فهرست مطالب

  • پیاپی 26 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • منصور باقرصادرنانی، حمیدرضا وارثی*، مسعود تقوائی صفحات 1-16

    دستیابی به معیارهای فنی که با به کار بستن آن ها در مرحله طراحی معماری ساختمان های تجاری بزرگ مقیاس که به عنوان یکی از کاربری های مهم در برنامه ریزی شهری محسوب می گردد، می تواند سطح امنیت شهروندان را در برابر انواع تهدیدات و مخاطرات طبیعی، افزایش دهد و موجب کاهش آسیب پذیری و ارائه استمرار خدمات و فعالیت این ساختمان ها می شود. پژوهش حاضر با ماهیت توسعه ای- کاربردی و روش توصیفی- پیمایشی، به بررسی موضوع در ساختمان های تجاری بزرگ مقیاس پرداخته است. در این پژوهش، برای ارزیابی فضای معماری ساختمان های تجاری بزرگ مقیاس، پنج معیار استمرار فعالیت در شرایط اضطراری، هزینه، تسهیل خروج اضطراری، کاهش اثر انفجار و زلزله در نظر گرفته شده است. این پژوهش، با بهره گیری از روش های Swara و Smart به بررسی موضوع و ارائه مدل جهت ارزیابی آسیب پذیری فضای معماری، پرداخته است. نتایج حاصل از ارزیابی معیارها و شاخص های فضای معماری، نشان می دهد معیارهای قابلیت کاهش اثر انفجار، تسهیل خروج اضطراری، استمرار فعالیت در شرایط بحران، زلزله و هزینه با وزن های 3056/0، 2778/0، 2315/0، 1852/0 و 1543/0 در رتبه های اول تا پنجم قرار گرفته اند. با بهره گیری از مدل ارائه شده، می توان فضای معماری ساختمان های تجاری بزرگ مقیاس در برابر تهدیدات و مخاطرات شهری را مورد ارزیابی آسیب پذیری قرار داد و همچنین میزان آسیب پذیری و نقاط ضعف این ساختمان ها در هر شاخص و معیار را بررسی کرد.

    کلیدواژگان: فضای معماری، تهدیدات، سازگاری، آسیب پذیری، پدافند غیرعامل، ساختمان تجاری بزرگ مقیاس
  • سجاد رضائیان، حشمت الله عسگری*، باقر درویشی صفحات 17-30

    واحد مسکونی، کالایی ناهمگن و چندبعدی است؛ از این رو برای تعیین عوامل موثر بر اجاره بهای واحدهای مسکونی، از روش هدانیک استفاده می شود. برای تبیین این عوامل، از چهار ویژگی برای مسکن استفاده می شود که عبارتند از: متغیرهای کالبدی- فیزیکی واحدهای مسکونی، متغیرهای دسترسی، متغیرهای محیطی (همسایگی) و ویژگی های اقتصادی و اجتماعی خانوارها. متغیرهای مربوط به ویژگی فضایی، با استفاده از هدانیک فضایی و به منظور مقید ساختن تابع اجاره بها به مکان، به کار می روند. تکنیک هدانیک فضایی، به خوبی قادر است ضمن تعیین عوامل موثر بر اجاره مسکن، تاثیرپذیری اجاره مسکن از سایر ویژگی های مسکن های مجاور را نیز بررسی کند. در این مقاله، با بهره گیری از فرم های خطی، نیمه لگاریتمی، لگاریتمی و مدل باکس- کاکس، تاثیر هرکدام از ویژگی های مختلف واحدهای مسکونی استیجاری بر قیمت اجاره بهای آن با استفاده از تابع هدانیک ساده و فضایی، بررسی شده است. نتایج به دست آمده بیانگر این است که بهترین مدل، مدل خطی است و در بین واحدهای مسکونی آپارتمانی شهر ایلام، عوامل فیزیکی و اقتصادی- اجتماعی، بیشتر از متغیرهای همسایگی و دسترسی، اجاره واحد های مسکونی را تحت تاثیر قرار می دهند، همچنین اثر متغیر وابسته فضایی در مدل هدانیک فضایی بر اجاره بها، کاملا معنی دار و مثبت می باشد. مدل برآورد شده از روش اقتصاد سنجی فضایی از لحاظ خوبی برازش، درصد معنی داری ضرایب و همچنین توضیح دهندگی اثر متغیرهای موجود در مدل، نسبت به روش اقتصادسنجی، متعارف، کاراتر و بهتر می باشد.

    کلیدواژگان: اجاره بها، هدانیک، اقتصادسنجی فضایی، وابستگی فضایی، ناهمسانی فضایی
  • مرتضی مرتضوی*، رضا شیخ صفحات 31-47

    یکی از وظایف اصلی مدیران شهری، ایجاد عدالت در زمینه دسترسی عادلانه و برابر شهروندان به خدمات شهری است. با اجرای عینی مفهوم عدالت فضایی، ضمن بهره‎مندی مناسب شهروندان از خدمات، زمینه کاهش مسائل و مشکلات شهری فراهم می‎شود. عدالت فضایی، یکی از مفاهیم اصلی توسعه پایدار شهری، قلمداد می‎شود. این امر از طریق تصمیم‎گیری صحیح در مورد تخصیص بودجه شهری، قابل‎دستیابی است. شناسایی مناطق برخوردار و غیربرخوردار و تخصیص عادلانه و آگاهانه منابع مالی بین مناطق شهری، نیازمند به‎کارگیری تکنیکی است که بتواند معیارهای متفاوت و گه‎گاه متضاد را در تصمیم‎گیری، لحاظ کند. در این تحقیق با به‎کارگیری تکنیک پرامتی وی- سی اپتیمال تلاش شده تا در قالب مطالعه موردی، تخصیص منابع مالی کلان‎شهر مشهد در مناطق سیزده گانه با در نظر گرفتن معیارهای عدالت فضایی صورت پذیرد. نتایج این پژوهش، حاکی از آن هستند که شهر مشهد مقدس، از لحاظ شاخص‎های عدالت فضایی، در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. منطقه ثامن، به عنوان برخوردارترین و منطقه سه، محروم‎ترین منطقه کلان‎شهر مشهد، شناسایی شده‎اند. توانایی بالای تکنیک پیشنهادی در تخصیص عادلانه بودجه با در نظر گرفتن شاخص‎های متعدد، در این پژوهش نشان داده شده است؛ لذا این تکنیک می‎تواند به عنوان ابزاری کارآمد در تصمیم‎گیری‎های شهری استفاده شود.

    کلیدواژگان: عدالت فضایی، تخصیص بودجه شهری، امکانات شهری، تکنیک‎های تصمیم‎گیری چندمعیاره، پرامتی وی- سی اپتیمال، کلان‎شهر مشهد
  • وجه الله قربانی زاده*، حبیب رودساز، فتاح شریف زاده، محمد صادقی صفحات 49-63

    محیط چندبعدی و پرچالش امروز، شرایط پویا و پیچیده ای را برای بسیاری از سازمان ها به وجود آورده است. بنابراین، پرورش و توسعه بسیاری از مهارت ها و توانایی ها، به منظور بهبود عملکرد سازمانی، ضروری به نظر می رسد. یکی از مهارت های کلیدی افراد برای موفقیت سازمان، مدیریت دانش فردی است. این مقاله، تاثیر عوامل مدیریت دانش فردی بر عملکرد سازمانی در شهرداری تهران را بررسی می کند. نوع تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل: مدیران، مشاوران و کارشناسان متخصص و فنی شهرداری تهران در بالاترین مراتب شغلی سازمانی (سه رده) در مراتب شغلی 14- 15-16 و تعداد آنها برابر با 2467 نفر می باشد. نمونه آماری مناسب برای پژوهش حاضر برابر با 332 نفر بر اساس روش نمونه گیری از جوامع محدود در سطح خطای 05/0 محاسبه شده است. در این تحقیق، از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. جهت بررسی مدل نهایی تحقیق، از روش معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شد. یافته های پژوهش تاثیر مولفه های ارزیابی خودآموزی، مدیریت یادگیری خویشتن، سواد اطلاعاتی، هوشیاری دانشی، مهارت های خلاقانه، مهارت های مشارکتی و شبکه همیاری بر عملکرد سازمانی را مورد تایید قرار داد.

    کلیدواژگان: مدیریت دانش فردی، شبکه همکاری، مدیریت یادگیری، هوشمندی دانشی، عملکرد سازمانی، شهرداری تهران
  • اسفندیار زبردست*، حسین قانونی صفحات 65-84

    پراکنده رویی، یکی از معضلات شهرهای سراسر جهان است که اثرات منفی فراوانی بر زندگی شهری داشته است. به طور کلی، این پدیده به گسترش افقی و چندپاره شهرها ناشی از تمایل شهروندان برای خروج از ناحیه مرکزی شهر و اسکان در حومه اطلاق می شود. اولین گام در مواجهه با این معضل، شناسایی مکان و عوامل موثر بر این پدیده در پهنه های شهری است. از همین رو، مقاله حاضر به تحلیل پدیده پراکنده رویی در نواحی شهر قزوین می پردازد. با تکیه بر متون نظری مرتبط، شاخص های مختلف برای سنجش این پدیده، معرفی شده و 13 شاخص منتخب، استخراج گردید. این شاخص ها با توجه به شرایط ایران، بومی سازی شده و داده های مرتبط با هر یک از آن ها با استفاده از آمار سرشماری و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) استخراج شدند. سپس با استفاده از تحلیل عاملی داده ها به کمک نرم افزار SPSS، شاخص ها در ذیل چهار عامل تراکم، پیکربندی، کاربری و دسترسی قرار گرفتند. هر یک از این عوامل به ترتیب 8/27، 6/21، 3/11 و 5/9 درصد از واریانس پدیده پراکنده رویی را تبیین می کنند. بر این اساس مشخص شد که شاخص شکل و بعد فرکتال به عنوان شاخص های جدید معرفی شده برای سنجش پراکنده رویی، به میزان بالایی بر پراکنده رویی اثرگذار هستند. همچنین نتایج نشان می دهند که نواحی 4، 5، 7، 11 و 12 بیشترین پراکنده رویی و نواحی 17، 28، 38 و 39، کمترین پراکنده رویی را دارند. این دو شاخص جدید، در مطالعات ایران می توانند در سایر مطالعات مربوط به پراکنده رویی در شهرهای کشور نیز به کار گرفته شوند. همچنین نتایج این پژوهش می توانند هدایت گر مدیریت شهری قزوین برای هدایت جهات توسعه شهر باشند.

    کلیدواژگان: پراکنده رویی شهری، تحلیل عاملی، پیکربندی، شهر قزوین
  • مهدی قائمی‎اصل*، داود منظور، مهدی موسوی بررودی صفحات 85-98

    روشنایی معابر برای رفاه شهروندان و هم زمان با اوج مصرف شبکه، از زمان غروب خورشید تا زمان طلوع آن برقرار می شود. در این پژوهش با هدف طراحی یک الگوی مدیریت پایدار شهری در زمینه تامین انرژی روشنایی معابر، از شبیه سازی به کارگیری تکنولوژی LED های فتوولتاییک به جای لامپ های سدیمی و هالوژن استفاده شده است. بر این اساس در یک شبیه سازی سیستمی تحت شبکه، سناریوهای تعدیل ورود ظرفیت های مختلف فتوولتاییک به سیستم تولید تامین کننده برق شهرستان مشهد، بررسی شده است. نتایج برنامه ریزی آنالیزی تحت شبکه به کارگیری این الگوی تولید غیرمتمرکز (پراکنده) نشان می دهد که با در نظر گرفتن ظرفیت 200 واتی و ضریب بهره برداری 20 درصدی برای هر یک از LEDهای فتوولتاییک و نصب یک LED فتوولتاییک به جای چراغ های سدیمی و هالوژنی، تمامی توان موردنیاز برای تامین برق روشنایی معابر شهری با تکنولوژی خورشیدی فتوولتاییک تامین می شود و با ایجاد قابلیت جانشین پذیری میان تولید فسیلی و تجدیدپذیر، انتشار آلاینده زیست محیطی نیز به میزان 104 هزار تن کاهش می یابد. بنابراین می توان از این روش برای مدیریت پاک و پایدار انرژی در مقیاس مصارف شهری استفاده کرد و ضمن کمک به محیط زیست و کاهش آلودگی هوا، از تلفات ناشی از انتقال انرژی الکتریکی از نیروگاه به محل مصرف نیز جلوگیری نمود.

    کلیدواژگان: شبیه سازی تحت شبکه، مدیریت پایدار شهری، تکنولوژی فتوولتاییک، شهرستان مشهد
  • محمدعلی مرادی* صفحات 99-121

    بهبود محیطی که کسب وکارها در درون آن فعالیت می کنند برای موفقیت کسب وکارها حائز اهمیت است. به ویژه بهبود محیط، هزینه مبادله را کاهش و توان رقابتی کسب وکارها را ارتقا می دهد. محیط کسب وکار شهری، ویژگی های منحصر به فردی دارد که برای درک، تحلیل و کاربرد آن، به شناخت آن در ابعاد گوناگون آن، نیاز است. این پژوهش، درصدد است الگویی برای بهبود محیط کسب وکار شهر تهران طراحی کند. برای این منظور، ابتدا دانش صریح موجود در ادبیات، مرور و سپس با استفاده از روش پژوهش کیفی، دانش ضمنی از طریق مصاحبه با 22 نفر از خبرگان دریافت شد. پس از مستندسازی، داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاد از رویکرد زمینه ای در سه مرحله، کدگذاری و با نرم افزار Atlas Ti پردازش شدند. در پایان، با تلفیق یافته های حاصل از مطالعات و تحلیل مصاحبه ها، الگوی بهبود محیط کسب وکار در شهر تهران ارائه شد. شایان ذکر است این الگو عوامل محیطی موثر بر بهبود محیط کسب وکار شهر تهران را در چهار سطح سازمانی، خرد، کلان و بین المللی، شناسایی و طبقه بندی کرده است. مولفه های محیط شهری عبارتند از: زیرساخت های فیزیکی، زیرساخت های غیرفیزیکی، قوانین و مقررات، نهادهای مسئول بهبود کسب وکار، حکمرانی محلی- مشارکتی، تدابیر شهروندمداری، همکاری های نهادی، توسعه رقابت در سطح شهر، مشارکت کسب وکارهای خصوصی، ساماندهی مشاغل در فضای داخل و اقماری شهر، شناسایی و توسعه فرصت ها، دانش و فناوری نوین، درآمد پایدار برای توسعه شهری، توسعه آمایش شهری، هزینه مبادله، حمایت های مالیاتی. مولفه های محیط خرد؛ شامل تامین کنندگان، بازار کار، بازار اعتبارات، رسانه و مشتری هستند. مولفه های محیط کلان عوامل کلان فرهنگی، عوامل جمعیتی (مدیریت مهاجرت)، زیست محیطی، قانونی، سیاسی، فناوری، اقتصادی و اجتماعی هستند و در نهایت مولفه های محیط بین الملل؛ شامل مولفه های فرهنگی، سیاسی، فناوری و نوآوری و قانونی است.

    کلیدواژگان: بهبود محیط کسب وکار، طراحی الگو، روش کیفی، کدگذاری، شهر تهران
  • علی رضا تمیزی* صفحات 123-139

    گرم شدن تدریجی کره زمین و اثرات منفی اقتصادی و زیست محیطی آن، توجه به توسعه پایدار را بسیار حائزاهمیت کرده است. از آنجایی که عامل اصلی تغییرات آب وهوایی، انتشار گازهای گلخانه ای؛ از جمله CO2 است، کشورها به دنبال جلوگیری از رشد سریع انتشار آلاینده ها به منظور کاهش تغییرات آب و هوایی در سراسر جهان هستند. بر این اساس و با توجه به اهمیت موضوع، مطالعه حاضر، به بررسی تاثیر متغیرهایی؛ مانند درآمد سرانه، جمعیت، ساختار مصرف انرژی، شدت انرژی، درجه باز بودن تجاری، سهم صنعت از GDP بر انتشار دی اکسیدکربن در کشورهای منطقه منا، طی دوره 2015-1993 بر مبنای الگوی رگرسیون اثرات تصادفی جمعیت، رفاه و فناوری تعمیم یافته(STRIPAT)  و مدل اقتصادسنجی پانل دوربین فضایی (SDPDM) پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان می دهند که لگاریتم GDP، جمعیت، ساختار مصرف انرژی و شدت انرژی، دارای تاثیر مثبت و معنی داری بر انتشار دی اکسیدکربن هستند و درجه باز بودن تجاری، تاثیر منفی و معنی داری بر انتشار کربن دارد. همچنین تاثیر مثبت و معنی دار متغیر فضایی باوقفه، بیانگر آن است که انتشار کربن در میان مناطق مختلف، بسیار مرتبط است. به طور کلی نتایج حاصل از برآورد مدل، نشان می دهد که توجه هر چه بیشتر به همبستگی مکانی، ناهمگنی و اثرات بیرونی در سیاست گذاری بسیار حائز اهمیت است.

    کلیدواژگان: عوامل اقتصادی، عوامل محیطی، انتشار دی اکسیدکربن، مدل دوربین فضایی، داده های تابلویی، STIRPAT
|
  • Mansour Baghersad Ranani, Hamidreza Varesi*, Masoud Taghvaei Pages 1-16

    Achieving to technical criteria that by applying them in architectural design stage of large commercial buildings, considered as one of the most important uses in urban planning, can increase the level of citizens’ security against all kinds of natural hazards and threats, and reduce vulnerability and it can provide continuation of the services and activities of these buildings. The present study has a developmental-applied nature. By descriptive-survey method, the issue is investigated in large-scale commercial buildings. In this research, to assess the architectural space of large-scale commercial buildings, five criteria including continuity of activities in emergencies, costs, facilitating emergency exit, reducing the impact of explosions and earthquakes are considered. In this research, using Swara and Smart methods, the subject matter and the proposed model for evaluating the vulnerability of the architectural space are discussed. The results of the evaluation of the criteria and indicators of the architectural space indicate that the criteria for reducing the effect of the explosion, facilitating emergency exit, the continuity of activities in crisis, earthquake and cost with the weights of 0.3056, 0.2778, 0.2315, 1852.0 and 0.1543 are ranked first to fifth. Using the proposed model, the architecture of large-scale commercial buildings can be evaluated against urban threats and vulnerabilities, as well as the vulnerability and weaknesses of these buildings in each indicator and criterion.

    Keywords: Architectural space, threats, compatibility, vulnerability, passive defense, large-scale commercial building
  • Sajad Rezaeian, Heshmatolah Asgari*, Bagher Darvishi Pages 17-30

    Housing unit is heterogeneous and multidimensional commodity; therefore, to determine effective factors on rent, hedonic pricing model is used. To explain the factors, four properties are used for housing, which are physical variables of residential units, access variables, environmental variables (neighborhood), and economic and social characteristics. The variables related to the spatial property are used by spatial hedonics to bind the lease function to the location. Spatial hedonic technique is able to determine the effective factors on the rental of housing, also the impact of renting housing from other properties of adjacent ones. In this paper, using linear, semi-logarithmic, logarithmic and box-cox models, the effect of each of the properties of leased residential units on their rental prices has been investigated using simple and spatial hedonic function. The results indicate that the best model is the linear model. Moreover, among the residential apartments in Ilam, physical and socioeconomic factors affect the rental of residential units more than neighborhoods and access variables, as well as the effect of spatial dependent variable in spatial hedonic model on rentals is quite significant and positive. The estimated model of spatial econometric method is well fitted; the percentage of coefficients and the explanation of the effect of the variables in the model are more efficient and better than conventional econometric methods.

    Keywords: Rent, Hedonic, Spatial Econometric, Spatial Dependence, Spatial Heterogeneity
  • Morteza Mortezavi*, Reza Sheykh Pages 31-47

    One of the main responsibilities of urban managers is to create justice in the area of fair and equal access of citizens to urban services. By objective realization of spatial justice concept, while providing the citizens with the appropriate services, the ground of reducing urban problems is prepared. Spatial justice is one of the main concepts of sustainable urban development. This can be achieved by making the right decision about the allocation of the city budget. Recognizing prosperous and non-prosperous areas fair and informed allocation of financial resources among urban areas require the use of a technique that takes into account different and sometimes conflicting criteria for decision making. In this research, using PROMETHEE V-C technique, it has been tried to examine Mashhad metropolitan financial resources to thirteen areas, taking into account the criteria of spatial justice, in the form of a case study. The results indicate that the holy city of Mashhad is not in desirable position in terms of spatial justice indicators. Samen area is recognized as the most prosperous and district 3 as the most deprived area in the city of Mashhad. The high ability of the proposed technique to allocate budget equitably with multiple indicators has been shown in this study; therefore, this technique can be used as an effective tool for urban decision-making.

    Keywords: Spatial Justice, Resource Allocation, Urban Facilities, Multi-Criteria Decision-Making Techniques, PROMETHEE V-C
  • Vajhollah Ghorbanizadeh*, Habib Roodsaz, Fatah Sharifzadeh, Mohammad Sadeghi Pages 49-63

    Today’s multidimensional and challenging environment has created dynamic and complex conditions for many organizations. Therefore, the development of many of the knowledge workers’ skills and abilities is necessary in order to improve organizational performance. One of the key skills of individuals for organizational success is individual knowledge management. This paper examines the effects of individual knowledge management factors on organizational performance in Tehran municipality. This research is applied and a descriptive survey in terms of purpose. The statistical population of this research is managers, consultants, and technical experts of Tehran Municipality in the highest organizational occupation (three categories) in terms of career 15-16 14-16 including 2467 people. The statistical sample suitable for the present study is equal to 332 people based on the sampling method of limited communities at the error level of 0.05. In this research, a questionnaire was used to collect data. Structural Equation Modeling and LISREL software were used to study the final model of the research. The findings of the study confirmed the effect of components of self-learning evaluation, self-learning management, information literacy, knowledge consciousness, creative skills, participatory skills and collaborative network on organizational performance.

    Keywords: Individual Knowledge Management, Collaboration Network, Learning Management, Knowledge Intelligence, Organizational Performance
  • Esfandiyar Zebardast*, Hossein Ghanooni Pages 65-84

    Urban sprawl is an issue in many cities throughout the world, which has affected many aspects of urban life negatively. Urban sprawl, which is generally attributed to horizontal and leapfrogged extension of city boundaries caused by citizen’s will to leave central urban areas and live in urban countryside. The first step for tackling this problem is the identification of sprawled places and the influential factors on sprawl in urban land. Therefore, this article analyses urban sprawl phenomenon in Qazvin city districts. Relying on relevant theoretical texts, 13 indicators are chosen among others in literature for measuring urban sprawl in Qazvin districts. These indices are localized according to the conditions of Iran and the data associated with each of them are extracted using census statistics and Geographic Information System (GIS). Then, factor analysis technique is implemented by SPSS software and the indicators are attributed to four factors. By assessing the contributing indicators to each factor, they are named density, configuration, land-use and accessibility respectively. The results of factor analysis are very consistent with literature. These factors explain the variance of urban sprawl by 27.8, 21.6, 11.3 and 9.5 percent respectively. It is shown that "shape index" and "fractal dimension" as new indicators for measuring urban sprawl are significantly effective on this phenomenon. Results show that districts 4, 5, 7, 11 and 12 are the most sprawled and districts 17, 28, 38 and 39 are the least sprawled districts in Qazvin. These two new indexes in Iranian urban literature can be used in other sprawl studies in the country. In addition, the results of this study can guide Qazvin municipality to make important decisions about the direction of city development.

    Keywords: Urban Sprawl, Factor Analysis, Configuration, Qazvin
  • Mahdi Ghaemi Asl*, Davoud Manzoor, Mahdi Mousavi Barrodi Pages 85-98

    Lighting passages is done for citizens’ welfare simultaneously with the peak of the consumption of the network, from sunset to sunrise. The present study aimed at designing a model of sustainable urban management in the field of lighting, with simulation of the use of photovoltaic LEDs instead of sodium and halogen lamps. Accordingly, in a system simulation of the network, the scenarios for adjusting the input of various photovoltaic capacities to the electricity supply system of the city of Mashhad have been investigated. The results of on-grid analysis by using this decentralized production pattern shows, taking into account the 200 watts capacity and the 20% utilization factor for each photovoltaic LEDs and installing a photovoltaic LED instead of sodium and halogen lamps, all the power needed to lighting of city streets is provided by photovoltaic solar technology. Moreover, by reducing the potential between fossil and renewable production, emissions of pollutants are reduced by 104,000 tons. Therefore, this method can be used to manage clean and sustainable energy in urban scale consumption, and, while helping the environment and reducing air pollution, it prevents losses caused by the transfer of electrical energy from the plant to the place of consumption.

    Keywords: On-Grid Simulation, Sustainable Urban Management, Photovoltaic Technology
  • Mohammad Ali Moradi* Pages 99-121

    Improving the environment in which businesses operate is important to business success. In particular, improving the environment reduces transaction costs and improves the competitiveness of businesses. The business environment of the city has unique characteristics that need to be understood and analyzed in various aspects. This research aims to design a model for improving the business environment in the city of Tehran using exploratory approach to identify the components and dimensions of the model. For this purpose, firstly explicit knowledge exists in the literature is reviewed and then a qualitative research methodology is employed to explore the implicit knowledge of experts obtained through interviews with 22 experts. After documenting the data obtained from the interviews, a three stage coding method is used to analyze  the collected information and data using Atlas Ti. In the end, by combining the findings from the literature and the findings from the analysis of the interviews, a model is designed for improving the business environment in Tehran. It is worth noting that this model has identified and classified environment factors affecting the improvement of the business environment at the four levels of organizational, micro, macro, and international. Urban environment components include physical infrastructure, non-physical infrastructure, laws and regulations, institutions, local-participatory governance, policy for citizenship, institutional co-operation, urban-level competition development, private-public partnerships, organising businesses in the interior and exterior of the city, identification and development of opportunities, implication of new knowledge and technology, sustainable income for urban development, urban spatial development, transaction costs and tax support. The components of the micro-environment include suppliers, the labor market, credit market, the media and the customer. The components of the macroeconomic environment are demographic (immigration management), environmental, legal, political, technological, economic and social factors, and ultimately the components of the international environment include cultural, political, technological, and innovation components and law factors.

    Keywords: Improvement of Business Environment, Designing Model, Qualitative Method, Coding approach, City of Tehran
  • Alireza Tamizi* Pages 123-139

    The gradual warming of the earth and its negative environmental and economic impacts contributed to pay attention to sustainable development considerably. Since climate change is a major cause of greenhouse gas emissions, including CO2, countries are seeking to prevent the rapid growth of emissions to reduce global climate change. Accordingly, and considering the importance of the subject, the present study examines the effects of variables such as per capita income, population, energy consumption structure, energy intensity, degree of trade openness, industry share of GDP on carbon dioxide emissions in MENA countries, during 1993-2015 based on the regression model of population stochastic effects, Stochastic Impacts by Regression on Population, Affluence and Technology (STRIPAT) and Spatial Durbin Panel Data Model (SDPDM). The results of this study indicate that the logarithm of GDP, population, energy structure and energy intensity have a positive and significant effect on carbon dioxide emissions, and the degree of trade openness has a negative and significant effect on carbon emissions. In addition, the positive and significant effect of the intermittent spatial variable indicates that carbon emissions are highly relevant among different regions. In general, the results of model estimation show that attention is more important to spatial correlation, heterogeneity and external effects in policymaking.

    Keywords: Carbon Dioxide Emission, Spatial Durbin Panel Data Model, STIRPAT