فهرست مطالب

دانش حسابداری - پیاپی 36 (بهار 1398)
  • پیاپی 36 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • دکتر قاسم بولو*، میثم احمدوند صفحات 1-38
    هدف
    نکول شرکتی یکی از پدیده های ناخوشایند در طول زندگی هر بنگاه اقتصادی است. هزینه ها و مخاطره های نهفته در این رویداد باعث شده است طی چهار دهه گذشته، مدل های مختلفی برای پیش بینی و اندازه گیری آن ابداع و ارائه گردد. با توجه به اهمیت موضوع، این پژوهش قصد دارد با استفاده از داده های نمونه ای متشکل از 100 شرکت از صنایع منتخب فهرست شده در بورس اوراق بهادار تهران، الگویی برای پیش بینی نکول شرکتی ارائه کند.
    روش
    در این پژوهش، ابتدا با استفاده از مطالعه اسنادی و روش دلفی فازی، عوامل و متغیرهای بالقوه تاثیرگذار بر روی نکول شرکتی شناسایی می شود، سپس محرک های نکول شرکتی به شکل تجربی با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری کمترین مربعات جزئی معرفی و الگویی جهت پیش بینی آن در بورس اوراق بهادار تهران ارائه می گردد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج پژوهش، نسبت های سود خالص به مجموع دارایی ها، سود عملیاتی به مجموع دارایی ها، سود انباشته به مجموع دارایی ها، دارایی های جاری به بدهی های جاری، سرمایه در گردش به مجموع دارایی ها، وجوه نقد به بدهی های جاری، بدهی های جاری به مجموع دارایی ها، مجموع بدهی ها به مجموع دارایی ها، خالص جریان نقدی عملیاتی به فروش و خالص جریان نقدی عملیاتی به مجموع بدهی ها را می توان به عنوان محرک های نکول شرکتی در بورس اوراق بهادار تهران معرفی کرد.
    نتیجه گیری
    مشاهده شد که در بورس اوراق بهادار تهران، صرفا نسبت های حسابداری به عنوان محرک های نکول شرکتی معرفی شده اند و سایر محرک های بالقوه شامل متغیرهای بازار، نماگرهای کلان اقتصادی، عوامل غیرمالی و معیارهای کیفیت سود، نقشی در پیش بینی این رویداد ندارند.
    کلیدواژگان: نکول شرکتی، نسبت های حسابداری، مدل سازی معادلات ساختاری کمترین مربعات جزئی
  • دکتر محمدرضا نیک بخت، معصومه صابرماهانی، مصطفی دلدار* صفحات 39-65
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر تمرکز بر مشتری بر ساختار سرمایه و ساختار سررسید بدهی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است.
    روش
    برای آزمون فرضیه های تحقیق از الگوی رگرسیون خطی چندگانه استفاده گردیده است. برای اندازه گیری ساختار سرمایه از شاخص اهرم مالی، برای ساختار سررسید بدهی از نسبت بدهی بلندمدت و برای اندازه گیری تمرکز بر مشتری از سه متغیر نسبت فروش های عمده (فروش های بالای 10 درصد) به کل فروش، شاخص هرفیندال- هیریشمن و از متغیر مجازی وجود یا عدم وجود مشتری عمده در شرکت استفاده شده است. نمونه آماری این تحقیق پس از اعمال برخی محدودیت های موجود در این پژوهش، شامل 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1390 تا 1395 است.
    یافته ها
    شواهد پژوهش نشان داد که بین تمرکز بر مشتری و ساختار سرمایه، رابطه مثبت معنادار وجود دارد. به عبارتی، در شرکت هایی با مشتریان عمده، میزان اهرم مالی (بدهی) بالاتر است. همچنین، ساختار سررسید بدهی در شرکت هایی با مشتریان عمده، بلندمدت تر است.
    نتیجه گیری
    این نتایج مبین اهمیت و اثربخشی مشتریان عمده شرکت در افزایش ساختار سرمایه (اهرم مالی) و ساختار سررسید بدهی است.
    کلیدواژگان: تمرکز مشتری، ساختار سرمایه، ساختار سررسید بدهی
  • دکتر محسن دستگیر، امین ساکیانی، نازنین صالحی* صفحات 67-90
    هدف
    هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر محدودیت تامین مالی بر ریسک سقوط قیمت سهام با در نظر گرفتن اثر اقلام تعهدی برای دوره زمانی 1389 الی 1395 است.
    روش
    روش گردآوری داده ها، روش اسناد کاوی و مراجعه به بانک های اطلاعاتی و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی است؛ نرم افزار به کار رفته برای آماده سازی داده ها و تخمین مدل ها، استتا و ایویوز است. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از الگو داده های ترکیبی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج آژمون نشان می دهد که محدودیت تامین مالی موجب افزایش احتمال ریزش قیمت سهام می گردد. هم چنین تاثیر مثبت بین محدودیت تامین مالی و احتمال خطر سقوط قیمت سهام با در نظر گرفتن اثر اقلام تعهدی تشدید می گردد.
    نتیجه گیری
    شرکت هایی که با محدودیت تامین مالی مواجه هستند احتمال انباشت و مخفی سازی اخبار بد توسط مدیران برای دستیابی به منابع مالی افزایش می یابد همچنین مدیران از طریق اقلام تعهدی اقدام به مدیریت سود و مخفی نمودن اخبار بد می نمایند.
    کلیدواژگان: محدودیت مالی، خطر سقوط قیمت آتی سهام، مدیریت سود، اقلام تعهدی غیرعادی
  • دکتر محمدامید اخگر*، سمیره داودی صفحات 91-113
    هدف
    با توجه به اینکه سود، یکی از مهم ترین عوامل موثر بر تصمیم گیری های اقتصادی است، مدیران شرکت ها ممکن است به منظور نشان دادن ثبات در بهبود و کارایی اقدام به مدیریت سود نمایند. مدیران می توانند سود را از طریق انتخاب اقلام تعهدی اختیاری و یا از طریق تنظیم فعالیت های واقعی شرکت دستکاری کنند. اگر سیستم حسابداری یک شرکت و نتایج آن قابلیت مقایسه بالایی داشته باشد، منجر به کاهش انگیزه مدیران برای رفتار فرصت طلبانه مدیریت سود می شود و در نتیجه، استفاده کنندگان بیرونی می توانند عملکرد اقتصادی واقعی شرکت را با دقت بیش تری بررسی کنند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین قابلیت مقایسه ارقام حسابداری، مدیریت سود حسابداری و مدیریت سود واقعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
    روش
    این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، همبستگی است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، تعداد 122 شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 تا 1394 به روش نمونه گیری حذف سیستماتیک انتخاب و به عنوان نمونه اصلی در نظر گرفته شد. به منظور بررسی روابط بین متغیرها از رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج پژوهش بیانگر آن است که، زمانی که سیستم حسابداری شرکت، ارقام قابل مقایسه تری ارائه می دهد، مدیریت سود حسابداری شرکت کاهش می یابد و بنابراین مدیران جهت مدیریت سود به دستکاری فعالیت های واقعی می پردازند که این عمل منجر به افزایش مدیریت سود واقعی می شود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل از تحقیق، به مدیران شرکت ها پیشنهاد می شود به ویژگی قابلیت مقایسه صورت های مالی به دلیل نقش آن در مدیریت سود، توجه بیشتری داشته باشند.
    کلیدواژگان: قابلیت مقایسه، مدیریت سود، مدیریت سود حسابداری، اقلام تعهدی، مدیریت سود واقعی
  • دکتر امین حاجیان نژاد*، سید رسول دانش سرارودی صفحات 115-136
    هدف

    پژوهش حاضر به تحلیل همزمان تاثیر نقد شوندگی و هزینه نمایندگی بر اجتناب مالیاتی، با توجه به سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی دوره زمانی 1390 تا 1394 پرداخته است.

    روش

    سه فرضیه بر مبنای تاثیرگذاری همزمان متغیرها بر اجتناب مالیاتی تدوین و داده ها با مراجعه به بانکهای اطلاعاتی و همچنین واکاوی اسناد و مدارک جمع آوری گردید و تحلیل داده ها با استفاده از سیستم معادلات همزمان دو مرحله ای و با کمک نرم افزار ایویوز انجام گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد سودآوری، قابلیت تبیین هر یک از متغیرهای نقدشوندگی و هزینه نمایندگی را به عنوان متغیر درون زا دارد و با توجه به نتایج معادلات همزمان، نقدشوندگی بر اجتناب مالیاتی، تاثیر منفی و هزینه نمایندگی بر اجتناب مالیاتی، تاثیر مثبت داشته است.

    نتیجه گیری

    تمرکز بیشتر بر سودآوری، می تواند در بهبود تصمیمات اقتصادی سرمایه گذاران مثمر ثمر باشد و تحلیل تاثیرگذاری متغیرهایی نظیر هزینه های نمایندگی و نقدشوندگی بر اجتناب مالیاتی شرکتها بدون در نظر گرفتن سودآوری، به نتیجه الزاما درست منجر نخواهد شد.

    کلیدواژگان: اجتناب مالیاتی، هزینه نمایندگی، نقدشوندگی، سودآوری
  • مهدی کاظمی علوم، دکتر محمد ایمانی برندق*، مصطفی عبدی صفحات 137-168
    هدف
    هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر حضور حداقل یک نماینده زن در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی (تنوع جنسیتی) بر کیفیت سود از طریق تحلیل داده های 152 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (1395-1391) است.
    روش
    روش گردآوری داده ها آرشیوی است و برای آزمون فرضیه های پژوهش، از تحلیل رگرسیون با رویکرد داده های ترکیبی نامتوازن استفاده شده است.
    یافته ها
    یافته ها حاکی از تاثیر معنادار حضور زنان در کمیته حسابرسی بر کیفیت سود است. اما در مقابل نتایج پژوهش نشان داد که تنوع جنسیتی در هیئت مدیره تاثیر معناداری بر کیفیت سود شرکت ها ندارد.
    نتیجه گیری
    حضور زنان در ارکان نظام راهبری روش مناسبی برای بهبود فرایند نظارت بر مدیریت و کیفیت گزارشگری مالی تلقی می شود. حضور نمایندگان زن موجب افزایش استقلال اعضای هیئت مدیره و کمیته های حسابرسی شده و در نتیجه کیفیت سود را بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: تنوع جنسیتی، کمیته حسابرسی، کیفیت سود، هیئت مدیره
  • احمد فلاح زاده ابرقویی، دکتر اکرم تفتیان*، دکتر فروغ حیرانی صفحات 169-194
    هدف
    این پژوهش باهدف بررسی رابطه دوطرفه بین افشای اطلاعات با همزمانی و ریسک سقوط قیمت سهام در بازه زمانی 1387 تا 1394 به اجرا درآمده است.
    روش
    روش گردآوری داده ها، روش سندکاوی و مراجعه به بانک های اطلاعاتی و روش تحلیل داده ها، از نوع استنباطی است. جهت آزمون فرضیه های پژوهش، سیستم معادلات همزمان با استفاده از روش رگرسیون دومرحله ای برآورد شد.
    یافته ها
    نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین افشای اطلاعات با همزمانی و ریسک سقوط قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران رابطه دوطرفه وجود دارد.
    نتیجه گیری
    تایید رابطه دوسویه و متقابل سازگار با نظریه های نمایندگی و علامت دهی است. بر اساس تئوری نمایندگی افزایش سطح افشا باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، افزایش کنترل و نظارت بر عملکرد، افزایش اطمینان سرمایه گذار و کاهش ریسک سقوط قیمت سهام می شود. همچنین بر اساس تئوری علامت دهی، با افزایش احتمال ریسک سقوط قیمت سهام، مدیران اقدام به انتشار اخبار خوب و تاخیر در انتشار اخبار بد می کنند.
    کلیدواژگان: ریسک سقوط قیمت سهام، همزمانی قیمت سهام، سیستم معادلات همزمان، افشای اطلاعات
|
  • Ghasem Bolo (Ph.D) *, Maysam Ahmadvand Pages 1-38
    Objective
    The corporate default is one of the most abrasive events in the life of a corporation. Costs and risks inherent in this event have caused various models be advised and introduced within the past four decades to measure and predict the corporate default. Considering the importance of the subject, this study aims to introduce an appropriate model for predicting the corporate default in the selected industries in the Tehran Stock Exchange, TSE, using a sample of 100 firms.
    Method
    In this study, first, the factors affecting the corporate default were identified by conducting library research and applying the fuzzy Delphi method. Second, the drivers of corporate default were introduced, and then, a default predicting model in the TSE framework was introduced, using partial least squares structural equation modeling (PLS-SEM).
    Results
    The findings showed that the following ratios could be considered successfully the drivers of corporate default in the TSE: net income to total assets,earnings before interest and tax to total assets, retained earnings to total assets, current assets to current liabilities, net working capital to total assets, cashto current liabilities, current liabilities to total assets, total liabilities to total assets, cash flow from operating activities to sales, and cash flow from operating activities to total liabilities.
    Conclusion
    It is found that in the TSE only the accounting ratios could be accepted as the corporate default drivers. The other potential drivers such as market variables, macroeconomic indicators, non-financial factors, and earnings quality measures do not play any role in corporate default predicting in the TSE.
    Keywords: Corporate Default, Accounting Ratios, Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM)
  • Mohammad Reza Nikbakht (Ph.D), Masoumeh Sabermahani, Mostafa Deldar * Pages 39-65
    Objective
    This research investigates the impacts of concentration on customer upon capital structure and debt maturity in the companies listed in the Tehran Stock Exchange, TSE.
    Method
    To test the hypotheses of the research, multiple linear regression model has been used. To measure capital structure and debt maturity structure, we used financial leverage and long-term debt ratio, respectively, and to determine concentration on customer, we examined the three variables of the ratio of major sales (sales above 10 percent) to total sales, the Herfindahl-Hirschman Inex, and the dummy variable of existence or lack of major customer. The sample includes 140 companies in the TSE in the years 2011-2016, regarding the constraints of this study.
    Results
    The evidence showed that there is a significant positive relationship between concentration on customer and capital structure. In other words, in the companies with major customers, the rate of financial leverage (debt) is higher the others. Also, in these companies the debt maturity structure is longer.
    Conclusion
    The results imply the importance and effectiveness of company's major customers in increasing the capital structure (financial leverage) and the debt maturity structure.
    Keywords: Customer Concentration, Capital Structure, debt maturity structure
  • Mohsen Dastgir (Ph.D), Amin Sakiyani, Nazanin Salehi * Pages 67-90
    Objective
    This study investigates the effects of financial constraints on the crash risk of future stock price in the years 2010 to 2017, considering the effects of abnormal accruals.
    Methods
    The data was collected by documentations review method and referring to databases, and was analyzed by Stata and Eviews software. Panel data model was applied to test the research hypotheses.
    Results
    The test results showed that the financing constraints increase the likelihood of crash risk of future stock price. In addition, the findings of the research indicated that the positive impact of the financial constraints on crash risk of future stock price will be exacerbated by the effect of the accruals
    Conclusion
      In the companies with financial constraints, the possibility of accumulation and hiding bad news by manager in search for financial resources will increase. Also earnings management and bad news hiding by managers will go on by the use of the accruals.
    Keywords: Financial Constraints, Crash Risk of Future Stock Price, Earnings Management, Abnormal Accruals
  • Mohammad Omid Akhgar (Ph.D) *, Samireh Davoodi Pages 91-113
    Objective
    Earnings are one of the most important factors influencing economic decisions, so corporate executives may manage the earnings to show stability in improvements and efficiency. Managers can manipulate the earnings by choosing discretionary accruals or regulating company's actual activities. If the accounting system of a company and its results are comparable, managers' motivation for opportunistic behavior of earnings management reduces, and as a result, external users can analyze the company's actual economic performances more accurately. The purpose of this study is to investigate the relationship between accounting comparability and the accrual-based earnings management, and then, the result for real earnings management in the companies listed in the Tehran Stock Exchange, TSE.
    Methods
    This research is an applied study and the correlation-based in the nature. The sample consists of 122 firms in the TSE in the years 2011 to 2015, chosen by the systematic deletion method of sampling to reach the main sample. To examine the relationship between variables, multiple regression and generalized least squares methods were used.
    Results
    The results showed that when the company's accounting system provides comparable figures, the company's accrual-based earning management decreases, and so managers to handle their earnings manipulate their real activities, which lead to increase in real earnings management.
    Conclusion
    Based on the results of the research, firms' managers are recommended to pay more attention to the comparability of financial statements due to its importance in earnings management.
    Keywords: Earnings Management, Accrual-Based Earnings Management, Accruals, Real Earnings Management
  • Amin Hajiannejad (Ph.D) *, Sayed Rasool Danesh Sararoodi Pages 115-136
    Objective

    The purpose of this study is to analyze the simultaneous effects of liquidity and agency cost on tax avoidance, considering the profitability of the companies listed in the Tehran Stock Exchange in the period 2012 to 2016.

    Method

    Three hypotheses were considered based on the simultaneous impacts of variables on tax avoidance. The data were collected by referring to databases as well as documentations review. Data analysis was performed, using a 2sls method in Eviews.

    Results

    The results showed that profitability has the ability to explain the impacts of each of the variables of liquidity and agency cost as endogenous variables, properly. According to the results of simultaneous equations analysis, liquidity has positive impact and agency cost has negative impact on tax avoidance.

    Conclusion

    More focus on profitability can be useful in improving the economic decisions of investors, and the analysis of the effects of variables such as agency cost and liquidity on tax avoidance in the companies with no regard to profitability will not lead necessarily to proper outcome.

    Keywords: Tax Avoidance, cost agency, Liquidity, Profitability
  • Mahdi Kazemi Olum, Mohammad Imani Barandagh (Ph.D) *, Mostafa Abdi Pages 137-168
    Objective
    The purpose of this study is to investigate the effects of at least one female delegate in the board of directors and in audit committee (gender diversity) on earnings quality, using the data analysis of 152 companies listed in the Tehran Stock Exchange in the years 2011-2016.
    Methods
    Data collection was done by the archive-based method, and the hypotheses tests was carried on by regression analysis, using the unbalanced panel data method.
    Results
    Findings showed there are significant impacts of women's participation in audit committee on the earnings quality. But conversely, the results showed that gender diversity in the board of directors has no significant effects on the company's earnings quality.
    Conclusion
    The presence of women's representatives in the leading members of firms results in improvements in monitoring the management and the quality of financial reporting. This increases the independence of the board of directors and audit committee and, as a result, improves earnings quality.
    Keywords: Audit Committee, Board of directors, Earnings Quality, Gender diversity
  • Ahmad Fallahzadeh Abarghouhei, Akram Taftiyan (Ph.D) *, Forough Heirany (Ph.D) Pages 169-194
    Objective
    This study examines the bilateral (two-sided) relationship between information disclosure with stock price synchronicity and the crash risk of falling stock prices in the companies listed in the Tehran Stock Exchange, TSE, in the period 2008 to 2015.
    Method
    Data was collected by documentations review and referring to databases, and the data analysis was inferential. To test the research hypotheses, the system of simultaneous equations by two-stage estimation method was estimated.
    Results
    The results of the estimation indicated there is a bilateral relationship between information disclosure with stock price synchronicity and crash risk of falling stock prices in the TSE.
    Conclusion
    The verified bilateral relationship is compatible with the agency and signaling theories. The agency theory implies that the increase in disclosure level results in decrease in information asymmetry and in crash risk of falling stock price, and rise in control or governance over performance and in investors trust. Also, the signaling theory suggests with regard to increase in the crash risk of falling stock prices, managers attempt to release good news and to delay publication of bad ones.
    Keywords: Crash Risk of Stock Price, stock price synchronicity, simultaneous equation system, information disclosure