فهرست مطالب

فلسفه دین - سال شانزدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال شانزدهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/01/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محسن جوادی، رضا اکبری، ریحانه سادات عظیمی* صفحات 1-28
    مطالعات میان رشته ای و افزایش سطح تعامل میان رشته های مختلف علوم انسانی در بررسی ها و مطالعات اخیر جایگاه ویژه ای یافته است. علل گرایش به الحاد نیز موضوعی است که امکان دارد از زوایای مختلف روانشناسانه، جامعه شناسانه و دین شناسانه بررسی شود. در این مقاله چرایی و چگونگی تاثیرگذاری علل غیرفلسفی مانند آسیب های عاطفی، روانی، تربیتی و فضای فکری و فرهنگی جامعه (که اغلب توسط روشنفکران رهبری می شود) بررسی خواهد شد تا مشخص شود که مداخله عوامل غیرفلسفی تا چه اندازه در برگزیدن جهان بینی الحادی موثر است. پاسکویینی با استفاده از نظریه «پدر ناکارآمد» پروفسور ویتز، نقش عوامل روانشناسانه و اجتماعی را در گرایش به الحاد بررسی کرده است.
    کلیدواژگان: الحاد، پدر ناکارآمد، پل. سی. ویتز، جان. جی. پاسکویینی، مادی گرایی
  • رضا برنج کار، محدثه آهی* صفحات 29-50
    نزد اسپینوزا خدا همان جوهر است که یگانه حقیقت مطلق هستی می شود. اسپینوزا برای اثبات وجود خدا به برهان وجودی متوسل شد و ادعا کرد که برای اثبات وجود عینی خدا، تصور ذاتش کافی است. وی در قضیه یازده از کتاب اخلاق به چهار تقریر از براهین وجودی می پردازد و در آن خدا را اثبات می کند. چهار تقریر او بیانگر استلزام وجود خدا از تصور ذات، ضروری بودن وجود، توانایی و قدرت خدا برای هستی و هستی بخشی به دیگر موجودات است که ناشی از نبودن مانعی برای عدم اوست. در نتیجه، می توان او را کامل ترین وجود قدرتمند و نامتناهی ضروری دانست. به طور کلی، تمامی براهین به همان تصور واضح و متمایز دکارتی از خدا برمی گردد که از طریق تصور ذات او، وجودش اثبات می شود. در واقع، براهین او یا بازسازی براهین قبلی هستند یا تکرار دقیق آنها که با اختلاف های جزیی در قالب قضیه جداگانه ای مطرح شده اند.
    کلیدواژگان: تصور، خدا، ضرورت، قدرت، کمال، هستی
  • یحیی کبیر*، محمد تاجیک صفحات 51-73
    یکی از اصلی ترین مباحث فلسفه دین بدون کمترین تردید، بحث اثبات پذیری گزاره های دینی است. در این بحث به امکان سنجی اثبات گزاره های دینی بر اساس بنیان های عقلی به گونه ای که ارضاکننده حس حقیقت طلب انسان باشد، پرداخته می شود. دسته ای از مخالفان عقل گرایانی هستند که به نظر می رسد قصد دارند، بساط ایمان را به بهانه ارزش عقل جمع کنند و عده ای ایمان گرایانی که ایمان را فوق طور و مقام عقل می دانند و بخشی هم پوزیتویست هایی که معیار معناداری یک گزاره را تجربی بودن آن می دانند. در مقابل عده ای با مصلحت سنجی یا با اختیار مبناگرایی سنتی یا معرفت شناسی اصلاح شده، به عنوان مبنای معرفت شناختی خود، در تلاش برای اثبات گزاره های دینی هستند. یقین بالمعنی الاخص متاع ارزشمندی است که هر گروهی برای امکان یا عدم امکان رسیدن به آن استدلال می کند و بر این اساس مدعی اثبات پذیری یا عدم اثبات پذیری گزاره های دینی می شوند از میان روش های مذکور، روش مبناگرایی با رویکرد کلاسیک مدعی تامین این غایت قصوی است. در این پژوهش مدعیات هر یک از انظار مختلف و نقدهای وارد بر آن بررسی و تلاش شده است تا تحقق چنین معرفتی در حیطه گزاره های پیشینی دینی را نه تنها ممکن، بلکه واقع و محقق شده نشان دهد.
    کلیدواژگان: اثبات پذیری، معرفت پیشین و پسین، معرفت شناسی اصلاح شده، مبناگرایی کلاسیک
  • سیدمحمدعلی دیباجی، فاطمه بارانی* صفحات 75-90
    مسئله جاودانگی نفس در فلسفه ابن سینا و توماس آکوئیناس دو نظریه جداگانه است، اما در زوایایی اشتراک دارد. ابن سینا در تکمیل مبتکرانه علم النفس معلم اول، قید کمال را در تعریف نفس وارد و به جای صورت نشاند تا از تجرد نفس سخن گوید و در تبیین رابطه نفس و بدن بر شان تدبیری نفس پای فشرد و نه بر اتحاد ذاتی و جوهری بین آن دو. توماس با پیروی از آموزه سینوی جاودانگی نفس، صورت بودن نفس برای بدن را چنان تقریر کرد که ترکیبی از آموزه ارسطویی و دیدگاه ابن سینا باشد، ولی در تبیین نحوه ارتباط نفس جاودانه با بدن میرا، نظریه روشنی ارائه نکرد که رابطه ذاتی و در عین حال گسست پذیر نفس با بدن را نشان دهد.
    کلیدواژگان: ابن سینا، توماس آکوئینی، جاودانگی، رابطه نفس و بدن
  • زهرا محمدی محمدیه، محمدکاظم علمی سولا*، علیرضا کهنسال صفحات 91-109
    افلاطون واژه نماد را به صورت آشکار در مباحث فلسفی خود به کار نبرده است، اما با تدقیق در آثار وی بر اساس اصل حکایت گری نماد از امر نمادینه شده و نوع نگاه وی به هنر و اثر معرفتی آن، می توان به معنای نماد در تفکر فلسفی وی پی برد. اهمیت نظریه ایده که مرکز ثقل نظریه های هستی شناسی افلاطون است، در مفهوم شناسی نماد نقش محوری ایفا می کند، به طوری که رابطه نماد و امر نمادینه شده بر پایه رابطه سایه یا تصویر با اصل و بهره مندی سایه از اصل استوار است. تدقیق در معنای بهره مندی نیز معنای ظهور را دربر دارد که اساس ارتباط نماد و امر نمادینه شده محسوب می شود. بنابراین تحلیل معنای نماد در مستندات افلاطون موید این مطلب است که در مراتب جهان هستی نیز روابط نمادین حکمفرما هستند؛ چنانکه محسوسات نماد ایده ها و ایده ها نماد اصل خیر (خدای نظام فلسفی افلاطون) هستند. این پژوهش با ابتنای بر روش تحلیلی - توصیفی و واکاوی آثار افلاطون، جایگاه خدا در هستی و نوع روابط موجودات با او را، با محوریت نظام نمادین تبیین می کند و آشکار می شود که خدا اصل وحدتی است که هیچ گاه نماد چیزی قرار نمی گیرد و شناخت و توصیف ذات او، صرفا از طریق شناخت نمادها حاصل خواهد شد.
    کلیدواژگان: اصل خیر، افلاطون، ایده، خدا، نماد
  • محمدرضا کریمی والا*، محمدعلی کمال نسب صفحات 111-131
    با افول سیطره کلیسا و تردید و انکار باورهای منبعث از الهیات کلیسایی و حتی وجود خداوند، به عنوان یگانه هستی بخش و ساماندهنده حیات انسانی؛ اندیشوران غربی بر آن شدند تا با استغنای از هدایت های فرابشری و بر اساس مبانی انسان محورانه، حقیقت و هویت انسانی را بازطراحی کنند. در این مسیر، باخودبیگانگی انسان، به ویژه از سوی فیلسوفان اگزیستانسیالیستی مورد توجه جدی قرار گرفت؛ اما ژرفای عمیق و پیچیده حقیقت انسان، تکاپوی اندیشه های خودبنیان را از پیگیری اهداف شایسته و متعالی انسانی عاجز کرده، اهمیت و ضرورت پناهندگی به معارف وحیانی را بیش از پیش جلوه گر کرد. نوشتار پیش رو، با شیوه اسنادی تحلیلی ضمن نمایاندن تلاش های ناتمام اندیشوران وجودگرا در رازگشایی باخودبیگانگی انسان، در صدد برآمده است تا با بهره گیری از آموزه های قرآنی، به پاسخ پرسش اساسی پیرامون خود حقیقی انسان و مظاهر با خود بیگانگی او رهنمون شود و برای مصونیت از آن، راهکارهای قرآنی ذکر، توسل، دعا و توبه را ترسیم کند.
    کلیدواژگان: اگزیستانسیالیسم، باخودبیگانگی، حقیقت انسان، قرآن کریم
  • سیدسعیدرضا منتظری* صفحات 133-156
    یکی از مسائل مهم در حوزه تحقیقات دینی، تبیین ماهیت و کیفیت رابطه انسان و خداست، به ویژه که در بسیاری از ادیان، سعادت نهایی انسان در گرو برقراری ارتباط صحیح با خداوند دانسته می شود. در این زمینه، آیین زرتشتی با رویکرد خاصی که به خدا، نظم عالم، جایگاه هستی شناختی انسان و اخلاقیات دارد، دیدگاه پیچیده ای در این خصوص دارد و به جوانب مختلفی درباره رابطه انسان و خدا پرداخته است. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل رابطه بین انسان و اهوره مزدا و با تاکید بر متون اوستایی و پهلوی در صدد پاسخگویی به چیستی و چگونگی این رابطه است. از این جنبه، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای سامان یافته است. با توجه به یافته های پژوهش، می توان گفت که در آموزه های زرتشتی، مهم ترین نوع رابطه بین انسان و خدا، رابطه وجودشناختی و تکوینی محسوب می شود. در بستر چنین رابطه ای است که انسان باید نسبت معرفتی خود با خدا را قوام بخشد و در چارچوب دیانت زرتشتی، پرستش خداوند و زیستن بر طبق قواعد راستین دین را سرلوحه زندگی خود قرار دهد تا بتواند آن گونه نسبتی را با خداوند برقرار کند که هم موید اشه/aŝa (نظم راستین و اهورایی عالم) هم سبب زوال اهریمن و هم موجب سعادت اخروی فرد مومن باشد. بنابراین، می توان گفت که در آموزه های آیین زرتشتی آن گونه که در متون اوستایی و پهلوی ظهور و بروز یافته است، رابطه تشریعی و سعادت شناختی/ فرجام شناختی انسان با خدا، در ذیل رابطه وجودشناختی/ تکوینی معنا پیدا می کند.
    کلیدواژگان: انسان، اهریمن، اهوره مزدا، پدیدارشناسی، خدا
  • مژگان پورویسی*، حمیدرضا اسکندری دامنه صفحات 157-183
    از دیرباز دین و اخلاق دو عنصر مهم و اساسی در زندگی آدمی تلقی شده اند و نسبت بین این دو نیز، همیشه مسئله بحث برانگیزی بوده و هست. از این رو مسئله اصلی و عمده این مقاله نیز بر محور این مسئله اساسی استوار است و برآنیم که دیدگاه وین رایت در زمینه این پرسش را بررسی کنیم. در همین زمینه نظر وی را درباره نظریه اخلاقی کانت، به ویژه نظر کانت در خصوص خودآیینی بیان و بررسی خواهد شد و سپس ارزیابی وین رایت در باب دلایل له و علیه نظریه امر الهی را شرح خواهیم داد. سپس روشن می شود که از دیدگاه وین رایت نقدهای وارد بر نظریه امر الهی را می توان پاسخ داد و دلایل بسیاری در دفاع از نظریه امر الهی وجود دارد. در نهایت وین رایت از طریق مقایسه نظریه امر الهی با سایر نظریه های موجود در باب تبیین رابطه دین اخلاق و مسائل اخلاقی، به این نتیجه می رسد که نظریه امر الهی با وجود کاستی هایش، در حال حاضر بهترین نظریه برای تبیین مسائل اخلاقی است. به طور کلی چنین به نظر می رسد که نظریه امر الهی نسبت سایر نظریات اخلاقی، از عینیت بیشتری برخوردار است.
    کلیدواژگان: اخلاق، دین، کانت، نظریه امر الهی، وین رایت
|
  • Mohsen Javadi, Reza Akbari, Reyhaneh Sadat Azimi * Pages 1-28
    Pathological look at atheism has brought up different points of view about its reasons in recent studies. Its psychological viewpoint called "dysfunctiobal father" introduced by Paul vitz and Pasquini peruse the rule of emotional, mental and educational damage in atheism ontology which Pasquini compared it with the life and thoughts of popular atheists. In addition to, he also studies the social reasons such as media and advertisement, philosophers schools,the dominant system of the society, the confrontation between religion and science.
    Keywords: Atheism, dysfunctional father, believe in God
  • Reza Berenjkar, Mohadeseh Ahi * Pages 29-50
    For Spinoza, God or Substance is a unique and absolute fact. He acclaims that his essence is enough to prove the actual and real existence of god. Spinoza explains this point in the eleventh proposition in the MORAL book and then he supports this proposition by four types of proofs and trying to prove the existence of God. His proofs are expressing the necessity of God's existence through his essence imagination, his absolute ability to being and create the beings that it is due to the lack of obstacle for his being. Then it is possible to imagine the God as the most complete and infinite essential being. Indeed, all of his proofs are reduced and referenced to the clear and determined imagination in Descartes that it can be deduced the existence of God from his imagination. Finally, the proofs of Spinoza are either rebuilding of previous proofs or repeating them that they are presented independently in one proposition with some small differences
    Keywords: God, Necessity, power, Integrity, imagination, existence
  • Yahya Kabir *, Muhammad Tajik Pages 51-73
    One of the most crucial issues in philosophy of religion is verification of religious proposition. Subject matter of this problem is whether religious propositions are verifiable by reason or not. This present article aim at analyzing both proponent and opponent’s idea. Some opponents are of rationalist whom intend to abandon faith in favor of reason, and some are fideists which in their idea faith is unreachable by reason and other are positivists which state that only those propositions are cognitively meaningful that pass empirical observation. On the contrary, some by possibility theory and other by choosing classical foundationalism or reformed epistemology as an epistemological base, endeavor to prove verifiability of religious propositions. Mathematical certainty is a precious gift that each of abovementioned group try to argue over the possibility of its achievement and based on that claim that religious propositions are whether verifiable or not. Just classical foundationalism claim responsibility for providing such certainty. In this article we take into deep and concise consideration both opponent and proponent’s evidence and criticize them and to prove such certainty in religious propositions not only is possible but in fact has already occurred.
    Keywords: verification, classical foundationalism, reformed epistemology
  • Seyed Mohammad Ali Dibaji, Fatemeh Barani * Pages 75-90
    The immortality of soul in the philosophy of Avicenna and Thomas Aquinas is two separate destinies. While Thomas adhered to the principles of Aristotelian science about the form of the soul for the body, as well as how the body communicates with the body, it endangers immortality in its philosophy, but Ibn Sina complained about the advent of the teachings of the first teacher's self-knowledge. It takes perfection in the definition of the soul and instead of the face, as well as the explanation of the relationship between the soul and the body on the dignity of the action of the soul and not the intrinsic unity of the two. The present paper tries to discuss the issue of immortality of the soul in the light of the relationship between the soul and body from the perspective of the two great philosophers of the East and West, Avicenna and Thomas Aquinas.
    Keywords: Immortality, the relationship of the soul, body, Avicenna, Thomas
  • Zahra Mohammadi Mohammadiyeh, Mohammad Kathem Elmi Sola *, Ali Reza Kohansal Pages 91-109
    Also Plato's has not used explicitly the title of the symbol in his philosophical debate but by concentrating on his works we can grasp the meaning of the symbol in his philosophy through his application of symbol. For he considers the symbol as a presentation of the symbolized. The importance of the theory of idea which is the core of Plato's ontological theories, plays a central role insemantics of the symbol so that the relation of the symbol and the symbolized is based upon the relation of the copy and its participation with the real, and participation means presentation. So in Plato the analysis of the meaning of the symbol means that there are symbolic relations in the levels of real existing world; so that the sensibles are the symbols of ideas, and ideas are the symbols of the principle of the good (i.e. the god in Plato's philosophical system). By explaining God's position in the existence, and the relation of all beings with Him, it becomes clear that God is the principles of a unity who never becomes a symbol for anything, and knowing and describing His essence is possible merely through knowing the symbols.
    Keywords: symbol, the symbolized, idea, God, the principle of the good
  • Mohammad Reza Karimivala *, Mohammad Ali Kamali Nasab Pages 111-131
    With the decline of church dominance and the denial of the beliefs of the church theology, and even the existence of God as the only entity in the organization and functioning of human life, the Western thinkers determined to redefine truth and human identity by drawing on transcendental guides and human-based bases. In this way, human alienation has been particularly appreciated by existentialist philosophers. However, the complex depth of human truth failed the efforts of the selfish people to pursue the desirable and transcendental goals of mankind, and it manifested the importance and necessity of resorting to the teachings of revelation. The present paper, with the documentary-analytical method, while outlining the unfinished efforts of the existential thinkers, is aimed at revealing human alienation in order to use the Qur'anic teachings to answer the questions about the true self and manifestations of its alienation, and to protect from alienation it draws up Qur'anic procedures of recitation, prayer, and repentance.
    Keywords: alienation, existentialism, the truth of man, The Holy Quran
  • Sayyes Saeid Reza Montazery * Pages 133-156
    One of the most important subjects in the study of religions is discussion about the nature and quality of the relation between human being and God especially because in many religions, the final happiness has founded on this relationship. In this context, Zoroastrianism with his unique approach to God, order of World, ontological status of human and morality, has prepared an obscurant view in this matter and its different aspects. This article has been founded in direction to study and analysis of Zoroastrian view and books about the nature of relation between human and Ahura-Mazda. So this study uses the descriptive-analytic method. We have proved that in Zoroastrian doctrines, the most important relation between God and Human is the ontological one. In this context human must found epistemological relation with God and in this context, he should worship God and make ordered his deeds in ground of orthodox orders, and by this he can construct the best relation with God. This kind of connection has some profits that include supporting Aŝa (divine and ethical order of the world), decay of Ahriman (evil and devil) and final happiness in hereafter. Thus, we can say that in Zoroastrian doctrines as appeared in Avestan and Pahlavi works, the juridical and soteriological relationship between God and man have their roots in ontological one.
    Keywords: Ahura-Mazda, Man, Ahriman (Devil), Phenomenological, God