فهرست مطالب

علوم پزشکی رازی - پیاپی 178 (فروردین 1398)
  • پیاپی 178 (فروردین 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ملیحه ریکی *، امیر توکمه چی، اکرم حاجی رحیمی، فرزانه بنیادی صفحات 1-9
    زمینه و هدف
    پروبیوتیک ها به عنوان میکروارگانیسم های گوناگونی تعریف می شوند که دارای اثرات مفید در جلوگیری و درمان شرایط پاتولوژیک ویژه هستند. خواص ضد سرطانی این گروه از باکتری ها در مطالعات گوناگون به اثبات رسیده است. هدف این مطالعه ارزیابی اثرات ضدتوموری پروبیوتیک های لاکتوباسیلوس کازیی و لاکتوباسیلوس پاراکازیی کشته شده با حرارت در رده سرطانی K562 لوسمی میلوئیدی مزمن بود.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی، باکتری ها در محیط کشت اختصاصی در شرایط بی هوازی کشت و در دمای C°100 کشته شدند. باکتری های کشته شده با حرارت پس از خشک شدن بوسیله دستگاه انجماد خشک، توسط اتوکلاو استریل شدند. سپس غلظت های 125،250، 500، 1000 و 2000 میکروگرم در میلی لیتر از باکتری ها تهیه و خواص سلول کشی آنها علیه رده سرطانی K562 در شرایط آزمایشگاهی در زمان های 24، 48 و 72 ساعت با روش MTT سنجیده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که لاکتوباسیلوس های کشته شده با حرارت به طور معنی داری (05/0p<) باعث القاء مرگ سلولی رده سرطانی مورد بررسی در تمام زمان های مورد مطالعه می شوند و با افزایش غلظت بر میزان سلول کشی آنها افزوده می گردد.
    نتیجه گیری
    بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که لاکتوباسیلوس های کشته شده با حرارت، می توانند به عنوان کاندیدای بالقوه برای مطالعات بیشتر به عنوان دارویی در درمان لوسمی میلوئیدی مزمن مورد بررسی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: رده سلولی K562، پروبیوتیک، خواص ضد سرطانی
  • مجید صدوقی * صفحات 10-22
    زمینه و هدف
    فرسودگی تحصیلی یکی از عواملی است که به شکل منفی عملکرد تحصیلی دانشجویان را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین، شناسایی عواملی که بتوانند مانع این فرسودگی شوند از اهمیت بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سرمایه روانشناختی با فرسودگی تحصیلی با توجه به نقش واسطه ای اشتیاق تحصیلی در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام گرفت.
    روش کار
    پژوهش از نوع توصیفی با طرح همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان در نیمسال اول 97-96 بود که از میان آن ها تعداد 330 نفر به صورت تصادفی با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای متناسب با جنسیت (شامل 220 دختر و 110 پسر) انتخاب شدند و به مجموعه پرسشنامه های سرمایه روانشناختی، فرسودگی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و سوالات دموگرافیک پاسخ دادند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد سرمایه روانشناختی می تواند به طور معکوس و معناداری فرسودگی تحصیلی دانشجویان را پیش بینی کند و اشتیاق تحصیلی دارای نقش میانجی گر در رابطه سرمایه روانشناختی با فرسودگی تحصیلی است. شاخص های الگوسازی نشان داد که مدل ارائه شده دارای برازش مطلوبی بوده و بین مدل ساختاری شده با داده های تجربی انطباق خوبی وجود دارد. در الگوی مذکور، تمام وزن های رگرسیونی از نظر آماری معنادار بوده و مجموعه متغیرهای پیش بین، 51/0 از واریانس فرسودگی تحصیلی را تبیین نمودند.
    نتیجه گیری
    توجه به ارتقاء سرمایه روانشناختی دانشجویان در سطح سیاست گذاری آموزشی و طراحی و اجرای مداخلات موثر و آموزش در سطح خانواده ها، اساتید و مراکز مشاوره دانشگاه های پزشکی می تواند از طریق افزایش اشتیاق تحصیلی دانشجویان به کاهش فرسودگی تحصیلی آنان کمک نماید.
    کلیدواژگان: سرمایه روانشناختی، اشتیاق تحصیلی، فرسودگی تحصیلی، عملکرد تحصیلی، دانشجویان
  • ثریا اعتمادی *، شیما روحی، مهدی مصباحی، مهدی فهیمی صفحات 23-31
    زمینه و هدف
    بسیاری از مطالعات نقش عوامل خطرساز روان شناختی و رفتاری را در سبب شناسی و فیزیوپاتولوژی اختلالات قلبی- عروقی نشان داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت روان شناختی و تیپ شخصیتی D در افرادی که دچار بیماری قلبی عروقی شده اند، انجام شده است. همچنین پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی افسردگی و استرس و اضطراب با تیپ شخصیتی D در بیماران قلبی- عروقی انجام شده است.
    روش کار
    روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری بیماران بای پس عروق کرونر مراجعه کننده به مرکز بازتوانی قلب تهران می باشند که از میان آن ها، 378 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقیاس اضطراب، استرس و افسردگی DASS21 (Depressoin Anxiety Stress Scale) و مقیاس تیپ شخصیتی دی دنولت 2005 (DS-14) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین تیپ شخصیتی D (عاطفه منفی و بازداری هیجانی) و میزان پریشانی هیجانی (DASS) (استرس، اضطراب و افسردگی) ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    عوامل روان شناختی بر شدت بیماران عروق کرونر قلب اثر دارند و تیپ شخصیتی D می تواند به عنوان عاملی برای ابتلا به بیماری قلبی درنظر گرفته شود. از این رو لازم است به عوامل روان شناختی (عاطفه منفی و بازداری هیجانی) بیماران عروق کرونر قلب در برنامه های درمانی توجه شود.
    کلیدواژگان: بیماری عروق کرونر قلب، تیپ شخصیتی D ، پریشانی هیجانی
  • نسترن مددی، زینب خزایی کوهپر *، نجمه رنجی صفحات 32-39
    زمینه و هدف
    فنیل کتونوری (PKU)، یک اختلال متابولیک است که به وسیله جهش هایی در ژن فنیل آلانین هیدروکسیلاز (PAH) ایجاد می شود. پس از تالاسمی، PKU به عنوان شایع ترین بیماری اتوزومال مغلوب در جمعیت ایرانی محسوب می شود؛ بنابراین شناسایی موتاسیون های عامل بیماری در این جمعیت حائز اهمیت است. مطابق پایگاه داده PAH یکی از اگزون هایی که دارای بیشترین تعداد آلل های موتانت می باشد اگزون 6 و اینترون های اطراف است. بر این اساس، این مطالعه برای شناسایی جهش های اگزون 6 ژن PAH در بیماران PKU استان گیلان و مقایسه آن با مطالعات انجام شده در سایر بخش های ایران طراحی شد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی-مقطعی، طی یک دوره یک ساله، تعداد 25 بیمار PKU و غیر خویشاوند (1 تا 21 سال) از نواحی مختلف استان گیلان شناسایی شد. پس از استخراج DNA ژنومی، شناسایی موتاسیون ها با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمراز-تعیین توالی صورت گرفت.
    یافته ها
    جهش ها و پلی مورفیسم های شناسایی شده در این مطالعه به ترتیب شامل (4%) R176X و (46%) Q232Q می باشد. جهش R176X در 1 بیمار به صورت هموزیگوت مشاهده شد. این بیمار فنوتیپ mHPA داشته و والدین بیمار خویشاوند درجه سوم بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه در این مطالعه جهش R176X تنها در 4 درصد کروموزوم ها یافت شده است، بدست آوردن طیف کامل موتاسیون های ژن PAH در بیماران PKU استان گیلان نیازمند بررسی 12 اگزون دیگر می باشد. به علاوه با در نظر گرفتن تفاوت طیف جهش های ژن PAH در بخش های مختلف ایران، می توان با انجام مطالعات جامع در مناطق مختلف ایران، جهش های خاص هر منطقه را شناسایی کرد و به منظور پیشبرد اهداف پیشگیرانه و درمانی آینده از آن ها بهره برد.
    کلیدواژگان: فنیل آلانین هیدروکسیلاز، فنیل کتونوری، جهش، اگزون6
  • سارا موسوی *، زهره خلفایی صفحات 40-49
    زمینه و هدف
    آموزش صحیح بیماران مبتلا به آسم توسط داروسازان، نقش مهمی در کنترل بیماری آسم و بهبود کیفیت زندگی بیماران دارد. این مطالعه با هدف بررسی دانش و مهارت داروسازان شهر اصفهان در رابطه با روش صحیح استفاده از اسپری های تنفسی با استفاده از روش بیمارنما صورت گرفت.
    روش کار
    از مجموع داروخانه های شهری اصفهان 100 داروخانه جهت مطالعه حاضر انتخاب گردید. 4 نوع اسپری تنفسی (هر کدام 25 داروخانه) مورد ارزیابی قرار گرفت شامل: Metered Dose Inhaler (MDI) (با یا بدون دم یار)، توربوهالر و revolizer. پرسشگر به صورت ناشناس در یک تماس رودررو جهت ارزیابی دانش و عملکرد داروساز در خصوص استفاده از اسپری تنفسی مراجعه می نمود. سپس چک لیستی را که حاوی مراحل استفاده از اسپری تنفسی بود را تکمیل می نمود.
    یافته ها
    در مجموع 100 داروساز شامل 70 مرد با میانگین سنی 4/12±3/42 مورد مطالعه قرار گرفتند. بیشتر از 50% داروسازان در استفاده از MDI (با یا بدون دم یار) تکنیک ضعیفی داشتند. اکثریت داروسازان (حدود 90%) روش صحیح استفاده از توربوهالر را نمی دانستند. در مورد Revolizer نتایج قابل قبول بود و بیشتر از 70% تکنیک مناسبی داشتند. آنالیزهای آماری نشان داد که بین سن و سابقه کاری داروسازان با میزان دانش و عملکرد آنها رابطه معکوس وجود دارد ( 18/0- = r ، 037/0: p در مورد سن و 16/0-= r و 05/0:p سابقه کاری).
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه نشان می دهد که اطلاعات و عملکرد داروسازان پیرامون استفاده صحیح از اسپری های تنفسی ضعیف است. با عنایت به نقش و جایگاه ممتاز داروسازان در آموزش بیماران، افزایش اطلاعات و تقویت عملکرد آن ها در این مورد ضروری است.
    کلیدواژگان: داروساز، دانش، مهارت، آسم، اسپری های تنفسی
  • محبوبه جزینی، رسول روغنیان *، سید حمید زرکش اصفهانی، وحید شایگان نژاد، امید میرمسیب صفحات 50-58
    زمینه و هدف
    نورومیلیتیس اپتیک (Neuromyelitis optica-NMO)نوعی التهاب خودایمن تضعیف کننده اعصاب مرکزی می باشد که آنتی بادی های خودی علیه آکوآپورین4 (کانال های آبی سلول های آستروسیت) واکنش داده و با التهاب میلین و عصب بینایی تشخیص داده می شود. ویروس ها می توانند عامل التهاب در مغز باشند، در اثر تغییرات التهابی ناشی از آن ها عبور آنتی بادی های خودی از سد مغزی-نخاعی تسهیل می شود. بنابراین تعیین عفونت ویروسی مرتبط با بیماری می تواند ما را در به کارگیری راهکارهای پیشگیری و درمان یاری رساند. مطالعه به منظور بررسی ارتباط احتمالی عفونت ویروسی اوریون در بروز بیماری با سنجش آنتی بادی های IgG و IgM در سال 1394 در اصفهان انجام شده است.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی بر روی 25 بیمار NMO، 30 بیمار مالتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis- MS) و 30 فرد سالم مراجعه کننده به آزمایشگاه میلاد اصفهان انجام شد. میزان IgG و IgM علیه ویروس اوریون با روش الایزا و کیت (Euroimmun، ساخت آلمان) ارزیابی و محاسبات آماری با آزمون ANNOVA و نرم افزار SPSS16 انجام شد.
    یافته ها
    تیتر IgG در 25 بیمار NMO در 19 بیمار (76%)، 30 بیمار MS در 16 بیمار (53%) و 30 فرد سالم در 14 نمونه (46%) مثبت بود. پس از محاسبات آماری، در تیتر IgG بین گروه بیماران NMO با گروه سالم و MS اختلاف معناداری وجود داشت (031/0p=)، اما تیتر IgM در گروه های مورد مطالعه اختلاف معناداری را نشان نداد (610/0p=).
    نتیجه گیری
    وجود اختلاف معنادار درتیتر IgG علیه ویروس اوریون در بیماران NMO در مقایسه با سایر گروه ها و پایین بودن تیتر IgM می تواند بیانگر سابقه ابتلای بیماران NMO به این ویروس در طول زندگی وارتباط احتمالی بیماری با عفونت ویروسی باشد.
    کلیدواژگان: نورومایلیتیس اپتیکا، ویروس اوریون، الایزا، MS، IgG
  • لیلا پناهی، فاطمه علایی کرهرودی *، زهرا عبدالرضا قره باغ، عرفان قاسمی صفحات 59-67
    زمینه و هدف
    فلج مغزی به گروه پیچیده و چندبعدی اختلالات غیرپیش رونده و ایستا درحرکت و وضعیتی اطلاق می شود که نیازمند توجه دقیق به تمامی فعالیت های روزمره زندگی کودک فلج مغزی توسط مراقبین، به ویژه مادران می باشد؛ بنابراین، پرداختن به آموزش نحوه مراقبت از کودکان فلج مغزی به مادران در این راستا اهمیت به سزایی دارد. در این مطالعه به بررسی تاثیر آموزش مراقبت از کودکان مبتلا به فلج مغزی بر اضطراب و افسردگی مادران پرداخته شده است.
    روش کار
    طرح این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی همراه پیش آزمون -پس آزمون بود. تعداد 60 نفر از مادران دارای کودک فلج مغزی، مراجعه کننده به بیمارستان باهنر کرج به روش تصادفی انتخاب و به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. برنامه آموزشی شامل 6 حیطه برای مادران گروه مداخله طی 6 جلسه 30 دقیقه ای در طی مدت دو هفته تشکیل شد. افسردگی و اضطراب مادران در هر دو گروه قبل و بعد از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفت. برای مقایسه متغیرها در دو گروه مداخله و کنترل از آزمون تی مستقل دو نمونه ای و برای مقایسه میانگین قبل و بعد در هر گروه از آزمون تی زوجی استفاده شد. به منظور بررسی همگنی داده ها در متغیرهای کیفی از آزمون کای-دو و یا آزمون دقیق فیشر استفاده شد. همچنین به منظور تعدیل اثر پیش آزمون، مقایسه میانگین پس آزمون با استفاده از آنالیز کوواریانس ANCOVA انجام شد. نتایج با استفاده از SPSS 21 آنالیز گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد برنامه آموزش نحوه ی مراقبت از کودکان فلج مغزی منجر به کاهش میزان افسردگی مادران از میانگین 100/26 با انحراف معیار 546/3 به میانگین 966 /18 با انحراف معیار 690/3 گردید. همچنین باعث کاهش اضطراب مادران این کودکان از میانگین 966/20 با انحراف معیار 30 9/2 به میانگین 500/14 با انحراف معیار 788/2 در گروه مداخله شد (001/0>p). در رابطه با مادران گروه کنترل نیز با توجه به عدم دریافت آموزش در این گروه، تغییرات زیادی در افسردگی و اضطراب آن ها مشاهده نشد و میانگین اضطراب مادران در 266/25 با انحراف معیار 715/2 ثابت ماند و میانگین افسردگی از 300/26 با انحراف معیار 718/2 به میانگین 933/25 با انحراف معیار 970/2 رسید.
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه نشان داد که استفاده از آموزش نحوه ی مراقبت از کودکان فلج مغزی منجر به کاهش میزان افسردگی و اضطراب مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی می شود.
    کلیدواژگان: افسردگی، اضطراب، فلج مغزی، مادران
  • رضا پورحسین، رضا نبی زاده *، نرگس انسانی مهر، سحر احسانی صفحات 68-77
    زمینه و هدف
    بهزیستی تاثیرات مداومی بر سلامت جسمی و روانی افراد می گذارد و این تاثیر را از طرق مختلف اعمال می کند. این پژوهش به منظور ارزیابی اثر انگیزش پیشرفت بر بهزیستی روانشناختی با نقش واسطه ای مقیاس استحکام من و سرمایه های روانشناختی انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی، 201 نفر از دانشجویان دختر و پسر (110 دختر و 91 پسر) دانشگاه تهران با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند و به پرسشنامه استحکام من بشارت، پرسشنامه سرمایه های روانشناختی لوتانز (PCQ)، پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس و مقیاس های به زیستی روانشناختی (PWBS) پاسخ دادند. نتایج بر اساس روش همبستگی و بوت استرپ با نرم افزار R مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاکی از آن بود که متغیر های انگیزش پیشرفت، استحکام من و سرمایه های روانشناختی بر بهزیستی روانشناختی تاثیر مستقیم و غیرمستقیم داشته است در نقش غیرمستقیم، انگیزش پیشرفت بر روی بهزیستی روانشناختی با میانجی گری متغیر های استحکام من و سرمایه های روانشناختی تاثیر داشته است. در مجموع مدل فرض شده پژوهش از برازش مناسبی برخوردار بود.
    نتیجه گیری
    می توان در نتیجه بر اهمیت نقش مثبت انگیزش پیشرفت، استحکام من و سرمایه های روانشناختی بر بهزیستی روانشناختی صحه گذاشت.
    کلیدواژگان: انگیزش پیشرفت، استحکام من، سرمایه های روانشناختی، بهزیستی روانشناختی
  • حسن پوررضی *، مسعود اصغرپور ارشد صفحات 78-88
    زمینه و هدف
    محدودیت غذایی و تمرین ورزشی یکی از مداخلات کاربردی برای کاهش وزن و افزایش طول عمر می باشد. با این حال، ابهاماتی در رابطه با تاثیر محدودیت غذایی با یا بدون تمرین ورزشی بر توده و قدرت عضلانی وجود دارد و هنوز مسیر پیام رسانی و پروتئین های درگیر در این زمینه به طور دقیق مشخص نشده اند. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر محدودیت غذایی با یا بدون تمرین ورزشی بر بیان ژن های بتا-کاتنین و گلیکوژن سنتازکیناز3-بتا در عضله نعلی موش های صحرایی نر انجام گردید.
    روش کار
    24موش صحرایی نربه شکل تصادفی در سه گروه کنترل، محدودیت غذایی و محدودیت غذایی+تمرین ورزشی جایگزین شدند.طی سه ماه پژوهش،گروه کنترل به صورت آزادانه به آب و غذا دسترسی داشت، در حالی که غذای گروه های دارای محدودیت غذایی تا حد50 درصد گروه کنترل محدود شد. گروه محدودیت غذایی+تمرین ورزشی علاوه بر محدودیت غذایی، به مدت 12هفته در برنامه ی تمرین ورزشی شرکت کرد. 48ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، عضله اسکلتی موش های صحرایی استخراج و میزان بیان ژن های بتا-کاتنین و گلیکوژن سنتازکیناز3-بتا با استفاده از روش Real Time-PCR بررسی شد. داده های حاصله توسط آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند (05/0>p).
    یافته ها
    بیان ژن بتا-کاتنین در عضله نعلی گروه محدودیت غذایی و محدودیت غذایی+تمرین ورزشی به طوری غیر معنی داری کمتر از گروه کنترل بود(به ترتیب %38 و %8/8؛ 05/0<p). در حالی که بیان ژن گلیکوژن سنتازکیناز3-بتا در گروه محدودیت غذایی به طور معنی داریبیشتر از گروه کنترل و محدودیت غذایی+تمرین ورزشی بود(به ترتیب %449 و %177؛ 01/0>p).
    نتیجه گیری
    در کل، 12هفته محدودیت غذایی(50%)، موجب افزایش بیان ژن کلیدی گلیکوژن سنتازکیناز3-بتا در مسیر پیام رسانی Wnt عضله نعلی شد و این ممکن است با کاهش توده و قدرت عضله اسکلتی همراه باشد. با این حال، اضافه شدن تمرین ورزشی به محدودیت غذایی ممکن است این روند را کند نماید.
    کلیدواژگان: محدودیت غذایی، تمرین ورزشی، مسیر Wnt، عضله اسکلتی، رت نر
  • علیرضا کاظمینی، محمدرضا کرامتی*، محمدصادق فاضلی، امیر کشوری، عباس نصیری، جیران زبردست صفحات 89-98
    زمینه و هدف
    فیستول انورکتال ناشی از انسداد و عفونت غدد کریپتوگلندولار ناحیه انورکتال است و از بیماری های شایع جراحی است. اگرچه روش های درمان جراحی متعددی برای این وضعیت پیشنهاد شده است، اما میزان عود پس از این درمان ها بالا است. در این مطالعه، نتایج طولانی مدت و عوارض روش جراحی LIFT (Ligation of Intersphincteric Fistula Tract) در بیماران مبتلا به فیستول مقعد مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه در ایران و خاور میانه در نمونه خود بیشترین حجم نمونه و نیز طولانی ترین مدت پیگیری را دارد.
    روش کار
    در این مطالعه بالینی آینده نگر و تحلیلی، تعداد 50 بیمار مبتلا به فیستول مقعدی که در بین سال های 1391 تا 1396 به کلینیک بیماری های کولورکتال مراجعه کرده بودند و تحت جراحی LIFT قرار گرفتند وارد مطالعه شدند. بیماران حداقل یک سال پس از عمل از جهت هرگونه عارضه یا عود مجدد پیگیری شدند. نتایج و عوارض روش LIFT و نیز عوامل موثر بر عود پس از این عمل تعیین شد.
    یافته ها
    در مجموع 50 بیمار این مطالعه بررسی شدند که شامل 43 مرد (86%) و 14 زن (24%) بودند. میانگین سنی بیماران 7/9±8/51 سال و بیماران با میانگین 2/1±5/3 سال پس از عمل پیگیری شدند. 12 مورد عود و 32 مورد عوارض شامل 18 آبسه یا عفونت و 14 مورد بی اختیاری گاز وجود داشت. 4/71 درصد از زنان و 6/25 درصد افراد مذکر دچار عوارض شدند که این اختلاف معنی دار بود (05/0p<). زمان طولانی پس جراحی، منجر به عود بیشتر می شد (05/0p<). عوامل دیگر ارتباط معنی داری با عود و عوارض نداشتند (05/0p>).
    نتیجه گیری
    به طورکلی، طبق نتایج مطالعه حاضر، می توان نتیجه گرفت که LIFT یک روش موثر جراحی در بیماران مبتلا به فیستول مقعدی است. بر اساس نتایج این مطالعه جنسیت مونث عامل پیش گویی کننده و موثر بر ایجاد عارضه بعد عمل و زمان گذشته از آخرین عمل جراحی مهم ترین عامل موثر بر عود است.
    کلیدواژگان: فیستول مقعدی، جراحی، عوارض، عود
|
  • Malihe Riki *, Amir Tukmechi, Akram Hajirahimi, Farzane Bonyadi Pages 1-9
    Background
    Probiotics are defined as different microorganisms that may have positive effects on preventing or treatment of special pathologic conditions. Anti-cancer properties of these bacteria have been shown in few studies. The aim of this study was to evaluate anti-tumor effects of heat-killed L. casei and L. paracasei on K562 cell line (chronic myeloid leukemia).
    Methods
    In this experimental study, bacteria were cultured in special medium at anaerobic condition, then, cells killed at temperature of 100°C. Killed cells were dried by lyophilization, finally were sterilized by autoclaving. Then, different concentrations of heat-killed bacteria (125, 250, 500, 1000 and 2000 μg/ml) were prepared separately. Anti-tumor properties of heat-killed bacteria were determined in vitro at 24, 48 and 72 h with MTT assay.
    Results
    Our result showed that heat-killed cells of L. casei and L. paracasei statistically (p˂0.05) have Anti-tumor properties in K562. In addition, Anti-tumor properties of heat-killed cells have direct relationship with concentration.
    Conclusion
    Based on obtained results we conclude that the heat killed Lactobacillus can be used as a potential candidate for further studies on chronic myeloid leukemia treatmentces.
    Keywords: K562, Probiotic, anti tumeric properties, apoptosis
  • Majid Sadoughi * Pages 10-22
    Background
    Academic students’ burnout can negatively affect academic performance. Thus, it is highly important to identify related factors, which can prevent this phenomenon. The present study explored the relationship between psychological capital and academic burnout by considering the mediating role of academic engagement among students of Kashan University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive correlational study, multi-stage sampling was used to select 330 students (220 females; 110 males) in Kashan University of Medical Sciences in the 2017-2018 academic years. The participants provided their demographic data and filled in Fredricks engagement scale and, psychological capital scale. The data were descriptively analyzed and correlation analysis and structural equation modeling was used.
    Results
    The findings indicated that psychological capital could significantly and inversely predict students’ academic burnout. In addition, academic engagement has a mediating role in the relationship between psychological capital and academic burnout. Good statistical fitness was found in the proposed model and there was good agreement between the structured model and empirical data. In this model, all regression weights were statistically significant, and predictor variables could explain 0.51 of the variance in academic burnout.
    Conclusion
    The promotion of students' psychological capital should be considered at the policy levels of education and implementation of effective interventions in counseling centers of medical universities. This can reduce their academic burnout through an increase in academic engagement
    Keywords: psychological capital, academic involvement, academic burnout, academic performance, medical students
  • Soraya Etemadi *, Shima Rouhi, Mahdi Mesbahi, Mehdi Fahimi Pages 23-31
    Background
    Many studies have shown the role of psychological and behavioral risk factors in the etiology and physiopathology of cardiovascular disorders. The purpose of this study was to investigate the relationship between depression and stress and anxiety with personality type D in patients with cardiovascular disease.
    Methods
    A descriptive correlational study was performed on patients with coronary artery bypass referred to a rehabilitation center in Tehran Heart Center. About 378 pateints were selected using convienience sampling. The used tools were Depression Anxiety Stress Scale (DASS21), and de Denollet Personality Type scale 2005 (DS-14).
    Results
    The results showed that there is a significant positive relationship between personality type D (negative affect, prevent emotional) level of emotional distress (stress, anxiety, depression).
    Conclusion
    Psychological factors have an effect on the severity of coronary heart disease in type D personality. Hence, it is necessary to care about psychological factors (negative affect and emotional inhibition) of coronary heart disease patients during their the process of treatment treatment.
    Keywords: coronary heart disease, personality type D, distress
  • Nastaran Madadi, Zeinab Khazaei Koohpar *, Najmeh Ranji Pages 32-39
    Background
    Phenylketonuria (PKU) is a metabolic disorder caused by mutations in the phenylalanine hydroxylase (PAH) gene. After thalassemia, PKU is considered as the most common autosomal recessive disease in the Iranian population. Therefore, it is necessary to identify the disease-causing mutations in this population. According to the PAH database, one of the exons with the greatest number of mutant alleles is exon 6 and the surrounding introns. Accordingly, this study was designed to identify exon 6 mutations of PAH gene among PKU patients in Guilan province and compare them with studies conducted in other regions of Iran.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, 25 PKU patients and non-relatives (1 to 21 years old) from different regions of Guilan province were identified during a one-year period. After genomic DNA extraction, mutation detection was performed by polymerase chain reaction-sequencing method.
    Results
    The mutations and polymorphisms identified in this study included R176X (4%) and Q232Q (46%), respectively. The patient had mHPA phenotype and her parents were 3th degree relatives.
    Conclusion
    Considering that the R176X mutation was only found in 4% of chromosomes in this study, achieving a complete spectrum of PAH gene mutations in PKU patients in Guilan province requires the analysis of 12 other exons. In addition, considering the difference of PAH mutation spectrum in different regions of Iran, comprehensive studies in different regions of Iran can identify specific mutations in each region and these studies can be used to advance the future preventive and therapeutic goals.
    Keywords: phenylalanine hydroxylase, Phenylketonuria, mutation, exon 6
  • Sarah Mousavi *, Zohreh Kholafaie Pages 40-49
    Background
    Correct education of asthmatic patients by pharmacists play an important role in control of asthma disease and improvement of patients’ quality of life. This study aims to evaluate community pharmacists’ knowledge and skills by demonstrating the proper inhalation technique of asthma inhaler devices in Isfahan, Iran.
    Methods
    One hundred community pharmacies located in the Isfahan city were approached and four asthma devices were assessed (25 each of them): Metered dose inhaler (MDI), MDI with spacer, turbuhaler and revolizer. The investigator selected one device and asked the serving pharmacist to demonstrate how to use the device. Investigator completed a checklist of inhaler device use immediately after leaving the pharmacy.
    Results
    In total, 100 pharmacists (including 70 males with the mean age of 42.3±12.1) were approached. More than half of the pharmacists approached with MDI (with or without spacer) did not know how to use the optimal technique (i.e. all steps corrected all through). The majority of pharmacists (>90%) approached with turbuhaler did not know the proper technique. More than 70% of pharmacist had an adequate technique in handling revolizer. There was an inverse relationship between pharmacist’s knowledge and skill and age and work experience (r=-0.18, p: 0.037, and r=-0.16, p: 0.05 respectively).
    Conclusion
    The majority of community pharmacists lack the basic knowledge of proper use of commonly dispensed asthma inhaler devices. Considering, the positive impact of pharmacists in patient care and education, specific training and continuing educational programs directed specifically on asthma management is necessary.
    Keywords: Pharmacist, Knowledge, Skill, Asthma, Inhaler devices
  • Mahboubeh Jazini, Rasoul Roghanian *, Hamid Zarkesh Esfahani Dr, Vahid Shaygannejad, Omid Mirmosayyeb Pages 50-58
    Background
    Neuromyelitis Optica (NMO) is an autoimmune inflammation of central nervous system in which autoantibodies are released against AQP-4 (astrocytic water channels) and diagnosed with transverse myelitis and optic neuritis. Viral infections could be pro-inflammatory agents in body organs including nervous system. Due to such inflammatory reactions, autoantibodies would cross the blood brain barrier. Therefore, recognizing the viral agents may help us to prevent and treat NMO. The aim of the present study was to assess the possible association between NMO and mumps virus.
    Methods
    This observational study was conducted on 25 NMO patients, 30 Multiple Sclerosis (MS) patients and 30 healthy individuals. Serum IgG and IgM antibodies against mumps, was detected by ELISA using Euroimmun kit (manufactured by Germany). Statistical analysis was performed by SPSS software.
    Results
    IgG titer was positive in 76, 53 and 46% of NMO patients, MS patients and healthy individuals, respectively. Statistical analysis demonstrated that level of IgG was significantly higher among groups, However, IgM levels showed no significant difference.
    Conclusion
    Significant increase of IgG titer against mumps virus in NMO patients and low level of IgM may indicate that an old infection of mumps in NMO patients’ life could have a possible role in the pathogenesis of NMO.
    Keywords: Neuromyelitis optica, Mumps virus, ELISA, MS, IgG
  • Leila Panahi, Fatemeh Alaeekarahroudy *, Zahra Abdolreza ghareh bagh, Erfan Ghasemi Pages 59-67
    Background
    Cerebral palsy is a group of multi-dimensional and non-stationary disturbances in motion. Children with cerebral palsy need a careful attention of their caregivers, especially their mothers, in their daily living activities. Therefore, presenting training programs to mothers in order to take care of their children with cerebral palsy is very important. This study examines the impact of determining the effect of care education of mothers of children with cerebral palsy on their maternal depression and anxiety referring to the selected hospital in Alborz university of Medical Sciences in 2017.
    Methods
    In this experimental, research, 60 mothers referring to Bahonar Hospital in Karaj who had children with cerebral palsy were selected randomly, and then were divided into two control and intervention groups. The education program consisted of 6 domains for mothers during 6 sessions of 30 minutes over a period of two weeks. The training program focused on six areas such as child carriage, different forms of positioning, sleeping, getting dressed and undressed, feeding and nourishing, going to the toilet and urine control which were presented to mothers in the intervention group during six, thirty-minute sessions in two weeks. Depression and anxiety of mothers in both groups before and after the intervention were evaluated. To compare variables in two groups of control and intervention, two-samples independent T-test was used and to compare the average before and after in each group, the paired T-test was conducted. In order to analyze the homogeneity of data in quality variables, K2 or the accurate Fisher test was administered. Moreover, in order to mitigate the effect of pre-test, the average comparison of post-test was done using the ANCOVA covariance analysis and then the results were analyzed using SPSS 21.
    Results
    The results showed that the training program for taking care of children with cerebral palsy resulted in the reduction of mothers’ depression from mean 26.100 and standard deviation 3.546 to mean 18.966 and standard deviation 3.690 and anxiety from mean 20.966 and standard deviation 2.930 to mean 14.500 and standard deviation 2.788 in the intervention group (p˂0.0001). Considering the control group mothers, it can be stated that the results showed no significant changes in the depression and anxiety of mothers regarding the lack of training in this group. The maternal anxiety score remained at mean 25.266 and standard deviation 2.715 and the depression rate ranged from mean 26.300 and standard deviation 2.718 to mean 25.933 and standard deviation 2.970.
    Conclusion
    The research results showed that use of training program on how to take care of children with cerebral palsy can reduce depression and anxiety in the mothers of children with cerebral palsy.
    Keywords: Depression, Anxiety, Cerebral Palsy, mothers
  • Reza Poorhossein, Reza Nabizadeh *, Narges Ensanimehr, Sahar Ehsani Pages 68-77
    Background
    Well-being has a permanent effect on the physical and mental health of individuals; this effect is applied in different ways. The purpose of this research is to evaluate the effect of achievement motivation, ego strength and psychological capitals on psychological well-being.
    Methods
    In this research, 201 students of Tehran University (110 women and 91 men) we're selected by available sampling method and they answered Beshart’s Ego Strength Questionnaire, Luthans’s Psychological Capitals Questionnaire, Hermes Achievement Motivation Questionnaire and Psychological Well-Being Scales Questionnaire. The results were analyzed using correlation and Bootstrap method with R software.
    Results
    Research data suggested that the variables of achievement motivation, ego strength and psychological capitals had effect, these effects were direct and indirect. Furthermore, achievement motivation had indirect effect on psychological well-being by mediation of the variable of ego strength and psychological capitals.
    Conclusion
    On the whole, this supposed research model had suitable fitness and we can approve the positive role of achievement motivation, ego strength and psychological capitals in psychological well-being.
    Keywords: Achievement Motivation, Ego Strength, Psychological Capital, Psychological Well-being
  • Hassan Pourrazi *, Masodu Asgharpour arshad Pages 78-88
    Background
    Dietary restriction and exercise training are practical intervention for weight loss and increasing lifespan. However, the effect of dietary restriction with or without exercise training on muscle mass and strength remain unclear. In addition, signaling process and proteins involved in this field have not been clearly specified. Therefore, the purpose of this study was investigating the effect of dietary restriction with or without exercise training on β-catenin and glycogen synthase kinase-3β gene expression in soleus muscle of male rats.
    Methods
    24 male rats randomly divided into three groups: control (Con), dietary restriction (DR) and dietary restriction+ exercise training (DR+EX). Within three months of research, All animals in Con group were fed ad libitum, while animals of DR and DR+EX group had daily access to 50% of the intake of the ad libitum-fed Con animals. Rats in DR+EX group participated in the exercise training program for 12 weeks. 48 hours after the last training session, the skeletal muscle of rats were extracted and β-catenin and glycogen synthase kinase-3β mRNA evaluated by Real Time-PCR. One-way ANOVA and post-hoc Tukey were applied for statistical analysis of the data (p< 0.05).
    Results
    β-catenin gene expression of DR and DR+EX group was no-significantly lower than the Con group (38% and 8.8% respectively, p˃0.05). However, glycogen synthase kinase-3β gene expression of DR group was significantly higher than the Con and DR+EX group (449% and 177% respectively, p<0.05).
    Conclusion
    Overall, a 12-week dietary restriction (-50%) increased the glycogen synthase kinase-3β gene expression in Wnt-signaling pathway of skeletal muscle. This may be associated with a decreased muscle mass and strength. However, it is likely that the addition of exercise training to dietary restriction alleviates loss of skeletal muscle.
    Keywords: Dietary restriction, Exercise training, Wnt pathway, skeletal muscle, male rat
  • Alireza Kazemeini, Mohammad Reza Keramati *, Mohammad Sadegh Fazeli, Amir Keshvari, Abbas Nasiri, Jeyran Zebardast Pages 89-98
    Background
    Anorectal fistula resulted from the obstruction and infection of anorectal cryptoglandular glands is a common surgical entity. Although a number of treatment modalities have been proposed for this condition, recurrence rate is still high. In this study, long-term outcomes and complications of the LIFT (Ligation of Intersphincteric Fistula Tract) procedure were assessed in patients with anal fistula. This study is largest study with largest number of patients and longest follow up period in Iran and Middle East.
    Methods
    In this prospective analytic clinical study, 50 patients with anal fistula referred to a tertiary colorectal clinic and underwent LIFT operation were enrolled from 2012 to 2017 and the patients were followed up for at least one year after the operation for any complication or recurrence. Outcomes and complications of the LIFT procedure as well as contributing factors were determined.
    Results
    A total of 50 patients studied in this study, including 43 males (86%) and 14 females (24%). Mean age of patients was 51.84±9.7 years and patients we followed up for a mean of 3.5±1.2 years after the operation. There were 12 recurrent cases and 32 cases with complications including 18 abscess/ infection and 14 gas incontinence. 71.4% of females and 25.6% of male subjects revealed complications showing significant difference (p<0.05). Longer time passed from the surgery, led to more recurrence (p<0.05). Other factors showed no significant association with recurrence and complications (p>0.05).
    Conclusion
    In general, according to our results, it can be concluded that LIFT is an effective procedure in patients with anal fistula. Gender is a predicting factor for postoperative complication and the time passed from last surgery is the contributing factor for recurrence.
    Keywords: Anal Fistula, Surgery, Complication, Recurrence