فهرست مطالب

Iran Agricultural Research - Volume:37 Issue:2, 2018
  • Volume:37 Issue:2, 2018
  • تاریخ انتشار: 1397/09/10
  • تعداد عناوین: 13
|
  • سارا زارع مهذبیه، حسین غدیری، محسن عدالت، سیدعبدالرضا کاظمینی* صفحات 1-8

    آزمایشی مزرعه ای به منظوربررسی رابطه میان سطح برگ ذرت با تعداد برگ وزن خشک برگ وزن خشک کل اجزای رویشی و ارتفاع بوته انجام شد. تیمارها شامل دو سیستم خاکورزی ( خاکورزی متداول و بی خاکورزی) و هفت تاریخ کشت ( 21 اردیبهشت 28 اردیبهشت 4 خرداد 11خرداد 18 خرداد 25خردادو 1 تیر) بود. این مطالعه درمزارع تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سالهای زراعی 94-93 انجام شد. اثر برهمکنش میان تاریخ کشت و سیستم خاکورزی معنی داربود و در هر دو سال بیشترین سطح برگ تعدادبرگ وزن خشک برگ وزن خشک کل اجزای رویشی و ارتفاع بوته درتاریخ کشت های زود هنگام درهردو سیستم کشت و کمترین مقدار آن ها درآخرین تاریخ کشت (1 تیرماه) و درسیستم بی خاکورزی مشاهده شد.به منظور تعیین روابط آلومتری بین سطح برگ و صفات رویشی از معادله پلی نومیال استفاده شد که نتایج رابطه معنی داری را بین سطح برگ وتعداد برگ (R2=96/0 و R2= 98/0) وزن خشک برگ (R2=98/0 و R2= 98/0) وزن خشک کل اجزای ر ویشی (R2=96/0 و R2= 96/0) و ارتفاع بوته (R2=96/0 و R2= 96/0) نشان داد. ازروابط آلومتری می توان در جهت درک بهتر رشد و نمو ذرت که لازمه مدیریت بهینه گیاه زراعی وبهبود وضعیت ژنتیکی آن است استفاده کرد.

    کلیدواژگان: آلومتری، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک
  • مهدی مهبد* ، شاهرخ زندپارسا صفحات 9-16

    با توجه به کمبود منابع آب در مناطق خشک و نیمه خشک، اندازه گیری دقیق مقدار جریان جهت توزیع مناسب و عادلانه آب از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. برای این منظور فلوم های گلو بلند، با توجه به اینکه تهیه منحنی دبی-اشل نیاز به واسنجی ندارد به عنوان یک ابزار کم هزینه و البته با کارکرد دقیق مطرح می باشند. در این مطالعه مدلی با نام LOTF (LOng Throated Flumes) جهت تهیه جدول دبی-اشل برای فلوم های گلو بلند با استفاده از معادله مانینگ در شرایطی که شیب دیواره های کانال یکسان نباشند، ارائه گردید. نتایج نشان داد که جدول دبی اشل تولید شده توسط مدل LOTF با نتایج مدل های HEC-RAS و WinFlume که برای ترسیم نیمرخ سطح آب به ترتیب در کانال های باز و فلوم های گلوبلند استفاده می گردند، تطابق کاملی داشت. همچنین در شرایطی که دیواره های کانال دارای شیب متفاوت برابر با (0و2) و (0و4) داشتند، منحنی دبی اشل مدل LOTF با منحنی حاصل از دو مدل دیگر در شرایطی که شیب دیواره برابر با مقدار میانگین شیب دو طرف کانال باشد مقایسه گردید و نتایج نشان داد که می توان از میانگین شیب دیواره ها به عنوان شیب دیواره کانال در مدل WinFlume استفاده نمود.

    کلیدواژگان: فلوم های گلوبلند، معادله مانینگ، مدل WinFlume، مدل LOTF، جدول دبی اشل
  • مریم خزاعی*، علیرضا سپاسخواه صفحات 17-26

    هدف از این مطالعه تحلیل اقتصادی آبیاری تکمیلی انجیر دیم در جنوب ایران با استفاده و بدون استفاده از آبگیر می باشد. با کاهش حدود 55 درصد در آب کاربردی عملکرد انجیر 28 درصد کاهش یافت و سود خالص در مقایسه با حداکثر محصول دو برابر افزایش یافت. به طور معمول میزان بهینه آبیاری تکمیلی با به کار بردن آبگیر در مقایسه با شرایط بدون آبگیر کمتر است. بدون به کارگیری آبگیر سود خالص در شرایط کمبود آبیاری تکمیلی بیشتر از شرایط آبیاری تکمیلی کامل می باشد. بعلاوه با کاهش حدود 50 درصد در آب کاربردی عملکرد محصول حدود 14 درصد کاهش و سود اقتصادی دو برابر نسبت به حداکثر عملکرد افزایش یافت.برای دستیابی به حداکثر سود اقتصادی با درنظر گرفتن بارندگی سالانه,مقدار بهینه آبیاری تکمیلی با افزایش قیمت آب کاهش یافت. معادله ای جهت پیشبینی بارندگی سالانه ارایه گردید که می تواند جهت برنامه ریزی آبیاری تکمیلی درختان انجیر استفاده گردد.

    کلیدواژگان: تحلیل اقتصادی، آبگیر، جمع آوری آب، زراعت دیم، محدودیت زمین
  • زهرا کیامرثی، سید عبدالرضا کاظمینی* ، حبیب اله حمزه زرقانی صفحات 27-34

    دوره بحرانی کنترل علف هرز یکی از بخش های چرخه زندگی گیاه زراعی است که با کنترل علف هرز از تلفات عملکردی گیاه زراعی در رقابت با علف هرز جلوگیری می کند. به منظور بررسی اثر کم آبیاری و دوره بحرانی تاج خروس (Amaranthus retroflexus L) بر رشد و عملکرد آفتابگردان (Helianthus annuus L.)، آزمایشی مزرعه ای در سال های زراعی 89-1388 و 90-1389 در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اصلی شامل آبیاری به عنوان عامل اصلی(آبیاری نرمال، آبیاری در 75 درصد ظرفیت مزرعه و آبیاری در 50 درصد ظرفیت مزرعه) و علف هرز در دو سطح با و بدون تاج خروس هر کدام در 5 مرحله رشدآفتابگردان (8 برگی، 12 برگی، ظهور طبق، گلدهی و رسیدگی) به عنوان عامل فرعی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که کم آبیاری، عملکرد دانه و اجزاء عملکرد دانه آفتابگردان (تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه) در هر دو سال را کاهش داد. طول دوره بحرانی کنترل تاج خروس، با پذیرش افت 5 درصدی عملکرد دانه در تیمار آبیاری نرمال، در سال اول 35 تا 86 و در سال دوم 49 تا 94 روز بعد از کشت بود و با کاهش میزان آب مصرفی تا 75 درصد ظرفیت مزرعه طول دوره بحرانی علف هرز به ترتیب 34 تا 100 روز در سال اول و 50 تا 101 روز بعد از کشت در سال دوم و در 50 درصد ظرفیت، در سال اول 32 تا 105 روز بعد از کشت و در سال دوم 44 تا 98 روز بعد از کشت افزایش یافت. به عبارت دیگر، کم آبیاری طول دوره بحرانی کنترل تاج خروس را افزایش داد.

    کلیدواژگان: دوره بحرانی کنترل علف هرز، کاهش عملکرد قابل قبول، مدل گامپرتز، مدل لجستیک
  • آناهیتا خسروی، مهدی زارعی* صفحات 35-44

    غنی سازی بستر در سیستم تولیدی ورمی کمپوست با افزودنی های آلی و معدنی می تواند کیفیت ورمی کمپوست تولیدی را افزایش دهد. خاک فسفات و پودر ماهی مواد ارزان و قابل دسترس هستند و مایه زنی بستر با ریزجانداران حل کننده فسفات می تواند قایلیت استفاده عناصر غذایی آنها را افزایش دهد. به منظور بررسی تاثیر غنی سازی بستر تولید ورمی کمپوست با خاک فسفات، پودر ماهی و باکتری حل کننده فسفات، آزمایش فاکتوریل در غالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام گردید. عوامل آزمایش شامل دو سطح باکتری حل کننده فسفات (سودوموناس فلورسنس) (بدون مایه زنی و مایه زنی شده)، دو سطح خاک فسفات (صفر و 1 % وزنی) و دو سطح پودر ماهی (صفر و 1% وزنی) بود. نتایج نشان داد که کاربرد خاک فسفات و باکتری موجب کاهش غلظت نیتروژن گردید در حالی که کاربرد پودر ماهی غلظت نیتروژن را در ورمی کمپوست افزایش داد. کاربرد خاک فسفات، پودر ماهی و باکتری به تنهایی و همزمان سبب افزایش غلظت فسفر شد. کاربرد پودر ماهی موجب افزایش غلظت مس، روی و منگنز شد. خاک فسفات موجب افزایش غلظت آهن و همچنین کاهش مس، روی و منگنز شد. کاربرد خاک فسفات موجب افزایش قابلیت هدایت الکتریکی و کاربرد پودر ماهی موجب کاهش آن شد. به علاوه خاک فسفات و پودر ماهی هردو موجب افزایش پ هاش شدند. از طرف دیگر کاربرد خاک فسفات و باکتری حل کننده فسفات موجب کاهش تعداد و وزن کرم های خاکی بالغ و همچنین تعداد کوکون گردید. کاربرد پودر ماهی تعداد و وزن کرم و تعداد کوکون را افزایش داد. نتایج نشان داده است که افزودن مواد به بستر قابلیت دسترسی برخی عناصر غذایی را افزایش و رشد و زیست توده کرمهای خاکی را تغییر داده است.

    کلیدواژگان: کوکون، پودر ماهی، باکتری حل کننده فسفات، خاک فسفات
  • مریم الهایی سحر، مسعود مسعودی* صفحات 45-52

    چرای بیش از حد، تخریب خاک و پوشش گیاهی در مراتع را افزایش می دهد. در این مطالعه ارزیابی فشار دام در منابع طبیعی استان خوزستان، که در جنوب غربی ایران واقع شده است با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و یک مدل انجام شد. بدین منظور از مدل فائو-یونپ که بر اساس نسبت ظرفیت برد بالقوه منطقه به تراکم فعلی جمعیت دام ، فشار دام را بررسی می نماید استفاده شد. با این حال، به منظور دستیابی به ارزیابی بهتر فشار دام با توجه به شرایط واقعی منطقه اصلاحاتی روی این مدل صورت گرفت. پارامترهایی که برای اصلاح روش استفاده شد عبارتند از: پارامترهای توپوگرافی و محلی. پارامترهای محلی شامل مصرف سالانه واحد دامی در منطقه مورد مطالعه، وابستگی هر دام به مرتع، تعداد واحد دامی برای هر حیوان و نقشه کاربری اراضی بودند. نقشه خطر فشار دام پس از همپوشانی و محاسبه پارامترهای مختلف درGIS تهیه شد. با توجه به نتایج، کلاس خطر شدید و بسیار شدید حدود 70 درصد از منابع طبیعی در منطقه مورد مطالعه را شامل می شود. طبقات با شدت خطر بالا بیشتر در مناطق غرب، مرکز تا جنوب شرق منطقه مورد مطالعه مشاهده شد. این مسئله به دلیل پتانسیل کم مراتع طبیعی در رشد کافی علوفه و همچنین وجود تعداد زیادی از دام در این مناطق می باشد.

    کلیدواژگان: فشار دام، واحد دامی، منابع طبیعی، FAO-UNEP، GIS
  • مهسا فاطمی* ، کورش رضائی مقدم، ماتیس واکرنا گل، کارول شنان صفحات 53-68

    پایداری و مدیریت محیط زیست به عنوان دو مقوله اصلی، مفاهیم محیط زیست و توسعه را به یکدیگر پیوند می دهند. پایداری منابع طبیعی تحت تاثیر پارادایم فکری افراد و رهیافت های مرتبط با آن بوده و بر آن اساس می توان در مورد رابطه بین انسان و محیط زیست به قضاوت پرداخت. اتخاذ نظام مدیریتی کارآمد در حوزه محیط زیست، زیربنایی ترین اقدام برای کاهش فشار بر منابع می باشد. در مطالعه حاضر تحلیل ردپای اکولوژیک به عنوان ابزاری مناسب در مدیریت محیط زیست بکار برده شد تا چالش های زیست محیطی ایران مشخص گردیده و راهکارهای سازنده ای برای رفع آن ها معرفی شود. در واقع ردپای اکولوژیک ابزاری برای محاسبه دقیق میزان مصرف منابع طبیعی بوده و در مدیریت و برنامه ریزی های زیست محیطی کاربردهای سودمندی دارد. هدف اصلی از این مقاله بررسی و تحلیل روند تاریخی ظرفیت زیستی و ردپای اکولوژیک در دوره زمانی سال های 1341 تا1390 می باشد. طبق یافته های پژوهش میزان ردپای اکولوژیک ایران در بازه زمانی مورد مطالعه روندی صعودی داشته در حالی که روند ظرفیت زیستی در حال کاهش بوده است. طبق داده های حاصل از محاسبات ظرفیت زیستی و ردپای اکولوژیک در حوزه کشاورزی، میزان مصرف منابع طبیعی توسط زارعین و سایر کنشگران حوزه کشاورزی بسیار بیشتر از توانایی بازتولید منابع کشور بوده است. شکاف پایداری با توجه به روند افزایش جمعیت و سایر عوامل مرتبط در گذر زمان بزرگ تر شده است. علی رغم تصویب قواعد و قوانین زیست محیطی مختلف طی سال های اخیر در ایران اما پیشرفت چندانی در دستیابی به پایداری مشاهده نمی شود. کمترین اقدام در راستای کاهش فشار بر منابع طبیعی، بازگشت به نقطه سر به سر و حالتی است که میزان ردپای اکولوژیک برابر با ظرفیت زیستی کشور باشد. در واقع ایران از یک سو به منظور کاهش شکاف سیاستگذاری ها نیازمند اتخاذ سیاست های زیست محیطی کارآمد توسط مقامات عالی کشور بوده و از سوی دیگر نیز تلاش هایی برای انجام فعالیت های اجرایی متناسب به هدف کاهش میزان ردپای اکولوژیک و شکاف اجرایی ضروری است.

    کلیدواژگان: مدیریت محیط زیست، کشاورزی، پایداری، ردپای اکولوژیک، ظرفیت زیستی، ایران
  • مریم حقیقی*، محمدرضا برزگر صفحات 69-80

    هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات غلظت های قارچ مایکوریز(Arbuscular mycorrhiza) و محیط کشت های مختلف در فاکتورهای رشد، صفات فتوسنتز و عملکرد فلفل دلمه ای تحت شرایط گلخانه ای بود. این آزمایش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با استفاده از 3 محیط کشت، پرلایت(PR) و کوکوپیت(Co) با نسبت حجمی 50 به 50 (C)، نسبت حجمی 25 پرلایت به 50 کوکوپیت و 25 ورمی کمپوست(V)،(V25)و نسبت حجمی 25 پرلایت به 25 کوکوپیت به 50 ورمی کمپوست(V50) و سه سطح مایکوریز(گیاه بدون مایکوریز(M0)، مایکوریز با 1000 (M1)و 2000 (M2) اسپور و سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که تلقیح مایکوریز و مخلوط ورمی کمپوست وزن تر ریشه و شاخه را افزایش داد. تلقیح مایکوریز با 2000 اسپور به طور معنی داری حجم ریشه را در تیمار C+V50 و C+V25 افزایش داد. برداشت میوه با M2 نسبت به M1 در C+V25 و V50 سریعتر بود. عملکرد میوه با تلقیح 2000 اسپور مایکوریز در محیط کشت V25 و C+V50 افزایش داشت. وابستگی مایکوریز با کاهش کاربرد ورمی کمپوست کاهش یافت و بیشترین وابستگی ورمی کمپوست در گیاهان بدون تلقیح مایکوریز بود. هر دو سطح مایکوریز تلقیح شده شاخص کلروفیل را افزایش داد و بیشترین افزایش با تلقیح M1 در تیمارهای C و C+V50 بود. M1 به میزان قابل توجهی سرعت فتوسنتز را در V25 C+ افزایش داد و سرعت فتوسنتز در سایر محیط ها اختلاف معنی دار نداشت. میزان نیتروژن، فسفر و پتاسیم توسط تلقیح مایکوریز در تیمارهای با ورمی کمپوست بالا نسبت به بقیه تیمار ها افزایش یافت.

    کلیدواژگان: آلومتری عملکرد، سرعت فتوسنتز، غلظت نیتروژن، وابستگی مایکوریز
  • علی سردارشهرکی*، ندا علی احمدی صفحات 81-89

    بخش کشاورزی از جمله فعالیتهای همراه با مخاطرات گوناگون است، گریز از ریسک در بخش کشاورزی اجتناب ناپذیر ولی قابل مدیریت می باشد. یکی از ابزار های مدیریت در بخش کشاورزی بیمه محصولات کشاورزی است. بیمه محصولات کشاورزی، از جمله راهکارهای مناسب برای غلبه بر ریسک حاکم بر تولید در بخش کشاورزی و افزایش اطمینان خاطر کشاورزان نسبت به درآمد آینده می باشد. انبه یکی از محصولات مهم باغی و صادراتی در استان سیستان و بلوچستان و شهرستان چابهار است که نقش بسزایی در اقتصاد این منطقه دارد. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از داده های مقطعی در سال 96- 1395 مربوط به 285 کشاورزان انبه کار، پدیده خطر اخلاقی و پیامدهای اقتصادی آن مورد بررسی قرار گیرد. برای مدلسازی اقتصادی و تحلیل اطلاعات از آزمون های تحلیل تمایزی و t استفاده شده است. با توجه به نتایج مورد بررسی هیچ گونه مخاطرات اخلاقی در گروه بیمه شده دیده نشد، لذا نگاه ویژه به نقش بیمه باعث افزایش تولید و بهره وری محصول مورد بررسی خواهد شد و تعیین میزان حق بیمه بر مبنای شرایط منطقه ای و وضعیت اقتصادی کشاورزان می تواند تاثیرات مثبتی بر تولید بگذارد.

    کلیدواژگان: چابهار، الگوی تحلیل تمایزی، پیامدهای اقتصادی، بیمه، انبه
  • ریحانه غلامعلی زاده، غلام خداکرمیان*، علی ‏اکبر عبادی، مریم خشکدامن صفحات 90-97

    در طول فصل زراعی، بذور برنج فاقد علائم آلودگی از شالیزارهای مختلف استان گیلان، ایران، جمع آوری شدند. از میان 39 جدایه ی باکتریایی شامل 19 اپی فیت و 20 اندوفیت، پنج گروه تاکسونومی بر اساس هضم آنزیمی محصول PCR ناحیه ی 16S r-DNA به دست آمدند. بر اساس آزمون های بیوشیمیایی و توالی یابی ناحیه ی16S r-DNAدر مجموع اندوفیت و اپی فیت بذور برنج، پرجمعیت ترین گروه های تاکسونومی، گروه های V و II ، به ترتیب به عنوان Pantoea ananatis و Pseudomonas oryzihabitans شناسایی گردیدند. شش جدایه ی نماینده از این دو گروه جهت ارزیابی توانایی شان در تقویت رشد و جوانه زنی بذر برنج انتخاب شدند. در بین آنها، P. oryzihabitans فاقد اثر افزایشی موثر بود ولی جدایه JpB1 باکتری P. ananatis به عنوان موثرترین جدایه ی تقویت کننده ی رشد در نظر گرفته شد، زیرا این جدایه اثرات رشدی با ثباتی روی اکثر صفات مورد بررسی در هر دو آزمون جوانه زنی بذر و رشد برنج داشت. اگرچه جدایه OpB3 باکتری P. Ananatis میزان بیشتری اکسین تولید نمود و فسفات بیشتری نسبت به سایر جدایه ها حل نمود، اما در تقویت جوانه زنی بذر برنج اثرات رشدی موثری نداشت.

    کلیدواژگان: باکتری های مفید، کودهای زیستی، تقویت رشد، تولید هورمون گیاهی، باکتری های همراه بذر برنج
  • فرزانه علیزاده کافشانی، علی رجب پور* ، سیروس آقاجانزاده، اسماعیل غلامیان، محمد فرخاری صفحات 99-104

    بسیاری از گونه های شته ها موجب خسارت شدید مرکبات در شمال ایران می شوند. حشرات شکارگر نقش مهمی در کنترل طبیعی این آفات در باغات مرکبات دارند. در این مطالعه، حشرات مهم شکارگر شته های مرکبات (Aphis spiraecola، A. gossypii و Toxoptera aurantii) شناسایی شدند و تغییرات فصلی جمعیت آنها روی نارنگی انشو (Citrus unshiu)و پرتقال تامسون ناول (Citrus sinensis) در طی سال های 1394-1396 مورد ارزیابی قرار گرفت. درکل، چهارگونه شامل Xanthogramma pedissequum (Syrphidae)، Scymnus subvillosus، و Coccinella septempunctata (Coccinellidae) و Aphidoletes aphidomyza (Cecidomyiidae) به عنوان حشرات شکارگر مهم شته های مرکبات در استان مازندران شناسایی شدند. در میان این ها، گونه های X. pedissequum و S. subvillosusفراوان ترین حشرات شکارگر روی درختان نارنگی انشو و پرتقال تامسون ناول بودند. این حشرات شکارگر زمانی که میانگین دمای محیط بین 15 تا 20 درجه سانتی گراد بود، حضور داشتند. نوسانات جمعیت، تراکم های جمعیت و دوره حضور این حشرات شکارگر روی دو میزبان گیاهی متفاوت بود. نتایج این تحقیق می تواند در برنامه های کنترل تلفیقی آفات شته های مرکبات در باغات شمال کشور مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: Aphididae، شرایط محیطی، میزبان های گیاهی، نوسانات جمعیت، شکارگران
  • عبدالله جوانمرد* ، مصطفی امانی ماچیانی، علی استادی، اکبر سیفی، سمیرا خدایاری صفحات 105-116

    کشت مخلوط به عنوان یک روش پایدار تولید با هدف استفاده حداقل از نهاده های خارجی محسوب می شود. در همین راستا یک آزمایش مزرعه ای با ده تیمار به منظور ارزیابی عملکرد، واکاوی رقابت و تنوع حشرات در کشت مخلوط سویا با آفتابگردان در فصل زراعی 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه اجرا شد. تیمارها شامل کشت خالص آفتابگردان (به عنوان گیاه اصلی)، کشت خالص سویا (به عنوان گیاه همراه) و نسبت های مختلف کشت مخلوط جایگزینی (50:50، 34:66، 66:34، 40:60، 60:40 و 25:75) و افزایشی (100:50 و 100:100) آفتابگردان- سویا بودند. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد دانه آفتابگردان (275 گرم در متر مربع) در کشت خالص آن بدست آمد که با الگوی کشت 25 درصد آفتابگردان+ 75 درصد سویا و 60 درصد آفتابگردان+ 40 درصد سویا تفاوت معنی داری نداشت. همچنین بیشترین (1/130 گرم در متر مربع) و کمترین (5/48 گرم در متر مربع) عملکرد دانه سویا به ترتیب در کشت خالص سویا و الگوی 100 درصد آفتابگردان+ 50 درصد سویا حاصل شد. علاوه بر این، بالاترین نسبت برابری زمین، شاخص سودمندی مالی و سودمندی کشت مخلوط در الگوی 25 درصد آفتابگردان+ 75 درصد سویا بدست آمد. همچنین در همه الگوهای کشت، غالبیت جزیی و ضریب ازدحام نسبی آفتابگردان بیشتر از سویا بود که نشان دهنده توانایی رقابت بیشتر آفتابگردان نسبت به سویا است. در ضمن بالاترین تراکم حشرات علفخوار در کشت خالص سویا ثبت شد. خانواده های حشرات Thripidae و Cicadellidae دارای بیشترین تراکم نسبی بودند. علاوه بر این، کشت مخلوط آفتابگردان با سویا فراوانی حشرات گرده افشان و دشمنان طبیعی را نسبت به کشت های خالص افزایش داد. همچنین بیشترین شاخص شانون در الگوی کشت مخلوط افزایشی کامل حاصل شد. به طور کلی، بر اساس شاخص های زراعی، اکولوژیک و اقتصادی کشت مخلوط 25 درصد آفتابگردان+ 75 درصد سویا به عنوان یک روش جایگزین جهت حصول عملکردی مشابه کشت خالص آفتابگردان معرفی می گردد.

    کلیدواژگان: حشرات علفخوار، کشت مخلوط، کارایی استفاده از زمین، شاخص شانون، نسبت برابری زمین
  • فاطمه افشارنیا* ، افشین مرزبان، عباس عبد شاهی صفحات 117-126

    نیشکر یکی از محصولات به شدت فسادپذیر است که به صورت مواد خام برای تولید شکر سفید بکار می رود. این منبع تجاری ساکارز بدلیل سوزاندن قبل از برداشت، دمای بالای محیط، تاخیر در آسیاب و همین طور آلودگی های میکروبی به سرعت دچار افت کیفیت می شود. یکی از مهم ترین ریسک های حمل و نقل نیشکر تاخیراتی است که در این فرآیند می تواند کیفیت و کمیت محصول را تحت تاثیر قرار دهد. تاخیر در آسیاب کردن نیشکر برداشت شده به دلایل مختلفی از جمله خرابی کارخانه، خرابی تراکتورهای در صف، تصادف تراکتورها در محیط کارخانه و تغییر شیفت در کشت و صنعت ها بوجود می آید که سبب ایجاد صفی طولانی می گردد. از این رو، در این پژوهش تلاش گردید به پیش بینی سیستم صف تحویل محصول نیشکر به کارخانه تولید شکر با استفاده از سری های زمانی پرداخته شود تا زمینه های بهسازی آن فراهم گردد. مدل ARMA جهت پیش بینی نرخ ورود و نرخ سرویس تراکتورهای حمل نیشکر بکار گرفته شد و شاخص های RMSE و MAPE جهت ارزیابی دقت پیش بینی استفاده شدند. نتایج برازش مدل ها نشان داد که به ترتیب مدل های ARMA(4,3) و ARMA(4,2) برای نرخ ورود و نرخ سرویس تراکتورهای حمل نی مناسب بودند. روند مقادیر پیش بینی شده نرخ ورود و نرخ سرویس به خوبی بر مقادیر واقعی منطبق بود. با کاربرد این مدل های توسعه یافته، مقادیر پیش بینی شده را می توان برای بقیه فصل برداشت نیشکر بکار برد و از تاخیرات بوجود آمده که موجب ضایع شدن مقادیر زیادی از محصول می شود کاست.

    کلیدواژگان: ARMA، تاخیر در آسیاب کردن، نیشکر، حمل و نقل
|
  • S. Zaremohazabieh, H. Ghadiri, M. Edalat, S. A. Kazemeini * Pages 1-8

     Field experiments were conducted to determine the relationship between plant leaf area as the dependent variable with leaves number, leaf dry weight, and total vegetative components dry weight and plant height as the independent variables. Treatments were two tillage systems (conventional and no-tillage) as main plots, and seven sowing dates (11 May, 18 May, 25 May, 1 June, 8 June, 15 June and 22 June) as sub plots. This research was carried out at the Research Farm of Shiraz University during 2014 and 2015 growing seasons.  The interaction between sowing date and tillage system was significant. The highest leaf area, leaf number, leaf dry weight, total dry weight and plant height were obtained in earlier sowing dates (11 May, 18 May, 25-May and 1-Jun) in both tillage systems and the lowest were obtained in the latest sowing date (22 Jun) in no-tillage in both years. Using polynomial equation for determining algometric relationship between leaf area and vegetative characteristics showed a significant relationship between leaf area with leaf number (R2=0.96 and R2=0.98), leaf dry weight (R2=0.98 and R2=0.98), total vegetative components dry weight (R2=0.96 and R2=0.96) and finally plant height (R2=0.98 and R2=0.95). These allometric relationships contribute to a better understanding of plant growth and development in corn, which is necessary for optimal management of the crop and for genetic improvement.

    Keywords: Allometry, Leaf number, Leaf area, Dry weight
  • M. Mahbod *, Sh. Zand Parsa Pages 9-16

    Measurement of irrigation water in agricultural areas is necessary, especially, in arid and semi-arid regions. Long-throated flumes have been used to measure irrigation water and are known to be inexpensive devices with high performances. In these structures, head-discharge tables are predicted theoretically with no need to calibrate. In this study, the model of LOTF (LOng Throated Flumes) was developed in VB. net programming language, in which, friction head loss and h-Q (h is head at measuring station and Q is discharge) tables were predicted by using the Manning's equation. The predicted tables of h-Q by the LOTF model were perfectly similar to the results of Win Flume and HEC-RAS model which are universally used for these flumes and open channel flow, respectively. Calculated h-Q tables in trapezoidal flumes with two different side slopes of 0 and 1, 0 and 2, and 0 and 4 were computed by the LOTF and HEC-RAS models and were the same as those predicted by the WinFlume model with equal average of these side slopes of channel. At a water depth, in trapezoidal sections with different and equal average side slopes, the resulted h-Q tables in the three models were the same.

    Keywords: Long-throated-flumes, Manning's equation, Win Flume model, LOTF model, head-discharge table
  • M. Khozaie *, A. R. Sepaskhah Pages 17-26

     The aim of this study is economic analysis of supplemental irrigation (SI) for rain-fed fig trees in the south of Iran, with and without micro-catchment water harvesting systems (MCWHS). Under no MCWHS, by decreasing about 55 % of applied water, the fig yield decreased about 28% and net income increased twice compared with the maximum yield condition. In general, the optimal amount of SI water would be lowered by using MCWHS in comparison with no using MCWHS. By using MCWHS, decreasing about 50 % of applied water causes about 14 % decrease in fig yield and net income increased twice compared with maximum yield condition. In order to obtain high net profit with a given amount of annual rainfall, the amount of optimal SI water decreased by increasing the unit price of water. An equation is proposed for the prediction of annual precipitation which may be used for planning SI for the fig trees in the study region.

    Keywords: Economic Analysis, Microcatchment, Water harvesting, Dryland farming, Land limiting
  • Z. Kayamarsi, S. A. Kazemeini *, H. Hamzehzarghani Pages 27-34

    The critical period of weed control is a part of crop life cycle during which weeds must be kept weed-free to avoid yield losses due to competition. In order to evaluate the effect of deficit irrigation on critical period of redroot pigweed (Amaranthus retroflexus L.) in sunflower (Helianthus annuus L.), an experiment was carried out  as split plot based on randomized complete block design with three replications at the experimental farm of  College of Agriculture, Shiraz University, during 2010 and 2011 growing seasons. Factors were water deficit at three levels (100%, 75% and 50% of field capacity) as main plots and weed interference periods in weedy and weed-free plots at five sunflower growth stages (8-leaf, 12-leaf, head emergence, flowering and maturity) as subplots. Results showed that water deficit decreased grain yield and grain yield components in both years. Critical period of redroot pigweed in normal irrigation with accepting 5% yield loss in sunflower was 35-86 DAP (days after planting) in the first year and 49-94 DAP in the second year. By decreasing irrigation water to 75%FC and 50%FC, the length of critical period increased to 34-100 and 32-105 DAP in the first year and 50-101 DAP and 44-98 DAP in the second year of the study, respectively. Generally, our results showed water deficit extended the length of critical period of redroot pigweed in sunflower. Nomenclature: Redroot pigweed, Amaranthus retroflexus L.; Sunflower, Helianthus annuus L.

    Keywords: Critical period of weed control, Acceptable yield loss, Gompertz model, Logistic model
  • A. Khosravi, M. Zarei * Pages 35-44

    The enrichment of bedding for vermicomposting systems with organic and inorganic additives is a technique which can promote the quality of produced vermicompost. Phosphate rock and fishmeal are two available and low-cost substances which can be provided easily and inoculation of vermicompost with phosphate solubilizing microorganisms (PSMs) can enhance the availability of their nutrients. In this research, the effect of using phosphate solubilizing bacteria (PSB) (Pseudomonas fluorescens) by adding phosphate rock (0 and 1% W/W) and fishmeal (0 and 1% W/W) on some chemical and biological properties of vermicompost was studied under greenhouse conditions with a factorial arrangement in a completely randomized design with three replications. Phosphate rock application and PSM inoculation decreased N concentration while fishmeal increased it. P concentration increased by adding phosphate rock, fishmeal or PSB or their co-applications. Fishmeal increased micro-nutrients concentration except for Fe. Phosphate rock increased Fe concentration and decreased other micro-nutrients concentration. Electrical conductivity (EC) increased by adding phosphate rock but decreased by fishmeal application. Phosphate rock and fishmeal increased pH. Phosphate rock and PSB decreased the number and weight of earthworms and the number of cocoons. Fishmeal application increased the number and weight of earthworms and number of cocoons. Results indicated that enrichment of vermicompost bedding by additives could increase some essential nutrients and change the growth and biomass of earthworms.

    Keywords: Cocoon, Fishmeal, Nutrients, Phosphate Solubilizing Bacteria, Phosphate rock
  • M. Elhaeesahar, M. Masoudi * Pages 45-52

    Overgrazing accelerates soil and vegetation degradation in rangelands. This study aimed to assess livestock pressure on natural resources of Khuzestan province, located in the south western part of Iran, using Geographic Information System (GIS) tools and a model-based procedure. FAO/UNEP Model which uses a ratio of potential carrying capacity of region to current livestock population density as an Index for livestock pressure was selected for this purpose. However, the model was modified in this study to achieve a better estimation of pressure index according to the actual conditions of the region. Parameters used to modify this methodology were: Topographic and Local parameters. Local parameters were annual consumption for livestock unit in the study area, dependency of each livestock to pasture, number of livestock unit for each animal and land use map. Hazard map of pressure of livestock was prepared after overlying and calculating different parameters in a GIS. According to the results, hazard classes of severe and very severe included about 70% of natural resources in the study area. Areas including higher classes of hazard severity were identified in the west, center and south east part of the region, mostly. This is because of low potential of natural rangeland to grow enough forage and also a high number of livestock

    Keywords: Livestock pressure, Livestock unit, Natural resource, FAO-UNEP, GIS
  • M. Fatemi *, K. RezaeiMoghaddam, M. Wackernagel, C. Shennan Pages 53-68

    Sustainability and environmental management are the most cited ideas linking the environment and development. The sustainability of natural resources depends upon our paradigm and related approaches to the relationship between society and the environment. Efficient management is a primary task due to the pressure on nature. Ecological footprint analysis has been introduced as an appropriate environmental management tool to address the environmental challenges that Iran is facing and to determine solutions. It is a resource accounting tool which could be applied in environmental planning and management focusing on natural resource consumption. Reviewing and analyzing the biocapacity (BC) and ecological footprint (EF) of Iran in the timeline of 1962-2011 was the main purpose of the study. Based on the findings, EF trend of the country has an increasing trend over time while the BC has a reverse trend. The consumption by farmers and other agricultural actors from resources has been greater than the country`s regenerative capacity regarding the BC and EF of cropland. The sustainability gap has been greater over time due to population growth and other related factors. Despite the different environmental rules and regulations, there was no improvement or progress in sustainability achievement in Iran. Returning to the condition in which EF equals BC is the least action required to decrease the pressure on nature. Effective and suitable environmental policies are needed in order to address the policy gap as well as reduce the EF level to the balance point by appropriate executive activities covering the implementation gap.

    Keywords: Environmental management, Agriculture, Sustainability, Ecological footprint, Biocapacity, Iran
  • M. Haghighi *, M. R. Barzegar Pages 69-80

     The aim of this study was to investigate the effects of “Arbuscular mycorrhizal fungi” (AM fungi) density and different growing media on the growth, photosynthesis parameters and yield of sweet pepper under greenhouse conditions. The experiment was conducted as a factorial plan based on control randomized design (CRD ( by using three growing media, Perlite (PR) and cocopeat (Co) (PR50:Co50 V:V) (C), PR25:Co50: vermicompost (V) 25 (C+V25) and PR25:Co25: V50 (C+V50), and three levels of AM fungi inoculation (0, 1000 and 2000 spores) with three replications. Results indicated that AM fungi inoculation and mixture of vermicompost increased shoot and root fresh weights,Total Suspended Solids (TSS), fruit fresh and dry weights in the C+V50 compared to other treatments. Fruit yield increased more than 100 and 94.95% with AM-fungi inoculation with 2000 spores at C+V25 and V50 treatments, respectively. Mycorrhiza dependency decreased with high application rate of vermicompost, and vermicompost dependency was the highest in non-inoculated plants. With AM-fungi inoculations, the chlorophyll level (SPAD values) was increased in C+V25 by 100%.  Photosynthesis rate was increased in C+V25×M1 significantly compared to other treatments. Nitrogen, phosphorus, and potassium concentrations significantly increased by mycorrhiza inoculation in the high vermicompost ratio.

    Keywords: Mycorrhiza dependency, Nutrient concentration, Photosynthesis rate, Yield
  • A. Sardar Shahraki *, N. Aliahmadi Pages 81-89

    The agricultural sector encompasses activities that are exposed to diverse risks. Risks in the agricultural sector are unavoidable but manageable. Crop insurance is a management tool in the agricultural sector. Crop insurance is a strategy to cope with the production risks of the agricultural sector and to secure farmers’ income in the future. Mango is a major horticultural and exporting crop in Sistan and Baluchestan province and in Chabahar with a key role in local economy. The present study aimed to use cross-sectional data of 2016-2017 for 285 mango farmers to explore the phenomenon of moral hazard and its economic consequences. Discriminant analysis and t-test were applied for economic modeling and data analysis.  The results did not show any moral hazards in the insured group. So, we can improve the crop production and productivity by focusing on the role of the insurance. The determination of premium on the basis of the regional conditions and farmers’ economic status can have desirable impacts on production.

    Keywords: Chabahar, Discriminant Analysis Model, Economic Impacts, Insurance, Mango
  • R. Gholamalizadeh, Gh. Khodakaramian *, A. A. Ebadi, M. Khoshkdaman Pages 90-97

    During rice growing season, the symptomless rice seeds from different paddy fields in Guilan province, Iran, were collected. After isolation of epiphytic and endophytic bacteria, 39 isolates including 19 epiphytes and 20 endophytes were selected based on the predominant characteristics. Five Operational Taxonomic Units (OTUs) were obtained based on PCR-RFLP of 16S r-DNA in these isolates. According to biochemical tests and partial sequencing of 16S-rDNA, in both epiphyte and endophyte bacteria of rice seeds, the most populated OTUs (V and II) were identified as Pantoea ananatis and Pseudomonas oryzihabitans, respectively. Six representative isolates from these two OTUs were selected to be evaluated for their abilities for rice seed germination and growth enhancement. Among them, P. oryzihabitans was not beneficially effective. However, JpB1 isolate of P. ananatis was considered to be the most effective plant growth promoting isolate, since it showed stable beneficial effects on most surveyed characteristics in both rice seed germination and growth enhancement experiments.  Although, OpB3 isolate of P. ananatis produced IAA in higher amount and solubilized phosphate more than the other isolates followed by JpB1 and P. ananatis L3pB3, it was not beneficially effective on rice seed germination.

    Keywords: Beneficial bacteria, Biofertilization, Growth enhancement, Phytohormone production, Rice seed associated bacteria
  • F. Alizadeh Kafeshani, A. Rajabpour *, S. Aghajanzadeh, E. Gholamian, M. Farkhari Pages 99-104

    Several species of aphids cause severe damage to citrus in the north of Iran. Predatory insects play an important role in biological control of the pests in citrus orchards. In this study, potential predatory insects of citrus aphids, Aphis spiraecola, A. gossypii and Toxoptera aurantii, were identified and their seasonal population dynamics on Citrus unshiu and C. sinensis were investigated during 2016-2017. Overall, four species were identified as dominant predatory insects of citrus aphids in Mazandaran province including Xanthogramma pedissequum (Syrphidae), Scymnus subvillosus, Coccinella septempunctata (Coccinellidae), and Aphidoletes aphidomyza (Cecidomyiidae). Among these species, X. pedissequum and S. subvillossus were more abundant predators in the C. sinensis and C. unshiu orchards compared to the two other species. The predatory insects were observed when means of environmental temperature was about 15-20ºC. Population fluctuations, population densities and presence periods of the predatory insects were different on the two host plants. Results of this study can be used in integrated pest management programs of citrus aphids in citrus orchards in the north of Iran.

    Keywords: Aphididae, Environmental conditions, Host plants, Population fluctuation, Predators
  • A. Javanmard *, M. Amani Machiani, A. Ostadi, A. Seifi, S. Khodayari Pages 105-116

    Intercropping is a sustainable practice to achieve higher production with the aim to limit external inputs. A field experiment was conducted at the research farm of the Faculty of Agriculture, University of Maragheh, Maragheh, Iran, during 2016 growing seasons with ten treatments to evaluate the yield, analyze the competition and insect’s assemblages in sunflower (as main plant)/soybean (as companion plant) intercropping. Treatments included sunflower sole cropping, soybean sole cropping, replacing intercropping sunflower with soybean (50:50, 34:66, 66:34, 40:60, 60:40, 25:75) and additive intercropping of two plants (100:50 and 100:100%). Results showed that the highest sunflower grain yield (275 g m-2) was obtained in sunflower monoculture that was not significantly different with intercropping ratios of 25:75 and 60:40. Also, the highest and lowest grain yield of soybean was achieved in soybean monoculture (130.1 g m-2) and ratio of 100:50 (48.5 g m-2), respectively. The highest land equivalent ratio, monetary advantage index and intercropping advantage value was obtained in intercropping ratio of 25:75. Moreover, in all cropping patterns the aggressivity (A) and crowding ratio (CR) values of sunflower were higher than soybean, indicating that sunflower was the dominant species.  Also, the highest density for herbivores was recorded in soybean monoculture and the families of Thripidae (37.60- 43.87%) and Cicadellidae (34.01-37.71%) had the most relative density. Furthermore, intercropping of sunflower with soybean increased pollinators and natural enemies’ abundance compared with monocultures. Overall, based on the ecological, agronomical and economical indices intercropping sunflower with soybean with ratio of 25:75 is a feasible alternative method to achieve similar production with respect to monocropping.

    Keywords: Herbivore, Intercropping, Land equivalent ratio, Shannon index, Total land output
  • F. Afsharnia *, A. Marzban, A. Abdeshahi Pages 117-126

    Sugarcane is one of the severely perishable crops that is used as raw material for white sugar production. Sucrose content of the sugarcane which is of high commercial value decreases in quality due to pre-harvest burning, high ambient temperature, kill-to-mill delays as well as microbial contaminations. Delays in sugarcane transportation are the most important risks which can affect the quality and quantity of the product. Delay in milling of the harvested sugarcane is caused by various reasons in agro-industry units including factory downtime, breakdowns of tractors in the waiting line at factory, tractor accident in factory yard and staff shift changes creating long queues. In order to reduce delays, the present study attempted to forecast arrival and service level of tractor drawn carts which transfer burned or cut canes from farm to mill. The univariate ARMA models were applied to forecast arrival and service level. The RMSE and MAPE were also used to evaluate precision of our forecast. The results of models demonstrated that ARMA(4,3) and ARMA(4,2) models are suitable for arrival and service level of tractor drawn carts, respectively. The predicted values trend of arrival, and service level truly reflected the actual values of arrival and service level as well as queue system tendency. The values of MSE, RMSE and MAPE that indicate accuracy of the forecasted carts arrival and service level were relatively low. The estimated models can be used to forecast values of arrival and service levels of tractor drawn carts for subsequent hours during harvest season.

    Keywords: ARMA, Delayed mill, Sugarcane, Transportation