فهرست مطالب

مطالعات ایرانشناسی - پیاپی 6 (پاییز 1396)
  • پیاپی 6 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/13
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حکمت الله ملا صالحی * صفحه 5
  • ایرج افشار (سیستانی) * صفحات 6-17
    راه ابریشم گذرگاه صلح، بازرگانی جهانی و کانال جابه جایی ایده ها، اندیشه ها، آگاهی ها، باورها و یکی از بزرگترین راه های بازرگانی جهان است. این راه با گذشتن از چندین کشور بزرگ و گسترده، با ارزش ترین پل میان مردمان و سرزمین های آن روزگاران بوده و حوزه های تمدن ایران، چین، هندوستان، میان رودان و ورا رودان را به هم پیوند داده و سده هایی چند، این بار سنگین تاریخی را بر دوش داشته است. امروزه گرچه کشورهای بزرگ باستان را مرزهای تحمیل شده پاره پاره کرده است، اما فرهنگ و آیین مردمان این سرزمین های نوین، از یک سرچشمه سیراب می شود. انگیزه این یگانگی را باید در پیوندهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این ملت ها جستجو کرد. در این جستار از چین تا ایران و از ایران تا روم، داده ها و ستاده ها به چند کالای مادی بسنده نمی شده است، بلکه آنچه اندیشه و دست مردمان فراهم می آورده، پراکنده می گردیده است. از فرآورده های طبیعی و صنعتی گرفته تا دست آفریده های بومی و آیین های ملی و آسمانی این همه نشانگر ارزش بزرگ راهی است، که خاور را به باختر پیوند میداد.
    امروزه بیش از هر زمان دیگری در دوران معاصر، همگرایی میان کشورهای هر منطقه از جهان ضروری است و هرگونه تلاشی در راستای پیوندهای گوناگون، می تواند بار دیگر زمینه ساز گشایش بزرگ راهی باشد که پیوند میان ملت ها را استوارتر سازد.
    کلیدواژگان: راه ابریشم، چین، هندوستان، میان رودان، اوراسیا، خلیج فارس، دریای مدیترانه، آسیای مرکزی، فلات ایران، آسیای صغیر، افغانستان، راه ادویه
  • حسین مهرپویا، بنفشه سلیمی پور *، طیبه شاکرمی، اکبر شریفی نیا صفحات 18-40
    ادبیات ایران بدلیل داشتن سویه فرهنگی غنی و نفوذ در سایر هنرها از جمله نقاشی، یکی از شاخص ترین زمینه های ادبیات تطبیقی بشمار میرود. ادبیات تطبیقی از دو جهت می تواند ارتباط شعر و نقاشی را بررسی کند: نخست اینکه چگونه مفهومی یکسان در هنر نوشتاری و هنر دیداری نمود پیدا میکند و دوم آنکه این هنر نوشتاری یا شعر چگونه در هنر دیداری یا نقاشی تاثیر می گذارد. شاهنامه فردوسی یکی از اسطوره متن های فرهنگی است که از بستر نشانه یی نخستین خود خارج می شود و در حوزه های گوناگون معرفتی و هنری حضور می یابد و آنها را متاثر می سازد. یکی از موضوعات مهم در نگارگری ایران، نبرد میان دیو و آدمی است. هدف اصلی نوشتار حاضر، بررسی فرمی و شکلی دیو در نگاره های مکاتب دوره ایلخانی تا پایان قاجار و چرایی تفاوت در ترسیم آنان بر اساس نظریه پل ریکور Paul Ricour است. سوالات اصلی این پژوهش عبارتند از: 1) ویژگی ها و شاخصه های شکلی نگاره دیو در مکاتب دوره ایلخانی تا پایان قاجار چیست؟ 2) تفاوت نگاره دیوان در مکاتب دوره ایلخانی تا پایان قاجار چگونه قابل تبیین است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که نقش دیو در نگاره های این دوران با ویژگی های حیوانی در کالبد آدمی نقش شده است. از سویی دیگر، تفاوت در تصویر نقش آن در این مکاتب ابتدا برگرفته از وجه استعاری شاهنامه و سپس تلقی شخصی نگارگر و خوانش او از متن، سلیقه هنری دوران او و مکتبی که در آن رشد کرده و یا اقتضای شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و عرفانی او می باشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و براساس مطالعات کتابخانه یی به سرانجام رسیده است.
    کلیدواژگان: ایلخانیان، قاجار، شاهنامه، نگارگری، دیو، پل ریکور
  • عباس قنبری عدیوی * صفحات 41-54
    زندگی ایرانی- اسلامی ویژگی های خاصی دارد که از جمله آنها می توان به مهمان نوازی بعنوان بخشی از فرهنگ شفاهی و ناملموس اقوام ایرانی اشاره کرد و تجلی آن را در ادبیات، هنر، شعر، موسیقی، آداب و رسوم اقلیمی میتوان مشاهده کرد. فرهنگ و ادبیات اقوام ایرانی، مهمان و مهمانی و صفت مهمان نوازی را بشکل ویژه یی مورد توجه قرار داده است. این موضوع مورد توجه ایران شناسان، گردشگران و جهانگردان واقع شده و میتواند بعنوان یک عنصر اثرگذار فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی- سیاسی تلقی گردد. به این ترتیب دانش- صنعت گردشگری باید برای کسب و کار پررونق و موفق بعنوان آیینه تجلی شخصیت جهانی مردم ایران، به موضوع مهم مهمان نوازی توجهی شایان داشته باشد. مهمان نوازی ایرانیان از دیرباز در سفرنامه ها، مستندها و مصاحبه های گردشگران بعنوان سفیران بازگشته از ایران، بعنوان جاذبه برتر شناخته شده است. نوشتار حاضر بر پایه مطالعات مردم شناسی، مهمان نوازی را بعنوان یکی از رفتارهای پسندیده و اخلاقی زندگی ایرانی، در فرهنگ عامه مورد پژوهش قرار داده، درصدد است با توجه به عناصر قوم شناسانه رابطه آن را با فرایند جذب گردشگر نمایان تر سازد.
    کلیدواژگان: مهمان نوازی، فرهنگ مردم، اقوام ایرانی، گردشگری
  • سیدعلی مکی * صفحات 55-77
    هنگامی که نام یک سرزمین و توصیف آن در آثار یکی از نامدارترین شاعران سرزمین دیگر نمایان میشود، به امری قابل توجه و حائز اهمیت مبدل میگردد. توصیف ایران در اشعار پاول فلمینگ نمونه یی از ایندست است. پاول فلمینگ، شاعر بلندآوازه دوره ادبی باروک آلمانی در قرن هفدهم، به همراه یک هیئت بازرگانی از ایالتی در شمال آلمان، آهنگ سفر به ایران کرد. وی در طول مدت اقامتش در ایران که هفده ماه بطول انجامید، تلاش کرد برخی از مشاهدات خویش و نیز اتفاقاتی را که در طی این مدت برای وی و همراهانش رخ داده و همچنین برداشت خود از ایران زمین را با ظرافت و ذوق شاعرانه اش در قالب چکامه هایی به زبان آلمانی و به زبان لاتین بیان نماید. وی علاوه بر اینکه بارها به نام ایران، شهرها و طبیعتش اشاره نموده، از پیشینه تاریخی و باستانی و برخی از چهره های سرشناس ایران نیز سخن بمیان آورده است. نگارنده نوشتار حاضر تلاش نموده ایران و توصیف آن را در میان برخی از چکامه های پاول فلمینگ که به زبان لاتین سروده شده است، مورد بررسی و واکاوی قرار دهد.
    کلیدواژگان: پاول فلمینگ، آدام اولئاریوس، ایرانشناسی، شرق شناسی، دوره ادبی باروک آلمانی، زبان لاتین، چکامه
  • حسن کریمیان، سامان سیدی * صفحات 78-97
    در میان شاخه های مختلف معماری، ساخت بناهای مذهبی از جایگاه ویژه یی برخوردار است. با ورود اسلام و تغییرات حکومت و آیین در ایران، کاربرد بناها و نحوه استفاده از آنها تغییر کرد. استان فارس یکی از مناطق مهم ایران است که با ورود اسلام به آن، مسلمانان بر پایه شرع و عقل از آنچه میتوانست مفید باشد در این نواحی بهره گرفتند؛ از جمله آنها از ساختمان آتشکده ها برای ایجاد مساجد و محل تجمع مسلمین استفاده می کردند. این نوشتار درصدد است فرایند تبدیل آتشکده های ایزدخواست واستخر به مساجد در سده های نخستین اسلامی در فارس را با تمرکز بر اندام معماری مساجد و شواهد باستان شناسی و قرائن مکتوب، تحلیل و بررسی نماید. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و از نوع مطالعات میدانی بوده و روش جم عآوری اطلاعات کتابخانه یی و میدانی از طریق مشاهده و بررسی و استفاده از نقشه و کروکی میباشد. نتایج این بررسی حاکی از آن است که این دو مسجد، حاصل تغییر کاربری آتشکده به مسجد بوده اند؛ منتها از نظر کیفی و ماهوی فضای آتشکده ها براساس اعتقادات توحیدی منقلب و دگرگون شده اند و در واقع با کمترین تغییرات فیزیکی، تغییرات کیفی مهمی در جهت هماهنگی با اعتقادات توحیدی حاصل آمده است. برای مثال آتش و آتشدان از مرکز و کانون فضای داخلی برداشته شده و ضلع قبله با دیوار و نماد قبله پوشانده شده است و برای باطنی تر شدن فضاهای چهار طاق و عدم توجه به خارج، درگاه ها و ایوان ها و چپ راهروها و حیاط های داخلی و درها و دیوارهای خارجی افزوده شده و جهت اصلی بنا نیز رو به قبله قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: آتشکده، سده های نخستین اسلامی، مسجد ایزدخواست، مسجداستخر
  • علی اعراب *، فاتح زارع فر صفحات 98-118
    نقوش صخره یی در ایران فراوانی زیادی دارند. مطالعات نشان میدهند که ایجاد نقوش بر روی صخره ها از ادوار پیش از تاریخ تا به امروز همچنان ادامه داشته است. در دوره اسلامی تاکنون چندین کتیبه بر روی صخر ه ها ایجاد شده که برخی از آنها دارای تاریخ نیز هستند. تعداد قابل توجهی از کتیبه های بر روی صخره ها در استانهای مرکزی و اصفهان در کنار راه ها واقع شده اند و مطالعه کاروانسراها و رباط ها خبر از استفاده از این راه ها در ادوار گذشته میدهد. در این پژوهش ضمن آنکه مضامین کتیبه های اسلامی ایجاد شده مورد بررسی قرار گرفته، به مفهوم کاروا نرو بودن راه ها نیز که با آنها همخوانی دارند پرداخته شده است. به منظور مطالعه این کتیبه ها در پژوهش حاضر، کتیبه ها در چهار بخش تقسیم بندی شده و هریک بطور جداگانه معرفی شده اند. همچنین در کنار این موارد، نقوش کاروان هایی که در این مناطق بر روی صخره ها ایجاد شده می تواند دلیل دیگری بر کاروانرو بودن راه های فوق بوده باشد.
    کلیدواژگان: نقوش صخره یی، کتیبه های اسلامی، اصفهان، مرکزی، راه های کاروان رو
  • مژده رحیمی * صفحات 119-144
    با ظهور صفویان برای نخستی نبار، دولتی متمرکز و فراگیر در محدوده فرهنگی و جغرافیایی ایران بوجود آمد که توانست با تکیه بر عناصر هویت ایرانی، به یک دوره نهصد ساله فترت هویت سیاسی و اجتماعی پایان دهد. خاندان صفویه همچون ساسانیان برای نهادینه کردن ارزش های خود، به ابداع سنت روی آوردند و از طریق برخی شبکه ها و نمادها و راه اندازی مراسم ها و آیین های خاص و روزهای ملی و دینی مانند نوروز و ایام محرم به ترویج ارزش ها در سطح قلمرو ایران پرداختند که درنهایت منجر به ارائه یک روایت روزآمد و کاربردی از هویت ایرانی شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ظهور صفویه در ایران نه تنها زمینه ساز وحدت ارضی کشور شد، بلکه باعث بازتولید نوعی هویت ملی جدید گشت که تا اندازه یی زیاد تحت حمایت دولت بود. در این دستگاه، مذهب تشیع نقش عمده یی در شکل دهی و تمایز هویتی در برابر مهمترین دولتهای خارجی (یعنی عثمانیان و ازبکان) داشت.
    کلیدواژگان: صفویه، هویت ایرانی، تشیع، دولت ملی فراگیر
|
  • Dr. Hekmatollah Molla Salehi * Page 5
  • Iraj Afshar (Sistani) * Pages 6-17
    The Silk Road is a passage way for peace and world trade, a canal for exchange of ideas, thoughts, knowledge, and beliefs, and one of the largest networks of trade routes in the world. Passing through several vast countries, this road was the most precious link between different nations and lands of old times. It connected the civilizations of Iran, China, India, Mesopotamia, and Central Asia, which was a heavy historical load for several centuries. Presently, although the imposed borderlines have torn huge ancient countries apart, the cultures and rituals of all the new lands still have their roots in the same origin. The reason behind this oneness can be sought in the historical, political, social, and economic ties of such nations. The exchanges between China and Iran, and Iran and Rome through the Silk Road were not limited to a few material goods; rather, they included the products of both the minds and hands of the people of these countries. Such products ranged from natural and industrial goods to local handicrafts and national and heavenly customs and rituals, all demonstrating the value of a super highway connecting the East to the West. Today, a convergence among the countries of different regions in the world is necessary more than any other time. Thus any effort in order to establish different unities could pave the way for the opening of a highway that can consolidate the unity among nations.
    Keywords: Silk Road, China, India, Mesopotamia, Eurasia, Persian Gulf, Mediterranean Sea, Central Asia, Iranian Plateau, Minor Asia, Afghanistan, Spice road
  • Hossein Mehrpouya, Banafsheh Salimipour *, Tayyebeh Shakarami, Akbar Sharifinia Pages 18-40
    Given its rich cultural dimension and influence over other arts, including painting, Iranian literature is one of the most distinctive contexts in the field of comparative literature. This field can explore the relationship between poetry and painting from two aspects: First, how an identical concept is manifested in both written and visual arts and, second, how written art or poetry could affect visual arts or painting. Ferdowsi’s Shahnameh is one of the cultural, mythological texts which goes beyond its initial coding system, becomes present in various epistemological and artistic realms, and affects them. One of the important themes in Iranian painting is the battle betweenDiv (Demon) and human beings. The present paper intends to investigate the form of Div in the painting schools of the Ilkhanid period to the end of the Qajar period and the reasons for differences in portraying it based on Paul Ricoeur’s theory. This study seeks to provide some answers to the following questions: 1) What are the formal characteristics and distinctive features of the image of Div in the different painting Schools between the Ilkhanid and the late Qajar periods? 2) How could the differences between the images of Div in the painting schools of the mentioned time interval be explained? The results of the study indicate that the images of Div in the paintings of this period have been drawn with animal features in the body of human beings. On the other hand, the existing differences in this regard originate initially in the metaphorical aspects of Shahnameh and then in the personal perception of painters and their understanding of the text, the artistic taste of their period and the school in which they have been trained, and the social, cultural, political, and gnostic conditions and necessities of their time. This study has been conducted following the descriptiveanalytic, comparative, and library methods.
    Keywords: Ilkhanid period, Qajar period, Shahnameh, Painting, Div, Paul Ricoeur
  • Abbas Ghanbari Odivi * Pages 41-54
    The Iranian-Islamic life enjoys specific features, such as hospitality, which is a part of the oral and intangible culture of Iranian ethnic groups. The manifestations of this feature can be clearly witnessed in the literature, art, poetry, music, customs, and traditions of different regions of this land. The culture and literature of each Iranian ethnic group pay particular attention to guests, parties, and hospitality. This point has also attracted the attention of Iranologists, tourists, and world travelers and can be deemed as an influential cultural-social and economic-political element. Hence, the science-industry of tourism should pay great attention to the important theme of hospitality in order to promote successful business as the manifestation of the character of Iranians in the view of other nations all over the world. Iranians’ hospitality has been recognized as the most important attraction of this country in several travel accounts, documentaries, and interviews with tourists returning from Iran. Based on anthropological studies, the present paper has examined hospitality as one of the desirable and moral behaviors of Iranianpeople in the context of popular culture and intends to manifest its relationship with the process of attracting tourists in the light of ethnological elements.
    Keywords: Hospitality, Popular culture, Iranian ethnic groups, Tourism
  • Seyyed Ali Mckee * Pages 55-77
    When the name and description of a land appear in the works of one of the most famous poets of another land, it turns into an important and noteworthy occurrence. The description of Iran in the poems of Paul Fleming is an example in this regard. This famous poet of the German Baroque literary period (17th century) traveled to Iran in company with a trading embassy from a state in North Germany. During his stay in Iran, which lasted for 17 months, he tried to express some of his observations, the events which happened to him and his entourage during this time, and his own perception of the land of Iran in the mold of a number of ballads in German and Latin at the height his poetic taste and delicacy. In addition to frequent references to the name of Iran, the names of its cities, and its nature, he spoke of its historical ancient background and some distinguished Iranian figures in his poems. In this paper, the author has tried to explore and analyze the references to Iran in the lines of some of Fleming’s Latin ballads.
    Keywords: Paul Fleming, Adam Olearius, Iranology, Orientology, German Literary Baroque, Latin
  • Hassan Karimian, Saman Seyedi * Pages 78-97
    The construction of religious structures holds a particular place in the various branches of architecture. Upon the rise of Islam in Iran and the resulting changes in the ruling system and rituals, the functions and usage of buildings changed. Fars Province is one of the important regions in Iran which greatly benefitted from the arrival of Islam, and the Muslims living there employed many of the useful recommendations of Shar’ and the intellect in different aspects of their life. For example, they used the structure of fire temples to construct mosques and create a place for the gathering of Muslims. The present paper is intended to examine and analyze the process of changing the fire temples of Izadkhast and Estakhr into mosques during the early Islamic centuries in Fars with an emphasis on the architectural structure of the mosques and based on archeological proofs and documented evidence. This study was conducted following the descriptive-analytic and field methods. The required data were collected from library sources and also through field-based observation and investigation and use of maps and croquis. The results of this study indicate that the two mosques were the products of changing the functions of fire temples. Nevertheless, the space of the original structures underwent some qualitative and essential changes based on monotheistic beliefs. In fact, in the light of a minimum of physical alterations, a number of important qualitative changes were made to them in line with Islamic principles and beliefs. For example, the fire and hearth were removed from the center of the inner space of the building, and the Qibla angle was covered with a wall and the symbol of Qibla. Moreover, in order to make the spaces under the square domes more internal and exclude the attention to the outside, portals, porches, left-side corridors, inner yards, doors, and external walls were added to the main buildings,the main axes of whichwere in the direction of Qibla.
    Keywords: Fire temple, Early Islamic centuries, Izadkhast Mosque, Estakhr Mosque
  • Ali Aarab *, FatehZarefar Pages 98-118
    There are several rock inscriptions in Iran. Related Studies indicate that the carving of inscriptions on rocks have continued from prehistorical times until now. Several inscriptions have also been created during the Islamic period, some of which bear a date as well. A noticeable number of inscriptions on rocks are located along the roads in Central and Isfahan provinces, and the study of caravanserais and inns demonstrates that these roads were used in previous periods. In this study, while examining the contents of existing Islamic epigraphs and inscriptions, the writers have also dealt with the concept of carvan routes in relation to the roads near such works. In order to study the intended inscriptions, they have been divided into four groups, and each group has been introduced independently. The images of the caravans which have been carved on the rocks in the mentioned regions could indicate that the adjacent roads were used as caravan routes.
    Keywords: Rock inscriptions, Islamic epigraphs, Isfahan Province, Central Province, Caravan routes
  • Mojdeh Rahimi * Pages 119-144
    Upon the rise of the Safavid Dynasty, a centralized and pervasive government was developed in all cultural and geographical areas of Iran which, relying on the elements of Iranian identity, managed to put an end to a 900-year period of idle political and social identity. Similar to the Sassanids, the Safavid kings began creating some new traditions in order to institutionalize the values they believed in. As a result, they began disseminating them all over the land of Iran through creating certain networks and symbols, holding some special ceremonies and rituals, and designating a number of national and religions days such as Nowruz and Muharram, respectively. All this finally resulted in the development of an up-to-date and functional version of Iranian identity. The findings of this study indicate that the rise of the Safavid Dynasty in Iran not only enhanced the territorial integrity of the country but also led to the reproduction of a kind of new national identity which was, to a great extent, supported by the government. In this system, Shi’ism played a significant role in the formation of a distinctive identity as opposed to the perceptions of the most important foreign governments of that time, that is, the Ottomans and the Uzbeks.
    Keywords: Safavid Dynasty, Iranian identity, Shi’ism, National pervasive government