فهرست مطالب

خانواده پژوهی - پیاپی 57 (بهار 1398)
  • پیاپی 57 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/04
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سیده لیلا میراحمدی صفحات 7-24

    برنامه های آموزشی قبل از ازدواج در جهت کسب باورها و انتظارات واقعی درمورد ازدواج و انتخاب همسر بسیار مفید است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر مدل symbis بر باورهای مربوط به انتخاب همسر و انتظارات از ازدواج دختران صورت گرفته است. نمونه شامل 30 نفر دختر مجرد ایرانی داوطلب شرکت در مطالعه بودند که به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل جای گرفتند. هر دو گروه به پرسشنامه محقق ساخته باورهای مربوط به انتخاب همسر(BMSS) و انتظارات از ازدواج(MES) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون و آزمون پیگیری پاسخ دادند و نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دهنده تاثیر مدل symbis بر کاهش باورها و انتظارات غیرمنطقی در مقایسه با گروه کنترل بود. هم چنین نتایج نشان دهنده پایدار بودن اثر آموزش بعد از گذشت 3 ماه بود. بنابراین نتیجه گیری می شود که از مدل symbis می توان در آموزش و مشاوره قبل از ازدواج استفاده کرد.

    کلیدواژگان: مدل symbis، باورهای مربوط به انتخاب همسر، انتظار از ازدواج
  • مریم چرامی، سعید رحیمی پردنجانی* صفحات 25-43

    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر بازی درمانی بومی شده بر تعامل والد-کودک، مادران کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه/ فزون کنشی بود. به همین منظور با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و با توجه به ملاک های ورود آزمودنی ها به پژوهش، تعداد 26 نفر از مادران کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال کاستی توجه/ فزون کنشی انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایشی در 10 جلسه بازی درمانی بومی شده شرکت داده شدند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه تعامل والد-کودک پیانتا (1994)، پرسشنامه وندربیلت (2003) و مصاحبه بالینی بود که مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار نسخه 22 و آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایشی و گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی دار آماری وجود داشت (01/0). می توان نتیجه گرفت که مداخلات بازی درمانی بومی بر تعامل والد- فرزند والدین کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال کاستی توجه/ فزون کنشی تاثیر دارد. بکارگیری این روش در مداخلات روان شناختی والدین به درمانگران پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: تعامل والد، فرزند، بازی درمانی بومی، فزون کنشی
  • ریحانه رضاپور فریدیان، پریسا سادات سیدموسوی، لیلی پناغی، هاجر فلاح زاده* صفحات 45-67

    مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ابعاد مراقبت گری در رابطه بین ابعاد دلبستگی و رضایت جنسی زوجین، به شیوه همبستگی انجام شد. جامعه پژوهش شامل زوج های ایرانی ساکن تهران بود؛ که دست کم یکی از آنها تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. از جامعه مذکور، 508 نفر (254 زوج) به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998)، پرسشنامه مراقبت گری کانس و شاور (1994) و پرسشنامه مقیاس های رابطه گریفین و بارثولومیو (1994) جمع آوری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش از ارتباط مورد انتظار میان رضایت جنسی، ابعاد دلبستگی و مراقبت گری حمایت کرد. به طور کلی یافته ها نشان داد ناایمنی های دلبستگی بر ابعاد حساسیت و مجاورت مراقبت گری اثر منفی و بر ابعاد کنترل و وسواس مراقبت گری اثر مثبت دارد. از سوی دیگر، حساسیت و مجاورت پیش بین های مثبت و کنترل و وسواس پیش بین های منفی رضایت جنسی یافت شدند بر اساس یافته ها، به خانواده درمان گران و درمان گران حوزه سلامت جنسی پیشنهاد می شود برای کمک به ارتقای رضایتمندی جنسی زوجین، احساس دلبستگی ایمن و نیز مراقبت گری مبتنی بر حساسیت و مجاورت را میان زوجین تقویت نموده، و وسواس و کنترل مراقبتی را در زوجین کاهش دهند.

    کلیدواژگان: دلبستگی، مراقبت گری، رضایتمندی جنسی
  • اعظم حشمتی صفحات 69-88

    هدف پژوهش حاضر، تدوین الگو رابطه مادر – کودک در اختلال دلبستگی واکنشی وبررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر دلبستگی بر کاهش نشانگان اختلال دلبستگی واکنشی در کودکان 2 تا 5 سال بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه پژوهش شامل تمامی زوج مادر و کودک (2 تا 5 ساله) با نشانگان اختلال دلبستگی واکنشی در شهر تهران است. در بخش اول 150 مادر و کودک به روش نمونه گیری در دسترس از مهد کودک ها انتخاب شدند. نمونه ی پژوهشی در بخش دوم جهت سنجش اثربخشی بازی درمانی بر کاهش نشانگان اختلال دلبستگی واکنشی شامل دو گروه 15 نفر که در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مشکلات ارتباطی RPQ ، مقیاس ارزیابی بازی تعاملی مادر و کودک و مصاحبه بالینی بود. همچنین در بخش دوم جهت پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه مشکلات ارتباطی استفاده شد.تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی جهت شناسایی روابط بین متغیرهای پژوهش استفاده شد و جهت مقایسه پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و کنترل، از تحلیل کواریانس داده ها استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با هدف شناسایی عوامل مرتبط با الگوی ارتباطی مادر-کودک در کودکان 2-5 سال دارای اختلال دلبستگی واکنشی نشان داد که دو عامل، عاطفه و دخالت مادر به ترتیب 861/15 و 736/9 و در مجموع 259/25 درصد از واریانس پرسشنامه را تبیین می کند. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس چند متغییره نشان داد بازی درمانی باعث کاهش علایم اختلال دلبستگی واکنشی گروه آزمایشی شد. تعامل مادر -کودک به عنوان نخستین معرف دنیای ارتباطات کودک و پیش بین قوی در سبک دلبستگی کودک است. همچنین از بین بردن موانع ارتباطی در روابط کودک و مادر در فرآیند بازی درمانی برای کودکان مبتلا به اختلال دلبستگی واکنشی، دلیل عمده به کارگیری این رویکرد درمانی برای این کودکان است.

    کلیدواژگان: رابطه مادر - کودک، اختلال دلبستگی واکنشی، بازی درمانی دلبستگی محور
  • حکیمه تاراسی، ابوالفضل حاتمی، مهدی اکبری، حمید خانی پور* صفحات 89-104

    هیجان ابراز شده یکی از شاخص های پیش بینی کننده احتمال عود در افراد با اختلال های روانی مزمن است. اهداف این پژوهش عبارت بودند از(1) بررسی رابطه آمادگی نسبت به شرم و گناه و سبک های مقابله ای دینی با شدت هیجان ابراز شده در اعضای خانواده بیماران با اختلال روانی مزمن و (2) بررسی ارتباط افتراقی آمادگی شخصیتی نسبت به شرم و گناه با سبک های مقابله ای دینی. جامعه پژوهش خانواده های افراد با اختلالات روانی مزمن در شهر زنجان در نظر گرفته شدند و نمونه گیری به صورت دردسترس انجام شد. در نهایت 116 نفر برای شرکت در این مطالعه اعلام آمادگی کردند. از افراد خواسته شد به پرسشنامه های جمعیت شناختی، پرسشنامه عواطف خودآگاه، پرسشنامه خانواده (شاخص هیجان ابراز شده) و فرم کوتاه شده سبک های مقابله ای دینی پاسخ دهند. یافته های تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد از بین متغیرها، تنها سبک مقابله ای دینی مثبت، تغییرات مربوط به شدت هیجان ابراز شده را پیش بینی کرد. همچنین آمادگی شخصیتی برای تجربه احساس گناه با سبک مقابله ای دینی مثبت رابطه مستقیم و با سبک مقابله ای دینی منفی رابطه معکوس داشت، در حالیکه آمادگی شخصیتی تجربه شرم با سبک مقابله ای دینی مثبت ارتباط معکوس، ولی با سبک مقابله ای دینی منفی رابطه مستقیم داشت. از لحاظ مولفه های هیجان ابراز شده در 71 درصد از خانواده ها شاخص انتقاد از عضو بیمار و در 59 درصد شاخص درگیری هیجانی بیشتر از میزان طبیعی بود. به نظر می رسد نقش سبک مقابله ای دینی مثبت در مقایسه با آمادگی شخصیتی شرم و گناه در پیش بینی هیجان ابراز شده بیشتر است. تجربه شرم و گناه به عنوان یک مولفه شخصیتی کلی، تاثیری روی هیجان ابراز شده ندارد و یک علت احتمالی این امر احتمالا به خاطر تاثیرعوامل خطر اجتماعی مرتبط با اختلال های روانی مانند انگ انگاری اجتماعی است. رابطه افتراقی آمادگی شخصیتی نسبت به شرم و گناه با سبک های مقابله ای دینی مثبت و منفی نشانگر این مساله است که احتمالا آمادگی شخصیتی نسبت به شرم ممکن است در شکل گیری سبک مقابله ای دینی منفی اثر داشته باشد در حالیکه آمادگی شخصیتی نسبت گناه در شکل دهی به سبک های مقابله ای دینی مثبت نقش دارد.

    کلیدواژگان: سبک مقابله ای دینی، آمادگی شرم، آمادگی گناه، هیجان ابراز شده، اختلال روانی مزمن
  • شاهرخ مکوند حسینی، پرویز صباحی، فاطمه آذرفر* صفحات 105-125

    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیردرگیری خانواده در درمان با اجرای گروهی فنون رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) به صورت کوتاه مدت به نوجوانان دختر دارای علایم اختلال شخصیت مرزی با حضور و عدم حضور مادران آنها بود. نمونه ای 46 نفره پس از غربالگری انتخاب و به روش تصادفی ساده به سه گروه: 1-آزمایش یک (دختران نوجوان) 2- آزمایش دو (دختران نوجوان و مادرانشان) و 3- گروه کنترل (دختران نوجوان)، تقسیم شدند و مقیاس هنجار شده ویژگی های شخصیت مرزی کودکان(BPFS-C) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری تکمیل کردند. داده های بدست آمده، با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه با اندازه گیری های مکرر تغییرات معناداری نشان نداد. تغییرات میانگین در گروه آزمایش یک و دو مشاهده شد اما در گروه دوم که دختران نوجوان همراه با مادرانشان فنون درمانی را دریافت می کردند تغییرات درمانی بسیار برجسته تر بود. مولفه های بی ثباتی عاطفی ، مشکلات هویت، روابط منفی و خود جرحی تغییر کرده بودند. نتیجه این که درمان دیالکتیکی برای نوجوانان مرزی مفید و تاثیر گذار است و حضور مادران در درمان اثربخشی درمان را در این نوجوانان افزایش می دهد و قابل توصیه به متخصصان بالینی می باشد.

    کلیدواژگان: خانواده، رفتار درمانی دیالکتیک، اختلال شخصیت مرزی، دختران نوجوان
  • فریده خلج آبادی فراهانی صفحات 127-153
    مقدمه

    بعلت گستردگی دسترسی به اینترنت و فضای مجازی در بین نوجوانان و جوانان، و مواجهه اجتناب ناپذیر با محتویات خارج عرف جنسی، نگرانی زیادی در بین گروه های مختلف جامعه و مسئولین ایجاد شده است که "این مواجهه چگونه بر رفتارهای نوجوانان شامل رفتارهای جنسی آنان تاثیرمی گذارد؟". این در حالی است که مطالعات تجربی و کیفی اندکی در این خصوص در ایران وجود دارد.

    هدف

    این تحقیق با هدف واکاوی دیدگاه های نوجوانان از تاثیرات مواجهه با محتویات جنسی در اینترنت و فضای مجازی (پورنوگرافی) بر رفتارهای بین فردی نوجوانان انجام شد. روش اجرا: مطالعه کیفی اکتشافی با رویکرد تفسیری بنیادی با استفاده از مصاحبه عمیق با 54 دانش آموز نوجوان سنین 18-15 ساله در شهر تهران (25 دختر ، 29 پسر) در خرداد 1395 انجام شد و داده های کیفی با رویکرد تحلیل محتوای موضوعی از نوع استقرایی با کدهای باز تحلیل شد.

    نتایج

    مهمترین تاثیرات رفتاری عبارت بودند از :

    1. تشویق روابط جنسی قبل از ازدواج ،

    2. تضعیف روابط والد-فرزندی،

    3. تسهیل گفتمان جنسی در بین نوجوانان،

    4. کاهش میل به ازدواج و کیفیت ازدواج.

     

    بحث و نتیجه گیری

    تاثیرات فوق پیش بینی کننده افزایش روابط جنسی قبل ازدواج و کاهش سن اولین روابط جنسی و تاخیر در ازدواج در نسل های جدید است که لازم است در تحلیل های اجتماعی و جمعیتی در نظر گرفته شوند و مداخلات آموزشی برای ارتقای سواد رسانه ای جهت سلامت جنسی و توانمند سازی نوجوانان معرفی گردند.

    کلیدواژگان: فضای مجازی، اینترنت، پورنوگرافی، رفتار جنسی، ازدواج، جوانان، نوجوانان
  • زهرا دهقانی ششدهد، زهرا یوسفی* صفحات 155-170

    هدف از پژوهش حاضر مدل سازی معادلات ساختاری میل به طلاق بر اساس متغیرهای سیستمی(مثلث سازی، رابطه با همسر) و متغیرهای روان شناختی (توافق پذیری و شیوه های کنترل) و متغیر اجتماعی (نحوه گذراندن اوقات فراغت) مادران شهر اصفهان بود که در سال 95-94 بررسی شد. نمونه آماری شامل 320 نفر از مادران دانش آموز شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جهت اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه میل به طلاق روزلت جانسون و مورو (1986)، مثلث سازی یوسفی و بهرامی (1394)، رابطه با همسر اولسون (2004)، مرزبندی یوسفی و بهرامی (1394)، شخصیت پنج عاملی NEO-PI-R، صبح ترجیحی- عصر ترجیحی یوسفی (1394)، شیوه های کنترل یوسفی و بهرامی(1394) و نحوه گذران اوقات فراغت یوسفی و باقری (1394) استفاده شد. داده های گردآوری شده به کمک آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام، تحلیل عاملی تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که رابطه با همسر، مثلث سازی، شیوه کنترل هیجان مدار، توافق پذیری و اوقات فراغت از نوع سرگرمی قدرت پیش بینی متغیر میل به طلاق را دارد، متغیرهای مذکور پس از تحلیل عامل تاییدی وارد مدل سازی معادلات ساختاری شدند و سایر متغیرها از مدل حذف شدند. نتایج نشان داد مدل معادلات ساختاری میل به طلاق بر اساس مثلث سازی، رابطه با همسر، توافق پذیری، شیوه کنترل هیجان مدار، و اوقات فراغت از نوع سرگرمی از شاخص های برازش قابل قبول برخوردار است. با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت بین مثلث سازی، رابطه با همسر، توافق پذیری، شیوه های کنترل و اوقات فراغت از نوع سرگرمی با میل به طلاق رابطه علیوجود دارد.

    کلیدواژگان: میل به طلاق، متغیرهای سیستمی، متغیرهای روان شناختی، متغیر اجتماعی
|
  • Leyla Mirahmadi Pages 7-24

    Premarital education programs forachieving real beliefs and expectations about marriage and mate selection are very suitable. The present study aims to investigate the effectiveness of the SYMBIS-based training model on young women’s beliefs about mate selection and marriage expectations. The sample size consisted of 30 Iranian single women volunteered to participate in the study They were divided into two experimental and control groups (each with 15 participants). The two groups answered the researcher-made Beliefs about Mate Selection Scale (BMSS) and Marriage Expectation Scale (MES) in pretest, posttest, and follow-up stages. The results obtained from those questionnaires were analyzed via the repeated measures ANOVA. The results showed that the SYMBIS-based training model is more effective on reducing irrational beliefs and expectations about marriage in the experimental group than the control group. Also indicated was the sustainability of the training model after 3 month. In conclusion, the SYMBIS model can be used in premarital training and counseling models and programs

    Keywords: SYMBIS Model, Beliefsabout to Mate Selection, Marriage Expectation
  • Saeed Rahimi Pages 25-43

    The purpose of this study is to evaluate the effectiveness of Localized Play Therapy (LPT) on the interaction of parents with children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder in preschool children. This research method was a quasi-experimental design with a control group. Using phases randomized sampling among mothers in Attention Deficit
    Hyperactivity Disorder preschool centers. Twenty six mothers of Children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder were selected. They were randomly placed in 2 groups (experimentation and control groups). Experiment group was presented with LPT for 10 sessions of 90 minute once a week. Instruments were used as following parenting stress and Vanderbilt and Pianta in 3 stages. Data were analyzed using repeated mature design analysis.
    Results showed that there was significant difference between control and experimental group (p<0/01 ). Results showed the effectiveness of LPT on childparent interaction of mothers with Attention Deficit Hyperactivity Disorder. It is suggested that this method could remedy impairment of the parents of children with mental health.

    Keywords: Parenting Stress, Native PlayTherapy, Attention Deficit HyperactivityDisorder
  • Hajar Falahzadeh Pages 45-67

    The present study aims to investigate the mediating role of caregiving dimensions in the relationship between attachment dimensions and sexual satisfaction among couples. The research method was correlation and the statistical population included Iranian couples with academic education, who live in Tehran Sample included 508 people (254 couples) who were selected by purposive sampling and snowball sampling methods. The tools which were used in this study include Kunce & shaver’s Caregiving Questionnaire (CQ), Larson’s Sexual Satisfaction Questionnaire (LSSQ), and Griffin & Bartholomew’s Relationship Scales Quest -ionnare (RSQ). To analyze the data, Pearson Correlation Coefficient and path analysis were used. The results supported the expected links between sexual satisfaction, caregiving and attachment dimensions. Findings generally showed that the attachment insecurities had negative effects on the caregiving sensitivity and proximity, and had positive effects on the caregiving control and compulsion. On the other hand, the sensitivity and proximity were found to be positive predictors of sexual satisfaction but control and compulsion were found negative predictors of sexual satisfaction. Based on these findings, it is suggested to family therapists and sex therapists to help improve couples’ sexual satisfaction, increase the sense of secure attachment and caregiving sensitivity and proximity, and reduce control and compulsive caregiving among couples.

    Keywords: Attachment, Caregiving, SexualSatisfaction
  • Sholeh Amiri Pages 69-88

    The purpose of this study was to develop a pattern of mother-child relationship in response to attachment disorder in children aged 2 to 5 years. The research was descriptive-correlational. The study population consisted of all couples of mothers and children (2 to 5 years old) with reactive attachment disorder syndrome in Tehran. Samples consisted of 150 couples of mothers and children who were selected through a sampling method from kindergartens in southern Tehran. The research tool was RPQ communication questionnaire, mother and child interaction interactive assessment scale and clinical interview Exploratory factor analysis was used to identify the relationships between variables and confirmatory factor analysis for fitting the extracted model. The results of exploratory factor analysis with the aim of identifying the factors related to the mother-child communication model in children aged 5 to 5 with reactive attachment disorder showed that "mother interference", "admiration", "affection", "mother's attention", "mother's sensitivity "," Mother's response to child interactions "had the greatest impact on unstructured interaction,
    as well as" child abusive "," mother's admiration "and" punishment level "had the greatest impact on interaction with the structure of mother and children with attachment disorder syndrome Have a reaction. Results were determined based on theoretical foundations and clinical observations.

    Keywords: Mother-Child Relationship, Reactive Attachment Disorder
  • Dr Hamid Khanipour Pages 89-104

     The aims of this study were (1) to investigate the associations between expressed emotion, religious copings and shame-proneness, guilt-proneness amongfamily members of people with chronic mental disorders, and (2) examining the differential relationship between shameproneness, guilt-proneness and religious copings. Population considered as all of the families who have a family member with chronic mental disorders in Zanjan, Iran. We used convenient sampling method and finally 116 people accepted to participate in this study. Participants were asked to fill demographic checklist, religious belief coping scale, test of self-conscious affect, and family questionnaire (as an index for expressed emotion). Positive religious coping could predict expressed  emotion above and beyond other variables. Regarding the components of expressedemotion, 71% of families in criticism toward patient and 59% in emotional over involvement get scores higher than normal level[0]. Individual traits like shame proneness and guilt proneness do not predict expressed emotion and this might have indicated the role of other risk factors such as social stigma towards mental disorders

    Keywords: Expressed Emotion, ReligiousCoping, Shame-Proneness, Guilt Proneness
  • Fatemeh Azarfar Pages 105-125

    The purpose of this study is to investigate the impacts of family involvement in short term Dialectical Behavioral Therapy (DBT) on female adolescents with borderline personality disorder symptoms. Adolescent girls from the 4th municipal region of Mashhad from 9th to 11th grade in 2017 academic year, about 1458 scales (BPFS-C) were administered and 280 subjects with higher cut-off scores detected. A sample of 46 girls were then selected. The inclusion criteria were: age range of 16-18, living with family, and agreement of mother for participation in the treatment, and exclusion criteria of other physical and/or psychological disorders were controlled for. Subjects were ran-domly divided to three groups: 1- Expe-riment 1 (female adolescents) 2- Expe-riment 2 (female adolescent + mothers) and 3- Control group. Both experimental groups received DBT for 12 sessions, while control group had no intervention. Three groups completed the BPFS-C at post-test, and follow-up stages. The data analyzed by repeated measure analysis of variance and clinically significance for-mula. No significant statistical differences were observed for experimental groups. However indices of clinically significant changes were observed for two groups and in the second group with mother participation robust therapeutic effects were detected. The components of emotional instability, identity problems, negative relationships, and self-concept showed considerable changes after DBT intervention. It could be concluded that DBT was effective intervention for adolescent girls with BPD symptoms and mother presence in their therapy could increase the therapeutic effects. Presence of family in the treatment is recommended to clinician in work with BPD adolescents

    Keywords: Family, Dialectical BehaviorTherapy, Borderline Personality Disorder, Adolescent Girls
  • Khadijeh Farajabadi Farahani Pages 127-153

    Due to wide access of adolescents to internet and cyberspaces and unavoidable exposure to sexually explicit material through internet, a serious concern among various groups of authorities and community has been raised about the potential influence of these materials on adolescent’s behavior including sexual behavior. While, there is limited empirical and qualitative studies in this regard This study aims to explore adolescents’ perspective of influences of exposure to sexually explicit materials (pornography) on internet and cyberspace on adolescents’ inter-personal behaviors. An exploratory qualitative study using basic interpretive approach was conducted by 54 in depth interviews (29 boys and 25 girls) with students of high schools aged 15-18 years in Tehran using purposive sampling in 2016. The most important behavioral influences comprise of: 1. Encouraging premarital sex, 2. Impaling parent-child relationships, 3. Promoting sexual comm.- unications among adolescents and 4. Negative influences on tendency to marry  hese influences need to be considered in psychological, social and sexual wellbeing of adolescents in digital era more than before and appropriate interventions such as enhancement of media literacy and sexual health need to be considered for the youth

    Keywords: Internet, Pornography, SexualBehavior, Behavioural Influences, Adolescents, Iran
  • Zahra Yousefi Pages 155-170

    The aim of the present study is to examine the structural equation modeling of desire to divorce based on system variables (triangulation, relationship with spouse) and psychological variables (agreeableness and manipulation tactics) and social variable (leisure time). The statistical population were all mothers in Isfahan. The sample consisted of 320 mothers of students that they were randomly selected by cluster sampling. Measurements included desire to divorce scale (Johnson and Morrow,1986), triangulation scale (Yousefi & Bahrami 2015), relationships with with spouse scale (Olson, 2004), subscale of agreeableness from five-factor personality scale (NEO-PI-R, 2000), manipulation tactics scale (Yousefi & Bahrami, 2015), leisure times scale (Yousefi & Bagheri, 2015). Gathered data were analyzed by Pearson correlation, stepwise regression, confirmatory factor analysis and structural equation modeling. The results showed that the relationship with spouse, triangulation, emotional manipulation, agreeableness and entertainment were predictive of the desire to divorce. The variables were entered into structural equation modeling. The results showed structural equation model of desire to divorce based on triangulation, relationship with spouse, agreeableness, emotional manipulation, and entertainment had acceptable goodness of parameters. According to results,with improving  triangulation, relationship with spouse, agreeableness, emotional manipulation and, entertainment can decrease desire to divorce

    Keywords: Desire to Divorce, Triangulation, Relation with Spouse, Agreeableness, Emotional Manipulation, Entertainment