فهرست مطالب

مطالعات باستان شناسی - سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 19، بهار و تابستان 1398)
  • سال یازدهم شماره 1 (پیاپی 19، بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/20
  • تعداد عناوین: 14
|
  • سید محمد امین امامی*، رضا خنجری، سوگند نقوی صفحات 1-17
    سفال از زمره مواد تاریخی و فرهنگی است که در بستر تاریخ گویای رشد تکنیکی و فناوری استفاده از مواد خام توسط صنعتگر سازنده آن بوده است. تنوع در هدف استفاده از این ماده و تکنیک ساخت آن سبب گشته تا سفال به عنوان یکی از مواد مهم در تحلیل ارتباط فرهنگی جوامع قرار گیرد. تولید سفال سلادن از اواخر قرن 3 (قرن 9 میلادی) در چین رواج گرفت و در همین سال ها ورود ان از طریق تجارت دریایی و زمینی به ایران اثبات شده است. تعداد 7 قطعه از سفال های به دست آمده از حفاری های بندر حریره در جزیره کیش مورد باهدف تعیین خصوصیات ساختاری و شیمیایی و منشا احتمالی این مواد (صادراتی یا محلی) موردمطالعه قرار گرفتند. در این راستا از متدهای ,XRF ,XRD, ESEM-EDX LM و STA جهت شناسایی ترکیب شیمیایی خصوصیات نوری و مینرالوژی و شناسایی شیمیایی ریزساختارها فازهای تشکیل دهنده و درجه حرارت پخت استفاده شده است. نتایج نشان دهنده این مهم است که سفال سلادن جزیره کیش بر اساس شواهد تکنیکی و مقادیر عنصری Na2O و CaO و درجه حرارت پخت حدود 1200 درجه سانتی گراد با سفال سلادن چین شباهت داشته است. همچنین وجود این نوع سفال و تشابهات تکنیکی بیانگر امکان وجود ارتباط گسترده تجاری و دریایی بین چین و حوزه خلیج فارس بوده است.
    کلیدواژگان: سفال سلادن، پتروگرافی، ساختارشناسی، کریستالوگرافی، تجارت دریایی
  • بهزاد بلمکی* صفحات 19-34
    وضعیت باستان شناختی زاگرس مرکزی از مناطق پراهمیت در پیش ازتاریخ ایران و بین النهرین نشان از نقش  آن در تاریخ تطور فرهنگی روستانشینی و توسعه شهرها است. پژوهش حاضر حاصل مطالعه الگوی استقراری محوطه های عصر مفرغ میانی و جدید در دشت میانکوهی کنگاور بر اساس شاخصه های انتخاب بوم شناختی و همین طور فضایی میان فرهنگی (رتبه-اندازه و آنتروپی) است. تمرکز محوطه های شاخص مرکزی، در حوزه جنوب شرق این پهندشت و تعادل سایر محوطه ها حاکی از شکل گیری یک نظام سازمان یافته فرهنگی-اقتصادی است و گویای این است که این مکان های مرکزی با یک دامنه کنترلی نسبتا وسیع از طریق محوطه های میانی دامنه کنترل خود را در سرتاسر این پهندشت گسترانیده. ارتباطات گسترده فرا منطقه ای به عنوان یک شاخص مهم تجارت با مناطق دوردست، در کنار شاخصه ای دیگر فرهنگی از قبیل گسترش سفال گودین III در ایران و بین النهرین نیز شواهد این نظام سازمان یافته است.
    کلیدواژگان: الگوی استقراری، عصر مفرغ، گودین III، دشت های شرقی زاگرس مرکزی
  • مسلم جعفری زاده*، آرمان شیشه گر صفحات 35-54
    کاخ شائور در سمت غربی محوطه باستانی شوش و در مجاورت رود شائور قرار دارد. کاوش های این محوطه از سال 1970 تا 1976 م توسط هیات فرانسوی به سرپرستی رمی بوشارلا و آدران لابروس با همکاری محمود کردوانی از ایران انجام گرفت. در این محوطه سه لایه باستانی مربوط به دوره اسلامی، اشکانی و هخامنشی شناسایی شد. در طی این کاوش ها ظروف شیشه ای از دوره های اشکانی تا اسلامی کشف گردید. آثار اشکانی شائور، به ظروف داروئی و آرایشی، شامل بطری و عطردان، پیاله (کاسه)، لیوان، و زیورآلات از قبیل مهره و حلقه (انگشتری) طبقه بندی شده است. اغلب این آثار با تکنیک دمیده آزاد و بیشتر به رنگ سبز و دو نمونه نیز با روش قالب گلی ساخته شده اند. با توجه به نمونه های مشابه، در داخل و خارج از ایران احتمالا این اشیاء در نقاط مختلف قلمرو اشکانی مبادله می شده و یا در خود محل با روش ساخت و تزیینات یکسان تولید می شده است. هر چند که در برخی نمونه ها تاثیر هنر گذشته ایرانی به خوبی نمایانگر است، اما تاثیر هنر هلنی و رومی بر روی ظروف شیشه ای شائور بیشتر به چشم می خورد که نشان از تبادلات منطقه ای میان دشت خوزستان با محوطه های غربی تر در این دوران است.
    کلیدواژگان: شیشه، اشکانی، کاوش های شائور، شوش، خوزستان
  • مرتضی خانی پور*، محمد امین میرقادری، میثم نیکزاد، حبیب عمادی، ملیحه طهماسبی صفحات 55-74
    حوزه فرهنگی فارس دارای چشم انداز های گوناگونی شامل مناطق کوهستانی و سرد، مناطق معتدل مرکزی و مناطق گرم و خشک جنوبی است که به سواحل شمالی خلیج فارس محدود می شود، جهت تحلیل بهتر فرهنگ های پیش ازتاریخ فارس فرهنگی می بایست هر منطقه بررسی و مطالعه شود. با توجه به اهمیت موضوع، حوضه رودخانه بوانات باهدف شناسایی تمامی آثار تاریخی- فرهنگی، ارائه توالی گاهنگاری نسبی منطقه بر اساس یافته های سطحی، بررسی و مطالعه روند تحولات استقرار ها در دوره های مختلف و تبیین جایگاه فرهنگی منطقه موردبررسی در حوزه های فرهنگی کشور موردبررسی باستان شناسی قرار گرفت. طی بررسی صورت گرفته تعداد 200 اثر تاریخی- فرهنگی شناسایی شد که از دوره نوسنگی تا دوره متاخر اسلامی قابل تاریخ گذاری هستند. قدیمی ترین اثر مربوط به دوره موشکی بوده که به نظر می رسد در این دوره با توجه به تغییرات اقلیمی جهت تامین بخشی از نیازهای اقتصادی مردمان نوسنگی فارس این دره مورد سکونت قرار می گیرد؛ پس ازآن تا دوره باکون هیچ استقراری شناسایی نشد. از هشت محوطه سفال های نخودی منقوش دوره باکون، از هفت محوطه نیز سفال های دوره لپویی و از دوره بانش نیز تنها یک محوطه شناسایی شد، به نظر می رسد در دوره بانش و هم زمان با آغاز شهرنشینی در فارس این حوضه تا دوره هخامنشی متروک می شود که شاید به توان تغییرات اقلیمی را یکی از دلایل اصلی متروک شدن دانست.
    کلیدواژگان: حوزه فرهنگی فارس، بوانات، پیش ازتاریخ، الگوی استقرار
  • رویا خزائلی*، مرجان مشکور، هما فتحی، مرتضی گراوند صفحات 75-94
    غار بتخانه در 21 کیلومتری جنوب شرقی شهر کوهدشت ازجمله محوطه های باستانی است که احتمال می رود توسط اقوام کوچ رو مورداستفاده قرارگرفته باشد. این محوطه در معرض آسیب های کاوش غیرمجاز قرارگرفته و مواد فرهنگی آن در سال 1386 طی پروژه ساماندهی غار جمع آوری شد. نتایج یافته های سفالی به دست آمده و الگوهای استقراری محوطه های باستانی اطراف این غار،  بازگوکننده تداوم نشانه های زندگی کوچ نشینی در این مکان است. در مقاله حاضر تلاش شد تا بامطالعه بقایای جانوری یافته شده در این محوطه ویژگی های آن به عنوان محوطه کوچ نشین بررسی شود. این مجموعه طیف گسترده ای از گونه های وحشی و اهلی را شامل می شود که بیشترین میزان آن متعلق به بز و گوسفند و در درجه دوم گاو و اسب سانان می باشد. در این پژوهش، بامطالعه جنبه های مختلف ازجمله الگوی کشتار گوسفندسانان تا حد زیادی خصوصیات یک سایت کوچ نشین بررسی می شود. در بخش دیگر مطالعه، فرآیندهای تاثیرگذار، تغییر دهنده و مخرب بر روی استخوان ها قبل و پس از دفن و حتی در حین دفن (تافونومی) مطالعه، و تلاش شد با کمک این شواهد شناخت بهتری از مجموعه فوق حاصل شود.
    کلیدواژگان: پیشکوه لرستان، غار بتخانه، باستان جانورشناسی، تافونومی
  • بهزاد حسینی سربیشه، حمزه قبادی زاده*، علی اصغر سلحشور، مهدی جاهد، موسی سبزی صفحات 95-111
    در این مقاله مجموعه ای از سکه های برنزی و نقره ای متعلق به دوران الیمایی با استفاده از دستگاهPIXE  مطالعه شده است، تا از طریق تجزیه عنصری و مشخص کردن ترکیبات شیمیایی فلزات بتوان به نتایج سودمندی در مورد شناسایی غلظت عناصر موجود، تعداد معادن و تعداد ضرابخانه ها دست یافت. برای رسیدن به اهداف یادشده 35 سکه از الیماییان آنالیز گردید، این سکه ها بازه زمانی (85 ق.م -224م) را در برمی گیرند.نتایج مشاهدات نشان داد که نسبت درصد عناصر اصلی سکه ها همچون نقره و مس، در سه دوره الیمایی باهم متفاوت بوده و سکه های دوران اول نسبت به دو دوران دیگر از خلوص بیشتری برخوردار بوده اند؛ علاوه بر آن، سکه هایی که در این آنالیز مورداستفاده قرار گرفتند، در پنج ضرابخانه ضرب شده و ماده خام اولیه آن ها از سه معدن متفاوت برداشت شده است. تحلیل های آماری در این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است.
    کلیدواژگان: الیماییان، سکه های الیمایی، باستان سنجی، روش پیکسی، آنالیز SPSS
  • سعدی سعیدیان*، فاطمه قلی زاده صفحات 113-131
    خوبوشکیه نام سرزمین و نیز شهری سلطنتی در زاگرس شمالی بوده که یکی از مهم ترین دولت های محلی بین پادشاهی های قدرتمند آشور نو و اورارتو طی قرون نهم تا هفتم ق.م به شمار می آمده است. منبع اصلی دانسته های ما در مورد این دولت کوچک هزاره اول ق.م، کتیبه های میخی آشوری است. مکان یابی این سرزمین و دولت کوچک نیمه نخست هزاره اول ق.م طی یک سده گذشته محل مناقشه و بحث پژوهشگران متعددی بوده است. در مقاله حاضر با مطالعه کتیبه های آشوری مرتبط با دولت های غرب ایران و تجزیه و تحلیل اطلاعات جغرافیایی ماخوذ از آنها و همچنین بررسی یافته های باستان شناختی به دست آمده از چندین فصل کاوش علمی در محوطه ربط سردشت، انطباق تپه ربط با شهر سلطنتی خوبوشکیه پیشنهاد شده است. محوطه ربط در حاشیه غربی رودخانه زاب کوچک در شمال غرب ایران قرار گرفته و موقعیت مکانی و یافته های باستان شناسی آن نشان از همسانی این محوطه با خوبوشکیه باستان دارد.
    کلیدواژگان: خوبوشکیه، آشوریان، ربط، موصاصیر، مانا
  • علی شجاعی اصفهانی* صفحات 133-152
    شناخت آثار ایجادشده در ارتفاعات مشرف بر دشت اصفهان که کنترل پهنه اصفهان به ویژه مرکز آن را بر عهده داشته اند، به ما کمک می کند تا با نگاه جامع بتوانیم وضعیت مرکز خوره اصفهان را به عنوان یکی از مهم ترین بخش های سرزمین ایران و جهان اسلام موردبررسی قرار دهیم. در مقاله حاضر با کمک از تصاویر ماهواره ای و بررسی های میدانی هجده نمونه از قلاع و استحکامات مرکز خوره اصفهان که بر رستاق جی اشراف داشته اند شناسایی شده است. با شناسایی و بررسی این عناصر هم پیوند در کنار تجزیه وتحلیل منابع مکتوب مشخص گردید قلعه شاه دژ تنها قلعه مربوط به دشت اصفهان نبوده و این قلعه در تمامی دوره ها اهمیت یکسانی نداشته است. همچنین مشخص شد شبکه قلاع اصفهان با کنترل راه ها و ارتباطی که با یکدیگر و با مراکز جمعیتی از طرق مختلف برقرار می کردند به خوبی امکان تامین امنیت و یا کنترل ساکنان شعاع دید آن ها را داشته اند. این آثار که به واسطه وضعیت خاص توپوگرافیک دشت اصفهان و ارتفاعات اطراف آن ایجادشده در مکان یابی شهرهای اصلی خوره اصفهان یعنی شهر جی و یهودیه و شکل گیری شاخصه های هر دو شهر نقش عمده ای ایفا کرده اند که شناخت آن ها منجر به فهم بهتری از پهنه باستان شناختی اصفهان در دوره های مختلف خواهد شد. گرچه فهم زمان ساخت محوطه ها و تاریخ گذاری دقیق آن ها، به ویژه وضعیت قلاع در دوران قبل از اسلام، نیاز به انجام کاوش های باستان شناسی است اما بنا بر منابع مکتوب می توان مطرح کرد که محوطه ها در دوران اسلامی تا دوران صفویه و شکل گیری ایران واحد با فراز و نشیب هایی به حیات خود ادامه داده اند.
    کلیدواژگان: اصفهان، قلاع کوهستانی، رستاق جی، شهر جی، شهر یهودیه، منظر فرهنگی اصفهان
  • طاهره شکری*، مرتضی حصاری صفحات 153-166
    گستره وسیع محوطه های آغاز ایلامی از غرب به شرق فلات ایران نشان دهنده اهمیت این دوره بوده و نگاهی ویژه را به محوطه های استقراری آغاز ایلامی خواستار است. اگرچه پژوهشگرانی بر مبنای برخی اطلاعات و داده ها ازجمله نوشتار آغاز ایلامی، توقف یک باره دوره آغاز ایلامی را مدنظر قرار می دهند و سیر تحول آن تا دوره ایلام قدیم را با علامت سوال می نگرند؛ اما برخی محوطه های مهم دوره آغاز ایلامی ازجمله شوش، ملیان، یحیی(؟)، شهرسوخته و حصار که همگی دارای شاخصه اصلی آغاز ایلامی یعنی "گل نوشته" های آن می باشند، دارای توالی استقرار بوده و تا دوره ایلام قدیم و حتی در برخی مدت زمانی طولانی تر همچنان روند استقرار در آن ها ادامه داشته است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با بررسی داده های پس از آغاز ایلامی محوطه های دارای توالی ازجمله سفال و مهر، چگونگی سیر تحول استقرارهای نام برده تا دوره ایلام قدیم موردبررسی قرار گیرند تا پاسخی در راستای این سوال که "تغییرات فرهنگی پس از دوره آغاز ایلامی چگونه صورت گرفته، آیا توالی استقرار به صورت تدریجی بوده و یا اینکه به یک باره به فرهنگی نوین در دوره بعد تغییریافته است؟" را ارائه دهد. آنچه اطلاعات این پژوهش در اختیار ما قرار داده، باوجود تفاوت در مناطق مختلف می توان روند استقرار را هرچند با تغییرات در برخی داده ها، از دوره آغاز ایلامی به ایلام قدیم مشاهده نمود.
    کلیدواژگان: آغاز ایلامی، محوطه، توالی استقرار، سفال، مهر
  • اکبر عابدی*، رضا حیدری، صلاح سلیمی صفحات 167-183
    در طی بررسی که در سال 1386 انجام گرفت، چندین محوطه شاخص اوروکی در حوضه زاب کوچک در شهرستان سردشت در شمال غرب ایران شناسایی و معرفی گردید. ازجمله این محوطه ها، محوطه شاخص تپه بادامیار ربط با سفال های شاخص لبه واریخته اوروکی است که جزء اولین محوطه های شناسایی شده اوروکی در شمال غرب ایران به شمار می آید. علاوه بر تپه ربط محوطه های تپه باغی، تپه ولیو، تپه ملایوسف، تپه لاوین و گومان نیز دارای آثار شاخص اوروکی در حوضه زاب کوچک بودند که زمینه را جهت مطالعه وقفه فرهنگی هزارساله موجود مابین حسنلو دوره VIIIA (پیزدلی) و VIIC (کورا - ارس) در جنوب دریاچه ارومیه را فراهم نمودند که جز یکی از مبهم ترین دوره های شمال غرب ایران به شمار می آید. این آثار عمدتا متعلق به دوره اوروک میانی و جدید هستند که بازه زمانی نیمه هزاره چهارم ق.م. (3600/3500 ق.م.) تا اواخر هزاره چهارم ق.م. (3100 ق.م) را در برمی گیرند. این آثار علاوه بر روشن ساختن بخشی از جدول گاهنگاری جنوب دریاچه ارومیه زمینه را جهت مطالعه روابط فرامنطقه ای موجود مابین جنوب و شمال بین النهرین با منطقه حوضه دریاچه ارومیه فراهم ساخت. در این نوشتار سعی بر این خواهد بود تا با معرفی محوطه های شاخص اوروکی شمال غرب ایران به یافته های شاخص اوروکی محوطه تپه بادامیار ربط پرداخته شود. همچنین این مقاله سعی در روشن ساختن جایگاه فرهنگ اوروک در جدول گاهنگاری جنوب دریاچه ارومیه و ارتباطات فرامنطقه ای با مناطق هم جوار را دارد.
    کلیدواژگان: اوروک، حوضه زاب کوچک، حسنلو VIIIA (پیزدلی)، VIIC (کورا - ارس)، شمال غرب ایران
  • زهرا علی نژاد، مصطفی ده پهلوان*، آرتور هوتن، محمد لامعی رشتی صفحات 185-200
    در بررسی های جدیدی که بر روی سکه های سلوکی موزه بوعلی همدان صورت گرفت، هشت سکه چهاردرهمی جدید شناسایی شد که می توان آن ها را به ضرابخانه ناشناس 65 نسبت داد. از این تعداد سکه های شناسایی شده در موزه بوعلی هفت سکه مربوط به آنتیوخوس سوم (187-223ق.م) و یک سکه مربوط به سلوکوس چهارم (175- 187ق.م) است. هدف اصلی پژوهش حاضر بازبینی تولیدات و درنهایت شناسایی مکان احتمالی ضرابخانه ناشناس 65 با توجه به حضور تعداد زیادی از سکه های این ضرابخانه در شمال غرب ایران می باشد. بر این اساس در  مقاله حاضر به تمامی ویژگی های ضرابخانه مذکور پرداخته شده است؛ ارائه کاتالوگ توالی ضرب سکه، اندازه و مدت زمان فعالیت ضرابخانه، میزان تولید سرسکه و تحلیل تطبیقی آن با ضرابخانه های اصلی مانند انتاکیه، بررسی گونه های متنوع چهره های روی سکه ها، تعداد حکاک و همچنین شناسایی عناصر موجود با روش آنالیز عنصری  پیکسی "proton induced X-ray emission" و تطبیق آن با ضرابخانه های شرقی دوره سلوکی. بررسی های انجام شده در مقاله حاضر نشان داد، برخلاف کتاب سکه های سلوکی که ضرابخانه ناشناس 65 را به طور احتمالی در منطقه کماژن یا شمال سوریه  قرار داده است، مکان اصلی این ضرابخانه را می توان احتمالا مناطق شرقی بین النهرین و یا غرب ایران در نظر گرفت.
    کلیدواژگان: سکه، سلوکیان، آنتیوخوس سوم، سلوکوس چهارم، ضرابخانه ناشناس 65
  • امین مرادی*، بهروز عمرانی صفحات 201-215
    قریب به یک قرن حکومت ایلخانی در ایران ناقل چنان نوآوری هایی در معماری و شهرسازی دوران اسلامی بوده است که بررسی وجوه مختلف آن کم تر موردتوجه کارشناسانه قرارگرفته است. در همین راستا، تبیین فرم معماری مسجد علیشاه در قالب بزرگ ترین گونه ی معماری مذهبی در ایران، ازجمله موضوعات قابل تامل در معماری مربوط به مساجد قرون میانه در جهان اسلام می باشد. تحقیق پیش رو بر آن است تا به روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و بازبینی اسناد تاریخی پیرامون مسجد علیشاه در تبریز و انطباق آن با نتایج حاصل از کاوش در محوطه ی علیشاه، به تبیین فرم معماری و ساختار فضایی مسجد علیشاه بپردازد. مطابق نتایج به دست آمده و با فرض بر تداوم سنت مجموعه سازی مذهبی در دوران ایلخانی، ضمن آنکه ساختار مسجد علیشاه همانند غازانیه و سلطانیه در ارتباط با کاربری های جانبی شکل گرفته است؛ علاوه بر بزرگ ترین تاق آجری اجراشده در جهان، یکی از بزرگ ترین گنبدخانه های سرپوشیده ی جهان اسلام در بنای علیشاه ایجادشده بود.
    کلیدواژگان: معماری ایلخانی، مجموعه های مذهبی، مسجد علیشاه، منابع تاریخی
  • مریم معانی، محمدرضا سعیدی هرسینی*، احمد چایچی صفحات 217-232
    منطقه فارس به عنوان یک حوضه آبریز درون جاری با داشتن فراوانی نسبی هرزاب ها و رودهای دائمی، بخصوص رود کر و سیوند از گذشته تاکنون استقرارگاه های متعددی را به وجود آورده و مطالعات آن در دوره باکون نیز اهمیت خاصی دارد. نویافته های این پروژه شامل مجموعه ای از سفالینه ها و سایر یافته های باستان شناختی ازجمله اثر مهرگلی و ژتون است که طی یک بررسی در منطق فارس از 62  محوطه یافت شده است. از بین این آثار 44 نمونه سفالی از 15 محوطه باکون الف به همراه 5 قطعه سفال از کاوش های مهروموم های 1932 و 1937 توسط لانگسدورف، مک کان و اشمیت، جهت انجام مطالعات پتروگرافی در نظر گرفته شد. شاخص ترین چیزی که در این آزمایش ها به دست آمده نشان می دهد که ترکیب مشابه در تمام سفال ها ناشی از منشا یکسان نمونه ها از درون حوزه مورد پژوهش هستند.
    کلیدواژگان: باکون الف، پتروگرافی، فارس
  • حسن نامی*، سید مهدی موسوی نیا صفحات 233-252
    شهرستان درگز در شمال شرقی ایران، در مجاورت کشور ترکمنستان واقع شده است. این موقعیت جغرافیایی و هم جواری این منطقه با نسا، به عنوان اولین تختگاه اشکانیان، اهمیت و جایگاه این منطقه در تاریخ ایران در دوره اشکانی را نشان می دهد. به رغم هم جواری درگز با ترکمنستان و نسا، مطالعات معدودی راجع به محوطه های اشکانی این شهرستان انجام گرفته است. این مورد که چه تعداد محوطه های اشکانی در این حوزه جغرافیایی شکل گرفته اند؛ چه عواملی در شکل گیری و الگوی پراکندگی آن ها موثر بوده و نهایتا، تا چه اندازه می توان محوطه هایی هم تراز با نسا در این حوزه جغرافیایی شناسایی و پیشنهاد نمود. در بررسی های باستان شناسی درگز 85 محوطه اشکانی شناسایی گردیده است که از منظر الگوهای محیطی و وسعت محوطه ها، قابل تامل و ارزیابی است. در نوشتار حاضر تلاش می شود این محوطه ها از منظر الگوهای محیطی موثر در شکل گیری و پراکندگی آن ها موردبررسی قرار گیرد. به علاوه، تلاش می شود با استناد به مولفه های محیطی و وسعت، محوطه های اشکانی شهرستان درگز خوشه بندی گردد. بدین منظور مختصات جغرافیایی این محوطه ها به همراه وسعت آن ها در برنامه GIS مورد ارزیابی قرار گرفت. خروجی نقشه های GIS محوطه های اشکانی منطقه نشان داد از فاکتورهای محیطی موثر در شکل گیری این محوطه ها، سه فاکتور منابع آب، جاده های ارتباطی و ناهمواری در نحوه شکل گیری و پراکندگی محوطه های اشکانی درگز بیشترین تاثیر را داشته است. به علاوه، سه خوشه برای محوطه های اشکانی دشت درگز پیشنهاد گردید. دو محوطه توفی و شهرتپه، محوطه های مرکزی دو خوشه A و B پیشنهاد گردید. به علاوه پیشنهاد گردید خوشه C معرف محوطه های کوچ روی دوره اشکانی در دشت درگز بوده است. نهایتا بر اساس اهمیت دو محوطه توقی و شهرتپه، جایگاه این دو محوطه در مطالعات باستان شناسی شمال شرق ایران در دوره اشکانی تبیین گردیده است.
    کلیدواژگان: درگز، دوره اشکانی، فاکتورهای محیطی، خوشه بندی، شهرتپه، توقی
|
  • Seyed Mohammadamin Emami *, Reza Khanjar, Sogand Naghavi Pages 1-17
    Seven pieces of celadon from a recent excavation in the historical ruins of port of Harireh in Kish Island in Iran have been studied in order to characterize the wares. Investigations were carried out on the body as well as the glaze of celadons. Celadon samples were investigated petrologically and chemically by polarized light microscopy (LM), environmental scanning electron microscopy (ESEM), quantitative X-ray diffraction with Rietveld refinement (QXRD), X-ray fluorescence (XRF) and simultaneous thermos-analytic (STA) in order to understand their manufacturing process The amount of FeO as the main glaze constituent and K in the body is quantitatively calculated for possible modelling of technology as essential know-how. Based on the Na2O and CaO constituents, celadons show high similarities to the wares made in China-Kiln. The mineralogical composition of the pottery proves that the firing temperature of celadon was about 1200-1300ºC. Production technology of the celadon potteries has been evaluated by means of suitable raw materials which have not been fitted in south Iranian coastal Gulf.
    Keywords: Celadon, Petrography, Characterization, Crystallography, Maritime trade
  • Behzad Balmaki * Pages 19-34
    Central Zagros Region is considered as one of the most important areas in the archaeology of prehistory of Iran and Mesopotamia. Our knowledge from the archeology of the area shows that this region plays an important role in the evolution of villages and urban development in the world. The present research aims to study the settlement pattern of the 27 Middle Bronze Age sites in the Kangavar valley through considering their ecological and environmental characteristics as well as their spatial characteristics (rank-size and Shannon entropy analyses). The concentration of sites with centralized system in the south eastern parts of the area and the spatial balances among the sites in the other parts suggests the formation of a cultural-economic organization to imply that the sites such as Godin and Karkhaneh with the centralized systems, in the middle parts of the area have extended the range of its control over the landscape. Inter-regional communications via trading networks as well as other cultural traits which have been seen from the Godin III assemblages could be used as the indications for such organizational complex systems in Iran and Mesopotamia.
    Keywords: Complex Organizational Systems, Settlement Pattern, Bronze Age, Godin III, Central Zagros Region
  • Moslem Jafarizadeh *, Arman Shishegar Pages 35-54
    Shaur palace located at western side of Susa ancient site, next to Shaur River. Excavations at the site began since 1970 to 1976 by Remi Bucharlat, Adran Labrus, and Mahmoud Kordavani. They identified three archaeological levels that dated to Islamic, Parthian, and Achaemenid periods. Excavations revealed few glassworks among recovered material, which dated from Parthian to Islamic periods including vessels for medical, cosmetic purposes; such as bottles, attar vials, bowls, glasses, and ornaments such as beads and rings. The glassworks usually were green objects that manufactured using free-blowing method, while some productions enjoyed mold-blowing method. Considering comparable Iranian and foreign objects, they probably produced by same technique and decoration, or exchanged within the Parthian territories. However, some remains indicate Iranian artistic effects, Hellenistic and Roman motifs dominated glassworks of Shaur, would indicate regional exchanges between Khuzistan Plain and more distant western areas.
    Keywords: Parthian Glassworks, Shaur Palace, Celadon, Petrography, Crystallography, Maritime Trading
  • Null Null *, Mohammad Amin Mirghaderi, Meisam Nikzad, Habib Emadi, Malihe Tahmasebi Pages 55-74
    Fars Cultural sphere have different perspectives, including mountainous areas with a cold weather, central part with a temperate climate while the southern part which is limited by the northern Persian Gulf coasts; experiences warmer conditions. According to the archaeological importance of the region, the Bavanat River Basin was investigated aiming at (1) to identify all cultural monuments, (2) to provide the archaeological maps of the area, (3) to investigate the evolutionary process of settlements in different periods, and (4) to assess the environmental effects on the formation of settlements and to explain the cultural position of the study area. During the survey, 200 archaeological sites were identified to have been dated from the Neolithic period to the Late Islamic period. The oldest site is related to the Neolithic but until the Bakun era, there has been no settlement identified. Eight sites revealed Bakun painted potteries and seven sites showed potteries from Lapui period. Since from Banesh period there has been just one occupational site it seems that after Banesh the basin was abandoned until the Achaemenid period.
    Keywords: Fars Cultural Sphere, Bavanat Region, Mushaki, Bakun, Lapui, Banesh Periods
  • Roya Khazaeli *, Marjan Mashkour, Homa Fathi, Morteza Garavand Pages 75-94
    Botkhaneh Cave located at 21 km southwest of Kuhdasht, is one of the archaeological sites which has probably been occupied by mobile pastoralists which through the time the cave was deeply looted. During a rescue archaeological operation the material culture was collected by the last author and his team. The results of the pottery analysis and the occupation pattern in the adjacent sites represent the continuity of a temporary occupation in the cave. In this paper, we assess the characteristics of this site through an archaeozoological study of the animal remains. The faunal assemblage of this site is composed of domestic and wild. Caprines (sheep and goat) followed by bovines and equids are the most represented taxa while a considerable amount of donkey remains could be identified. We also developed analysis for the kill-off patterns for Caprines and some other taphonomic variations. These observations help to better understand the faunal accumulation in the Botkhaneh Cave in relation to the other archaeological materials.
    Keywords: Pishkouh of Luristan, Botkhaneh Cave, Archaeozoology, Taphonomy, Bioarchaeology
  • Behzad Hosseini Sarbisheh, Hamzeh Ghobadizadeh *, Aliasghar Salahshour, Mahdi Jahed, Mousa Sabzi Pages 95-111
    In this paper we have studied bronze and silver coins belonging to the Elymaean using PIXE analytical method to identify concentration of elements as well as chemical composition of metals to understand the number of mines and the number of mint. To achieve the above mentioned goals, we analyzed 35 coinages of Elymais dated to about (85 BC -224 AD). Results obtained indicated that percent proportion of main elements of coins such as silver and copper were differently used in the three periods of Elymaean and coins made in the first period have had more purity. Furthermore, the analyzed coins are minted in five mint centers and their primal raw materials were explored from three different sources. The statistical analysis was performed by using of SPSS software.
    Keywords: Elymaean, Kamnaskires Dynasty, PIXE Method, Elemental, Compositional, Silver, Copper coinages
  • Sadi Saeedyan *, Fatemeh Gholizadeh Pages 113-131
    Hubuškia is a royal city and country in Northern Zagros and one of the significant buffer states between Assyrian and Urartian spheres of influence during the 9th to 7th centuries BC. Our information about Hubuškia comes primarily from Neo-Assyrian cuneiform texts. The localization of this place name and the petty state of the first half of first millennium BC has been a subject of debate and dissension among scholars and Assyriologists through the past century. The authors of the present study, based on the Neo-Assyrian inscriptions dealing with the Zagros polities, geographical analysis of the inscriptions and study of the archaeological founds derived from four seasons of excavation in Tape Rabat, suggests that ancient site of Rabat, could be comparable with that of ancient city of Hubuškia. Rabat Tape is located on the western bank of the Lower Zab River in northwestern Iran near the city of Sardasht. The location of the site and its archaeological characteristics, allows us to propose that Rabat Tape could be the same as the ancient city of Hubuškia.
    Keywords: Hubushkia, Assyrians, Rabat, Musasir, Mannea, Lower Zab River
  • Ali Shojaee Esfahani * Pages 133-152
    Numerous castles and fortifications overlooking the plain dot the surrounding heights of Isfahan. This fortification network provided protection and particularly had control over the administrative center of Isfahan kura during the Islamic era up to the Safavid period. Therefore, a comprehensive investigation and evaluation of the fortification network is significant not only for a better understanding of the Isfahan landscape, but also for gaining a clearer perception of the formation of the cities in the main region of Isfahan called "rostaq-e Jay". To this end, the present article is based on three different sources: the archaeological data resulted from the systemic survey of the eighteen forts and fortifications in the Isfahan heights; the satellite imagery; and the written sources. The analyses of the data show an extensive network of fortifications that in relationships with others provided control over the roads and urban and rural settlements in the plain. Thus the location of the forts and the placement of the main urban centers, i.e. Jay and Yahudiya, were interrelated and affected the overall structure of the landscape.
    Keywords: Isfahan, Mountainous Fort, Fortification, Jay (Rostaq, city), Yahudiya (city), pre-Safavid period
  • Tahereh Shokri *, Morteza Hessari Pages 153-166
    The large areas of the lands of Proto-Elamite period from the west to the east of Iranian plateau indicates the importance of that period and requires a special attention to the Proto-Elamite expansions. Although according to some information and data such as the Proto-Elamite contexts, a number of researchers consider the sudden break of the Proto-Elamite era and regard the evolutionary trends up to the old Elamite era as a vague question but some of the important areas of the Proto-Elamite period such as Susa, Malian, Yahya, Shahr-i Soukhteh, and Hessar, that all have the main Proto-Elamite period sign, i.e. the inscriptions, have subsequent trends in the expansion, continued up to the old Elamite era and even later. It has been tried in this study to consider the state of the transformation trends by analyzing the data in the Post-Proto-Elamite areas with the required subsequences such as pottery and seals. In order to present the answers for the questions regarding the state of cultural changes after the Proto-Elamite era and whether the sequence of deployment was gradual, or changed all at once to a new culture in the subsequent periods. Despite the differences in different regions, and with respect to some variations in some data, the sequence of deployment from the Proto-Elamite to the old Elamite eras can be observed through the information gathered in this study.
    Keywords: Proto-Elamite, Old Elamite, Archaeological Sequences, Cultural Expansions, Ceramic, Glyptic Arts
  • Akbar Abedi *, Reza Heidari, Salah Salimi Pages 167-183
    During 2007 archaeological survey of Little Zab River in Sardasht district in NW Iran, 6 typical Uruk (Uruk Related) sites have been brought to light. One of the important one is Tepe Badamyar Rabat with typical Beveled Rim Bowl pottery that is considered as first Uruk evidence in NW Iran. In addition to Rabat, the Uruk materials found in Tepe Baghi, Tepe Waliv, Tepe Molla Yousef, Tepe Lavin and Tepe Goman would provide the opportunity for studying on one millennium gap between Hasanlu VIIIA (Pisdeli) and VIIC (Kura-Araxes) in southern parts of the Lake Urmia region. This gap is considered as main vague issue in archaeology of NW Iran. The Uruk evidence in the mentioned sites mainly belongs to Middle and Late Uruk periods (3600/3500-3100 BC). These new finding not only establish good opportunity for revising NW Iran chronological framework but provide good base for studying inter-regional relationship of NW Iran communities with south and northern Mesopotamian societies during  the 4th millennium BC. This article is trying to introduce fresh typical Uruk sites in southern part of the Lake Urmia with detailed emphasis on new pottery, lithic and special finds of Tepe Badamyar Rabat. Also the present paper is intended to deal with the Uruk cultural influences in NW Iran, proposing a chronological framework for the period concerned and to discuss interregional relationship with adjacent region.
    Keywords: Hasanlu VIIIA (Pisdeli), VIIC (Kura-Araxes), Uruk, Little Zab River, NW Iran, Lake Urmia Region
  • Zahra Alinezhad, Mostafa Dehpahlavan *, Arthur Houghton, Mohammad Lamehi Pages 185-200
    In a new research on the Seleucid coins of Avicenna’s (Bu Ali Sina) Museum of Hamedan, eight new Tetradrachms from uncertain mint 65 have been identified. These coins issued under the authority of the Seleucid rulers, Antiochus III Megas (223-187 B.C.) and early reign of Seleucus IV Philopator (187-175 B.C.). In this article, the research main aim is review the issues and identify the likely location of the uncertain mint 65 and accordingly, coins of this mint that have been found in northwest of Iran. On following, all the characteristics of the mentioned mint are studied through following steps; catalogue of mint sequence, the value and duration of the mint and its comparative analysis with the main mints, such as Antioch on the Orontes, and survey of portrait types, the number of engravers and also identification of the elements by proton induced X-ray emission and its comparison to the Eastern Mints of the Seleucid Period. Contrary to the book of Selucid Coins (SC), the results of our study suggest that the relocation of this mint from Commagene or Northern Syria on the base of Seleucid coins to the eastern Mesopotamia or to the far northwest of Iran.
    Keywords: Coins, Seleucid, Antiochus III, Seleucus IV, Uncertain Mint 65
  • Amin Moardi *, Behrooz Omrani Pages 201-215
    The approximate one century of Ilkhanid dominions in Iran, was a priory in flourishing such an innovation styles of Architectural and Urban designing in Islamic ages of which clarifying its different dimensions has been less considered. Parallel to this attitude, investigating the architectural form of Ali Shah’s Mosque in terms of the greatest ever made religious architecture in Iran would be among the most prominent issues related to the medieval construction methods during Islamic ages. Using descriptive analytical methods besides library studies as well as reviewing historical documents around Ali Shah’s Mosque in Tabriz and its overlapping with archaeological excavation’s results followed by in Ali Shah site, this project is aimed to recognize the architectural combination and the spatial appearance of Ali Shah Mosque. According to the results and considering the sequence of religious architectural movement through Ilkhanid era, it is obvious that aside from the usual construction language that can be seen in Ghazaniya and Sultaniya, focusing on bilateral units, not only the loftiest ever made arch of Islamic world was made in Ali Shah’s span, but also one of the highest chamber dome of those ages had been created in this structure.
    Keywords: Ilkhanid Architecture, Religious Complexes, Ali Shah Mosque, Historical Contexts
  • Maryam Maani, Mohammadreza Saeedi Harsini *, Ahmad Chaychi Pages 217-232
    The Fars Region, as an internal watershed with several permanent rivers and waste water streams especially Kor and Sivand Rivers, had created many types of settlements. For this reason, many studies have been performed on this region during Bakun period. New findings of this research include a set of pottery pieces and other archaeological findings such as clay stump and tokens which were unearthed from 62 areas of Fars Region. Among these traces, 44 types of pottery pieces which were obtained from 15 sites of” Bakun A “era along with 5 pieces of pottery which were obtained from the excavations performed by Longsdourf and McCown & Smith in 1932 and 1937, respectively. From Pasargad Pottery Bank some pottery sherds were selected for performing petrographical studies. The most significant finding of these experiments suggested a similar composition and consequently origin of all samples from the under study region.
    Keywords: Fars Region, Bakun A Period, Petrography, Compositional Analysis, Settlement Pattern
  • Hassan Nami *, Seyed Mehdi Mousavinia Pages 233-252
    Dargaz County is located in northeastern Iranian Plateau, near to borders of Turkmenistan. Its location so close to Turkmenistan and ancient Nisa, as the first homeland capital of the Parthians, shows the importance of this area in the Iranian history. Discovery of 85 sites dating to the Parthian period in this plain is a testimony to this importance. In this paper, the distribution of the sites has been discussed considering the impact of environmental elements. Settlements of this area have been measured by the distribution of its surface finds. Taking into account of environmental data and the site size, three clusters of sites have been proposed for the Parthian sites of Dargaz. The sites of Toghi and Shahr Tepe are the central sites of two clusters of A and B, respectively. The cluster C represents those sites that have been distributed on the foothills and on the plain as well. Some of these sites are cemeteries of nomadic sector of the Parthian population of the time.
    Keywords: Dargaz, Parthian Period, clustering, Shahr Tappeh, Toghi, Archaeological Survey, Site Distribution