فهرست مطالب

  • پیاپی 65 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/11
  • تعداد عناوین: 16
|
  • مسعود جلالی*، زهرا تقی زاده، شهاب شفیعی صفحات 1-15
    تالاب ها بوم سازگان های بی نظیری هستند که ویژگی های بوم شناختی منحصربه فردی دارند. تالاب ها با دارا بودن طیف گسترده ای از کارکردها دارای ارزش های بوم شناختی ویژه نیز می باشند. تالاب بین المللی هامون یکی از
    تالاب های مهم دنیا محسوب می شود و از لحاظ اکولوژیکی و بوم شناختی جزء تالاب های منحصربه فرد کشور می باشد. هدف پژوهش حاضر نیز ارزیابی توانمندی های اکولوژیکی و زیست محیطی تالاب هامون جهت انجام فعالیت های بوم گردی می باشد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و پیمایشی است که برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل SWOT و AHP استفاده شده است. نتایج پژوهش با استفاده از مدلSWOT  نشان می دهد مهم ترین نقطه قوت تالاب هامون توان های بالقوه اکولوژیکی و زیست محیطی در زمان پرآبی با امتیاز وزنی 7656/0 و در مقابل مهم ترین نقطه ضعف، ضعف مدیریت های بحران در زمان خشکسالی و کم آبی با امتیاز وزنی 8500/0 است. همچنین مهم ترین فرصت تالاب هامون ثبت به عنوان هفتمین تالاب آب شیرین مناطق بیابانی جهان با امتیاز وزنی 9965/0 و مهم ترین تهدید که تالاب هامون با آن مواجه است خشکسالی های شدید و مداوم در منطقه با امتیاز وزنی 988/0 می باشد. نتایج پژوهش آستانه آسیب پذیری تالاب هامون را با توجه به نقاط ضعف و تهدیدات بالا ارزیابی نموده است و در نهایت جهت تقویت نقاط قوت و فرصت های اکوسیستم و کاهش نقاط ضعف و تهدیدات استراتژی های راهبردی ارائه می دهد.
    کلیدواژگان: اکولوژیکی، بوم گردی، مدل استراتژیک سوات، تحلیلی سلسله مراتبی، تالاب هامون
  • مجتبی فریدپور، مجید رضایی بنفشه*، بتول زینالی، صیاد اصغری صفحات 17-36
    ارزیابی کیفیت آب های زیرزمینی برای مدیریت صنعت کشاورزی و با هدف استفاده از این منابع در کشاورزی از اهمیت خاصی برخودار است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر افت سطح ایستابی بر کیفیت آب زیرزمینی دشت مرند با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) برای آب مورد نیاز کشاورزی می باشد. در این پژوهش، دوره های متوالی خشکسالی هیدروژئولوژی با استفاده از شاخص خشکسالی SWI در 6 بازه زمانی(6، 9، 12، 18، 24 و 48 ماهه) در دشت مرند واقع در استان آذربایجان شرقی، بررسی شد. برای این منظور، داده های مربوط به پارامتر های کیفیت 70 حلقه چاه بهره برداری و داده های ماهانه سطح آب 23 چاه پیزومتری در دوره آماری (90-1380) استفاده شد. نقشه های مربوطه با استفاده از نرم افزار Arc GIS و با روش کریجینگ تهیه و ترسیم شدند. نتایج بررسی خشکسالی آب های زیرزمینی نشان داد که خشکسالی آب های زیرزمینی به طور تصادفی در منطقه رخ نداده و تمرکز آن در غرب آبخوان بیش از شرق آن بوده است. نتایج بررسی بر اساس شاخص های قابلیت هدایت الکتریکی (EC)، نسبت جذب سدیم (SAR) و کلر(CL)، نشان داد که از مرکز آبخوان به طرف خروجی از کیفیت آن ها کاسته شده، به طوری که در انتهای آبخوان به آب های خیلی شور تبدیل می گردند. این وضعیت در دوره هایی که برداشت از آبخوان افزایش یافته است بسیار تشدید شده است. بررسی مقادیر کیفیت آب برای مصارف کشاورزی بر مبنای دیاگرام ویلکاکس نشان داد که در خشکسالی هیدروژئولوژیک 90-1389 حدود 44 درصد آب های زیرزمینی دشت مرند دارای کیفیت خیلی شور می-باشند.
    کلیدواژگان: خشکسالی هیدروژئولوژی، شاخص SWI، کیفیت آب، دشت مرند
  • فاطمه محمدیاری، حمیدرضا پورخباز*، حسین اقدر، مرتضی توکلی صفحات 37-56
    آشکارسازی تغییرات و همچنین پیش بینی تغییرات پوشش اراضی در دادن دیدی کلی برای مدیریت بهتر منابع طبیعی، حفاظت اراضی کشاورزی اطراف مناطق شهری و اتخاذ تدابیر سیاست های دراز مدت بسیار موثر است. یکی از روش های مورد استفاده برنامه ریزان جهت کنترل روند تغییرات پوشش سرزمین و کاربری اراضی، مدل سازی می باشد. در این مطالعه نقشه های کاربری اراضی سال های 1378 و 1392 شهرستان بهبهان با استفاده از روش طبقه بندی حداکثر احتمال تهیه شد. همچنین با استفاده از زنجیره مارکوف و رگرسیون لجستیک نقشه کاربری اراضی سال 1406 به دست آمد. پس از تهیه نقشه مدل سازی شده آشکارسازی تغییرات با نقشه کاربری اراضی سال 1392 و 1406 با مدل LCM صورت گرفت. ارزیابی صحت، نقشه های کاربری اراضی سال 1378 و 1390 با ضریب کاپا و ارزیابی صحت روش رگرسیون لجستیک نیز با (ROC)Relative Operating Characteristic  محاسبه شد. یافته های حاصل از مدل سازی با رگرسیون لجستیک در تحقیق حاضر نشان داد که آماره ROC در تمام زیرمدل ها بیش از 94/0 است که این نتایج حاکی از ارائه بسیار خوب مدل رگرسیون لجستیک در زمینه تجزیه و تحلیل تغییرات مدل سازی تغییرات کاربری اراضی بود. نتایج نشان داد بیشترین کاهش تغییرات عمدتا شامل تخریب مراتع و تبدیل آن به سایر کاربری ها می باشد. همچنین بیشترین افزایش مساحت در کاربری کشاورزی دیده شد. روند تخریب مراتع می تواند زنگ خطری برای مدیران و برنامه ریزان شهری و منابع طبیعی باشد. برای جلوگیری از روند تخریب و سیر قهقرایی مراتع، احتیاج به ارائه ی راهکارهای مدیریتی مناسب و کارآمد در زمینه های چرای دام و برنامه های احیاء و اصلاح مراتع است.
    کلیدواژگان: زنجیره مارکوف، آشکارسازی تغییرات، LCM، مدل سازی، رگرسیون لجستیک
  • علی محمد خورشید دوست، مهدی اسدی*، حسن حاجی محمدی صفحات 57-70
    به منظور بررسی سازوکارهای جوی حاکم بر رخداد روزهای توام با گردوغبار در شهر تبریز از داده های وضعیت هوای حاضر ایستگاه هواشناسی شهر مذکور از سال 1990 تا سال 2102 استفاده شد. در ادامه برای شناسایی الگوهای گردشی در تراز میانی جو، ماتریسی به ابعاد 8×282 تشکیل شد، و روزهایی که بیش از 24 ساعت استمرار داشتند با عنوان، روزهایی همراه با ذرات معلق گردوغبار انتخاب شدند. سپس برای شناسایی عوامل و تیپ های حاکم در رخداد طوفان های گردوغبار منطقه، داده های ارتفاع ژئوپتانسیل 500 هکتوپاسکال برای هرروز استخراج شده و تحلیل های عاملی و خوشه ای بر روی آن ها صورت پذیرفت. همچنین برای درک بهتر ساختار جوی-منطقه ای الگوهای هواشناختی از داده های سطوح مختلف فشاری برگرفته شده از مرکز ملی پیش بینی های محیطی/علوم جو (NCEP/NCAR)، و برای ردیابی ذرات معلق از مدل لاگرانژی HYSPILIT و در آخر برای نمایش حجم گردوغبارهای انتقالی در هر الگو از تصاویر باند مرئی سنجنده ی مودیس استفاده شد. نتایج نشان داد که در زمان رخداد روزهای گردوغباری در تراز میانی جو ده عامل با مجموع پراش 93 درصد از کل واریانس داده ها فعالیت داشتند که عامل اول 5/62 درصد آن را نبین نموده بود. درنهایت مشخص شد که سه تیپ در روز رخداد این پدیده در منطقه حاکمیت داشته است، تیپ اول: بریده ی کم فشاری در جنوب دریای سیاه و شرق مدیترانه؛ تیپ دوم: ناوه ی عمیقی از شمالگان تا غرب خاورمیانه و تیپ سوم: موج کوتاهی است که در روی سوریه و غرب عراق مستقر شده است.به منظور بررسی سازوکارهای جوی حاکم بر رخداد روزهای توام با گردوغبار در شهر تبریز از داده های وضعیت هوای حاضر ایستگاه هواشناسی شهر مذکور از سال 1990 تا سال 2102 استفاده شد. در ادامه برای شناسایی الگوهای گردشی در تراز میانی جو، ماتریسی به ابعاد 8×282 تشکیل شد، و روزهایی که بیش از 24 ساعت استمرار داشتند با عنوان، روزهایی همراه با ذرات معلق گردوغبار انتخاب شدند. سپس برای شناسایی عوامل و تیپ های حاکم در رخداد طوفان های گردوغبار منطقه، داده های ارتفاع ژئوپتانسیل 500 هکتوپاسکال برای هرروز استخراج شده و تحلیل های عاملی و خوشه ای بر روی آن ها صورت پذیرفت. همچنین برای درک بهتر ساختار جوی-منطقه ای الگوهای هواشناختی از داده های سطوح مختلف فشاری برگرفته شده از مرکز ملی پیش بینی های محیطی/علوم جو (NCEP/NCAR)، و برای ردیابی ذرات معلق از مدل لاگرانژی HYSPILIT و در آخر برای نمایش حجم گردوغبارهای انتقالی در هر الگو از تصاویر باند مرئی سنجنده ی مودیس استفاده شد. نتایج نشان داد که در زمان رخداد روزهای گردوغباری در تراز میانی جو ده عامل با مجموع پراش 93 درصد از کل واریانس داده ها فعالیت داشتند که عامل اول 5/62 درصد آن را نبین نموده بود. درنهایت مشخص شد که سه تیپ در روز رخداد این پدیده در منطقه حاکمیت داشته است، تیپ اول: بریده ی کم فشاری در جنوب دریای سیاه و شرق مدیترانه؛ تیپ دوم: ناوه ی عمیقی از شمالگان تا غرب خاورمیانه و تیپ سوم: موج کوتاهی است که در روی سوریه و غرب عراق مستقر شده است.
    کلیدواژگان: گردوغبار، سازوکار جوی - منطقه ای، مدل HYSPILIT، شهر تبریز
  • مهدی سعادت نوین*، احمد رضا ابراهیمی پور، فرزام خسروی صفحات 71-90
    رشد روز افزون جمعیت و توسعه ساخت و سازهای شهری باعث تغییر در کاربریها می شود. به خصوص تغییر کاربری در زمین های کشاورزی که در تامین نیازهای غذایی انسان ها نقش بسزایی دارند .  با توجه به این مساله نیاز به برنامه ریزی در جهت حفظ و نگهداری زمین های با ارزش کشاورزی و حفاظت از محیط زیست امری مهم در دنیای امروز است.  یکی از راه هایی که می تواند برای برنامه ریزی موثر و مفید باشد، شبیه سازی تغییر کاربری ها با توجه به پارامترهای تاثیر گذار در تغییرات در طول زمان است. در این تحقیق به بررسی تغییرات و شبیه سازی کاربریهای شهر بجنورد با کمک مدل CA_Markovپرداخته شد.  از نقشه های کاربری  دو دوره زمانی برای کالیبره کردن مدل ها و به منظور اعتبارسنجی مدلها از روش Validate که یک روش آماری برای اعتبارسنجی مدل ها است استفاده شده است. بررسی خروجی نقشه های حاصل از مدل   CA_Markov نشان می دهد که بیشترین رشد در کاربری مناطق ساخته شده وجود دارد.  در سال 1400 کاربری مناطق ساخته شده 5.3 درصد نسبت به سال 1388 رشد خواهد داشت و در دوره های بعد آهنگ رشد به طور میانگین 3.5 درصد است.
    کلیدواژگان: شبیه سازی، زنجیره مارکوف، ارزیابی چند معیاره، تحلیل سلسله مراتبی، کاربری شهری
  • هاجر مارابی، حمید رحیمی، آئیژ عزمی* صفحات 91-105
    پراکنش نقاط روستایی به علل متعددی وابسته است که از آن جمله می توان به نقش خصوصیات کمی ژئوهیدرولوژی اشاره نمود که موضوع این تحقیق است. تحقیق در استان کرمانشاه صورت گرفته است. در این تحقیق در وهله نخست با توجه به معادله ارائه شده، تراکم هسته ای با دقت 200×200 متر ایجاد شد. سپس مطالعات خصوصیات و شاخص های کمی ژئوهیدرولوژی استان از قبیل شاخص ناهمگنی، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، ارتفاع، شیب، جهت شیب، تراکم آبراهه، تراکم درجه آبراهه، فاصله از خط الراس ها، شاخص تراکم جریان، شاخص موقعیت توپوگرافی (TPI)، شاخص نسبت زبری زمین (SRR) و شاخص آمیختگی توپوگرافی (CTI) محاسبه گردید. برای تعیین نتایج از همبستگی پیرسون و سنجش وایازش خطی میان داده های ژئوهیدرولوژی پارامتریک با مقادیر تراکم روستاها و از وایازش ناپارامتریک برای دیگر عوامل ژئوهیدرولوژی ناپارامتری استفاده و سپس نوع الگوی روستاها در مورد هریک از عوامل یادشده از طریق شاخص خود همبستگی موران تعیین شد. نتایج بیانگر این بوده است که بیشترین تراکم نقاط روستایی در جهت شیب غربی واقع شده و به لحاظ مورفومتری زمین، در مناطق مسطح استقرارگاه های روستاییان بنا شده است. در مورد چینش و الگوی پراکنش نقاط روستایی در استان کرمانشاه به ترتیب تراکم درجه آبراهه، ارتفاع، تراکم آبراهه، ناهمگنی، شیب، فاصله از خط الراس، TPI، SRR، TWI و CTI اثرگذار بوده است. با مطالعه نوع ارتباط، رابطه منفی عوامل شیب، ارتفاع، موقعیت توپوگرافی و ناهمگنی و رابطه مثبت تراکم آبراهه، تراکم درجه آبراهه، فاصله از خط الراس، TWI و CTI بر تراکم استقرارگاه های روستایی به صورت معنادار تاثیرگذار بوده است.
    کلیدواژگان: شاخص های ژئوهیدرولوژی، پراکنش، الگوی توزیع، نقاط روستایی، استان کرمانشاه
  • طاهره صادق لو*، نرگس حاجیان، نازنین بهادری صفحات 107-126
    بهره گیری از مشارکت و حضور نهادهای مردمی در راستای اجرای امور محلی و تحقق حکمروایی خوب یکی از اهرمهای دستیابی به توسعه محلی تلقی می شود و برای دستیابی به این مهم همواره قوانین و ابزار مختلفی به کار گرفته شده است. امروزه شورای حل اختلاف در روستاهای کشور به عنوان تحولی عمیق و گسترده در نظام قضایی کشور، در زمینه ی رفع اختلافات محلی، و همچنین کاهش مراجعات مردم به محاکم قضایی نقش مهمی ایفا می نمایند. پژوهش حاضر با هدف سنجش رضایت مردم از عملکرد شوراهای حل اختلاف در نواحی روستایی مبتنی بر ویژگیها و کارکردهای این نهاد، فعالیت های شورای حل اختلاف را در 3 بعد (تشکیلاتی، عملکردی، کارکردی) و 14 شاخص (تغییر حجم بوروکراسی، وسعت حوزه قضایی، گزینش اعضاء، تکریم ارباب رجو ع، کیفیت اجرای قوانین، انظباط در کار، تسریع در انجام کارها، حصول نتیجه در حل اختلافات، اقتصادی بودن، تلاش در جهت صلح و سازش و توسعه همبستگی محلی، ایجاد امنیت، عدالت محوری، رازداری، کاهش مسافرتها) مورد بررسی قرار گرفته داده است. جامعه ی آماری تحقیق 10 روستا از 27 روستای دهستان رادکان از توابع شهرستان چناران می باشد که از بین آنها 186 خانوار با تعداد حداقل یکبار مراجعه به شوراهای حل اختلاف به عنوان جامعه نمونه و از طریق روش نمونه گیری کوکران انتخاب شده اند. نتایج تحلیل آزمون آماری فریدمن حاکی از آن است که بعد عملکردی با بیشترین میانگین مطلوبترین بعد رضایتمندی روستاییان بوده و ابعاد کارکردی و تشکیلاتی در رتبه های بعدی قرار داشته اند. همچنین انجام روش آنتروپی برای محاسبه وزن شاخصهای مورد مطالعه نشان می دهد که، شاخص اقتصادی شوراهای حل اختلاف بیشترین وزن و شاخص کیفیت اجرای قانون و شاخص عدالت محوری کمترین وزن را در ارزیابی رضایتمندی روستاییان به خود اختصاص دادند
    کلیدواژگان: شورای حل اختلاف، حکمرانی خوب، دهستان رادکان، شهرستان چناران
  • محمدرضا پور محمدی، میرستار صدر موسوی، شهریور روستایی، صمد مدادی* صفحات 127-149
    فضا از گذشته تا حال ذهن اندیشمندان ومتفکران را درتمدن های جهان با خود درگیر کرده است. هایدیگر عقیده دارد «وجود فضایی است ونمی توان بشر وفضا را ازیکدیگر جداگانه تلقی کرد». بحث از اینجا شروع می گردد که  پایداری در فضا ومکان زندگی باید هدف هر توسعه ای باشد. بحث در زمینه توسعه پایدار به دهه 1950 برمی گردد. اولین بحث جدی وریشه ای درسال 1951 درکنفرانس استهکلم در حمایت از محیط زیست  مطرح گردید. قبل ازدهه 1970 شوماخر، پایداری را درمفهوم ساختارهای اقتصادی، منابع تجدید شونده، تولیدات وخدمات بکار برد. با توجه به اهمیت زیاد توسعه پایدار در شهرهای دوره معاصر، باید علاوه ازاهداف توسعه، بحث پایداری نیز یکی ازابعاد مهم توسعه مورد توجه قرار گرفته باشد. به دنبال تغییرات سریع ناشی ازتوسعه قرن گذشته، ازپیامد های مهم آن رشد شتابان شهرنشینی، ازهم پاشیدگی نظام سلسله مراتبی  بین شهری و درون شهری بوده است که زمینه ایجاد نابرابری های گسترده اجتماعی، اقتصادی وهمچنین خسارت های محیط زیستی درجوامع انسانی شده است. دراین تحقیق شهر تبریز از بعد ساختار فضایی وپایداری مورد بررسی قرار گرفته است. دراین راستا،  داده هایی زیادی ازطریق بررسی میدانی، آمارها، سازمان ها، ادارات، مرکز آمار ایران و...در ابعاد مختلف، زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی گردآوری و تحلیل شده است. نتایج تحقیق حاکی از این است که منطقه 6و 3 به ترتیب با کسب 49/0و 45/0 امتیاز در سطح بالای پایداری نسبت به شاخص های انتخاب شده، واقع شدند و منطقه 10و 8 به ترتیب با کسب 19/0 و 23/0 امتیاز در سطح پایین این رتبه بندی قرار گرفتند که وضعیت را از منظر پایداری و ناپایداری درفضای محیط مسکونی این شهر به نمایش می گذارند. از بعد تحلیل ابعاد فضایی محیط مسکونی این شهرو وجود تفاوت های حائز اهیمت بیانگر این است که وجود گسل درعرض شمالی این شهر یکی از عوامل مهم دراین تفاوت به شمار می رود. در قدم بعدی وجود زمین های  با شیب تند وبسیار تند در برخی مناطق  که مناسب سکونت نیستند، همچنین ازدحام، شلوغی، ترافیک های پرسرو صدا(آلودگی صوتی)، وجود بافت های حاشیه نشین و فرسوده از عوامل موثر درتفاوت ها   دربین مناطق  هستند.
    کلیدواژگان: تحلیل فضایی، توسعه پایدار، رتبه بندی، محیط مسکونی، تاپسیس فازی
  • فریبا همتی*، داود مختاری، شهرام روستائی، بهزاد زمانی قره چمنی صفحات 151-169
    امروزه بحث شناسایی، مهار و پیشگیری از تلفات و خسارات جانی اقتصادی و اجتماعی ناشی از حوادث طبیعی مانند (زمین لرزه- سیل و زلزله) مورد توجه خاص محافل علمی- تحقیقاتی و مسئولین امر در اکثر کشورها قرار گرفته است. در دهه های اخیر، با توجه به سیر صعودی خسارات و زیانهای ناشی از حوادث طبیعی (بویژه زمین لغزه)، مسئله پیش بینی و ارائه راه حلها و شیوه های کنترل و دور ماندن از ضررها و خسارات وارده به طور جدی مطرح بوده است. در این پژوهش محدوده گسل بناروان با مدل رگرسیون لجستیک به منظور تعیین مناطق خطر ناپایداری دامنه ای مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا از طریق بازدید میدانی، نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی و با مرور منابع قبلی و بررسی شرایط منطقه نه عامل اعم از طبقات ارتفاعی، شیب، جهت شیب، لیتولوژی، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، فاصله ازجاده، کاربری اراضی، پوشش گیاهی به عنوان عوامل موثر بر وقوع ناپایداری دامنه ای در نرم افزار Idrisi بررسی شد. پس از انجام پهنه بندی ناپایداری دامنه ای درصد پهنه های ناپایداری در هر کلاس محاسبه شد نتیجه نشان داد که در محدوده مورد مطالعه، مناطقی که با خطر بسیار بالا پهنه بندی شده اند کمترین درصد از میزان مساحت منطقه را به خود اختصاص داده اند. در پژوهش حاضر که با استفاده از رگرسیون لجستیک انجام گرفت عامل ارتفاع با بیشترین ضریب بهترین متغیر پیش بینی کننده احتمال وقوع ناپایداری دامنه ای در منطقه است. بیشترین تعداد ناپایداری دامنه ای در ارتفاعات بالا و شیب 32-23 درجه رخ داده است که دلیل آن نیروی ثقل است
    کلیدواژگان: حساسیت به ناپایداری دامنه ای، پهنه بندی خطر، Idrisi، مدل رگرسیون لجستیک
  • وحید نصیری، علی اصغر درویش صفت*، انوشیروان شیروانی، محمد عواطفی همت صفحات 171-189
    آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی و شناسایی متغیرهای موثر بر تغییرات به منظور مدیریت و برنامه ریزی صحیح استفاده از سرزمین امری ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، آشکارسازی تغییرات سطح جنگل های ارسباران در طول دو دوره زمانی 12 ساله و همچنین مدلسازی و پیش بینی چگونگی تخریب پوشش جنگلی منطقه می باشد. به این منظور تصاویر سنجنده های TM لندست 5 سال 1369، ETM+ لندست 7 سال 1381و OLI لندست 8 سال 1393 تهیه و با استفاده از روش تفسیر تلفیقی و داده های کار میدانی طبقه بندی شدند. پس از تهیه نقشه های پوشش جنگلی منطقه در دو کلاسه جنگل پر تراکم و جنگل کم تراکم، تغییرات سطح جنگل در دوره های زمانی 1381-1369، 1393-1381و 1393-1369 آشکارسازی و همچنین تغییرات پوشش جنگلی در طبقات مختلف متغیرهای موثر بر تغییرات برآورد شد. مدلسازی تغییرات سطح جنگل ها در طول مدت مطالعه با استفاده از رگرسیون لجستیک و مدل ژئومد انجام شد و به منظور مقایسه عملکرد این دو روش در پیش بینی تغییرات پوشش جنگلی منطقه نقشه های پیش بینی شده سال 1393 تهیه و با نقشه واقعی همان سال مورد اعتبار سنجی قرار گرفت. نتایج آشکارسازی نشان داد که در طول 24 سال، 992 هکتار از جنگل های پرتراکم و 1592 هکتار از جنگل های کم تراکم کاهش یافته است. نتایج مدلسازی کاهش پوشش جنگلی نشان داد که متغیرهای فاصله از جاده، فاصله از مسکونی، ارتفاع و شیب رابطه مستقیمی با کاهش اراضی جنگلی دارند، درحالیکه بین کاهش اراضی جنگلی با متغیرهای فاصله از جنگل و جهت رابطه معکوس وجود دارد. نتایج اعتبار سنجی نقشه پوشش جنگلی پیش بینی شده سال 1393 نشان دهنده صحت کلی و مقدار شاخص کاپا به ترتیب برابر با 8/96 درصد و 9342/0 برای نقشه پیش بینی شده با رگرسیون لجستیک و همچنین 4/96 درصد و 9269/0 برای نقشه پیش بینی شده با مدل ژئومد می باشد.
    کلیدواژگان: آشکارسازی تغییرات جنگل، تصاویر ماهواره ای، رگرسیون لجستیک، مدل ژئومد، مدلسازی و پیش بینی تغییرات
  • حجت اله بیرانوند*، حامد عباسی، عبدالله سیف، حمید بابلی موخر صفحات 191-213
    چکیده
    یکی از ویژگی های مهم فرآیند شهرنشینی در ایران گسترش سریع فیزیکی شهرهای آن است. این رشد تابع شرایط محیطی و جغرافیایی می باشد. توپوگرافی و عوارض ژئومورفولوژی در مکان گزینی، گسترش، توسعه ی فیزیکی و مورفو لوژی شهرها تاثیر بسزایی دارند. هدف از این پژوهش، شناسایی تنگناهای طبیعی(ژئومورفولوژی) و پیشنهاد مکان های مناسب جهت تعیین سمت توسعه ی فیزیکی شهرخرم آباد در استان لرستان با تاکید بر شاخص های نئوتکتونیکی است. برای این کار از شواهد ژئومورفولوژیکی مانند ارتفاع و شیب سطح شهر، همچنین از شاخص های نئوتکتونیکی مانند SL، S،Smf  و Fd استفاده شده است. برای استخراج و تجزیه و تحلیل اطلاعات از نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی و مدل رقومی ارتفاعی(DEM) و از نرم افزارهای Arc Gis 10.5 و18 Global Mapper برای محاسبات، برش، تهیه و تولید نقشه های جدید استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق مقدار S در محدوده ی شهر خرم آباد 22/1 است و مقدار SL برای کل رودخانه خرم آباد در محدوده شهر 6/151 به دست آمده است. میانگین شاخص Smf برای کوهستان های شمالی و جنوبی شهر خرم آباد 988/0 و میانگین شاخص FD برای کوهستان شمالی و جنوبی شهر 302/0 می باشد. از شاخص IAT برای ارزیابی این شاخص ها استفاده شده است و بر اساس نتایج این شاخص محدوده ی شهر خرم آباد در کلاس 1 با فعالیت های شدید نئوتکتونیکی قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: تنگناهای ژئومورفولوژیکی، مکان گزینی، توسعه ی کالبدی، خرم آباد، شاخص های نئوتکتونیکی
  • احمدرضا قاسمی، مریم تیموری*، فاطمه تیموری صفحات 215-232
    برآورد نیاز آبی گیاهان یکی از مهم ترین نیازهای بخش کشاورزی محسوب می شود که می تواند نقش مهمی در استفاده صحیح از منابع آب کشور ایفا کند. اولین گام در محاسبه نیاز آبی گیاهان، برآورد تبخیر و تعرق بالقوه می‎باشد. با توجه به اینکه برآورد تبخیر و تعرق بالقوه نیاز به فراسنج های متعدد هواشناسی دارد، هدف این تحقیق بدست آوردن روابط ساده تر با استفاده از روش تحلیل مولفه های اصلی برای محاسبه تبخیر و تعرق در دو ایستگاه اردبیل و تبریز می باشد. برای این منظور در ابتدا از فراسنج های دما (بیشینه، متوسط وکمینه)، رطوبت نسبی، ساعات آفتابی، بارش و سرعت باد در مقیاس روزانه و در فاصله سال های 1962-2015 برای تبریز و 1992- 2015 برای اردبیل استفاده گردید. نتایج تحلیل مولفه های اصلی این تعداد فراسنج را برای ایستگاه های تبریز و اردبیل به ترتیب به دو و سه مولفه تقلیل داد. این مولفه ها در تبریز حدود 78 درصد از تغییرات فراسنج های ورودی و در اردبیل 83 درصد را توجیه می کنند. با استفاده از این مولفه ها، معادله های جدیدی برای محاسبه تبخیر و تعرق بالقوه بدست آمد. نتایج مدل سازی تبخیر و تعرق نشان داد مقدار ضریب تبیین در مدل های خطی چندگانه بدست آمده بین مولفه های اصلی (PC) و تبخیر و تعرق روزانه برای ایستگاه تبریز در دوره واسنجی و صحت سنجی به ترتیب برابر 53/0 و 69/0 و برای اردبیل 71/0 و 73/0 می باشد. همچنین مقادیر ضریب نش نیز برای ایستگاه تبریز 61/0 و 61/0 و برای اردبیل 71/0 و 73/0 می باشد که نشان دهنده کارایی مناسب مدل های بدست آمده است. همچنین نتایج نشان داد که تبخیر و تعرق در تبریز به شدت تابع تغییرات فراسنج دما، رطوبت نسبی و ساعات آفتابی و در اردبیل به شدت تابع فراسنج دما می باشد.
    کلیدواژگان: تحلیل مولفه های اصلی، ایستگاه تبریز و اردبیل، مدل سازی، تبخیر و تعرق مرجع
  • مریم روان بخش، مژگان احمدی ندوشن*، سید بهنام سروری نژاد صفحات 233-246
    ارزیابی آسیب پذیری آب های زیرزمینی به آلودگی روشی قدرتمند و کم هزینه در شناسایی نواحی مستعد به آلودگی است. در این پژوهش با توجه به ویژگی های هیدرولوژی و هیدروژئولوژیکی دشت لور که در جنوب غربی ایران و شمال غربی استان خوزستان قرار دارد، آسیب پذیری آبخوان در برابر عوامل آلاینده پهنه بندی شده است. بدین منظور از مدل GODS و سیستم اطلاعات جغرافیایی برای پردازش و تجزیه و تحلیل کیفی آبخوان استفاده شده است. در این مدل از مشخصه های موثر در ارزیابی آسیب پذیری سفره آب زیرزمینی شامل نوع آبخوان، خصوصیات منطقه غیراشباع، عمق آب زیرزمینی، نوع خاک استفاده شد که به صورت چهار لایه در نرم افزار ArcGIS 10 تهیه گردید. سپس با وزن دهی و رتبه بندی و تلفیق چهار لایه فوق با استفاده از توابع نرم افزار، نقشه نهایی آسیب پذیری آبخوان نسبت به آلودگی، با تقسیم بندی به چهار محدوده آسیب پذیری کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد تهیه و شاخص GODS برای کل منطقه بین 2/0 تا 87/0 برآورد گردید. جهت صحت سنجی نقشه نهایی آسیب پذیری از نقشه پهنه بندی غلظت نیترات استفاده شد و با روی هم گذاری نقشه مربوط به غلظت نیترات بر روی نقشه نهایی مدل GODS این نتیجه حاصل شد که کلیه نقاطی که دارای نیترات بالا هستند، در محدوده آسیب پذیری زیاد و خیلی زیاد قرار گرفته اند که این امر می تواند دقت و صحت مدل را مورد تایید قرار دهد. از نظر وسعت نیز می توان عنوان کرد که بخش عظیمی از منطقه در محدوده آسیب پذیری خیلی زیاد قرار می گیرد. با توجه به حجم زیاد منابع آب زیرزمینی در منطقه مورد مطالعه و استفاده از آب به منظور شرب و کشاورزی، حفاظت از این مناطق به منظور جلوگیری از آلودگی و مدیریت بهینه منابع آب ضروری است.
    کلیدواژگان: آسیب پذیری آبخوان، دشت لور، GODS، GIS
  • علی شاهبایی کوتنایی*، حسین عساکره صفحات 247-267
    عوامل مکانی از اهمیت قابل ملاحظه ای در تغییر و تحولات پدیده های اقلیمی برخوردار می باشند. تاثیرگذاری این عوامل می تواند به صورت تقویت ، تضعیف و تعیین نحوه ی توزیع فرآیندهای آب و هوایی جلوه گر شود ؛ در نتیجه شناخت نقش و روابط این عوامل می تواند به شناخت الگوهای فضایی متغیرهای آب و هوایی و بهبود برنامه ریزی های محیطی منجر شود. بر این اساس در پژوهش حاضر با استفاده از داده های بارش ماهانه ی 121 ایستگاه همدید ، اقلیم شناسی و باران سنجی شمال غرب ایران در دوره ی 1987 تا 2014 و استفاده از داده های ارتفاع ، عرض جغرافیایی ، شیب و جهت شیب تلاش شد ویژگی ها و روابط عوامل مکانی در تغییرات و پراکنش مکانی بارش مورد تحلیل قرار گیرد. بدین منظور از روش های مرکز میانگین ، دایره ی استاندارد ، نیم تغییر نما و رگرسیون موزون جغرافیایی (GWR) استفاده گردید. نتایج بررسی ها نشان داد که طی ماه اکتبر به دلیل ضعیف بودن بادهای غربی در منطقه ، میزان واریانس فضایی بارش ها کم بوده و عوامل مکانی نقش مهمی در تغییرات بارش ایفا می کنند. در ماه نوامبر ضمن تقویت سامانه های بارش زا در منطقه ، نقش عوامل مکانی در تغییرپذیری بارش ها به اوج خود می رسد ؛ اما در ماه دسامبر به دلیل قدرت سامانه های بارشی و تغذیه ی رطوبتی مناسب ، از نقش عوامل مکانی در بارش های منطقه کاسته شده و تغییرپذیری بارش ها بیشتر با عوامل جوی مرتبط می باشد.
    کلیدواژگان: تحلیل فضایی، نیم تغییرنما، رگرسیون موزون جغرافیایی، مرکز میانگین موزون، واریانس مکانی بارش، شمال غرب ایران
  • عباس امینی*، نصرت مرادی، فرزانه صادقیان صفحات 269-298
    پژوهش حاضر به بررسی و شناسایی میزان و پراکنش فضایی سکونتگاه های روستایی تخلیه شده پهنه وسیع و متنوع استان اصفهان طی ربع قرن 1365 تا 1390 و تحلیل نقش و تاثیر عوامل طبیعی و جغرافیایی بر این پدیده فضایی و زمانی پرداخته است. فن آوری سیستم اطلاعات جغرافیایی و روش های آماری، رویکرد و ابزار پژوهش در این تحلیل فضایی بوده اند. لایه های عوامل طبیعی و جغرافیایی، شامل ارتفاع، شیب، جهت، دما، منابع اراضی و فاصله از منابع آبی چاه و چشمه، پس از آماده سازی و تصحیح، طبقه بندی شده و لایه پراکنش تخلیه ها همراه با لایه کل سکونتگاه های دارای سکنه در ابتدای دوره، جداگانه بر هرکدام از آنها نهاده شد. تعریف و محاسبه دو شاخص آماری «تراکم فضایی روستاهای تخلیه شده» و «درصد روستاهای تخلیه شده نسبت به کل روستاهای دارای سکنه در ابتدای دوره» برای پهنه های فضایی مختلف هرکدام از لایه ها، مبنای تحلیل های آماری برای آزمون تاثیر عوامل بر تخلیه ها بوده است. این تحلیل ها با آزمون های آماری تحلیل فراوانی و تحلیل همبستگی انجام شده اند. نتایج، بیانگر تاثیرپذیری معنی دار و قابل توجه تخلیه ها به ترتیب از شیب، تیپ اراضی، ارتفاع و دوری از چاه ها و در مقابل معنی دار نبودن تاثیر جهات جغرافیایی بر تخلیه های روستایی بوده است. به این ترتیب، شناسایی عواملی که نقش و تاثیر بیشتری در تخلیه سکونتگاه های روستایی استان داشته اند و نحوه تاثیرگذاری آنها، می تواند توجه بیشتر به آنها در برنامه های آمایشی و طرح های توسعه آینده را در پی داشته و با کمک به برنامه ریزی برای پیشگیری از روند تخلیه های بیشتر، گامی در راستای پایداری و تثبیت سکونتگاه های روستایی به حساب آید.
    کلیدواژگان: عوامل طبیعی، تخلیه های روستایی، سیستم اطلاعات جغرافیایی، روش های آماری، استان اصفهان
  • آرتیمس قاسمی دهنوی*، اشرف جیره نژادیان، رامین ساریخانی، صدیقه جهانگیری صفحات 299-317
    هدف از این مقاله بررسی، شناسایی و ارزیابی خاک های آلوده به نفت با استفاده از تصویر ماهواره ای اسپات 5 و تجزیه وتحلیل آماری آن در میدان نفتی مارون است، برای این منظور از تصاویر ماهواره ای اسپات 5، استفاده شد. با استفاده از روش های طبقه بندی دو آستانه رنگی کم تا زیاد ایجاد گردید که از ناحیه کم به سمت ناحیه زیاد بر میزان مواد نفتی افزوده شده است و نقاطی که در آستانه زیاد قرار می گیرند دارای بیشترین آلودگی هستند برای صحت سنجی از یک سری نقاط کنترل زمینی استفاده شد که پنج ایستگاه نمونه برداری شده در یک آستانه رنگی مشخص (نارنجی و قرمز) قرار می گیرد که با کمک آن می توان سایر خاک های آلوده را شناسایی کرد. تصاویر با قدرت تفکیک کم دارای دقت کمتر و خطای بیشتر در طبقه بندی بوده، و به علت عدم تفکیک پذیری دقیق  آلودگی را بیشتر از مقدار واقعی نشان میدهند. در نتیجه تصاویری باقدرت تفکیک کم جهت تفکیک دقیق تر و  شناسایی آلودگی در سطح کم استفاده می شود. شاخص های زمین انباشتگی، فاکتور آلودگی و شاخص جامع فاکتور آلودگی جهت تعیین میزان آلودگی منطقه مورد مطالعه استفاده شد. با توجه به مقادیر شاخص زمین انباشتگی ایستگاه 2 و 3 در محدوده آلوده نشده تا آلودگی متوسط ازنظر فلز کبالت و نیکل قرار می گیرند و ایستگاه 4،1 و 5 در محدود آلوده نشده قرار دارند. با توجه به طبقه بندی ضریب آلودگی وانادیوم در محدوده بدون آلودگی تا آلودگی متوسط ولی نیکل و کبالت در محدوده آلودگی متوسط قرار دارند در ایستگاه دوم آلودگی کبالت بیشتر و در محدوده آلودگی متوسط تا قوی قرار دارد. ازنظر شاخص جامع فاکتور آلودگی منطقه موردمطالعه دارای آلودگی متوسط نیکل و کبالت است اما فلز وانادیوم در سطح بدون آلودگی قرار دارد. نتایج آنالیز آماری نشان می دهد که غلظت فلزات نیکل و کبالت نسبت به استاندارد شیل جهانی بالا و دارای آلودگی است، میانگین غلظت هر سه فلز نیکل، کبالت و وانادیوم نسبت به استاندارد خاک های غیر آلوده بالاست و دارای آلودگی هستند. مقدار شوری خاک موردمطالعه با توجه به کلاس بندی شور خاک، در کلاس خاک های شور قرار می گیرد. نتایج همبستگی، همبستگی بالایی بین اسیدیته و نفت/گریس (931/0)، وانادیوم و شوری (516/0) نشان می دهد که با توجه به اینکه وانادیوم از شاخص های آلودگی نفتی است می توان گفت که شوری و آلودگی نفت/گریس خاک در اثر نفت خام به وجود آمده است. همبستگی بین عناصر نیکل و کبالت (607/0) نشان دهنده منشا یکسان آن ها است که به زمین شناسی منطقه برمی گردد. آنالیز مولفه اصلی دارای 6 فاکتور می باشد که فاکتور اول همبستگی بالایی با اسیدیته (751/0)، نفت/گریس (936/0)، وانادیوم (828/0) و شوری (906/0) است که می تواند نشان دهنده هم منشا بودن غلظت این پارامترها با ترکیب نفت خام باشد. فاکتور دوم که 65/43 درصد واریانس کل را شامل می شود دارای همبستگی بالایی با عناصر کبالت (905/0) و نیکل (872/0) است که حاکی از هم منشا بودن این عناصر است که به جنس خاک منطقه برمی گردد.
    کلیدواژگان: آلودگی نفتی خاک، سنجش از دور، تصاویر SPOT5، شاخص های آلودگی، آمار چند متغیره، میدان نفتی مارون
|
  • Majid Rezaye Pages 17-36
    Abstract Groundwater quality assessment is important for the management of the agricultural industry with the aim of using these resources in agriculture. Purpose of this research is studying the effect of decline the water table on groundwater quality of Marand plain using geographical information system (GIS) for water needed of Agriculture. In this research, successive periods of Hydrogeological drought were detected using SWI index in 6 periods (6, 9, 12, 18, 24 and 48 months) in Marand plain in West Azerbaijan. For this purpose, water quality data of 70 wells and monthly water levels data in 23 wells in the period of 2001-2011 was used. The maps were produced by kriging in Arc GIS software. Results showed that groundwater drought has not happened a in studied area randomly and its focus in the West of aquifer is more than the East. Results of study based on electrical conductivity (EC), Sodium Absorption Ratio (SAR) and Chlorine showed that water quality decreases from the center of aquifer toward its outlet so that at the end of aquifer , water quality become too salty. This situation is intensified in periods that are increased water withdrawal. Evaluation of water quality for agricultural purposes based on Wilcox diagram showed that in the drought 2010- 2011 of Marand plain about 44 percent of groundwater had more salty.
    Keywords: Hydrological drought, SWI index, water quality, Marand plain
  • Fatemeh Mohammadyary, Hamidreza Purkhabbaz*, Hossin Aghdar, Morteza Tavakoly Pages 37-56
    Change detection and prediction of land cover change in the overall vision for better management of natural resources, protection of agricultural land around urban areas is very effective long-term policies and strategies. one of the methods used to control the process of changes in land cover and land use planners, is modeling. The land use maps 2000 and 2014 BEHBAHAN city was prepared using maximum likelihood classification. It also uses a Markov chain and logistic regression was 2028 land use map. Mapping modeled after the detection of changes in land use map was made in 2014 and 2028 with the LCM. Assess the accuracy, land use maps in 2000 and 2014 to evaluate the accuracy Kappa coefficient and logistic regression with (ROC) Relative Operating Characteristic was calculated. The results of modeling with logistic regression model showed that in all sub model ROC statistic is more than 94/0 These results show a very good offer logistic regression model in the analysis of changes in land use change modeling The results showed the sharpest decline mainly include changes is destruction of rangelands and convert it to other land uses. The highest increase was seen in the area of agricultural land use. Rangeland degradation process can be alarming for managers and urban planners and natural resources. To prevent the decline of rangeland degradation, the need to provide appropriate and efficient management solutions in the fields of grazing and rangeland restoration and improvement programs.
    Keywords: Markov chain, Detecting changes, LCM, Modeling, Logistic Regression
  • Mehdi Asadi Pages 57-70
    In order to investigate the mechanisms governing the occurrence of days with dust weather in Tabriz weather station in the current weather data from 1990 to 2102 were used. Continuing to identify circulation patterns in middle levels, 8 × 282 matrix was formed, and were selected the days that had continuing for more than 24 hours as, days with dust particles. Then, to identify the causes and types of dust storms prevailing in the event of data extraction and analysis in heights of 500 hPa and were made on which they factor and cluster analysis for every day. To better understand the atmospheric structure-regional meteorological patterns of different levels of pressure data derived from the National Center for environmental predictions / Atmospheric Research (NCEP / NCAR), and for tracking airborne particles of dust Lagrangian model HYSPILIT at the end of the transitional View MODIS images were used in each pattern visible band. The results showed that at the time of the incident ten days of dust in middle levels with a total of 93% of the total variance diffraction data were active had explained that the first factor of 62.5 percent. It turned out that three types of daily occurrence of this phenomenon has been the rule in the region, the first type: cut the Black Sea and East Mediterranean in the south, low pressure, second type: Deep trough from the Arctic to the Middle East and West: Third type a short wave Syria and Iraq have been deployed in the West.
    Keywords: Dust, Atmospheric mechanisms - regional, Model HYSPILIT, The city of Tabriz
  • Mehdi Saadat Novin*, Ahmad Reza Ebrahimipoor, Farzam Khosravi Pages 71-90
    Development of urban construction and ever-increasing growth of population lead to land use changes especially in agricultural lands which play an important role in providing human food. According to this issue, a proper land use planning is required to protecting and preserving the valuable agricultural lands and environment, in today’s world. One of the ways that can be useful to planning is simulation and prediction of land use change according to effective parameters in changes of the land use over the time. In this study, changes in land use of Bojnourd city (The capital city of North Khorasan province), were considered and studied. In this regard, the CA-Markov model was used. The land use maps of two different periods of time were used to calibrate the models and for validate the model, the “Validate” method (which is a statistical method to validate models). Examination of the output maps which are obtained by CA-Markov model, shows that the most growth in land use is in the built up areas. In 1400, the built up areas would grow 5.3% compared to 1388 and in subsequent periods the growth rate would be 3.5% on average.
    Keywords: Simulation, Markov chain, Multicriteria evaluation, Analytic hierarchy process, Urban Landuse
  • Hajar Marabi, Hamid Rahimi, Aeizh Azmi* Pages 91-105
    Introduction

    Natural environments are necessary for rural settlements. Conditions of some rural areas are more stable than others. Research on the role of geo distribution characteristics of rural areas is not performed. Therefore, in this paper we study role of geomorphology factors on distribution of rural points. Human societies have always been on the ground in order to achieve maximum natural resources such as water resources, flora and access to arable land. Natural substrates necessary conditions for the establishment of rural settlements virgin, but some of the others create stable conditions addressing. These platforms include: slope, altitude, geological structure, water resources, and soil and land capability. This effort is based on the principles of science that today to interpretation unknown location.
    Matherials & Methods

    In this study, we examined Kermanshah province with an area of 24622 square kilometers of the province, approximately 5.1% of the total area is dedicated to Iran.

    In the first step, according to the equation core density was achieved with an accuracy of 200 × 200 meters. Then studies the characteristics and parameters little geo province such as the homogeneity index, topographic wetness index (TWI), elevation, slope, slope, drainage density, stream density, temperature, distance from the Alras Ha, current density index, the index topographic position (TPI), ground roughness ratio (SRR) and mixed topographic index (CTI) was calculated. To determine the measured results Pearson correlation and linear regression between geo-parametric data with the density values ​​villages and nonparametric regression was used for nonparametric geo other factors. The type of model villages for any of the factors mentioned by Moran autocorrelation indices were determined.

    Discussion of Results

    The results showed that the highest density rural areas located in the western slope and in terms of morphometric land in rural areas is based settlement flat. In the arrangement and distribution pattern in the rural areas of Kermanshah Province, respectively, the density of drainage, elevation, drainage density, heterogeneous, slope, distance from the ridge, TPI, SRR, TWI and effective CTI is effectiveness. By studying the relationship, negative relationship factors, slope, elevation, topography, heterogeneous and positive relationship status drainage density, stream density, temperature, distance from the ridge, TWI and CTI settlement density in rural areas significantly affected.

    Conclusion

    In all environments that provide access to more permanent sources of surface water, lower altitude, slow slopes, away from the crest of the ridge, to refrain from the watercourse and wetlands, establishment and smooth in large areas, mainly in the Western sense reasons for choosing settlements Kermanshah province is rural. These selections are statistically not only event but perfectly expressed in such lodgments order as well.
    Keywords: hydrogeology, distribution, pattern distribution, rural points, Kermanshah province
  • Tahereh Sadeghloo*, Narges Hajian, Nazanin Bahadori Pages 107-126
    Involvement and participation of local NGOs in the implementation and realization of good governance is considered one of the levers to achieve local development and to achieve this important work always had been used of different rules and tools. Today, the rural Dispute resolution councils play important role as profound and widespread evolution in the national judicial system, in the context of resolving local disputes, as well as the reduction of peoples haunts to juridical forums. This study aims to measure people's satisfaction based on their performance, features and functions of this institution in rural areas in 3 dimensions (including: organizational, functional, functional) and 14 indicators (including: the size of the bureaucracy, the extent of the jurisdiction, the selection of members, honoring to clients, the quality of law enforcement, discipline at work, accelerating the work done, the results in the resolution of disputes, economical benefit, the efforts for peace and reconciliation and the development of local solidarity, security, justice, privacy, reduce travel), examined the activities of the dispute resolution Council. Sample statistical community of this research contain 10 rural point of Radekan dehestans and 186 hoseholdes that atleast one time in theire life had refer to Dispute resolution councils, selected as sample cases by using of Cochran formula. Friedman test results indicate that operational dimensions indexes with the most mean was desirable dimension from the rural attitude and functional and organizational aspects have been next in rank. Finally, result of Entropy methods for calculating the weight show that economical indicators of rural Dispute resolution councils assessment had upest weight and quality indicators index for law enforcement and justice had the least weight in assessing the people satisfaction
    Keywords: Dispute resolution councils, good governance, Radekan dehestan, Chenaran Township
  • Samad Medadi Heris, Reza Pourmohammadi, Mir Sattar Sadr Mousavi, Shahrivar Rostaei* Pages 127-149
    Space has been involved mind thinkers and scientists from post time until now in the civilization of main the world. Heidegger believes that “reality is spatial and   cannot consider separately human and spatial”. Discussion starts form where that space and local of live sustainable must is goal of every development. Debates refer on the sustainable development roots to in 1950s. Frist serious and base was raised discussion in sustainable 1957 Stockholm conference on the environment protection. Before form 1970s Schumacher used sustainable to concept economic structures, renewable, resources, products and services. As for to is considered attractive in given the importance of sustainable development in the urban contemporary must not separate from development goals, debate sustainable is consideration an important dimension of development. Following have been the rapid changes by develop of the last century caused to seek rapid growth of urbanization disintegration hierarchy between urban and inter-urban that create  in human communities broad inequalities, social, economic as well as environment damage. In this research is studied that Tabriz city from spatial structure and stability that much data gathered from filed survey, statistics, agencies, offices and the statistical center of Iran and……..In many aspects of analyzed environment, economic, social and physical. The results in this survey that to application fuzzy Topsis technique has been investigation in the area 6 and 3 respectively 0.49 and 0.45 preferences points higher levels sustainability of the criteria. The regional 10 and 8 have shown respectively to 0.19 and 0.23 at the in bottom these preferences. City analyzed show that situation perspective from view point stable and uneatable residential environment in the city regional too fault of northern city is one of the most important factors the difference. The next step there  are  steep and very steep in some of terrain in this city that  is not suitable in human residential as well as congestion, crowded, noisy, congestion traffic, marginal, and worn textures  are from  factors of min this different  in areas of the city and results this research .
    Keywords: spatial analysis, sustainable development, rankings, residential environment, fuzzy topsis
  • Fariba Hemmati*, Davood Mokhtari, Shahram Roostaei, Behzad Zamani Gharehchamani Pages 151-169
    At present, the question of identification, control, and prevention of human, economic, and social losses resulting from natural events such as earth tremors, floods, and earthquakes have attracted special interest in scientific-research communities and in responsible authorities of most countries around the world. In recent decades, considering the upward trend in losses and damages caused by natural events (especially landslides), prediction of damages and losses and introduction of solutions and methods for controlling and avoiding them have been addressed in earnest. This research evaluated the region around the Benaravan fault using logistic regression (logit regression or logit model) to determine regions that face slope instability hazard. Field surveys were made, previous research was reviewed, and the prevailing conditions in the region was studied first and, using the Idrisi software, it was found that the nine factors of altitude class, slope, dip direction, lithology, distance from the fault, distance from the waterway, distance from the road, land use, and vegetation influenced occurrence of slope instability. After performing slope instability hazard zonation, percentages of slope instability in each class were calculated. Results indicated that areas with high hazard zonation in the study region constituted the smallest part of it. In this research, which used logistic regression, the elevation factor with the highest coefficient was the best variable for predicting the occurrence probability of slope instability in the region. The highest incidence of slope instability occurred at high altitudes with slopes of 23-32 degrees because of gravity force.
    Keywords: Susceptibility to slope instability, hazard zonation, Idrisi, logistic regression
  • Vahid Nasiri, Ali.A Darvishsefat*, Anoshirvan Shirvani, Mohammad Avatefi Hemat Pages 171-189
    Detecting land use, land cover changes and recognizing effective factors is necessary to prevent land use changes and better management. The aim of this study was detecting changes of Arasbaran forest cover in two periods of 12 years, modeling and predicting forest cover destruction in this region. At first, the multi temporal Landsat 5 images in 1990, ETM+ Landsat 7 in 2002 and OLI Landsat 8 in 2014 were provided and were classified in two categories including high dense forest, low dense forest. Forest changes were detected in three periods, 1990-2002, 2002-2014, and 1990-2014, also changes in forest cover were estimated in different classes of variables influencing changes. Forest area changes in the study period were modeled by logistic regression models and Geomod. In order to compare the performance of these two models in predicting land uses status by preparing maps in 2014 and validating by real map of that year. Results showed that in the period of 24 years, 992 and 1592 hectares of high and low dense forests were degraded during 1990-2014, respectively. The results of decreasing forest cover modeling showed that variables such as distances from roads and residential, elevation and slope has a direct relation with forest degradation. However, there is an inverse relation between forest degradation and distance from forest variables. The validation result of forest cover maps which is predicted in 2014 show total accuracy and kappa coefficient is 96.8 and 0.9342, for logistic regression map and 96.4 and 0.9269 for Geomod map respectively. These results indicated that model had a good performance in predicting of land use changes. Finally, using the logistic regression and Geomod, forest cover changes predicted for 2025. The result of predicting showed that the forest cover will degradeted 3.9% in the next 10 years.
    Keywords: Detecting forest changes, satellite images, logistic regression, Geomod model, predicting land use changes
  • Hojatollah Beyranvand Pages 191-213
    One of the important features of urbanization in Iran is the rapid expansion of the cities. This expansion depends on geographic and environmental conditions. Topography and geomorph ology Landforms in locating, developing, physical development and morphology of cities have a significant impact. The aim of this study is to identify natural restrictions (geomorphology) and propos eappropriate place to determine the physical development of Kho rr amabad Lorestan Province Neotectonic index stressed. To do this geomorphological evidences such as height and tilt of the city, also Neotectonic indexes such as SL, S, SMF and Fd are used. To extract and analyze data from topographic maps, geological, digital elevation model (DEM) and the Arc GIS 10.5, Global Mapper 18 software for calculation, cutting and, production of new maps have been used. Based on the results of S in the range of 1/22 and the SL for a total of Khorramabad River within the city limits 151/6 are obtained. The average index Smf for the northern and southern mountain Khorramabad city 0.988 and The average index FD for the northern and southern mountain city is 0.302. IAT indexis used to assess these index and based on the results of this index in the range of extreme activities Nontectonic Khormamabad in class 1.
    Keywords: geomorpholgic limitations, site selection, physical development, Khoramabad, Neotectonic indexes
  • Maryam Teymouri Pages 215-232

    Estimation of plant water requirement is one of the most important needs of the agricultural activity which can play an important role in the proper use of water resources. The first step for calculating of plant water requirement is the estimation of reference Evapotranspiration. According to this fact that the estimation of potential evapotranspiration needs lots of meteorological parameters, the aim of this research is to obtain a simple equation for estimating of evapotranspiration, using principal component analysis in Ardabil and Tabriz. For this aim parameters including temperature (maximum, mean and minimum), relative humidity, sunshine hours, precipitation and the wind speed in daily scale for a period of 1962-2016 for Tabriz and 1992-2015 for Ardebil is used.

    The results of principal component analysis reduce these parameters to two and three components (PC) for Tabriz and Ardebil respectively. These PC explain the 78% of parameter’s variance in Tabriz and 83% in Ardebil, respectively. By using of these components, new equations are obtained for calculate the potential evapotranspiration. The results of evapotranspiration modeling show that the coefficient of determination between daily reference evapotranspiration and principal components (PC) for calibration and verification periods are 0.53 and 0.69 for Tabriz and 071 and 0.73 for Ardebil, respectively. Also, the Nash coefficients for Tabriz are 0.61 and 0.61 and for Ardebil are 071 and 0.73 which showing the appropriate performance of models. The results also show that the evapotranspiration in Tabriz is highly affected by temperature parameter, relative humidity and sunshine hours and in Ardebil is only affected by temperature.
    Keywords: Principle Component Analysis, Tabriz, Ardebil station, Modeling, Reference evapotranspiration
  • Mojgan Ahmadi Pages 233-246
    Groundwater is vulnerable to contamination by anthropological activities. The nitrate pollution of groundwater caused by agricultural activity and a substantial increase in fertilizer utilization are also becoming an increasing problem. Groundwater vulnerability mapping is an important key to improving planning and decision-making processes in order to prevent groundwater contamination Recognizing and zoning the vulnerable parts of the aquifer is an appropriate management tool for preventing groundwater pollution. In this study, Loor basin in Andimeshk located in the north west of Khuzestan province was selected as the study area. The main objective of this study is to assess the vulnerability of Loor basin aquifer to pollution using GODS model. The GODS model uses four parameters (groundwater confinement, overlying strata, depth of groundwater, and soil media) to evaluate aquifer vulnerability. At first, the layers of four parameters were prepared in GIS environment using ArcGIS 10. In the end, the vulnerability map of the region was produced with overlaying hydrogeological data. Verification of vulnerability assessments can be done in many different ways. The most common approach, particularly for verification of assessments done with overlay and index methods, is to compare the vulnerability map with the actual occurrence of some common pollutant in groundwater. Typical pollutants used are nitrate and pesticides. For validation GODS model in this study, nitrate concentration was selected as the primary contamination parameter. Forty six wells were selected for sampling and analysis. The accuracy of model was evaluated using observations values of nitrate and estimated vulnerability to pollution in the measured wells.
    Keywords: Vulnerability, Groundwater, Loor basin, GODS model
  • Ali Shahbaee Kotenaee*, Hossein Asakereh Pages 247-267
    Importance of location factors substantially change the climatic phenomena and developments can be enjoyed. Influence of these factors can be strengthened, diluting and determine how the distribution of climatic processes be flashed as a result recognizing the role and relationships of these factors can lead to the understanding of the spatial patterns of climatic variables and the improvement of environmental planning. Accordingly, in the present study using monthly rainfall data of the synoptic station 121, climatology and rain Northwest of Iran in the period of assessment 1987 until 2014, and the use of the data, elevation, latitude, tilt and direction of tilt was trying features and relationships in spatial distribution and location factors of rainfall changes about the analysis. Therefore, the purpose of the center of the circle, half the average of the standard geographic change and even regression (GWR) was used. The results of the investigation showed that during the month of October due to the low amount of variance in the Western region, winds, rainfall, low spatial and spatial factors play an important role in the changes of precipitation. In November, while strengthening the system of precipitation in the region, the role of spatial factors in changes to rainfall reaches its peak in December, but due to the power systems of the proper moisture and nourishing rainfall, of the role of regional rainfall eased on location factors and changes in precipitation are more associated with atmospheric agents.
    Keywords: Geographical variance, regression, Semivariogram even rainfall location, North West of Iran
  • Abbas Amini*, Nosrat Moradi, Farzaneh Sadeghian Pages 269-298
    This study is aimed at identifying of depopulated rural settlements over a quarter century since 1365 (1986) by 1390 (2011) in Isfahan province and representing a geographically interpretation of the phenomena, using statistical methods and spatial analysis in the geographic information system environment. To do this, at first, layers of the spatial distribution of settled villages of 1365 and identified depopulated ones over the two and a half decades period of the study have based on the detailed reports of public censuses’ results of Iran statistical center identified and prepared in ArcGIS environment. Afterwards, the rural settlements exodus analyzed based on the prepared, corrected and classified natural parameter layers of altitude, slope, aspect, temperature, land types and distance from wells and springs, spatially. Definition and calculation of two spatio-statistical indicatorsdad been the basis of analysis; “the settled villages density at the beginning year of 1365” and “relative percent of depopulated villages over the study period with respect to the total beginning settled ones”. The indicators calculated for each of the layers’ zones using the “zonal mean statistic” function from the spatial analyst tool of ArcGIS and analyzed statistically by correlation and Chi-Square tests. Results revealed that there is a significant relationship between exoduses and natural factors of slope, land types, altitude and distance from wells respectively. While that was not true for aspect parameter. The influence knowhow of natural factors on rural exodus, helps the landuse planning projects to more consider them and ensure the more stability of rural settlements agains the more exodus in the future.
    Keywords: Natural Factors, Rural Exodus, Geographic Information System, Statistical methods, Isfahan Province
  • Artmis Ghasemi Pages 299-317
    Application of Spot 5 Satellite image to Oil-contaminated soils Identification and statistical analyzes in Marun Oilfield – Khuzestan
    Introduction

    In recent years, using remote sensing technology and variety of satellite images as one of the main sources of information have evaluated to monitor the optimal utilization of resources, soil pollution, water pollution and land. Remote sensing application technology (satellite image data) in different domains has led to its application in areas such as oil and gas. The soil pollution is a form of pollution due to human activity in which huge amount of crude oil is leak aged or released into the field and soil. The recovery and cleaning process is very difficult and take more times. Some oil spills may take even years to clean up. This process depends upon various factors such as the type of oil spilled, soil and environmental factors. Several oil spills occurred at oil platforms in Marun oil field, Ahvaz. The oil spills were subsequently imaged by different types of satellite sensors, The object of paper is identify oil pollution in soil using satellite imagery for identify oil pollution in soils and find source of pollution in the Marun oil filed Khuzastan, south of Iran.

     Material and methods
    The study area is an oil field, located in the Khuzestan province of Iran and is the second-largest oil field in Iran. Marun oil field is situated in the southwest of Iran in the south of North Dezful Embayment between Kupal, Aghajari, Ramin, Shadegan and Ramshir oil fields. This field consists of Asmari and Bangestan reservoirs producing oil and Khami reservoir comprising mainly gas. This field is an asymmetric anticline with NW-SE trend. The dimensions of Marun oil field at the Asmari oil reservoir horizon are 67 and 7 kilometers in length and width, respectively. The GPS data were collected in the WGS-84 (World Geodatic Systems-84) datum in the latitude/longitude system and were subsequently transformed into the Universal Transverse Mercator (UTM) Zone 39-North system. The GCP coordinates within the UTM projection were then integrated with the satellite images using the software for georeferencing. The satellite images were enhanced using an image processing software package (Envi 5.0) to facilitate the pre-processing and processing of the study area. High precision, were used to capture data at several identifiable points on the images to be used as ground control points (GCPs).
    Results & Discussion

    This paper aims to identify oil pollution in soil using SPOT5 satellite imagery. In this study, SPOT5 satellite images are used with supervised classification methods that created two color threshold, Low to High of petroleum products in the study area. In the study area the high threshold have the most pollution. Grounds point control are used for accuracy and validation of results, five point with certain color threshold, for identification polluted soils. In the study area, results of statistical analysis show that metal concentrations Ni and Co elements compared with World Shale Standard are contaminated with high amount and average concentrations of all three metals Ni, Co and V compared with non-contaminated soil standard are also polluted with high range. Soil salinity factor in the study area is plotted at saline range according of saline soils classification. According to statistical results, high correlation between pH, Oil / Grease, V and EC are showed that Vanadium is characteristic of oil pollution ,also the salinity and pollution oil / grease in soil due to crude oil been created. The correlation between Ni and Co elements, indicates that the source of them are same and due to the geological factors. Principal component analysis show that first factor is most effective factor in the contamination of soil which has a high correlation with pH, Oil / Grease, V and the EC which can dominated the same source of these parameters with crude oil. The second factor is shown high correlation between Co and Ni have same source that due to material of soil in the study area.
    Keywords: oil-contaminated of soil, Remote Sensing, images SPOT5, Pollution indicators, Multivariate Statistics, Marun Oilfield