فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و هفتم شماره 2 (پیاپی 218، اردیبهشت 1398)
  • سال هفتاد و هفتم شماره 2 (پیاپی 218، اردیبهشت 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رقیه قاسمی، آزاده شجاعی*، بهناز کریمی صفحات 69-75
    زمینه و هدف
    سرطان پروستات در حال حاضر سومین بیماری بدخیم در ایران و پنجمین سرطان رایج در سراسر جهان است. اگرچه شیوع این سرطان در ایران بسیار کمتر از کشورهای غربی است، اما میزان آن در طول سال های اخیر افزایش یافته است. این مطالعه با هدف تعیین بیان ژن های GPRC6A، E.cadherin و ZEB1 در سرطان پروستات در مقایسه با بافت خوش خیم آن انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه مورد-شاهدی در طی بهمن ماه 1395 تا شهریور 1397 در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، 30 نمونه شامل 15 نمونه از بافت بدخیم سرطان پروستات و 15 نمونه از بافت خوش خیم آن از بیماران تهیه گردید. از بافت های مورد نظر RNA استخراج شد. سپس cDNA آن ها ساخته شد. در ادامه با استفاده از تکنیک Real-time polymerase chain reaction (PCR) بیان ژن های GPRC6A، E.cadherin، ZEB1 اندازه گیری شده و برای تحلیل میزان بیان ژن ها از نرم افزار Relative expression software tool (REST), Version 2009 (http://rest.gene-quantification.info/) استفاده شد.
    یافته ها
    در این مطالعه بیان ژن های GPRC6A و ZEB1 در سرطان پروستات در مقایسه با بافت خوش خیم آن افزایش و بیان ژن E.cadherin کاهش داشت. در این مطالعه ارتباط معناداری بین بیان ژن ها در نمونه های خوش خیم و بدخیم با فاکتورهای تشخیصی مرسوم در این نوع بیماری مثل سن، مقدار Prostate-specific antigen (PSA)، مرحله پاتولوژیکی و رتبه گلیسون یافت نشد.
    نتیجه گیری
    ژن های بررسی شده دارای توان بالقوه برای غربالگری سرطان پروستات می باشند و با بررسی های بیشتر می توانند به عنوان مارکر تشخیصی سرطان پروستات استفاده شوند.
    کلیدواژگان: cadherins، GPRC6A، سرطان پروستات، ZEB1
  • قباد مرادی، سیده مریم بچشک*، نادر اسماعیل نسب، بهزاد محسن پور، رشید رمضان زاده، دائم روشنی، ابراهیم قادری صفحات 76-81
    زمینه و هدف
    کلستریدیوم دیفیسیل مقاوم به مترونیدازول یکی از هفت مقاومت میکروبی مهم و از اورژانس های مقاومت میکروبی اعلام شده از سوی سازمان جهانی بهداشت است که میزان شیوع مقاومت به آن در حال افزایش است. این مطالعه با هدف تعیین شیوع کلستریدیوم دیفیسیل مقاوم به مترونیدازول، به صورت متاآنالیز در ایران انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به صورت متاآنالیز می باشد که جستجوی مقالات در فاصله زمانی آبان ماه تا اسفندماه 1396 توسط پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی کردستان انجام شد. جستجو در پایگاه های فارسی Magiran, Irandoc, Barakat و SID، پایگاه های انگلیسی PubMed، ScienceDirect، Scopus در طول سال های 2007 تا 2016 انجام شد. با توجه به هتروژنیسیتی بالا (50%<I2) در این مطالعه، آنالیز داده ها با استفاده از مدل اثرات تصادفی (DerSimonian Laird method) صورت گرفت. تحلیل در زیرگروه ها براساس استان محل سکونت و سال انجام مطالعه انجام گرفت. در مطالعات برگزیده شده، متد آزمایشگاهی خاصی مدنظر نبوده و از تمامی متدهای موجود، Disk diffusion, E-test, MIC در انجام مطالعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار StatsDirect (StatsDirect Ltd, Cheshire, UK) انجام شد. مقاله حاضر با اعتبارات پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی کردستان انجام گرفته است. 
    یافته ها
    براساس جستجو در پایگاه های داده ی پزشکی در ابتدا 68 مقاله انتخاب شد. پس از بررسی و اعمال معیارهای ورود مطالعات در پایان 19 مطالعه باقی مانده، که وارد آنالیز برای متاآنالیز شدند. در این مطالعه شیوع کلی کلستریدیوم دیفیسیل مقاوم به مترونیدازول (44/30، 21/86) 32/57% بوده است و میزان هتروژنیسیتی بین مطالعات 98/7%(98/8-98/5 :95%CI) برآورد شد.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این پژوهش میزان شیوع کلستریدیوم دیفیسیل مقاوم به مترونیدازول در ایران بالا و روند آن رو به افزایش است.
    کلیدواژگان: کلستریدیوم دیفیسیل، ایران، مترونیدازول، مقاومت میکروبی، شیوع
  • رستم زالوند، مهدی یاسری، علی محمد مصدق راد، مریم تاجور* صفحات 82-91
    زمینه و هدف
    شناسایی عوامل تعیین کننده مرگ مادران به منظور سیاست گذاری علمی و درست برای کاهش مرگ مادران ضروری است. هدف این مطالعه تعیین روند عوامل موثر بر مرگ مادران در ایران و نقش هر یک از این عوامل در بین سال های 1990 تا 2015 میلادی بود.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر یک مطالعه کمی از نوع مطالعات طولی است و از اسفند 1396 تا آذر 1397 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابتدا، با انجام یک مرور نظام مند در دنیا، 32 عامل مرتبط با مرگ مادران شناسایی شد. سپس، داده های مربوط به عوامل شناسایی شده از طریق مراجعه به منابع داخلی مانند وزارت بهداشت و منابع خارجی مانند سایت های بانک جهانی، سازمان جهانی بهداشت و سازمان ملل متحد جمع آوری شدند. در نهایت، پس از طی فرآیند آماده سازی و مدیریت داده ها، 12 شاخص تعیین شد و ارتباط آن ها با مرگ مادران با استفاده از مدل های رگرسیونی بررسی شد.
    یافته ها
    میزان مرگ مادران در ایران در بازه زمانی 1990 تا 2015 میلادی حدود 80% کاهش یافت. افزایش شاخص های اشتغال، سهم بودجه سلامت و پوشش واکسیناسیون و کاهش میزان باروری کل و سهم پرداختی از جیب منجر به کاهش معنا دار مرگ مادران شد. همچنین، عملکردهای سیاسی، شهرنشینی، درآمد سرانه، دسترسی به محیط بهداشتی و امکانات رفاهی رابطه معنا داری با کاهش مرگ مادران نشان دادند. تحصیلات و امید به زندگی رابطه معناداری با کاهش مرگ مادران نداشتند.
    نتیجه گیری
    مرگ مادران در ایران در ربع قرن گذشته کاهش چشمگیری داشت. مرگ مادران افزون بر عوامل فردی و بهداشتی، تحت تاثیر عوامل کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می باشد.
    کلیدواژگان: تعیین کننده های سلامت، ایران، مطالعه طولی، مرگ مادران، مرگ ومیر، روند
  • امین بنایی، بیژن هاشمی*، محسن بخشنده، بهرام مفید صفحات 92-100
    زمینه و هدف
    یکی از روش های پرکاربرد پرتودرمانی پروستات، پرتودرمانی با شدت تعدیلی (Intensity-modulated radiation therapy, IMRT) می باشد که با روش های مختلفی انجام می شود. هدف این پژوهش، مقایسه اثرات دوزیمتریکی و زیست پرتویی روش های مختلف IMRT پروستات با توجه به درصد حجم مشترک بین بافت هدف و اندام های بحرانی به عنوان متغیر آناتومیکی بیماران بود.
    روش بررسی
    این پژوهش، مطالعه ای مقطعی، تحلیلی و کمی بود که از فروردین 1395 تا خرداد 1397 در مرکز پرتودرمانی بیمارستان شهدای تجریش و گروه فیزیک پزشکی دانشگاه تربیت مدرس انجام شد. چهار روش پرتودرمانی IMRT (9، 7 و 5 میدانه و خودکار) بر روی تصاویر سی تی 63 بیمار طراحی شدند. اثرات زیست پرتویی بر اندام های حیاتی (مثانه و رکتوم) و همچنین بافت هدف با روش سریالیتی نسبی محاسبه گردید. نتایج روش های مختلف پرتودرمانی با یکدیگر بر مبنای متغیر آناتومیکی مقایسه شدند.
    یافته ها
    برای بیماران با حجم مشترک بین صفر تا 15%، اختلافی بین متغیرهای زیست پرتویی در روش های مختلف IMRT مشاهده نشد. با افزایش درصد حجم مشترک، احتمال های کنترل تومور و کنترل تومور بدون آسیب، کاهش و احتمال آسیب به بافت نرمال، افزایش داشتند. در تمام مقادیر حجم مشترک، روش های 9 و 7 میدانه با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (0/06=P). در حجم های مشترک بیشتر از 30%، روش های 9 و 7 میدانه مقادیر زیست پرتویی بهتری داشتند (0/009=P).
    نتیجه گیری
    در بیماران با درصد حجم مشترک پایین، می توان از هر کدام از روش های IMRT استفاده کرد، اما در حجم های مشترک بالا (>30%) روش های 9 و 7 میدانه نتایج مناسب تری دارند. می توان به جای روش 9 میدانه به ویژه در مواردی با عدم قطعیت زیاد در تنظیم بیمار، از روش 7 میدانه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پژوهش های مقطعی، پرتودرمانی با شدت تعدیل شده، احتمالات، سرطان پروستات، اثرات زیست پرتویی، طراحی درمان
  • پروانه صادقی مقدم*، الهام فراست، حسین حیدری، زهرا موحدی، محمد آقاعلی صفحات 101-107
    زمینه و هدف
    با افزایش تعداد نوزادان نارس در کشور، نگرانی هایی در مورد عوارض مختص این گروه از نوزادان به وجود آمده است. از این رو این پژوهش در جهت ارزیابی اثربخشی فلوکونازول وریدی بر میزان ابتلا به عفونت قارچی و دیگر عوارض مرتبط در نوزادان نارس زیر g 1200 بستری در بخش مراقبت های ویژه نوزادان انجام شد.
    روش بررسی
    مطالعه به روش کارآزمایی میدانی انجام شد. مداخله شامل تزریق وریدی فلوکونازول در نوزادان با وزن تولد کمتر از g 1200 بستری در بیمارستان ایزدی قم بود. مداخله از تاریخ شهریور 1395 در تمام جمعیت مورد مطالعه انجام شده است. گروه کنترل به صورت گذشته نگر و از نوزادان بستری در بیمارستان ایزدی قم که پیش از شروع مداخله بستری بودند گرفته شد. پیامدهای مورد نظر (مانند نیاز به تزریق آمفوتریسین، مرگ، سپسیس و مدت زمان بستری) بین دو گروه با کنترل متغیرهای زمینه ای مقایسه شد.
    یافته ها
    پس از انجام مداخله از بین پیامدهای مورد بررسی، ابتلا به عفونت قارچی (از 65 به 48/3%) و نیاز به تزریق آمفوتریسین (از 27/1 به 5%) به طور معناداری کاهش پیدا کرد. میزان مرگ نیز پس از انجام مداخله از 40 به 28/3% کاهش پیدا کرد اما این کاهش از نظر آماری معنادار نبود.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد تجویز فلوکونازول وریدی می تواند باعث کاهش عفونت در نوزادان با وزن کمتر از g 1200 بستری در بخش مراقبت های ویژه شود، ولی این مطالعه نتوانست تاثیر فلوکونازول بر کاهش مرگ، پنوموتوراکس، آپنه و نیاز به حمایت تنفسی را نشان دهد.
    کلیدواژگان: فلوکونازول، سپسیس نوزادی، نوزاد نارس، نوزاد با وزن تولد بسیار پایین
  • مهدی صنعت کار، سید حسین صدرالسادات*، حامد قاسمی، علی رضا ابراهیم سلطانی، محمدرضا شاوردی، حبیبه باقری صفحات 108-114
    زمینه و هدف
    اگرچه در زمینه های علمی و تکنولوژی پزشکی پیشرفت های قابل توجهی حاصل شده است اما میزان شکایات پزشکی نیز رشد صعودی داشته است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر رسیدگی به پرونده های قصور پزشکی بر میزان کاهش شکایات بیماران به مراجع قانونی می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی بیمارانی که نسبت به درمان چشم پزشکی انجام شده از فروردین 1397 تا پایان آذر 1397 در بیمارستان فارابی شهر تهران شکایت داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران شاکی در صورت تایید قصور توسط پزشکان معتمد بیمارستان برای کمیته رسیدگی به شکایت دعوت می شدند و موضوع شکایت مورد بررسی قرار گرفت و در جهت کسب رضایت بیماران تلاش شد.
    یافته ها
    در مجموع 87 بیمار با شکایت از چشم پزشکان، فرم مخصوص رسیدگی به شکایت را تکمیل نمودند. تعداد 71 نفر (81/7%) از شاکیان مرد بودند. از نظر تحصیلات بیماران 64 نفر (73/5%) زیردیپلم و 36 نفر (26/5%) بالاتر از دیپلم بودند. از نظر آماری میزان شکایت به طور چشمگیری در افراد با تحصیلات کمتر، بیشتر بود (0/02P=). در بررسی فراوانی بیماری اولیه 52 مورد (59/8%) مربوط به کاتاراکت و 14 مورد (16%) به علت اصلاح عیوب انکساری و جراحی رفراکتیو بودند. در بررسی شکایات توسط پزشکان معتمد بیمارستان تعداد 11 مورد قصور چشم پزشکی تشخیص داده شد که درصد قصور معادل 12/6% بود و پرونده این بیماران در کمیته رسیدگی به شکایات بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت. از موارد قصور تایید شده که در کمیته مورد بررسی قرار گرفت تنها یک نفر به مراجع قانونی شکایت کرد که برابر 9% از مورد قصور بود. این آمار نسبت به سال 96 در همین مرکز که کمیته بررسی شکایات تشکیل نمی شد و درصد شکایت موارد قصور به مراجع قانونی برابر37/5% بود کاهش قابل توجه نشان می داد (0/05P<).
    نتیجه گیری
    تشکیل کمیته های رسیدگی به شکایات موارد قصور چشم پزشکی در بیمارستان و فراهم نمودن فضایی شفاف و صادقانه جهت شنیدن موضوع شکایت بیماران و همراهان ایشان و سپس تلاش جهت کسب رضایت بیماران و کمک در جهت ادامه درمان ایشان می تواند منجر به کاهش شکایات بیماران به مراجع قانونی مانند پزشکی قانونی و نظام پزشکی شود.
    کلیدواژگان: پزشکی قانونی، خطاهای پزشکی، چشم پزشکی، رضایت بیمار
  • آرش عبدالملکی*، محمد باقر غیور، صابر زهری، اسدالله اسدی، مرتضی بهنام رسولی صفحات 115-122
    زمینه و هدف
    مهندسی بافت یک موضوع چندرشته ای و بین رشته ای است که شامل توسعه ایمپلنت های زیستی برای بازسازی بافت با هدف بهبود یا افزایش عملکرد بافت یا اندام می باشد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی ویژگی های مکانیکی و هیستولوژیکی داربست های سلول زدایی شده عصبی تهیه شده در مقایسه با عصب تازه جهت کاربرد در ترمیم اعصاب محیطی بود.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع تجربی می باشد که در آزمایشگاه تحقیقاتی ترمیم اعصاب دانشگاه فردوسی مشهد از اردیبهشت 1396 تا مهر 1397 انجام شد. به منظور تهیه داربست، موش های صحرایی با تزریق داخل صفاقی کلرال هیدرات 10% بیهوش شدند. قطعات عصب سیاتیک موش های صحرایی در بالاتر از محل سه شاخه شدن عصب برداشته شد و پس از پاکسازی بافت های زائد به روش ساندل سلول زدایی شدند. سپس داربست های سلول زدایی شده از نظر بافتی و مکانیکی مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    بررسی نتایج حاصل از ارزیابی های بافتی نشان داد که سلول زدایی داربست ها به طور کامل انجام شده است. این نتایج توسط رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و دپی اثبات شد. ارزیابی های تخصصی بافتی با رنگ آمیزی پیکروفوشین و بررسی میکروسکوپ الکترونی نشان داد که رشته های کلاژن و الاستین در ماتریکس خارج سلولی به طور نسبی حفظ شده اند. همچنین بررسی مکانیکی داربست ها در تست کششی نشان دهنده حفظ نسبی ماتریکس خارج سلولی داربست ها در مقایسه با گروه کنترل بود.
    نتیجه گیری
    در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که داربست های حاصل از سلول زدایی با حفظ ترکیبات اصلی بافت مورد نظر می توانند بستر مناسبی برای بررسی رفتارهای سلولی باشند.
    کلیدواژگان: ماتریکس خارج سلولی، اعصاب محیطی، ترمیم، عصب سیاتیک، مهندسی بافت، داربست سلولی
  • مهسا نظری*، فرید زایری، سید سعید هاشمی نظری، سارا جام برسنگ، علی نیک فرجام، علی رضا اکبرزاده باغبان صفحات 123-131
    زمینه و هدف
    مدل های مارکوف چندوضعیتی جهت بررسی پیشروی بیماری ایدز با تقسیم بندی مارکر آزمایشگاهی سلول CD4 کاربرد گسترده ای دارند. این مدل ها با تعداد وضعیت های مختلف، نتایج متفاوتی از اثر متغیر کمکی و پیشگویی روند بیماری ایدز دارند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی مدل چهار و پنج وضعیتی با مدل سه وضعیتی جهت انتخاب مدل با توان پیشگویی بهتر وقوع ایدز و مرگ در افراد آلوده به ویروس سندرم نقص ایمنی انسانی بود.
    روش بررسی
    این پژوهش یک مطالعه ی هم گروهی است که بر روی 305 فرد آلوده به ویروس سندرم نقص ایمنی انسانی که از فروردین 1374 تا دی ماه 1389 به مرکز تحقیقات ایدز ایران در تهران مراجعه کرده اند و تا سال 1393 مورد پیگیری قرار گرفته اند، انجام شده است. سه مدل مارکوف همگن زمان سه، چهار و پنج وضعیتی به داده ها برازش داده شد. مقایسه ی مدل ها با استفاده از معیار اصلاح شده ی آکاییکه ی DRAIC و معیار اعتبارسنجی متقابل براساس درست نمایی DRLCV به همراه فاصله ردیابی 95% آن ها انجام شد. برای برازش مدل ها از نرم افزار R استفاده شد.
    یافته ها
    توان پیشگویی مدل چهار وضعیتی از مدل پنج وضعیتی بیشتر است. در مدل چهار وضعیتی نسبت مخاطره ی پیشروی به مرگ برای افرادی که درمان ضد رتروویروس خیلی فعال دریافت کرده اند 0/64 کمتر از دسته ای بود که درمان را دریافت نکرده بودند. همچنین نسبت مخاطره ی پیشروی بیماری در مردان به زنان 2033 برابر بود. همچنین نسبت مخاطره ی پیشروی به مرگ در مردان به زنان 4/9 برابر بوده است.
    نتیجه گیری
    معیار های DRAIC و DRLCV نشان دادند که مدل چهاروضعیتی توان پیشگویی بهتری از روند پیشروی بیماری در مقایسه با مدل پنج وضعیتی دارد.
    کلیدواژگان: تعداد سلول های CD4، درمان ضدرتروویروس خیلی فعال، سندرم نقص ایمنی انسانی، فرآیند مارکوف
  • محسن شجاع*، محدثه سلیمانی، مریم عامریان، نیلوفر اسبقی پور، پیمان حجازی صفحات 132-136
    زمینه و هدف
    با افزایش روزافزون کاربرد پرتو ایکس در تشخیص بیماری ها، احتمال پرتوگیری جنین در افراد باردار نیز افزایش می یابد. هدف از این مطالعه بررسی میزان رعایت اصول حفاظتی و قانون 10 روز در تصویربرداری از زنان مستعد بارداری است. 
    روش بررسی
    این مطالعه مقطعی از تیر تا مهر 1396 در مراکز تصویربرداری دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام شد. ابتدا از بیماران در خصوص اطلاع رسانی پرتوکاران در خصوص قانون 10 روز، پرسش شد. سپس  پرسشنامه ای در اختیار پرتوکاران قرار گرفت. همچنین وجود کاردستور حفاظتی نیز تعیین شد.
    یافته ها
    پرسش از بیماران در خصوص باردار بودن به میزان 19% انجام نشد که ارتباط معناداری با مجرد بودن بیماران نداشت (0/0004=P). همچنین میانگین نمره میزان آگاهی پرتوکاران 0/96±14/21 به دست آمد که ارتباط معناداری با سابقه کاری و محل خدمت و میزان تحصیلات آنان نیز نداشت (0/09=P). از طرفی در نیمی از مراکز کاردستور های مکتوب موجود نبود. 
    نتیجه گیری
    اصول حفاظت پرتو و قانون 10 روز در رادیوگرافی از زنان مستعد بارداری، به میزان مطلوبی انجام شد.
    کلیدواژگان: زنان باردار، پرتوهای یونساز، حفاظت پرتوی، رادیوگرافی
  • سیده حورا موسوی واحد، ملیحه عافیت، آناهیتا حمیدی لاین، زینب خادمی، آذین نیکوزاده، فهیمه علی زاده* صفحات 137-141
    زمینه و هدف
    فیبروما شایعترین تومور سالید درجه پایین تخمدان است. فیبرومای تخمدان در 10-1 درصد موارد با سندرم میگز (Meigs syndrome) همراهی دارد.
    معرفی بیمار
     بیمار زن 65 ساله منوپوز با شکایت درد شکمی، فروردین 1397 به مرکز دانشگاهی امام رضا (ع) مشهد مراجعه کرد. در معاینه شکم، توده ی 200×100 میلیمتری با قوام نرم لمس شد. در آزمایشات، لکوسیتوز و CA125 بالاتر از 200 بود. در تصویر قفسه صدری افیوژن پلورال دوطرفه گزارش و در سی تی اسکن کانون هتروژن 170×100 میلی متری لبوله با منشا آدنکس راست با انهنسمنت (Enhancement) ضعیف دیده شد. در لاپاراتومی تجسسی آسیت فراوان مشهود بود. امنتوم ملتهب سطح تخمدان راست را پوشانده و توده حجیم سالید-کیستیک، نامنظم، لبوله و محصور درون کپسول در محل آدنکس راست دیده شد. سالپنگواووفورکتومی راست انجام و نتایج آسیب شناسی ضایعات پرولیفراتیو خوش خیم سلول های فیبروبلاست بدون میتوز منطبق بر فیبروم تخمدانی را گزارش کرد.
    نتیجه گیری
    در موارد همراهی توده تخمدان با آسیت و پلورال افیوژن می بایست سندرم میگز در تشخیص های افتراقی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: درد شکمی، آسیت، سندرم میگز، افیوژن پلور
|
  • Roghaye Ghasemi, Azadeh Shojaei*, Behnaz Karimi Pages 69-75
    Background
    Prostate cancer is currently the third malignant disease in Iran and fifth common cancer worldwide. The aim of this study was to determine the expression of GPRC6A, E.cadherin, and ZEB1 genes in prostate cancer in comparison with benign tumor. Since early detection of cancer plays an important role in treatment, this study aims to identify the role of GPRC6A, E.cadherin and ZEB1 genes in screening of prostate cancer.
    Methods
    In this case-control study, 30 samples including 15 samples of malignant prostate cancer and 15 samples of benign tumor were collected from the patients. RNA was extracted from the tissues, followed by cDNA preparation. In the last step, expression of GPRC6A, E.cadherin and ZEB1 genes was measured using the Real-time polymerase chain reaction (PCR) technique and the Relative expression software tool (REST), Version 2009 (http://rest.gene-quantification.info/).
    Results
    In this study, the expression of GPRC6A genes compared to its benign tumor increased 3-fold, ZEB1 expression in prostate cancer, compared to its benign tumor, increased 2-fold, and expression of E.cadherin gene in cancerous samples compared to benign tumor declines 10 was equal. In this study, there was no significant relationship between the expression of genes in benign and malignant samples with common diagnostic factors in this type of disease such as age, Prostate-specific antigen (PSA), pathologic stage and Gleason score.
    Conclusion
    According to this study and similar studies, increased expression of GPRC6A in prostate cancer cells can stimulate the progression of cancer cells by regulating cell proliferation and invasive response to various ligands. Increasing the expression of ZEB1 and decreasing the expression of E.cadherin is also due to the lack of binding of cells and spread of metastasis. As a result, tumors express ZEB1 with absence of E.cadherin is associated with advanced disease or metastases, which indicates that ZEB1 induces EMT and tumor progression in clinical cancers. Therefore examined genes have potential for screening prostate cancer and they can be used as a diagnostic marker for prostate cancer with further investigation.
    Keywords: cadherins, GPRC6A, prostatic neoplasms, ZEB1
  • Ghobad Moradi, Seyyede Maryam Bechashk*, Nader Esmailnasab, Behzad Mohsenpour, Rashid Ramazanzadeh, Daem Roshani, Ebrahim Ghaderi Pages 76-81
    Background
    Metronidazole resistant clostridium difficile is one of significant pathogens in Iran. It is one of the WHO-declared microbial resistance emergencies. Prevalence of metronidazole resistant clostridium difficile is rising. The aim of this study was to detect prevalence of metronidazole-resistant clostridium difficile using meta-analysis in Iran.
    Methods
    This study was conducted as a meta-analysis. Articles and derivatives were reviewed by two researchers. Initially, each of the researchers searched the databases separately and used all available Persian and English articles in Kurdistan University of Medical Sciences, Iran, from October 2017 to February 2018. Persian databases (including Magiran, Irandoc, Barakat and SID) and international databases (including PubMed, Sciencedirect, and Scopus) were searched during this period (2007-2016) with a combination of phrases and keywords. The list of references to these studies has also been evaluated and relevant articles have been included in the study. First, all the articles were extracted and then duplicated articles were deleted using the EndNote software, version X6 (Thomson Reuters™, New York, NY, USA) through the search for electronic banks. Such that the high heterogeneity (50%
    Results
    From the search of medical databases at first, 68 articles were selected. In total, 19 remaining studies entered the meta-analysis phase. In this study, the overall prevalence of clostridium difficile is 32.57% (CI95%: 21.86-44.30); in 2016 it was 55.25% (CI95%: 50.22-60.19) and in 2009 was14.26% (CI95%: 12.32-16.37). The heterogeneity was estimated to be 98.7% (CI95%: 98.5-98.8).
    Conclusion
    Based on the results of this study, the prevalence of metronidazole resistant clostridium difficile in Iran is high and increasing.
    Keywords: clostridium difficile, Iran, metronidazole, microbial drug resistance, prevalence
  • Rostam Zalvand, Mehdi Yaseri, Ali Mohammad Mosadeghrad, Maryam Tajvar* Pages 82-91
    Background
    Identifying determinants of maternal mortality is essential in developing appropriate health policies for reduction of maternal death. This study aimed to determine the determinants of maternal mortality in Iran during 1990- 2015 and also to identify the trends of these determinants during the same period.
    Methods
    This is a quantitative longitudinal study that has been conducted at the Tehran University of Medical Science, Iran, from March to December 2018. Initially, a long list of determinants (n=32) were identified through a comprehensive systematic reviews. Variables with more than 25% missing data were omitted and the missing values for remaining variables were estimated through statistical methods. The data for the identified variables were gathered through internal sources including Iran’s Ministry of Health and international sources including the websites of World Bank, World Health Organization and United Nations. Finally, 12 indicators as determinants of death were constructed after data processing and data management and their associations with maternal mortality rate in Iran were examined through regression analysis.
    Results
    Maternal mortality rate has been reduced by 80% during 1990- 2015 in Iran. Improvement of indicators including employment status, total health expenditure share (as a percent of GDP), vaccination coverage, urbanization, access to health and welfare facilities, GDP per capita and political performance played a significant role in reduction of maternal deaths according to the multivariate analyses. A reduction in out of pocket payment and total fertility rate also showed a significant association with lower maternal mortality. However neither education level in the country nor life expectancy at birth showed an important role in the maternal mortality rate.
    Conclusion
    Maternal mortality rate was reduced significantly in Iran during the last quarter of the century. Maternal death is not only affected by health and biological factors of mothers, but also, by macro-economic, social and welfare factors. A high political performance of the countries also is a grantor of better health of mothers and the community in general.
    Keywords: determinants of health, Iran, longitudinal studies, maternal death, mortality, trend
  • Amin Banaei, Bijan Hashemi*, Mohsen Bakhshandeh, Bahram Mofid Pages 92-100
    Background
    Intensity-modulated radiotherapy (IMRT) is one of the most usable methods in prostate radiotherapy that is used with different techniques. The aim of this study was to evaluate and compare the dosimetric and radiobiological effects of prostate IMRT techniques regarding to joint volume between the target tissue and organs at risk as a patients anatomical parameter.
    Methods
    This research was a cross-sectional, analytical, and quantitative study that was carried out from April 2016 to June 2018 at the radiotherapy and oncology center of Shoheday-e-Tajrish Hospital and Medical Physics Department of Tarbiat Modarres University Tehran, Iran. Four various prostate IMRT techniques (9, 7 and 5 fields and automatic) were planned on 63 prostate cancer patients CT scans. Radiobiological effects were calculated using Relative Seriality model for the organs at risk (bladder and rectum) and target tissue. Results of mentioned prostate IMRT techniques were compared based on the patient’s anatomical parameter. 
    Results
    For the patients with joint volumes ranged from 0 to 15%, statistical differences were not observed among various IMRT techniques. The tumor control probability and complication free tumor control probability values decreased as a function of joint volume. The normal tissue complication probability value increased as a function of joint volume. The 9 and 7 fields IMRT techniques had not any significant differences (P=0.06) in all of the joint volume ranges. In patients with the joint volumes higher than 30%, the 9 and 7 fields techniques showed significantly better radiobiological values in comparison with 5 fields and automatic techniques (P=0.009).
    Conclusion
    In the patients with lower percentage of joint volume, all the mentioned prostate IMRT techniques showed same radiobiological effects; however, in the patients with higher joint volume percentages (> 30%), the 9 and 7 fields techniques have better results. It is proposed to use the 7 fields technique instead of the 9 fields technique, especially in prostate cancer cases with high uncertainty in patients’ setup.
    Keywords: cross-sectional studies, intensity-modulated radiotherapy, probability, prostate cancer, radiation effects, treatment protocol
  • Parvaneh Sadeghi, Moghaddam*, Elham Farasat, Hosein Heydari, Zahra Movahedi, Mohammad Aghaali Pages 101-107
    Background
    With the increase in the number of premature neonates, there are concerns about the complications of this group. One of the common complications of preterm neonates is fungal sepsis. Therefore, this study was conducted to evaluate the efficacy of intravenous fluconazole on fungal sepsis and other complications related to premature newborns under 1200 g in a neonatal intensive care unit.
    Methods
    The study was conducted by field trial. The intervention included intravenous injection of fluconazole (3 mg/kg, twice per week for 6 weeks) in neonates weighing less than 1200 gr in the Izadi Hospital in Qom, Iran. The intervention was conducted on September 2016 in entire population of the study. The control group was retrospective and from neonates admitted to Izadi Hospital, which were hospitalized before intervention. The outcomes (such as the need for amphotericin injection, death, fungal sepsis, time taken to reach enteral feeding and length of stay) were compared between the two groups.
    Results
    There was no significant difference between the two groups regarding their sex ratio (P=0.139), gestational age (P=0.834), type of delivery (P=0.841) and birth weight (P=0.458). After the intervention, fungal sepsis (from 65% to 48.3%) and the need for amphotericin injection (from 27.1% to 5%) were significantly reduced, and the mortality rate decreased from 40% to 28.3%, but this decline was not statistically significant (P=0.178). After the intervention, the length of stay in hospital (P=0.142) and neonatal intensive care unit (P=0.422), time to reach the weight of 1500 gr (P=0.717), and time taken to reach enteral feeding (P=0.289) did not change significantly. Proportion of pneumothorax, apnea, necrotizing enterocolitis, retinopathy of prematurity and need for respiratory support did not change significantly.
    Conclusion
    The present study showed that administration of venous fluconazole could reduce fungal sepsis in neonates weighing less than 1200 grams in the intensive care unit. However, this study failed to demonstrate the effect of fluconazole on death, pneumothorax, apnea and need for respiratory support.
    Keywords: fluconazole, neonatal sepsis, premature infant, very low birth weight infant
  • Mehdi Sanatkar, Seyed Hossein Sadrossadat*, Hamed Ghassemi, Ali Reza Ebrahim Soltani, Mohammad Reza Shaverdi, Habibeh Bagheri Pages 108-114
    Background
    Although significant advances have been made in scientific and medical technology, but the rate of medical complaints has also risen. The purpose of this study was to investigate the effect of handling of medical malpractice cases in the hospital complaints committee on the reduction of patient complaints to law enforcement authorities.
    Methods
    In this descriptive study, patients complained about ophthalmology from April 2005 to December 2005 at Farabi Hospital, Tehran, were evaluated. The complainant's patients, if confirmed by the trusted doctors, were invited to complaints committee, and the subject of the complaint was examined and tried to obtain patient satisfaction.
    Results
    A total of 87 patients complained to ophthalmologists completed a complaint form 71 (81.7%) of the cases were male. Statistically, the number of complaints was significantly lower in those with lower education (P=0.02). The prevalence of primary disease, 52 cases (59.8%) was cataract and 14 cases (16%) due to refractive errors and refractory surgery. In the examination of complaints by trusted doctors in the hospital, 11 cases of ophthalmologic error were identified, with a mantle rate of 12.6%, and the cases were reviewed by the complaints committee. Of the cases of complained that confirmed by the committee, only one person sued the law enforcement, which represented 9% of the defaulted item. These statistics showed a significant decline compared to the past year at the same center, and the percentage of defaults to law enforcement was 37.5% (P<0.05).
    Conclusion
    Establishing committees to handle complaints of ophthalmologic failures in hospitals and providing a clear and honest atmosphere to hear the subject of complaints by patients and their companions, and then trying to get patients' satisfaction and helping them continue their treatment can lead to reduced complaints of patients to the authorities Legal, like forensics medicine department and medical council.
    Keywords: forensics medicine, medical errors, ophthalmology, patient satisfaction
  • Arash Abdolmaleki*, Mohammad, Bagher Ghayour, Saber Zahri, Asadollah Asadi, Morteza Behnam, Rassouli Pages 115-122
    Background
    Tissue engineering is a developing multidisciplinary and interdisciplinary field involving the use of bioartificial implants for tissue remodeling with the target for repair and enhancing tissue or organ function. Acellular nerve has been used in experimental models as a peripheral nerve substitute. The purpose of the present study was to evaluate the mechanical and histological characteristics of acellular nerve scaffolds compared to the fresh nerve for application in environmental nerve repair.
    Methods
    This experimental study was conducted in Ferdowsi University of Mashhad Regeneration Research Laboratory, Mashhad, Iran, from May 2017 to October 2018. In this study for preparing the scaffold. The rats were sacrificed by intraperitoneal anesthesia with 10 % Chloral Hydrate solution. Then sciatic nerve fragments of the rats were removed above the nerve branching site and after cleansing of the tissues were decellularized by Sondell method, briefly nerves were treated with a series of detergent baths consisting of distilled water for 8 h, Triton X-100 for 12 h, and sodium deoxycholate for 24 hours according to the Sondell protocol. All acellularization steps were performed at room temperature. Then decellularized scaffolds were evaluated histologically and mechanically.
    Results
    The results of tissue evaluations showed that decellularization of scaffolds were done completely, this was demonstrated by hematoxylin and eosin staining and DAPI staining. Also the specialized tissue evaluations by picro-fuchsin staining and evaluation the scaffolds by scanning electron microscopy (SEM) micrographs showed that the collagen and elastin strands are relatively preserved in the extracellular matrix in comparison with control groups. As well as mechanical examination of scaffolds in tensile test showed that extracellular matrix of scaffolds was relatively preserved the main components of tissue compared to control group and scaffolds have good mechanical resistance quality for use in tissue engineering.
    Conclusion
    The results of the present study showed that decellularized scaffolds that prepared with Sondell decellularization method by preserving the main components of the tissue can be a good platform for investigating cellular behaviors.
    Keywords: extracellular matrix, peripheral nerves, regeneration, sciatic nerve, tissue engineering, tissue scaffolds
  • Mahsa Nazari*, Farid Zayeri, Seyed Saeed Hashemi Nazari, Sara Jambarsang, Ali Nikfarjam, Alireza Akbarzadeh Baghban Pages 123-131
    Background
    The Multi state Markov models have extensively application with categorization of laboratory marker of CD4 cells for evaluation of HIV disease progression. These models with different states result in different effects of covariates and prediction of HIV disease trend. The main purpose of this study was comparison of four and five states models with the three- state in order to select the model with better prediction ability of occurrence of HIV and finally death in HIV positive people.
    Methods
    A total of 305 HIV positive people were included in this cohort study in the Iran AIDS center in Imam Khomeini Hospital in Tehran that entered during March 1995 to January 2005 and then fallowed up to October 2014. The three continuous- time Markov models of three-, four- and five- state models were fitted to data to describe the evolution of a HIV disease Trend over different states.
    For comparison of models, two criteria of modification of Akaike’s criterion (DRAIC) and likelihood cross-validation criterion (DRLCV) along with their 95% tracking interval was used. For fitting of these models and estimation of transition matrix and the hazard ratio of gender and treatment independent variables, the msm package of R project for statistical computing, version R 3.2.4 (www.r-project.org) was used.
    Results
    The results showed that the four- state model has more prediction ability than five-state model for evaluation of HIV disease Trend. In the four-state model, the progression hazard ratio to death for people who received highly active antiretroviral therapy (HAART) was 0.64 lower than who didn’t get this therapy. Moreover, the progression hazard ratio for men was 2.33 fold in comparison to women. The disease progression hazard ratio to death was 4.9 fold for men in comparison to women.
    Conclusion
    The (DRAIC) and (DRLCV) criterions showed that the four-state model has more predictive ability of the progression trend of HIV disease in comparison of five-state model.
    Keywords: CD4 cell counts, highly active antiretroviral therapy, human immunodeficiency virus, Markov process
  • Mohsen Shoja*, Mohadese Soleimani, Maryam Ameriyan, Niloufar Asbaghipour, Peyman Hejazi Hejazi Pages 132-136
    Background
    Today, with the increasing use of ionizing radiation like X-rays in diagnosis and treatment of diseases, the risk of fetal exposure in pregnant women also increases. Therefore, protecting pregnant women from ionizing radiation is essential and is considered as the standard criterion for Medical Radiation Center. So the aim of this study was to investigate the observance of protective principles and 10-day rule in imaging of susceptible women.
    Methods
    This cross-sectional study was carried out at the Radiography Centers of Semnan University of Medical Sciences, Iran, from July 2017 to September 2017. First, patients who were under radiography, were asked about the knowledge of the radiographers about the 10-day rule and radiation protection. Then a questionnaire with 12 questions was given to the radiographers in radiology and CT scan center. Finally, the existence of protection guidelines for pregnant women was determined by asking manager and checking at the moment.
    Results
    The patient's question about pregnancy failed about 19%, which did not have a significant relationship with patients' singleness (P=0.0004). Also the mean scores for the knowledge of radiographers about radiation protection were 14.21±0.96, which did not have a significant relationship with their work record and place of employment and their educational level (P=0.09). On the other hand, in half of the radiography centers, the written radiation protection guidelines were not available.
    Conclusion
    Principles of radiation protection and 10-day rule for radiography of women who were prone to pregnancy were desirable but due to importance of radiation protection, the rules should be more carefully implemented.
    Keywords: pregnant women, ionizing radiation, radiation protection, radiography
  • Seyede Houra Mousavi Vahed, Maliheh Afiat, Fahimeh Alizadeh*, Anahita Hamidi Laien, Zeynab Khademi, Azin Nikoozadeh Pages 137-141
    Background
    Ovarian fibroma is the most common benign solid tumor of the ovary. The most common symptoms are abdominal discomfort and pain. Ovarian fibroids are associated with Meigs syndrome in 1% to 10% of cases. The aim of study is report of a case of Meigs syndrome
    Case presentation
    A 65-year-old menopausal woman who complained of abdominal pain was referred to our academic hospital of Mashhad, Iran, in April 2018. In abdominal examination, a soft mass with size of 200×100 mm, was detected. Also leukocytosis and increase in CRP was observed. Marker CA125 was higher than 200. In CT scan in right adnexa heterogeneous mass 170×100 mm with enhancement was reveled. pleural effusion was reported in the both lungs and collapse of underlying lung tissue in Chest X-ray. Explorative laparotomy was performed. Ascites and inflamed omentum covered the surface of right ovary was detected. The huge solid-cystic hemorrhagic, irregular mass with a specific pedicle that enclosed in the capsule in right adnexa was seen. Right salpingo-oophorectomy was performed. The result of final pathologic was benign proliferative lesions of mitotic fibroblasts were reported according to ovarian fibroma.
    Conclusion
    In case of accompanying ovarian mass with ascites and pleural effusion, after the exclude of ovarian malignancies, Meigs syndrome should be considered in differential diagnosis.
    Keywords: abdominal pain, ascites, Meigs syndrome, pleural effusion