فهرست مطالب

  • پیاپی 28 (تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/06/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • قدرت احمدیان*، محمدکریم محمدی صفحات 7-36
    متعاقب فروپاشی  عثمانی فرایندی از بازتعریف هویت جمعی در خاورمیانه آغاز شد که جملگی تحت تاثیر گفتمان هایی بودند که می توان آنها را زیر چتر مفهومی «گفتمان های کمالیستی» نام گذاری کرد. ناسیونالیسمی گذشته گرا که باور به ناب سازی هویت ملی بر مبنای برتری مفروض یک نژاد، زبان و تمدن تاریخی یک قومیت خاص  ویژگی متعین ساز آن است که با مفصل بندی دال هایی مانندد،ناسیونالیسم سکولاریسم، مدرن سازی و غربگرایی به ایجاد یک هویت جدید در درون ساخت سیاسی متناظر با آن ، یعنی دولت- ملت  اقدام می کند. آسیب های وارده بر جوامع خاورمیانه ناشی از بازتولید این گفتمان در ورژن های مختلف عربی، پارسی، کردی و ترکی در یکصد سال گذشته، نشان می دهد که ضرورتی بنیادین برای فراتر رفتن از آن وجود دارد،این مقاله با طرح این پرسش که "رژیم حقیقت کمالیسم بر چه اساسی مفصل بندی شده است؟ به صورتبندی این فرضیه پرداخته است که" رژیم حقیقت کمالیستی، مفصل بندی هویت ملی ترک را نه بر مبنای واقعیات تاریخی، بلکه براساس جعل تاریخ و خوانشی شرق شناسانه شکل داده است ." جهت آزمون این فرضیه با بهره گیری از متد نظریه گفتمان، ابتدا به چیستی هویت کمالیستی پرداخته شده است و در فراز دوم  با تبارشناسی هویت در اعصار مختلف امپراتوری  سیالیت هویت را تشریح نموده است  ودر فراز بعدی با واکاوی شیوه صف آرایی زنجیره هم ارزی کمالیسم  کثرت عوامل سیاسی و به ویژه سهم دانش شرق شناسانه و الگو برداری از غرب را در جعل تاریخ و برساخت هویت ملی مدرن کمالیستی نشان داده است
    کلیدواژگان: کمالیسم، هویت، دانش شرق شناسانه، غرب، کرد، ترک
  • جعفر نوروزی نژاد، حمدالله اکوانی* صفحات 37-66
    زبان پدیدآورنده حیات اجتماعی و زیست جهان هر جامعه انسانی است. در هر عصری و در هر جامعه ای نباید از تنها یک بازی زبانی بلکه باید از بازی های زبانی سخن گفت؛ بازی های زبانی که ذخایر نشانه شناختی جامعه را شکل داده و امکان بازتولید آنها را در منازعه گفتمان های سیاسی فراهم می کنند. جامعه ایرانی نیز در یک قرن اخیر واجد چنین خصلتی بوده است. در این میان زبان سیاسی روشنفکری دینی یکی از بازی های زبانی در ایران معاصر می باشد که با بهره گیری از نشانه های ابر زبان گفتمان دینی و مبانی معرفت شناختی مدرنیته به مفصل بندی گفتمانی جدید در میدان سیاست ایران دست زده است. در این راستا هدف مقاله حاضر نیز فهم زبان سیاسی میدان گفتمانی روشنفکری دینی در ایران قبل از انقلاب اسلامی و بررسی تاثیر صورت بندی این گفتمان بر خرده گفتمان های گفتمان پسا استعماری برآمده از انقلاب اسلامی می باشد. بهمین منظور سوال اصلی مقاله حاضر عبارت است از اینکه: صورت بندی زبان سیاسی میدان گفتمانی روشنفکری دینی(1330 تا 1357) چه تاثیری بر خرده گفتمان های میدان سیاست پساانقلابی داشته است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که زبان سیاسی روشنفکری دینی منبع نشانه شناختی هویتی برای بخشی از خرده گفتمان های برآمده از کلان گفتمان انقلاب اسلامی بوده و با منطقی بینامتنی به عنوان بخشی از نظام معنایی ابر گفتمان دینی در مفصل بندی گفتمان هویتی پسااستعماری نقش اساسی ایفا کرده است. پژوهش حاضر به روش کیفی و از طریق در هم تنیدن سه سنت نظری نشانه شناسی، مطالعات پسااستعماری و نظریه میدان مساله تحقیق را بررسی می کند.
    کلیدواژگان: زبان سیاسی، میدان گفتمانی، صورت بندی سیاسی، روشنفکری ‏دینی، گفتمان پسااستعماری
  • علی اکبر جعفری*، عبدالرحیم حسن نژاد صفحات 67-90
    مهم ترین بسترهای همکاری مشترک جمهوری اسلامی ایران و بلاروس که سبب گسترش مناسبات دو کشور شده است این است که هر دو کشور در حوزه سیاست خارجی، دیپلماسی فرهنگی را سرلوحه روابط خود قرار داده اند. در واقع، دیپلماسی فرهنگی در گستره روابط بین الملل، در جهت توسعه روابط و ارتباطات در بین کشورها جایگاه ویژه ای یافته و سبب همسویی میان دولت ها و ملت ها گردیده است. دیپلماسی فرهنگی به عنوان یکی از ابزارهای به کارگیری قدرت نرم در پشتیبانی سیاست خارجی کشورها که هنر تقویت و حصول منافع ملی کشورها را برعهده دارد، در فراهم آوردن بستر های همکاری های مشترک، فهم و معرفی فرهنگ ها و تبادل ارزش های فرهنگی و نیز تثبیت روابط حسنه میان دولت ها تاثیر بسزایی دارد. با توجه به این واقعیت، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که دیپلماسی فرهنگی چگونه می تواند در ارتقای تعاملات چندوجهی میان ایران و بلاروس تاثیرگذار باشد؟ یافته های پژوهش با بهره گیری از اسناد و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش تبیینی و با استفاده از رهیافت نظری روابط فرهنگی بین المللی، بیانگر آن است که در صورت توانمندسازی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و بلاروس دو کشور خواهند توانست سطوح همکاری ها را در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی به طور فزاینده توسعه دهند و در مجموع موجب ارتقای منافع و مصالح ملی متقابل شوند.
    کلیدواژگان: دیپلماسی فرهنگی، سیاست خارجی، ایران، بلاروس، قدرت نرم‏
  • مهدی هدایتی شهیدانی* صفحات 91-122
    اقتصاد همواره به عنوان یکی از اصلی ترین مبانی تعامل میان بازیگران جهانی مطرح بوده است. تاکید بر نقش محوری اقتصاد در سیاست خارجی قدرت های بزرگ موجب شده است تا در شرایط مختلف، هندسه ساختاری قدرت و به دنبال آن جایگاه ساختاری کشورها دچار تغییر و تحول شود. این جابجایی ها منجر به ایجاد تغییرات جدی در میزان تاثیر و نفوذ بازیگران، و تلاش فراگیر از سوی قدرت های نوظهور برای بازتعریف هنجارها، قواعد و ترتیبات نهادی متداول گردیده است. دوران گذار، مقطعی سیال برای فضای اقتصاد جهانی محسوب می شود که الگوهای رفتاری منحصر بفردی را برای اصلی ترین بازیگران ساختار جهانی به همراه خواهد داشت. براین اساس، پرسش کلیدی مقاله آن است که در دوران گذار، مجموعه کنش ها و واکنش های قدرت های جهانی نسبت به تحولات ساختار اقتصادی جهان از چه مولفه هایی برخوردار خو.اهد بود؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که موج فراگیر انتقال جریانات سرمایه ای و تجاری از حوزه اقتصادهای غرب محور (به رهبری ایالات متحده) به سایر جهات (چین، برزیل، هند، روسیه و...) در حال پراکنش می باشد که موجب شده تا بتوان دو نوع الگوی رفتاری را مشاهده کرد. از یک سو برای ممانعت از آسیب پذیری و نیز ترمیم نقایص ساختار فعلی، اقدامات قابل توجهی از سوی ایالات متحده در حال پیگیری است. و از سوی دیگر، واکنش ها و رغبت بازیگران نوظهور برای بنای نظم نوین اقتصادی زمینه اصطکاک حداکثری را در ساختار نظام بین الملل فراهم آورده است.
    کلیدواژگان: دوران گذار، اقتصاد جهانی، قدرت های نوظهور، ایالات متحده، نظم نوین اقتصادی
  • اعتماد باقری*، مقصود رنجبر، مهدی جاودانی مقدم صفحات 123-148
    انرژی به عنوان پاشنه آشیل بسیاری از روندهای جهانی بوده و نفت نقش خون تمدن و صنعت در قلب اقتصاد جهانی را دارد. برای سیاست گذاری بر این ماده استراتژیک، اوپک به عنوان یک سازمان بین المللی تخصصی فرامنطقه ای، توسط پنج عضو موسس ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا در کنفرانس 10 تا 14سپتامبر سال 1960 در بغداد تشکیل شد. این سازمان تنها با داشتن کمتر از 5 درصد جمعیت جهان و دارا بودن 89/81 درصد از ذخایر اثبات شده نفت خام و حدود 40 درصد از سهم تولید نفت خام جهانی در تضمین امنیت عرضه پایدار انرژی در اقتصاد جهانی نقش آفرین بوده است. عملکرد اوپک از زمان تاسیس تاکنون از فراز و نشیب هایی برخوردار بوده است. حال سوال اصلی این است که اوپک چه جایگاهی در اقتصاد جهانی در دهه کنونی دارد. فرض بر این است که این سازمان با عبوراز دوره های فراز و نشیب ، در سن 58 ساله خود  دچار نزول جایگاه در اقتصاد جهانی شده است. هدف این پژوهش بررسی عوامل شکل گیری ، تحول اوپک و شناخت بیشتر جایگاه این سازمان در اقتصاد جهانی در دهه کنونی است . طرح الگوی تعامل سازنده هوشمند برای ارتقائ انسجام درون سازمانی و جایگاه آن در اقتصاد جهانی یکی از ابتکارات این پژوهش است. برای گردآوری داده ها از روش اسنادی- کتابخانه ای و برای تحلیل موضوع از نظریه رئالیسم در اقتصاد سیاسی بین الملل رابرت گیلپین بهره برده،روش تحقیق ما در این مقاله توصیفی - تحلیلی است.
    کلیدواژگان: اوپک، اقتصاد جهانی، جمهوری اسلامی ایران، تحول اوپک، خلیج فارس
  • نیکنام ببری*، شهروز ابراهیمی صفحات 149-178
    بحران سوریه از آغاز تاکنون، یکی از مهم ترین رویدادهایی است که جهت گیری های منطقه ای و بین المللی ترکیه را تحت تاثیر قرار داده است. این بحران برای ترکیه به نوعی بازی با حاصل جمع جبری صفر بوده که طی آن هر گونه تحولات بنیادین در ساختار سیاسی و  امنیتی این کشور، امنیت و منافع ترکیه را متاثر خواهد کرد. سوریه دروازه ورود ترکیه به جهان عرب و اتصال استراتژیک ترکیه به خاورمیانه است. این پژوهش با در نظر گرفتن اهمیت بحران سوریه بر محیط امنیتی منطقه، تاثیرگذاری تحولات سوریه بر امنیت و منافع ملی ترکیه را مورد بحث قرار داده است. بر اساس یافته های پژوهش بحران سوریه نه تنها با قدرت یابی کردها و گروه های اسلامی افراطی نظیر داعش در امتداد مرزهای جنوبی ترکیه و تهدید امنیت ملی این کشور همراه بوده است بلکه با ایجاد تنش در روابط آنکارا با دمشق و متحدان غربی اش، تهدیدات اقتصادی و سیاسی را نیز متوجه  ترکیه نموده است. مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و در چارچوب مکتب کپنهاگ پیدایش داعش و منطقه خودمختار کرد در شمال سوریه و تهدیدات امنیتی ناشی از ظهور آن دو بر امنیت ملی ترکیه را بررسی نموده است. همچنین به مسئله روابط متشنج دو بازیگر عمده منطقه ای یعنی ترکیه و آمریکا نیز پرداخته است
    کلیدواژگان: داعش، کردها، ترکیه، بشار اسد
  • احمد بردبار* صفحات 179-200
    پس از کهن نظام پادشاهی، شاید آنچه یادآور نام کشور انگلستان باشد، استعمار است. در اینکه نام کشور انگلستان با پدیده استعمار در طول تاریخ گره خورده است، تردیدی نیست؛ اما آنچه در دوران کنونی مهم می نماید، تغییر شیوه استعمار و پدید آمدن اصطلاحی نو به نام پسااستعمار در سیاست های خارجی کشور انگلستان در برابر دیگر کشورهای هدف است. به زعم نویسنده، کشور انگلستان در مسیر استعماری خود از شاخص نوین ایجاد بحران معنا در بافت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... جوامع هدف خود استفاده می کند؛ این بحران معنا در پی خود، نهیلیسم خفته در بافت جامعه را بیدار می کند و با آشکارشدن شکافی ژرف میان خواسته ها و داشته های افراد جامعه، آن ها را در شرایط ضعف بیش از حد قرار می دهد؛ در چنین شرایطی، جامعه استعمارزده، بیش از پیش آماده تسلیم شدن و رساندن بیشترین سود به کشور استعمارگر است. کشور انگلستان این شیوه را نه از راه آشکار مانند سده های پیشین، بلکه با نفوذی پنهان و آرام انجام می دهد تا راه برای نیل به اهداف استعماری خود را همیشه هموار نگاه دارد. در این پژوهش، داده ها با روش اسنادی گردآوری شده است؛ روش تحلیل داده ها روش جامعه شناسی تاریخی است و چارچوب نظری پژوهش را نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت و اندیشه های پست مدرن شکل داده است.
    کلیدواژگان: استعمار، انگلستان، بحران، نهیلیسم
  • بهار اخوان، عنایت الله یزدانی*، علی امیدی صفحات 201-226
    طی چند دهه اخیر، مناقشه هسته ای ایران با کشورهای غربی و ابعاد گوناگون آن به اصلی ترین موضوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. در این میان نوع مواجهه آمریکا به عنوان هژمون سیستم بین المللی با این موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش تلاش دارد الگوی راهبردی ترامپ را در قبال پرونده هسته ای ایران در یک چارچوب منطقی و علمی مورد ارزیابی قرار دهد. روش پژوهش از نوع کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی می باشد، همچنین گردآوری منابع به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است. بر این اساس پرسش پژوهش اینگونه مطرح می شود که الگوی راهبردی ترامپ در قبال پرونده هسته ای ایران چگونه بوده است؟ بنظر می رسد ترامپ از همان ابتدا الگوی متفاوتی را نسبت به گذشتگان در مناقشات بین المللی و منطقه خاورمیانه در پیش گرفته است. بسیاری از تحلیل گران سیاست خارجی ترامپ را مبهم با آینده ای نامشخص دانسته و بر رفتار غیر معمول شخصیتی وی تاکید می کنند اما در ادامه این فرضیه به اثبات می رسد که رویکرد ترامپ به پرونده هسته ای برگرفته از رویکرد تلفیقی از شبه انزواگرایی - واقع گرایی با تاکید بر دکترین خروج بوده است. در کانون مرکزی این نگرش، الگوی راهبردی ترامپ، در راستای شعار "نخست آمریکا" و "احیای عظمت دوباره آمریکا" با اولویت دادن به منافع و اهداف آمریکا مورد توجه قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: ترامپ، پرونده هسته ای ایران، واقع گرایی، اول آمریکا، دکترین خروج
  • محمدفردین جلالی، صمد عبداللهی عابد*، علیرضا عبدالرحیمی صفحات 227-262
    در طی چند دهه اخیر اسلام گرایی به یکی از محوری ترین تحولات در جهان امروز تبدیل شده است. از طرفی جریان های تکفیری، با توجه به داشتن ویژگی هایی نظیر نقل گرایی، عقل ستیزی، خشونت گرایی، قشری گری، تکفیر برخی از مسلمانان و... چالش های متعددی را علیه همگرایی اسلامی بوجود آورده است. چالش های سیاسی شامل مواردی همچون: فراموشی آرمان و راهبرد وحدت اسلامی، حاشیه رانی مبارزه با اسرائیل و ترویج اسلام هراسی و... می شوداین نوشتار به دنبال پاسخ به این پرسش بنیانی این است که گسترش جریان های تکفیری چه تاثیر بازدارنده ای بر رشد اسلام گرایی در منطقه و جهان خواهد داشت؟ رشد جریان های تکفیری از دو بعد اساسی فرایند اسلام گرایی را با چالش مواجه خواهد نمود، نخست قطبی سازی جوامع اسلامی بر اساس تقابل شیعه و سنی و دیگری کاهش مشروعیت و مقبولیت اسلام گرایی به عنوان یک جایگزین در مقابل لیبرال دموکراسی، این پژوهش در راستای رفع چالش جریان های تکفیری فراروی اسلام گرایی راهکارهایی ارائه نموده که در قالب دو راهکار دیپلماسی ارتباطات گسترده میان گروه ها و کشورهای اسلامی، و مقابله با گسترش جریان های تکفیری قابل بررسی است.
    کلیدواژگان: جریان های تکفیری، اسلام گرایی، سلفی گری، چالش، راهکار ‏
  • قاسم حیدری، پرویز عامری*، علی آل بویه صفحات 263-292
    با توجه به اینکه وقوع حوادث زیان بار برای بشر امری اجتناب ناپذیر است؛ لذا همواره بشر به دنبال وضع قواعدی بوده که براساس آن مسئولیت را به شخصی تحمیل نماید که بیشترین نقش را در حادثه زیان بار داشته است. از این رو تمام رسالت مسئولیت مدنی شناسایی چنین قواعدی می باشد. این مقاله با هدف بررسی تطبیقی مبانی مسئولیت مدنی در حقوق ایران و آمریکا انجام شد؛ مسئولیت مدنی یکی از اقسام مسئولیت است که در اثر ورود خسارت، در شرایطی که قرارداد و قانونی وجود نداشته باشد موضوعیت یافته و جهت جبران خسارت از مبانی و تئوری های حاکم در این روش استفاده می شود. مطابق یافته ها در حقوق ایران مسئولیت مدنی مبتنی بر استناد عرفی فعل زیانبار به شخص است. هرچند یکی از راه های احراز استناد عرفی فعل به عامل آن، تقصیر است ولی رکن مستقلی در مسئولیت به شمار نمی آید. در حقوق آمریکا از مبنای تقصیر جهت انتساب مسئولیت مدنی استفاده شده و از طرفی در حقوق آمریکا قائل به درجات مختلف تقصیر هستند و بر مبنای همین درجات تقصیر، میزان مسئولیت و جبران خسارت شخص مقصر محاسبه و ارزیابی می شود در حالی که در حقوق ایران درجه تقصیر در میزان مسئولیت موثر نمی باشد.
    کلیدواژگان: مسئولیت‎ ‎مدنی، ‎ ‎تقصیر ‎، ‎استناد عرفی، ایران، آمریکا