فهرست مطالب

مهندسی بهداشت حرفه ای - سال پنجم شماره 4 (زمستان 1397)
  • سال پنجم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • جمشید جودکی، محمد بابا میری*، رشید حیدری مقدم، حمید سعیدنیا، یونس محمدی صفحات 1-7
    سابقه و هدف
     با توجه به اهمیت و شیوع بالای اختلالات اسکلتی- عضلانی (Musculoskeletal Disorder)، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بارکاری ذهنی، خستگی و کیفیت خواب در ایجاد اختلالات اسکلتی- عضلانی انجام شد.
    مواد و روش ها
     جامعه پژوهش حاضر کارمندان شاغل در مرکز بهداشت شهر بروجرد بودند که براساس نمونه گیری تصادفی ساده، 243 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اختلالات اسکلتی- عضلانی کرنل (CMDQ: Cronell Musculoskeletal Discomfort Questionnaire)، پرسشنامه خستگی سوفی (SOFI: Swedish Occupational Fatigue Inventory) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتسبورگ (PSQI: Pittsburgh Sleep Quality Questionnaire) بودند. به منظور ارزیابی بارکار ذهنی از روش SWAT (Subjective Workload Assessment Technique) استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آزمون های آماری ضریب همبستگی Pearson، کای دو و تحلیل رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS 18 بهره گرفته شد.
    یافته ها
     براساس نتایج به دست آمده از این مطالعه، کمردرد بیشترین میزان شیوع را داشت. نتایج تحلیل همبستگی نشان دادند که بین بارکار ذهنی و خستگی با اختلالات اسکلتی- عضلانی رابطه معناداری وجود دارد (0/05P≤). همچنین بر مبنای نتایج بین کیفیت خواب با اختلالات اسکلتی- عضلانی رابطه معناداری به دست آمد(0/05P≤).
    نتیجه گیری
     براساس نتایج پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که با کاهش بارکاری ذهنی، کاهش خستگی و بهبود کیفیت خواب می توان احتمال بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارکنان را کاهش داد.
    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی عضلانی، کیفیت خواب، خستگی، بارکاری ذهنی
  • سید امین جزایری*، روح الله کاظمی، لیلا نعمت پور صفحات 8-16
    سابقه و هدف
     در چند دهه گذشته عوامل سازمانی در ایمنی کار به شاخص های پیشرو در تشریح عملکرد ایمنی شغلی در صنایع تبدیل شده اند. ELMERI روش ساده و مقرون به صرفه ای برای نظارت بر عملکرد بهداشت و ایمنی شغلی در صنایع تولیدی می باشد. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی عملکرد ایمنی و بهداشت در یک صنعت فولاد با استفاده از شاخص ELMERI انجام شد.
    مواد و روش ها
     در این مطالعه توصیفی- مقطعی، وضعیت ایمنی و بهداشت توسط کارشناسان HSE (Health and Safety Executive) با استفاده از شاخص ELMERI شامل: رفتارهای ایمنی، نظافت و نظم، ایمنی ماشین آلات، بهداشت صنعتی، رعایت ارگونومی، مسیرهای عبور و مرور و ایمنی حریق و کمک های اولیه مورد ارزیابی قرار گرفت و در ادامه براساس مشاهدات، میزان شاخص ELMERI بررسی گردید.
    یافته ها
     نتایج نشان دادند که سازمانی با شاخص ELMERI معادل 69 درصد دارای عملکرد متوسطی می باشد. درصد شاخص ها عبارت هستند از: رفتارهای ایمن 75 درصد، نظافت و نظم 64/4 درصد، ایمنی ماشین آلات 80/5 درصد، بهداشت صنعتی 51/4 درصد، رعایت ارگونومی 66 درصد، مسیرهای عبور و مرور 75 درصد و ایمنی حریق و کمک های اولیه 79/6 درصد.
    نتیجه گیری
     یکی از ویژگی های رایج، استفاده از روش ELMERI برای تنظیم هدف و نشان دادن زمان واقعی عملکرد OHS (Occupational Health and Safety) است. روش ELMERI شکاف بین فعالیت های مدیریتی و شاخص های مبتنی بر تصادف را در سیستم های مدیریت کیفیت OHS پر می کند. نتایج به دست آمده این فرصت را برای مدیران فراهم می کند تا بتوانند با استفاده از ارزیابی عملکرد ایمنی، بهترین تصمیم گیری را در ارائه و اجرای راه کارها و اقدامات پیشگیرانه داشته باشند.
    کلیدواژگان: عملکرد ایمنی و بهداشت، صنعت فولاد، شاخص ELMERI
  • سید ابوالفضل ذاکریان، سارا طرزی مقدم، کرم الله طولابی، علیرضا مرتضی پور صوفیانی، فرین خانه شناس، سعیده مسافرچی* صفحات 17-25
    سابقه و هدف
     پیشرفت تکنولوژی و به کارگیری تکنیک های نوین جراحی باعث اقبال بیشتر جراحان و بیماران به لاپاروسکوپی شده است که این امر می تواند به طور بالقوه جراحان را در معرض مشکلات مربوط به سلامت ناشی از آن قرار دهد. آگاهی و عمل به اصول ارگونومی می تواند تا حد زیادی سبب کاهش این گونه مشکلات گردد. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف بررسی مشکلات ارگونومیکی جراحان لاپاروسکوپی انجام شد.
    مواد و روش ها
     در این مطالعه مقطعی 50 نفر از جراحان لاپاروسکوپی شاغل در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از روش سرشماری انتخاب و بررسی شدند. داده ها توسط چک لیست ارگونومی در جراحی لاپاروسکوپی پژوهشگرساخته جمع آوری گردیدند. تمامی اطلاعات توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS 21 ارائه شد.
    یافته ها
     نتایج نشان دادند که بیشتر جراحان در استفاده از ابزار جراحی (72 درصد) و پدال پا (38 درصد) ناراضی می باشند. همچنین، جراحان (48 درصد) موافق بودند که وضعیت نامناسب مانیتور و ارتفاع نامناسب تخت جراحی (34 درصد) منجر به آسیب های گردن و شانه می شود؛ هرچند تنها 24 درصد از جراحان از دستورالعمل های ارگونومی مرتبط با جراحی لاپاروسکوپی آگاه بودند.
    نتیجه گیری
     مطابق با نتایج به دست آمده، جراحان بیان داشتند که درک مشکلات ارگونومی محیط های کاری با هدف یافتن مداخلات موثر ضروری می باشد. بر این اساس می توان با درنظرگرفتن تعاملات بین جراح و اتاق عمل و افزایش آگاهی جراحان لاپاروسکوپ از اصول ارگونومی، نقش مهمی را در کاهش آسیب های شغلی ایشان ایفا نمود.
    کلیدواژگان: ارگونومی در مراقبت بهداشتی، جراحی لاپاروسکوپی، ناراحتی اسکلتی- عضلانی، اتاق عمل، جراح
  • حسینعلی رنگ کوی، فرشته جهانی، عاطفه سیاهی آهنگر* صفحات 26-32
    سابقه و هدف
     امروزه فتوکاتالیست بخش عمده ای از تحقیقات در حوزه های علمی از قبیل فیزیک، شیمی و مهندسی سطح را از آن خود کرده است و امید آن می رود که بتوان برای رفع مشکلات مختلف زیست محیطی، راه حل های مناسبی را به کمک این علم به دست آورد. در این مطالعه با تثبیت نانوذرات TiO2 بر روی جاذب زغال فعال و عبور جریان هوای آلوده به غلظت های مختلف از آلاینده زایلن، اثر نوع لامپ UV (Ultraviolet) بر کارایی حذف زایلن مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
     در این مطالعه تجربی پس از تثبیت نانوذرات بر روی بستر زغال فعال، ویژگی های کاتالیست های تولیدشده با تعیین سطح ویژه با استفاده از آنالیز BET (Brunauer-Emmett-Teller) و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی مشخص شدند. برای تولید بخار زایلن از سیستم غلظت ساز دینامیک استفاده گردید. همچنین، کارآیی حذف فتوکاتالیستی زایلن با سه غلظت ورودی از آلاینده تحت تابش اشعه های فرابنفش در نواحی طول موج های A و C مورد مطالعه قرار گرفت.
    یافته ها
     نتایج حاصل از آنالیز BET و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی نشان دادند که نانوذرات به خوبی بر روی بستر زغال فعال تثبیت شده اند. علاوه براین، کارایی حذف فتوکاتالیستی در غلظت های 50، 100 و 300 بخش بر میلیون به ترتیب برابر با 87/8، 98/8 و 90/8 درصد به دست آمد. شایان ذکر است که تفاوت معناداری در کارایی حذف فتوکاتالیستی زایلن تحت تابش اشعه UV-A و UV-C مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
     مطابق با نتایج مطالعه حاضر، غلظت ورودی آلاینده بر روی کارایی حذف فتوکاتالیستی آن اثرگذار می باشد؛ اما تفاوت معناداری در کارایی حذف زایلن تحت تابش اشعه UV-A و UV-C مشاهده نگردید.
    کلیدواژگان: حذف فتوکاتالیستی، نانوذرات TiO2، اشعه UV-A، UV-C
  • فاطمه ابارشی، رضا حکمت شعار، صدیقه رستاقی، زهرا شریفی* صفحات 33-40
    سابقه و هدف
     فقدان داده های آنتروپومتری در طراحی ایستگاه های کاری و تجهیزات می تواند منجر به آسیب های مرتبط با کار شود؛ از این رو ایجاد بانک اطلاعات آنتروپومتریک ضروری می باشد. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف بررسی تناسب شاخص های ارگونومی تجهیزات بیمارستانی با ابعاد آنتروپومتریک پرستاران زن در یکی از بیمارستان های آموزشی و درمانی شهر سبزوار انجام شد.
    مواد و روش ها
     در پژوهش توصیفی- مقطعی حاضر 96 نفر از پرستاران زن به روش نمونه‎گیری در دسترس انتخاب شدند و در فاز ابتدایی، پرسشنامه دموگرافیک و فرم Body Map را تکمیل نمودند. در ادامه علاوه بر قد و وزن، اندازه گیری 14 بعد از ابعاد آنتروپومتریک پرستاران زن توسط متخصص ارگونومی و به وسیله کولیس آنتروپومتری انجام شد. همچنین جهت مقایسه ابعاد آنتروپومتریک پرستاران زن با ابعاد تجهیزات موجود در بیمارستان، ابعاد 10 وسیله پرکاربرد در بیمارستان اندازه گیری گردید. در ادامه، داده ها توسط نرم افزار SPSS و آزمون آماری کای اسکوئر، Fisher، T، Mann-Whitney و آمار توصیفی در سطح معناداری 0/05 مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
     یافته های پژوهش حاکی از شیوع بالای دردهای اسکلتی- عضلانی در بین پرستاران زن به ویژه در نواحی گردن، کمر، پشت، شانه و زانو به ترتیب با 73/7، 70/62، 69/38، 14/55و 32/48 درصد بودند. همچنین بررسی ابعاد آنترومتریک شرکت کنندگان در پژوهش و اندازه‎گیری ابعاد تجهیزات موجود در بیمارستان نشان داد که در بسیاری از ابعاد از جمله حد دسترسی، ارتفاع شانه ایستاده و ارتفاع آرنج ایستاده با تجهیزاتی از قبیل پایه سرم، ترالی، ایستگاه پرستاری قفسه دارویی و تخت بستری تناسبی وجود ندارد.
    نتیجه گیری
     متاسفانه با وجود تفاوت های موجود در ابعاد بدنی پرستاران زن، وسایل و تجهیزات مورد استفاده تناسبی با ابعاد آنتروپومتریک بدن شرکت کنندگان در پژوهش نداشتند. توجه به این مساله جهت کاهش بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی امری ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: ارگونومی، آنتروپومتری، پرستاران زن، تجهیزات بیمارستانی
  • عباس محمدی، بهزاد فولادی دهقی، لیلا نعمت پور* صفحات 41-49
    سابقه و هدف
     خستگی ذهنی معمولا در پی فعالیت های طولانی مدت شناختی مشاهده می شود. خستگی ذهنی می تواند اثرات مهمی بر زندگی روزمره افراد سالم داشته باشد. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف برآورد خستگی ذهنی و تاثیر آن بر عملکرد کارمندان انجام شد.
    مواد و روش ها
     مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر در مورد 10 کارمند (6/19±36 سال) انجام شد. به منظور بررسی عملکرد از شرکت کنندگان خواسته شد که متنی با غلط های املایی را مطالعه کنند و آن ها را تصحیح نمایند. این آزمایش در پنج مرحله 15 دقیقه ای انجام شد و EEG (Electroencephalography) در تمامی مراحل ثبت گردید. در هر مرحله مقیاس خواب آلودگی کارولینسکا (KSS: Karolinska Sleepiness Scale) توسط افراد تکمیل شد و داده ها توسط آزمون آنالیز واریانس اندازه گیری مکرر و ضریب همبستگی Pearson مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
    یافته ها
     نتایج نشان دادند که امواج مغزی در طول آزمایش کاهش یافته اند که این امر نشان دهنده افزایش خستگی ذهنی می باشد. در پژوهش حاضر امواج EEG ثبت شده در 15 دقیقه اول و انتهایی به ترتیب معادل 59/98±213/14 و 68/21±68/77 به دست آمد. شرکت کنندگان در این مطالعه خستگی خود را توسط KSS گزارش نمودند که بر مبنای نتایج، عملکرد آن ها از 3/53±27/4 به 5/19±17/5 کاهش داشت.
    نتیجه گیری
     در این پژوهش نشان داده شد که با استفاده از EEG می توان به بررسی خستگی ذهنی در مدت زمان های مختلف پرداخت. همان گونه که مشاهده گردید، خستگی ذهنی در فعالیت های شناختی طولانی مدت می تواند باعث کاهش دقت، تمرکز و هوشیاری کارمندان شود. در پژوهش حاضر افزایش خستگی ذهنی منجر به کاهش عملکرد و کیفیت فعالیت افراد گردید.
    کلیدواژگان: الکتروانسفالوگرافی، مقیاس خواب آلودگی کارولینسکا KSS، خستگی ذهنی، عملکرد
  • حیدر محمدی، احمد سلطان زاده*، حمیدرضا حیدری، ابوالفضل محمدبیگی، محسن مهدی نیا، جمشید رحیمی صفحات 50-56
    سابقه و هدف
     نیمی از حوادث شغلی در ایران مربوط به ساخت و ساز می باشد؛ بنابراین، تحلیل عاملی ریسک فاکتورهای اثرگذار بر آسیب های شغلی در صنعت ساختمان می تواند منجر به درک و کاهش نرخ آسیب ها در این پروژه ها شود. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف شناسایی ریسک فاکتورهای اثرگذار بر انواع آسیب در پروژه های ساختمانی براساس تحلیل عاملی انجام شد.
    مواد و روش ها
     مطالعه میدانی حاضر در ارتباط با 65 پروژه ساختمانی فعال صورت گرفت. داده های مطالعه شامل 55 حادثه آسیب زا بودند. واکاوی داده های مطالعه براساس تحلیل عاملی اکتشافی (EFA: Exploratory Factor Analysis) و تحلیل عاملی تاییدی (CFA: Confirmatory Factor Analysis) انجام شد. تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار تحلیلی SPSS 22 صورت گرفت.
    یافته ها
     بیشترین فراوانی نوع آسیب به ترتیب شامل: آسیب ستون فقرات (41/2درصد)، بریدگی (32/4 درصد)، نقص عضو (17/6 درصد) و زخم های چندگانه (8/8 درصد) بود. براساس تحلیل عاملی اکتشافی، 26 متغیر نشانگر جمع آوری شده در شش گروه فاکتور پنهان شامل: فردی، شغلی، شرایط و اعمال ناایمن، نوع آسیب و نوع بروز آن طبقه بندی شدند. یافته های تحلیل عاملی تاییدی فاکتورهای پنهان گویای آن بودند که اغلب این فاکتورها ارتباط معنا داری با یکدیگر دارند (05/0>P). نیکویی برازش مدل نیز مناسب ارزیابی شد (0/063=RMSEA).
    نتیجه گیری
     یافته های مطالعه حاضر بیانگر آن بودند که بروز انواع آسیب در پروژه های ساختمانی می تواند ناشی از برهم کنش متغیرهای نشانگر و فاکتورهای مختلف باشد. نتایج تحلیل عاملی نیز نشان دادند که میزان اثر هریک از متغیرها و فاکتورهای پنهان، متفاوت می باشد.
    کلیدواژگان: حادثه شغلی، آسیب شغلی، صنعت ساختمانی، تحلیل عاملی
  • هاجر محمدزاده بهار*، غلامرضا نبی بیدهندی صفحات 57-65
    سابقه و هدف
     شهرک های صنعتی دارای پتانسیل بالایی در رخدادهای آتش سوزی هستند. مطابق با بررسی های انجام شده، بیش از 85 درصد از حوادث صنعتی در شهرک های صنعتی در طول دهه 80 و 90، حوادث آتش سوزی بوده اند که در 10 درصد از موارد، بیش از یک کارخانه درگیر بوده اند.
    مواد و روش ها
     ابتدا 30 مورد از صنایع پرخطر شهرک صنعتی عباس آباد شناسایی گردید و پس از اعمال HAZOP (Hazard and Operability Analysis)، درخت خطا رسم شد. سپس با استفاده از شبکه Bayesian و آنالیزهای کمی و کیفی، لینک های ضعیف سیستم مشخص شدند و نرخ شکست در هر نقطه با استفاده از اطلاعات موجود و نظرات خبرگان پیش بینی گردید و با استفاده از روش فازی و Monte Carlo محاسبه گشت. در ادامه با ورود داده ها به نرم افزار کریستال بال، ریسک ها تجزیه و تحلیل شدند و با استفاده از روش Bow-tie، ریسک های پرخطر شناسایی و فیلتر گردیدند و اقدامات مدیریتی جهت کاهش آن ها ارائه گردید.
    یافته ها
     با استفاده از نظر خبرگان در طول فرایند HAZOP و فیلترهای اعمال شده، 15 رویداد پایه ای استخراج گردید که شش رویداد احتمالاتی و نه رویداد فازی بودند. با توجه به نتایج حاصل از نظر خبرگان و مدل مورد نظر، ریسک ها امتیازبندی شدند که بیشترین امتیاز را صنایع فوم و رنگ به دست آوردند.
    نتیجه گیری
     صنایع دارای مواد با نقطه اشتعال پایین، خطر آتش سوزی بالایی دارند؛ از این رو لازم است دقت بیشتری به منظور کنترل آن ها صورت گیرد. با استفاده از نتایج این مطالعه و ارائه دستورالعمل ها و آموزش های لازم به مدیران صنایع، داده های آماری کاهش چشم گیری را در تعداد حوادث اتفاق افتاده در شهرک صنعتی عباس آباد نشان دادند.
    کلیدواژگان: مدیریت بحران، مدل ارزیابی Bow-tie، منطق فازی
|
  • Jamshid Judaki, Mohammad Babamiri*, Rashid Hydarimoghadam, Hamid Saeidnia, Younes Mohamadi Pages 1-7
    Background and Objective
    Considering the importance and high prevalence of musculoskeletal disorders, this study aimed to investigate the role of mental workload, fatigue, and sleep quality in the development of musculoskeletal disorders.
    Materials and Methods
    This study included 243 employees working at Borujerd health center. The participants were selected based on simple random sampling. The data were collected using the Cornell Musculoskeletal Disorders Questionnaire, Sophie Fatigue Questionnaire, and Pittsburgh Sleep Quality Questionnaire. Moreover, the Subjective Workload Assessment Technique was utilized to evaluate the mental workload. The data were analyzed using SPSS software (Version 18) through the Pearson correlation coefficient, the Chi-square test, and regression analysis.
    Results
    According to the results of this study, back pain was ranked as the most prevalent disorder. The results of the correlation analysis showed a significant association between mental workload and fatigue with musculoskeletal disorders (P≤0.05). Moreover, a significant relationship was observed between sleep quality and musculoskeletal disorders (P≤0.05).
    Conclusion
    It can be concluded that reduced workload and fatigue, as well as improved sleep quality, can decrease the risk of musculoskeletal disorders among the staff.
    Keywords: musculoskeletal disorder, sleep quality, fatigue, mental work load
  • Seyed Amin Jazayeri*, RUHOLAH KAZEMI, Leila Nematpour Pages 8-16
    Background and Objective
    In the last few decades, organizational factors have become the leading indicators of occupational health and safety (OHS) performance in industries. ELMERI is a simple and cost-effective method for monitoring OHS performance in the manufacturing industries. Regrading this, the present study was carried out to evaluate the safety and health performance in a steel industry by using the ELMERI index.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional descriptive study, the safety and health conditions of the workplace were evaluated by Health and Safety Executive (HSE) specialists using the ELMERI index. The ELMERI index covered safety behavior, workplace hygien and housekeeping, machinery safety, occupational health, ergonomics, walkways, fire safety, and first aids. Finally, ELMERI index was examined based on the findings.
    Results
    The results of this study demonstrated that an ELMERI index of 69% is indicative of a moderate performance. Safety behavior, workplace hygien and housekeeping, machinery safety, occupational health, ergonomics, walkways, fire safety, and first aids were determined as 75%, 64.4%, 80.5%, 51.4%, 66%, 75%, and 79.6%, respectively.
    Conclusion
    A common feature for goal setting and a real-time indication of OHS performance is the use of the ELMERI method. The ELMERI method fills the gap between management activities and accident-based indicators in OHS management systems. The results of this study enable managers to make the best decisions to provide and implement preventive measures based on indicators and events by the evaluation of performance safety.
    Keywords: Safety, Health Performance, Steel Industry, ELMERI Index
  • Seyed Abolfazl Zakerian, Sara Tarzi Moghaddam, Karamallah Toulabi, Alireza Mortezapour Soufiani, Farin Khanehshenas, Saeedeh Mosaferchi* Pages 17-25
    Background and Objective
    Technological progress and application of the modern surgical techniques have led to more interest in laparoscopy by surgeons and patients. As a result, surgeons might potentially have more complications due to this procedures. Knowledge and practice of ergonomics principles can greatly reduce these problems. With this background in mind, this study evaluated the ergonomic issues in laparoscopic surgeons.
    Materials and Methods
    This cross-sectional study was performed on 50 laparoscopic surgeons employed at Tehran University of Medical Sciences, Iran through the census method. The data were collected using the researcher-made survey questionnaire regarding ergonomics in laparoscopic surgery. All the data were analyzed by descriptive statistics utilizing the SPSS software version 21.
    Results
    The findings of this study showed that most of the surgeons were not satisfied with the hand-held instrument (72%) and foot pedal (38%). Moreover, 48% and 38% of the surgeons expressed that neck and shoulder discomfort may arise due to inappropriate position of the monitor and unadjusted height of the operating table, respectively. However, only 24% of the subjects were aware of ergonomics guidelines concerning laparoscopic surgery.
    Conclusion
    According to our results, the surgeons stated that it is necessary to understand the ergonomics problems of the work environments with the aim of finding effective interventions. Therefore, taking into account the interactions between the surgeon and the operating room, in addition to improving the knowledge about ergonomics principles can play an important role in reducing the occupational injury in the surgeons.
    Keywords: Ergonomics in Healthcare, Laparoscopic Surgery, Musculoskeletal discomfort, Operating Room, Surgeon
  • Hossein Ali Rangkooy, Fereshteh Jahani, Atefeh Siahi Ahangar* Pages 26-32
    Background and Objective
    Currently, photocatalysts have become a major focus of research in physics, chemistry, and surface engineering. It is hoped that this science help to solve various environmental problems.  This study investigated the effect of ultraviolet lamp type on the removal efficiency of xylene utilizing the fixation of TiO2 nanoparticles on the activated carbon absorber and passing different concentrations of polluted air through xylene.
    Materials and Methods
    In this experimental study, after the fixation of nanoparticles on activated carbon, the produced catalyst characteristics with the specific surface area were determined using Brunauer-Emmett-Teller (BET) analysis and scanning electron microscope (SEM). A dynamic concentrator system was used in order to produce xylene vapor. Moreover, the photocatalytic removal efficiency of xylene with three inlet concentrations of the pollutant was studied under ultraviolet rays in the wavelengths of A and C regions.
    Results
    The results of BET analysis and SEM images showed that nanoparticles were well fixed on the surface of activated carbon. Moreover, the photocatalytic removal efficiency in the concentrations of 50, 100 and 300 ppm was equal to 87.8%, 98.9%, and 90.8%, respectively. In addition, no significant difference was observed between ultraviolet A and C regarding photocatalytic removal efficiency of xylene.
    Conclusion
    According to the results of this study, the inlet concentration of the pollutant had an effect on its photocatalytic removal efficiency. However, there was no significant difference between ultraviolet A and C regarding photocatalytic removal efficiency of xylene.
    Keywords: photocatalytic removal, TiO2 nanoparticles, UV-A, UV-C
  • Fatemeh Abareshi, Reza Hekmatshoar, Sedighe Rastaghi, Zahra Sharifi * Pages 33-40
    Background and Objective
    Lack of anthropometric data in order to design workstations and equipment can cause work-related injuries; therefore, it is necessary to create anthropometric database. The aim of the present study was to evaluate the appropriateness of hospital equipment ergonomic indices to female nurses’ anthropometric dimensions in one of the teaching and therapeutic hospitals of Sabzevar, Iran.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional study, 96 female nurses were selected using convenience sampling method. In the first phase, the participants completed the demographic questionnaire and body map checklist. Then, in addition to height and weight, 14 anthropometric dimensions of the subjects were measured by an expert in ergonomics using Calipers. Furthermore, in order to compare the participants’ ergonomic dimensions with equipment dimensions in hospital, the dimensions of the ten most used equipment in the hospital were measured. The data were analyzed by SPSS software (version 17) using the Chi-square test, Mann–Whitney U test, Fisher's exact test, and Student's t-test. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    The findings of the present study indicated that high prevalence of musculoskeletal pain among female nurses, especially in the neck, waist, back, shoulder, and knee regions were reported as 73.7%, 70.62%, 69.38%, 14/55 %, and 32/48%, respectively. Moreover, the investigation of the participants’ anthropometric dimensions and the measurement of equipment dimensions revealed that there was no appropriateness in many aspects, such as access limit, mid-shoulder height, standing elbow height, with the equipment, such as serum holder, drug trolley, medicinal shelf, hospital bead, and nursing station.
    Conclusion
    Despite the differences in the physical dimensions of female nurses, the equipment was not proportional to the participants’ anthropometric dimensions in the present study. It is necessary to consider this issue in order to reduce the incidence of musculoskeletal disorders.
    Keywords: Anthropometry, Ergonomics, Hospital Equipment, Nurses
  • Abbas Mohammadi, Behzad Fouladi Dehaghi, Leila Nematpour* Pages 41-49
    Background and Objective
    Mental fatigue usually occurrs as a result of long-term cognitive activities. Mental fatigue could have important effects on the daily lives of healthy people. Therefore, the purpose of this study was to estimate mental fatigue and its impact on staff performance.
    Materials and Methods
    This descriptive analytic study was performed on 10 staff with a mean age of 36±6.19 years. To evaluate the performance of the participants, they were asked to read a text with spelling errors and then correct them. This test was performed in 5 steps of 15 min during which electroencephalography (EEG) was performed. At each step, the Karolinska Sleepiness Scale (KSS) was completed by the staff. The data were analyzed statistically by the repeated measures ANOVA and Pearson correlation coefficient.
    Results
    According to the results, the brain waves decreased during the experiment, which was indicative of increased mental fatigue. The EEG was recorded as 213.14±59.98 and 77.68±21.68 in the first and last 15 min, respectively. In addition, the participants were reported their fatigue by KSS, based on which the performance of the participants was shown to decrease from 27.3±4.53 to 17.5±5.19.
    Conclusion
    The EEG facilitates the investigation of mental fatigue over different periods of time. As the results indicated, mental fatigue caused by long-term cognitive activities could result in the reduction of the accuracy, focus, and consciousness of the staff. Finally, increased mental fatigue led to the recution of the quality of individuals’ performance.
    Keywords: Electroencephalography, Karolinska Sleepiness Scale, mental fatigue, performance
  • Heidar Mohammadi, Ahmad Soltanzadeh*, Hamidreza Heidari, Abolfazl Mohammad Beygi, Mohsen Mahdinia, Jamshid Rahimi Pages 50-56
    Background and Objective
    Approximately, half of the occupational accidents are associated with the construction industry in Iran. Therefore, the factor analysis of risk variables affecting occupational injuries in the construction industry can lead to understanding and reducing the rate of injuries in these projects. The purpose of this study was to identify the risk factors affecting the types of injuries in construction projects based on factor analysis.
    Materials and Methods
    This field study was conducted on 65 active construction projects. The collected data included 55 injuries that were analyzed in SPSS software (Version 22.0) based on exploratory factor analysis and confirmatory factor analysis.
    Results
    The most frequent type of injuries regarding the order were spinal cord injury (41.2%), cuts (32.4%), organ failure (17.6%), and multiple scars (8.8%). Based on exploratory factor analysis, 26 indicator variables were classified in six groups of latent factors, including individual, occupational, unsafe conditions, unsafe acts, the type of injury incidence, and the type of injury. The findings of the confirmatory factor analysis of latent factors showed a significant correlation within these factors (P<0.05). The goodness of fitness of the model was evaluated as good (RMSEA=0.663).
    Conclusion
    The findings of the present study indicated that the incidence of injuries in construction projects can be due to the interaction between different factors and indicator variables. In addition, the results of factor analysis in this study indicated a difference between the effect of each of the indicator variables and latent factors.
    Keywords: occupational accident, occupational injury, construction industry, factor analysis
  • Hajar Mohammadzadeh Bahar*, Gholamreza Nabi Bidhendi Pages 57-65
    Background and Objective
    Industrial estates have been described as highly prone to fire incidents. According to the baseline studies, more than 85% of the industrial accidents occurring in industrial estates during the 80s and 90s were fire incidents affecting more than one factory in 10% of the cases.  
    Materials and Methods
    After the identification of 30 high-risk industries in Abbasabad industrial estate, a fault tree was designed using the hazard and operability analysis (HAZOP). In the next stage, the weak links in the system were pinpointed using quantitative and qualitative analysis and Bayesian network. The failure rate of each area was predicted using the available data and experts’ opinions, and then calculated using the fuzzy logic and Monte Carlo methods. The data were analyzed in the Crystalball software. After the analysis of the risks, the critical risks were identified and filtered using the Bowtie method, and then subjected to the management process.
    Results
    The consultation with industrial experts during the HAZOP process and application of filtration resulted in the identification of 15 major incidents, 9 and 6 events of which were probabilistic and fuzzy, respectively. The risks were rated based on the experts’ opinions and the given model; in this regard, the foam and paint industries gained the highest modeling score.
    Conclusion
    The sensitivity analysis of failure probability revealed that the industries using or producing materials with a low flammable point have a higher risk; therefore, more attention should be paid to these industries to prevent the fire incidents. The application of the results of this study in the development of the required guidelines and trainings for the industrial managers resulted in a decrease in the number of accidents in Abbasaabad estate.
    Keywords: crisis management, Bow-tie evaluation model, fuzzy logic