فهرست مطالب

پژوهش توانبخشی در پرستاری - سال پنجم شماره 3 (پیاپی 19، بهار 1398)
  • سال پنجم شماره 3 (پیاپی 19، بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • پریدخت اصالتی، علی عرب*، ولی مهدی نژاد صفحات 1-7
    مقدمه
    افسردگی یکی از شایع ترین مشکلات روانی است که می تواند باعث کاهش بهزیستی روانشناختی و شفقت خود شود. برای بهبود وضعیت روانشناختی افراد روش های مختلفی وجود دارد که یکی از آنها معنادرمانی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر معنادرمانی فرانکل بر بهزیستی روانشناختی و شفقت خود دانشجویان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانشجویان دختر دانشگاه فرهنگیان پردیس بیرجند در سال تحصیلی 97-1396 بودند که 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین و گروه ها به روش تصادفی با کمک قرعه کشی به عنوان گروه های آزمایش و کنترل انتخاب شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) با روش معنادرمانی فرانکل آموزش دید. گروه ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون از نظر بهزیستی روانشناختی و شفقت خود ارزیابی شدند. داده ها با آزمون های آماری تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که گروه ها از نظر بهزیستی روانشناختی و شفقت خود تفاوت معناداری داشتند. به عبارت دیگر معنادرمانی فرانکل باعث افزایش معنادار بهزیستی روانشناختی (001/0P< ,39/86F=) و شفقت خود (001/0P< ,68/92F=) دانشجویان شد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از تاثیر معنادرمانی فرانکل بر بهبود ویژگی های روانشناختی (افزایش بهزیستی روانشناختی و شفقت خود) بود. بنابراین پیشنهاد می شود که مشاوران و درمانگران از روش معنادرمانی فرانکل برای افزایش بهزیستی روانشناختی و شفقت خود دانشجویان استفاده کنند.
    کلیدواژگان: افسردگی، بهزیستی روانشناختی، شفقت، معنادرمانی
  • عطیه اخلی*، رضا مسعودی صفحات 8-13
    مقدمه
    نارسایی مزمن کلیه اختلال پیشرفته و برگشت ناپذیر عملکرد کلیه می باشد که امروزه 2تا3درصد  مردم دنیا به آن مبتلا می باشند. براساس امار ارائه شده از سوی مرکز پیوند بیماری های خاص تعداد بیمارانی که دچار نارسایی پیوند کلیه هستند حدود25000نفر می باشد . سالانه حدود4000بیمار جدید به این تعداد اضافه می گردد در این بین دیالیز به عنوان رایجترین روش درمانی در این بیماران به شمار می آید، تقریبا بیش از 50درصد این بیماران کلیوی در ایران تحت درمان با همودیالیز می باشند. بیماران همودیالیزی به دلیل ماهیت مزمن بیماری دچار عوارض و مشکلات زیادی هستند که می تواند موجب کاهش خودکارآمدی و کیفیت زندگی آنان گردد. بهبود و حمایت از این بیماران نیازمند مشارکت فعال خانواده می باشد. بنابراین  این مطالعه با هدف تاثیرالگوی توانمندسازی خانواده محور برخودکارآمدی بیماران تحت همودیالیز استان گلستان انجام گرفت.
    روش کار
    این مطالعه کارازمایی بالینی برروی70 نفر از بیماران همودیالیزی شهرگنبدکاووس که بعد از همسان سازی از نظر تعداد دفعات دیالیز، تحصیلات، سن و جنس به صورت تصادفی ساده به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. الگوی توانمندسازی خانواده محور در گروه آزمون در6جلسه 90-60دقیقه ای اجرا گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر بود. تجزیه تحلیل اطلاعات توسط نرم افزارآماری spss21با آزمون آماری تی مستقل، تی زوجی و آنالیزواریانس صورت گرفت.
    یافته ها
    آزمون تی مستقل بین گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله اختلاف معنی داری را نشان نداد.  (0/97= P).ولی تی مستقل بعد از مداخله بین دو گروه اختلاف معنی داری را نشان داد (0/01>P)
    نتیجه گیری
    اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور با مشارکت اعضای خانواده موجب افزایش خودمراقبتی و ارتقاء سبک زندگی بیماران همودیالیزی می گردد. لذا با توجه به کم هزینه و ایمن بودن و تاثیر گذاری الگوی توانمندسازی خانواده محور پیشنهاد می گردد از این الگو بر روی سایر متغیرهای مراقبت پرستاری و یا سایر بیماران مزمن استفاده گردد.
    کلیدواژگان: الگوی توانمندسازی، بیماران همودیالیزی، خانواده محور، خودکارآمدی
  • ناهید احمدی مرویلی، حسن میرزاحسینی*، نادر منیرپور صفحات 14-22
    مقدمه
    نوجوانانی که رفتارهای خودآسیب رسان و گرایش به خودکشی دارند مشکلات روانشناختی متفاوتی را تجربه می کنند. در این میان درباره ی دو ریسک فاکتور مهم یعنی سبک دلبستگی ناایمن و سازمان شخصیت مرزی علی رغم اهمیتی که برای درک رفتارهای خودآسیب رسان دارند پیشینه ی پژوهشی ضعیف است. این مطالعه با هدف بررسی رابطه میان سبک دلبستگی ناایمن و سازمان شخصیت مرزی با رفتارهای خودآسیب رسان و گرایش به خودکشی نوجوانان انجام شد.
    روش کار
    روش این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمام دختران دانش آموز شاغل به تحصیل در سال 97 - 96 منطقه ی 16 آموزش و پرورش شهر تهران بودند که در دوره اول و دوم متوسطه مدارس دولتی تحصیل می کردند. گروه نمونه پژوهش شامل 700 دانش آموز دختر در رده ی سنی 17-15 سال بودند که با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش یعنی سیاهه ی رفتارهای خودآسیب رسان، مقیاس چند بعدی گرایش به خودکشی و سیاهه سازمان شخصیت کرنبرگ پاسخ دادند. داده ها با روش همبستگی پیرسون و با استفاده از نرم افزار SPSS-21 تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد میان سبک دلبستگی و سازمان شخصیت با رفتارهای خودآسیب رسان و گرایش به خودکشی نوجوانان همبستگی وجود دارد.
    نتیجه گیری
    نتیجه ی مطالعه ی حاضر در راستای یافته های دیگر پژوهش ها و مبانی نظریه ای بوده و  پیش بینی پذیری رفتارهای خودآسیب رسان و گرایش به خودکشی در نوجوانان را توجه به ارزیابی سازمان شخصیت و سبک دلبستگی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: رفتارهای خودآسیب رسان و گرایش به خودکشی، سبک های دلبستگی و سازمان شخصیت
  • مرضیه شایانی ممتاز، نرگس ارسلانی*، فرحناز محمدی شاهبلاغی، اکبر بیگلریان صفحات 23-30
    هدف
    خستگی یکی از شایعترین مشکلات در بیماران تحت همودیالیز می باشد که توجه به آن در پرستاری بسیار حائز اهمیت است. هدف این مطالعه تعیین تاثیر اجرای برنامه توانبخشی بر میزان خستگی بیماران می باشد.
    مواد و روش ها
    مطالعه حاضر از نوع شبه تجربی بوده و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. از طریق روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و بر اساس معیارهای ورود 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله اجرای برنامه ی توانبخشی شامل انجام ماساژ کف پا در حین همودیالیز به مدت 10 دقیقه در 12 جلسه حین همودیالیز به طول مدت یک ماه همراه با آموزش الگوی فعالیت روزانه، آموزش رژیم غذایی و و داروها با حضور خانواده مددجو انجام شد. نمونه ها قبل ویک ماه بعد از مداخله، پرسشنامه ی خستگی MFI-20 را تکمیل کردند. داده ها با نرم افزار آماری SPSS19 و با استفاده از آزمون های آماری کای اسکوئر، دقیق فیشر، تی مستقل و زوجی و کواریانس تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین دو گروه مداخله و کنترل از نظر توزیع متغیرهای زمینه ای تفاوتی وجود نداشت. میانگین میزان خستگی قبل از مداخله درگروه مداخله (5/54 ± 56/68) و در گروه کنترل (4/52 ± 55/72) بود که بعد از مداخله در گروه مداخله به (4/26 ± 49/25) و در گروه کنترل به (4/66 ± 55/11) رسید و این اختلاف در گروه مداخله معنی دار بود (0/001p<).
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده می توان ذکر نمود که اجرای برنامه توانبخشی در کاهش خستگی بیماران همودیالیزی  موثر است. بنابراین می توان روش به کار گرفته شده در پژوهش حاضر را به عنوان یک روش ساده، غیر تهاجمی، کم هزینه و موثر در کاهش خستگی بیماران همودیالیزی را به پرستاران پیشنهاد نمود.
    کلیدواژگان: توانبخشی، خستگی، همودیالیز، بیمار
  • جلیل فایند، مریم اکبری*، امید مرادی، کیومرث کریمی صفحات 31-38
    مقدمه
    با توجه به شیوع اختلالات روان شناختی در بیماران مالتیپل اسکلروزیس، برخی از گزارش ها اثربخشی مدل تاب آوری را مقدم بر درمان های مرسوم قبلی دانسته اند، بر این اساس هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مدل تاب آوری بر بهبود مولفه های کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس با پیگیری سه ماهه بود.
    روش کار
    این پژوهش، به صورت تجربی بوده و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر 631 نفر بود. نمونه شامل 40 بیمار مبتلا به ام اس شهر تبریز در سال 1397 بود. ابتدا از 220 بیمار مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس، آزمون کیفیت زندگی به عمل آمد؛ سپس افرادی از جامعه فوق که طبق معیار نقطه برش در سطح نامطلوبی قرار داشتند، (82 نفر) انتخاب شدند. 20 نفر برای گروه آزمایش و 20 نفر برای گروه کنترل به صورت تصادفی انتخاب شدند. مداخله مبتنی بر آموزش تاب آوری طی  12 جلسه نود دقیقه ای، هر هفته یک جلسه اجرا شد. پس از اتمام جلسات مجددا آزمون کیفیت زندگی جهت پس آزمون روی دو گروه اجرا گردید و سه ماه بعد از اتمام مداخله نیز پس آزمون بعمل آمد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    همه آزمودنی ها مذکر بوده و میانگین سن آزمودنی های گروه آزمایش 5/84±42/35 و میانگین سنی آزمودنی های گروه کنترل 5/84±42/35 بود. تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمره های پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود داشت (P<0/01)، به نحوی که مداخله تاب آوری موجب بهبود مولفه های کیفیت زندگی در گروه آزمایش شده است. همچنین بعد از پیگیری سه ماهه نیز مدل تاب آوری اثر ماندگاری بر کیفیت زندگی بیماران ام اس داشته است.
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر مثبت آموزش تاب آوری، استفاده از این آموزش در برنامه ریزی اقدام های بهداشت روانی به خصوص در مورد بیماران مالتیپل اسکلروزیس توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تاب آوری، کیفیت زندگی، مالتیپل اسکلروزیس
  • آناهیتا خدابخشی کولایی*، محمدرضا فلسفی نژاد، زهره صبوری صفحات 39-46
    مقدمه
    در طلاق عاطفی با فقدان اعتماد، احترام و محبت به یکدیگر، زوجین در صدد آزار و اذیت، ناکامی و تنزل عزت نفس یکدیگرند و هر یک در جهت یافتن دلیلی برای اثبات عیب و کوتاهی و طرد دیگری هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و مولفه های طلاق عاطفی در پرستاران متاهل بیمارستانهای شهر تهران در سال 1395 طراحی و انجام شد.
    مواد و روش ها
    روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل؛ کلیه پرستاران متاهل زن و مرد بیمارستان های منطقه دو شهر تهران در سال 1395 بودند که از میان آنها150 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ایچند مرحلهای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس طلاق عاطفی گاتمن و پرسشنامه محقق ساخته طلاق عاطفی که در 60 گویه و 12 مولفه و بر اساس نظریات طلاق گاتمن (1997)، طلاق روانی کسلر (1975)، مثلث عشق استرنبرگ (1988) و کیفیت روابط زناشویی مارکس (1989) تهیه شده بود، استفاده شد. داده ها از روش تحلیل عاملی و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل شدند.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها نشان دادند که، 11 عامل انتقاد، اهانت، رفتار تدافعی، همکاری نکردن، سرخوردگی، قطع عاطفی، فرسایش، سوگواری، عشق ابلهانه، عشق پوچ و  جدایی می توانند متغیر طلاق عاطفی را بسنجند (0/05>P) و مولفه جدایی فیزیکی توانایی سنجش طلاق عاطفی را ندارد (0/05< P). همچنین میزان طلاق عاطفی در گروه نمونه مورد مطالعه، 39/3 درصد بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان دادند که، تعامل های منفی و عدم رضایت زناشویی از رابطه دو طرفه، زمینه طلاق عاطفی را فراهم میکند. این پدیده در صورتی که درمان نگردد، زوجین را به سمت طلاق و جدایی رسمی سوق می دهد. با توجه به نتایج این مطالعه و شناسایی مولفه های طلاق عاطفی، امید آن است که با برگزاری کارگاه های تخصصی زناشویی و دوره های زوج درمانی و مشاوره های پیش از ازدواج، به شکل مطلوبی از بروز بیشتر این پدیده جلوگیری گردد.
    کلیدواژگان: پرستاران، طلاق عاطفی، متاهل
  • آزاده فلسفی، زهرا دشت بزرگی* صفحات 47-54
    مقدمه
    سقط های مکرر عامل ناخشنودی جدی برای خانواده ها به ویژه زنان هستند که آنان را در معرض فشارها و مشکلات روانی فراوانی قرار می دهند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش ذهن آگاهی بر نشخوار فکری، تصویر تن و رضایت جنسی در زنان با سقط مکرر انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه پژوهش زنان دارای سقط مکرر مراجعه کننده به بیمارستان های دولتی امام خمینی (ره) و رازی شهر اهواز در سال 1397 بودند. نمونه پژوهش 40 نفر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش ذهن آگاهی آموزش دید. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های نشخوار فکری، تصویر تن و رضایت جنسی بودند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تحلیل شدند.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که بین میانگین پیش آزمون گروه های آزمایش و کنترل از نظر هر سه متغیر نشخوار فکری و تصویر تن و رضایت جنسی تفاوت معناداری وجود نداشت (0/05<p)، اما بین میانگین پس آزمون گروه ها از نظر هر سه متغیر تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر آموزش ذهن آگاهی به طور معناداری باعث کاهش نشخوار فکری و افزایش تصویر تن مثبت و رضایت جنسی در زنان با سقط مکرر شد (0/001>p).
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از تاثیر آموزش ذهن آگاهی در بهبود نشخوار فکری، تصویر تن و رضایت جنسی در زنان با سقط مکرر بود. بنابراین مشاوران و درمانگران می توانند از روش آموزش ذهن آگاهی برای مداخله در زمینه نشخوار فکری، تصویر تن و رضایت جنسی استفاده کنند.
    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، نشخوار فکری، تصویر تن، رضایت جنسی، سقط مکرر
  • حمیدرضا گیلاسی، نرگس ناصری بروجنی، محمد پورابراهیمی، زینب گیلاسی، ماریه جنابی قدس، حمیدرضا صادقی گندمانی* صفحات 55-62
    مقدمه
    یکی از شایعترین خطاهای مراقبتیخطاهای دارویی است که در بین پرستاران اهمیت مضاعفی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین ارتباط خستگی و خطاهای داروئی در پرستاران شاغل در بیمارستان شهید بهشتی کاشان بود. 
    روش کار
    این مطالعه توصیفی-تحلیلی بر  روی 391 پرستار شاغل در بیمارستان شهید بهشتی کاشان، با روش نمونه گیریطبقه ای  انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه کیفیت خواب پیتسبرگ، سیاهه چندبعدی خستگی و پرسشنامه خطاهای دارویی بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار  SPSS نسخه 16 و آزمونهای آماری تی مستقل، آنالیز واریانس، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. 
    یافته ها
    بر اساس یافته های این مطالعه، بروز خطاهای دارویی پرستاران در سه ماه گذشته 2/42±12/39 (از نمره کل 19) و خستگی16/5±78 (از نمره کل 140) در حد متوسط بود.ارتباط مستقیم و معنی داری بین میزان خستگی با رخداد خطاهای داروئی (r=0/40 و 0/001 >P) وجود داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج مطالعه حاضر، میتوان نتیجه گرفت، وقوع خطاهای داروئی در پرستاران شایع است. لذا، لزوم آموزش اصول دارو دادن به روش صحیح با در نظر گرفتن کلیه نکات ایمنی و شناسایی و حذف عوامل منجر به خستگی پرستاران در هر بخش و فراهم کردن شرایطی که خستگی پرستاران تعدیل شود، ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: پرستاران بالینی، خستگی، خطاهای دارویی
|
  • Paridokht Esalati, Ali Arab*, Vali Mehdinezhad Pages 1-7
    Introduction
    Depression is a one of the most common psychological problems that can decrease the psychological well-being and self-compassion. There are different ways to improve the psychological status of people which one of them is logotherapy. Present research aimed to determine effect of Frankl’s logotherapy on psychological well-being and self-compassion of students.
    Methods
    This research was a semi-experimental with a pre-test and post-test design with a control group. The research population was girl students with depression of Farhangian University of Birjand Pardis in the 2017-18 academic years which 30 people selected by available sampling method and randomly assigned to two groups and groups selected by randomly method with using lottery as an experimental and control groups. The experimental group trained 8 sessions of 90 minute (weekly two sessions) by method of Frankl’s logotherapy. The groups evaluated in pre-test and post-test phases in terms of psychological well-being and self-compassion. The data were analyzed by statistical tests.
    Results
    The findings showed that there was a significant difference between the groups in terms of psychological well-being and self-compassion. In the other words the Frankl’s logotherapy significantly increased the psychological well-being (F=86/39, P<0/001) and self-compassion (F=92/68, P<0/001) of students.
    Conclusions
    The results indicate the effect of Frankl’s logotherapy on improving the psychological characteristics (increasing the psychological well-being and self-compassion). Therefore, it is suggested that counselors and therapists use from Frankl’s logotherapy method to increase the psychological well-being and self-compassion of students.
    Keywords: Compassion, Depression, Logotherapy, Psychological Well-Being
  • Atieh Okhli*, Reza Masoodi Pages 8-13
    Introduction
    Chronic renal failure is an advanced and irreversible impairment of renal function, which affects 2 to 3 percent of the world's population today. The number of patients with kidney transplant failure is estimated to be about 25,000, according to a report from the Center for the Transplantation of Specific Diseases. Annually, about 4,000 new patients are added to this population, with dialysis as the most commonly used treatment. Nearly 50% of these kidney patients are hemodialysis patients in Iran.Hemodialysis patients have many complications due to the chronic nature of the disease, which can decrease their self-efficacy and quality of life. Improving and supporting these patients requires active participation of the family. Therefore, the aim of this study was to improve the family-centered empowerment of hemodialysis patients in Golestan province.
    Methods
    This experimental study was carried out on 70 hemodialysis patients in Gonbad-e-Kavoos city who were randomly divided into two groups of control and control after being matched for dialysis, education, age and sex. The family-centered empowerment model in the test group was performed in 6 sessions of 60-90 minutes. Data gathering tool was Sherer general self-efficacy questionnaire. Data analysis was done by SPSS21 software using independent t-test, paired T-test and Analysis of variance.
    Results
    Independent t-test between the intervention and control groups did not show any significant difference. (P = 0.97), but independent t after intervention showed significant difference between the two groups (P < 0.01).
    Conclusions
    Implementation of family-centered empowerment model with the participation of family members will increase self-care and promote lifestyle in hemodialysis patients. It is recommended that the patient receive the health care in the family home. Due to the low cost and safety and the impact of the family-centered empowerment model, it is recommended to use this model on other variables of nursing care or other chronic patients.
    Keywords: empowerment pattern, hemodialysis patients, family-centered, self-efficacy
  • Nahid Ahmadi Marvili, Hasan Mirzahoseini*, Nader Monirpoor Pages 14-22
    Introduction
    Adolescence who have self-harm behaviors (SHS) or tendency to suicide experience different psychopathological problems. Two potential critical risk factors - insecure attachment and especially borderline personality organization- have been underexplored in the literature despite the fact that both of these structures are central to understanding these problematic behaviors. The objective of this research was to explore the association between adolescent insecure attachment and borderline personality organization with self- harm behaviors and tendency to suicide.
    Methods
    This study was a correlation design. Sample group which was selected through multi-stage cluster sampling included 700 students from high schools of Tehran, district 16 in Academic year 2017-2018. All participants were asked to complete questionnaire pack including: Self-Harm behavior Inventory, Multi-Attitude Suicide Tendency Scale, and Personality Organization Inventory. Data was analyzed by Pearson correlation method and using the SPSS-21 software.
    Results
    The results illustrated a significant correlation between insecure attachment style and borderline personality organization with self- harm behaviors (SHB) and tendency to suicide.
    Conclusion
    Findings of the current study are consistent with previous studies and theoretical stance indicating the predictability of self- harm behaviors / suicide tendency indices from quality of attachment style and personality organization in adolescence.
    Keywords: self- harm behaviors, suicide tendency, attachment style, personality organization
  • Marzieh Shayanimomtaz, Narges Arsalani*, Farahnaz Mohammadishahbolaghi, Akbar Biglaryan Pages 23-30
    Introduction
    Fatigue is one of the most common problems in hemodialysis patients, which according to it is very important in nursing. This study aimed to determine the effect of rehabilitation plan on fatique in hemodialysis patients.
    Methods
    This study is Quasi-experimental study that in that Pretest-posttest plan with control group was used. 40 patients were selected Based on inclusion criteria and purposive sampling method and randomly divided into two groups of experimental and control by using a table of random numbers. For the intervention group, a rehabilitation program including foot massage during hemodialysis for 10 minutes in 12 sessions during hemodialysis for one month, with daily activity training, dietary training and medications with the presence of the family of the patient. Patient filled The Multidimensional Fatigue Inventory (MFI-20) before and one month after intervention. SPSS statistical software SPSS19 data using chi-square, Fisher's exact test, and independent t-test and paired T was performed.
    Results
    Results showed that no different between two groups of intervention and control about demographic characteristics. The mean fatigue Score was 56.68 ± 5.54 in intervention group, and 55.72 ± 4.52 in the control group before intervention, which respectively reached to 49.25 ± 4.26 and 55.11 ± 4.66 after implementation of the intervention and this difference was Significant in intervention group (P ≤ 0.001).
    Conclusions
    According to the results we can say that rehabilitation plan is effective in reducing fatigue in hemodialysis patients. So it can be applied method of this study as a simple, non-invasive, low-cost and effective in reducing fatigue in hemodialysis patients to nurses suggests
    Keywords: rehabilitation, fatigue, hemodialysis, patient
  • Jalil Fayand, Maryam Akbari*, Omid Moradi, Kiomas Karimi Pages 31-38
    Introduction
    Regarding the prevalence of psychological disorders in multiple sclerosis patients, some reports have considered the efficacy of a resilient model prior to previous treatments. Therefore, the aim of this study was to investigate the effectiveness of the resiliency model on improving the quality of life components in patients with multiple sclerosis followed by three months.
    Methods
    This study was an experimental study in which pre-test-post-test design with control group was used. The statistical population of the study was 631 people. The sample consisted of 40 MS patients in Tabriz in 2018. First of all, 220 patients with multiple sclerosis, a quality of life test, were selected. Then, the subjects from the above-mentioned society, who were classified as unsatisfactory according to the cutoff criteria, were selected (82 subjects). 20 subjects were assigned to the experimental group and 20 controls were randomly selected. The intervention based on resilient training was performed in 12 sessions of 90 minutes, one session per week. After the end of the sessions, quality of life test for posttest was performed again in two groups and after three months after the end of the intervention, a post-test was performed. Data were analyzed using covariance analysis.
    Results
    All subjects were male and the mean age of the subjects in the experimental group was 42.35 ± 5.84 and the mean age of the subjects in the control group was 42.35 ± 5.84. Data analysis showed that there was a significant difference between the mean scores of post-test in the experimental and control groups (P < 0.01), so that the intervention improved the components of quality of life in the experimental group. Also, after a three month follow up, the model of resilience has had a lasting effect on the quality of life of MS patients.
    Conclusions
    Considering the positive effect of resilient education, the use of this training in planning mental health interventions, especially in patients with multiple sclerosis, is recommended.
    Keywords: Resiliency, Quality of Life, Multiple Sclerosis
  • Anahita Khodabakhshi Koolaee*, Mohammad Reza Falsafinejad, Zohreh Sabourei Pages 39-46
    Introduction
    In an emotional divorce with a lack of trust, respect, and affection for each other, couples try to persecute, fail, and degrade self-esteem. And each one is in order to find a reason to prove the defect and exclusion of another. The present study was conducted to determine the pervalnce and components of emotional divorce in married nurses in Tehran hospitals.
    Methods
    The research methoed was a descriptive and corrlational study. A total of 150 married nurses from Tehran hospitals were selected through multi-stage and cluster random sampling by 2016. To collect the data, Gottman’s emotional divorce scale and researcher-made emotional divorce questionnaire in 60 items and 11 components based on Gatman's divorce views (1997), Kessler's divorce (1975), Sternberg Love Triangle (1988) and the quality of marital relationships Marx (1989) was used. After analyzing the questionnaires, the data were analyzed with factor analysis by SPP20 software.
    Results
    Data analysis showed that 11 factors: Criticism, insult, defensive behavior, non-cooperation, frustration, fault, erosion, mourning, foolish love, null love and separation composition can measure the variables of emotional divorce (P < 0.05). And the physical separation component does not have the ability to measure emotional divorce (P > 0.05). Also, the amount of emotional divorce in the sample group was 39.3%.
    Conclusions
    The results showed that, in fact, the significant reduction of positive interactions and satisfaction in the relationship between the two sides provides the basis for emotional divorce. This phenomenon will lead couples to divorce and formal separation if they are not treated. According to the results of this study and identifying the components of emotional divorce, it is hoped that by holding marriage specialized, Couple Therapy Courses, Pre-marriage counseling workshops, it would be desirable to prevent the occurrence of this phenomenon.
    Keywords: Emotional Divorce, Nurses, Married Persons
  • Azadeh Falsafi, Zahra Dashtbozorgi* Pages 47-54
    Introduction
    Recurrent pregnancy losses are a source of serious unhappiness for families, especially women, which exposes them to many psychological pressures and problems. This research aimed to investigate the effect of mindfulness training on rumination, body image and sexual satisfaction in women with recurrent pregnancy loss.
    Methods
    This research was a semi-experimental with pre-test and post-test design. Research population was women with recurrent pregnancy loss referring to Imam Khomeini (Rah) and Razi hospitals in Ahvaz city in 2018 year. Sample research was 40 people that selected by available sampling method and randomly divided into two equal groups. The experimental group received eight sessions of 90 minute with mindfulness method. Instrument research was the questionnaires of rumination, body image and sexual satisfaction. Data analyzed by multivariate analysis of covariance and with using SPSS-22 software.
    Results
    The findings showed that there was no significant difference between the pre-test mean of experimental and control groups in terms of all three variables of rumination, body image and sexual satisfaction (P > 0.05), but three was significant difference between the post-test mean of all three variables. In the other words, mindfulness training significantly led to decrease rumination and increase positive body image and sexual satisfaction in women with recurrent pregnancy loss (P < 0.001).
    Conclusions
    The results indicated the effect of mindfulness training on improving rumination, body image and sexual satisfaction in women with recurrent pregnancy loss. Therefore, counselors and therapists can use from mindfulness training to intervention in the field of rumination, body image and sexual satisfaction.
    Keywords: Mindfulness, Rumination, Body Image, Sexual Satisfaction, Recurrent Pregnancy Loss
  • Hamidreza Gilasi, Narges Naseri Borujeni, Mohammad Pourebrahimi, Zeinab Gilasi, Mariyeh Jenabi Aghdas, Hamidreza Sadeghi Gandomani* Pages 55-62
    Introduction
    Medication errors are one of the most common errors in care and these errors have a double importance among nurses.
    Methods
    This descriptive-analytical study was carried out on 350 nurses working in Shahid Beheshti Hospital in Kashan, Iran by stratified sampling method. Data were collected using Pittsburgh sleep quality questionnaire, The Multidimensional Fatigue Inventory, and medication errors questionnaire. Data were analyzed by SPSS software version 16 and independent t-test, ANOVA, Pearson correlation coefficient and Tukey post hoc test.
    Results
    Based on the findings of this study, the incidence of nursing medication errors in the past 3 months was 12.39 ± 2.42 (total score 19) and the fatigue score of 78 ± 16.5 (total score 140) was moderate. There was a direct and significant correlation between the amount of fatigue with the occurrence of drug errors (r = 0.40, P < 0.001).
    Conclusions
    According to the results of this study, it can be concluded that the occurrence of drug errors in nurses is common. Therefore, it is necessary to teach the principles of correct medication taking into account all safety points, identifying and eliminating the factors leading to fatigue of nurses in each department and providing conditions for nursing fatigue moderated.
    Keywords: medication errors, fatigue, Clinical Nurses