فهرست مطالب

عقل و دین - پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 19 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/07/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی اکبر سراج، احمد بهشتی*، حسین واله صفحات 7-24
    چکیدهدر میان اندیشمندان اشعری، فخر رازی گاهی همچون فیلسوفان از عدمی بودن شرور دفاع کرده و زمانی همچون متکلمین از وجودی بودن آن خبر داده است؛ جهد فراوان داشته تا نشان دهد آدمی هیچ بهره ای از اختیار ندارد و در عالم چیزی به جز جبر نیست.قرائت خاص او از توحید افعالی منجر شده تا مهمترین قواعد فلسفی همچون علیت، نظام اسباب و مسببات، قاعده الشی مالم یجب لم یوجد و قاعده الواحد را باطل اعلام کند و برآیند این کارها به جبر در اعمال آدمی منجر شده است و روابط شرور با انسان به زنجیر کشیده را فقط در انتساب افعال زشت و قبیح انسان به خدا جستجو می کند و بدین سان خود را از پرسش های کشنده می رهاند؛ ولی نه در حل معضل شرور توفیق یافته نه قرائت صحیحی از توحید افعالی داشته است و نه انسان را مسول اعمال خود می داند و نه پیوند انسان به زنجیر کشیده با شرور را تبیین کرده است و سرنوشت این انسان را از بدو تولد تا فرجامش از« قبل تعیین شده» می-داند که قابل دگرگونی نیست.
    کلیدواژگان: فخر رازی، خیرو شر، توحید افعالی، علیت، سنخیت، جبر و اختیار، قضا و قدرالهی
  • عبدالله میراحمدی* صفحات 25-50
    بدون تردید محمد عبده یکی از برجسته‏ترین مفسران اصلاح‏گرای اهل سنت در سده معاصر به‏شمار می‏آید. نوگرایی و خردگرایی به‏عنوان مهم‏ترین شاخصه‏های اندیشه اصلاحی عبده، در آثار وی ظهور و بروز دارد. او با تمایلات علم‏گرایانه و روش عقلی تجربی به تبیین مسائل کلامی، اجتماعی و تربیتی می‏پردازد. این پژوهش بر مبنای بررسی و تحلیل محتوای آثار و اندیشه‏های عبده در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا می‏توان او را نومعتزلی دانست یا خیر؟ بر اساس یافته‏های پژوهش، اگرچه وی همانند متفکران اشاعره به کارآمدی عقل نظری در شناخت و تبیین معارف دین باور دارد؛ اما پیرامون کارکرد عقل عملی مانند متکلمان معتزله می‏اندیشد. از این‏رو حسن و قبح را عقلی می‏داند. افزون بر این، در طرح مباحث مرتبط با عدل مانند اختیار انسان، وجوب علی‏الله، تکلیف ما لایطاق، وعده و وعید، شرور، هدایت و ضلالت با معتزله هم‏عقیده است. بنابراین برخلاف ادعای برخی پژوهشگران، وی نومعتزلی است.

    کلیدواژگان: محمد عبده، نومعتزله، اشاعره، کارکرد عقل عملی، عدل الهی
  • محمد محمد رضایی، نرگس سادات مرتضوی شاهرودی* صفحات 51-67
    امروزه مساله اختفای الهی، به عنوان دلیلی بر انکار وجود خداوند مطرح شده است. از نگاه برخی خداناباوران، پنهان بودن الهی، در تضاد با وجود خدای قادر مطلق، عالم و مهربان است. این باور، با نفی وجود و حضور خداوند و نادیده گرفتن وی در هستی، تبعاتی را همچون گرایشات انسان محور و رواج دیدگاه های غیراخلاقی در جوامع به دنبال خواهد داشت.دلیل مدافعان برهان، این است که اگر خدا وجود داشت، خود را مخفی نمی کرد و به دنبال آن، بی اعتقادی به وجود نمی آمد. اما خدا پنهان است؛ پس وجود ندارد. نگارندگان، انتقاداتی را در رابطه با خود استدلال و همچنین مبانی آن در نظر گرفته اند. مانند اینکه برهان اختفا، مبتنی بر مغالطه «من ندیدم، پس نیست.» است. همچنین با بیان این تحلیل که استدلال، به جهت پنهان شمردن خداوند، مبتنی بر حس گرایی است، به نقد مبنای آن پرداخته، برهان مذکور را فاقد اعتبار خوانده اند.واژگان کلیدی: .
    کلیدواژگان: خداوند، برهان اختفای الهی، حضور، نقد
  • معصومه الوندیان، علی اله بداشتی* صفحات 69-88
    ادراکات عقلی همواره یکی از مسائل مورد توجه فلاسفه و حکمای مسلمان بوده است که با دیدگاه های مختلفی به تبیین آن پرداخته‏اند. ابن سینا و ملاصدرا ضمن اشتراک در برخی مبانی و مسایل علم و ادرک؛ به ویژه ادراکات عقلی، در پاره‏ای از مبانی و مسایل اختلاف نظر دارند. ابن‏سینا به تبع ارسطو با قائل شدن به نظریه تجرید معتقد است که جریان معرفت به ویژه ادراک عقلی به صورت مرحله به مرحله با حرکت از حس و گذر از خیال و در نهایت رسیدن به عقل حاصل می‏شود. ملاصدرا براساس مبانی حکمت متعالیه و قائل شدن به مراتب مختلف وجود، دستیابی به مراتب معرفت را منوط به کمال نفس به مراتب مختلف می‏داند و در نتیجه ادراک عقلی را حاصل رسیدن نفس از مرتبه حس به مرتبه خیال و از مرتبه خیال به عالم ماورای آن‏ها و تاثر از عالم عقل می‏داند و از آن به مرتبه عقل تعبیر می‏کند. با این بیان از یک سو، دیدگاه‏های پیشین را مورد نقد قرار داده و از سوی دیگر نظریه‏ای نوین در این حیطه را به نام خویش به ثبت رسانده است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تطبیق دیدگاه این دو فیلسوف پرداخته ‏ایم.

    کلیدواژگان: ابن سینا، ملاصدرا، معرفت، ادراک عقلی، نفس
  • کامران اویسی*، سید رضا مودب صفحات 89-110
    کاربست‏های عقل تفسیری با تاکید بر محدوده آنعقل از مباحثی است که حکما انواع مختلفی از آن را تعریف نموده به گونه‏ای که برخی از آنها اشتراک لفظی و بعضی دیگر اشتراک معنوی و تشکیک در مراتب دارند. عقل در یک نگاهوجود شناختی دارای دو اصطلاح می‏باشد یکی جوهری مجرد و دیگری قوه مدرکه؛ که دومی در تفسیر استفاده می شود؛ کاربرد عقل در تفسیر در یک نگاه کلی‏نگر بر اساس نگاه به منابع اربعه اجتهاد و بهره‏گیری از تعقل به دو قسم منبعیو ابزاری منقسم می‏گردد. عقل منبعی،به بدیهی و برهانی تقسیم می‏شود. عقل بدیهی، مبادی تصدیقی مانند فوقیت آسمان است که در سرشت بشر نهادینه شده و عقل برهانی، عقلی است که با کنارهم گذاشتن مقدمه‏ها، نتیجه‏گیری می‏کند که در صورت اثبات نمودن ملازمه بین حکم عقل و شرع، جزء ملازمات عقلیه می باشد؛ خواه مستقلات عقلیه مانند حسن و قبح عقلی؛ خواه غیر مستقلات عقلیه مانند بحث اجتماع امر و نهی و دلالت نهی بر فساد.؛ اما عقل برهانی غیرمثبت ملازمه بین حکم عقل و شرع که هدفش فقط تشکیل قیاس و برهان و نتیجه‏گیری است به عقل قیاسی مشهور است. نوع دوم عقل، ابزاری و مصباحی تمامی قرائن را از منابع دیگر تفسیر اخذ می کند، به نتیجه گیری می پردازد. در تفسیر عقلی اجتهادی، سعی بر این است تا از عقل قطعی، صحیح فطری، خالی از موهومات استفاده شود. مهمترین و پرکاربردترین نقش عقل، عقل ابزاری است.
    کلیدواژگان: اجتهادی، برهان، تفسیر، عقل، مبانی، منبع
  • محمد علی اخویان* صفحات 111-134
    در این مقاله با تکیه بر سنت روایی اسلام به بررسی امکان، چگونگی و ویژگی‏های رشد عقلی انسان در روزگار ظهور می‏پردازیم. این مبحث از آن رو اهمیت دارد که گاهی مشاهده می‏کنیم با توجه به اوصاف نیکوی جامعه مهدوی و زیبایی‏ها و دلربایی‏های آن، مسئله رشد و کمال عقلی در حاشیه قرار می‏گیرد یا با نادیده انگاشتن این مسئله، امور جملگی به دست اعجاز سپرده می‏شود. در این نوشتار می‏کوشیم با روش تحلیلی توصیفی جایگاه و منزلت رشد عقلی و فکری آدمی در منظومه مهدوی را مشخص کنیم و ضمن حفظ مقام اعجاز، چند عنصر تعیین‏کننده را مورد تاکید قرار دهیم: عنصر اختیار و اراده آزاد آدمی، عنصر سنن تغییر ناپذیر نظام هستی و سرانجام عنصر تکالیف و مسئولیت‏های انسان. در نهایت با امید به آینده‏ای روشن و با هدف عمق‏بخشی به معارف مهدوی نتیجه می‏گیریم رشد و کمال عقلی و فکری انسان امری اکتسابی -‏ موهبتی است و بر پایه آن به دو شاخص عمده بازگشت به قرآن و بازگشت به فطرت اشاره می‏کنیم. این دو شاخص چراغ راه آدمی در مسیر رشد عقلانی او به شمار می‏آیند.
    کلیدواژگان: رشد عقلی، عصر ظهور، مهدویت، اختیار
  • محمد نجاتی*، مصطفی مجد، فاروق طولی صفحات 135-159
    ملاصدرا بخش مهمی از مبانی فلسفی خویش را صرف تمهید مقدمات اثبات معاد جسمانی می نماید. وی با تجزیه این مقوله به دو مساله عینیت بدن دنیوی و اخروی و همچنین وجود تعارضات گزاره های آن, به ارائه تبیین درخور در باب حشر جسمانی می پردازد. عمده مبانی صدرا در این مقوله به دو حوزه وجودی و معرفتی بازگشت می کند. وی در حوزه وجودی بر اساس لحاظ وحدت و فردیت خارجی موجودات, هویت اصالی هر موجود را حقیقت تشکیکی وجود می داند که اتصاف آن به ترکیب از ماده، صورت و یا جنس و فصل, محصول خلاقیت و انتزاع ذهن از فرایند اشتداد بوده است. از نظر وی فرایند مرگ نیز عینا گونه ای از اشتداد وجودی بوده و در نتیجه مستلزم انقلاب یا هرگونه تغییر و تحولی در هویت انسان نخواهد بود. صدرالمتالهین بر این اساس به دفع تعارضات حوزه وجودی می پردازد. در حوزه معرفتی نیز, وی با تمسک به مبنای خود در تجرد خیال و ادراکات خیالی به دفع تعارض احتمالی اجتماع فرایند مرگ و حشر جسمانی اهتمام می ورزد. درستی آزمایی این تبیین در معیار کلام حق نشان می دهد که رویکرد ملاصدرا در مقوله حشر جسمانی با تبیین قرآنی آن سازگار است.
    کلیدواژگان: معاد جسمانی، مرگ، بدن، عینیت، خیال
  • عباس بخشنده بالی*، عبدالرحمن باقرزاده، مهران رضایی صفحات 161-186
    زمانی که فلسفه غرب در عصر ظلمت به سر می برد، برخی فیلسوفان مسلمان با درک عمیق فلسفه و به کارگیری آن در حوزه اسلامی به نوآوری‏هایی دست یافتند. علاوه بر این، توانستند بر اندیشمندان ادیان مختلف نیز تاثیرگذار باشند. ابن‏سینا و ابن‏رشد را می توان نمونه آشکاری برای تاثیرات مختلف در حوزه یهودیت به حساب آورد. این پژوهش که با شیوه توصیفی-تحلیلی نگارش یافته به واکاوی دیدگاه‏هایابن‏سینا و ابن‏رشد درباره خردورزی در اصول و آموزه های دینی پرداخته و تاثیر آنها را بر ابن‏میمون یهودی مورد واکاوی قرار می‏دهد. ابن‏سینا به عنوان فیلسوفی عقل‏گرا توانست مبانی دین را به روش عقلی اثبات نماید و علاوه بر این، ابن‏رشد به مواردی جزئی‏تری مانند تاویل نیز پرداخت. در نتیجه، هر یک از ابن‏سینا و ابن‏رشد توانستند بر یهودیت به ویژه ابن‏میمون در ارتباط میان عقل و دین تاثیرگذار باشند.
    کلیدواژگان: ابن سینا، ابن‏رشد، ابن‏میمون، دین، عقل
  • علی احمد ناصح*، زهرا معارف صفحات 187-206
    بحث از پوشش و حجاب از منظر عقل و نقل، اهتمامی است تا این حقیقت را بیان کند که حجاب حکمی شرعی و دستوری عبادی همانند سایر تکالیف شرعی است و با محوریت تقوای الهی، پای بندی به آن نشانه عبودیت و گردن نهادن به فرامین شرعی می باشد. از آن جا که ذات اقدس الهی بر اساس مصالح و مفاسد واقعی، برنامه زندگی سعادتمندانه را برای بندگانش ترسیم نموده است؛ لذا عقل سلیم حکم می کند که انسان باید تابع اوامر و نواهی الهی بوده و خداوند را بدین واسطه تعبد نماید؛ زیرا دین در اجرایی کردن احکام، قوی تر از عقل عمل می نماید؛ از این رو ضرورت دارد تا دین، عقل را در تحقق اجرای احکامی که خود نیز آن را درک می کند یاری نماید و این گونه دین بزرگ ترین خدمت خویش را به عقل که در واقع حامی و حافظ آن است انجام می دهد.
    کلیدواژگان: حجاب، عقل، نقل، تقوی
  • محمد صادق بهشتی، مجید توسلی*، داود فیرحی، سید مصطفی ابطحی صفحات 207-234
    یکی از مهم ترین نظریه پردازان طرفدار نظام سیاسی مشروطیت در عصر مشروطه، آیت الله محمد کاظم خراسانی می باشد. فلسفه سیاسی مرحوم آخوند خراسانی گویای تعاملی نظری میان مفهومی نوین چون هویت ملی با دین می باشد. تعامل میان دو مفهوم مذکور در ارتباطی مستقیم با سه پایه اساسی (اصولی، فقهی و فلسفی) در اندیشه سیاسی وی است. در نوشتار پیش‏رو پس از بررسی ابعاد دین و شاخصه‏های هویت ملی در یک بستر نظری و مفهومی، به انطباق این ابعاد و شاخصه‏ها در فلسفه سیاسی مرحوم خراسانی و نسبت‏های تعاملی میان آنها پرداخته‏ایم. نسبت‏هایی که نشان دهنده انطباق میان برخی ابعاد هویت ملی با برخی ابعاد دین می‏باشد. این انطباق‏ها در حوزه‏هایی هم چون بعد آموزه‏ای دین با بعد سیاسی هویت ملی، بعد شعائر دینی با بعد سیاسی هویت ملی و بعد شعائر دینی با بعد اجتماعی هویت ملی مشاهده می‏شود.
    کلیدواژگان: دین، فلسفه سیاسی، آخوند خراسانی، هویت ملی، ابعاد
  • محمدعلی اکبری، نفیسه فیاض ‏بخش* صفحات 235-254
    این پژوهش به بررسی آراء دو اندیشمند مسلمان، آیت الله جوادی آملی و علامه مجلسی در خصوص «بهشت حضرت آدم×» پرداخته است. پژوهش از نوع استنادی و روش آن تحلیل و تبیین محتوا از نوع مقایسه‏ای است. طی بررسی‏های به عمل آمده از آثار علامه مجلسی، دو گونه اظهار نظر در این خصوص نمایان است. ابتدا با استناد به ظاهر ادله نقلی، بهشت حضرت آدم× را باغی از باغ های دنیا در زمین و کاملا مادی می‏داند، وی هر گونه تفسیری غیر از این را، تاویل در آیات و روایات دانسته است .در بیانی دیگر وی با نقل اقوال مختلف متکلمان و مفسران و با توجه به تنوع روایات در این خصوص، اظهار نظر در خصوص بهشت اولیه را غیرممکن می‏داند. از دیگرسو، آیت الله جوادی آملی معتقد است بهشت آدم می تواند ناظر به جنت برزخی مثالی باشد که میان طبیعت و تجرد تام عقلی قرار دارد ؛ این مرتبه که مرتبه‏ای از مراتب نفس است برای تمام انسان‏ها قبل از ورود به دنیا با سیر از وحدت به کثرت قابل تصور است. لذا از منظر آیت الله جوادی بهشت برزخی، تفصیل مقامات معنوی حضرت آدم بوده و در واقع ایشان ملکوت خود را دیده است. نکته مهم در این بحث نه مکان مادی بلکه مکانت بهشت است که آن چیزی جز تفسیر مقام انسانیت نیست؛ طبق این تفسیر بسیاری از ابهامات موجود در این داستان مانند ورود شیطان به بهشت، هبوط به دنیا و... بر طرف می‏گردد.
    کلیدواژگان: بهشت حضرت آدم، بهشت اولیه، بهشت برزخی، علامه مجلسی، جوادی آملی
  • محمد محمدرضایی، اکرم رحیمی*، عبدالحمید فلاح نژاد، یداله دادجو صفحات 255-277
    تفکیکیان نص‏گرا در روش شناخت دین و طریق دستیابی به معارف آن، منبع وحیانی را تنها منبع شناخت مطرح می‏کنند لذا مدعی انحصار فهم حقیقت دین به شیوه‏ای خاص هستند وچنین مدعایی، منبعث از نگرش خاص ایشان به تحدی و اعجاز قرآن می‏باشد؛ یعنی تحدی قرآن تنها درعلوم و معارف است و معرفتی که توسط اهل بیت^ حاصل می‏شود اصیل‏تراست و دخالت‏دادن افکار بشری در فهم متون دینی، فهم دین را از صحت و خلوص تهی می‏کند و از حقایق دین دور می سازد، در مقابل با نقد چنین دیدگاهی به دلیل سازگاری با نظریه صرفه و بیهوده انگاشتن نیروی فهم و عقل انسان و غرق شدن در هرمنوتیک مدرن؛ اولا در آیات قرآن، عقل مخاطب قرار می‏گیرد و همه انسان‏ها با همان عقل عام و نیروی ادراکی همگانی موجود در هر انسان به فراخور استعدادش مخاطب فهم حقیقت دین قرار گرفته و ثانیا ادعای انحصار فهم حقیقت دین به شیوه‏ای خاص را برنتافته. نوشتار حاضر با روش درون‏دینی و رویکردی انتقادی تحلیلی نقد و بررسی دیدگاه مکتب تفکیک را با نظریه‏ی یاد شده تبیین می‏کند.
    کلیدواژگان: تفکیکیان نص‏گرا، تحدی، معارف، عقل
|
  • Aliakar Seraj, Ahmad Beheshti *, Hosein Valleh Pages 7-24
    Among Ashari thinkers, Fakhr-e-Razi sometimes as a philosopher, considers evil to be non-existential, and in other occasions claims it is existential, just like a theologist. He tirelessly tries to show that human beings have no free will and there is nothing in the world but determinism.His particular view on unity of divine acts, leads to declining some of the most important philosophical principles, like causality, system of the causes and effecteds, cause-effect necessity, Al-Wahid rule, etc.As a consequence of these beliefs, free will is denied, and the only way to explain why this constrained human being commits evil acts, is to attribute these actions to God, so avoiding fatal questions. But he neither succeeds in solving the problem of evil, nor delivers a correct interpretation of the unity of divine acts. He doesn’t consider human beings responsible for their actions, and can not explain the relationship between human beings and evil. He also believes that a person’s destiny from birth to death is pre-determined and therefor unchangeable
    Keywords: fakhr-e-razi, good, evil, unity of divine acts, casuality, cognation, determinism, freewill, decree, ordinance of God
  • Abdollah Mirahmadi * Pages 25-50
    Without any doubt, Mohammad Abdoh is one of the most prominent sunni reformer commentators in contemporary century. Modernism and rationalism as the most important indicators of Abdoh reformist thought, is seen in his works. He with scientific tendencies and experimental rational method explains theological, social and educative subjects. This research is based on the content analysis of the works and thoughts of Abdoh, is trying to answer the question of whether can call him Neo-Mu’tazily or not? According to research findings, although he like the Ash'arist thinkers believes effectiveness of theoretical reason in recognizing and explaining the teachings of religion, but about the effectiveness of practical reason thinks like the Mu’tazily theologians. Hence, he believes that good and evil is rational. Moreover, in expressing subjects related to justice such as human freedom, obligatory on allah, task out of power, promise and warning, evils, guidance and aberration agrees with Mu’tazila. So, contrary to the claims of some researchers, he is the Neo-Mu’tazily
    Keywords: Mohammad Abdoh, Neo-Mu’tazila, Ash'arist, Effectiveness of practical reason, Justice of God
  • Mohammad Mohammadrezaei, Nargessadat Mortazavi Shahroodi * Pages 51-67
    One of the things that is discussed today as a reason for denying the existence of God is the problem of Divine Hiddenness. From the perspective of some of atheists, Divine Hiddenness is conflicting with existence of the Omnipotent, Omniscient and kind God. Such a belief by denying the existence and presence of God, will lead to corruption and destruction of the visions, ethics and deeds of peoples. So the present essay reviews the hiddenness argument in order to the special place of it in the field of philosophy of religion.The reason of advocate of this argument is that if God existed, did not hide himself and then, non-belief dos not occur. The authors have criticized the argument itself and its bases. Then, by expressing this analysis that the argument is based on sensationalism, because God is concealment, criticized its bases. The final result is that this argument is not valid.
    Keywords: God, the argument from Divine Hiddenness, the presence, criticism
  • Masoomeh Alvandian, Ali Allahbedashti * Pages 69-88
    The rational perceptions have always been one of the issues of interest to Muslim philosophers and intellectuals who have been exploring with different perspectives. Ibn Sina and Mulla Sadra, while sharing on some of the principles and issues of science and intellect, especially rational perceptions, disagree on some of the basics and issues.
    According to Aristotle, Ibn Sina believes in the theory of abstraction that the flow of knowledge, in particular rational perception, is gradually derived from the sense of the passage of imagination and ultimately the attainment of reason. Mulla Sadra, based on the principles of transcendental theosophy and the various degrees of being, asserts that reaching the levels of knowledge depends on the perfection of the self in many ways, and as a result, the rational perception is achieved from the level of self-perception to the level of imagination and from the level of imagination to the universe. They are the influences of the world of reason, and they interpret it as the level of reason. On the one hand, this statement criticizes previous perspectives and, on the other hand, has registered a new theory in this field in its own name. In this paper, we will examine and adapt the views of these two philosophers through a descriptive-analytical method.
    Keywords: Ibn Sina, Mulla Sadra, Knowledge, Perception, Rational perception, self
  • Kamran Oveisi *, Reza Moadab Pages 89-110
    Applications Of Interpretative wisdom emphasizing its scope Reason is one of the topics in which intellectuals have defined different types of it So that some of them have verbal contributions and some others have a semantic connection. Reason At a glance, there is a cognitive concept with two distinct, Unique essence and perceptive power. The latter is used in commentary; The use of reason in interpreting in a general view is divided on the basis of the four sources of ijtihad and the use of reasoning in two kinds of resources and tools. Wisdom Source is divided into Obvious and discursive. The obvious reason is an authentic basis, like the supreme sky, which is institutionalized in human natureand The discursive reason, It is an intellect that, by putting together the preliminaries, concludes that In the case of proving the relationship between the ruling of reason and religion, Connected with mental attachments ; Whether the virtues of the intellect, such as goodness and rationality, or the non-autonomy of reason, such as the discussion of the community of affairs and the prohibition and the denial of corruption. But the intellect of the non-positive rationale associated with the ruling of reason and religion, whose purpose is merely the formation of analogy and argument, is referred to as a deductive wisdom. The second type of reason is a tool and a myspace that takes all the arguments from other sources of interpretation and concludes. In the rational explanation of ijtihadi, it is tried to use the true intellect, the integral integrity, and the idiosyncrasy. The most important and widespread role of reason in interpreting is Instrumental wisdom.
    Keywords: Jurisprudential argument, interpret, reason, Principles, Source
  • Mohammadali Akhaviyan * Pages 111-134
    In this article, based on the Islamic narrative tradition, we examine the possibility, the ways, and characteristics of rational and intellectual growth of human being at the time of advent. This topic is important because we sometimes observe that, given the good qualities of the Mahdism community and its beauty and charm, the issue of rational perfection and development is marginalized, or, by ignoring this issue, all things are handed over to miracles. In this article, we, by descriptive analytical method, try to determine the status and dignity of human intellectual and rational development in the Mahdavi system. And while maintaining the miracle status, we emphasize some of the decisive elements: The element of free will, the element of the unchangeable traditions of the system of being and eventually the element of the duties and responsibilities of man.Finally,hoping for a better and brighter future, and with the aim of deepening Mahdavi learnings and instructions, we come to the conclusion that the intellectual and rational growth of human being is an acquired and blessed thing, and based on this, we refer to two major indicators of returning to the Quran and returning to innate disposition. These two indicators are the light of human beings on the path to rational growth and perfection.
    Keywords: intellectual growth, Age of Advent, Mahdism, Free Will
  • Mohammad Nejati *, Majd Mostafa, Farugh Tooli Pages 135-159
    Mulla Sadra devotes a significant part of his philosophical foundation to the preparation of the proofs of physical resurrection. He Provides good explanation by analyzing this category in two questions of the identityof the worldly and the hereafter bodies and as well as the contradictions of its propositions. The basic foundations of Sadra in this category are return to two ontological and epistemological fields. In the ontological field, he has considered truth of being gradation as the Main identityof each being based on the unity and individuality of beings, that its connection to the combination of matter and form orgenus and difference is the product of the creativity of the soul from intensity process. In his view, the death process is equally a kind of existential intensity, and therefore does not require revolution or any change in human identity. Accordingly, Sadr al-Mota'alehin solves conflicts in the field of existence. In the Epistemologyfield, he with his basis in immortality of imagination and imaginative perceptions solves a possible conflict of unity of death's process and bodily resurrection. The correctness of this explanation in the criterion of the god'sword shows that Mulla Sadra's approach to bodily resurrection is consistent with its Quranic explanation.
    Keywords: bodily resurrection, Death, Body, Identity, Imagination
  • Abbas Bakhshandeh Bali *, Abdorrahman Bagherzadeh, Mehran Rezaei Pages 161-186
    During the Dark Age of western philosophy, some Muslim philosophers with deep understanding of philosophy presented new theories. They had great influence on the scholars of other religions. Avicenna and Averroes can be considered as the influence of Muslim philosophers on Judaism. This paper aims to analyze the theories of Avicenna and Averroes about contemplation in religious doctrines and their influence on Maimonides by descriptive - analytical method. Avicenna succeeded to assert principles of Islam by rational method. In addition to rational method, Averroes discussed explication of Quran. Each of them succeeded to influence Judaism especially Maimonides in connecting reason and religion.
    Keywords: Avicenna, Averroes, Maimonides, Religion, reason
  • Aliahmad Naseh *, Zahra Maaref Pages 187-206
    The discussion of covering and veil from the point of view of reason and quotation is an attempt to express the fact that the veil of the religious and religious rulings is like other religious duties and, with the focus of divine reverence, adhering to it as a sign of worship and denial of religious orders. Since the divine nature of the divine goddess is based on genuine material wastes, he has plotted a happy life plan for his servants; therefore, common sense prescribes that man should be subject to God's commandments and God-given mediation because religion In executing judgments, it acts more forcefully than reason; therefore, it is necessary for religion to help intellect in the realization of the rules which it itself understands, and this way religion has its greatest service to reason, which is in fact a supporter and guardian It is doing
    Keywords: veiling, reason, quoting, Piety
  • Mohammadsadegh Beheshti, Majid Tavassoli *, Davood Feirahi, Sayyed Mostafa Abtahi Pages 207-234
    The relation between dimensions of religion and national identity in political philosophy of Akhund Khorasani Mohammad Kazem Khorasani is one of the most important theorists of the political system of constitutionalism in the constitutional era. Political philosophy of Akhund Khorasani suggests theoretical interaction between the modern concept of national identity and religion. The interaction between the two concepts in his political thought is directly related to the three basic principles (rational, Fiqh, and philosophy). In this article, dimensions of religion and indicators of national identity were studied in a theoretical and conceptual framework. Then, the adaptation of these dimensions and indicators in the political philosophy of Akhund Khorasani and the interactive relationship between them were discussed. These interactive relationships reflect the adaptation between some dimensions of national identity with some dimensions of religion. These adaptations were found in areas such as religious beliefs with the political dimension of national identity, religious rituals with the political dimension of national identity and religious rituals with the social dimension of national identity.
    Keywords: Religion, political philosophy, Akhund Khorasani, National Identity, dimensions
  • Mohammad Ali Akbari, Nafiseh Fayyazbakhsh * Pages 235-254
    This research studies the views of two Muslim scholars, Javadi Amoli and Majlesi concerning the "Paradise of Adam (AS)".This was of citation type and the method of research is based on analysis and so the explanation of the content is comparative. During the investigations carried out by Allameh Majlesi, he has made two commentaries in this regard. First, based on the apparent evidence, Adam's Paradise (AS) is considered a garden of gardens of the world on the earth that is completely material. He regards any interpretation other than this attention to the inner meaning in verses and narratives. In another statement, he quotes the commentary on the first paradise as impossible with the various quotations of theologians and commentators, and given the diversity of narratives in this regard. On the other hand, Javadi Amoli, according to the New Sadra School, believes that Adam’s paradise can be Paradise Barefoot. This is a degree of self-awareness for all human beings before entering the world with garlic from unity to plurality. From the perspective of Javadi Adam’s paradise, the explanation of the spiritual authorities of Adam, and in fact, he has seen his spiritual position. The important point in this discussion is not the material place, but the paradise itself, which is nothing but an interpretation of the humanity's position. According to this statement, many of the ambiguities in this story, such as the arrival of Satan in paradise, the fall into the world, and so on, will be resolved.
    Keywords: Adam’s paradise, Javadi Amoli, Allameh Majlisi, first Paradise, Paradise Barefoot
  • Mohammad Mohammad Rezai, Akram Rahimi *, Abdol Alhamid Fallahnejad, Yadollah Dadjoo Pages 255-277
    The textualist separatists argue that revelation is the only cognition source for understanding the religion and extracting its education. Such claim comes from the special attitude of this school on The Challenge and the miracle of the holy Quran; Meaning that the Challenge of Quran only invites the scientific and educational subjects. And that the education coming from Ahl al-Bayt (Prophet Muhammad Family) is way more authentic and using human thinking in understanding religious texts depletes the religion of purity and authenticity. Therefore, it is not left to human beings wisdom and knowledge to understand religion, and human discoveries about the truth shall not be merged with the revelational      knowledge. In contrast with such an insight (since it is compatible with the views than demean and humiliate the power of understanding and mind in human beings, and since it is soaked in the modern hermeneutics), it needs to be first mentioned that the verses of Quran address human mind quite directly. Moreover, the addressee of understanding the truth of religion are all human beings with that very same mind and wisdom everybody shares, and with the same level of understanding present in everybody in relation to their talents. Second, this school does not even accept such a claim as “the restricted understanding of the truth of religion to a special method.” The present paper explains the Segregation School Viewpoint in relation to the mentioned theory with a confessional method and critical-and analytical approach
    Keywords: Textualist separatists, invitation to challenge, Knowledge, reason