فهرست مطالب

  • سال پنجاه و دوم شماره 1 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نفیسه الهی خراسانی*، سید مرتضی حسینی شاهرودی، عباس جوارشکیان صفحات 7-20
    در مقاله حاضر، با استناد به نظریات صدرالمتالهین، ضمن تبیین فلسفی لذت به امر وجودی به‏عنوان صفت کمالیه وجود و مساوقت با آن و تعریف خیال به امری مجرد، لذت خیالی بسط داده ‏می‏شود تا اهمیت و جایگاه این لذت در قیاس با لذات دیگر روشن گردد. در ادامه، پس از بیان شروط رویت و تعریف آن مبتنی بر غایت انکشاف حقیقت هر موجودی، اثبات می‏شود که صور خیالی همانند صور حسی، بی‏هیچ تفاوتی مورد ابصار و ادراک قرار می‏گیرند و به دلیل حرکت جوهری، ادراک صور خیالی موجب استکمال نفس می‏شود که این استکمال به انکشاف نفس می‏انجامد و این خود لذتی مبنی بر رسیدن به غایتی را دربردارد. در نهایت، تبیین می‏شود که لذت درک صور خیالی به‏دلیل بهره بیشتری از وجود، لذتی تام‏تر و کامل‏تر از لذایذ محسوس است که تنها صاحبان نفوس عالیه، به دلیل اشتغال کمتر به محسوسات، مشمول برخورداری از این لذت وافر خواهند بود.
    کلیدواژگان: ابصار، ادراک، خیال، لذت، لذت خیالی، ملاصدرا
  • غلامرضا بنان، علی محمد ساجدی* صفحات 21-36
    محور نظام فکری حکمت متعالیه بر مبحث وجود به ویژه اصالت وجود می چرخد. نظری که اکنون در مجامع علمی فلسفی مشهور است، این است که اصالت وجود از ابداعات ملاصدرا است. سوالی که جستار حاضر دنبال می کند، این است که آیا  اصالت وجود، ریشه در آرای فیلسوفان گذشته دارد یا خیر؟ در صورت صحت شق اول، نقش و سهم فیلسوفان قبل از ملاصدرا در پی ریزی این بنای رفیع چه مقدار است؟ ما در این نوشتار با بیان هشت استدلال از محقق خفری که بر محال بودن خروج ماهیت از حالت امکان بدون وجود، تحقق حمل شایع صناعی، محال بودن وجود مفهوم بدون مصداق، عدم امکان اخذ مفهوم وجود از ماهیت، عدم امکان انطباق اشتراک معنوی مفهوم وجود بر ماهیات، تشکیک در وجود، منشا اتصاف ماهیت به وجود و علت تحقق اشیای خارجی، مبتنی است، درمی یابیم که این اندیشمند مبحث اصالت وجود را قبل از ملاصدرا، بیان و بر آن برهان اقامه نموده است.
    کلیدواژگان: اصالت، ماهیت، محقق خفری، ملاصدرا، وجود
  • محمدعلی پودینه، منصور نصیری* صفحات 37-56
    یکی از مفاهیم مهم در معرفت شناسی، مفهوم شاهد است. شاهد دلیلی است که نشان دهنده صدق گزاره ای است که متعلق گرایش باوری شناسا است. در این مقاله می خواهیم به چیستی شاهد بپردازیم. سه دیدگاه مهم در مورد چیستی شاهد وجود دارد: روان گرایی، گزاره گرایی واقع نما و گزاره گرایی غیرواقع نما. در این مقاله، پس از طرح و بررسی ادله دیدگاه های سه گانه در چیستی شاهد، به این نظر رسیدیم که ادله قوی تری به نفع روان گرایی وجود دارد و استدلال های گزاره گرایان تمام نیست؛ ازاین رو به نظر می رسد که شاهد عبارت از حالات ذهنی غیرواقع نمای شناسا است.
    کلیدواژگان: حالات ذهنی غیرواقع نما، روان گرایی، شاهد، گزاره گرایی غیرواقع نما، گزاره گرایی واقع نما
  • ابراهیم راستیان، محمد بیدهندی*، فروغ السادات رحیم پور صفحات 57-74
    هبوط انسان ماجرای یک شخص خاص نیست که در تاریخ رخ داده است، بلکه فرایند ورود انسان به حیات دنیایی است. علامه طباطبایی با تبیین تمایز ماجرای هبوط و خلقت ارضی انسان و بیان چیستی و علل هبوط انسان به دنیا، منشا و مراحل شکل گیری اعتباریات انسانی را تقریر می کند. محوری ترین سوال این مقاله پیرامون نسبت هبوط انسان با اعتباریات است که از منظر علامه طباطبایی، حقیقت هبوط به معنای ورود به عالم اعتباریات است؛ اعتباریاتی که نقش اساسی در شکل گیری اجتماع و همچنین نقش انکارناپذیری در رشد و تعالی انسان‎ها دارد. براساس ماجرای هبوط که همان توجه انسان به کثرت و غفلت از وحدت است، پندار استقلالی انسان و به تبع آن، توجه به بدن و نیازهای حیوانی شکل می گیرد و ذیل توجه به نیازهای دنیایی و احکام هستی شناسانه آن، اعتباریات متحقق می شود. در نهایت، پس از توبه، انسان در فرایند هبوطی قرار می گیرد که همراه با تشریع اعتبارات دینی و جدا شدن راه سعادت از راه شقاوت برای انسان است.
    کلیدواژگان: اعتباریات، انسان شناسی، علامه طباطبایی، هبوط
  • رضا رهنما* صفحات 75-90
    استحاله اجتماع نقیضین یکی از پایه ای ترین بدیهیات اولیه به شمار می رود. میرزا مهدی اصفهانی با نگاهی متفاوت به بداهت این قضیه، به تبیین علم بلامعلوم در دایره علم انسان پرداخته و معتقد است می توان از علمی سخن گفت که معلوم آن هیچ نوع تحققی در هیچ موطنی ندارد. او با تکیه بر این علم و آیه قرار دادن آن، علم خدای متعال پیش و پس از خلقت را علمی تفصیلی و بدون معیت معلومات می داند. در نتیجه، ذات پروردگار را از هر گونه تقرر معلومات به هر نحوه ممکن اعم از اجمالی و تفصیلی، تنزیه می کند. بر این اساس می توان گفت نظریه علم بلامعلوم میرزا مهدی اصفهانی در صورتی که چالش های پیش روی خود را به درستی حل نماید، رقیبی برای نظریه ثابتات ازلی معتزله، اعیان ثابته عارفان و نیز نظریه علم اجمالی در عین کشف تفصیلی ملاصدرا است.
    کلیدواژگان: اصل امتناع تناقض، علم خدا، مکتب تفکیک، میرزا مهدی اصفهانی
  • مهدی عظیمی* صفحات 91-120
    مخطوط فاضل احمد پاشا 1618 کهدر کتابخانه کوپریلی استانبول نگاه داشته می شود دربردارنده چهار رساله از اثیرالدین مفضل بن عمر ابهری (؟656؟597 ه‍.ق.) به نام های بیان الاسرار، تلخیص الحقائق، رساله المطالع، و زبده الحقائق است که هر یک مشتمل است بر منطق، فیزیک، و متافیزیک. این رساله ها را کاتبی قزوینی از نسخه اصل برای خود رونویسی کرده و ابهری به خط خویش بر آغاز همه آن ها یادداشت إنهاء با تاریخ و توقیع نوشته است. آنچه در پی می آید، تقدیم و تحقیق بخش منطق زبده الحقائق است. منطق ابهری در این رسائل، از جمله در زبده الحقائق، برخلاف آثار بعدی اش تقریبا به کلی تابع منطق ابن سینا است. به اقتضای تک نسخه بودن مخطوط، روش قیاسی را برای تصحیح آن برگزیده ایم.
    کلیدواژگان: ابهری، اثیرالدین، زبده الحقائق، منطق ابهری، فاضل احمد پاشا 1618
  • مهدی غیاثوند* صفحات 121-140
    این مقاله تلاشی است در جهت تحلیل مفهوم فرارویدادگی نفس بر بدن (یا حالات مغزی عصب شناختی) و بررسی تاثیر اذعان به چنین رابطه ای میان نفس و بدن بر مسئله زندگی پس از مرگ. مدعای این مقاله این است که مفهوم فرارویدادگی (که اجمالا به معنای تاکید بر هم تغییری، وابستگی هستی شناختی و بی طرفی نسبت به تحویل پذیری است)، فاقد توان تبیینی کافی برای صورت‎بندی فیزیکالیستی مسئله رابطه نفس و بدن است. از این روی، حداکثر می تواند شاخصه هایی را در توصیف رابطه آن‎ها در اختیار نهد. شاخصه هایی که از یک سو با نسخه هایی از زندگی پس از مرگ که مبتنی بر دوگانه انگاری افلاطونی دکارتی باشند، ناسازگاری دارد و از سوی دیگر، صرفا دلالت فیزیکالیستی نداشته و افزون بر نسخه هایی از زندگی پس از مرگ که با فیزیکالیسم سازگارند، با نسخه های یگانه باورانه و البته غیرفیزیکالیستی و غیرتحویلی نیز سازگارند.
    کلیدواژگان: زندگی پس از مرگ، فرارویدادگی، فیزیکالیسم غیرتحویلی، مسئله نفس و بدن
  • زهرا کلهر*، رضا الهی منش صفحات 141-160
    در متون عرفانی، عشق مجازی محبت شدیدی است که متعلق آن فردی از نوع انسان است. این عشق، تمام توجه عاشق را به معشوق معطوف می دارد؛ به گونه ای که عاشق جز معشوق نمی بیند و خواسته و اراده ای جز وصال و رضای او ندارد. پژوهش کتابخانهای پیش رو که با توصیف، تحلیل و نقد تدوین شده است، به چیستی عشق مجازی و چرایی ظهور و تاثیر آن در آثار عارفان مسلمان از ابتدای ظهور تصوف تا پیش از ابن عربی می پردازد؛ آنگاه با بررسی تاثیر ابن عشق در مراحل مختلف سلوک عرفانی به این نتیجه می رسد که بر اساس دیدگاه کارکردگرایانه، عشق مجازی سبب لطافت درون و آن نیز عامل ورود به سلوک عرفانی است؛ در اوایل سلوک، عشق مجازی آزمونی برای سنجش میزان پایبندی سالک به شریعت است؛ شریعتی که شاهراه طریقت است. در اواسط سلوک، عشق مجازی سبب گذر سالک از کثرات به وحدت است. برای عارف واصلی که به مقام جمع الجمعی رسیده، عشق مجازی سبب تعدیل عشق ربانی و آنگاه راه یابی او از مقام فنا به مقام بقاست. در نهایت سالک می تواند در هر مرحله از مراحل سلوک عرفانی عشق مجازی را تجربه کند که به لحاظ ماهوی و دلیل ظهور متمایز از مقامات مافوق و مادون است.
    کلیدواژگان: چرایی و چیستی عشق، سلوک عرفانی، عرفان اسلامی، عشق مجازی
|
  • Nafiseh Elahi Khorasani *, Morteza Hosaini Shahroodi, Abbas Javareshkian Pages 7-20
    Based on Mulla Sadra’s perspectives, and through a philosophical explanation of pleasure as an existential entity, as well as a perfection-attribute of existence, and by defining imagination in terms of an immaterial and abstract entity, the present paper seeks to study imaginary pleasure and clarify its importance compared to other types of pleasure. Then, after stating the conditions for sight and its definition on the basis of the ultimate purpose for revealing the truth of every creature, it is proven that imaginary imageries are perceived and understood similar to sensual imageries, without any differences; and due to substantial motion, the perception of imaginary forms leads to the perfection of soul which in turn causes the discovery of the soul. Finally, it is explained that because of its further benefiting from the existence, the pleasure of perceiving imaginary imageries is a more perfect pleasure than sensual pleasures; a great pleasure which can only be gained and enjoyed by the owners of great souls due to less entrapment with the material feelings.
    Keywords: Mulla Sadra, Pleasure, Imagination, Perceived, Vision, Imaginary Pleasure
  • Gholamreza Banan, Ali Mohamad Sajedi * Pages 21-36
    The well-known idea spread in philosophical assemblies is that transcendental philosophy has a large role on topic of existence, especially, on the principality of existence. The present essay aims at addressing the question whether the Principality of Existence has its roots in doctrines proposed by philosophers before Mulla Sadra or not? If yes, then what is their contribution to the subject?
    Proposing eight arguments (drawn on Khfri’s views (9th-10th centuries H), including the impossibility of changing the state of possibility of quiddity without existence, the actualization of common technical predictions, the impossibility of concepts without tokens, the impossibility of deducing the concept of existence from quiddity, the impossibility of correspondence of the commonality of existence concept with quiddity, the existential gradation, the origin of quiddity being predicated by existence, and the cause of actualization of particular things, we come to the conclusion that he had arguably introduced the subject of Principality of existence in his works a long time before Mulla Sadra.
    Keywords: Muhammad ibn Ahmad (Mohaghegh) Khafri, Mulla Sadra, Existence, Quiddity, Principality of Existence
  • Muhammad Ali Poudineh, Mansour Nasiri * Pages 37-56
    One of the important concepts in epistemology is the that of evidence. Evidence is a kind of reason that is indicative of the truth of the proposition that is the object of one’s doxastic attitude. In this paper, we assess the nature of evidence. There are three important views on the nature of evidence: psychologism, factive propositionalism and non-factive propositionalism. After explaining and assessing the arguments for the three views, we come to the conclusion that the arguments for psychologism is stronger than the ones for propositionalism. So, it seems that the evidence is one’s non-factive mental states.
    Keywords: Evidence, Factive Propositionalism, Non-factive Propositionalism, psychologism, Non-factive Mental States
  • Ebrahim Rastian, Mohammad Bidhendi *, Foroogh Al Sadat Rahim Poor Pages 57-74
    Human descent isn’t a personal event; conversely, it is the entrance process of human in mundane life. Allameh Tabatabaei explained the generation and evolution of human’s itebariat by differentiating between the descent and the mundane creation of human and by explaining how and why human has been descended. The central point of this paper is Allameh Tabatabaei’s views on the relation of human descent to itebariat, according to which the entrancing to itebariat’s world is the reality of the descent. Itebariat have an essential role in forming the human society and also has an undeniable role in human growth and transcendence. Because of descent event, which is the human attention to plurality and ignoring the unity, itebariat is forming. Eventually, after penitence, human locates in the descent process accompanying with religious itebariat legislation and separating happiness from misery for human.
    Keywords: Allameh Tabatabaei, Itebariat, Anthropology, Descent
  • Reza Rahnama * Pages 75-90
    Double negative elimination is one of the most basic axioms in logic and philosophy. Having a different view of the obviousness of this issue, Mirza Mahdi Isfahani describes the "knowledge without the object” within the realm of human knowledge, believing that one can refer to the knowledge whose object is bare of any actualization in any homestead. He relies on such knowledge and uses it as a reference to define God's knowledge as a detailed knowledge, free of accompanying of any objects, both before and after creation. As a result, he purifies the Supreme Being from the subsistence of objects of knowledge, be it collective knowledge of detailed.  Therefore, it can be inferred that once capable of tackling the challenges ahead, Mirza Mahdi Isfahani's theory of the "knowledge without the object” would appear as a rival for the Mu'tazilahs’ eternal entities, the Mystics’ immutable entities, and Mulla Sadra's detailed while undifferentiated knowledge.
    Keywords: Divine knowledge, Mirza Mahdi Isfahani, School of Tafkik (Separation), Law of Non Contradiction
  • Mahdi Azimi * Pages 91-120
    Athir al-Din al-Abhari (d. ca. 656/1258) was an outstanding Iranian polymath who wrote numerous treatises including Bayan al-Asrar, Talkhis al-Haqa’iq, Risalat al-Matali’, and Zubdat al-Haqa’iq. Each treatise contains three subjects: logic, physics, and metaphysics. They were copied by Katebi al-Qazwini. Al-Abhari himself has written ijaza at the beginning of them. The four handwritings are reserved in MS Fazil Ahmed Pasha 1618, in the Library of Kuprili, at Istanbul. In this study I have edited the Logic of Zubdat al-Haqa’iq. Abhari’s logic in this work is purely Avicennan.
    Keywords: Athir al-Abhari, Zubdat al-Haqa’iq, MS Fazil Ahmed Pasha 1618, al-Abhari’s Logic
  • Mahdi Ghiasvand * Pages 121-140
    In this paper, an explication of the term "supervenience" is presented. Then, this explication is used to clarify the meaning of the supervenience of the soul (mind) on the body (brain) and its effect on the philosophical problem of the afterlife. It has shown that physicalism about soul cannot be formulated upon supervenience per se, since reductivity is an essential aspect of physicalism. So, the main thesis of this paper is that supervenience of the soul on body is consistent with non-physicalistic/non-reductive versions of an afterlife as well as the physicalistic ones.
    Keywords: Afterlife, Supervenience, Non-reductive Physicalism, Mind-body Problem
  • Zahra Kalhor *, Rreza Elahimanesh Pages 141-160
    In mystical literature, metaphorical love is a form of extreme affection that the one attached to it is of human kind. This type of love directs all the affection towards the loved one such that the lover sees none but the lover and has no wish or desire except union with her and seeking her satisfaction. The following research studies the nature of metaphorical love and the rationale for its appearance and its impact on Muslim mystics’ works since the emergence of Sufism until Ibn Arabi. Then, by examining the impact of this type of love on different stages of spiritual journey (soluk), the study concludes that based on a functionalist point of view, metaphorical love brings about a softness of heart within one’s soul that is a prerequisite of the spiritual journey. At the early stages of spiritual journey, metaphorical love would be a trial for testing the mystic wayfarer’s loyalty and his/her adherence to Shariat (Islamic law), a type of Shariat that is the main road of the Taqriqat (spiritual path). In the middle of spiritual journey, metaphorical love can help the mystic pass from diversity (kasrat) to unity (vahdat). For the united mystic, metaphorical love adjusts divine love that leads to his passing from fanaa (passing away or annihilation) to baqaa (subsistence or permanency). Finally, the mystic can experience the metaphorical love at any stage of his spiritual journey that due to its nature and rational is distinct from higher and lower positions.
    Keywords: The Why, What of Love, Spiritual Journey (Soluk), Metaphorical Love, Islamic Mysticism