فهرست مطالب

  • سال دهم شماره 2 (پیاپی 38، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عالمه کیخا*، زهره شهرکی، ابراهیم حدادی، محسن نوری دلاور صفحات 1-17
    مقدمه
    با توجه به اجتناب ناپذیر بودن وقوع بحران، باید با سیاستی جامع و برنامه ریزی شده و البته همگانی، مجموعه راهبردهای آمادگی مقابله با مخاطرات را در میان شهروندان نهادینه کرد. در چنین شرایطی هریک از شهروندان حتی اگر از توان، دانش و انگیزه کافی برای کمک به دیگران یا مشارکت در برنامه های گروه های دوام (داوطلب واکنش اضطراری) برخوردار نباشند، دست کم می توانند برای حفظ جان خود و اعضای خانواده پیش قدم شوند. از این رو، هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش های همگانی جمعیت هلال احمر بر مدیریت بحران شهری در شهر زاهدان است.
    روش
    پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی- پیمایشی با رویکرد همبستگی است. جامعه آماری شهروندان شهر زاهدان می باشند که برای تعیین حداقل حجم نمونه لازم با استفاده از جدول مورگان، 384 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه آموزش های همگانی پورکریمی (1394) و مدیریت بحران جهرمی (1380) است که روایی صوری و محتوایی آنها به تایید صاحب نظران رسید و روایی سازه با تحلیل عاملی تاییدی و نرم افزار آموس تایید شد. پایایی پرسشنامه ها نیز با آلفای کرونباخ برابر با 96/0 و 93/0 محاسبه شد. همچنین داده ها با استفاده از20-SPSS در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون کولموگروف -اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    همبستگی بین متغیر مستقل و وابسته، 828/0 و ضریب تعیین 685/0به دست آمد که این مقدار نشان می دهد از دیدگاه شهروندان، 5/68 درصد قابلیت های مدیریت بحران شهری به آموزش های همگانی فعلی جمعیت هلال احمر مربوط است. مولفه های مکانیزم های انگیزشی با ضریب رگرسیون (471/0)، ضریب رگرسیون نیازسنجی (268/0) و اجرا با ضریب رگرسیون (0106/0) به ترتیب بیشترین تاثیر را بر مدیریت بحران شهری داشتند. بر اساس ضرایب رگرسیون محاسبه شده، آماره t و سطح معنی داری گزارش شده دو مولفه طراحی و ارزشیابی نقش موثری بر مدیریت بحران شهری نداشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که آموزش های همگانی جمعیت هلال احمر بر مدیریت بحران شهری تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: آموزش های همگانی، جمعیت هلال احمر، مدیریت بحران شهری
  • مهناز خردمند*، محمود جمعه پور صفحات 18-28
    مقدمه
    با توجه به اجتناب ناپذیر بودن وقوع بحران، باید با سیاستی جامع و برنامه ریزی شده و البته همگانی، مجموعه راهبردهای آمادگی مقابله با مخاطرات را در میان شهروندان نهادینه کرد. در چنین شرایطی هریک از شهروندان حتی اگر از توان، دانش و انگیزه کافی برای کمک به دیگران یا مشارکت در برنامه های گروه های دوام (داوطلب واکنش اضطراری) برخوردار نباشند، دست کم می توانند برای حفظ جان خود و اعضای خانواده پیش قدم شوند. از این رو، هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش های همگانی جمعیت هلال احمر بر مدیریت بحران شهری در شهر زاهدان است.
    روش
    پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی- پیمایشی با رویکرد همبستگی است. جامعه آماری شهروندان شهر زاهدان می باشند که برای تعیین حداقل حجم نمونه لازم با استفاده از جدول مورگان، 384 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه آموزش های همگانی پورکریمی (1394) و مدیریت بحران جهرمی (1380) است که روایی صوری و محتوایی آنها به تایید صاحب نظران رسید و روایی سازه با تحلیل عاملی تاییدی و نرم افزار آموس تایید شد. پایایی پرسشنامه ها نیز با آلفای کرونباخ برابر با 96/0 و 93/0 محاسبه شد. همچنین داده ها با استفاده از20-SPSS در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون کولموگروف -اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    همبستگی بین متغیر مستقل و وابسته، 828/0 و ضریب تعیین 685/0به دست آمد که این مقدار نشان می دهد از دیدگاه شهروندان، 5/68 درصد قابلیت های مدیریت بحران شهری به آموزش های همگانی فعلی جمعیت هلال احمر مربوط است. مولفه های مکانیزم های انگیزشی با ضریب رگرسیون (471/0)، ضریب رگرسیون نیازسنجی (268/0) و اجرا با ضریب رگرسیون (0106/0) به ترتیب بیشترین تاثیر را بر مدیریت بحران شهری داشتند. بر اساس ضرایب رگرسیون محاسبه شده، آماره t و سطح معنی داری گزارش شده دو مولفه طراحی و ارزشیابی نقش موثری بر مدیریت بحران شهری نداشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که آموزش های همگانی جمعیت هلال احمر بر مدیریت بحران شهری تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: سازه های مسکونی، زلزله، آسیب پذیری، ارزیابی بصری سریع، دستورالعمل 2015 فما، شهر تهران
  • سیدسعید شجاعی، هستی برقعی پور*، زهره مقدس صفحات 29-44
    مقدمه
    با توجه به وجود گسل های مهم در شهر تهران و احتمال رویداد زمین لرزه های ویرانگر در این کلان شهر، ارائه راهبردهای مهار بحران و مدیریت آسیب ها ضروری به نظر می رسد. بنابراین در این پژوهش به شناسایی راهبردهای مدیریت بحران شهری در شهرستان اسلامشهر پرداخته شده است.
    روش
    پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها از نوع تحلیلی توصیفی است. با استفاده از ابزار سوات[1]، نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای مدیریت بحران شهری در شهرستان اسلامشهر بررسی و استراتژی های بهینه تدوین شد. سپس استراتژی های مشخص شده با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA)[2] رتبه بندی گردید.
    یافته ها
    براساس نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، نمره نهایی سازمان به ترتیب 1/2 و 46/2 بود که مشخص شد در مدیریت بحران شهرستان اسلامشهر نقاط قوت کمتر از نقاط ضعف و فرصت های موجود نیز کمتر از تهدیدهاست. از 25 استراتژی مدون بر اساس سوات که با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها اولویت بندی شدند نیز استراتژی های ST1 و ST2 دارای بالاترین اولویت بودند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که استراتژی هایی نظیر استفاده از نیروهای انسانی متخصص برای ارتقای آگاهی، آموزش، فرهنگ سازی ایمنی و همچنین تقویت و توانمندسازی واحد مدیریت بحران در شهرداری های شهرستان اسلامشهر به عنوان مهم ترین راهبردهای مدیریت بحران این شهرستان می باشند.


    [1] SWOT

    [2] data envelopment analysis
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، سوات، تحلیل پوششی داده ها، اسلامشهر
  • سید مهدی الحسینی المدرسی، مهشید پورحسین، هوشمند باقری قره بلاغ* صفحات 45-57
    مقدمه
    امروزه کارکنان در سازمان ها تمایل بیشتری به مشارکت در تصمیم گیری و فعالیت های سازمان دارند. علاوه بر این، عجین شدن با شغل نتایج مثبتی به همراه دارد و سبب می شود که کارکنان در سازمان مشارکت بیشتری داشته باشند و در آن درگیر شوند و از بودن در سازمان لذت ببرند. با توجه به اهمیت روزافزون منابع انسانی به عنوان سرمایه های سازمان، محققان برآن شدند تا پژوهشی در مورد شغل و عوامل انگیزشی کارکنان انجام دهند. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین عجین شدن با شغل و ابعاد تطبیق پذیری شغلی در بین امدادگران و کارکنان جمعیت هلال احمر استان سمنان است.
    روش
    این مطالعه از لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی است که به روش پیمایشی انجام شد. در این پژوهش 200 نفر از امدادگران و کارکنان هلال احمر استان سمنان به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش شاخص عجین شدن از پرسشنامه استاندارد شاوفلی و همکاران (2006) و برای سنجش تطبیق پذیری شغلی از پرسشنامه ساویکاس و همکاران (2012) استفاده شد. داده های تحقیق با مدل سازی معادلات ساختاری براساس نرم افزار لیزرل تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که میان عجین شدن با شغل و ابعاد تطبیق پذیری شغلی یعنی تمرکز، کنترل، کنجکاوی و اعتمادبه نفس رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج، انطباق ویژگی فردی با خصوصیات شغلی موجب بهبود عملکرد کارکنان می شود و هرچه این انطباق بیشتر باشد، اثربخشی کارکنان در شغل موردنظر بیشتر می شود.
    کلیدواژگان: عجین شدن با شغل، تطبیق پذیری شغلی، کارکنان، هلال احمر
  • مرتضی شفیعی*، هیلدا صالح، سعیده اکبرپور صفحات 58-73
    مقدمه
    بخش اورژانس به منزله قلب بیمارستان است و گردش منظم امور در آن می تواند جان بسیاری را نجات دهد. کار تیمی در مراقبت های سلامتی و بهداشتی راهی برای سازمان دهی فعالیت هاست که رویکرد گسترده ای برای نیازهای سلامتی فراهم ساخته و ظرفیت های بالقوه ای را برای بهره برداری کامل از توانایی های منابع انسانی در اختیار می گذارد. بررسی کارایی بخش اورژانس و تقسیم افراد به تیم های کارا اهمیت زیادی دارد و ابزار و ساختار مدیریتی مناسبی نیاز دارد تا مقیاس های کمی و کیفی را در نظر بگیرد. در این پژوهش با ترکیب سه دیدگاه مدل تعالی سازمان، کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوششی داده ها، یک مدل ریاضی برای ارزیابی کارایی کار تیمی در پایگاه های اورژانس شیراز ارائه شد که شامل مزایا و پوشش معایب هر سه روش می شود.
    روش
    در مدل پیشنهادی، از توانمندسازی و نتایج مدل تعالی سازمانی در تعیین شاخص های ورودی و خروجی و برای تفکیک شاخص های کارایی منابع انسانی تیمها از کارت امتیازی متوازن استفاده شد. برای تعیین روابط بین کارت های امتیازی متوازن، نخست از روش ارزشیابی آزمایشگاهی آزمون و ارزیابی تصمیم گیری (دیمتل) و دستیابی به ساختار شبکه ای استفاده شد. درنهایت از مدل تحلیل پوششی داده های شبکه ای برای ارزیابی عملکرد کار تیمی کارکنان پایگاه های اورژانس شیراز و تقسیم پرسنل به تیم های مناسب استفاده شد.
    یافته ها
    در این پژوهش، با ترکیب سه مدل ارزیابی عملکرد تحلیل پوششی داده های شبکه ای و کارت امتیازی متوازن و مدل تعالی سازمان سعی شد تا شاخص های ارزیابی عملکرد پایگاه اورژانس شیراز شناسایی شود. با تلفیق این سه مدل ضمن کاهش معایب، مزایای آنها تقویت و مدلی جامع برای ارزیابی عملکرد این پایگاه ارائه شد
    نتیجه گیری
    براساس استانداردها، کارکنان اورژانس بر مبنای میزان کارایی کل در 4 تیم پاسخ دهنده اولیه، پایه، میانی و ارشد دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که از میان 141 پرسنل اورژانس باید 18درصد در گروه پاسخ دهنده اولیه، 61درصد در گروه پایه، 12درصد در گروه میانی و 9درصد در گروه ارشد قرار گیرند
    کلیدواژگان: : مدل تعالی سازمان، کارت امتیازی متوازن، مدل تحلیل پوششی داده ها، ارزیابی عملکرد، کار تیمی
  • علیرضا فلاحی، مریم منتظریون، فرشته اصلانی* صفحات 74-89
    مقدمه
    واقعه عاشورا نماد تاب آوری امام حسین(ع) و یارانش در مصیبت بزرگ جهان اسلام است. آیین سوگواری حضرت همواره از دیرباز در شهرهای ایران باشکوه برگزار می شود. به نظر برگزاری این مراسم با تاب آوری جامعه در برابر سوانح رابطه معناداری داشته باشد. لذا، در مقاله حاضر به بررسی نقش مناسک آیینی و کالبدی ماه محرم در تاب آوری اجتماعی در برابر سوانح در محله بریانک منطقه 10 تهران پرداخته می شود.  
    روش
    در این مقاله به روش توصیفی از نوع پیمایشی تاثیر مراسم سوگواری ماه محرم بر تاب آوری با تاکید بر ابعاد سرمایه اجتماعی و سرزندگی محله بریانک بررسی و تحلیل می شود. پس از مرور متون تخصصی، استنتاج شاخص ها، توزیع پرسشنامه، مشاهده دقیق و برداشت های میدانی از محله در محرم 1397 انجام شد. نتایج با روش های آماری و نرم افزار SPSS و Expert Choice تحلیل شدند. همچنین همبستگی بین متغیرهای «مراسم سوگواری ماه محرم» و «تاب آوری اجتماعی در برابر سوانح» با استفاده از رگرسیون ارزیابی شد.
    یافته ها
    طبق یافته ها، برگزاری مراسم سوگواری محرم به عنوان یکی از مهم ترین سرمایه های اجتماعی در محلات ایران مظهری ذهنی (غیرکالبدی) و عینی (کالبدی) دارد. این مراسم خودجوش، پویا و درون زاد باوجودی که با هدف عزاداری برای حضرت برگزارمی شود به سرزندگی محله می انجامد. یافته ها نشان داد مولفه های «مشارکت»، «ارتباطات»، «امنیت»، «فعالیت های مذهبی» و «دلبستگی به مکان» که از مهم ترین شاخص های تاب آوری اجتماعی هستند، در محرم نسبت به دیگر ایام سال در محله بریانک بین 10 تا 30درصد افزایش می یابند.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج، سوگواری ماه محرم منجر به افزایش تاب آوری اجتماعی در برابر سوانح می شود و اینکه تاب آوری اجتماعی محله بریانک از منظر سرمایه اجتماعی و سرزندگی محله در روزهای عادی 45 درصد است که در ایام محرم تا 60 درصد افزایش می یابد. به طورکلی آمادگی مردم این محله 40درصد و آگاهی آن ها نسبت به سوانح 45درصد ارزیابی می شود. مراسم سوگواری محرم دربرگیرنده ظرفیت هایی مانند مکان یابی و برپایی تکیه ها در مقیاس های مختلف در سطح محله توسط مردم است که این فضاها می توانند در زمان بحران به عنوان اسکان موقت استفاده شوند.
    کلیدواژگان: مناسک آیینی ماه محرم، تاب آوری اجتماعی، سوانح، سرمایه اجتماعی، سرزندگی محله
  • علیرضا مرآتی*، حسن علی ویسکرمی، دنیا آوند صفحات 90-100
    مقدمه
    اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)[1] سندرمی است که پس از مشاهده یا شنیدن یک عامل استرس زا و آسیب زای شدید رخ می دهد و می تواند منجر به مرگ شود، اگرچه با روش های درمانی می توان روند بهبود آن را میسر ساخت. در این خصوص پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی رفتاری (CBT)[2] بر اختلال استرس پس از سانحه در بین زلزله زدگان شهر سرپل ذهاب در استان کرمانشاه در سال 1396 بود.
     روش
    از بین افراد یک نفر بر اساس نمونه در دسترس و به صورت تصادفی از مراجعان به کمپ امدادی روان شناسان مستقر در محل، انتخاب و پس از تایید روان پزشکان و با مصاحبه های بالینی آزمایش شد. این پژوهش یک مطالعه موردی به صورت خط پایه چندگانه است که برای داده های به دست آمده از تحلیل نموداری و ترسیمی استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از آن بود که درمان شناختی رفتاری در کاهش اختلالات ناشی از استرس پس از حادثه تاثیر مثبت دارد و بهبودی بیمار به میزان 7/81 درصد به دست آمد که این اثرات در دوره پیگیری نیز تا حدود زیادی ماندگاری داشت.
    نتیجه گیری
    طبق نتایج، درمان شناختی رفتاری در کاهش و بهبود علایم ناشی از اختلال استرس پس از حادثه موثر است.


    [1] posttraumatic stress disorder

    [2] cognitive behavioral therapy
    کلیدواژگان: استرس پس از حادثه، درمان شناختی، مطالعه موردی، زلزله
  • کمال آفانی*، پرشنگ خلکانی صفحات 101-114
    مقدمه
    هر بحرانی به مدیریت و رهبری نیاز دارد و یکی از انواع سبک های رهبری، رهبری آزادمنشانه است که تلاش می کند تا با ظهور هم زمان، رشد تخصصی کارکنان و بهبود کاری را افزایش داده و از طریق ترکیب گروه های کاری و اجتماعی، مشارکت و تصمیم گیری و رفتار اخلاقی و دلسوزانه به توسعه سازمان کمک کند. یکی از این مولفه ها، آموزش و بهسازی است. آموزش بر تعالی تمرکز دارد و با دانش، مهارت ها و نگرشی ارتباط دارد که افراد به آن نیاز دارند تا شغل فعلی خود را به شیوه معمول و با سطح مسئولیت های موجود انجام دهند. در این پژوهش، بررسی تاثیر رهبری آزادمنشانه بر مدیریت بحران با تاکید بر آموزش و بهسازی کارکنان در شعب جمعیت هلال احمر استان آذربایجان غربی بررسی می شود.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی- کاربردی و جامعه آماری نیز تمامی کارکنان شعب جمعیت هلال احمر استان آذربایجان غربی (262 نفر) می باشند که از این تعداد 159 نفر طبق فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه محقق ساخته رهبری آزادمنشانه، آموزش و بهسازی کارکنان و مدیریت بحران استفاده شد. برای تعیین روایی و اعتبار پرسشنامه از روایی سازه ای و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها، با بهره گیری از شیوه های آمار توصیفی از قبیل فراوانی، فراوانی تجمعی و نسبی و میانگین اطلاعات تحلیل شدند. در بخش آمار استنباطی نیز از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره مانوا و ضریب همبستگی رگرسیون گام به گام استفاده شد.
    یافته ها
    براساس یافته ها، روابط بین متغیرهایی چون تفکر سیستمی، دستیابی به اهداف، کمک به افراد و تیم ها، نمونه ای برای دیگران، آزادی بخشیدن، تشویق و حمایت ها، روابط بر پایه اعتماد و مدیریت بحران با آموزش و بهسازی کارکنان معنا دارست.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، بین مولفه های رهبری آزادمنشانه، آزادی بخشیدن بیشترین تاثیر را بر مدیریت بحران با تاکید بر آموزش و بهسازی کارکنان دارد. در ادامه، مولفه های نمونه ای برای دیگران، دستیابی به اهداف، روابط بر پایه اعتماد و کمک به افراد و تیم ها به ترتیب بیشترین مقدار بتا و بیشترین تاثیر را بر مدیریت بحران دارند.
    کلیدواژگان: رهبری آزاد منشانه، مدیریت بحران، آموزش و بهسازی
|
  • Aleme Keikha* Pages 1-17
    Background
    Since crises are inevitable, it is essential to institutionalize preparedness measures and strategies for dealing with hazards among citizens with a comprehensive, planned and public policy. Under such circumstances, citizens will be able to save the lives of themselves and their family members, even if they had no power, sufficient knowledge, and motivation to help others or participate in DAVAM plan (local volunteer groups for emergency response). In this regard, this study aims to investigate the effect of Red Crescent Society public education on urban crisis management in Zahedan city.
    Method
    In this applied descriptive survey with correlation approach, citizens of Zahedan city were studied. In the following, a sample size of 384 was selected by using Morgan table based on simple random sampling. Data collected through Pourkarimi public education questionnaire (2016) and Jahromi crisis management questionnaire (2001). Experts confirmed the questionnaires content and structure validity through both confirmatory factor analysis and Amos software; also, the reliability was calculated using Cronbach's alpha (0.96 and 0.93). Data were analyzed using SPSS-20 software in descriptive statistics level (frequency, percentage, mean, and standard deviation) and inferential statistics level (Kolmogorov-Smirnoff test, Pearson correlation and multiple regressions).
    Findings
    According to the findings, correlation between independent and dependent variable was 0.882 and coefficient of determination was 685, which indicated about 68.5% of urban crisis management capabilities are related to Red Crescent Society public education due to citizens’ point of view. However, the motivational mechanisms with regression coefficient (0.471), need assessment (0.268), and performance (0.1056) had the greatest impact among the components of public education respectively. In addition, the two components of design and assessment did not have a significant impact on urban crisis management based on calculate regression coefficients, t-statistic, and significance level.
    Conclusion
    The results showed that public education Red Crescent Society has significant effect on urban crisis management.
    Keywords: public education, Red Crescent Society, urban crisis management
  • Mahnaz Kheradmand Pages 18-28
    Background
    Residential buildings are highly vulnerable to earthquakes and their destruction can cause many casualties and injuries. Hence, seismic assessment of buildings is necessary prior to earthquake which one of the methods is Rapid-Visual-Screening (RVS).  Federal Emergency Management Agency (FEMA) in its most recent guideline has presented some changes in the data collection form with a conservative approach for seismic assessment of buildings.

    Method
    In this applied research, changes made in the data collection form of RVS, were identified and compared to the previous version. Using this form, seismic assessment of residential buildings of Ferdows neighborhood in 5th region of Tehran city was performed.

    Findings
    In the new version of FEMA, the data collection form for seismicity region is classified into five categories. Some factors such as building type, severe and moderate vertical irregularities, plan irregularity, built year, and soil type have been used to determine the final score. Among 816 selected buildings, 557 newly built buildings have achieved acceptable score and some of them got less than cut-off score. All 259 steel (URM) buildings in this neighborhood are vulnerable to earthquake.



    Conclusion
    The results of this research showed that many newly built buildings should be further evaluated by a design professional experienced in seismic design in order to determine whether they are seismically hazardous.  Reconstruction or strengthening of steel (URM) buildings is necessary as soon as possible.
    Keywords: residential buildings, earthquake, vulnerability, RVS, FEMA P-154 guideline, Tehran city
  • S.Saeid Shojaei, Hasti Borgheipour*, Zohre Moghaddas Pages 29-44
    Background
    Considering the existence of major faults in Tehran and probability of devastating earthquakes in this area, it seems essential to provide strategies for confronting the crisis and to manage the damages. Therefore, this paper aims to identify urban crisis management strategies in Eslamshahr County.
    Method
    In this descriptive analytic study, by using the SWOT, the strengths, weaknesses, opportunities, and threats points of urban crisis management were studies in Eslamshahr County and optimized strategies were developed. Then, the strategies were ranked by using DEA (data envelopment analysis), a nonparametric method based on mathematical modeling.
    Findings
    The findings showed that the final score of organization was 2.1 and 2.46 respectively according to the results of internal and external factors evaluation matrix analyzing. It was found that the strengths are less than weak points and available opportunities are less than threats in Eslamshahr county crisis management. Of the 25 SWOT-based strategies that prioritized by using DEA, the strategies of ST1 and ST2 had the highest priority.
    Conclusion
    The results presented that strategies such as the use of specialized human resources to promote awareness, education, and safety culturalize as well as strengthening and empowering the crisis management unit in Eslamshahr county municipalities are the most important strategies
    Keywords: crisis management, SWOT, data envelopment analysis, Eslamshahr
  • Seyed Mahdi Alhosseini Almodarresi, Mahshid Pourhossein, Hooshmand Bagheri Garboolag* Pages 45-57
    Background
    Today, employees in organizations tend to be more involved in their organization's decision-making and activities. In addition, job engagement brings positive results and make employees more engaged and enjoy being in the organization. Considering the growing importance of human resources as an organization's assets, the researchers decided to conduct a research about the job and factors for motivating employees. Therefore, this study aims to examine the relationship between job engagement and career adaptability dimensions among employees and relief workers in Semnan Red Crescent Society.
    Method
    In this applied and descriptive study, 200 employees and relief workers of Semnan Red Crescent Society were surveyed by simple random sampling. In addition, the standard questionnaires of Schaufeli et al. (2006) and Savickas et al. (2012) were used to measure work engagement and career adaptability respectively. Data was analyzed using structural equation modeling by Lisrel software.
    Findings
    The results indicated that there was a positive and significant relationship between engagement with the job and the dimensions of career adaptability such as focus, control, curiosity, and self-confidence.
    Conclusion
    Based on the results, matching the individual's characteristics with job characteristics improve employees’ performance. The more career adaptability will increase the effectiveness of employees in the job.
    Keywords: job engagement, career adaptability, employees, Red Crescent Society
  • Morteza Shafiee*, Hilda Saleh, Saeedeh Akbarpour Pages 58-73
    Background
    Emergency department is the heart of a hospital and the regular conduct of the affairs can save lives. In addition, teamwork in healthcare is the way of organizing activities that adopts a widespread approach to health needs and provides potential capacities for full utilization of human resource abilities. Therefore, it is important to study the efficiency of the emergency department and dividing people into effective teams; and it needs an appropriate tool and management structure to take quantitative and qualitative scales. In this study, a mathematical model has been presented to assess the effectiveness of teamwork in emergency stations in Shiraz by combining three perspectives of EFQM excellence model, balanced scorecard, and Data Envelopment Analysis that includes the advantages of three models and covers their defects to some extent.
    Method
     In the proposed model, empowerment and results of the EFQM excellence model and balanced scorecard have been used to determine the input and output indices and to distinguish the human resource efficiency indicators of the teams respectively. First, decision-making trial and evaluation laboratory (DEMATEL) and access to network structure have been used to determine the relation between the balanced scorecards. Finally, the Network Data Envelopment analysis model has been used to evaluate teamwork performance of bases staff in Shiraz emergency and to classify personnel into appropriate teams.
    Findings
    In this research, three models including Network Data Envelopment analysis, Balanced Scorecard Analysis and EFQM Excellence Model were combined to identify performance assessment indicators of Shiraz emergency bases. Hence, while reducing the disadvantages the models benefits are strengthened, and a comprehensive model for evaluating the performance of this base was presented.
    Conclusion
    According to the emergency standards, the personnel were categorized based on their total efficiency in four teams such as First Responder, Basic, Intermediate and Paramedic. The results presented that of the 141 emergency personnel, 18% should be in First Responder team, 61% in Basic team, 12% in Intermediate and finally 9% in Paramedic team.
    Keywords: EFQM excellence model, balanced scorecard, network data envelopment analysis (DEA), performance evaluation, teamwork
  • Alireza Fallahi, Maryam Montazeriun, Fereshteh Aslani* Pages 74-89
    Background
    Ashura has been the symbol of resilience of Imam Hussein and his followers during a great tribulation of the Islamic world. Mourning of Ashura has always been magnificent in the cities of Iran for many years. It seems that the mourning ceremony has a meaningful relationship with the resilience of society against disasters. Therefore, this research aims to study the role of ritual ceremony of Muharram in social resilience against disasters in Beryanak neighborhood, district 10 of Tehran city.
    Method
    In this descriptive survey, the effect of Muharram mourning ceremony on resilience studied and analyzed emphasizing on dimensions of social capital and vitality of Beryanak neighborhood. After reviewing literatures, the specialized texts, and deducing the indicators, distribution of questionnaires and field observations of Beryanak neighborhood conducted in Muharram 2018. The results analyzed using statistical methods including SPSS and Expert Choice software. In addition, the correlation between the variables of "Muharram mourning ceremony" and "social resilience against disasters" was evaluated using regression.
    Findings
    The results showed that Muharram mourning ceremony as one of the most important social capital in Iran neighborhoods has a subjective (non-physical) and an objective (physical) aspect. This spontaneous, dynamic, and intrusive ceremony in spite of being mourned for Imam Hussein and his followers, lead to the vitality of neighborhood. The components of participation, communication, security, religious activities and place attachment, which are the most important indicators of social resilience increase from 10 to 30 percent in Muharram compared to other days of the year.
    Conclusion
    This article concludes that Muharram mourning ceremony leads to the promotion of resilience to disasters. In other words, the social resilience of Beryanak neighborhood from the point of view social capital and vitality of the neighborhood on ordinary days is about 45%, which is increasing by 60% during Muharram. In general, public awareness and preparedness for disasters in the neighborhood are estimated 40% and 45% respectively. Muharram mourning ceremony includes capacities and potentials such as locating and conducting Tekyeh on different scales at the neighborhood level by people that can be used as temporary housing during the crisis
    Keywords: social capital, neighborhood vitality, social resilience, disasters, mourning ceremony of Muharram
  • Alireza Merati Pages 90-100
    Background
    Post-traumatic stress disorder (PTSD) is a syndrome that occurs after hearing or observing a severe stressful and damaging factor and can lead to death, although it can be improved with treatment. This study aims to investigate the effect of cognitive behavioral therapy (CBT) on post-traumatic stress disorder among the earthquake-affected people of Sarpol Zahab city, Kermanshah province in 2017.
    Method
    This research is a single-case design with multiple baselines that was used to analyze the data obtained from graphical analysis. After confirmation by psychiatrists and with clinical interviews, one person among the clients to the relief camp of local psychologists was selected based on available samples randomly.
    Findings
    The findings indicated that cognitive behavioral therapy had a positive effect on reduction of post-traumatic stress disorder and patient's recovery was 81.7% which has somewhat prolonged during follow-up.
    Conclusion
    According to the results, cognitive behavioral therapy is effective in reducing and improving the symptoms of post-traumatic anxiety disorder.
    Keywords: post-traumatic stress, cognitive therapy, case study, earthquake
  • Kamal Afani Pages 101-114
    Background
    Every crisis requires leadership. One type of leadership is freedom-thinking leadership. Which is an approach of leadership that strives simultaneously enhance the professional development of employees, and increase job improvement and help organization development by combining working groups and social groups, participation, decision-making and moral and compassionate behavior. In other words, a freedom-thinking leader is who has the ability and guidance to achieve organizational goals. One of the leadership components is education and improvement. Education focuses on excellence and is related to the knowledge, skills, and attitudes needed by individuals to carry out their current job in a routine manner with existing responsibilities. Therefore, in this research, the effect of freedom-thinking leadership on crisis management was studied with an emphasis on training and improving staff in the branches of Red Crescent Society of West Azarbaijan.
    Method
    In this descriptive-applied study, all employees of Red Crescent Society branches of West Azarbaijan province were studied (262 people). Of these, 159 people were selected according to Cochran's formula. In the next step, data collected through three questionnaires including a researcher-made freedom-thinking leadership, staff training and improvement and crisis management. Structural validity and Cronbach's alpha coefficient were used to determine the reliability and validity of questionnaires. Data analyzed by using descriptive statistics methods such as abundance, cumulative and relative frequency, and mean. Different methods and techniques of MANOVA and stepwise regression correlation coefficient were used in the inferential statistics section.
    Findings
    The results showed that relationships between variables such as system thinking, achievement of goals, helping individuals and teams, an being example for others, dive freedom, encouragement and support, trust-based relationships, and crisis management are significant  and meaningful with the training and improvement of employees.
    Conclusion
    The results showed that among the components of freedom-thinking leadership, giving freedom has the greatest impact on crisis management emphasizing staff training and improvement. In addition, other components such as being an example for others, achievement of objectives, trust-based relationships and helping people and teams have the highest beta and most impact on crisis management respectively.
    Keywords: freedom-thinking leadership, crisis management, education, improvement