فهرست مطالب

خشک بوم - سال هشتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • سال هشتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/01
  • تعداد عناوین: 9
|
  • احمد اشتیاقی جو، حسین ملکی نژاد، محمدرضا اختصاصی، جواد چزگی* صفحات 1-13
    مدیریت صحیح منابع آب زیرزمینی در مناطق خشک و نیمه خشک با توجه به کمبود و دسترسی فصلی به آب از اهمیت شایانی برخوردار است. تغذیه مصنوعی آب های زیرزمینی یکی از روش های اصولی مدیریت منابع آب است. در این پژوهش سعی گردید با رویکرد تلفیقی استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های تصمیم گیری چند معیاره، مناسب ترین عرصه ها برای اجرای عملیات تغذیه مصنوعی در دشت تایباد، واقع در استان خراسان رضوی، شناسایی شوند. بدین منظور ابتدا داده های 11 موءلفه تاثیر گذار شامل شیب، کیفیت آب زیرزمینی، زمین شناسی، ضخامت آبرفت، قابلیت انتقال، تراکم زهکشی، نفوذپذیری سطحی، افت آب زیرزمینی، فاصله از روستا، فاصله از چاه و کاربری اراضی، در محیط GIS آماده سازی شد. سپس با استفاده از روش مقایسه زوجی، وزن کلاس های هر لایه تعیین شد. همچنین با کاربرد روش دیماتل روابط و وابستگی بین متغییرها تعیین گردید. برای تعیین وزن نهایی هر لایه، از نرم افزار Decision Super استفاده شد. در آخر با تلفیق نقشه های پهنه بندی شده حاصل از روش ANP، نقشه نهایی در پنج کلاس تهیه شد. با توجه به نتایج نهایی، از مجموع کل مساحت دشت تایباد، 9/2 درصد کاملا مناسب، 1/30  درصد مناسب، 3/40 درصد نسبتا مناسب، 3/1 درصد نسبتا نامناسب و 4/25 درصد نامناسب برای عملیات پخش سیلاب تعیین گردید. بررسی نتایج با استفاده از منطق بولین و کنترل زمینی حاکی از رضایت بخش بودن به کارگیری روش های تصمیم گیری در تلفیق با GIS در امر مکان یابی تغذیه مصنوعی است.
    کلیدواژگان: آب زیرزمینی، پخش سیلاب، تصمیم گیری چند معیاره، خراسان رضوی
  • آفاق تابنده ساروی*، حسین نادی صفحات 15-25
    در این پژوهش برای ارزیابی اثر ارتفاع از سطح دریا و ژنوتیپ بر صفات مورفولوژیکی برگ گونه ی بنه (subsp. muticaPistacia atlantica)، سه جمعیت در نقاط ارتفاعی 1850، 2050 و 2400 متر از سطح دریا در جنگل باغ شادی استان یزد، انتخاب شد. به ترتیب از جمعیت نخست، پنج پایه و از دو جمعیت دیگر، 10 پایه به صورت تصادفی گزینش و برخی صفات مورفولوژیک پایه ها در محل ثبت شد. از هر پایه، تعدادی برگ، جمع آوری و در هم آمیخته شد. سپس پنج برگ از هر پایه، به طور تصادفی انتخاب و 12 صفت از قبیل ابعاد برگ، وزن تر و خشک برگ و غیره اندازه گیری شد. سپس با استفاده از روش تجزیه و تحلیل واریانس و مقایسات میانگین به روش دانکن و همبستگی پیرسون، صفات اندازه گیری شده، تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از وجود اختلاف معنی دار آماری از نظر صفات مورد مطالعه در بین سه جمعیت بود. همچنین بین پایه های مورد بررسی در هر جمعیت اختلاف معنی دار آماری مشاهده شد و در آخر قوی ترین پایه ها در هر جمعیت براساس صفات مهم معرفی شد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر، پایه های 6، 7، 8 و 9 از جمعیت A، پایه های 1، 3، 4، 8 و 9 از جمعیت B و  کلیه پایه های جمعیتC  به ویژه پایه شماره 5، به عنوان پایه های دارای فنوتیپ مناسب تر از نظر صفات برگ معرفی می شوند. در ضمن، جمعیت C به عنوان جمعیت مطلوب تر انتخاب شد. می توان تنوع مشاهده شده را به نقش ارتفاع از سطح دریا و ساختار ژنتیکی پایه ها مربوط دانست که در عین حال می تواند نوعی سازگاری و پاسخ فیزیولوژیکی درختان به شرایط محیطی قلمداد گردد.
    کلیدواژگان: باغ شادی، پسته وحشی، تنوع، صفات مورفولوژیک برگ، مبدا بذر
  • نوراله عبدی* صفحات 27-35
    به منظور بررسی تاثیر کاربرد زئولیت، باکتری های محرک رشد و اسید هیومیک بر رشد نهال های آتریپلکس کاینسنس (.Atriplex canescens L)  آزمایشی در پاییز 1389 به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، تحت شرایط دیم در اراک اجرا شد. تیمارها شامل زئولیت (صفر، 500 و 1000 گرم برای هر نهال)، باکتری های محرک رشد (صفر و 25 میلی لیتر برای هر نهال) و اسید هیومیک (صفر و 10 میلی لیتر برای هر نهال) بودند که با خاک درون چاله ها مخلوط شدند. هر تکرار شامل 5 نهال بود و درمجموع 180 نهال مورد آزمایش قرار گرفتند. در ابتدای پاییز سال بعد، صفات ارتفاع بوته ، قطر ساقه، بیوماس هوایی و بیوماس ریشه ای اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با مصرف زئولیت صفات ارتفاع بوته (49/10%)، قطر ساقه (20/11%) و بیوماس ریشه ای (99/67%) در مقایسه با شاهد افزایش معنی داری دارد. مصرف باکتری های محرک رشد موجب افزایش معنی دار ارتفاع بوته (16/6%) و قطر ساقه (01/6%) شد و با مصرف اسید هیومیک، ارتفاع بوته (30/6%) و قطر ساقه (14/6%) افزایش معنی داری نشان دادند. استفاده از 500 گرم زئولیت، همراه با مصرف باکتری های محرک رشد و اسید هیومیک، بیشترین تاثیر را بر رشد اولیه نهال ها داشت. کاربرد 500 گرم زئولیت برای هر نهال، افزایش 68 درصدی بیوماس ریشه ای را موجب شد. از آن جایی که عدم توسعه مناسب ریشه ها در سال اول از دلایل مهم شکست طرح های نهال کاری است، با توجه به فراوانی و قیمت ارزان زئولیت، می توان این تیمار را برای افزایش موفقیت طرح های نهال کاری آتریپلکس توصیه کرد.
    کلیدواژگان: نهال کاری، احیای مناطق خشک و نیمه خشک، بیوماس، تنش خشکی
  • محمد امین اسدی* صفحات 37-49
    تبخیر و تعرق پتانسیل از پارامترهای مهم سیکل هیدرولوژیک است که پیش بینی آن می تواند کمک شایانی به برنامه ریزی صحیح مدیریت منابع آب، تغییرات نیاز آبی گیاهان در آینده و نیز پیش بینی وقوع خشکسالی بنماید. در صورت نیاز به پیش بینی بلند مدت و یا میان مدت تبخیر و تعرق پتانسیل، از مدل های جهانی اقلیمی بر اساس سناریوهای انتشار مورد نظر و ریز مقیاس نمایی خروجی ها استفاده می شود. برای پیش بینی های کوتاه مدت استفاده از مدل های آماری توصیه شده است. تبخیر و تعرق پتانسیل یک پدیده غیر خطی است که تحت تاثیر پارامترهای دما، رطوبت، ساعات آفتابی و سرعت باد می باشد. در این مطالعه تبخیر و تعرق پتانسیل با استفاده از روش فائو-پنمن-مانتیث برای ایستگاه سینوپتیک یزد در دوره 1966 تا 2010 محاسبه شد. اخیرا مدل NARX به صورت نسبتا گسترده ای برای پیش بینی پارامترهای هیدرولوژیکی و اقلیمی به کار گرفته شده است. در این مطالعه توانایی این مدل در پیش بینی تبخیر و تعرق پتانسیل مورد ارزیابی قرار گرفت. NARX یک مدل غیر خطی است که علاوه بر مقادیر پارامتر هدف، داده های تاثیرگذار بر روی پارامتر هدف نیز به عنوان ورودی به مدل وارد می شود. می توان تابع غیرخطی رگرسورهای مدل NARX را از توابع متفاوتی انتخاب نمود. در این مطالعه از شبکه عصبی پیشخور به دلیل دقت بالای آن در مدل سازی فرایندهای غیرخطی استفاده شد. برای آموزش شبکه از الگوریتم GDX استفاده شد. در مرحله بعد، تبخیر و تعرق پتانسیل به کمک مدل NAR که ورودی آن فقط مقادیر تبخیر و تعرق پتانسیل می باشد، پیش بینی شد و با خروجی های مدل NARX مقایسه شد. نتایج نشان داد استفاده از پارامترهای کمکی به نحو قابل توجهی دقت پیش بینی مقادیر تبخیر و تعرق پتانسیل را افزایش می دهد. برای مثال همبستگی بین داده های پیش بینی شده یک ماهه دوره 2010-2002 توسط NAR و NARX با داده های واقعی به ترتیب 72/0 و 92/0 است.
    کلیدواژگان: تبخیر و تعرق پتانسیل، یزد، فائو-پنمن-مانتیث، NAR، NARX، .GDX
  • رسول خسروی، محمودرضا همامی* صفحات 51-64
    علیرغم اولویت حفاظتی زیست بوم های بیابانی به عنوان یک مامن مناسب برای بسیاری از گونه های در خطر تهدید، راهبردهای حفاظت موثر از این گونه ها به دلیل کمبود اطلاعات پراکنش و ارتباطات زیستگاهی با موفقیت چندانی همراه نبوده است. تحقیق حاضر با هدف 1) بررسی مهمترین متغیرهای بوم جغرافیایی موثر بر پراکنش روباه شنی (Vulpes rueppellii)، شاه روباه (Vulpescana) و روباه معمولی (Vulpesvulpes) 2) شناسایی مهمترین لکه های زیستگاهی هسته ای و کریدورهای مهاجرتی و 3) ارزیابی اهمیت هر یک از لکه های زیستگاهی در برقراری ارتباطات سیمای سرزمین طراحی شد. در گام اول، نقشه اجماعی پراکنش هر گونه با استفاده از تلفیق سه الگوریتم مدلسازی پراکنش و 12 متغیر بوم جغرافیایی تهیه شد. نتایج نشان داد که پراکنش گونه های روباه سان تحت تاثیر میانگین بارندگی سالانه، تراکم اراضی بوته زار، تراکم مناطق مسکونی، و شاخص زبری سطح زمین است. در گام بعد، سطوح مقاومت سیمای سرزمین با اجرای تابع نمایی منفی روی نقشه اجماعی پراکنش ایجاد و با استفاده از رویکرد کرنل مقاومت لکه های زیستگاهی هسته ای و کریدورهای زیستی مهم بین لکه ها پیش بینی شد. بسیاری از لکه های زیستگاهی هسته ای در محدوده مناطق تحت حفاظت قرار گرفتند که این موضوع نشان دهنده مقاومت سیمای سرزمین در خارج از مناطق تحت حفاظت است. در آخر، اهمیت لکه های زیستگاهی شناسایی شده با استفاده از شبکه گراف ارزیابی شد. نتایج ارتباط مثبت بین وسعت لکه زیستگاهی، میانگین تراکم نسبی افراد مهاجر و میانگین احتمال وقوع در هر لکه را با شاخص احتمال نشان داد. استفاده از شاخص های کیفیت زیستگاه در مقایسه با کمیت زیستگاه کارآیی بیشتری را در بررسی اهمیت لکه های زیستگاهی در برقراری ارتباط سیمای سرزمین نشان داد. نتایج بدست آمده نشان می دهد که حفاظت موثر از گوشت خواران نیازمند مدیریت یکپارچه در سطح سیمای سرزمین با هدف برقرای ارتباطات عملکردی بین لکه های زیستگاهی باقیمانده است.
    کلیدواژگان: ارتباطات سیمای سرزمین، روباه ، شبکه گراف، کرنل مقاومت، مدل سازی پراکنش، مقاومت سیمای سرزمین
  • زینب نظری*، نعمت الله خراسانی، سادات فیض نیا، محمود کرمی صفحات 65-76
    ذرات معلق اتمسفری نقش مهمی در تعدیل و تغییر اقلیم، چرخه های هیدرولوژیکی، شیمی اتمسفر، چرخه های بیوژئوشیمیایی و بهداشت عمومی دارند. هدف این مطالعه، بررسی منشا ذرات معلق در اتمسفر کرمانشاه می باشد. غلظت 20 عنصر (پتاسیم، سدیم، کلسیم، فسفر، مس، نیکل، سرب، کادمیم، سلنیوم، روی، آهن، منیزیم، بور، کروم، کبالت، آرسنیک، مولیبدن، وانادیم، آلومینیوم، منگنز) برای 55 نمونه خاک و 41 نمونه ذرات معلق بوسیله دستگاه ICP آنالیز شد. منشا ذرات معلق با استفاده از روش های تحلیل عاملی، تحلیل خط سیر توده هوای معکوس، فاکتور غنی سازی و نسبت آلومینیوم به روی شناسایی شدند. کلسیم حداکثر غلظت (ppb 84600) و سرب حداقل غلظت (ppb95/8) را در نمونه های ذرات معلق و کلسیم حداکثر غلظت ppb) 2074800)، مولیبدن حداقل غلظت (ppb 8/3) را در نمونه های خاک دارا بودند. نتایج نشان داد که مقادیر فاکتور غنی سازی عناصر بور، روی و مولیبدن خیلی بالا در گستره بین 31 تا 29/507 و عناصر مس، سرب، کادمیم، نیکل، وانادیم و کروم در گستره بین 1 تا 10 و عناصر آهن، پتاسیم، کلسیم، سلنیوم، آرسنیک، کبالت، فسفر، منیزیم و سدیم دارای میزان فاکتور غنی سازی پایین در گستره کمتر از 25/0 می باشند. تحلیل عاملی، عناصر را براساس منابع انتشار آن ها در شش عامل دسته بندی کرد. عامل اول سدیم، آلومینیوم، کلسیم و پتاسیم، عامل دوم کادمیم، مولیبدن و کروم، عامل سوم مس، سرب و کبالت، عامل چهارم آهن و منگنز، عامل پنجم فسفر و عامل ششم وانادیم را شامل می شد. براساس نتایج فاکتور غنی سازی، تحلیل عاملی عناصر پوسته ای کلسیم، سدیم، منیزیم، پتاسیم، فسفر، سلنیوم، منگنز و آهن تامین کننده اصلی عناصر در ذرات معلق در هوای کرمانشاه است و انتشارات وابسته به وسایل نقیله و صنایع در درجه دوم اهمیت قرار دارند.
    کلیدواژگان: ذرات معلق، فاکتور غنی سازی، تحلیل عاملی، تحلیل خط سیر توده هوای معکوس، نسبت آلومینیوم به روی، کرمانشاه
  • مهدی دهقان، کمال امیدوار، غلام علی مظفری، احمد مزیدی، مهران فاطمی* صفحات 77-90

    ذرات معلق با قطر کمتر از 5/2 میکرون (PM2.5)، از 5/2 تا ده میکرون (PM10) و دید افقی، به عنوان سه فراسنج مهم در پژوهش‎های مرتبط با ریزگردها و گرد و غبارهای تروپوسفری شناخته می‎شوند که آلودگی هوا تا اندازه‎ی زیادی وابسته به مقدار آنها در زمان است. هدف از این پژوهش، برآورد رابطه‎ی میان فراسنج‎های PM10، PM2.5 و دید افقی را با کاربست الگوریتم تکاملی ژنتیک است. منطقه‎ی مورد بررسی شهر یزد در جایگاه نماینده‎ی ایران مرکزی بوده است. داده‎های PM2.5 و دید افقی به تفکیک شرایط همدیدی کدهای 05، 06، 07 و 09 در یک بازه زمانی پنج ساله (2010 تا 2015) از دفاتر سینوپتیک اداره کل هواشناسی استان یزد، و داده‎های PM10 از ایستگاه‎های پایش آلودگی هوا وابسته به اداره کل محیط زیست استان یزد گرفته شده است. برای رسیدن به روابط ریاضی گفته شده، معادله خط رگرسیون، و توابع ویبول، گویا، توانی، چند جمله‎ای، نمایی، خطی، فوریر و گوسین مورد هم‎سنجی قرار گرفتند؛ که بر اساس مجموع و میانگین مربعات خطای نسبی و همچنین ضریب همبستگی، تابع چند جمله ای به عنوان مناسب‎ترین تابع برازندگی گزینش گردید. دست‎آوردهای این پژوهش، ارائه‎ی چهار تابع و رابطه‎ی ریاضی بر پایه‎ی مدل خطی تابع چند جمله‎ای با سطح اطمینان 95 درصد در زمینه گرد و غبار و ریزگردها، برای برآورد روابط ریاضی میان PM10، PM2.5 و دید افقی در حالت فراگیر؛ و همچنین هنگام رخداد کدهای همدید 05، 06 و 07 است.

    کلیدواژگان: PM10، PM2.5، دید افقی، الگوریتم ژنتیک، تابع چند جمله‎ای، یزد
  • محمد بیرانوند، یحیی کوچ*، محمد بهمنی صفحات 91-101
    با توجه به گستردگی و سطح اراضی مناطق گرم و خشک، ضرورت مطالعه آنها از جنبه های زیست محیطی به منظور برنامه ریزی و مدیریت بهینه این منابع اهمیت ویژه ای دارد. با این وجود شناخت گونه های درختی مناطق گرم و خشک و تاثیری که بر حاصلخیزی، پویایی و بهبود خاک می گذارد بسیار حائز اهمیت می باشد. به منظور مدیریت پایدار در این مناطق، اثرگذاری پوشش های اراضی با گونه های مختلف درختی شامل کهور، استبرق و کنار بر ذخایر کربن و نیتروژن خاک در جنوب کرمان مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه های خاک از عمق 20-0 سانتی متری نمونه برداری شد. جرم مخصوص ظاهری، رطوبت، pH، هدایت الکتریکی، کربن، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و تنفس میکروبی خاک و ویژگی های شیمیایی برگ شامل کربن، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم اندازه گیری شدند. تجزیه واریانس مقادیر مشخصه های فیزیکوشیمیایی- بیولوژیکی خاک و شیمیایی برگ حاکی از وجود تفاوت های آماری معنی دار در ارتباط با توده های درختی و عرصه بدون پوشش می باشد. نتایج نشان داد که بیشترین مقادیر ذخیره کربن و نیتروژن خاک به گونه درختی کنار اختصاص داشته در حالی که پایین ترین مقادیر ذخایر کربن و نیتروژن خاک در عرصه بدون پوشش مشاهده شد و گونه های کهور و استبرق حالت بینابینی را نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که گونه های درختی سازگار با آب و هوای گرم و خشک جنوب کرمان، کیفیت خاک را بهبود می بخشند. نتایج بر این امر دلالت دارد که گونه درختی کنار در راستای کاهش اثر تغییرات اقلیمی، ذخیره کربن و نیتروژن خاک را نسبت به دیگر گونه ها بیشتر تقویت می کند. بر مبنای مشخصه های مورد مطالعه در این پژوهش، جهت بهبود کیفیت و پویایی خاک و همچنین افزایش ذخیره کربن و نیتروژن خاک در مناطق وسیع جنوب کرمان، درخت کاری با گونه کنار می تواند مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: مناطق گرم و خشک، گونه درختی، مشخصه های فیزیکوشیمیایی خاک، تنفس میکروبی
  • غلام حسن رنجبر، هادی پیرسته انوشه* صفحات 103-112

    تشدید روند شورشدن منابع آب و خاک، لزوم توجه بیشتر به گونه های شورزی را دوچندان کرده است. در این پژوهش تاثیر تنش شوری به صورت درصدهای مختلف (شاهد، 15، 30، 45، 60، 75، 90 و 100 درصد) از آب خلیج فارس (58 دسی زیمنس برمتر) بر جوانه زنی و رشد گیاهچه گونه های مختلف سالیکورنیا، به منظور تعیین آستانه تحمل به شوری و آستانه کاهش 50 درصدی در مرکز ملی تحقیقات شوری در یزد در سال 1395 بررسی شد. گونه های مورد استفاده شامل دو گونه Salicornia europaeaو S. bigelovii به همراه سه توده بومی خور مزین (استان بوشهر)، ایلخچی (استان آذربایجان شرقی) و مرکزی (مناطق مرکزی ایران) بود. نتایج نشان داد که میانگین جوانه زنی گونه ها از شوری 25 درصد آب خلیج فارس به طور معنی داری کاهش یافت، ولی جوانه زنی هیچ کدام از گونه ها حتی در شوری 100 درصد آب خلیج فارس متوقف نشد. بااین حال، با افزایش شوری طول گیاهچه توده خور مزین و گونه های S. europaea و S. bigelovii کاهش، ولی توده های ایلخچی و مرکزی به ترتیب تا شوری 45 و 60 درصد آب خلیج فارس افزایش و پس ازآن کاهش یافت. به طورکلی، همه گونه های سالیکورنیا تحمل به شوری بالایی داشتند، ولی تفاوت قابل ملاحظه ای بین گونه های مختلف مشاهده شد، به طوری که حدآستانه تحمل توده های خور مزین، ایلخچی، مرکزی و گونه های S. europaea و S. bigelovii به ترتیب 36/14، 01/5، 46/14، 91/11 و 54/7 دسی زیمنس برمتر و حدآستانه کاهش 50 درصد جوانه زنی آن ها به ترتیب 25/56، 60/51، 15/61، 69/32 و 01/27 دسی زیمنس برمتر برآورد شد.

    کلیدواژگان: جوانه زنی، تحمل، شورزی، شورورزی، آب دریا
|
  • A. Eshtiaghijoo, H. Malekinezhad, M.R. Ekhtesasi, J. Chezgi * Pages 1-13
    Due to seasonal access and lack of water, appropriate management of water resources is very important in arid and semi-arid regions. One of the main management methods for improves the groundwater resources is artificial recharge. In this study, used the integrated MCDM-GIS approach in order to determine suitable areas for artificial recharge in Taibad plain, Khorasan Razavi province. For this purpose, 11 influential parameters include (slope, groundwater quality, geology, thickness of the alluvium, portability of aquifer, drainage density, surface infiltration, groundwater decline, distance from the village, distance from the well and land use) that were created in GIS. For weight of classes each layer, used paired comparisons method. Also, DEMATEL technique was used to determine the relationships and dependencies between parameters. For determine the net weight of each layer, Super Decision software was used. Finally, zoned maps of the ANP were combined, and the final map with five classes, completely appropriate to unsuitable, was prepared. According to the final map, of the entire area of Taibad plain, 2.9 percent of area was in completely appropriate class, 30.1 percent in appropriate class, 40.3 percent in fairly good class, 1.3 percent in fairly inappropriate class, and 25.4 percent in unsuitable class for spreading operations. The results of the study using Boolean logic and filed survey indicate that the application of decision-making methods in combination with GIS in the field of artificial feeding location is satisfactory.
    Keywords: Groundwater, Water spreading, Multi Criteria Decision Making, Khorasan Razavi
  • A. Tabandeh Saravi *, H. Nadi Pages 15-25
    In this research to investigate effects of elevation and genotype on leaf morphological traits of Pistacia atlantica subsp. mutica, three populations were selected at 1850, 2050 and 2400 meters above sea level in Bagh Shadi forest, Yazd province. From one population, five trees and two other populations, ten trees were randomly selected and some morphological traits of them were recorded. From each tree, a number of leaves were collected and intermixed. Then, five leaves from each tree were selected randomly and 12 traits such as leaf dimensions, fresh and dry weight of leaves were measured. Then, by using variance analysis and mean comparison using Duncan's method and Pearson correlation, the measured traits were analyzed. Results showed that there was a significant difference in the studied traits among the three populations. There was a significant difference between trees in each population. Finally, the best trees in each population were introduced based on the important traits. Based on the results, trees 6, 7, 8 and 9 of population A, trees 1, 3, 4, 8 and 9 of population B and all trees of population C, especially tree number 5, are introduced as trees with the best leaf phenotype. In addition, the population C was chosen as the best population. The observed diversity can be related to the role of elevation and the genetic structure of trees, which can also be considered as a kind of adaptation and physiological response of the trees to environmental conditions.
    Keywords: Bagh Shadi, Leaf morphological traits, Pistacia atlantica, Seed source, Variation
  • N. Abdi * Pages 27-35
    To investigate the effects of Zeolite, Plant Growth Promoting Rhizobactria (PGPR) and Humic Acid on growth of Atriplex canescens L. seedlings, an experiment was conducted in a factorial randomized complete block design with three replications under dryland conditions at Arak in autumn 2010.Treatments consisted of zeolite (0, 500 & 1000 g per plant), PGPR (0 & 25 ml per plant) and humic acid (0 & 10 ml per plant), were mixed with the soil in the hollows. Each replication consisted of five seedlings and in total, 180 seedlings were examined. In next fall, plant height, stem diameter, above ground biomass and underground biomass were measured. Results showed that with consuming of zeolite, plant height (10.49%), stem diameter (11.20%) and root biomass (67.99%) were significantly increased compared with control. Plant height (6.16%) and stem diameter (6.01%) showed a significant increase by using PGPR and also plant height (6.30%) and stem diameter (6.14%) showed a significant increase by using humic acid. Results showed that 500 g of zeolite, with the use of PGPR and humic acid had the greatest effects on early growth of seedlings and using of 500 g zeolite per plant, lead to 68% increase in root biomass. Since the lack of proper development of roots in first year is an important reason for the failure of seedling plantation projects, according to abundance and low price of zeolite, so this treatment is recommended to increase the success of Atriplex seedling plantation projects.
    Keywords: Planting, Restoration of arid, semi-arid areas, Biomass, Drought stress
  • Mohammad Amin Asadi * Pages 37-49
    Potential evapotranspiration (PET) is one of important hydrological cycle parameters which its prediction is useful for water resources planning in the future, changes in the crop water requirements, and drought forecasting. In the case of PET long term prediction, global climate models (GCMs) based on the emission scenarios and then downscaling the outputs are used. For short term forecasting, statistical models are suggested. PET is a nonlinear phenomenon which is affected by temperature, humidity, sunshine and wind speed. In this study, PET was calculated by FAO-Penman-Monteith model for Yazd synoptic satiation during 1965-2010. Recently, NARX has widely used to predict hydrological and climatic parameters. In this research, performance of NARX for PET forecasting was analyzed. NARX is a nonlinear model which in addition to the target parameter, takes exogenous variables that affect target variable into account. Different nonlinear functions can be selected. In this research, a feedforward neural network because of its high ability in nonlinear processes modeling was chosen. The network was trained by GDX algorithm. Then, PET was predicted using nonlinear autoregressive model (NAR) which its input is just PET. Next, the results of NARX and NAR were compared. The results showed adding exogenous variables increases the accuracy of PET prediction, remarkably. R2 correlation coefficient between one month observed and predicted PET by NAR and NARX for 2002 to 2010 was 0.72 and 0.92, respectively.
    Keywords: PET, Yazd, NAR, NARX, Fao-Penman-Monteith, GDX
  • R. Khosravi, M. R. Hemami * Pages 51-64
    Despite the importance of central Iranian desert as a refuge for threatened carnivores, conservation strategies for these species have been hindered by scarcity of data on distribution and habitat connectivity. The present study aimed to 1) determine the ecogeographical variables affecting distribution of three fox species including sand fox (Vulpes rueppellii), Blandford’s fox (Vulpes cana), and red fox (Vulpes vulpes); 2) identify important core habitats and dispersal corridors of the three fox species; and 3) evaluate habitat patch importance to landscape connectivity. At first step, ensemble models were built for each species using three distribution algorithms and 12 ecogeographic variables. Distribution of the foxes was affected by annual precipitation, shrubland density, human settlement density and topographic roughness. In the next step, negative exponential function was used to convert ensemble distribution maps to resistance surfaces. Core patches and significant corridors were predicted using resistance kernel approach. Most of the habitat core patches were located in Protected Areas (PAs), which could be related to high landscape resistance outside the areas under protection. Finally, the importance of identified core patches was evaluated using graph network. The patch importance to connectivity was significantly correlated with core extent, mean of relative density of dispersing individuals and probability of occurrence in patch. Results showed that the habitat quality indices are more effective than habitat quantity in predicting landscape connectivity. The obtaining results suggest that effective conservation of carnivores demands for an integrated landscape management aiming at functional connectivity among habitat patches.
    Keywords: Landscape connectivity, Fox species, Graph network, Resistance kernel, Distribution modeling, Landscape resistance
  • Z. Nazari *, N. Khorasani, S. Feiznia, M. Karami Pages 65-76
    An atmospheric aerosol plays an important role in modification and change of climate, hydrological cycles, chemistry of the atmosphere, biogeochemical cycles and public health. The purpose of this research is investigation of emission sources of Suspended elements in Kermanshah. The concentrations of twenty elements consisting of K, Na, Ca, P, Cu, Ni, Pb, Cd, Se, Zn, Fe, Mg, B, Cr, Co, As, Mo, V, Al, Mn were analyzed by ICPfor 55 soil samples and 41 aerosols samples. Source of aerosols have been identified using factor analysis, the backward air mass trajectory analysis, enrichment factor and the Al/Zn ratio.Ca and Pb have maximum concentration (84600pbb) and minimum concentration (8.95) in aerosols samples, respectively and also, Ca and Mo have maximum concentration (2074800pbb) and minimum concentration (3.8) in soil samples, respectively. The results showed that EF- values of elements of B, Zn and Mo are very high in the range of 31 to 507 and elements of copper, lead, cadmium, nickel, vanadium and chromium are in the range of 1 to 10 and the elements such as iron, potassium, calcium, selenium, arsenic, cobalt, phosphorus, magnesium and sodium have low EF- values less than 0.25.Factor analysis classified elements in six factors based on sources of their emission. The first factor consisted of Na, Al, Ca, K, the second factor was Cd, Mo, Cr, the third factor was Cu, Pb, Co, the fourth factor consisted of Fe, Mn, the fifth factor was P, the sixth factor was V. According to results of factor analysis, enrichment factor, the crustal elements of K, Na, Ca, P, Fe, Mg, Mnare the main contributor to the elements in air in aerosols in the Kermanshah. Vehicle-related emissions and industry rein grade of second.
    Keywords: Aerosols, Enrichment Factor, Factor Analysis, Backward trajectory analyses, The Al, Zn ratio, Kermanshah
  • M. Dehghan, K. Omidvar, Gh. Mozaffari, A. Mazidi, M. Fatemi * Pages 77-90

    PM2.5, (PM10) and visibility are known as three important parameters in researches connected to the tropospheric aerosols and dusts, so that the air pollution is related to those at the specific time. The aim of this study is analyzing the relationship between PM2.5, PM10 and visibility whit using evolutional Genetic Algorithm. The area’s case study was Yazd city as representative of central of Iran. PM2.5s data and also visibilities data whit separation of 05, 06, 07 and 09 synoptic conditions, for 5 years (2010-2015) from Yazd Meteorology Organization; and PM10 data from air pollution control stations connected to Yazd Environment Organization has been catches. To reach mentioned mathematic relations, liner regression equation, and Weibull, Rational, Power, Polynomial, Exponential, Liner, Fourier and Gaussian functions has been comparison; which based on relative and Sum Square Error and also coefficient correlation, Polynomial function selects as the best fitness function. The results of this research were four equation based on liner model of Polynomial function in 95% confidence level, for estimating the relations between PM2.5, PM10 and visibility in general; and also when to happen 05, 06 and 07 synoptic conditions.

    Keywords: PM10, PM2.5, Visibility, Genetic Algorithm, Polynomial function, Yazd
  • M. Bayranvand, Y Kooch *, M. Bahmani Pages 91-101
    Considering the extent and surface area of ​​hot and dry areas, the study and identify these regions based on environmental aspects is very important for planning and optimal management. However, identification of tree species in these regions and the effects on soil fertility, dynamics and improvement are extremely important. In order to sustainable management, the effect of the land covers with different tree species of Prosopis cineraria (PC), Calotropis procera (CP) and Ziziphus spinosa(ZS) on soil carbon and nitrogen storages were considered in the South of Kerman Province. Soil samples were excavated from 0-20 cm depth and considered for measuring of bulk density, moisture, pH, EC, carbon, nitrogen, phosphorus, potassium, calcium and magnesium as well as leaf chemical characters including carbon, nitrogen, phosphorus, potassium, calcium and magnesium at the laboratory. ANOVA results showed significant statistical differences related to tree species and the without tree cover (WTC) area. Results showed that greater amounts of soil carbon and nitrogen storages were found under ZS tree stand, whereas the lower values of these characters were detected under WTC. The PC and CP species showed mode interstitial. The findings of this research are indicating that the areas with tree cover adapted to hot and dry climate in southern Kerman improve soil quality. Findings implies that ZS tree species based on reduction the effect of climate change, storages of carbon and nitrogen will be further strengthened than other tree species. Based on the characteristics of this study, in order to improve the quality and dynamics of the soil, as well as increase the carbon and nitrogen storage in vast areas of southern Kerman, tree planting with the ZS species can be considered and evaluated.
    Keywords: Hot, dry lands, Tree species, Soil physico-chemical properties, Microbial respiration
  • Gh. Ranjbar, H. Pirasteh, Anosheh * Pages 103-112

    Intensification salinization of water and soil resources requires more attentions to halophytes species cultivation. In this research, the effect of salt stress as varied percentage (control, 15%, 30%, 45%, 60%, 75%, 90% and 100%.) of Persian Gulf water (58 dS m-1) was examined on germination and seedling growth of different Salicornia species, in order to determine salinity tolerance threshold and threshold of 50% reduction in germination at National Salinity Research Center, Yazd in 2017. Species consisted of Salicornia europaea, S. bigelovii along with three local populations: Khor-e-Mozain (Bushehr province), Ilkhchi (East Azerbaijan province) and Markazi (Iran central regions). The results showed that the mean germination of the species were significantly reduced from 25% Persian Gulf water, however germination of all species did not stopped even at 100% Persian Gulf water. However, seedling length in Khor-e-Mozain, S. europaea and S. bigelovii was decreased as salinity was intensified, while in Ilkhchi and Markazi were increased up to 45% and 60% Persian Gulf water, respectively and then was reduced. In general, all Salicornia species had high salinity tolerance, however there were considerable variations between different species, so that salinity tolerance threshold of Khor-e-Mozain, Ilkhchi, Markazi, S. europaea and S. bigelovii were 14.36, 5.01, 14.46, 11.91 and 7.54 dS m-1 and their threshold of 50% reduction were 56.25, 51.60, 61.15, 32.69 and 27.01 dS m-1, respectively.

    Keywords: Germination, Halophyte, Haloculture, Sea water, Tolerance