فهرست مطالب

نوآوری های آموزشی - پیاپی 69 (بهار 1398)
  • پیاپی 69 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • غلامعلی علی محمدی، نگین جباری *، کیومرث نیازآذری صفحات 7-32
    توانمندسازی منابع انسانی کلید توسعه و پیشرفت سازمان های آموزشی در مواجهه با تغییرات جهانی است. از معلم به عنوان مهم ترین عامل تغییر در آموزش وپرورش یادشده است. دانشگاه فرهنگیان، به عنوان دانشگاهی نوپا، در تربیت، آماده سازی و توانمندسازی معلمان، متناسب با ارزش های اسلامی و نیازهای جامعه، برای ورود به عرصه تعلیم وتربیت در چشم انداز آینده، نقشی اساسی ایفا می کند. هدف اصلی پژوهش ارائه مدل توانمندسازی حرفه ای معلمان در چشم انداز آینده است. روش تحقیق از نوع کیفی است. جامعه آماری پژوهش عبارت است از اسناد فرادستی، استادان دانشگاه فرهنگیان استان گلستان که از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. داده ها با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی از اسناد بالادستی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته با 26 نفر از استادان جمع آوری شد. بر اساس نتایج حاصله، مدل استخراجی 63 شاخص، 19 مولفه و 6 بعد برای توانمندسازی حرفه ای معلمان در چشم انداز آینده دارد. ابعاد شامل محتوای برنامه درسی و آموزشی (چهار مولفه)، سواد دیجیتالی (سه مولفه)، اخلاق و بصیرت دینی (سه مولفه)، بهسازی کارورزی (دو مولفه)، ساختار سازمانی (چهار مولفه) توسعه دانش و مهارت های حرفه ای معلم (سه مولفه)، در دانشگاه فرهنگیان شناسایی شدند. ابعاد، مولفه ها و شاخص های حاصل از مدل توانمندسازی حرفه ای می تواند زمینه ساز ارتقای کیفی معلمان در چشم انداز آینده دانشگاه فرهنگیان باشد.
    کلیدواژگان: توانمندسازی حرفه ای، معلمان، دانشگاه فرهنگیان، دانشجومعلمان، چشم انداز آینده، مدل
  • امید قنبرپور *، حسین عباسیان، حمیدرضا آراسته، عبدالرحیم نو ابراهیم صفحات 33-60
    وجود اخلاق در آموزش وپرورش باعث رشد، تعالی و بالندگی آموزش وپرورش و به تبع آن کل کشور می شود. پژوهش حاضر با استفاده از رویکردهای آمیخته اکتشافی به شناسایی ابعاد و نشانگان تشکیل دهنده اخلاق حرفه ای معلمان و رعایت آن می پردازد. داده های کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته از 16 نفر مطلعان کلیدی و دارای تجربه زیسته در حوزه اخلاق حرفه ای معلمان که از طریق نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی شناسایی شده بودند گردآوری شد. یافته های کیفی با استفاده از روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان دادند، اخلاق حرفه ای معلمان دارای هشت مولفه اساسی است که عبارت اند از: معنویت؛ شخصیت؛ خودشناسی؛ مسئولیت اخلاقی در قبال دانش آموزان؛ مسئولیت اخلاقی در قبال اولیا و سرپرستان؛ مسئولیت اخلاقی در قبال حرفه و همکاران؛ مسئولیت اخلاقی در قبال سازمان و اداره؛ و مسئولیت اجتماعی. بر اساس این یافته ها پرسش نامه بخش کمی تدوین گردید و بین 387 نفر از معلمان آموزش وپرورش شهر تهران که به روش خوشه ایچندمرحله انتخاب شده بودند توزیع شد. نتایج حاصل از بخش کمی نشان دارد، معلمان شهر تهران معتقدند مسئولیت اخلاقی در قبال اولیا بیشتر از دیگر مولفه ها، و مسئولیت اخلاقی در قبال سازمان و اداره کمتر از دیگر مولفه ها رعایت می شود. لذا پیشنهاد می‏شود مسئولان آموزش‏وپرورش ضمن شناخت عوامل بی اعتمادی معلمان موجبات اعتماد ایشان را فراهم نمایند. همچنین تدوین و معرفی منشور اخلاق حرفه ای معلمان و احصا کدهای رفتاری ذیل این منشور و انعقاد میثاق نامه اخلاقی حرفه ای معلمان در ارتقا اخلاق حرفه ای معلمان موثر است.
    کلیدواژگان: توانمندسازی حرفه ای، معلمان، دانشگاه فرهنگیان، دانشجومعلمان، چشم انداز آینده، مدل
  • علی عبدالله یار، مهدی سبحانی نژاد *، سید مهدی سجادی، محسن فرمهینی فراهانی صفحات 61-84
    تغییر و توسعه روزافزون فناوری، نظام های آموزشی را تحت تاثیر قرار داده و برای هماهنگی با این تغییرات معلمان باید در روش های آموزشی خود تجدیدنظر کنند. باید روش هایی را به کار گیرند که فراگیرندگان را به تفکر وادارند و به سوی اندیشه ورزی سوق دهند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی «تدریس خلاق» مبتنی بر اصول ریزوماتیک ژیل دلوز است. روش های پژوهش تحلیل مفهومی، استنتاجی، متناسب با هدف های پژوهش انتخاب شده اند. تدریس خلاق به شاگردان کمک می کند از قالب های فکری عادی رایج رهایی یابند و به چشم اندازهای جدیدی برای ساخت دانش، حل مسائل و موضوع های جدید در رشته های گوناگون دست یابند. تدریس خلاق به آزادی، تجربه، خطرپذیری، انعطاف پذیری، فوریت و نداشتن تعصب نیاز دارد و به عنوان موضوعی ابتکاری در نظر گرفته می شود. از سوی دیگر، اصول ریزوماتیک عبارت اند از: اتصال، ناهم گونی، چندگانگی، گسست نادلالت گر، نقشه نگاری از فرایندهای ضروری برای ارائه الگوی تدریس خلاق در آموزش وپرورش. این اصول بر همکاری، گفت وگو، مشارکت، نوآوری در برنامه های درسی، و آموزش و یادگیری فعال تاکید دارند. هدف این اصول تحریک تفکر انتقادی، ایجاد فرصت هایی برای تغییر روش های تدریس، و همچنین ایجاد تغییرات در هستی شناسی معلمان و الهام به آموزگاران و دانش آموزان برای درک و تجدیدنظر در رویه های معمول آن هاست.
    کلیدواژگان: تدریس خلاق، آموزش وپرورش، ژیل دلوز، اصول ریزوماتیک
  • فرشته زینی وندنژاد صفحات 85-112
    آموزش های فنی و حرفه ای در پشتیبانی توسعه اجتماعی و اقتصادی نقش بسزایی ایفا می کنند. در ضمن آموزش های ریاضی از مهارت های پیچیده در این آموزش ها محسوب می شوند، هرچند نتایج آزمون های پیشرفت تحصیلی ریاضی در آموزش های فنی و حرفه ای، کمبود توانایی ریاضی را در بین این دانش آموزان نشان می دهد. مطالعه حاضر، محتوای ریاضی ارائه شده در آموزش های فنی و حرفه ای در دو برنامه درسی قبلی و جدید را بررسی می کند. برای این منظور، یک تحقیق با رویکرد آمیخته سلسله مراتبی اکتشافی با استفاده از منابع تحقیق و دیدگاه های کارشناسان در رشته های زمینه صنعت در آموزش های فنی و حرفه ای ایران و نیز کارشناسان ریاضی انجام شد. نمونه ها به صورت هدفمند برای شرکت در این مطالعه انتخاب شدند. اعضای گروه های تخصصی در دفتر برنامه ریزی و تالیف آموزش های فنی و حرفه ای ابزارهای محقق ساخته را کامل کردند و داده های حاصل از این ابزارها، با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، ازجمله فراوانی و میانگین، تجزیه وتحلیل شدند. علاوه بر این، کتاب های ریاضی فنی وحرفه ای در دوره قبلی شامل ریاضیات 1، ریاضیات 2 و ریاضی 3 فنی وحرفه ای تحلیل محتوا شدند. نتایج تحلیل محتوا مهم ترین مفاهیم بایسته ریاضی در آموزش های فنی و حرفه ای را نشان می دهند. ارائه مفاهیم آماری و هندسی در کتاب های ریاضی فنی وحرفه ای و نیز نرم افزارهای ریاضی از مهم ترین کمبودهای کتاب های ریاضی در دوره قبلی موردمطالعه بودند. همچنین، شرکت کنندگان اذعان داشتند، علاوه بر حساب، باید ریاضیات که شامل فرایند های ریاضی مثل حل مسئله و استدلال است نیز برای هنرجویان آموزش های فنی وحرفه ای ارائه شوند.علاوه بر این، کتاب های ریاضی دوره دوم متوسطه جدید با عنوان ریاضی (1) دهم، ریاضی (2) یازدهم و ریاضی (3) دوازدهم فنی وحرفه ای تحلیل محتوا شدند و موارد موردنیاز برای بازنگری در خصوص کتاب های جدید نیز ارائه شد.نتایج این مطالعه می تواند در تالیف کتاب های ریاضی و سایر محتوای ریاضی در آموزش های فنی و حرفه ای در دوره متوسطه و نیز بعد از آن، در آموزش های رسمی و غیررسمی، مدنظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ریاضیات، آموزش های فنی و حرفه ای، ریاضیات فنی وحرفه ای
  • معصومه کارگذار *، حانیه کبوک، آنیتا الداغی صفحات 113-138
    مقاله حاضر بر آن است که ضمن بررسی عمیق برنامه درسی هنر در ایران و ژاپن، هدف ها، اصول، رویکردها، محتوا، چگونگی اجرا، ارزشیابی و سایر ویژگی های آن ها را به گونه ای منطقی به تصویر بکشد. برای نیل به این مقصود، ابتدا مروری بر برنامه درسی هنر در هر دو کشور شده و پس از آن، با تاملی دوباره در این برنامه درسی، عناصر استنتاج و با مقایسه آن ها، تحلیل و نتیجه گیری انجام شده است. این پژوهش از نوع مطالعات تطبیقی است و با استفاده از روش جورج بردی انجام شده است. به طورکلی، نتایج مقایسه و ارزیابی نشان می دهند که اساسا تربیت هنری در نظام آموزشی کشور ما در مقایسه با کشور ژاپن، از یک سو با محدودیت های نظری و فکری، و از سوی دیگر با موانع و تنگناهای اجرایی و عملی دست به گریبان است. محدودیت های نظری ریشه در عدم اعتقاد و باور برنامه ریزان و کارورزان آموزشی به ضرورت و نقش ویژه تربیت هنری در شکوفایی قابلیت ها و استعدادهای مختلف دانش آموزان و تحقق هدف های نظام آموزشی دارد. به همین دلیل، تربیت هنری در کشور ما همواره دارای نقش و جایگاه فرعی و حاشیه ای در برنامه های درسی مدارس است. موانع اجرایی هم ناظر بر مشکلات و کمبودهای عمده ای است که در زمینه اجرای مناسب برنامه درسی هنر در مدارس وجود دارد.
    کلیدواژگان: برنامه درسی هنر، ایران، ژاپن، دوره ابتدایی
  • عبدالله رشیدزاده *، رحیم بدری، اسکندر فتحی آذر، تورج هاشمی صفحات 139-158
    پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان فراشناختی بر تاب آوری و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تبریز که در سال 97-1396 مشغول تحصیل بودند، انجام گرفت. طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر تبریز و نمونه آماری آن شامل 60 نفر از دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی بالا بودند که از طریق مطالعه مقدماتی و سرندکردن و با استفاده از نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. دانش آموزان نمونه آماری با استفاده از روش جایگزینی هدفمند به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه در جلسه های آموزشی راهبردهای خودگردان فراشناختی شرکت کرد و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق عبارت بودند از «مقیاس تاب آوری تحصیلی» (ساموئلز و وو، 2009) و «مقیاس اهمال کاری نسخه دانش آموز» (سولومون و راثبلوم، 1984). برای تحلیل داده ها از«تحلیل کوواریانس چندمتغیره» استفاده شد. نتایج نشان دادند که آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی موجب افزایش و بهبود تاب آوری تحصیلی و کاهش اهمال کاری تحصیلی شده است. به علاوه با آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی می توان برنامه هایی برای بهبود و افزایش تاب آوری و کاهش اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان تدارک دید. این پژوهش دارای تلویحاتی برای معلمان، مربیان و مشاوران مدرسه است و می توانند از نتایج آن برای بهبود پیشرفت دانش آموزان استفاده کنند.
    کلیدواژگان: راهبردهای خودگردان فراشناختی، تاب آوری تحصیلی، اهمال کاری تحصیلی
  • پری مشایخ *، راه علی طاهری صفحات 159-177
    این پژوهش به منظور تحلیل محتوای مجله «رشد دانش آموز» بر اساس «الگوی خلاقیت پلسک» انجام شده است. روش پژوهش کیفی از نوع «تحلیل محتوا» است. جامعه آماری تحقیق شامل همه شماره های مجله رشد دانش آموز در شش ماه اول سال تحصیلی 97 - 1396 بوده است که به روش تمام شماری به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری تحقیق با توجه به طرح کدگذاری چک لیست وارسی محتوا بود که بر اساس الگوی خلاقیت پلسک ساخته شد و از ضریب پایایی قابل قبول (0/80) برخوردار بود. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش «آنتروپی شانون» نشان می داد، در محتوای رشد دانش آموز تا حدودی «اصل توجه» و مولفه های آن مدنظر قرار گرفته است. در رابطه با «اصل گریز» نیز یکی از ابعاد، یعنی «توجه به جزئیات» رعایت شده است. اما به سایر مولفه های اصل گریز، مثل «کوچک نمایی»، «بزرگ نمایی»، «معکوس سازی»، «جایگزینی»، «انعطاف» و «تقویت»، توجه چندانی نشده است. «اصل تحرک در عمل» نیز ضریب اهمیت بسیار پایینی را در رشد دانش آموز به خود اختصاص می دهد. به طورکلی، در مجله رشد دانش آموز میزان رعایت مولفه های الگوی خلاقیت پلسک بسیار کم بوده است و هماهنگی لازم در رعایت اکثر مولفه ها و در همه ابعاد وجود ندارد.
    کلیدواژگان: خلاقیت، رشد دانش آموز، تحلیل محتوا، الگوی خلاقیت پلسک، اصل توجه، اصل گریز
|
  • Gol?mali Alimohammadi, negin jabbary *, kioumars niazazari Pages 7-32
    Empowering human resources is the key to the development and Progress of educational organizations in dealing with the global change. As the teacher is considered as the most important factor in changing education, Farhangiān University as a new one plays a key role in training, preparing and empowering student-teachers, in accordance with Islāmic values and community needs, to enter the field of education in the future perspective. The main goal of this research was to provide a model for professional empowerment of teachers in the future perspective. It was a qualitative research. The research population consisted of upstream documents, professors of the University of Farhangiān in Golestān province, from which the research sample was selected using purposeful sampling method. Data were collected using qualitative content analysis from upstream documents and semi-structured interviews with 26 professors. The results showed that the extracted model has 63 indicators, 19 components and 6 dimensions for empowerment of teachers in the future perspective. The dimensions included curriculum and educational content (4 components), digital literacy (3 components), ethics and religious insight (3 components), improvement of internship (2 components), organizational structure (4 components), and professional teacher skills (3 components) which were identified at the University of Farhangiān. Dimensions, components and indicators of the model for professional empowerment can be the basis for improving the quality of teachers in the future perspective of the University of Farhangiān.
    Keywords: Professional Empowerment – Teachers, Farhangi?n University, Teacher-students, Future Perspective, Model
  • Omid Ghanbarpour *, Hossein Abb?si?n, Hamidrez? ?r?ste, Abdolrahim Nave Ebr?him Pages 33-60
    The existence of ethics in education leads to the growth and excellence of education and consequently the whole country. Accordingly, the present study addressed the dimensions and components of the professional ethics of teachers and how to observe it. It was a mixed methods study with exploratory design. Based on this strategy, at first the qualitative data and subsequently quantitative data were collected and analyzed. Semi-structured interviews have been used to obtain qualitative data. The research population consisted of Tehrān school teachers. The sample consisted of 15 key informants and people who had live experiences in the professional ethics of teachers. They have been selected through purposeful and snowball sampling methods. The content of interview data has been analyzed using open and selective coding. After doing the qualitative study and developing a questionnaire, the quantitative method was used to test the extent of observance or existence of professional ethics of Tehrān school teachers. The results showed that teachers' professional ethics has eight main components: spirituality, personality, self-knowledge, ethical responsibility towards students, moral responsibility towards parents and guardians, moral responsibility towards profession and colleagues, moral responsibility towards the organization and administration and ultimately social responsibility. Tehrān school teachers believed that moral responsibility towards parents and guardians is observed more than the other components and ethical responsibility towards organization and administration are observed less than other components. The results of this research were largely consistent with the results of previous research. Based on the results of the previous research, most of the components of spirituality and ethical responsibility towards students, parents and professionals were emphasized, while in this research self-knowledge, social responsibility, and ethical responsibility towards organizations and colleagues were added to the earlier components. Also, according to the results of this research, the moral status of teachers in the components of moral responsibility towards organization and administration, self-knowledge and spirituality needs more attention.
  • Ali Abdolahyar, Mahdi Sobh?ni Nej?d *, Seyyed Mahdi Sajj?di, Mohsen Farmahini Far?h?ni Pages 61-84
    The change in the development of technology affects educational systems and, in order to coordinate with these changes, teachers must review their teaching methods and use the methods that encourage learners to think and move towards thinking. The purpose of this research was to explain creative teaching pattern based on the rhizomatic principles of Gilles Deleuze. The research methods of conceptual analysis and inference have been selected in accordance with two research questions. Creative teaching helps students to get rid of commonly used conventional forms of thinking and reach new perspectives for building knowledge and solve new problems in a variety of disciplines. Creative teaching requires freedom, experience, risk-taking, flexibility, urgency and lack of bias and is considered an innovative topic. Rhizomatic principles of connection, heterogeneity, multiplicity, asignfying Rupture, cartography are essential processes for presenting creative teaching patterns in education. These principles emphasize collaboration, dialogue, participation, innovation in curricula, education and active and participatory learning. The purpose of these principles is to stimulate critical thinking, opportunities to change teaching methods, as well as to make changes in the ontology of teachers and inspiration for teachers and students to understand and revise their usual practices.
    Keywords: Creative Teaching, Education, Gilles Deleuze
  • Fereshte Zeinivandnegh?d * Pages 85-112
    Technical and vocational education plays an important role in supporting the social and economic development. Mathematics education is one of the complex skills in such education. However, the results of mathematics achievement tests in technical and vocational education show the shortage of mathematical abilities among its students. This research studies the mathematics content framework presented in technical and vocational education in the previous and new curriculum. To do so, several questionnaires were developed based on the Iranian mathematics curriculum standards, the research literature and the experts’ point of views through an exploratory mixed methods research. The research sample was selected through purposeful sampling method. The questionnaires were developed in Excel format so that the participants could easily choose the desired options. They were filled in by a committee in the ministry of education of Iran. The data were analyzed using descriptive statistics such as frequency and mean. Additionally, content analysis of mathematics textbooks of the previous and existing curriculum was used to determine the framework for mathematics requirements in technical and vocational education in Iran. Findings showed the most important mathematical requirements in technical and vocational education. Statistical applications, geometry concepts and software packages were some shortcomings in technical and vocational education at secondary school level. Besides arithmetics, participants mentionaed that vocational mathematics should involve mathematics processes including problem solving and reasoning. Findings also could be used when developing the mathematics textbooks and other mathematics contents in technical and vocational education at secondary school level and after that at both formal and informal levels.
    Keywords: Mathematics, Technical - Vocational Education, Technical - Vocational Mathematics
  • Masoume K?rgoz?r *, Haniye Kobuk, ?nit? Ald?ghi Pages 113-138
    The present paper attempts to portrait aims, principles, approaches, content, how to perform, evaluation, and other characteristics of the art curriculum in a logical manner, while deeply investigating Iran and Japan's art curriculum. To achieve this purpose, first the art curriculum in both countries was reviewed. Then, with a reflection on this curriculum again, the elements were deduced and the analysis and conclusion were made through comparing them. It was a comparative study and it has been done using the method of George Brady. In general, the results of comparison and evaluation showed that the art education in our country's education system faces with, on the one hand, theoretical and intellectual limitations, and on the other hand with executive and practical barriers and limitations, compared with Japan. Theoretical limitations stems from the lack of belief of educational planners and educators in the necessity and the special role of art education in the development of various skills and abilities of students and the realization of different goals of the educational system. For this reason, art education in our country always has a secondary and marginal role and position in the school curriculum. Executive barriers also address the major shortcomings and problems that are associated with the proper implementation of the art curriculum at schools.
    Keywords: Art Curriculum, Iran, Japan, Elementary School Level
  • abdollah rashidzade *, Rahim badri, Eskandar Fathi ?zar, Touraj H?shemi Pages 139-158
    This study was conducted to determine the effectiveness of teaching self-regulated metacognitive learning strategies on educational resilience and procrastination of Tabriz secondary school students in 1396-97 academic year. It was a semi-experimental research with pre and post-test control group design. The research population included Tabriz secondary school students. The research sample consisted of 60 students with high educational resilience who were selected through a preliminary study and a multi-stage cluster sampling method. Then, they were assigned to experimental and control groups, using a targeted substitution method. The experimental group participated in the training sessions for autonomous-metacognitive strategies for 12 sessions and the control group did not receive any intervention. For the experimental group, the curriculum was self-regulated metacognitivestrategies -forological and for the control group-the normal daily education. The tools used in this research were: academic resiliency (Samuels & Woo, 2009) and academic procrastination (Solomon & Rothblum, 1984). Data were analyzed using multivariate covariance. The results of multivariate covariance analysis indicated that training self-regulated metacognitive strategies increased and improved the components of academic achievement and decreased the components of academic procrastination.The results showed that  training metacognitive learning strategiescan provide programs to increase and improve the students' academic achievement. This research has implications for teachers, trainers and school counselors who could use its outcomes to improve students' progress.
    Keywords: Self-regulated Metacognitive Strategies, Educational Resilience, Educational Procrastination
  • Pari Mash?yekh *, R?hali T?heri Pages 159-177
    The aim of the present study was content analysis of Roshd-e- Dāneshāmooz magazine according to Plsek Creativity Model. The research method was content analysis. The research population included all numbers of Roshd-e- Dāneshāmooz magazine and the research sample consisted of Roshd-e- Dāneshāmooz magazines which were published in the academic year of 1396-97. The research instrument was the checklist of content analysis, considering a coding scheme for checking. The coding scheme was made according to the parameter of Plsek directed creative cycle. The reliability of the checklist was .80, using Scott formula. Analysis of data, using Shannon entropy, showed that the observation of components was little and there was no consistency in the observation of most components in all dimensions. The result showed that to some extent, »the principle of attention« and its components were observed. Considering »the principle of escape«, one of its dimensions, i.e., »attention to details« has been observed. However, there was not much attention to the other components of »the principle of escape« such as »zoom out«, zoom in«, »reversing«, »substituting«, »flexibility« and »reinforcement«. Also, »The principle of mobility in practice« devoted a very low Coefficient of importance in Roshd-e- Dāneshāmooz magazine to itself. In general, the observance of components of Plsek Creativity Model was very low in Roshd-e- Dāneshāmooz magazine and there was not necessary consistency in observing most components in all dimensions.
    Keywords: Creativity, Content Analysis, Plsek Creativity Model, Roshd-e- D?nesh?mooz Magazine, the Principle of Attention, the Principle of Escape