng/ml), respectively; the mean ALP in term and preterm birth was 27.35 ± 13.01 and 74.45±15.51 (IU/ L), respectively; and the mean ferritin was 382.14 ± 96.44, and 547.47±122.83 (ng/ml), respectively. The level of all three markers was significantly higher in preterm birth than term birth (p < 0.001).
    Conclusion
    There is significant and positive relationship between amniotic fluid αFP, ALP and ferritin levels with preterm birth that may help to increase our understanding of the pathophysiology of preterm birth. According to the results, it is recommended to perform further research with larger sample sizes.
    Keywords: Alkaline phosphatase, alpha-Fetoproteins, Amniocentesis, Ferritins, Preterm Birth
  • Mozhgan Eskandari, Babak Hooshmand Moghadam *, Mehrdad Fathei, Ali Bakhtiyari Pages 17-25
    Introduction
    Barberry has bioactive compounds with medicinal and therapeutic properties. Considering the adverse changes in liver enzymes following the exhaustive exercise, this study was performed with aim to evaluate the effect of Barberry juice consumption on serum levels of liver enzymes of Aspartate aminotransferase (AST), alkaline phosphatase (ALP) and Alanine aminotransferase (ALT) following one session of exhaustive exercise in active girls.
    Methods
    This quasi-experimental study was conducted in 2017 on 20 active girls in Mashhad. The subjects were divided into two groups of supplementation (n = 10) and placebo (n = 10). After two weeks of supplementation (250 ml of Barberry juice and placebo), the subjects participated in an exhaustive exercise. The changes in liver enzymes (AST،ALP،ALT) were measured in three stages (basal state, after supplementation period, after exhaustive exercise). Data were analyzed using SPSS software (version 19) and Excel (2010), and independent t-test, repeated measures t-test and post-hoc test. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Barberry juice consumption significantly reduced AST (p=0.021), ALP (p=0.018) and ALT (p=0.014) in supplement group, and exhaustive exercise significantly increased all three enzymes in two groups. However, the range of changes in all three AST (p=0.021), ALP (p=0.019) and ALT (p=0.019) immediately after exhaustive exercise was significantly lower in the supplement group than the placebo group; the Barberry juice consumption could significantly prevent from the increase in the levels of AST, ALP and ALT immediately after the exhaustive exercise.
    Conclusion
    Barberry juice supplementation can prevent the physiological increase in liver enzymes following exhaustive exercise in active girls and play an important role in the desired changes in liver enzymes.
    Keywords: Barberry juice, Exhaustive exercise, Liver Enzyme
  • Masoumeh Sayahi, Arezoo Haseli, Parvin Abedi, Zainab Sohrabi, Sara Ziagham * Pages 26-33
    Introduction
    Menopause is the most critical period with unfavorable changes in anthropometric and metabolic parameters which is associated with Cardiovascular disease risk. Metabolic syndrome has a key role in causing cardiovascular disease and has been a major problem in many countries. According to various studies, the increased ferritin level is associated with metabolic syndrome and those with higher ferritin levels are at more risk of metabolic syndrome. Therefore, due to the high prevalence of metabolic syndrome in Iran, this study was performed with aim to investigate the relationship between serum ferritin levels and metabolic syndrome.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 165 menopausal women referred to the 17 Shahrivar health center and health center No. 8 of Ahvaz in 2013. Demographic information questionnaire was completed for the subjects; for the evaluation of the components of metabolic syndrome, blood pressure was measured twice with interval of 10 minutes after a break and their mean was considered. Waist circumference (WC) was measured. HDL, triglycerides, cholesterol, serum ferritin and FBS tests were done after 12 hours of night fasting on serum of patients. Data were analyzed using SPSS software (version 19) and Chi-square test, ANOVA, Pearson and Spearman correlation coefficients. P
    Results
    In this study, 58 patients (35.2%) had metabolic syndrome. The mean serum ferritin levels in women with metabolic syndrome were 34.53 ± 25.45 and in women without metabolic syndrome was 33.56± 23.12. There was a significant relationship between body mass index, waist circumference, blood glucose, plasma triglyceride, lipid profile and metabolic syndrome (p<0.05). But no significant relationship was found between metabolic syndrome and age, metabolic syndrome and serum ferritin (p>0.05).
    Conclusion
    There is no significant relationship between serum ferritin levels and metabolic syndrome.
    Keywords: Menopause, metabolic syndrome, serum ferritin
  • Nasim Khademi *, Pegah Matouripour, Katayoun Vakilian Pages 34-41
    Introduction
    Menorrhagia refers to heavy menstrual cycles in which bleeding has or prolonged. Menorrhagia is a common cause for referral to gynecology clinics and about 30% of women at reproductive age experience it. Heavy menstrual bleeding has a negative impact on the quality of life in terms of physical, psychological and social health. Therefore, this study was performed with aim to determine the effect of hydro alcoholic extract ofAchillea Millefoliumon women's menorrhagia.
    Methods
    This triple-blind clinical trials study with control group was performed on 90 women who referred to health clinics, Arak University of Medical Sciences in 2015-2016. After one cycle of controlling menstrual bleeding, the subjects were randomly assigned to two groups of test and control. For both groups, 2 Mefenamic acid capsule (250 mg) was administered every 8 hours from the first day of menstruation up to the end of it for seven days for two consecutive cycles. For test group, in addition to Mefenamic acid, 2 Achillea Mille folium capsules was administered every 12 hours from the first day of menstruation up to the end of it for seven days. In control group, combination of mefnamic acid and placebo was administered with same dose and order. Data on the amount and duration of menstrual bleeding were analyzed using PBLAC chart. Data were analyzed using SPSS software (version20) and independent t-test, Mann-Whitney and Friedman tests. P<0.001 was considered statistically significant.
    Results
    In the inter-comparison of the amount and duration of menstrual bleeding before and after treatment, the amount of bleeding was significantly reduced (p<0.001); this decrease was significantly more in Achillea Mille folium group than the control group (p=0.036). The duration of menstrual bleeding was also significantly reduced in both groups (p<0.001). The decrease in duration of menstrual bleeding was significantly more in Achillea Mille folium group than the control group (p=0.042).
    Conclusion
    The hydro alcoholic extract ofAchillea mille folium capsule is effective in reducing the
    amount and duration of menstrual bleeding in women of reproductive age. Achillea mille folium due to less complications and no hormonal effects can be effective in treatment of menorrhagia.
    Keywords: Achilleamillefolium, Mefenamic Acid, Menorrhagia
  • Elham Laki, Shahnaz Torkzahrani *, Faraz Mojab, Arezoo Heydari, Mojtaba Soltani Kermanshahi Pages 42-51
    Introduction
    Episiotomy is one of the common surgeries in midwifery that despite its small size may cause complications such as inflammation, infection or pain like any other wound. Frankincense due to anti-inflammatory effects is used in many cases, including pain relief and wound healing. This study was performed with aim to evaluate the effect of Frankincense ointment on pain intensity and episiotomy wound healing in primiparous women.
    Methods
    This experimental and three-blinded-study was performed on 95 primiparous women with vaginal delivery and mid lateral episiotomy in Mahdieh hospital of Tehran in 2017-2018. The subjects were divided into two groups of Frankincense ointment (intervention group) and placebo (control group). Demographic and obstetric questionnaire, health status forms, pain scale (VAS), perineal evaluation Index (REEDA) and drug complications questionnaire were used to evaluate the subjects. The ointments were used every 12 hours and for 10 days from the first day after delivery. Evaluation of pain intensity, perineal repair and drug complications were performed on days 1,5, and 10 after delivery. Data were analyzed using SPSS software (version 21) and Mann-Whitney, Chi-square and Fischer tests. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
     On the first day after birth, no significant differences were observed between two groups in terms of mean score of REEDA (P=0.752) and pain intensity (P=0.50). The mean score of REEDA in the intervention group on fifth and tenth days were 2± 1.62 and 0.95 ± 0.99, respectively, and in the control group were 4.04 ± 2.38 and 2.52 ± 2.05, respectively; these differences were significant (P=0.026, P<0.001). The mean of pain intensity on the fifth and tenth days in the intervention group were 2 ± 1.23 and 0.95 ± 0.50, respectively, and in the control group were 3.16± 1.57 and 1.97 ± 1.17, respectively. In both groups these differences were statistically significant (P=0.030, P<0.001).
    Conclusion
    Frankincense ointment with anti-inflammatory properties is effective in the episiotomy wound healing and pain reduction.
    Keywords: Boswellia, Episiotomy, Frankincense, Pain, Primiparous, Wound healing
  • Zahra Shourgashti, Khadijeh Mirzaei, Hamid Chamanzari, Mohsen Asghari Nekah, Salmeh Dadgar, Zahra Emami Moghaddam * Pages 52-62
    Introduction
    Nausea and vomiting is one of the most common problems in pregnancy. Since many researchers have considered the effective role of anxiety or depression in the incidence of nausea and vomiting in pregnancy, relaxation probably can decrease nausea and vomiting in pregnant women through increasing the calmness. Therefore, this study was performed with aim to determine the effect of muscle relaxation on nausea and vomiting in pregnant women.
    Methods
    This randomized clinical trial was conducted on 66 pregnant women at gestational age of 6-12 weeks with nausea and vomiting of pregnancy who referred to two selected health centers in Mashhad in 2018. The subjects were randomly assigned to intervention and control groups. After holding two sessions of progressive muscle relaxation training within one week for the intervention group, the units performed the exercises for 4 weeks at home. The researcher did not give any training to the control group. The tools used in this study included Rhodes Nausea and Vomiting Index, and Depression, Anxiety and Stress Questionnaire (Dass-21). Data analysis was done using SPSS software (version 25) using Mann-Whitney, independent t-test, repeated measures analysis, and Friedman tests. P<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    The mean score of nausea, vomiting and gagging and the total score of nausea, vomiting and gagging in the intervention group before the study were 4.6 ± 2.3, 3.2 ± 2.3, 2.7 ± 1.7, and 10.6±5.0, and after the study were 2.8 ± 1.4, 1.8 ± 1.3, 1.6 ± 0.9, and 6 ± 2.8, respectively. In the control group, the mean score of nausea, vomiting and gagging and the total score of nausea, vomiting and gagging before the study were 4.4 ± 2.1, 2.3 ± 2.4, 2.8 ± 1.8, 9.5 ± 1.7, respectively, and after the study were 3.8 ± 1.6, 2.3 ± 1.9, 2.7 ± 2, and 8.8±4.8, respectively. The results of statistical tests showed that the mean score of nausea, vomiting, gagging and total score of nausea, vomiting, and gagging of pregnant women significantly decreased in the intervention group during all stages of measurement (p <0.001); while in the control group, there was no significant decrease in some stages of measurement (p >0.05).
    Conclusion
    Progressive muscle relaxation can reduce the severity of nausea, vomiting and gagging in pregnant women by reducing anxiety, stress and depression. Therefore, since it has no complications and is convenient to do it, this method is recommended as a way to reduce the incidence of nausea and vomiting in pregnancy.
    Keywords: Muscle Relaxation, Nausea, Pregnant Women, vomiting
  • Zahra Nourollahi, Vahid Valipour Dehnou *, Rasoul Eslami Pages 63-72
    Introduction
    Inactive lifestyle is a very important risk factor for the development of many diseases, including metabolic syndrome. In aging, in addition to aging-related problems, some elderly people develop metabolic syndrome, which is more common in women than men. The metabolic conditions of the body play a major role in the emergence and progression of this disease. This study was performed with aim to investigate the effect of 8 weeks of circuit training on body weight, blood pressure and Cholesterol levels and liver enzymes in elderly women with metabolic syndrome in Khorramabad city.
    Methods
    This semi-experimental study was performed in 2017 on 18 elderly women with metabolic syndrome at Farzanegan rehabilitation center in Khorramabad. During the daily routine activities, the subjects participated in 8-week circuit training protocol which performed 3 sessions per week. The fasting blood sample was taken from the subjects 24 hours before the training protocol and 48 hours after the training protocol. Body weight, blood pressure, serum cholesterol and liver enzymes were measured. Data was analyzed by SPSS software (version 24) and Kolmogrov-Smirnov and correlated t-test. P
    Results
    The results showed a significant decrease in serum AST (p =.043) and cholesterol (p =.033) levels, systolic blood pressure (p =0.001) and body weight (p =0.001) and BMI (p=0.001), and non-significant decrease in serum levels of ALT (p =0.487) in comparison with pre-test values in elderly women with metabolic syndrome.
    Conclusion
    The circuit training in elderly women with metabolic syndrome has beneficial effects on serum concentration of AST, ALT and cholesterol; also it reduces systolic blood pressure and body weight, therefore can promote their health.
    Keywords: Alanine Aminotransferase, Aspartate Aminotransferase, Elderly Women, metabolic syndrome
  • Marzieh Saei Ghare Naz, Farzaneh Rashidi Fakari, Vida Ghasemi, Zahra Kiani, Giti Ozgoli * Pages 73-83
    Introduction
    Osteoporosis is a major health problem in women throughout the world. Based on the available evidence, delivery can play an important role in women's bone mineral density. Therefore, this study was performed with aim to determine the correlation between parity and bone mineral density through systematic review and.
    Methods
    In this systematic review and meta-analysis study, for finding the related articles, the databases of PubMed, Scopus, Cochran library and Web of Science databases were searched without time limitation and with English language restriction by using of the keywords of Parity and Bone Mineral Density (BMD) or Bone Mineral Content or bone density. The adapted Newcastle-Ottawa Scale was used to assess the quality of the cross-sectional articles. Funnel plot and Egger's test was used for publication bias assessing. Q-test and I2 index were used for evaluation of heterogeneity. Fisher’s 𝑟-to-𝑧 transformation was calculated for the studies.
    Results
    In this study, a total of 1336 papers were reviewed and 11 studies involving 5141 women were included in this meta-analysis. The decreasing trend in lumbar spine, femur and total hip BMD was observed in women with parity ≥5 compared to non-parity women. In nulliparous women, the mean of BMD in lumbar spine was (M:0.93 ,95%CI;0.75-1.11, Phetrogeneity <0.001), in femur (M:0.84 95%CI;0.60-1.09, Phetrogeneity <0.001) and in hip (M:0.86, 95%CI;0.84-0.89, Phetrogeneity =0.001). The mean of BMD in postmenopausal women was lower in lumbar, femur and hip. In African women, the mean of BMD in three sites were higher. There was no reverse moderate correlation between parity and lumbar BMD -0.22 (95% CI -0.14, -0.30) and hip BMD -0.21 (95% CI -0.12, -0.29).
    Conclusion
    The mean BMD was higher in nulliparous women. There was inverse correlation between lumbar BMD and hip BMD with parity, but because of high heterogeneity in analyzed subgroups, performing cohort studies is recommended.
    Keywords: Bone mineral density, Meta-analysis, Parity
  • Fatemeh Ghaffari Sardasht, Afsaneh Keramat, Morvarid Irani * Pages 84-95
    ntroduction: Folic acid is an important nutrient for maintaining and improving health and its deficiency during pregnancy increase the risk of spontaneous abortion, neural tube defects, preeclampsia, placental abruption, preterm labor, low birth weight and anemia. These risks can be prevented by increasing folic acid intake during pregnancy and pre-conception. Therefore, this study was performed with aim to determine the level of knowledge and consumption of Folic acid in pregnancy and pre-conception through meta-analysis.
    Methods
    In this systematic review and meta-analysis study, for finding the related articles, the Persian and English journals which were indexed in databases of SID, Iranmedx, Irandoc, Magiran, Scopus, and PubMed were searched with Mesh keywords up to August, 2018. I2 index was used to assess the heterogeneity in the studies. Data were analyzed by meta-analysis method using random effects model.
    Results
    Of the 2366 articles found in the primary search, 16 articles were selected for systematic review and meta-analysis. In the meta-analysis, according to the random effects model due to heterogeneity 97% , these results were estimated: hearing the name of folic acid by women in 84.8% (77.5-90.1), knowledge of women from the role of folic acid in 37.2% (27.5-48.1), knowledge of the time of taking folic acid in 27.3% (17.9-39.3), knowledge of the correct dose of folic acid in 75.2% (63.3-84.2), use of Folic acid during pregnancy in 74% (65.2-81.6), use of folic acid in pre-pregnancy in 18.3 % (12.6-25.9), regular consumption in 47% (7.8-90.3), and irregular consumption of folic acid in 40.9% (9.1-82.7).
    Conclusion
    The level of knowledge of women at reproductive age about folic acid complementary and its valuable role in pregnancy is not desirable. Since health personnel are the most important source of information on the use of folic acid, so they have to work more efforts in this regard to increase the level of women's knowledge.
    Keywords: folic acid, Function, Iran, Knowledge, Meta-analysis, Reproductive age, Systematic review
  • Zahra Yazdi, Hoora Amouzegar, Zohre Khalajinia * Pages 96-101
    Introduction
    Interstitial pregnancy is a dangerous and challenging ectopic pregnancy. Despite different diagnostic methods, the early detection of interstitial pregnancy is very difficult and misleading. Interstitial ectopic pregnancy tends to severe bleeding, so that incorrect diagnosis leads to life threatening of patient. The aim of this study was to introduce a case of interstitial ectopic pregnancy (Corneal) with placenta Increta in the second half of pregnancy.
    Case Report
    A 23-year-old woman G2 with history of previous cesarean section, at 23 weeks of pregnancy with complaints of abdominal pain, nausea and vomiting after sexual intercourse referred to Izadi educational Hospital. Regarding drop in vital signs, oliguria, generalized tenderness and ultrasound reports of abdominal blood, the patient was transferred to the operating room. On the left, interstitial ectopic pregnancy was torn with placenta Increta. The embryo was removed, but the placenta was placed in the cornea to the cervix and to the broad ligament. Hysterectomy was performed due to the placenta Increta. Ultimately, the diagnosis and immediate treatment saved the patient's life. The pathological study showed placenta Increta.
    Conclusion
    Intrauterine ectopic pregnancy is one of the rare diseases. Since interstitial pregnancy is located in a place full of vessels, any rupture can lead to catastrophic and life threatening bleeding. Interstitial pregnancy requires accurate diagnosis and immediate treatment. Proper and timely intervention therapy can prevent serious complications and reduce maternal mortality and mortality.
    Keywords: Corneal pregnancy, ectopic pregnancy, laparotomy, placenta increta