فهرست مطالب

بیماری های پستان ایران - سال دوازدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال دوازدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مهسا خدایاریان، فاطمه پیغمبری، سید سعید مظلومی محمودآباد، محمدعلی مروتی شریف آباد، مینور لمیعیان میاندوآب صفحات 8-18
    مقدمه
    سرطان پستان شایع ترین سرطانی است که زنان ایرانی را نگران نموده است. تشخیص اولیه بیماری نقش تعیین‏ کننده در پیش آگهی آن ایفا می نماید. لذا مشارکت در رفتارهای پیشگیرانه، تنها گزینه دردسترس برای زنان می باشد. هدف از این مطالعه طراحی و روان‏سنجی پرسشنامه مبتنی بر نظریه انگیزش محافظت برای مشارکت زنان در رفتارهای پیشگیرانه از سرطان پستان بود.
    روش بررسی
    طرح ترکیبی اکتشافی متوالی برای این مطالعه اتخاذ گردید. در مرحله کیفی 14 مصاحبه نیمه ساختاریافته با زنان انجام شد. پس از تحلیل محتوای کیفی هدایت شده، گویه های اولیه پرسشنامه طراحی شد. روایی پرسشنامه توسط کسب نظرات اعضای پانل خبرگان، نسبت و شاخص روایی محتوا و تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. سپس مطالعه توصیفی مقطعی روی 420 زن انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS19 و AMOS16 تحلیل شد. 
    یافته ها
    در ارزیابی روایی صوری کیفی و کمی، همه سازه های نظریه انگیزش محافظت نمره تاثیر بالاتر از 5/1 کسب نمودند. در بعد روایی محتوایی، 9 سوال حذف گردید. پایایی پرسشنامه به‏ صورت قابل قبول برآورد شد. نسخه نهایی پرسشنامه در 2 بخش متشکل از ویژگی‏ های دموگرافیک و سازه های نظریه انگیزش محافظت دارای 56 گویه و 8 بعد مهیا گردید. تحلیل عاملی، برازندگی مدل اندازه گیری فرآیندهای نظریه را تایید نمود.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر یکی از تحقیقات پیشرو در بررسی کاربردی بودن نظریه انگیزش محافظت در حیطه مشارکت زنان ایرانی در رفتارهای پیشگیرانه از سرطان پستان می باشد. ابزار سنجش مشارکت در رفتارهای پیشگیرانه از سرطان پستان دارای مشخصه های روان‏سنجی قابل قبولی در جمعیت زنان ایرانی می‏ باشد و می ‏توان از آن به عنوان یک ابزار معتبر بهره برد.
    کلیدواژگان: طرح ترکیبی اکتشافی متوالی، نظریه انگیزش محافظت، تحلیل محتوای هدایت شده، روان سنجی، رفتارهای پیشگیرانه از سرطان پستان
  • سمیرا غلامیان، سید رضاعطارزاده حسینی، امیر رشیدلمیر، حمید آقاعلی نژاد صفحات 19-28
    مقدمه
    بسیاری از مرگ ومیرهای مبتلایان به سرطان ناشی از متاستاز است و فرایند درگیر در متاستاز انتقال از حالت اپی تلیالی به مزانشیمی است. از طرفی، فعالیت ورزشی منظم نقش مهمی در مهار پیشرفت سرطان پستان دارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی بر بیان بیومارکر مزانشیمی و تغییرات حجم تومور در موش‏ های مبتلا به سرطان پستان بود.
    روش بررسی
    تعداد 32 موش ماده نژاد بالب سی به طور تصادفی به 4 گروه مساوی ورزش تومور ورزش، استراحت تومور استراحت، استراحت تومور ورزش و گروه ورزش تومور استراحت تقسیم شدند. 6 هفته قبل و 4 هفته بعد از پیدایش تومور، تمرین تناوبی اجرا شد. تمام موش‏‏ها از طریق تزریق زیرجلدی از رده سلولی 4T-1 سرطانی شدند. برای بررسی بیان ژن Vimentin از روش Real-Time PCR استفاده شد. داده‏ ها با روش آزمون‏ تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنا‏داری (05/0>P) تجزیه و تحلیل شدند. یافته‏ ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بیان ژن Vimentin  بافت تومور در گروه تمرین تومور تمرین نسبت به گروه استراحت تومور استراحت کاهش معناداری داشت (270/85 F=،0/0001  p ≤) همچنین، کاهش معنادار حجم تومور در هر دو گروه تمرینی (RTE & ETE) نسبت به گروه کنترل (RTR) مشاهده شد (F=23/81،0/0001  p=). نتیجه‏ گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، یک دوره تمرین تناوبی (قبل و بعد از پیدایش تومور) با کاهش رشد حجم تومور و کاهش بیان ژن Vimentin، این نوع تمرین، می‏ تواند علاوه بر نقش پیشگیرانه نقش کمک درمانی در سرطان پستان داشته باشد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، بیومارکر مزانشیمی، Vimentin، تمرین تناوبی، حجم تومور
  • عباس صارمی، رحمت الله مرادزاده، سجاد محمدی بنچناری صفحات 29-38
    مقدمه
    بی تحرکی و سرطان پستان در طول دو دهه گذشته به‏ طور چشمگیر در زنان ایرانی افزایش یافته است. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط فعالیت بدنی با شیوع سرطان پستان در زنان پیش از یائسگی بود.
    روش بررسی
    در این مطالعه مورد- شاهدی اجرا شده از فروردین 1396 تا اردیبهشت 1397، 150 بیمار جدید مبتلا به سرطان پستان با تشخیص هیستوپاتولوژیک و 146 شاهد فراخوانده شدند (دامنه سنی 20 تا 55 سال). بیماران از بیمارستان آموزشی آیت‏ الله خوانساری شهر اراک انتخاب شدند. قد و وزن با روش‏ های استاندارد اندازه‏گیری شد و نمایه توده بدن از روی قد و وزن محاسبه گردید. مشخصات متغیرهای دموگرافیک، باروری و سطح فعالیت بدنی به‏ صورت حضوری و از طریق پرسشنامه معتبر جمع‏ آوری شد. داده‏‎‏ها از طریق آمار توصیفی و رگرسیون لجستیک تک متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 تحلیل شد.
    یافته ها
    فعالیت‏های خانگی در برگیرنده 78% کل فعالیت‏ های روزمره آزمودنی‏ ها بود. تنها 5/2% کل فعالیت‏ های بدنی روزمره را فعالیت‏ های ورزشی و تفریحی شامل می‏ شد. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که به جز عوامل متداول بروز سرطان پستان (سن بالای ازدواج، سابقه خانوادگی سرطان سینه، سیگار) فعالیت‏ های بدنی شغلی، فعالیت‏ های جابجایی، فعالیت‏ های ورزشی/تفریحی و کل فعالیت بدنی روزمره  نقش پیشگیری کننده در برابر شیوع سرطان سینه در زنان جوان دارند. نتیجه‏ گیری: این نتایج پیشنهاد می ‏کند که عوامل مرتبط با سبک زندگی از جمله فقر حرکتی باید به ‏صورت عوامل شیوع سرطان پستان در زنان پیش از یائسگی شهر اراک مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اراک، سرطان پستان، فعالیت بدنی، عوامل مرتبط با سبک زندگی
  • ابوالفضل طباطبایی، ولی درهمی، راضیه شیخ پور، محمدرضا پژوهان صفحات 39-47
    مقدمه
    تشخیص زودهنگام سرطان پستان و ژن های موثر در آن نقش بسیار کلیدی در درمان و حیات بیمار ایفا می کند. با استفاده ازداده های بیان ژن استخراج شده از فناوری ریزآرایه و الگوریتم های یادگیری ماشین می توان روش های نوین و هوشمندی درنظام سلامت و درمان ارایه داد که با دقت بالایی قادر به تشخیص سرطان پستان باشند.
    روش بررسی
    داده های استفاده شده در این پژوهش، شامل داده های بیان9216 ژن مربوط به 84 بیمار در 5 نوع مختلف سرطان است که با استفاده از فناوری ریزآرایه به دست آمده است. در این مطالعه برای افزایش کارایی سیستم های تشخیص سرطان پستان، روش انتخاب ویژگی مبتنی بر ارتباط بین بیان غیرنرمال ژن و سرطان ارایه شده است. سپس از سه دسته بند پرکاربرد و رایج K- نزدیک ترین همسایه (KNN)، ماشین بردار پشتیبان (SVM) و بیزی ساده (NB) برای سنجش کارایی ژن های انتخاب شده استفاده شد. 
    یافته ها
    بررسی های انجام شده نشان دادند که با روش انتخاب ویژگی پیشنهادی و با استفاده از دسته بند KNN می توان فقط با انتخاب 38 ژن از میان 9216 ژن مربوط به داده های بیماران سرطانی که با استفاده از فناوری ریزآرایه به دست آمده است، انواع سرطان پستان بیماران در داده های آزمایش را با دقت 100% تشخیص داد و ژن های مرتبط با هر کلاس را نیز تفکیک کرد. همچنین با استفاده از دسته بند NB، دقت 90% با 17 ژن و با دسته بند SVM، دقت 67/96% با 22 ژن انتخابی به دست آمد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان دادند که روش انتخاب ویژگی پیشنهادی، با در نظر گرفتن همزمان دو معیار دقت و تعداد ژن انتخابی، عملکرد مناسبی نسبت به سایر روش ها دارد. توانایی تفکیک ژن های موثر در هر کلاس سرطان، به علاوه تشخیص بیان بیشتر از حد یا کمتر از حد ژن های انتخابی، از خصوصیات ویژه روش پیشنهادی است که می تواند مورد استفاده متخصصین و پژوهشگران حوزه درمان و مراقبت قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان|انتخاب ویژگی|داده های ریزآرایه|دسته بندی
  • زهرا ایمانی گوغری، محمدرضا زیدآبادی نژاد، محدثه بلوردی صفحات 48-57
    مقدمه
    سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در زنان می باشد که در صورت تشخیص در مراحل اولیه امکان درمان آن وجود دارد. خودآزمایی پستان روشی ساده و ارزان برای غربالگری سرطان پستان است. از آنجایی که دانشجویان قشر تحصیل‏ کرده جامعه هستند انتظار می رود بخصوص دانشجویان رشته های علوم پزشکی، دانش و نگرش و عملکرد مطلوبی در این زمینه داشته باشند. هدف مطالعه حاضر بررسی و مقایسه دانش، نگرش و عملکرد دانشجویان دختر علوم پزشکی با دانشجویان غیرعلوم پزشکی در ارتباط با خودآزمایی پستان در شهر سیرجان می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه مقطعی 228 نفر از دانشجویان رشته های علوم پزشکی و 240 نفر از دانشجویان رشته های غیر پزشکی شرکت کردند. پرسشنامه ای محقق ساخته، پس از بررسی روایی توسط 10 نفر از اساتید پرستاری و مامایی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ، مورد استفاده قرار گرفت و داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS تحلیل گردید.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، میانگین نمرات دانش در ارتباط با خودآزمایی پستان در بین دانشجویان علوم پزشکی 81/3 ± 00/34 و دانشجویان غیر علوم پزشکی40/4 ± 86/32، میانگین نمرات نگرش در بین دانشجویان علوم پزشکی 69/8 ± 11/68 و در بین دانشجویان غیر پزشکی 90/8 ± 54/63 و میانگین نمرات مربوط به عملکرد در ارتباط با خودآزمایی پستان در بین دانشجویان علوم پزشکی 37/6 ± 88/23 و دانشجویان غیرپزشکی 45/7 ± 89/22 بود. بین دانش و نگرش دانشجویان علوم پزشکی و غیرعلوم پزشکی تفاوت معنی دار آماری مشاهده شد (05/0<  P) اما دو گروه از نظر عملکرد اختلاف معنی داری نداشتند (05/0>  P).
    نتیجه گیری
    نمرات دانش دانشجویان علوم پزشکی و غیرعلوم پزشکی متوسط گزارش گردید و نمرات مربوط به حیطه نگرش در حد خوب بودند اما نتایج نشان داد که سطح دانش و نگرش دانشجویان علوم پزشکی نسبت به دانشجویان غیرعلوم پزشکی بالاتر است. اما عملکرد هر دو گروه ضعیف بود. به نظر می رسد در سیستم آموزشی بایستی به جهت ارتقای دانش، نگرش و عملکرد در زمینه خودآزمایی پستان، آموزش به شیوه ای صحیح و با متد آموزشی جدید و کارآمد ارایه گردد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، خودآزمایی پستان، دانش، نگرش، عملکرد
  • مجید منتظر، محمدرضا کتانی، عطا سفیدموی آذر، نوشین مبارکی اصل، عباسعلی درستی صفحات 58-66
    مقدمه
    ارتباط بین حمایت اجتماعی و افسردگی می‏تواند بر نتیجه نهایی درمان سرطان پستان موثر باشد، لذا هدف مطالعه حاضر بررسی حمایت اجتماعی و ارتباط آن را با افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان است.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی- همبستگی که در سال 1397 تبریز انجام شد، تعداد 240 بیمار مبتلا به سرطان پستان با رعایت معیارهای ورود و خروج، به روش نمونه‏ گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه‏ های حمایت اجتماعی (MSPSS) و افسردگی بک جهت اهداف پژوهش استفاده شد و برای تعیین نوع ارتباط آنان از آزمون همبستگی اسپیرمن  استفاده شد. میزان P<0/05 معنی‏دار در نظر گرفته شد. یافته‏ ها: 63% زنان دارای افسردگی متوسط به بالا بودند و میانگین ± انحراف معیار نمره حمایت اجتماعی کل برابر 92/11±29/40 بود. نتایج همبستگی اسپیرمن حاکی از ارتباط آماری منفی بین افسردگی و حمایت اجتماعی بود. (r = -.512 و p = 0.0001) نتیجه ‏گیری: شیوع افسردگی متوسط و شدید در مطالعه حاضر (63%) نسبت به مطالعات مشابه بالا می‏ باشد، از طرفی در زنانی که افسردگی آنان کمتر از متوسط بود، حمایت اجتماعی بالا بود که بین آنان ارتباط آماری مشاهده شد.
    کلیدواژگان: افسردگی، حمایت اجتماعی، سرطان پستان
  • محمدرضا شالبافان صفحات 67-69
    اختلالات روان‏پزشکی از جمله شایع ‏ترین بیماری‏ ها و مسایل سلامت عمومی در همه جوامع از جمله ایران هستند به گونه‏ ای که در آخرین پایش کشوری 23.44% از جمعیت عمومی ایران مبتلا به اختلالات روان‏ پزشکی در نظر گرفته شدند (1). لذا داروهای روان‏ پزشکی در حال حاضر از پرفروش‏ ترین و پراستفاده‏ ترین داروها به‏ شمار می‏روند که نه تنها توسط روان‏ پزشکان، بلکه توسط سایر متخصصان و پزشکان عمومی تجویز می‏ شوند.
    یکی از عوارض قابل توجه تعدادی از داروهای روان‏پزشکی، گالاکتوره به‏ شمار می‏ رود که به‏ ویژه برای زنان جوان که درصد قابل توجهی از مبتلایان به اختلالات روان‏ پزشکی را شامل می‏ شوند می‏ تواند بسیار آزاردهنده باشد. گالاکتوره که به ترشح شیر در افرادی به جز زنانی که در حال شیردهی هستند تعریف می‏ شود از تظاهرات تقریبا شایع در بدتنظیمی هورمونی بدن است که به طور شایع متعاقب مصرف داروها و آدنوم‏ های هیپوفیز رخ می‏ دهد. البته عواملی چون کم کاری تیروئید، بارداری و مشکلات کلیوی نیز در رده‏ های بعدی می‏ توانند علت این مشکل باشند. گالاکتوره در صورت تداوم می‏ تواند منجر به مشکلات متعددی از جمله آمنوره، اختلال در میل جنسی و مشکلات باروری بشود و ممکن است توسط جراح عمومی، متخصصان داخلی یا فوق تخصص زنان تشخیص و مورد ارزیابی قرار گیرد (2). لذا با توجه به تجویز بالای این داروها و همچنین احتمال مراجعه بیماران به متخصصان رشته‏ های مختلف متعاقب این عارضه، آشنایی پزشکان با این عارضه و داروهایی که می‏ توانند چنین مشکلی را ایجاد کنند اهمیت فراوانی دارد.
    داروهای ضد روان‏ پریشی یا آنتی سایکوتیک‏ ها که به‏ رغم نامشان ممکن است در اختلالات مختلفی از جمله اسکیزوفرنیا، اختلال دوقطبی و افسردگی تجویز شوند، به واسطه اثر کاهنده بر نوروترانسمیتر دوپامین که مهارکننده ترشح پرولاکتین در مسیر توبرواینفاندیبولار مغزی است به طور شایعی می‏ توانند منجر به افزایش پرولاکتین و در نتیجه گالاکتوره شوند. این داروها به دو دسته اصلی نسل اول و نسل دوم تقسیم می‏ شوند. داروهای نسل اول که از آن جمله می‏ توان به هالوپریدول، کلرپرومازین، تریفلوپرازین، پرفنازین، تیوتیکسن، تیوریدازین و فلوفنازین اشاره کرد، به عنوان مهم‏ ترین اثر، منجر به کاهش زیرگروهی از دوپامین به نام D2 می‏ شوند و افزایش پرولاکتین که به همراه گالاکتوره می‏تواند منجر به عوارضی چون کاهش میل جنسی، آمنوره و ناباروری شود را منجر شود. نکته قابل توجه برای پزشکان در هنگام بررسی وضعیت مصرف داروهای بیماران آن است که تعدادی از این داروها دارای فرم تزریقی طولانی اثر هستند که به صورت 2-4 هفته یک بار در بیماران تجویز می‏ شوند (3).
    ضد روان‏ پریشی‏ های نسل دوم که از آن جمله می‏ توان به ریسپریدون، کلوزاپین، الانزاپین، کوئتیاپین و آریپیپرازول نام برد عملکرد متفاوتی بر نوروترانسمیترهای مغزی دارند. ریسپریدون مهارکننده D2 و یکی از زیرگروه‏ های سروتونین به نام 5HT2A است و در میان ضد روان‏ پریشی‏ های نسل دوم و حتی مجموع داروهای این دسته بیشترین احتمال عوارض جنسی و همچنین گالاکتوره را به خود اختصاص می‏ دهد (3، 4) سایر داروهای ضد روان‏ پریشی نسل دوم به واسطه اثر کمتر بر دوپامین با احتمال کمتری از این عارضه مواجه‏ هستند و نکته جالب توجه این است که داروی آریپیپرازول در این دسته که به عنوان آگونیست نسبی دوپامین شناخته می‏ شود می‏ تواند منجر به کاهش پرولاکتین و گاهی بهبودی نسبی گالاکتوره شود (5).
    ضد افسردگی‏ ها که مصرف بسیار بالایی در میان داروهای روان‏ پزشکی دارند بیش از سایر نوروترانسمیترها بر سروتونین و نوراپینفرین موثرند و بر این اساس تغییر پرولاکتین و گالاکتوره از عوارض رایج این داروها به‏ شمار نمی‏ رود. البته گزارشات مختلفی از گالاکتوره با داروهای مختلف ضد افسردگی از جمله پاروکستین، سیتالوپرام، ونلافاکسین و دولوکستین ارایه شده است (6). سایر داروهای روان‏ پزشکی از جمله لیتیم، سدیم والپروات، کاربامازپین، بوسپیرون و داروهای خواب‏ آوری چون بنزودیازپین‏ ها به ندرت با عارضه گالاکتوره همراه هستند و پیشنهاد می‏ شود در صورت مشاهده این مشکل در بیمارانی که در حال مصرف این داروها هستند در ابتدا به علل دیگر توجه شود (6).
    در نهایت پیشنهاد می‏ شود که در صورت مواجهه با عارضه گالاکتوره در بیمارانی که در حال مصرف داروی روان‏ پزشکی هستند ضمن اندازه‏ گیری سطح سرمی پرولاکتین، اندازه‏ گیری هورمون‏ های تیروئید، عملکرد کلیه و احتمال بارداری مدنظر قرار گیرد و در صورت غیرطبیعی بودن آزمایشات، ضمن ارجاع بیمار به پزشک فوق تخصص غدد جهت ارزیابی بیشتر و مداخله درمانی، به‏ ویژه در صورت احتمال آدنوم هیپوفیز جهت ارزیابی و انجام MRI ارجاع به جراح اعصاب نیز مد نظر قرار گیرد و توسط همه پزشکان ارزیابی کننده به احتمال بروز این عارضه متعاقب مصرف داروهای روان‏ پزشکی توجه شود (2). البته موکدا پیشنهاد می‏ شود به‏ ویژه در بیمارانی که به علت مشکلات عمده روان‏ پزشکی از جمله اسکیزوفرنیا، اختلال دو قطبی و افسردگی توسط روان‏ پزشک برای آن‏ها داروی متهم تجویز شده است، کاهش یا تعویض دارو به روان‏ پزشک واگذار شود.

    کلیدواژگان: گالاکتوره، پرولاکتین، داروهای روان پزشکی، ضد روان پریشی ها
|
  • Mahsa Khodayarian, Fatemeh Peyghambari, Saeid Mazloomy Mahmoodabad, Mohammad Ali Morowatisharifabad, Minoor Lamyian Pages 8-18
    Introduction
    Breast cancer is the most common type of cancer that has concerned Iranian women. Early detection is a major determinant of disease prognosis. Thus, participation in prevention behaviors is the only available option for women. The aim of this study was to develop and validate a protection motivation theory (PMT)-based scale for assessing the participation of Iranian women in breast cancer prevention behaviors.    
    Methods
    A sequential exploratory mixed methods design was used. In the qualitative phase, 14 semistructured interviews were done with women. After directed qualitative content analysis, primary items were phrased. Validity of the questionnaire was assessed by a panel of experts, calculation of CVR and CVI, and using confirmatory factor analysis. Reliability of the scale was measured using Cronbach’s alpha. Then, a cross-sectional study was performed on 420 women. The data were analyzed using SPSS 19 and AMOS 16 software packages.  
    Results
    All of the items gained impact scores >1.5 in qualitative and quantitative face validity assessment. In the dimension of content validity, 9 items were deleted. Reliability of the questionnaire was acceptable. The final draft of the questionnaire was prepared in two sections including demographics and PMT constructs comprising 56 items and 8 domains. Factor analysis confirmed the fitness of the model representing the measurement theory.
    Conclusion
    The present study is a pioneer in assessing the applicability of PMT for assessing the participation of Iranian women in breast cancer prevention behaviors. The developed scale has acceptable psychometric properties among Iranian women, and it can be used as a reliable instrument.
    Keywords: Sequential Exploratory Mixed Methods Design, Protection Motivation Theory, Directed Qualitative Content Analysis, Psychometrics, Breast Cancer Prevention Behaviors
  • Samira Gholamian, Reza Attarzadeh Hosseini, Amir Rashidlamir, Hamid Aghaalinejad Pages 19-28
    Introduction Many deaths from cancer are due to metastases, a process which involves the epithelial-mesenchymal transition (EMT). On the other hand, regular exercise plays an important role in inhibiting the progression of breast cancer. Therefore, the purpose of this study was to investigate the influence of interval training on the expression of VIM, the gene encoding for EMT biomarker vimentin, and tumor volume in mice with breast cancer.
    Methods
    Thirty-two female BALB/c mice were randomly divided into four groups: Exercise-Tumor-Exercise (ETE), Rest-Tumor-Rest (RTR), Rest-Tumor-Exercise (RTE), and Exercise-Tumor-Rest (ETR). Interval training was performed six weeks before and four weeks after the induction of 4T1 mammary carcinoma. The real-time PCR method was used to evaluate the expression of vimentin. Data were analyzed with one-way ANOVA followed by post hoc methods, considering a P value of < 0.05 significant.
    Results
    Tumor tissue VIM expression in the ETE group decreased significantly (P < 0.001, F = 270.85), Also, a significant decrease in tumor volume was observed in both RTE and ETE groups compared to the control group (RTR) (F = 23.81, P < 0.001).
    Conclusion
    Based on the results of this study, a period of interval training (before and after tumor) may decrease tumor growth and the expression of VIM. This kind of exercise can, in addition to the preventive role, may play a role in the treatment of breast cancer.
    Keywords: Breast Cancer, Mesenchymal Biomarker, Vimentin, Interval Training, Tumor Volume
  • Abbas Saremi, Rahmat allah Moradzadeh, Sajad Mohammadi Bonchenari Pages 29-38
    Introduction
    Both physical inactivity and breast cancer incidence have increased dramatically during the last two decades in Iranian women. The purpose of this study was to investigate the association of physical activity with breast cancer incidence in premenopausal women.
    Methods
    In this case-control study, which was performed from March 2017 to May 2018, 150 incident cases with histological confirmation of breast cancer and 146 age-matched controls were recruited (aged 20-55 years). The patients were selected from Ayatollah Khonsari hospital in Arak, Iran. Height and weight were measured by standard methods and used for calculation of body mass index. Demographics, fertility status, and physical activity level were obtained by interview using valid questionnaires. Data were analyzed using descriptive statics and logistic regressions on SPSS 18.
    Results
    Household activities accounted for about 78% of the total lifetime physical activities. Only about 2.5% of the total lifetime physical activities were in the form of recreational/sports. The results of logistic regressions showed that except for the common risk factors for breast cancer (older marital age, family history of breast cancer, and smoking), occupational activities, transportation activities, recreational/sport activities, and total lifetime physical activities had a protective effect against breast cancer incidence in young women.
    Conclusion
    These findings suggest that lifestyle factors such as physical inactivity are risk factors associated with the incidence of premenopausal breast cancer in Arak.
    Keywords: Arak, Breast Cancer, Physical Activity, Lifestyle-related Factors
  • Abolfazl Tabatabaei, Vali Derhami, Razieh Sheikhpour, Mohammad Reza Pajoohan Pages 39-47
    Introduction
    Early diagnosis of breast cancer and the identification of effective genes are important issues in the treatment and survival of the patients. Gene expression data obtained using DNA microarray in combination with machine learning algorithms can provide new and intelligent methods for diagnosis of breast cancer.
    Methods
    Data on the expression of 9216 genes from 84 patients across 5 different types of cancer was obtained using microarray technology. In this study, we proposed a feature selection method based on the correlation between abnormal expression of genes and cancer for diagnosis of breast cancer. Then, we used K-nearest neighbor (KNN), support vector machine (SVM), and naive Bayesian (NB) classifiers to evaluate the performance of the proposed method in the selection of relevant genes.
    Results
    The proposed feature selection method coupled with the KNN classifier predicted all types of cancer with 100% accuracy and using 38 of the 9216 genes. The proposed method could also identify the genes associated with each class. Moreover, the proposed feature selection method coupled with NB and SVM classifiers achieved accuracy rates of 90% and 96.67% using 17 and 22 genes, respectively.
    Conclusion
    The results of this study demonstrated that the proposed feature selection method has better performance compared with other methods. The proposed method is able to distinguish the genes involved in each cancer class and detect overexpression or underexpression of selected genes, which can be used by physicians and researchers in the field of health care.
    Keywords: Breast Cancer|Feature Selection|Genes|Microarray Data|Classificatio
  • Zahra Imani Ghoghary, Mohammad Reza Zeidabadi Nejad, Mohadeseh Balvardi Pages 48-57
    Introduction
    Breast cancer is the most common type of cancer in Women, which, if diagnosed at an early stage, can be treated. Breast self-examination is a simple and inexpensive way to screen for breast cancer. Students, especially medical students, as the educated class of the community, are expected to be knowledgeable with good attitudes and performance in this field. The purpose of this study was to compare the knowledge, attitude and performance of female Students of medical versus nonmedical Sciences toward Breast Self-examination in the city of Sirjan.
    Methods
    In this cross-sectional study, 228 medical students and 240 nonmedical students were enrolled. A researcher-made survey questionnaire was used for data collection.  Content validity of the questionnaire was confirmed by 10 nursing and midwifery experts, and its reliability was assessed by calculating Cronbach's alpha coefficient. Data were analyzed using SPSS software.
    Results
    The mean breast self-examination knowledge scores for medical students and nonmedical students were 34 ± 3.81 and 32.84 ± 4.40, respectively. The mean score of attitude toward breast self-examination was 68.11 ± 8.69 for medical students and 63.54 ± 8.90 for nonmedical students. Finally, the mean score of performance of breast self-examination was 23.88 ± 6.37 for medical students versus 22.89 ± 7.45 for nonmedical students. There was a significant difference in knowledge and attitude between medical and nonmedical students (P < 0.05), but the difference in performance was not significant (P > 0.05).
    Conclusion
    Knowledge scores of medical and nonmedical students were moderate, and attitude scores of both groups were high, although medical students’ scores were significantly higher than those of nonmedical students. Nonetheless, both groups had poor performance of breast self-examination. This indicates that efforts must be made on the part of the education system to promote awareness, attitude and performance of breast self-examination through effective and new methods. 
    Keywords: Breast Cancer, Breast Self-examination, Knowledge, Attitude, Performance
  • Majid Montazer, Mohammad Reza Katani, Ata Sefidmooy Azar, Nooshin Mobaraki, Asl, Abbasali Dorosti Pages 58-66
    Introduction
    The relationship between social support and depression can have implications for the outcome of breast cancer treatment. Therefore, the aim of this study was to examine social support and its relation to depression in women with breast cancer.
    Methods
    In this descriptive-correlational study performed in Tabriz in 2018. A total of 240 patients with breast cancer who met the inclusion and exclusion criteria were included in the study. The Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS) and Beck Depression Inventory were used for research purposes. The Spearman correlation test was used to determine the relationship between the two variables. A P value of < 0.05 was considered significant.
    Results
    63% of women had moderate to severe depression, and mean ± SD of total social support score was 40.29 ± 11.99. Spearman’s correlation results indicated a negative relationship between depression and social support (r = -512, P < 0.001).
    Conclusion
    The prevalence of moderate to severe depression in the current study sample was high (63%), which is consistent with similar studies. On the other hand, women with below average depression had higher perceived social support score, and the correlation between these variables was statistically significant.
    Keywords: Depression, Social Support, Breast Cancer
  • Mohammad Reza Shalbafan Pages 67-69
    Psychiatric disorders are one of the most common health problems among different communities including Iran. According to the latest national-width survey, the prevalence of psychiatric disorders among Iranian general population is 23.44% by (1). Therefore, psychotropics, which are prescribed by psychiatrists, other specialists, and general practitioners, are among the most popular and best-selling medications.
    Galactorrhea is one of the noticeable side effects of some psychotropics, which can be annoying, especially, for young women. Galactorrhea is defined as the secretion of breast milk without being pregnant or breast feeding. It is a common manifestation of hormonal dysregulation which can be induced by medications or pituitary adenomas. Other causes such as hypothyroidism, pregnancy and renal failure should also be considered. Several symptoms like amenorrhea, decrease in sexual desire and infertility may be present in patients with galactorrhea. This complication may be diagnosed by surgeons, internists or gynecologists (2).
    As rates of prescription of medications which can cause galactorrhea continue to increase, it is important for specialists to have knowledge about this side effects.
    Antipsychotics, used in a broad range of disorders such as schizophrenia, bipolar disorders and depression, are a common cause of prolactin increase and galactorrhea. They decrease dopamine which inhibits prolactin through tuberoinfundibular pathway. This agents are divided into two main groups: First Generation Antipsychotics (FGAs) and Second Generation Antipsychotics (SGAs). The main effect of FGAs like haloperidol, chlorpromazine, trifluoperazine, perphenazine, thiothixene, thioridazine and fluphenazine includes the reduction of D2 level, a subtype of dopamine, and therefore it causes increasing of Prolactin which may cause decreased sexual desire, amenorrhea and infertility. It is important for physicians to take the drug history because some of these medications have long-acting injectable forms which are injected every 2-4 weeks. (3)
    SGAs such as risperidone, clozapine, olanzapine, quetiapine, aripiprazole act in a different way on neurotransmitters. Risperidone inhibits both D2 and 5-hydroxy-tryptamine 2A (5HT2A) receptors and is mostly likely to cause sexual side effects as well as galactorrhea among antipsychotics (3, 4). Other SGAs have lower risk of this adverse effect due to less affinity to dopamine. Interestingly aripiprazole, which is a dopamine partial agonist, can reduce prolactin and, subsequently, cause relative improvement of galactorrhea (5).
    Antidepressants, which are one the most popular psychiatric medications, do not have significant effects on dopamine receptors, so, they don`t cause, usually, dysregulation of prolactin or galactorrhea (6). Nevertheless, there are several case reports of galactorrhea induced by some antidepressants such as paroxetine, citalopram, venlafaxine and duloxetine.
    Other psychotropics like lithium, sodium valproate, carbamazepine, buspirone and sedative agents such as benzodiazepines rarely show galactorrhea as an adverse effect, therefore consideration of other causes is a plausible approach to galactorrhea and use of these medications concurrently. (6)
    Finally, evaluation of serum prolactin level as well as thyroid hormones, renal function and possibility of pregnancy should be considered as cause of galactorrhea among psychiatric patients. Subsequently, if results of laboratory test show abnormal findings, referring to endocrinologist for further investigations and treatments as well as  neurosurgeon to more assessment and perform Magnetic Resonance Imaging (MRI), more specifically, in probable pituitary adenomas cases should be considered (2). Whereas, there is an absolute suggestion that reduction or replacement of causative agents should be performed by psychiatrist, more specifically, about patients who suffer from major psychiatric disorders such as schizophrenia, bipolar disorder and depression.
    Keywords: Galactorrhea, Prolactin, Psychotropic Drugs, Antipsychotics