فهرست مطالب

آیین حکمت - پیاپی 39 (بهار 1398)
  • پیاپی 39 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • روح الله آدینه صفحات 7-29
    جستار پیش رو بر آن است تا در حوزه خداشناسی که از مهم ترین موضوع ها در عرصه معارف دینی به شمار می رود، به دو مسئله مهم، یکی امکان شناخت موجود متناهی و محدودی چون انسان از اوصاف و افعال وجودی نامتناهی به نام خدا و دیگری بررسی مرزها و محدوده این شناخت با تکیه بر تفسیر المیزان بپردازد. بررسی از منظر وحی ما را به این پاسخ ها رهنمون می کند که آیات فراوان نه تنها بر امکان شناخت خداوند دلالت دارند، بلکه بر ضرورت شناخت او نیز تاکید می کنند و آن را برای انسان، ممکن بر می شمرند. اما این معرفت به دو مقوله ذات و صفات الهی محدود می شود. خداوند، نامتناهی و نامحدود است و سایر موجودات از جمله انسان محدود و متناهی هستند. موجود محدود نمی تواند بر وجود نامحدود احاطه یابد. لذا ممکن نیست مخلوقات خداوند بر ذات او آگاهی یابند و اساسا چنین شناختی ممتنع است. اما درباره شناخت اوصاف خداوند میان متکلمان و فلاسفه مسلمان اختلاف است. علامه طباطبائی در المیزان ضمن باطل دانستن مسلک تعطیل و مسلک تشبیه، براین باور است که اوصاف خداوند گرچه قابل شناخت هستند، اما معنای این اوصاف در خداوند با مخلوقات متفاوت است.
    کلیدواژگان: حدود شناخت، خداشناسی، ذات، صفات، علامه طباطبائی
  • مجید احسن، سیدمصطفی محقق داماد، منیره پلنگی صفحات 31-53
    یکی از مبانی انسان‏شناختی حکمت متعالیه، اختیار است که در بستر دیگر مبانی فلسفی آن تبیین می‏شود. صدرا دو تعریف از حقیقت اختیار ارائه کرده که متخذ از تحلیل واقعیت است. برخی از متفکران علم اصول با بیان اشکالات متعدد گفته اند این تعاریف، نه برآمده از واقعیت، بلکه برساخته از ذهن فلاسفه برای فرار از شبهه جبری است که لازمه قولشان است؛ زیرا امکان فعل و ترک برای مختار بودن فاعل، موضوعیت دارد که به دلیل قول حکمت متعالیه به جریان عام ضرورت علی، قابل تصور نیست. بررسی جامع نشان می‏دهد دیدگاه اصولیان با اشکالات مبنایی و بنایی متعددی مواجه است و تحلیل های حکمت متعالیه دراین‏باره، دقیق تر و مبتنی بر واقعیت است؛ چه اینکه ضرورت علی، نه تنها نافی اختیار نیست، بلکه موکد آن است
    کلیدواژگان: حکمت متعالیه، اصولیان، اختیار، اراده، ضرورت علی
  • اکبر اسدپور، یارعلی کرد فیروزجایی صفحات 55-78
    منطق دانان و حکیمان اسلامی معتقدند هر علمی دارای موضوعی است که در آن علم از عوارض ذاتی آن موضوع بحث می شود، اما در تبیین چیستی عوارض ذاتی با یکدیگر اختلاف دارند. علامه طباطبائی بحث از عوارض ذاتی را در علوم برهانی حقیقی دانسته، پیوندی وثیق میان ذاتی بودن مقدمات برهان و بحث از عوارض ذاتی در علوم برهانی برقرار کرده است؛ لیکن استاد مصباح یزدی ذاتی بودن مقدمات برهان را به معنای بین بودن محمولات آنها برای موضوعاتشان دانسته، همچنین معتقد است بحث از عوارض ذاتی مبتنی بر اعتباری است که برای تمایز و طبقه بندی علوم صورت گرفته است. این نوشتار با روشی عقلی تحلیلی  به بررسی و نقد دیدگاه علامه طباطبائی و استاد مصباح درباره عوارض ذاتی پرداخته است. نگارنده هرچند دیدگاه استاد مصباح را درباره اعتباری بودن عوارض ذاتی پذیرفته، معتقد است ذاتی بودن مقدمات برهان متاثر از بحث عوارض ذاتی در علوم برهانی است؛ یعنی شرط ذاتی بودن مقدمات برهان و عوارض ذاتی در علوم برهانی در یک راستا معنا می شوند.
    کلیدواژگان: ذاتی، عرض ذاتی، علامه طباطبائی، استاد مصباح یزدی
  • عسگر دیرباز، محمود زارعی بلشتی* صفحات 79-92
    در این نوشتار واژه های «نبی» و «نبوت» و تعریف آن از دید متکلمان، حکما و لغویان بیان و بررسی، و با دیدگاه مسیحیت، هندو و بودا مقایسه و از بهترین آن دفاع شده است. بهترین معنا برای واژه نبی، همان معادل فارسی آن، یعنی «پیام‏بر» یا «پیغام‏بر» است. براین‏اساس، بهترین تعریف از نبی عبارت است از: «بشری که از سوی خدا برانگیخته شده است تا واسطه بین میان او و خلق باشد تا خبر یا پیام های الهی بر او وحی شود که به مردم برای هدایتشان ابلاغ کند». براین اساس، نبوت یعنی «واسطه بین خدا و خلق بودن برای رساندن پیام الهی به مردم».
    کلیدواژگان: نبی، نبوت، وحی، پیامبر
  • محمدمنان رئیسی*، مریم منصوری صفحات 93-115
    از مهم ترین بسترهای تئوریک موثر بر شکل گیری مکاتب تفسیری، مباحث منبعث از دانش معرفت شناسی و زیرشاخه های آن است. برای مسئله چگونگی فهم و تفسیر متون و به‏طورخاص قرآن کریم، سه رویکرد معرفت‏شناختی متصور است. در رویکرد اول (مخاطب‏محور)، مخاطب و پیش‏دانسته های او، رکن اصلی فرایند فهم تلقی می شود و ازآنجاکه پیش دانسته های هر مخاطب با دیگری متمایز است، معانی استنباط شده نیز متمایز است و همه این معانی نیز موجه تلقی می شود. در رویکرد دوم (مولف محور)، معنای نهایی متن، حقیقتی است قابل فهم که باید طی فرایندی مضبوط به آن نایل شد و کشف مقصود مولف طی تفسیر متن (در این مقاله، متن قرآن)، هرچند دشوار باشد، ناممکن نیست و تنها معنایی موجه تلقی می گردد که متناظر با این مقصود باشد.
    در این مقاله ضمن مقایسه تطبیقی دو رویکرد پیش‏گفته، رویکرد سومی (متن محور) که شالوده معرفتی آن بر آموزه های اسلامی مبتنی است، تبیین می گردد که طبق آن، رکن اصلی در فرایند فهم، خود اثر یا متن قرآن کریم است. ضمن تطبیق رویکردهای سه گانه فوق، با استفاده از روش های تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی، این نتیجه حاصل شده است که در میان این رویکردها ، رویکرد متن محور برای فهم قرآن کریم از وجاهت بیشتری برخوردار است و با کاربست این رویکرد، دستیابی به عمق مدلول های معنایی آیات قرآن کریم محتمل تر می‏نماید و موفقیت برخی تفاسیر معتبر نظیر المیزان را می توان با توجه به همین مهم رمزگشایی نمود.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، معرفت‏ شناسی، فرایند فهم، معنای متن، مخاطب
  • مهران رضایی، محمد بیدهندی، سید مهدی امامی جمعه* صفحات 117-143
    «فلسفه تصمیم» از مباحث مطالعاتی جدید است. در همین راستا، ارائه تحلیل منسجم و یکپارچه از «فرایند اثرگذاری گرایش‏های فطری در تصمیم گیری»، مبحثی نو و حایز اهمیت است. مسئله پژوهش حاضر این است که: از نظرگاه علامه طباطبائی، گرایش‏های فطری در تصمیم گیری انسان چه نقشی ایفا می کنند؟ مبتنی بر روش تحلیل محتوا و اسنادی، بررسی آثار علامه طباطبائی ما را به این نتایج رهنمون می کند که از منظر توصیفی، این گرایش‏ها، با واسطه کشش هایی که در فرد ایجاد می کنند، در تصمیم گیری انسان ها اثرگذارند. دو متغیر «میزان ظهور» و «میزان حضور» گرایش‏ها - با تاثیر ذومراتب و مشکک- در این زمینه تعیین‎ کننده اند؛ ارائه مدل مفهومی «مولفه های تاثیر تشکیکی یک گرایش فطری در تصمیم گیری» ماحصل این تحلیل است. از منظر توصیه ای، این گرایش‏ها، «سنجه» برای تصمیم گیری هستند. در بررسی مصداقی، کارکردهای چند نمونه از گرایش‏ها (گرایش به حقیقت، گرایش به کمال مطلق و گرایش به زیبایی) مورد تحلیل قرار گرفته‏اند. به فراخور بخش های پژوهش، از مدل های مفهومی و همچنین نمادگذاری های متعدد در جهت ارائه تحلیلی دیدگاه ها بهره گیری شده است.
    کلیدواژگان: گرایش‏های فطری، تصمیم گیری، فلسفه تصمیم، علامه طباطبائی
  • حسین سوزن چی صفحات 145-178
    اصل «عدل» به عنوان یکی از اصول مذهب شیعه است که مفاد آن، باور به حسن و قبح عقلی است و لازمه این باور، قبول اعتبار گزاره های عقلی مقدم بر وحی است که پذیرش وحی هم مترتب بر آنهاست. فقها، هم مستقلات عقلیه را منبع حکم شرعی می دانند و هم در تقدم بخشیدن «گزاره های یقینی عقلی» بر «فهم خود از متون دینی» تردیدی ندارند، اما مصادیق چنین گزاره هایی را بسیار ناچیز می دانند. برخی معاصران معتقدند ازآنجاکه استنباطات فقهی عموما به حد یقین معرفت شناختی نمی رسند، لازمه این قاعده آن است که از طرفی دایره مستقلات عقلیه، ظنون علوم جدید را هم شامل شود و از طرف دیگر، فقه باید همواره خود را با اخلاقیات مقدم بر دینداری که آن را همان اخلاق سکولار می دانند هماهنگ سازد و تمامی گزاره های فقهی از محک تایید عقل سکولار بگذرد.
    در این مقاله نشان داده می شود که این مدعا بر چه مفروضات قابل مناقشه ای متکی است و نه تنها احکام ظن در عرصه های مختلف را با هم خلط کرده، بلکه به مبنای اصلی دینداری عاقلانه (اذعان به وجود گزاره های «عقل گریز» در ساحت عقل عملی) بی توجه بوده و از سازوکار اعتبارات گزاره های تکلیفی در فقه بلکه در هر نظام حقوقی نیز غفلت ورزیده است. با متمایز ساختن این عرصه ها، معلوم می‏شود مشی عمومی فقها در کم توجهی به آنچه به عنوان گزاره های ظنی عقل عملی مطرح می شود، مبتنی بر مبانی معرفت شناختی موجهی در حوزه شناخت مسائل اخلاقی، و نسبت آنها با تکالیف شرعی بوده است.
    کلیدواژگان: فقه، اخلاق، شریعت، شرع، عقل، ظن معتبر، عقل مفاهمه
  • مصطفی صالحی اردکانی، احمدرضا مفتاح صفحات 179-213
    پاسخ به این پرسش که آیا دین، نقشی سازنده و مهم در نظام فلسفی کانت ایفا می کند یا تنها مسئله ای فرعی است، از دیرباز مورد اهتمام کانت پژوهان بوده است. آنها گرچه رویکرد یکسانی در تفسیر مدعیات الاهیاتی و دینی کانت نداشته اند، اما عموما با تمرکز بر محتوای نقد عقل محض و نتیجه طبیعی آن که همانا نفی امکان معرفت نظری به خداست، اثر او بر این حوزه را منفی برآورد کرده اند. با این وجود، ازحدود سه دهه گذشته، در کشورهای انگلیسی زبان، موج تفسیری جدیدی ظهور کرده است که سعی در به چالش کشیدن این نگاه رایج دارد. طرفداران این موج جدید، برخلاف مفسران سنتی، دیدگاه یا حتی روش واحدی در مطالعه آثار کانت ندارند، اما همگی بر این واقعیت متفق اند که بررسی نظام مند و همه جانبه آثار کانت، اعم از فلسفی و غیر فلسفی برای به دست آوردن دیدگاه واقعی او درباره دین و الاهیات ضرورت دارد. آنان همچنین تاکید ویژه ای بر بازخوانی کتاب دین در حدود عقل محض داشته اند. نتیجه مشترک تلاش های تفسیری آنان این مدعاست که رویکرد کانت به دین و الهیات ایجابی و اصلاحی بوده است. ما در این نوشتار، ضمن معرفی نحله های اصلی تفاسیر سنتی، به معرفی اجمالی موج جدید تفسیری از طریق تبیین رویکرد و بررسی بعضی آثار شاخص آنان خواهیم پرداخت
    کلیدواژگان: کانت، فلسفه دین کانت، تفاسیر سنتی، تفاسیر جدید، پامکوئیست
  • اصغر نوروزی صفحات 215-239
    سلوک معنوی، همان حرکت و صیرورت باطنی در جهت تقرب به خداوند و در نهایت، وصول به حق و فنای در حق به معنای درست آن است. هر عمل سلوکی، مستلزم نوعی حرکت و تعالی روحی به سوی درجات عالی کمال، و متضمن نوعی معرفت باطنی و عرفانی به خداوند است. تعالیم اهل بیت(ع) به‏روشنی بر حقیقت، عناصر و مولفه های سیر و سلوک عرفانی و نیز ضرورت آن دلالت دارند. در بخش اول این مقاله، به بررسی سلوک معنوی و عناصر و مولفه های آن در تعالیم اهل بیت(ع) پرداخته شده است. از سوی دیگر، سلوک معنوی به معنای فوق، ضرورتی تردیدناپذیر برای سعادت انسان است. این شایستگی و بایستگی سلوک عرفانی، در جهت آزادی از بند تعلقات نفسانی، رسیدن به درجات نهایی ایمان و در نهایت، دستیابی به معرفت شهودی از خود و خداوند است که در بخش دوم این مقاله به آن پرداخته شده است. پاسخ به چند ابهام درباره ضرورت سلوک معنوی، بخش پایانی این نوشتار خواهد بود
    کلیدواژگان: حقیقت سلوک، ضرورت سلوک، عرفان، احادیث، اهل بیت(ع)
|
  • Ruhollah Adineh Pages 7-29
    In the paper it has been intended to explain the how of human being`s knowledge of God with regard to the former`s limitations and the Latter`s absoluteness and the limit of the knowledge as understood in Almizan. As viewed in the paper, many verses of the holy Quran not only signify such a human knowledge as possible but emphasize it as being necessary. The knowledge, however, is limited to the Essence and Attributes. God is infinite and limitless, and other beings, including human beings, are finite and limited. It is clear that a limited being may not be superior to an unlimited being. Therefore, it is not possible for the creatures to attain knowledge of his essence, and essentially such a knowledge is impossible. As for the Attributes there is found a disagreement between theologians and Muslim philosophers. Allameh Tabatabai, in Al-Mizan, while refuting the views of ta`til and tashbih, believes that the Qualities of God, though being a case of human knowledge, but the meaning of these Qualities in God is different from those of the creatures.
    Keywords: The Limits of Knowledge, theology, Essence, Attributes, Allame Tabatabai
  • Majid Ahsan, Sayyid Mostafa Muhaqiq Damad, Monireh Palangi Pages 31-53
    Human free will is one of the anthropological foundations in Transcendental philosophy explained on the basis of other philosophical foundations. Sadra has presented two definitions of truth that is based on the analysis of reality. Some scholars of the field of usul, proposing different objections, have said that these definitions may not be taken as being based on the truth; but they are based on the philosophers` mind to escape from a necessary objection as a requisite of their saying. Since the possibility of doing and leaving is needed for the agent`s being of free will. While regarding the principle of causal necessity as viewed in the transcendent philosophy, this fact may not be agreed with. As explained, however, in the paper, the view of usuli scholars is exposed to numerous objections and that of transcendental philosophy is according to reality and more exact. Moreover, the causal necessity may be taken as a support for human free will
    Keywords: Transcendental Philosophy, Usulian Scholars, human will, causal necessity
  • Akbar Asadpoor, Yarali Kord Firuzjaei Pages 55-78
    Islamic logicians and philosophers have viewed every science as being of a subject that deals in whose inherent accidents. They are not, however, of the same opinion on the what of inherent accidents. Allameh Tabatabai has considered the discussion of inherent accidents as being in the true demonstrative sciences; he has linked deeply inherent state of the promises of a demonstration to the discussion of the inherent accidents in demonstrative sciences. Professor Mesbah Yazdi, however, has viewed the inherent state of the promises of demonstration as clarity of the predicates with regard to their subjects. And also, Mesbah believes that the debate of inherent accidents is intended for the classification and differentiation of the sciences. This paper analyzes and criticizes Allameh Tabatabai's and Professor Mesbah's views on inherent accidents in an analytical way. Although the author accepts Professor Mesbah's view on the inherent accidents, he believes that the intrinsic nature of the premises of demonstration is influenced by the discussion of inherent accidents in the sciences, that is, the condition of the intrinsic nature of the premises of demonstration and of the inherent accidents in the sciences may be taken as being in the same direction
    Keywords: Intrinsic, Inner Wisdom, Allameh Tabataba'i, Professor Mesbah Yazdi
  • Asgar Dirbaz, Mahmood Zare`I Balashti Pages 79-92
    In this article, the words of prophecy and prophet and pertaining definitions given in theology, philosophy and terminology are expressed and compared. The definitions are also compared with those given in Christianity, Hinduism and Buddha, and the most reasonable one has been determined and supported. The best meaning for the word of the prophet is the same as the Persian equivalent payambar or peyghambar. Accordingly, the best definition of the prophet is: a human being prompted by God to mediate between him and the servants in order to reveal His message or Divine messages to guide them. On this basis, prophecy means mediation between God and creation to convey the Divine message to the people
    Keywords: prophecy, Revelation, prophet
  • Mohamadmannan Reisi, Maryam Mnsouri Pages 93-115
    Epistemology and its sub-fields are known as the most important theoretical bases affecting the formation of interpretive schools. Regarding the problem of understanding and interpreting the texts, particularly the Holy Qur'an, there may be found three epistemological approaches. In the first approach (audience-based), the audience and his mental presuppositions are regarded as the main pillar of the process of understanding, and since the presuppositions of each audience are distinct from others, the findings are also distinct, and all of the findings are considered to be justified. In the second approach (author-based), the final meaning of the text is an understandable truth that must be achieved during a process. It is not impossible, though difficult it may be, to discover the author's intention in interpreting the text (of the Qur'an), and only the sense corresponding it may be taken as true. In this paper, comparing the two approaches, the third approach (text-based) whose epistemological basis is on Islamic teachings, is explained, according to which the main element in the process of understanding is the very effect of the text of the Holy Qur'an. While studying the above three approaches comparatively, using qualitative content analysis and logical reasoning approaches, it has been concluded that among these approaches, the third is more justified, and relying on this approach, it is more probable for the depth of the Qur'anic verses to be perceived. The success of some valid interpretations such as al-Mizan may be known as the product of such an approach
    Keywords: : Holy Qur'an, epistemology, Process of Understanding, Meaning of Text, Audience
  • Mehran Rezaei, Seyyed Mahdi Emamjom`Eh, Mohammad Bidhendi Pages 117-143
    The philosophy of decision is a new field of study. In this regard, providing a coherent and integrated analysis of "the process of influencing the innate tendencies in decision making" is a new and important topic. This research, therefore, is an attempt to study the question: what may be regarded as the part of human natural tendencies decision-making on the basis of Allameh Tabatabai`s view? As made clear in the paper by analyzing the content of Allamah Tabatabai`s works, these tendencies, attracting human mind, affect one`s decision-making. The two variables, "the rate of emergence" and "the amount of presence" of the tendencies, may be taken as being notable. Presenting a conceptual model of "components of the gradational influence of a natural tendency in decision making" may be taken as the output of this analysis. These tendencies are a "measure" for decision making. In the case study, the functions of several examples of tendencies (tendency to truth, tendency toward absolute perfection and a tendency toward beauty) have been analyzed. According to the research sections, various conceptual models as well as multiple symbols have been used to provide an analytical perspective.
    Keywords: Natural Tendencies, Decision-Making, Philosophy of Decision, Allameh Tabataba'i
  • Hosein Suzanchi Pages 145-178
    The rule of Justice is among the doctrines of Shiite which implies the belief in rational good and bad. According to this rule accepting validity of the rational judgments proposition is preceded by accepting the revelation. In other words, accepting the revelation is based upon the rational judgments. Shiite jurisprudents believe that independent rational judgments are a source for religious judgments. They also have no doubt that independent rational and certain judgments are prior to their understanding of the religious texts. However, they admit that the instances of such rational judgments are very rare.
    In this context, some contemporary writers indicate that considering that the jurisprudential inferences generally do not satisfy the criterion of the epistemic certainty, On the one hand, independent rational judgments should include non-certain judgments derived from new sciences, and on the other hand the jurisprudential inferences must always coordinate itself with moral judgments which are preceding to religiosity. And by moral judgments they mean the judgments based on secular ethics. As a result, secular moral judgments will be the criterion for evaluating any type of jurisprudential inferences.
    This article shows how this claim relies on conflicting assumptions and not only confuses the applications of non-certain judgments in different fields, but also ignores the basic foundation of rational religiosity upon which there are several religious judgments beyond reason spatially in the practical realm of rationality. By distinguishing these areas, it turns out that the general approach of the jurists is based on the epistemological justification of the moral judgments and they are regarding the relation of the moral judgments to the religious duties
    Keywords: Ethics, jurisprudence, Religion, Reason, non-certain judgments, independent rational judgments
  • Mostafa Salehi Ardakani, Ahmadreza Meftah Pages 179-213
    The question of whether religion plays a constructive and important role in Kant's philosophical system or not, has long been the concern for all those studying Kant. Though they have not been of the same approach in interpreting Kant's theological and religious claims, they, focusing on the content of the critique of pure reason and its natural consequence as negating the possibility of a theoretical knowledge of God, generally viewed in the field negatively. However, over the past three decades, in the English-speaking countries, a new interpretative wave has emerged that tries to challenge the current attitude. Unlike traditional commentators, the proponents of this new wave have no idea or even a single method for studying Kant's works, but they all agree that a comprehensive systematic study of Kant's works, both philosophically and non-philosophically, is needed to get his true view on religion and theology. They also have particularly emphasized the need for restudying the Book Religion in terms of pure reason. The common result of their interpretative efforts is that Kant's approach to religion and theology has been positive and reformtive.In this paper, introducing the main groups of traditional interpretations, we will introduce a brief overview of the new interpretative wave by explaining the approach and examiningsomeof their indexes
    Keywords: Kant, Kant's Philosophy of Religion, Traditional Interpretations, New Commentaries
  • Asghar Nouruzi Pages 215-239
    Spiritual conduct is the same inner movement and esoteric orientation in approaching God and ultimately gaining in the right sense. Each conduct requires a kind of spiritual excellence towards higher degrees of perfection, and involves a kind of mystical knowledge of God; the teachings of the Ahl al-Bayt clearly indicate the truth, the elements and components of the mystical manner of life, as well as the necessity of it. In the first part of the paper, we examine spiritual conduct and its elements and components in Ahle Bayt's teachings. On the other hand, spiritual conduct in the above sense is an indispensable necessity for human happiness. This is the merit and necessity of the mystical journey, in order to be free from the limits of emotional attachments, to reach the final stages of faith, and ultimately, to achieve the intuitive knowledge of himself and of God, which is discussed in the second part of this paper. The answer to a few ambiguities about the necessity of spiritual conduct is the final part of the study
    Keywords: Truth of Conduct, Necessity of Conduct, Mysticism, hadith, Ahle Bayt