فهرست مطالب

معارف منطقی - پیاپی 8 (بهار و تابستان 1397)
  • پیاپی 8 (بهار و تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمد بختیاری*، مهدی عبداللهی صفحات 7-25
    هدف اصلی منطق دانان از طرح بحث دلالت، بررسی اقسام دلالت های وضعی لفظی بوده است. ازاین‏رو، جای خالی تحلیل های دقیق از چیستی دلالت و عناصر سازنده آن، احساس می شود. با وجود این، چیستی دلالت در شمار بحث هایی است که در تاریخ دانش منطق پذیرای برخی تحولات بوده است. بعضی از منطق دانان، چیستی دلالت را در قالب تعریفی منطقی ارائه نداده اند، اما فرایند دلالت را توصیف و مراحل آن را از آغاز تا انجام ترسیم کرده اند. گروهی دیگر، دلالت را صفت انسان دانسته و از آن با عنوان فهم معنا تعبیر کرده اند. دسته سوم با رد این دیدگاه، آن را صفت شیء خارجی و حالتی برای شیء دانسته اند. نوشتار پیش رو درپی آن است تا با ارائه سیر تحول آرای منطق دانان مسلمان درباره چیستی دلالت، به ترمیم کاستی‏های آن بپردازد. از نگاه این مقاله، دلالت وصف آن دسته از صورت های ذهنی است که با معنا انس دارند؛ بنابراین، دلالت، «تغییر التفات توسط یک مفهوم به سوی مفهوم دیگر» است. راه رسیدن به این تعریف، تحلیل گام به گام فرایند دلالت و کشف همه عناصری است که در آن نقش دارند.
    کلیدواژگان: دلالت، علم، التفات، انس، حکایت، انتاج
  • غلامرضا ذکیانی صفحات 27-49
    منطق یکی از علومی است که از سده گذشته تا امروز مورد توجه معرفت شناسان قرار گرفته و در مبانی بنیادین آن تردید شده است. این تردید در ارزش معرفت منطقی از منظرهای مختلفی چون تجربه گرایی، قراردادگرایی، محیط گرایی، کارکردگرایی و جامعه شناسی معرفت صورت گرفته است.
    در این مقاله، نخست با معرفی مقصود خودمان از منطق به نحوی که هردو منطق قدیم و جدید را دربرگیرد، به شرح مختصری از اصول بنیادین آن (اصل تناقض و قاعده های رفع تالی، وضع مقدم و مثال نقض) پرداخته ایم. سپس پس از معرفی هرکدام از نگرش های تجربه گرایی، قراردادگرایی، محیط گرایی و کارکردگرایی، به نقد و تحلیل آنها مبادرت ورزیده ، نشان داده ایم که این گونه اشتراکات (اصل تناقض و قاعده های رفع تالی، وضع مقدم و مثال نقض) به صورت پیشینی و استعلایی وجود دارند.
    کلیدواژگان: اختلاف، تناقض، استدلال، تالی فاسد، قرارداد
  • ابوذر قاعدی فرد، محمدصادق زاهدی، مجید ملایوسفی صفحات 51-72
    اگرچه ابن سینا در آثار خود، برخی مباحث معرفت شناختی همچون تعریف و ابزار ادراک، علم حصولی و علم حضوری را به صورت مستقیم، هرچند پراکنده، مطرح کرده است؛ اما بخش مهمی از نظریه شناخت وی در منطق شفا و در ضمن نظریه برهان، قرار دارد. ابن سینا در نظریه برهان، پس از تعریف علم و یقین، رویکردی مبناگرایانه نسبت به توجیه اتخاذ کرده و به نقد دیدگاه های مخالف پرداخته است. وی در بیان امکان دستیابی به هدف علم (یقین دائمی زوال ناپذیر) نظریه ای علی بیان کرده است که در این مقاله « نظریه علی شناخت ابن سینا» نامیده شده است؛ نظریه ای که تقریر برون گرایانه آن در معرفت شناسی معاصر به نام آلوین گلدمن، شناخته شده است.
    کلیدواژگان: معرفت شناسی، توجیه، مبناگرایی، نظریه علی شناخت، ابن سینا
  • محمدباقر ملکیان صفحات 73-99
    از دیرباز این مسئله ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده بود که چگونه یک پژوهشگر تجربی با مشاهدات محدودی - که بیانگر یکسانی چند پدیده طبیعی است - می تواند ادعا کند که قانونی کلی و تجربی را کشف کرده است.
    اگر مشاهدات در قالب گزاره بیان شوند، گزاره های شخصی خواهند بود؛ درحالی که قانون همیشه در قالب گزاره ای کلی بیان می شود. با توجه به این نکته منطقی، این مسئله رخ می نماید که گذر از چند گزاره شخصی به یک گزاره کلی چه توجیه منطقی و معقولی دارد؟
    درباره ارتباط مشاهدات جزئی با قوانین کلی تجربی، به ترتیب تاریخی، سه دیدگاه «اثبات گرایی»، «ابطال گرایی» و «تاییدگرایی» ارائه شده است.
    در این نوشتار، به بررسی و نقد این سه دیدگاه خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که اثبات گرایان، این مسئله را از منظر معرفت شناسی می نگریسته اند؛ در حالی که ابطال گرایان و تاییدگرایان نتوانسته اند مسئله را از بعد معرفت شناسانه حل کنند؛ بلکه از دید روش شناسی به موضوع پرداختند. بنابراین هیچ یک از اینها نتوانستند تبیین درست و کاملی در این باره ارائه کنند.
    کلیدواژگان: مشاهده، قضیه شخصیه، قضیه کلی حقیقی، قانون کلی تجربی، اثبات گرایی، ابطال گرایی، تاییدگرایی
  • ابراهیم موسی زاده، سجاد افشار صفحات 101-115
    مواد، مفاد و گزاره های حقوقی، از نقص، خلا، ناسازگاری یا ایرادهای اجرایی و هنجاری دور نیستند؛ بنابراین، در بیشتر موارد، این گونه متون، نیازمند ارائه تحلیل و تفسیرند. همین امر، فلاسفه حقوق را به تحلیل، تفسیر و تبیین آنها واداشته است. ازاین رهگذر، دیدگاه ها و رویکردهای گوناگونی در ارزیابی، تحلیل و تفسیر قضایای حقوقی، شکل گرفته‏اند که مجموع آنها، «روش استدلال» یا «منطق حقوق» نامیده می شوند. ازسوی دیگر، درباره «منطق حقوق» نیز رویکردهای گوناگونی عرضه شده است که یکی از مهم‏ترین آنها، «منطق حقوق زبانی» است. این رویکرد به‏طورمستقیم از یافته های فلسفه تحلیلی، فلسفه زبان، معناشناسی و کاربردشناسی به عنوان دانش های زبانی و معنایی تاثیر پذیرفته اند. نوشتار پیش رو، با روش توصیفی تحلیلی به بررسی منطق حقوق زبانی می پردازد.
    کلیدواژگان: منطق حقوق، دانش های زبانی، تحلیل زبانی، تحلیل حقوقی، معناشناسی، تفسیر حقوقی
  • محمدعلی نوری صفحات 117-136
    قیاس مقسم، یکی از قیاس های منطقی است که تصریح به آن از سوی ابنسینا انجام گرفته است. این قیاس از این جهت که ساختار یکی از صورت های قیاس اقترانی را به خود گرفته و با روشن شدن ماهیتش شناخت بهتری از هویت این صورت قیاسی نیز به دست می آید و همچنین از این جهت که می تواند بیانگر مفاد استقراء تام باشد، بررسی آن از اهمیت ویژه برخوردار است. نگاشته پیش رو در راستای شناسایی قیاس مقسم، از یک سو با لحاظ اختلاف منطقدانان درباره ماهیت قیاس مقسم و برخی احکام آن، به بررسی ساختار منطقی و نیز ویژگی های این قیاس میپردازد تا دیدگاه درست دراین باره روشن شود و تحلیلی سازگار با واقعیت قیاس مقسم به دست آید. از سوی دیگر، رابطه این قیاس با استقراء تام و نیز رابطه آن با قیاس غیرمقسم را بیان میکند تا با این سنجشها، هم یکسان بودن مفاد قیاس مقسم با مفاد استقراء تام آشکار شود و هم مصداق حقیقی قیاس مقسم در جهت خلط نکردنش با مصداق قیاس غیر مقسم که برخی دچار آن شده اند، مشخص گردد.
    کلیدواژگان: قیاس مقسم، اقترانی شرطی، استقراء تام، قیاس بسیط، قیاس غیرمقسم، منفصله، حملیه مردده المحمول
  • محمدعلی یوسفی پور، لطف الله نبوی، فاطمه سادات نبوی صفحات 137-160
    از دیرباز تعارض تکالیف یکی از مسائل مهم فلسفه های هنجاری بوده است و فلاسفه برای حل این مسئله، بسیار تلاش کرده‏اند. موقعیت های عملی بسیاری وجود دارد که در آنها مشکل تعارض میان دو تکلیف مشاهده می شود. ازسویی، منطق‏دانان فیلسوف با توجه به تجربه موفقی که از صورت‏بندی مسائل فلسفی داشتند، در صدد برآمدند این مسئله را نیز صورت‏بندی کنند. اما چگونه می توان جملات هنجاری را صورت‏بندی کرد؟ پاسخ این پرسش روشن است؛ از راه منطق تکلیف. ولی این مسئله که کدام نظام از منطق تکلیف می تواند تعارض تکالیف را صورت‏بندی کند، پرسشی مهم و کلیدی است و پاسخ آن به بررسی نظام های مختلف منطق تکلیف نیاز دارد. در این مقاله تلاش می شود تا با بررسی نظام های استاندارد، توانایی نظام های یادشده یا ناتوانی آنها در صورت‏بندی تعارضات تکالیف نشان داده شود. روش بررسی، توصیفی تحلیلی با تکیه بر روش های اصل موضوعی و روش تحلیل منطقی است.
    کلیدواژگان: تعارض، تکالیف، منطق تکلیف، نظام استاندارد