فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد جواد کبیر، حسن اشرفیان امیری، سید مظفر ربیعی، آناهیتا کشاورزی، سهیلا حسینی، سید داود نصرالله پور شیروانی* صفحات 1-12
    مقدمه و هدف
    مشارکت بیماران در پرداخت مستقیم بخشی از هزینه های خدمات سلامت در بیشتر کشورها متداول می باشد. طبق دستورالعمل اجرای برنامه پزشک خانواده شهری در ایران (نسخه 02 )، کلیه خدمات باید به شکل رایگان ارائه گردد. در این راستا، مطالعه حاضر به منظور شناخت دیدگاه مدیران و مجریان استان های فارس و مازندران در ارتباط با رایگان ماندن ارائه خدمات انجام شد. 
    روش کار
    مطالعه مقطعی حاضر در زمستان سال 1395 انجام شد. جامعه آماری پژوهش را مدیران و کارشناسان پایش گر برنامه پزشک خانواده شهری و همچنین نمایندگان پزشکان خانواده تشکیل دادند که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته ای حاوی دو بخش و 20 سوال بود که روایی آن به شکل صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون کرونباخ معادل 87 درصد تایید شد. برای جمع آوری داده ها، 29 پانل خبرگان در شهرستانهای دو استان برگزار گردید. در ادامه، داده های جمع آوری شده در نرم افزار SPSS 23 در سطح معناداری (05 / α<0) تحلیل شدند. 
    یافته ها
    از 635 فرد مورد بررسی، 49 نفر ( 7/ 7 درصد) موافق بودند که تمامی خدمات پزشک خانواده و مراقب سلامت باید رایگان باشد. میزان موافقت افراد با رایگان بودن خدمات برای مراقبت بیماری های مزمن 63/7 درصد، ویزیت پایه و معاینات دور های 1/ 48 درصد، انجام تزریقات 4/ 40 درصد، سرم درمانی 8/ 36 درصد، پانسمان 2/ 35 درصد، ویزیت درمانی 8/ 22 درصد، داروهای نسخه شده توسط پزشک خانواده 22/6 درصد، خدمات آزمایشگاهی 3/ 17 درصد و خدمات رادیولوژی و سونوگرافی 7/ 15 درصد بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دادند که بیشتر افراد، مخالف رایگان بودن تمامی خدمات پزشک خانواده شهری بودند؛ از این رو پیشنهاد می گردد در مورد برقراری فرانشیز برای برخی از خدمات بازنگری گردد.
    کلیدواژگان: استان های فارس و مازندران، پزشک خانواده شهری، خدمات رایگان، دیدگاه مدیران، فرانشیز
  • پروین سپهر*، نیره نعیمی قصابیان صفحات 13-21
    مقدمه و هدف
    علت اصلی در به وقوع پیوستن حوادث، نبود فرهنگ ایمنی در سازما نها می باشد که در یک سیستم مدیریت ایمنی نادرست و فرهنگ ایمنی نامناسب شکل گرفته است. یکی از راه های بهبود و ارتقای فرهنگ ایمنی، آموزش می باشد. در این ارتباط، در مطالعه حاضر به بررسی ارتقای فرهنگ ایمنی و تاثیر آموزش بر ارتقای این فرهنگ پرداخته شده است. 
    روش کار
    مطالعه حاضر به صورت مداخله ای در ارتباط با ارزیابی فرهنگ ایمنی با تکمیل پرسشنامه و ارتقای آن در میان کلیه کارکنان صنعت فلزی اکباتان انجام شد. اطلاعات با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Excel و آزمون های آماری تجزیه و تحلیل شدند. در ادامه، اقدامات آموزشی صورت گرفت و فرهنگ ایمنی مجددا بررسی گردید. در نهایت، بین نمره فرهنگ ایمنی و ابعاد ده گانه آن (قبل و بعد از مداخله) مقایسه انجام شد. 
    یافته ها
    در این مطالعه میانگین نمره فرهنگ ایمنی افراد معادل 287 ارزیابی گردید و موارد ده گانه اجزای فرهنگ ایمنی مورد بررسی قرار گرفتند. نمره فرهنگ ایمنی کارکنان و کارگران قبل از مداخله به ترتیب معادل 17 / 26 ± 67 / 290 و 25 / 47 ± 283 بود. پس از اعمال مداخلات، میانگین نمره فرهنگ ایمنی معادل 318±31/11 به دست آمد. 
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دادند که یکی از را هکارهای کنترلی و موثر در ارتباط با ارتقای فرهنگ ایمنی، آموز ش ایمنی است که می تواند تاثیر به سزایی بر ارتقای فرهنگ ایمنی داشته باشد؛ از این رو برای دس تیابی به این امر، تدوین و اجرای برنامه های آموزشی براساس نیازسنجی و پیگیری اثربخش بودن برنام ه ها به صورت فعالانه و مشارکتی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: آموزش، فرهنگ ایمنی، مداخله مدیریتی
  • لیلی سکوتی، مجید کرمانی، لیلا جانانی، محسن دولتی، شهناز ریماز*، بابک حسن لویی صفحات 22-31
    مقدمه و هدف
    امروزه پیامدهای آلودگی هوا به ویژه اثرات بهداشتی آن باعث شده است که کنترل کیفیت هوا به صورت امری گریزناپذیر در راس مسائل ملی مطرح شود. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای کیفیت بهداشتی هوای ارومیه براساس شاخص یکفیت هوا ( AQI: Air Quality Index ) در پنج سال اخیر ( 95 - 1390 ) انجام شد. 
    روش کار
    داده های ساعتی پنج آلاینده معیار یکفیت هوا ( NO2 ،SO2 ،PM2.5 ،PM10 و CO ) در دوره ای پنج ساله از سازمان حفاظت محیط زیست اخذ گشته و اعتبارسنجی شدند. سپس، مقدار شاخص روزانه به روش استاندارد برای آلاینده های مورد نظر تعیین گردید. بالاترین مقدار از بین شاخص های محاسبه شده به عنوان شاخص نهایی و آلاینده ای که نشانگر بالاترین شاخص بود به عنوان آلاینده مسئول روز معرفی گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که کیفیت هوای شهر ارومیه طی سا لهای 95 - 1390 به ترتیب 265 ، 297 ، 245 ، 267 ، 290 و 292 روز از سال از حد استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست ایران بیشتر بوده است. بر مبنای نتایج می توان گفت که آلاینده مسئول در سال 1390 ، SO2 و در سایر سالها PM2.5 بوده است. 
    نتیجه گیری
    با بررسی و مقایسه یکفیت هوای شهر ارومیه طی پنج سال مشخص گردید که از شرایط مطلوب یکفیت هوا فاصله زیادی دارد و میزان آلودگی هوا در این شهر درحال افزایش می باشد.
    کلیدواژگان: آلاینده های شاخص هوا، آلودگی هوا، بهداشت هوا، یکفیت هوا، AQI
  • عبدالرضا کاظمی*، خاطره نادری پور صفحات 32-40
    مقدمه و هدف
    چاقی یکی از مه مترین دلایل مرگ و میر در کشورهای درحال توسعه است. کمرین( Chemerin) و امنتین- 1 سایتوکان های ترشح شونده از بافت چربی هستند که با چاقی مرتبط می باشند. کمرین به عنوان یک پل ارتباطی بین چاقی و گسترش دیابت نوع دو مورد توجه قرار می گیرد. از سوی دیگر، امنتین- 1 در تنظیم متابولیسم انرژی و توزیع چربی در بدن نقش دارد. با توجه به موارد بیان شده، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح سرمی کمرین و امنتین در زنان دارای اضافه وزن انجام شد. 
    روش کار
    مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. در این پژوهش 21 زن دارای اضافه وزن به صورت تصادفی از بین داوطلبین انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه مداخله ( n=11 ) و کنترل( n=10) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل هشت هفته، هر هفته سه جلسه تمرین هوازی با شدت متوسط شامل 30 دقیقه دویدن با 50 تا 70 درصد حداکثر ضربان قلب بود که با ساعت پلار کنترل گردید. جمع آوری نمونه های خونی 48 ساعت قبل از شروع برنامه تمرینی و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی انجام شد و سطوح سرمی کمرین و امنتین- 1، نیمرخ لیپیدی و انسولین اندازه گیری گردید. شایان ذکر است که از آزمون آنالیز کوواریانس برای بررسی تفاوت بین گروهی استفاده شد. 
    یافته ها
    سطوح سرمی کمرین در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری را نشان داد (P=0/023). همچنین، افزایش معناداری در سطوح امنتین- 1 سرم در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل  مشاهده گردید (P<0/0001). 
    نتیجه گیری
    تمرینات هوازی می توانند سبب بهبود ترکیب بدنی، تنظیم سطوح سرمی انسولین و گلوکز و در پی آن تعدیل میزان سرمی کمرین و امنتین به عنوان آدیپوکاین شوند؛ بنابراین به نظر می رسد که هشت هفته تمرین هوازی با افزایش سطوح امنتین- 1 و کاهش کمرین و عوامل وابسته به چاقی، نقش موثری در سلامت قلبی- عروقی و بهبود اختلالات متابولیکی مرتبط با چاقی در زنان دارای اضافه وزن دارد.
    کلیدواژگان: اضافه وزن، امنتین، فعالیت ورزشی، کمرین
  • علی مقصودی*، مجید شهریاری، جابر پاریاب صفحات 41-53
    مقدمه و هدف
    در سال های اخیر توجه عمومی به محصولات غذایی سالم افزایش یافته است. برای توسعه کشاورزی ارگانیک و ترویج استفاده از این محصولات در جامعه، ضرورت توجه به گرایش و تمایل مصرف کنندگان انکارناپذیر می باشد. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی دیدگاه افراد خبره و مردم استان سیستان و بلوچستان در مورد موانع توسعه مصرف محصولات دامی ارگانیک انجام شد. 
    روش کار
    ابتدا یک پرسش باز در مورد موانع توسعه مصرف محصولات دامی ارگانیک در قالب روش دلفی برای افراد خبره( 33 نفر) ارسال گردید. سپس از بین پاسخ ها، شاخص های اصلی تعیین شدند و با طراحی پرسشنامه ای متشکل از 13 سوال، نظرات مصرف کنندگان محصولات دامی ( 516 نفر)در مورد موانع مصرف محصولات دامی ارگانیک در استان سیستان و بلوچستان مورد ارزیابی قرار گرفت. 
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که از بین تمامی مواردی که از دیدگاه افراد خبره مانع ترویج، توسعه و مصرف محصولات دامی ارگانیک می باشند، سه مانع عدم اعتماد مردم به ارگانیک بودن محصولات عرضه شده تحت عنوان محصول دامی ارگانیک، عدم آگاهی مردم از مزایای مصرف محصولات دامی ارگانیک و عدم توانایی خرید محصولات دامی ارگانیک به دلیل ضعف اقتصادی مردم هستند. علاوه براین، نتایج گویای آن بودند که ضعف تکنولوژی تولید محصولات دامی ارگانیک، نبود شرایط مناسب برای تولید محصول دامی ارگانیک و کمبود و محدودیت عرضه محصولات دامی ارگانیک در بازار به عنوان مهم ترین موانع از دیدگاه مصرف کنندگان می باشند. 
    نتیجه گیری
    فرهنگ سازی به منظور پذیرش محصولات جدید و کاهش فاصله دیدگاه های بین افراد متخصص و مصرف کنندگان می تواند نقش قابل توجهی در توسعه مصرف محصولات دامی ارگانیک در استان سیستان و بلوچستان داشته باشد.
    کلیدواژگان: امنیت غذایی، ایمنی غذایی، عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی
  • سلاله رمضانی*، میرتقی میرمحمدی صفحات 54-62
    مقدمه و هدف
    بیشترین فراوانی حوادث در صنایع مشاهده می شود. ارزیابی و مدیریت ریسک، زیربنای برنامه ریزی و ارائه راه حل کنترلی برای خطرات می باشد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی خطرات و ارزیابی ریسک با استفاده از تکنیک تجزیه و تحلیل عوامل شکست و آثار آن در یکی از صنایع تولید فرش و موکت در استان مازندران انجام شد. 
    روش کار
    در این مطالعه از روش تجزیه و تحلیل شکست برای ارزیابی خطرات موجود استفاده گردید. تعدادی از واحدهای کاری کارخانه تولید فرش و موکت شامل هشت ایستگاه کاری مختلف همرا با 60 شاغل ارزیابی شدند و حالات شکست، اثرات شکست و دلایل شکست خطاها محاسبه گردید. در ادامه، عدد اولویت بندی ریسک هر ایستگاه کاری محاسبه شد و سطوح بحران آن اولویت بندی گردید. 
    یافته ها
    نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان دادند که از 55 ریسک فاکتور شناسایی شده بین هشت ایستگاه کاری مختلف در این کارخانه، 2/ 18 درصد از آن ها در محدوده قاب لقبول، 3/ 67 درصد در سطح غیرقابل قبول و 5/ 14 درصد از خطرات در سطح اضطراری قرار دارند. بر مبنای نتایج، بالاترین ریسک به انفجار و بر ق گرفتگی در واحدهای نقاشی، دیگ سازی، اکستروژن و مونتاژ اختصاص داشت. 
    نتیجه گیری
    براساس نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر می توان گفت که به دلیل بالابودن ریسک های ناشی از واحدهای فوق، امکان آسیب زایی و رخ دادن حوادث شغلی برای افراد شاغل در کارخانه وجود دارد. با وجود کاربردی بودن روش Failure Mode Effects and Criticality Analysis) FMEA ) در تعیین ریسک فاکتورهای حوادث شغلی، پیشنهاد می شود از روش تکمیلی ارزیابی مقدماتی خطر برای ارزیابی دقی قتر و کامل تر این فرایند استفاده شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی ریسک، ایستگاه کاری، حوادث ناشی از کار، روش FMEA
  • حسین برنا، روح الله دهقانی، محمود فاضلی دینان، نصیبه حسینی واسوکلایی، حسن جهانی، سید فرزاد متولی حقی*، جمشید یزدانی چراتی صفحات 63-72
    مقدمه و هدف
    عقرب زدگی ( Stinging Scorpion ) یکی از مشکلاتی است که سلامت انسان را تهدید می کند. شناخت عوامل اپیدمیولوژی تاثیرگذار بر عقرب زدگی، نقش مهمی در جلوگیری از این مشکل بهداشتی دارد. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژی عقرب زدگی در شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی انجام شد. 
    روش کار
    در مطالعه حاضر که از نوع توصیفی- مقطعی و به صورت گذشته نگر می باشد، تمامی افرادی که از سال 1389 لغایت 1395 در شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی دچار عقرب زدگی شده و به مراکز درمانی شهرستان مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. جهت انجام این پژوهش، اطلاعات دموگرافیک و اپیدمیولوژیک بیماران از فر مهای ثبت موارد عقرب زدگی موجود در مرکز بهداشت استخراج شد و با استفاده از نرم افزار SPSS 20 تجزیه و تحلیل گردید . 
    یافته ها
    از 164 مورد عقرب زدگی در جمعیت 121600 نفری تحت مطالعه، 75 مورد ( 7/ 45 درصد) مربوط به مردان و 89 مورد ( 3/ 54 درصد) مربوط به زنان بود. علاوه براین، بیشترین موارد عقرب زدگی (25 درصد )در گروه سنی 25 تا 34 سال و کمترین موارد( 49 / 5 درصد) در گروه سنی 55 تا 64 سال رخ داده بود. شایان ذکر است که دست ها با 7/ 56 درصد و سر و گردن با 2/ 1 درصد به ترتیب بیشترین و کمترین موارد عقرب زدگی را به خود اختصاص داده بودند. از سوی دیگر، اغلب موارد ( 5/ 91 درصد) در شش ماه اول سال رخ داده بودند و پیک شیوع آن ( 88 / 29 درصد)در تیر ماه بوده است. باید خاطرنشان ساخت که 3/ 46 درصد از موارد عقرب زدگی در مناطق شهری و 7/ 53 درصد در مناطق روستایی رخ داده بود. 
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه بیشترین درصد عقرب گزیدگی از مناطق روستایی شهرستان گزارش شده است، آموزش کلیه کارکنان بهداشتی و درمانی و پزشکان مراکز و ارتقای آگاهی عمومی در شهر و روستا می تواند نقش مهمی در پیشگیری از عقرب زدگی و مرگ ناشی از آن داشته باشد.
    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، عقرب زدگی، قائنات
  • گیتی رحیمی، شهرام حبیب زاده، افشین فتحی، شیما قاسم زاده، سمیرا شهباززادگان* صفحات 73-83
    مقدمه و هدف
    مرگ و میر مادر بر اثر عوارض بارداری و زایمان، نشانگری حساس از وضعیت زنان در جامعه، دسترسی به مراقبت ها، کفایت و کیفیت مراقبت های سلامتی و ظرفیت سیستم ارائه خدمات در پاسخگویی به نیازهای جامعه زنان بوده و نشان دهنده اوضاع اقتصادی و اجتماعی هر جامع های می باشد. همچنین، مرگ و میر به دلیل عوارض بارداری و زایمان از مهمترین شاخص هایی است که نشان دهنده وضعیت توسعه کشورها می باشد. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی علت مرگ و میر در مادران باردار و عوامل خطر همراه با آن در استان اردبیل از سال 1385 تا 1395 انجام شد. 
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی، اطلاعات ثبت شده در مورد مرگ مادران باردار شامل: ویژگی های جمعیت شناختی، شاخص های مربوط به بارداری و زایمان و علت مرگ طی سالهای 1385 تا 1395 از واحد بهداشت خانواده معاونت بهداشتی استان استخراج گردید و اطلاعات مربوطه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 
    یافته ها
    مطابق با نتایج به دست آمده از این مطالعه، 39 مورد مرگ مادران باردار طی سا لهای 1385 تا 1395 رخ داده بود؛ اما در سا لهای 1387 و 1394 ، مرگی در این راستا گزارش نشده بود. میانگین سنی مادران فوت شده 1/ 8± 30 سال با دامنه سنی 15-44 سال به دست آمد. از نظر مقطع فوت، 10 مادر در طول بارداری ( 6/ 25 درصد)، یک مادر در طول زایمان ( 5/ 2 درصد)، 12 مادر 24 ساعت پس از زایمان ( 7/ 30 درصد)و 16 مادر پس از 24 ساعت فوت نموده بودند. از سوی دیگر، 11 نفر ( 2/ 28 درصد) از مادران زایمان واژینال و 28 نفر ( 8/ 71 درصد) زایمان سزارین داشتند. 31 نفر (48 / 79 درصد) از مادران نیز در معرض خطر قرار داشتند. در این مطالعه رابطه مثبتی بین نوع زایمان سزارین یا Normal Vaginal Delivery) NVD )، تعداد بارداری (باردار ی های اول و دوم) و عوامل خطر در دوران بارداری با مرگ و میر مادران مشاهده گردید و خونریزی عامل بیشترین مرگ و میر مادران بود. شایان ذکر است که ارتباط معناداری بین عوامل مرگ و میر مادران وجود نداشت. 
    نتیجه گیری
    بر مبنای نتایج، ارتباط معناداری بین تعداد بارداری ها و نوع زایمان با مرگ و میر مادران وجود داشت و خونریزی عامل بیشترین مرگ و میر مادران بود. با توجه به بالابودن اثرات سزارین در مرگ و میر مادران باردار، انجام زایمان طبیعی پیشنهاد می گردد. در این ارتباط لازم است اقداماتی در جهت انجام زایمان طبیعی بدون درد و خوشایندنمودن آن انجام شود تا از میزان زایمان سزارین کاسته گردد. همچنین با توجه به بالابودن میزان مرگ و میر در مادران میانسال با تعداد بارداری بالا، استفاده از روش های ضد بارداری از قبیل قر صهای ضد بارداری و کاندوم و عدم بارداری توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: اتیولوژی، اردبیل، باردار، عوامل خطر، مرگ و میر
|
  • Mohammad Javad Kabir, Hassan Ashrafian Amiri, Seyed Mozafar Rabiee, Anahita Keshvarzi, Sohila Hoseini, Seiyed Davoud Nasrollahpour Shirvani* Pages 1-12
    Introduction and purpose
    Patient involvement in paying the out-of-pocket medical expenses is common in most countries. According to the instructions of the Urban Family Physician Program in Iran (Version 02), all care services should be provided free of charge. This study aimed to investigate the viewpoints of administrators and executives in Fars and Mazandaran provinces regarding the free provision of services. 
    Methods
    This cross-sectional study was conducted in winter 2016. The study population included administrators and experts monitoring the Urban Family Physician Program, as well as representatives of Family Physicians who were selected by the census. The data were collected using a researcher-made questionnaire containing two parts with 20 items. In addition, The reliability and validity of this questionnaire were confirmed using alpha Cronbach at 0.87%. The data were collected from 29 expert panels in cities of Fars and Mazandaran. The obtained data were analyzed in SPSS software (version. 23). P-value less than 0.05 was considered statistically significant. 
    Results
    Out of 635 participants, 49 cases (7.7%) agreed that all services provided by family physicians and health care providers should be free. According to the results, free of charge services include care for chronic diseases (63.7%), basic visits and periodic examinations (48.1%), injections (40.4%), serum therapy (36.6%), bandaging (35.2%), therapeutic visits (22.8%), prescriptions of family physicians (22.6%), laboratory services (17.3%), and radiography and ultrasound services (15.7%). 
    Conclusion
    This study showed that the majority of people disagreed with free of charge services provided by urban family physicians. Therefore, it is suggested to revise franchise systems regarding the provision of some services.
    Keywords: Fars, Mazandaran Provinces, Franchise, Free services, Managerial viewpoint, Urban family physician
  • Parvin Sepehr*, Nayera Naimi Ghasabiyan Pages 13-21
    Introduction and purpose
    Lack of a safety culture in organizations is the main reason for the occurrence of accidents. This phenomenon is formed in an improper safety management system and an inappropriate safety culture. One of the ways to improve the culture of safety is education. Therefore, this study aimed at investigating the promotion of safety culture and the impact of education on this culture. 
    Methods
    The present study was conducted on all employers working at Ekbatan Metal Industry to evaluate the safety culture using a questionnaire with the aim of promoting safety. The obtained data were analyzed in Excel and SPSS software (version. 19) through statistical tests. The training sessions were held and the safety culture was then    evaluated after the intervention. Ultimately, a comparison was made between the scores of safety culture and its ten dimensions before and after the  intervention. 
    Results
    The mean value of safety culture before the intervention was obtained at 287 and ten dimensions of the safety culture were  investigated individually. The mean scores of safety culture obtained from the employers and workers were 290.67±26.17 and 283±47.25, respectively, before the intervention. However, the mean score of safety culture was 318±31.11 after the intervention. 
    Conclusion
    The results showed that education is one of the effective ways to promote safety culture. Education on safety can have a significant effect on the promotion of safety culture. Therefore, it is necessary to develop and implement educational programs based on the needs analysis. It is recommended to monitor these programs continuously and implement them in high-risk contexts.
    Keywords: Education, Management intervention, Safety culture
  • Leily Sokoty, Majid Kermani, Leila Janani, Mohsen Dowlati, Babak Hasanlooyi, Shahnaz Rinaz* Pages 22-31
    Introduction and purpose
    Nowadays, the effects of air pollution, especially its detrimental effects om health, have made air quality control a matter of national concern. The present study aimed to compare air quality in Urmia based on the Air Quality Index in a five-year period of 2012-2017. 
    Methods
    The samples in the present study included hourly data of five air quality criteria, including PM10, PM2.5, SO2, NO2, and CO collected and validated by the
    Environmental Protection Agencyof Iran during a five-year period. Afterwards, the highest daily index value for the pollutants was determined using a standard method. The highest value among the calculated indices was considered as the final index, and pollutant that represents the highest index was introduced as the main pollutant of the day. 
    Results
    The results showed that air quality in Urmia was more than the expected standard of the   Environmental Protection Agency of Iran during 297, 265, 245, 267, 290, and 292 days in 2012-2017, respectively. On the basis of the results, the major pollutant in 2011 was SO2. Regarding other investigated years, PM2.5 played a significant role as a pollutant. 
    Conclusion
    The evaluation of the air quality of Urmia during 5 years revealed that the current condition is far from the ideal.
    Keywords: Air health, Air index pollutant, Air pollution, Air quality, AQI
  • Abdolreza Kazemi*, Khatereh Naderi Pour Pages 32-40
    Introduction and purpose
    Obesity is one of the most important causes of mortality in developing countries. Omentin-1 and chemerin, as cytokines secreted by adipose tissue, are associated with obesity. Chemerin is considered a bridge between obesity and the exacerbation of diabetes type II. On the other hand, omentin-1 plays a role in regulating energy metabolism and body fat distribution in the body. The aim of the present study was to determine the effect of 8-week aerobic training on the serum levels of chemerin and omentin-1 in overweight women. 
    Methods
    This semi-experimental study was conducted on 21 overweight women with a pretest-posttest design and a control group. The study population was randomly divided into two groups of exercise (n=11) and control (n=10). The training program consisted of moderate aerobic training, including 30 min of running within 50-70% of maximum heart rate that was controlled with a Polar watch. This intervention was performed 3 sessions a week for 8 weeks. Blood samples were collected 48 h before the first session and 48 h after the last training session to measure the levels of serum omentin-1, chemerin, lipid profile, and insulin. Analysis of covariance was used to assess the differences between the groups. 
    Results
    The serum chemerin levels showed a significant reduction in the exercise group as compared to that in the control group (P=0.023). In addition, the serum levels of omentin-1 significantly increased in the exercise group, compared to that in the control group (P≤0.001). 
    Conclusion
    Aerobic exercises can improve the body composition and regulate the serum levels of insulin and glucose, thereby regulating the serum levels of chemerin and omentin-1 as adipokines. It seems that 8 weeks of aerobic exercise training accompanied by the elevation of omentin-1 level and reduction of chemerin level and factors related to obesity have an important role in the  improvement of cardiovascular health and metabolic disorders associated with obesity in overweight women.
    Keywords: Chemerin, Exercise, Omentin, Overweight
  • Ali Maghsoudi*, Majid Shahriari, Jaber Pariab Pages 41-53
    Introduction and purpose
    Public attention has been growingly given to healthy food products. Development of organic farming and enhancement of consuming such products in society require attending to consumers’ orientations and tendencies. Regarding this, the aim of the present study was to evaluate the viewpoints of experts and consumers about organic livestock products in Sistan and Baluchistan province, Iran. 
    Methods
    For the purpose of the study, first, an open-ended question regarding the barriers to the expansion of organic livestock products was sent to the experts (n=33) through Delphi technique. After extracting the main indices from the experts’ responses, a questionnaire, consisting of 13 items, was designed to evaluate the consumers’ viewpoints (n=516) about the barriers to developing organic livestock products in Sistan and Baluchistan province. 
    Results
    From the experts’ points of view, the main factors accounting for the restriction of the extension and promotion of animal organic products consumption included the lack of consumer s’ confidence about organic products, consumers’ unawareness of the benefits of organic animal products, and inability to purchase the organic livestock products due to economic weakness. Moreover, the consumers reported the inefficient organic animal production technology, lack of appropriate conditions for organic animal production, and shortage and limitation of supplying organic livestock products in the market as the most important barriers to developing and promoting the organic animal products. 
    Conclusion
    Enhancement of people’s acceptance of the novel products and approximation of the experts and consumers’ viewpoints could have a key role in the expansion of organic animal product consumption in Sistan and Baluchistan province.
    Keywords: Cultural factors, Economic factors, Food safety, Food security
  • Solale Ramzani*, Mirtaghi Mirmohammadi Pages 54-62
    Introduction and purpose
    The most prevalent accidents and injuries occur in industries. Risk assessment and risk management are the basis for planning to provide solutions and control hazards. Therefore, the present study aimed to identify and assess the workplace hazards using the failure mode and effects analysis (FMEA) approach in a carpet manufacturing company located in Mazandaran. 
    Methods
    The current study utilized FMEA approach to evaluate the potential risk factors. Some units of carpet manufacturing company including 8 different workstations were assessed with 60 employees. Furthermore, failure modes and effects, as well as the causes of the failure of each component, were evaluated in this study. Subsequently, the Risk Priority Number of each workstation was separately calculated and the crisis level of each risk was prioritized. 
    Results
    According to the results of the study, out of 55 risk factors identified in 8 different workstations at the factory, 18.2 %, 67.3%, and 14.5% of these risk factors were within acceptable, unacceptable, and emergency level, respectively. Moreover, the units, including painting, dipping, extrusion, and assembly obtained the highest risk frequency in terms of explosion and electric shock. 
    Conclusion
    According to the results of this study, workers are highly susceptible to occupational accidents and injuries due to the presence of high risks factors in the above-mentioned unit. Although FMEA approach is applicable to identify the potential failures in work-related accidents, it is recommended using Preliminary Risk Assessment Method in order to conduct a more exact and comprehensive assessment.
    Keywords: Failure mode, effects analysis method, Risk assessment, Workrelated accident, Workstation
  • Hossein Borna, Rouhullah Dehghani, Mahmoud Fazeli Dinan, Nasibeh Hosseini, Vasoukolaei, Hasan Jahani, Farzad Motevalli Haghi*, Jamshid Yazdani Cherati Pages 63-72
    Introduction and purpose
    Scorpion stings can threaten human health. The investigation of the epidemiologic factors affecting scorpion stings plays an important role in the prevention of this public health issue. Therefore, this study was conducted to investigate the epidemiology of scorpionism in Qaenat  city, South Khorasan Province, Iran. 
    Methods
    This retrospective cross-sectional study was conducted on all the stung people residing in Qaenat city of South Khorasan Province during 2011- 2016. The epidemiology of patients and demographic data were collected in a checklist and data were analyzed in SPSS (version 20). 
    Results
    A total of 164 cases stung by scorpion were enrolled in the present study, including 75 males (45.7%) and 89 females (54.3%). The most and least frequent cases of stung were observed among individuals within the age range of 25-34 and 55-64 years, respectively. Hands, head, and face were the  most prevalent sting sites with the occur-rence rates of 56.7, 37.8, and 5.5%, respectively. Scorpion stings occurred mostly during spring and summer with the highest rate of 30% in July. Out of total cases, 46.3% were residing in urban areas and 53.7% in rural areas. 
    Conclusion
    Considering the fact that the highest occurrence rate of scorpion sting was observed in rural areas, educa-tional programs for all health and medical personnel as well as physicians of centers, promotion of public aware-ness in the city and village, improvement of places and rural roads can play an important role in the prevention of scorpionism and mortality.
    Keywords: Epidemiology, Qaenat, Scorpion, Scorpionism
  • Giti Rahimi, Shahram, Habibzadeh, Afshin Fathi, Shima Ghasemzadeh, Samira Shahbazzadegan* Pages 73-83
    Introduction and purpose
    Maternal death during pregnancy or delivery and 42 days after the termination of pregnancy for any reason other than an accident is called maternal mortality. Maternal mortality due to the complications of pregnancy and childbirth is a sensitive indicator of women status in society, access to care, efficiency and quality of healthcare, capacity of the service system to meet the needs of women and demonstrates the economic and social conditions of each society. In addition, mortality due to pregnancy and delivery complications is one of the most important indicators that shows the condition of developing countries. In this regard, this study was conducted to investigate the causes of maternal mortality and related risk factors in pregnant women in Ardebil, Iran, from 2006 to 2016. 
    Methods
    In this cross-sectional study, registered information were extracted regarding   the mortality of pregnant women, including demographic characteristics, indicators related to pregnancy, childbirth, and causes of death from 2006 to 2016 from the Family Health Unit of Provincial Health Deputy. Finally, the collected data were analyzed. 
    Results
    According to the obtained results, there were 39 cases of maternal mortality from 2006 to 2016. However; there was no maternal mortality in 2008 and 2015. The mean age of dead mothers was 30±1.8 years (age range: 15-44 years). Considering the mortality stage, 10 patients died during pregnancy (25.6%), one patient died during labor (2.5%), 12 patients died 24 h after delivery (30.7%), and 16 patients died after 24 h. On the other hand, 11 (28.2%) mothers had normal vaginal birth (NVD) and 28 cases (71.8%) had a cesarean section. Moreover, 31 women (79.48%) were at risk. There was a positive relationship between the type of delivery (cesarean section or NVD), parity (the first and second pregnancy), and risk factors during pregnancy with maternal mortality. Hemorrhage was the most common cause of maternal mortality. It is worth mentioning that there was no significant relationship between the causes of maternal mortality. 
    Conclusion
    According to the obtained results, there was a significant relationship between the number of pregnancies and type of delivery with maternal mortality. Moreover, hemorrhage was the most common cause of maternal mortality. Regarding the high levels of cesarean section effects on maternal mortality, it is recommended to carry out vaginal delivery. In this regard, it is necessary to take measures to conduct vaginal delivery without pain to reduce cesarean section rates. In addition, due to the high mortality rate in middle-aged mothers with a high number of pregnancies, it is suggested to use contraceptive methods, such as oral contraceptives, condoms, and birth control.
    Keywords: Ardebil, Etiology, Mortality, Pregnant, Risk factors