فهرست مطالب

پژوهشهای روستایی - سال دهم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال دهم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سید قاسم حسنی* صفحات 6-19
    کشاورزی نقش اساسی و تعیین کننده ای در سرنوشت جامعه روستایی مازندران دارد و با تغییراتی که برای آن رخ می دهد، پایداری جوامع روستایی نیز تحت تاثیر آن قرار می گیرد. هدف تحقیق حاضر بررسی دو نوع کشاورزی سنتی و مدرن و رابطه آن با سیستم پایداری روستایی است. جامعه موردمطالعه در این تحقیق شامل اجتماعات روستایی در شهرستان آمل است که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 77 نفر از افراد کشاورز که دارای سابقه طولانی کشاورزی بودند و تجربه دو نوع کشاورزی سنتی و مدرن را داشتند انتخاب گردیدند. در این تحقیق از ابزار پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق درمجموع کشاورزی سنتی با سیستم پایداری تاثیر مستقیم دارد و می توان آن را نوعی از کشاورزی پایدار قلمداد کرد. هر آنچه کشاورزی روستایی به سمت مدرن شدن می رود به شدت بر پایداری روستایی اثر منفی دارد. با توجه به تاکید بر کشاورزی پایدار، پیشنهاد آن است که کشاورزی مدرن صرفا در جهت منافع اقتصادی و سودبری سوق نیابد و نگرش کشاورز از این که از کشاورزی مدرن می توان بیشترین سود حاصل گردد تغییر کند.
    کلیدواژگان: کشاورزی سنتی، کشاورزی مدرن، مدل نظری شبکه روستایی، پایداری، مازندران
  • بهروز افخمی*، محمد زینالی صفحات 20-33
    در دنیای معاصر محوطه های میراث فرهنگی نقش مهمی در توسعه محلی دارند؛ اما به نظر می رسد در کشور ایران توسعه محلی بر مبانی میراث فرهنگی  چندان موضوعیت نداشته است. باوجود غنای میراث فرهنگی ملموس همانند بافت ها و بناهای تاریخی و پراکنش آن در نقاط کمتر توسعه یافته و روستایی کشور، میراث فرهنگی به عنوان یک عنصر توسعه ای مطلوب تاکنون بشمار نیامده است. این مقاله با رویکرد تفسیری، «خانه» های تاریخی مردم روستای کزج را موردمطالعه قرار داده و تفسیر خانه های روستایی را رهیافتی مطلوب در راستای توسعه محلی و شناسایی ارزش های محلی می داند؛ خانه های تاریخی درواقع میراث مادی باارزش در دسترسی هستند که می توانند روشنگری های ویژه ای را در ارتباط با بافت جوامع گذشته فراهم آورند. تحقیق حاضر از طریق روش تفسیری هرمنوتیکی بر اساس توصیف معماری تاریخی در روستای «کزج»، تجارب زیسته ساکنان خانه های این روستا را موردمطالعه قرار می دهد. در این راستا منظر فرهنگی روستا با جمع آوری داده های کوچک تر؛ توصیفی پدیدارشناسانه شده و از طریق دور هرمنوتیکی، سه مرحله از زندگی بشری استحصال و تفسیر شده است.
    کلیدواژگان: میراث فرهنگی، خانه های تاریخی، پدیدارشناسی، توسعه روستایی، کزج
  • مینو قره بگلو*، شهین فرخی صفحات 34-49
    روستای سرند از توابع شهرستان هریس در زلزله آذربایجان شرقی 1391 دچار تخریب صد در صد گردید. هدف از پژوهش حاضر، شناخت و بررسی روند بازسازی و الگوی مسکن ارائه شده برای آسیب دیدگان و مقایسه آن با الگوهای پیشین و نیز ارزیابی تطبیقی الگوهای مکان-رفتاری در دو وضعیت قبل و بعد از زلزله و روشن شدن نواقص و مشکلات به وجود آمده جهت رفع آن در حوادث بعدی است. در راستای رسیدن به اهداف مورد نظر، علاوه بر مطالعه اسناد و مدارک موجود، از پیمایش محیطی نیز استفاده شده است، بدین منظور  از روش اکتشافی توصیفی در کل پژوهش بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که الگوهای مکان- رفتار بعد از زلزله مساکن روستای سرند تفاوت اساسی با الگوهای قبل از زلزله داشته و به دلیل شتاب زده بودن بازسازی توجهی به الگوهای سنتی و بومی و مشارکت اهالی روستا، همچنین معیشت روستائیان نشده است. علاوه بر این نتایج نشان می دهد زبان الگوی خانه های جدید (بعد از زلزله) در مقابل زبان الگوی خانه های سنتی، قرار دارد. همچنین در مورد الگوهای انسانی می توان نتیجه گرفت که الگوهای مکان-رفتار خانه های سنتی به الگوهای کالبد-عملکرد در خانه های جدید تقلیل یافته اند. لذا می توان گفت با همکاری و مشارکت دادن روستائیان در بازسازی و استفاده از تجربه و اندیشه آنان و به کارگیری اصول سنتی و بومی تا حد لزوم می توان تا حدودی زیادی از شدت مشکلات احتمالی در آینده کاست.
    کلیدواژگان: بازسازی، مسکن روستایی، الگوهای مکان-رفتار، قرارگاه رفتار، روستای سرند
  • حسنعلی فرجی سبک بار*، حبیب محمودی چناری، علی یوسفی، مهدی خداداد صفحات 50-63
    انجام تحقیقات در حوزه علوم انسانی بیشتر یک مبحث کیفی است، و نیازمند سطح تحلیل کیفی و کشف ارتباط درونی متغیرهای پژوهش است. یکی از مباحث مهم و پایه در بحث مطالعات انسانی، مبحث جمعیت شناسی و بخصوص شناخت ویژگی های ساختاری آن است. در این راستا، پژوهش حاضر می کوشد تا با به کارگیری منطق فازی، وضعیت سالخوردگی جامعه روستایی ایران را در سطح 390 شهرستان کشور مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع پژوهش های توصیفی-تحلیلی است که با روش تحلیل ثانویه انجام شده است. داده های موردنیاز متناسب با شش شاخص؛ نسبت پیری و جوانی، نسبت جنسی، نسبت سالمندی، حمایت بالقوه و حمایت پدر و مادر از مرکز آمار ایران استخراج گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق روستایی حاشیه ایران به دلیل دارای بودن مقادیر مطلوب در شاخص های شش گانه، با توجه به پایگاه دانش طراحی شده از میزان سالخوردگی کمتری برخوردار بوده، در حالی که مناطق روستایی داخل ایران به شدت به سمت پیری رفته و سالخورده شده اند. همچنین نتایج این پژوهش با نقشه قومیت ایران مقایسه شده و نتایج حاکی از آن است که روند سالخوردگی با نقشه قومیت همپوشانی بالایی دارد. چراکه مرزهای جغرافیایی ایران با جغرافیای قومیت ها دارای اشتراک مکانی بوده، تمایل به فرزندآوری و داشتن فرزندان بیشتر در این نواحی به نسبت مراکز داخلی کشور بیشتر است. ابن امر سبب افزایش مقدار مطلوب شاخص های شش گانه و برتری مناطق حاشیه نسبت به مرکز شده است.
    کلیدواژگان: جمعیت روستایی، سالخوردگی، سکونتگاه های روستایی، سیستم های دانش بنیان
  • لیلا زلیخایی سیار، کریم نادری مهدیی*، رضا موحدی صفحات 64-77
    هدف پژوهش حاضر شناسایی راهکارهای مدیریت پایدار آب کشاورزی و بررسی تاثیر هر یک بر متغیر وابسته تحقیق است که با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه آماری این مطالعه را کارشناسان و متخصصان حوزه آب در سطح استان همدان به تعداد 130 نفر تشکیل می دادند که در مرحله کیفی تعداد 35 نمونه به شیوه هدفمند و در مرحله کمی تعداد 100 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به شیوه تصادفی انتخاب شدند. برای بررسی و تحلیل روابط بین متغیرهای مستقل (راهکارها) و وابسته (مدیریت پایدار آب کشاورزی) از مدل یابی معادلات ساختاری بر اساس الگوریتم PLS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که 55 درصد از واریانس متغیر وابسته (مدیریت پایدار آب کشاورزی) توسط متغیرهای مستقل موردبررسی (13 راهکار شناسایی شده) تبیین می شود که از بین این راهکارها، «برنامه ریزی آبیاری» (به عنوان راهکار اصلی) با ضریب تاثیر 275/0 بیشترین اهمیت و تاثیر را دارد. آموزش های کاربردی و مستمر با ضریب تاثیر 269/0، بازچرخانی آب در فرآیند تولید با ضریب تاثیر 247/0، افزایش راندمان انتقال آب با ضریب تاثیر 209/0، آگاهی بخشی و اطلاع رسانی با ضریب تاثیر 197/0 و در نهایت کاهش ضایعات کشاورزی با ضریب تاثیر 172/0 به ترتیب رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص دادند.
    کلیدواژگان: آب کشاورزی، راهکار، روش آمیخته، مدیریت پایدار
  • سیدعلی اکبر عظیمی دزفولی*، عبدالرضا رکن الدین افتخاری، قدیر نظامی پور، اوا هایدج، بیژن نظری، مهدی کاظم نژاد، منوچهر فرج زاده، هدایت فهمی صفحات 78-91
    در شرایط منابع آبی کشور، برقراری تناسب بین امنیت غذایی متکی بر تولید داخل و امنیت آبی به عنوان دو مولفه ی اساسی امنیت ملی و پذیرش اجتماعی آن، از الزامات مشروعیت و مقبولیت سیاست ها در چارچوب ارتقای حکمروایی آب و کشاورزی تلقی می گردد. هدف این مقاله که منعکس کننده بخشی از یک آینده پژوهی یکپارچه است به دنبال پاسخ به چگونگی پذیرش دلایل ناظر بر تامین آب برای خودکفایی گندم تا 1404 از سوی ذی نفعان اصلی هست. بر اساس اطلاعات NETWAT مصرف آب تولید ملی گندم برآورد شده سپس بنا به نتایج کارگاه، معیارهای تایید و رد تامین آب برای خودکفایی گندم در قالب سیزده متغیر استخراج گردید. پرسشنامه ای با طیف لیکرت 5 گزینه ای و پس از ارزیابی روایی توسط کارشناسان و برآورد آلفای کرونباخ 704/0 در سطح 05/0 میان 47 نفر از خبرگان بخش کشاورزی و آب توزیع شد که با روش نمونه گیری خوشه ایو هدف مند انتخاب شدند. فرضیه پایین بودن میزان پذیرش µi
    کلیدواژگان: خودکفایی گندم، نیاز آبی، پذیرش اجتماعی، حکمروایی آب و کشاورزی، آینده پژوهی یکپارچه
  • امید امیدی شاه آباد، سیدعلی بدری*، محمدرضا رضوانی، نادر زالی صفحات 92-113
    برنامه های توسعه و عمران روستایی بر اساس الگو های مختلف در استان لرستان، توفیق مورد انتظار را در رونق اقتصادی و بهبود زندگی روستاییان نداشته و به لحاظ اجتماعی در نهادینه کردن مشارکت روستاییان و توانمندسازی آنان موفقیت چندانی کسب ننموده است. برای از بین بردن این آثار منفی از فضاهای روستایی استان، ضروری است که عوامل کلیدی موثر برای ارائه الگوی آمایش فضاهای روستایی با رویکرد آینده نگاری به عنوان هدف اصلی این تحقیق شناسایی و تحلیل گردد. بدین روی در این تحقیق با استفاده از روش های دلفی ، پنل متخصصان و تحلیل تاثیرات متقابل با کمک نرم افزار MicMac  عوامل کلیدی موثر در طراحی الگوی آمایش فضاهای روستایی شناسایی و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که از 40 مسئله و مشکل اصلی برنامه های روستایی ، 13 عامل چشم انداز روستایی، آینده نگاری، محیط زیست، ساختار اقتصاد روستایی، حکمروایی روستایی، سناریوهای جایگزین، ویژگی های مناطق، آمایش سرزمین، مشارکت روستاییان، اصول توسعه فضایی روستایی، ظرفیت محلی و سرمایه اجتماعی، مدیریت روستایی و همگرایی- واگرایی بخش ها مهم ترین عوامل کلیدی موثر بر طراحی الگوی آمایش فضاهای روستایی لرستان محسوب می شود.
    کلیدواژگان: الگوی آمایشی، فضاهای روستایی، آینده نگاری، میک مک، لرستان
  • عظیمه سادات عبداللهی*، صادق صالحی، محمد جواد زاهدی، محمدسعید ذکایی صفحات 114-129
    پژوهش حاضر به تحلیل جامعه شناختی پدیده خشکسالی از منظر کشاورزان استان اصفهان بر اساس رویکردی تفسیری - برساختی پرداخته است. روش پژوهش از نوع کیفی است. داده ها از طریق انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته جمع آوری شد. حجم نمونه 35 نفر از کشاورزان بخش مرکزی و غربی استان اصفهان بود که بر مبنای نمونه گیری هدفمند از نوع حداکثر تنوع انتخاب شدند. مبنای اتمام مصاحبه ها اشباع نظری بوده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، از روش نظریه زمینه ای استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که خشکسالی از دیدگاه کشاورزان یک پدیده چند لایه ای است که دارای عللی چندگانه است. به طور کلی، کشاورزان 4 عامل اصلی را به عنوان علل پدیده خشکسالی بیان نموده اند: «حکمرانی ناکارآمد آب»، «کشاورزی خودمدار»، «تغییرات اقلیمی»، «علل تقدیرگرایانه». این عوامل در تعامل با یکدیگر، پدیده خشکسالی را شکل می دهند. یافته های پژوهش حاضر می تواند در زمینه سیاست گذاری های مرتبط با کشاورزی و توسعه حکمرانی خوب در این زمینه موثر باشد.
    کلیدواژگان: بخش مرکزی و غربی استان اصفهان، حکمرانی ناکارآمد، خشکسالی، ساختار کشاورزی، نظریه زمینه ای
  • مجتبی قدیری معصوم، سید حسن مطیعی لنگرودی، محمدرضا زالی، علی غلامی* صفحات 130-145
    امروزه کارآفرینی و ایجاد فعالیت های کارآفرینانه بهترین راهبرد در ماندگاری و توسعه روستاها شناخته می شود. با این حال فعالیت های کارآفرینی در این مناطق می بایست بر اساس ظرفیت ها و پتانسیل های موجود در آن ها صورت گیرد تا به موفقیت دست یابد. تحقیق حاضر که با هدف پهنه بندی مناطق روستایی پارس آباد از نظر مزیت نسبی کارآفرینی و عوامل موثر در آن نگاشته شده است، از نوع مطالعات کاربردی با روش توصیفی - تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی (پرسشنامه و مشاهده) صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق را کارآفرینان و روستاییان تشکیل می دهند که به ترتیب نمونه های انتخاب شده 22 نفر از کارآفرینان روستایی با روش تمام شماری و 377 نفر از روستاییان با روش نمونه گیری طبقه بندی شده تصادفی، می باشند. برای پهنه بندی مزیت نسبی کارآفرینی روستایی از شاخص های مزیت مقیاس (SAI)، مزیت کارایی (EAI)، مزیت نسبت مکانی (LQ) و مزیت جمعی (AAI)، با استفاده از تحلیل خوشه-ای سلسله مراتبی، برای بررسی عوامل موثر از آزمون تحلیل واریانس کروسکال والیس و جهت پیش بینی وضعیت رشد کارآفرینی در مناطق روستایی از روش تغییر - سهم استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که دهستان های اصلاندوز، اسلام آباد، ساوالان و اولتان بیشترین مزیت نسبی را در کارآفرینی روستایی دارا هستند. و عوامل متمایز کننده عمدتا عملکردی محلی دارند و کمیت و کیفیت کارآفرینی را تحت تاثیر قرار می دهند.
    کلیدواژگان: مزیت نسبی کارآفرینی، کارآفرینی روستایی، مناطق روستایی پارس آباد
  • میرستار صدرموسوی، حسین کریم زاده*، محسن آقایاری هیر، عقیل خالقی صفحات 146-163
    تحقیق حاضر به آسیب شناسی پیامدهای برنامه های توسعه در بخش روستایی شهرستان ورزقان با روش آمیخته (کمی- کیفی، به شیوه همگرا) پرداخته است. ازنظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. به لحاظ گردآوری داده ها، از نوع ترکیبی بوده و بنیان فلسفی آن مبتنی بر رویکرد پراگماتیسم است. جامعه آماری شامل کارشناسان محلی است که در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته (برای 132 نفر پاسخگو) و در بخش کیفی از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختار یافته (51 نفر مصاحبه شونده در دو مرحله) استفاده شده است. نبود فرصت های شغلی مناسب برای جوانان، فقدان فعالیت های تولیدی اشتغال زا، ناموفق بودن ایجاد صنایع متصل به کارخانجات معدنی موجود در منطقه، ناموفق بودن صنایع و کارگاه های کوچک اشتغال زای کشاورزی و افزایش فقر و محرومیت اجتماعی از مهم ترین پیامدهای مستخرج از تجزیه وتحلیل کیفی به روش تئوری بنیادی است. نتایج ارزیابی نیکویی برازش حاصل از مدل ساختاری (حداقل مربعات جزئی) نشان می دهد که مدل ارائه شده در سطح مطلوب با داده های تجربی سازگاری دارد و در منطقه موردمطالعه ارتباطی یک سویه بین پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و جامع وجود دارد که پیامدهای اقتصادی و اجتماعی برنامه های توسعه منجر به بروز پیامدهای فضایی و جامع هستند؛ به طوری که شرایط اجتماعی و اقتصادی به فضا و کالبد منطقه تاثیر منفی می گذارند؛ همچنین تحلیل مسیر پیامدهای فضایی با پیامدهای جامع نشان می دهد که کمرنگ شدن جایگاه روستا و کشاورزی در رویکرد توسعه ملی و عدم تطابق اقدامات با بنیان های توسعه پایدار از مهم ترین متغیرهای با ضریب تاثیر بالا هستند.
    کلیدواژگان: آسیب شناسی، برنامه های توسعه، روش آمیخته، تئوری بنیادی، حداقل مربعات جزئی
|
  • Seyed Ghasem Hasani * Pages 6-19
    The rural community in Mazandaran is characterized by agricultural traits and rice cultivation. Indeed, agriculture plays an important role in the social, cultural, economic and environmental relations of rural communities in this province. Considering two types of agriculture, this study aims at the relationship between them and a sustainable system which farmers believe can be achieved in farming. The research method was both quantitative and qualitative. In the quantitative part, a questionnaire was used to collect the data. The farmers that were selected were those who had experience with modern agriculture under the influence of agricultural development programs. In the qualitative part, interviews were conducted with a sample of 20 farmers until data saturation. In this research, a sample of three villages around the city of Amol was selected where the farmers had experience with both traditional and modern agricultural systems. The findings show that, in terms of sustainability, there is a fundamental difference between traditional and modern agricultural practices. Based on the results of the analysis, traditional agriculture has a direct impact on sustainability, and farmers are aware of this. However, where the economy is prevailed by profit attitudes and the other sectors are not involved in agriculture, circumstances are not in line with sustainability.
    Keywords: Traditional agriculture, Modern agriculture, Theoretical model of rural network, Sustainability, Mazandaran
  • Behrouz Afkhami *, Mohammad Zeinali Onari Pages 20-33
    In the contemporary world, sites of cultural heritage play an important role in local development, but, in Iran, local culture does not seem to be very based on cultural heritage. Despite the tangible cultural richness of historical buildings and their distribution in the less developed and rural areas of the country, cultural legacy has not been considered as a desirable element of development yet. This study discusses the "historical home" of the people in the village of Kozj with an interpretive approach. It considers the interpretation of village houses desirable enough for the local development and the identification of local values. Historic houses are, in fact, the available precious heritage that can shed light on the past societies. The study deals with the experiences of the residents in the village through the hermeneutical interpretation of the historical architecture of the village. In this regard, the cultural landscape of the village is extracted and interpreted phenomenologically through small collections of data. Also, through the hermeneutic cycle, three stages of human life are identified and interpreted.
    Keywords: Cultural heritage, Home, Phenomenology, Development, Kazaj
  • Minou Gharehbaglou *, Shahin Farrokhi Pages 34-49
    Sarand is a village in the county of Harris in the East Azerbaijan province, Iran. In 2012, it suffered a total destruction in an earthquake. The purpose of this study is to evaluate the housing pattern proposed for the injured and to compare it with the previous patterns. Also, a comparative evaluation is performed of the behavioral patterns in both pre- and post-earthquake settings to clarify the deficiencies and problems encountered. In order to achieve the desired goals, in addition to studying the existing documents, a field survey was done. For this purpose, the descriptive exploratory method was used in the research.The results of the research indicate that the patterns of place-behavior in Sarand village houses after the earthquake are fundamentally different from the pre-earthquake patterns. Due to the hasty reconstruction of buildings, little or no attention was paid to the traditional and indigenous patterns, participation of the villagers, and issues of rural livelihoods. In addition, the results indicate that the language of the new housing model after the earthquake is in contrast to the language of the traditional housing model. In the case of human patterns, it can be concluded that the place-behavior patterns of traditional houses have turned into poor physical-functional patterns in the new houses. Therefore, possible problems in such cases can be reduced in the future by the cooperation and involvement of users in reconstruction processes, using of their experiences and opinions, and application of traditional and indigenous principles.
    Keywords: Reconstruction, Rural housing, Place-behavior patterns, Behavioral headquarters, Village of Sarand
  • Hassanali Faraji Sabokbar *, Habib Mahmoodi Chenari, Ali Yousefi, Mehdi Khodadad Pages 50-63
    Research in scientific fields is mainly a qualitative issue which requires a level of qualitative analysis and involves the discovery of the relationships among research variables. One of the most important issues in the discussion of human topics is demography and, in particular, the recognition of demographic features. In this regard, this study seeks to examine the state of aging in Iranian rural communities in 390 counties of the country by using fuzzy logic. The research is a descriptive-analytic type and applied in terms of purpose. It was carried out through secondary analyses. The required data were derived from the Statistics Center of Iran and covered six indicators including the ratio of aging and youth, the ratio of genders, the ratio of old age, potential support and parental support. The results showed that, according to the designed database, the rural areas in the margins of Iran have a low rate of aging due to desirable conditions in the six indicators. In contrast, the rural areas in the internal parts of Iran are severely aged and are moving toward aging rapidly. The results of this study were also compared with the ethnicity map of Iran. It was indicated that the findings of this study about the aging process strongly overlap the information on the ethnicity map. Due to the broad ethnic distribution in the geographical boundaries of Iran, the, the desire to have children is higher than that in the central parts of the country. This has led to an increase in the desirable values of the six indicators in the marginal areas and the superiority of those areas over the internal parts.
    Keywords: Rural population, Aging, Rural settlements, Knowledge-based systems
  • Leila Zolikhaei Sayyar, Karim Naderi Mahdeei *, Reza Movahedi Pages 64-77
    The purpose of this study was to delineate methods of sustainable agricultural water management. The study is based on a mixed methodology, namely both quantitative and qualitative. The statistical population included 130 water experts in Hamedan province. In the qualitative phase, 35 participants were purposefully selected, but, in the quantitative phase, there were 100 experts selected randomly according to Krejcie and Morgan’s sampling table. In order to identify the relationships between the independent variables (i.e. solutions to water management) and the dependent variable (i.e. sustainable agricultural water management), structural equation modeling was used through the PLS algorithm. The results showed that 55 % of the dependent variable variance was determined by 13 independent variables. Of these variables, the irrigation planning solution proved to be the main solution with the highest impact and a coefficient of 0.275. The next five factors with great effects on sustainable agricultural water management included applied and continuous training, water recycling, water transfer efficiency, information sharing, and reducing agricultural wastes with impact coefficients of  0.269, 0.247, 0.209, 0.197, and 0.172 respectively.
    Keywords: Agricultural water, Mixed method, Sustainable management, Solution
  • Seid Ali Akbar Azimi Dezfuli *, Abdoreza Rukn Al, Din Eftekhari, Ghadir Nezamipur, Eva Hideg, Bizan Nazari, Mahdi Kazemnejad, Manochehr Farajzadeh, Hedayat Fahmi Pages 78-91
    Food security and water security are the fundamental components of community policy making. Through increasing safety and health as well as taking care of future generations and marginal groups, food security serves as one of the key issues related to sustainable rural and agriculture development. However, for the future of the world food, supplying the necessary water is a serious global challenge. With regard to the importance of the social acceptance of cost-benefit issues about water supplying for wheat self-sufficiency in the country, this paper seeks to respond to the question ‘how socially acceptable are the water supply programs for wheat self-sufficiency?’. Agriculture census (2012-13) and NETWAT data were used to compare the water consumption for wheat and other crops. A virtual workshop design was implemented for a social discourse about the reasons of water supply for wheat self-sufficiency. This was according to the integral future studies approach (2014-15). The data collection tool was a questionnaire (α = 0.05, chronbakh = 0.73) taken by a sample of 47 experts. As the results of the t-test (α = 0.05) showed, the experts would accept the pursuit of water supply programs for wheat self-sufficiency provided that water productivity is promoted and the following conditions are fulfilled: a) maintenance of the unique position of wheat in the food basket of the society, b) less water requirement for wheat than for most crops, c) insured access to wheat through its domestic production, d) improvement of national economic capacity, e) maintenance of agricultural employment capacity especially in rural areas, and f) maintenance and enhancement of national security.
    Keywords: Wheat self-sufficiency, Virtual water, Water governance, Social acceptance, Integral future studies
  • Omid Omidi Shahabad, Seyed Ali Badri *, Mohammad Reza Rezvani, Nader Zali Pages 92-113
    Rural development programs based on different patterns in Lorestan province did not have the expected effect on the economic prosperity and improvement of villagers' life. Socially, they had no success to establish the participation of villagers and their empowerment either. In order to eliminate these shortcomings from the rural areas of the province, it is necessary to identify and analyze the key factors in presenting a rural spatial planning pattern through a foresight approach. In this research, Delphi and panel techniques together with the analysis of interactions were implemented with the MicMac software to identify and analyze the key factors involved in designing a pattern for rural spatial planning. The results showed that, out of 40 main problems in rural programs, 13 factors are the most important ones to affect the design of a pattern for the rural areas of Lorestan. These factors include rural perspective, futurism, environment, rural economic structure, rural governance, alternative scenarios, features of the regions, land use planning, rural participation, spatial development principles, rural, local capacity and social capital, rural management, and convergence-divergence of the sectors.
    Keywords: Spatial pattern, Rural areas, Foresight, MicMac, Lorestan province
  • Azimeh Sadat Abdullahi *, Sadegh Salehi, Mohammad Javad Zahedi Mazandarani, Mohammad Saeed Zokaei Pages 114-129
    In this research, a socio-economic analysis of drought was conducted from the perspective of farmers in Isfahan Province. The research was based on an interpretive-constructive approach, and its method was qualitative. The data were collected through semi-structured interviews. The sample size was 35 farmers in the central and western parts of Isfahan Province who were selected based on the purposeful sampling of the maximum diversity. The basis for the completion of the interviews was theoretical saturation. To analyze the data obtained from the interviews, a systematic field theory analysis was done. The results of the study indicated that, from the farmers' point of view, drought is a multifactor phenomenon induced by multiple causes. In general, the farmers enumerated four main factors as the causes of drought, including ineffective water management, self-centered agriculture, climate change, and fatalistic causes.
    Keywords: Agriculture structure, Central, western parts of Isfahan province, Drought, Grounded theory, Inefficient governance
  • Mojtaba Ghadiri Masoum, Seyed Hassan Motiee Langrudi, Mohammad Reza Zali, Ali Gholami * Pages 130-145
    Nowadays, entrepreneurship and the creation of entrepreneurial activities are the best strategy for the survival and development of villages. The present research aims at zoning the rural areas of Pars Abad in terms of the relative advantages of entrepreneurship and the factors that affect it. The research is based on a descriptive-analytic method. Data gathering was done by document and field methods, i.e. questionnaire and observation. The statistical population of the study consisted of entrepreneurs and villagers. According to the sample, 22 rural entrepreneurs were selected by the random sampling method, and 377 villagers were selected randomly. To evaluate the relative advantage of rural entrepreneurship, the scale advantage index (SAI), efficiency advantage index (EAI), spatial advantage index (LQ) and collective advantage index (AAI) were used through a hierarchical cluster analysis. Also, to investigate the affecting factors, Kruskal-Wallis analysis of variance was done. The change-share method was used to predict the growth status of entrepreneurship in rural areas. As the results showed, Aslandois, Islamabad, Savalan and Oltan have the greatest comparative advantage in rural entrepreneurship. It was also found that differentiating factors are mainly local practices that affect the quantity and quality of entrepreneurship.
    Keywords: Comparative advantage of entrepreneurship, Rural entrepreneurship, Pars Abad rural areas
  • Mirsatar Sadr Mousavi, Hossein Karimzadeh *, Mohsen Aghayari Hir, Aghil Khaleghi Pages 146-163
    This research aims at the pathology of the consequences of development plans in the rural areas of Varzaqan city. The research was conducted through a mixed method. In terms of purpose, it is functional, and, in nature, it is a descriptive-analytical study. In terms of data collection, it is a mixed type, and it is philosophically based on a pragmatist approach. The statistical population consisted of 132 local experts who participated in a quantitative section by responding to a researcher-made questionnaire and 51 experts who took part in two stages of qualitative semi-structured interviews and observations. Lack of suitable employment opportunities for young people, lack of productive activities, unsuccessful establishment of industries connected with the existing mines in the region, unsuccessful industries and small workshops of agricultural employment, and increasing poverty and social deprivation were the most important findings of the qualitative analysis by the Grounded theory. The results of the goodness-fit assessment obtained from the PLS structural model showed that the proposed model was compatible with the experimental data at an optimal level. Also, in the study area, there was a unified relationship among social, economic, physical and comprehensive consequences. The economic and social consequences of developmental plans were found to have led to certain spatial and comprehensive situations. The analysis of the spatial outcomes with comprehensive implications showed the weakening of rural and agricultural status in national development attempts and the mismatch of measures with the foundations of sustainable development. These two parameters were among the most important variables with high impact coefficients.
    Keywords: Pathology, Development plans, Mixed method, Grounded theory, PLS