فهرست مطالب

  • پیاپی 127 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مجید آقایی*، مهدیه رضاقلی زاده، یونس عبدی صفحات 253-284
    اهمیت انرژی های تجدیدپذیر در توسعه پایدار، کاهش گاز های گلخانه ای و افزایش امنیت انرژی از یک سوی و نیازمندی پرو ژه های انرژی های تجدیدپذیر به منابع مالی و سرمایه گذاری‏های کلان از سوی دیگر، نقش و اهمیت توسعه مالی در توسعه انرژی های تجدیدپذیر را دو چندان می کند. با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر تاثیر توسعه بازار سهام، بازار اعتبارات و کل بازار‏های مالی را بر توسعه تکنولوژی انرژی های تجدیدپذیر (به تفکیک در بخش های انرژی زیست توده، برق آبی، بادی و خورشیدی) طی دوره زمانی 2015-2002 و با به کارگیری الگوی پانل توبیت در دو گروه کشورهای منتخب توسعه یافته و در حال توسعه مورد بررسی قرار می دهد. با توجه به نتایج به دست آمده، توسعه مالی تاثیر مثبت و معنادار بر توسعه تکنولوژی هر یک از انرژی های تجدیدپذیر داشته و در نتیجه کاهش آلودگی محیط زیست را به ویژه در کشورهای توسعه یافته به دنبال دارد. همچنین نتایج بیانگر این است که توسعه بازار سهام، توسعه بازار اعتبارات و توسعه کل بازارهای مالی به ترتیب بیشترین تاثیر را بر توسعه ظرفیت نصب تکنولوژی انرژی های خورشیدی، زیست توده، انرژی باد و برق آبی در کشورهای توسعه یافته دارد، در حالی که توسعه بازارهای مالی در کشورهای در حال توسعه بیشترین تاثیر را بر توسعه تکنولوژی نصب انرژی بادی، زیست توده و انرژی خورشیدی خواهد داشت. طبقه بندی  JEL: G2، Q43، C23
    کلیدواژگان: توسعه مالی، توسعه انرژی های تجدیدپذیر، مدل پانل توبیت
  • نازنین بیداربخت نیا*، علیرضا جرجرزاده صفحات 285-301
    پژوهش حاضربه بررسی عوامل موثر بر شکاف جنسیتی دستمزد در ایران می پردازد. پایه نظری این مطالعه مبتنی بر مدل نیومارک (1988) است که برچارچوب شکاف جنسیتی اوزاکاو بلیندر (1973) قرار دارد.این مدل بر روی داده‏ های طرح نیروی کار سال 1393 کشور ایران پیاده سازی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که متوسط بالاتر میزان تحصیلات در بین زنان شاغل موجب کاستن از شکاف جنسیتی دستمزد در بین شاغلان کشور شده است. با این حال تبعیض جنسیتی دستمزد برای کار برابر و میزان تحصیلات برابر به میزان چشمگیری وجود دارد. این شکاف در بخش خصوصی بیش از بخش عمومی است. بخش خصوصی سهم قابل توجهی از اشتغال را در بردارد و در عین حال هم دستمزد کمتری پرداخت می کند و هم در مقایسه با بخش عمومی شکاف جنسیتی بیشتری در پرداخت دستمزدهای این بخش وجود دارد. طبقه بندیJEL:J31 ,J16 ,J21
    کلیدواژگان: نیروی کار، جمعیت شاغل، تبعیض جنسیتی دستمزد، شکاف جنسیتی دستمزد، مشارکت اقتصادی، اشتغال زنان
  • علی رهنما*، محمود هاشمی تبار، احمد اکبری صفحات 303-320
    یکی از سیاست های مهم اقتصادی در بیشتر کشورها حمایت از تولیدکننده یا مصرف کننده از طریق پرداخت یارانه است. از سوی دیگر، برخی اقتصاددانان بر این باورند که سیاست های حمایتی سبب تحریف قیمت های بازار و هزینه تولید و تخصیص نامطلوب نهاده ها و کاهش رفاه اجتماعی در بلندمدت می شود. این تحقیق به دنبال بررسی تاثیر هدفمندسازی یارانه ها بر هزینه های غیرخوراکی خانوارهای روستایی به تفکیک استان های کشور در بازه زمانی 1394-1387 با استفاده از روش پانل دیتا می باشد. بر این اساس، استان های کشور به سه دسته استان های با سطح توسعه یافتگی پایین و خیلی پایین، استان های با سطح توسعه یافتگی متوسط و استان های با سطح توسعه یافتگی بالا و خیلی بالا تقسیم شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در گروه استان های با سطح توسعه یافتگی پایین و خیلی پایین و بالا و خیلی بالا، هدفمندسازی یارانه ها تاثیر منفی و معنی داری بر هزینه های غیرخوراکی خانوارهای روستایی دارد. به عبارت دیگر، در این گروه از استان ها، با انجام هدفمندسازی یارانه ها، خانوارهای روستایی تمایل بیشتر به مصرف مواد خوراکی از خود نشان داده اند. همچنین، در هر سه گروه استان های مورد مطالعه، متوسط درآمد تاثیر مثبت و معنی داری بر هزینه های غیرخوراکی خانوارهای روستایی داشته است.    طبقه بندی JEL: C23, E64, R28
    کلیدواژگان: هدفمندسازی یارانه ها، هزینه های غیرخوراکی، توسعه یافتگی استان های کشور، خانوارهای روستایی، الگوی پانل دیتا
  • سید کمیل طیبی*، کریم آذربایجانی، فریباالسادات عقیلی صفحات 321-344
    بسط الگوی دو عاملی (نیروی کار و سرمایه) از طریق افزودن عواملی مانند سرمایه انسانی، سرمایه دانش و مخارج تحقیق و توسعه (R&D) که در نظریه ( H-O-V) مطرح شده، نشان دهنده مزیت های واقعی کشورها و یکی از اولویت ها و الزامات سیاست گذاران اقتصادی برای دستیابی به راهبرد توسعه صادرات است. از این رو در این پژوهش تلاش شده است که روابط تجاری ایران با شرکای عمده ی تجاری اش (چین، امارات، عراق، ترکیه، کره جنوبی، هند، ژاپن، روسیه و آلمان) براساس نظریه (H-O-V) مورد مطالعه قرار گیرد تا گسترش روابط تجاری در چهارچوب شدت عامل بری صادرات ارزیابی شود. نوآوری این مطالعه در نظر گرفتن چندین عامل تولید شامل نیروی کار ماهر، نیروی کار غیرماهر، سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی، سرمایه دانش، مخارج تحقیق و توسعه، بهره‏وری و انرژی به عنوان فهرست عوامل صادرات این کشورها در دوره زمانی 1990-2016 است. با توجه به این که تخصیص مخارج تحقیق و توسعه (R&D) در روابط تجاری بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه از توزیع یکسانی پیروی نمی کند و براساس ادبیات تجربی نمی توان انتظاری از نوع علامت این ارتباط با صادرات داشت چون در مطالعات مختلف، این متغیر رفتار متفاوتی را از خود نشان داده است، به همین دلیل تحلیل روابط دو جانبه در آن محدود به یک رابطه پارامتری نمی شود، این در حالی است که سایر عوامل اثر مشخص و پارامتریکی بر تجارت دارند، بنابراین در این پژوهش از تصریح شبه پارامتریک برای مدل صادرات ایران و شرکای تجاری در محیط داده‏های تابلویی استفاده شده است. نتایج برآوردی نشان می دهد که سرمایه انسانی، نیروی کار ماهر و سرمایه دانش که در فهرست عوامل قرار گرفته اند، بیشترین تاثیر را بر جریان صادراتی ایران و شرکای تجاری به عنوان مبادلات مزیت دار بین آن ها داشته اند. همچنین بخش ناپارامتریک مدل نشان می دهد که درصد بالایی از مخارج تحقیق و توسعه تاثیر به سزایی بر جریان صادراتی این کشورها دارد. طبقه بندیJEL: C14, F14
    کلیدواژگان: ظریه هکشر- اهلین- ونک (H-O-V)، فهرست عوامل، مدل صادرات، ایران و شرکای تجاری، روش شبه پارامتریک
  • سلمان فرج نیا، کوثر یوسفی* صفحات 345-368
    توافقات ترجیحی نوعی از پیمان های تجاری هستند که طی آن دو کشور در لیست مشخص و محدودی از کالاها به یکدیگر تخفیفات تعرفه ای اعطا می نمایند. توافق ترجیحی ایران و ترکیه در سال 1394 از زوایای مختلفی مورد انتقادات توصیفی بوده است؛ لیکن این موارد کمتر به صورت آماری بررسی شده اند. مطالعه ی حاضر با استفاده از داده های مبادلات ایران، ترکیه و سایر کشورها (1390 - 1396) و روش تفاضل در تفاضل با اثرات ثابت، اثر این توافق را بر سهم بازار ترکیه در ایران و نیز، مبادلات غیررسمی بین دو کشور ارزیابی می نماید. نتایج نشان می دهد، در اثر توافق ترجیحی سهم بازار کالاهای ترجیحی ترک نسبت به سایر کالاهای ترک و نسبت به مبادلات با سایر کشورها به ترتیب 10% و 35% افزایش یافته است. این نتایج نسبت به انتخاب گروه های مختلف کنترلی، تصریح های مختلف (اثرات ثابت، حداقل مربعات) و فروض مختلف نسبت به واریانس (واریانس ناهمسانی، خوشه بندی) مستحکم است. نتایج مطالعه ی حاضر اثر معناداری بر کاهش حجم تجارت غیررسمی (قاچاق) بین دو کشور نشان نمی دهد. همچنین، با استفاده از مدل لاجیت، نشان داده می شود سیاست گذار برای انتخاب لیست ترجیحی دو فاکتور بهبود رابطه ی مبادله و کاهش حجم تجارت غیررسمی را در نظر داشته است. برای بهبود رابطه مبادله از شاخص «حجم واردات» استفاده شده است. زیرا هرچه این حجم بزرگتر باشد، کشش قیمتی صادرات نسبت به تعرفه های وارداتی در مقصد بیشتر است. نتایج نشان می دهند نسبت شانس (odds ratio) قرار گرفتن در لیست ترجیحی به ازای هر یک درصد حجم بالاتر از واردات و قاچاق در سال های قبل از توافق، به ترتیب، 170% و 200% افزایش می یابد. طبقه بندی JEL:F1, F13, F14, F15, F53
    کلیدواژگان: سیاست تجاری، توافق ترجیحی، مطالعات تجربی تجارت، واردات غیررسمی، تفاضل در تفاضل
  • احمد محمدی*، علی فقه مجیدی، سروه عبدالکریمی آذر صفحات 369-393
  • تیمور محمدی، عباس شاکری، معصومه امامی کلایی*، ناصرعلی یداله زاده طبری صفحات 395-418
    با توجه به ماهیت نوسانی قیمت نفت در بازار جهانی که با تکانه های مثبت و منفی متعددی مواجه بوده است، در این مطالعه قصد داریم تکانه کاهش قیمت نفت و تکانه مارک آپ را که بیانگر ساختار انحصاری صنایع است، بر متغیرهای کلان اقتصادی بررسی کنیم. برای این منظور، از روش تعادل عمومی پویای تصادفی برای شبیه سازی اقتصاد ایران در دوره 1338-1394 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، مارک آپ بر روی تولید ناخالص داخلی، صادرات، سرمایه گذاری و مصرف تاثیر منفی دارد. همچنین مطابق انتظار، مارک آپ تورم را افزایش می دهد لذا می توان نتیجه گرفت افزایش مارک آپ اثرات منفی بر وضعیت رفاه افراد دارد. همچنین تکانه منفی قیمت نفت مصرف و واردات را افزایش، سرمایه گذاری و تقاضای کار را کاهش می دهد. نتیجه نهایی این که به علت وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی و کاهش آن و همچنین افزایش مارک آپ در سال های اخیر، تولید ناخالص داخلی و سرمایه گذاری در کشور کاهش یافته است. طبقه‏بندی JEL: E27, E31, J21, L11, L12, L16
    کلیدواژگان: رکود تورمی، ساختار انحصاری، تکانه مارک آپ، شوک نفت، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی
  • مجید مداح، محبوبه فراهتی* صفحات 419-441
    ادبیات اقتصاد سایه بر نقش بیکاری بر رشد فعالیت های غیر قانونی – اقتصاد سایه – تاکید دارد. گرچه مطالعات مختلفی در شناسایی عوامل موثر بر رشد اقتصاد سایه انجام شده است؛ اما بهطور محدودی اثر مستقیم نرخ بیکاری بر اقتصاد سایه از لحاظ تجربی مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله ابتدا با استفاده از روش تقاضای پول اندازه اقتصاد سایه در ایران برآورد می شود و سپس با توجه به نقش بار مالیاتی و نرخ بیکاری - طی سال های 1394-1355در شکل گیری اقتصاد سایه، میزان اثر متغیرهای توضیح دهنده اقتصاد سایه در واریانس آن در ایران اندازه گیری میشوند. نتایج حاصل از تخمین رابطه تقاضای پول در چارچوب مدل از تولید رسمی خودرگرسیون با وقفه توزیعی نشان میدهند: اولا: به طور متوسط 16/35 به فعالیتهای اقتصاد سایه اختصاص دارد و نسبت اقتصاد سایه به تولید ناخالص داخلی در دوره تحت بررسی افزایش یافته است. ثانیا: بار مالیاتی و نرخ بیکاری دارای اثر مثبت و معنی داری بر اندازه اقتصاد سایه هستند ثالثا اثر مستقیم و معنیدار نرخ بیکاری بر روند اقتصاد سایه تایید می شود و براساس یافته های حاصل از تجزیه اندازه اقتصاد سایه بر حسب عوامل تشکیل دهنده آن، بهطور متوسط در دوره تحت بررسی، 7 درصد از تغییرات اقتصاد سایه در ایران به طور مستقیم ناشی از تغییرات نرخ بیکاری بوده است.
    O53 ،C19،E41 ،E24 ،O17 :JEL طبقه بندی
    کلیدواژگان: اقتصاد سایه، نرخ بیکاری، تقاضای پول، مدل خودرگرسیون با وقفه توزیعی، اقتصاد ایران
  • سعید مشیری، الهام خیراندیش* صفحات 443-463
    تجربه جهانی نشان داده است که قیمت نفت یکی از محرک های مهم اقتصاد کشورهای درگیر تجارت آن است. نفت می تواند اقتصاد این کشورها را چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم از طریق تجارت با سایر کشورهای متاثر از قیمت این کالای اولیه، تحت تاثیر قرار دهد. در این مقاله، آثارمستقیم و غیرمستقیم (سرریز) شوک های قیمتی نفتی برکشورهای صادرکننده و واردکننده نفت به تفکیک کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، با استفاده از روشخودرگرسیون برداری برآورد شده است. از ویژگی های مهم این مطالعه، اندازه گیری آثار مستقیم و غیرمستقیم ناشی از تجارت بین المللی در چارچوب یک مدل سیستمی پویا و شمول سی اقتصاد بزرگ جهان که بیش از 73 درصد کل اقتصاد جهان را در اختیار دارند، می باشد. نتایج برآورد مدل برای دوره 2015-1980 نشان می دهد که کشورهای واردکننده نفت چه توسعه یافته و چه در حال توسعه ، از افزایش قیمت نفت به طور مستقیم متضرر می شوند اما اثر غیرمستقیم برای کشورهای توسعه یافته منفی و برای کشورهای در حال توسعه مثبت است. هم چنین، اثر افزایش قیمت نفت در کشورهای توسعه یافته صادرکننده نفت منفی است که می تواند به دلیل ساختار صنعتی آن ها که متکی به واردات نفت هستند، باشد. اثر شوک های افزایش قیمت نفت بر اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت در حال توسعه مثبت ولی اثر غیرمستقیم آن به دلیل مراودات تجاری بالای این کشورها با کشورهای صنعتی واردکننده نفت، منفی است. طبقه بندی JEL:F00،F40 ، O40، Q43
    کلیدواژگان: شوک های نفتی، رشد اقتصادی، خودرگرسیون برداری، تجارت بین الملل
  • مهدی ناجی* صفحات 465-485
    از آن جایی که اصلیترین انگیزه بانک به عنوان یک بنگاه اقتصادی کسب سود است، حرمت مطالبه سود در قرارداد قرض عملا این قرارداد را در بانک داری اسلامی به حاشیه رانده و موجب شده در این نوع بانک داری، برخلاف بانک داری متعارف، سایر عقود جایگزین عقد قرض شوند. هرچند به کارگیری قرارداد قرض در معاملات اسلامی با محدودیتهای جدی روبهرو است، این قرارداد، خصوصا در زمینه بانک‎داری، دارای مزایای حقوقی و اقتصادی چشمگیری نسبت به سایر عقود است که نمیتوان نقش آنها را در بهبود سیستم بانکداری بدون ربا نادیده گرفت. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا در یک نظام بانک‎داری بدون ربا، استفاده از عقد قرض در معاملات سودآور بانکی امکان‎پذیر است؟ این مقاله به روش توصیفی و تحلیل محتوا در پی اثبات این فرضیه است که عقد قرض این قابلیت را دارد که مانند سایر عقود اسلامی در یک نظام بانکی بدون ربا، و در یک چارچوب سودآور برای بانک به کار گرفته شود. این پژوهش با بررسی ویژگی های عقد قرض و ضرورت تفکیک مفهوم عام "قرض" در شریعت اسلامی از مفهوم خاص "قرض‎الحسنه"؛ با برشمردن مزایای این عقد، مکانیزمی پیشنهاد می‎کند که براساس آن قرارداد قرض در بستری سودآور و غیرربوی در یک نظام بانکی قابل استفاده است. طبقه بندی JEL:E00, E02, E4, E5
    کلیدواژگان: بانکداری بدون ربا، قرارداد قرض، نرخ بهره
|
  • Majid Aghaei *, Mahdieh Rezagholizadeh, Yonnes Abdi Pages 253-284
    The importance of renewable energies in sustainable development, greenhouse gas reduction and increase energy supply security on the one hand, and required high level of financing for Renewable energy projects, on the other hand, have enhanced the role and importance of financial development in renewable energy deployment. Due to the importance of this issue, this study tried to evaluate the impact of financial development in the stock market, credit market and whole financial markets on renewable energy technologies (in the four energy sectors including; biomass, hydropower, wind and solar) over the period 2002 till 2015, based on Tobit regression in developed and developing countries. Based on the Results, financial development has a significant effect on renewable technology development regardless of which kind of renewable energy was used. It also led to a reduction in environmental pollution and climate changes, especially in developed countries. The results also indicated that stock market development, credit market development and whole financial market development has the most impact on the renewable technology installation capacity development of solar, biomass, wind and hydropower energies in developed countries, respectively. While financial market development has the most impact on technology installation capacity development of wind, biomass and solar energies in developing countries. JEL Classification: G2, Q43, C23
    Keywords: Financial Development, Renewable Energies, Tobit Panel Model
  • Nazanin Bidarbakht Nia *, Alireza Gorgorzadeh Pages 285-301
    This paper analyses factors influencing gender wage gap in Iran. The theory is based on the Numark model based on Oaxaca and Blinder (1973) framework for gender wage gap which is applied on Micro data from 2014 labour force survey of Iran. The results show that higher level of education among employed women in Iran has reduced the gender wage gap. However, a significant amount of gender wage discrimination exist for the same work and same level of education. The gap is greater in private sector compared to public sector. The private sector counts for a larger share of employement. At the same time, private sector offers a lower wage for the same work compare to the public sector and also creates a larger gender wage gap. JEL Classification:J31, J16, J21
    Keywords: Labour force, employed population, gender wage discrimination, gender wage gap, economic participation, women employment
  • Ali Rahnama *, Mahmoud Hashemi Tabar, Ahmad Akbari Pages 303-320
    In most countries, one of the major economic policies is to subsidize a producer or consumer. On the other hand, some economists believe that supportive policies distort market prices and cost of production, and unduly allocate inputs and reduce social welfare in the long run. This research investigates the effect of targeting subsidies on the nonfood costs of rural households using the panel data in different provinces of the country during the period of 2008-2015. Provinces were divided into three categories: low and very low, medium, high and very high development. The results showed that in the low and very low, high and very high provinces, targeting of subsidies had a significant negative impact and the average income in all three groups had a significant positive impact on the nonfood costs of rural households. JEL Classification: C23, E64, R28
    Keywords: Targeting subsidies, Non-Food Costs, Rural Households, developing provinces of the country, Panel Data Model
  • Seyed Komail Tayebi *, Karim Azarbayjani, Fariba Sadat Aghili Pages 321-344
    Enhancement of two-factor model by adding more factors such as human capital, knowledge capital and R&D expenditure implies the actual economic advantages, which provide policy makers with priorities and requirements of export development strategies. This paper has studied Iran's trade relations with its major trading partners (China, UAE, Iraq, Turkey, South Korea, India, Japan, Russia and Germany) based on the Heckscher-Ohlin-Vanek (HOV) approach, in which the expansion of trade relations could be evaluated through a framework of factor intensity. The innovation of this study is thus to define several factors, including skilled labor, unskilled labor, human capital, physical capital, knowledge capital, research and development (R&D) expenditures, productivity and energy, as the factor content of the countries’ exports during 1990-2016. According to R&D expenditure which has uncertain effect on exports and do not follow a particular distribution function among countries as well as industries, its effect can be considered as nonparametric, while other factors should have parametric effects on comparative advantages of exportable goods and services. Therefore, in this paper, a semi-parametric method has been used to specify the panel export model for Iran and its major trading partners. The empirical results have shown that among the considered factors, human capital, skilled labor and knowledge capital have had the most pronounced parametric effects on the export advantages of the countries. Additionally, the nonparametric part of the model has implied that a higher percentage of R&D expenditure has influenced significantly exports of these countries. JEL Classification: C14, F14
    Keywords: Heckscher-Ohlin-Vanek (HOV) Approach, Factor Content, Export Model, Iran, its Trading Partners, Semi-parametric Method
  • Salman Farajnia, Kowsar Yousefi * Pages 345-368
    The Iran-Turkey trade agreement in 2015 has widely been under discussion. However, its statistical outcomes are less investigated. This study aims to evaluate the impact of this trade policy on legal and illegal trade between the two countries. We use product-level trade data, from 2011 to 2017. We incorporate the difference-in-difference methodology and control for product-country fixed effects at 6 digits of HS codes. Results indicate that the policy has raised the market shares of preferential Turkish products in Iran. The rise is 10% compared to non-preferential Turkish goods and 35% compared to the same goods exported from other countries. Furthermore, we do not find any robust evidence on the reduction of smuggling, in contrast to what was expected from this agreement.  Finally, we use a logit model to analyze factors which may explain the policymakers’ choice of preferred goods. Results indicate that the odds ratio of being chosen as a preferred product increases, respectively, by 170% and 200 %, if the size of legal and illegal trade increases by 1%. Trade volume is considered as a proxy for terms of trade.  JEL Classification: F1, F13, F14, F15, F53
    Keywords: Trade Policy, Preferential Trade Agreement, Empirical Studies of Trade, Illegal import, Difference in difference
  • Ahmad Mohammadi *, Ali Feghhe Majidi, Serveh Abdolkarimi Azar Pages 369-393
    This paper tests the hypothesis of consumer price indices convergence among Iran provinces over the period from 2003 to 2016 by implementing cluster analysis. The results show that there is no evidence of overall convergence among provinces. However, the results suggest that there are three convergence clubs. The first, and the largest, club consist of 19 provinces. The second and third clubs consist of 3 and 4 provinces. Tehran forms a divergent club. Moreover, club members do not belong to any specific income and population category and there is no evidence of geographic clustering. Overall, the results point to possible market segmentation, persistent difference between living costs across provinces and possible different impact of monetary policy over general price level across provinces. JEL Classification: C32, E31, F15
    Keywords: convergence, consumer price index, Cluster analysis, Iran, living costs
  • Teymur Mohammadi, Abbas Shakeri, Masoume Emamikalaee *, Naserali Yadolahzadeh Tabari Pages 395-418
    Due to the nature of oil price fluctuations on the world market, which has been facing a number of positive and negative shocks, In this paper we examine how oil price and mark-up shocks which is an indicator of monopolistic structure of industries will effect macroeconomic variables. So, we simulate Iran’s economy by the methodology of DSGE during the period of 1959- 2015. Period the results illustrate that the effect of mark-up shock on GDP, export, investment, and consumption is negative and on inflation is positive. So we can conclude that a rise in mark-up will result in a negative impact on household’s welfare. Meanwhile, a negative oil price shock increase import and consumption but decrease investment and labor’s demand. We can conclude that due to the dependence of the Iran’s economy on oil revenues and a decrease in oil price, and also an increase in mark-up, GDP and investment have decreased. JEL Classifications: E27, E31, J21, L11, L12, L16
    Keywords: stagflation, monopoly structure, mark up shock, market power, dynamic stochastic general equilibrium
  • Majid Maddah, Mahboobeh Farahati * Pages 419-441
    The literature of shadow economy emphasizes the role of unemployment on the growth of illegal activities. Although many studies have been accomplished about the identification of effective factors on the shadow economy growth, but there are shortages in the context of the analysis of the direct effect of unemployment rate on shadow economy empirically. The purpose of this article is to study the effect of unemployment on shadow economy directly. In this regard, first of all the size of shadow economy in Iran over the period 1976 to 2015 using money demand relation has been estimated. Then the amounts of tax burden and unemployment variables in the changes of shadow economy have been measured. The results from estimation of money demand in the framework of Autoregressive Distributed Lag show that on average 16.35 % of formal production is shadow economy activities and the rate of shadow economy to GDP has increased. there are also a meaningful and positive relationship among tax burden, unemployment and shadow economy size. unemployment rate has significant direct effect on shadow economy and also, according to findings from the decomposition of size of shadow economy to its explanatory factors, on average in the period of under review, 7% of changing shadow economy in Iran is due to changing unemployment rate directly. JEL Classifications: O17, E24, E41, C19, O53
    Keywords: Shadow Economy, Unemployment Rate, Money Demand, Autoregressive Distributed Lag Model, Iranian Economy
  • Saeed Moshiri, Elham Kheirandish * Pages 443-463
    Oil is one of the major drivers of the economic activities across the world. Oil prices affect the economies of both oil-importing and oil-exporting countries directly and indirectly through trade. In this paper, direct and indirect (spillovers) effects of oil price shocks on developed and developing oil exporting and importing countries are estimated using the Vector Auto-regression method. We measure the direct and indirect effects of international trade within the framework of a dynamic model and the data on thirty countries with more than 73 percent of the world’s economy for the period 1980-2015. The results show that rising oil prices affect oil-importing countries directly and indirect effects are negative for developed countries. The effect of rising oil prices in developed oil exporting countries is negative, which could be due to high share of their manufacturing industries. The impact of oil price shocks on the economies of developing oil exporting countries is also positive, but its indirect effect is negative due to the high trading of these countries with the oil-importing developed countries. JEL Classification: F00, F40, O40, Q43
    Keywords: Oil shocks, oil-importing, oil-exporting, global economy, international trade
  • Mehdi Naji * Pages 465-485
    As the main incentive of a bank, as an economic agent, is gaining profit, the prohibition of lender asking borrower any bonus out of Qardh in Islamic Shari'ah have marginalized this type of contract in Islamic banking system and, in contrary to conventional banking system, let other types of Islamic contracts be replaced. Although Qardh contracts face serious limitations in Islamic transactions, compared with other types of contracts used in banking systems, this type of contract have significant economic and juridical advantages, which should not be ignored. The major question in this study is whether utilizing profitable Qardh in a Riba-free banking system possible. Based on an analytical-descriptive approach, this paper tries to evaluate the possibility of utilizing a profitable framework in which Qardh, like other Islamic contracts, can be used in a Riba-free banking system. Having studied the characteristics of Qardh contracts, and the necessity of distinguishing the general concept of "Qardh" from special concept of "Qardh Hassan" in Islamic Shari'ah, this study points out some advantages of this type of contract and introduces a mechanism in which a profitable Qardh has been utilized in a Riba-free banking environment. JEL Classification: E00, E02, E4, E5
    Keywords: Riba-free banking system, Qardh, interest rate