فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 84، خرداد و تیر 1398)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 84، خرداد و تیر 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سرمقاله
  • حمیدرضا جواد زاده، مجمد جواد بهزادنیا*، فاطمه صبوری صفحات 107-108
    سرمقاله.
  • روح الله دهقانی، سمانه محق، علیرضا معلمی، قاسم زمینی* صفحات 109-114
    مقدمه
    کنه ها از اکتوپارازیتهای مهم محسوب می شوند که از میزبانان مختلف دامی و گاه انسانها خونخواری می کنند و در این خونخواری موجب بیماری مستقیم یا انتقال میکروارگانیسم ها از جمله عامل تب خونریزی دهنده کریمه-کنگو می شوند. بررسی و گزارش موارد گزش انسانی می تواند در پیشگیری و ارتقای سطح سلامت انسان ها موثر باشد.
    معرفی بیمار
     یک مورد کنه گزیدگی در یک زن 71 ساله در آران و بیدگل در شمال استان اصفهان اتفاق افتاد. بیمار به علت سوزش، درد و برجستگی درناحیه پشت گردن، به پزشک یک مرکز بهداشتی-درمانی دولتی مراجعه می کند. در معاینه بالینی حال عمومی بیمارطبیعی و فاقد تب بود. یک بندپا در ناحیه مبتلا مشاهده و با دقت کامل توسط یک پنس ظریف، جدا و جهت تشخیص به آزمایشگاه حشره شناسی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کاشان ارسال گردید. در آزمایشگاه با استفاده از میکروسکوپ استریو وکلید تشخیصی هویت نمونه، کنه سخت هیالوما شناسایی شد. کنه ماده کاملا متورم و خونخورده و به اندازه 20 میلی متر بود. پس از جدا کردن کنه، بیمار در ناحیه گزش هنوز سوزش داشت. همچنین در ناحیه گزش قرمزی و هماتوم وسیع مشاهده شد اما گرمی و تندرنس دیده نشد. ترخیص بیمار پس از تجویز 20 عدد داروی سفالکسین mg 500 خوراکی در هر 6 ساعت و قرص ژلوفن mg400 هر 8 ساعت توسط پزشک صورت گرفت.
    بحث
    قرمزی و هماتوم بیمار پس از 2 روز بهبود یافت، شرایط بیمار به مدت 10 روز پیگیری شد تا احتمالا درصورت بروز هرگونه علایم عمومی یا نشانه ابتلا به تب هموراژیک کریمه- کنگو تحت نظر قرار گیرد.
    کلیدواژگان: کنه ایکسودیده، هیالوما، تب هموراژیک کریمه- کنگو
  • حمیدرضا حاتم آبادی، سعید صفری، طاهره خان زاده طهرانی* صفحات 115-122
    زمینه و هدف
    بی خانمانی پدیده ای اجتماعی است که عوامل مختلفی در شکل گیری آن موثر هستند. این پدیده نامطلوب، بخش های مختلف مدنی و انتظامی جامعه را درگیر می کند. این مطالعه با هدف بررسی شیوع بیماری ها و علل مراجعه بیماران بی خانمان به اورژانس بیمارستان امام حسین از سال 1391 لغایت 1396 انجام گرفت.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی گذشته نگر می باشد که در بیمارستان امام حسین (ع) تهران انجام شد. همه بیماران بی خانمان مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان امام حسین (ع) از سال 1391 تا سال 1396 بصورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات چک لیست محقق ساخته که شامل اطلاعاتی از قبیل سن، جنس، فاکتورهای خونی، وضعیت ابتلا به هپاتیت B و C، ابتلا به HIV، کشت خون، کشت ادرار، کشت مایع شکم، علت مراجعه، تشخیص و پیامد نهایی بیماران بود که توسط پژوهشگر از پرونده بیماران که در بخش اورژانس بود، جمع آوری شد.
    یافته ها
    تعداد 1302 نفر افراد بی خانمان مراجعه کننده به بخش اورژانس مطالعه شدند. بیشتر افراد بی خانمان (9/98%) مراجعه کننده مرد بودند. میانگین سنی کل بیماران بی خانمان برابر 12±45 سال بود. در بیماران بی خانمان مراجعه کننده به بخش اورژانس شیوع بیماری هپاتیت B، هپاتیت C و HIV به ترتیب 3، 3/17 و 6/8 درصد بود. همچنین از نظر علت مراجعه، کاهش سطح هوشیاری (307 نفر- 6/23 %)، ضعف و بی حالی (162 نفر- 4/12 %)، تنگی نفس (154 نفر- 8/11 %)، درد شکم (134 نفر- 3/10 %) و تصادف با ماشین (128 نفر-8/9 %) از شایعترین علل مراجعه افراد بی خانمان بود. از نظر تشخیص، MI دارای بیشترین فراوانی بود. پیامد نهایی 1/68 درصد بهبود یافته و 7/23 درصد فوت کرده بودند. متغیرهای سن، هموگلوبین و هماتوکریت با پیامد نهایی ارتباط آماری معنی داری داشت (P<0.001).
    نتیجه گیری
    شیوع بیماری های هپاتیت B و C و ابتلا به HIV در افراد بی خانمان قابل توجه است. باتوجه به امکان انتقال این بیماری ها، باید برنامه ریزی های لازم با همکاری وزارت بهداشت و نیروی انتظامی و دیگر ارگان های مربوطه برای کنترل این بیماری ها در افراد بی خانمان صورت پذیرد.
    کلیدواژگان: بی خانمانی، شیوع، اورژانس، نیروی انتظامی
  • محمد صمدی، نگین کردی، سارا صالح پور، ارد مهاجر ایروانی، فواد عسجدی* صفحات 123-130
    زمینه و هدف
    درد تاخیری عضلانی (DOMS) درد و سفتی است که چند ساعت تا چند روز پس از تمرین غیر معمول یا شدید در عضلات احساس می شود.  تصور می شود  این درد ناشی از جزء برون گرای تمرین باشد که موجب آسیب کوچک (میکرو تروما) به تارهای عضلانی می شود. هدف از این مطالعه تعیین اثر مصرف یک و پنج روزه مکمل کورکومین بر شاخص های آسیب عضلانی بعد از یک جلسه فعالیت مقاومتی برونگرا در مردان جوان تمرین نکرده  بود.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی، 45 مرد جوان تمرین نکرده (سن 4/2±5/21 سال، وزن 2/4±6/73 کیلوگرم و نمایه توده بدنی 5/1±5/23) به صورت تصادفی به سه گروه 15 نفره مکمل یک روزه، مکمل پنج روزه و دارونما تقسیم شده و همسان سازی گروه ها انجام گرفت. گروه مکمل یک روزه هزار میلی گرم کورکومین، گروه مکمل پنج روزه روزانه هزار میلی گرم و در کل 5 گرم کورکومین، و گروه دارونما به مدت پنج روز روزانه هزار میلی گرم مالتو دکسترین مصرف کردند. آخرین نوبت دریافت مکمل هشت ساعت پیش از اجرای فعالیت ورزشی برونگرا بود. کراتین کیناز  و لاکتات دهیدروژناز سرم به روش فتومتری و درد عضلانی با استفاده از مقیاس استاندارد درد ((PAS در زمان های پیش، 24، 48 و 72 ساعت پس از آزمون مقاومتی که شامل حرکت خم شدن زانو با وزنه ای معادل 70 درصد 1RM بود، اندازه گیری شد.
    یافته ها
    در گروه مکمل پنج روزه کاهش معنی داری در مقادیر کراتین کیناز و لاکتات دهیدروزناز سرم و احساس درد عضلانی در تمامی زمان ها نسبت به گروه مکمل یک روزه و گروه دارونما مشاهده گردید (05/0P<). بین گروه مکمل یک روزه و گروه دارونما تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    مطابق نتایج تحقیق حاضر به نظر می رسد مصرف روزانه 1000 میلی گرم مکمل کورکومین به مدت پنج روز احتمالا می تواند برخی از شاخص های آسیب عضله و هم چنین احساس درد عضلانی را بعد از یک فعالیت ورزشی برونگرا کاهش دهد.
    کلیدواژگان: ورزش مقاومتی برونگرا، مکمل کورکومین، درد عضلانی تاخیری
  • شادمهر میردار، یاسر کاظم زاده، احسان عرب زاده، حسین شیروانی*، غلام رضا حمیدیان صفحات 131-141
    زمینه و هدف
    کاهش بار تمرینات جسمانی بهمراه مصرف مکمل‏های گیاهی می‏تواند در ترمیم آسیب‏های بافتی موثر باشد. از این رو، هدف از این تحقیق بررسی اثرات مصرف عصاره اتانولی سیاهدانه در دوران کاهش بار تمرین (تیپر) بر محتوای پروتئین فاکتور القایی هایپوکسی و تغییرات برونش ناشی از فعالیت ورزشی بود.
    روش ها
    60 سر رت ویستار نر 5 هفته‏ای به طور تصادفی در ابتدا به دو گروه کنترل (10 سر) و تمرین (50 سر) تقسیم شدند. سپس، گروه تمرین بعد از 6 هفته تمرین اینتروال فزاینده (با تناوب70 به 35 متر بر دقیقه، کشتار 10رت به عنوان گروه تمرین اینتروال فزاینده) به 4 گروه تیپر، گروه اول: تیپر 2 هفته بدون سیاهدانه، گروه دوم: تیپر 2 هفته با سیاهدانه، گروه سوم: تیپر 3 هفته بدون سیاهدانه، گروه چهارم: تیپر 3 هفته با سیاهدانه، تقسیم شدند. برنامه تمرین و تیپر(با تناوب50 به 25 متر بر دقیقه) به صورت اینتروال بر روی تریدمیل انجام شد. مکمل سیاهدانه نیز، روزانه به مقدار  mg/kg500 به صورت گاواژ به گروه‏های تیپر با سیاهدانه خورانده شد. در پایان، حیوانات آسان کشی شده و لوب راست ریه آنها خارج و پس از تعیین وزن و حجم در فرمالین 10 درصد فیکس شد. سپس برش های 5 میکرومتری از ریه با روش معمول و استاندارد آماده‏سازی مقاطع پارافینی تهیه و با روش H&E رنگ‏آمیزی و مورد مطالعه هیستولوژیک و هیستومتریک قرار گرفت. پروتئین HIF-1α  نیز با استفاده از کیت به روش الایزا از لوب چپ ریه اندازه‏گیری شد. تجزیه و تحلیل با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه و آزمون LSD در سطح 05/0P< انجام شد.
    یافته ها
    وزن نسبی رت ها در گروه دوم به طور معنی‏داری بیشتر از سایر گروه‏ها بود(05/0 P≤). گروه‏های بدون سیاهدانه با تیپر دو هفته (001/0=P) و تیپر سه هفته (007/0=P) افزایش معنی‏داری در سطوح HIF-1α را نسبت به گروه کنترل نشان دادند. از طرفی، گروه‏های با سیاهدانه کاهش معنی‏داری (001/0=P) را در میزانHIF-1α  نسبت به گروه تمرین فزاینده  نشان دادند. همچنین قطر طبقه ادونتیس برونش در گروه‏های تیپر همراه با عصاره اتانولی سیاهدانه نسبت به تمرین اینتروال کاهش معنی‏داری (001/0=P) داشت که بیشترین کاهش با 23/55 درصد مربوط به گروه تیپر 3 هفته با سیاهدانه بود، تصاویر هیستولوژی این گروه نیز از انسجام ساختاری مناسبتری برخوردار بود.
    نتیجه گیری
    به نظر می‏رسد مصرف عصاره اتانولی سیاهدانه در دوران کاهش فشار تمرین ورزشی اولا با کاهش HIF-1α از آپوپتوز منفی پارانشیم ریوی جلوگیری می‏نماید و ثانیا نایژه تنگی ناشی از ورزش شدید را با بهبود ساختاری برونش به حداقل می‏رساند.
    کلیدواژگان: کاهش بار تمرین، عصاره اتانولی، سیاهدانه، نایژه تنگی ناشی از ورزش، فاکتور القایی هایپوکسی
  • مسعود سیرتی نیر، عباس عبادی، مسعود فلاحی خشکناب، زهره وفادار* صفحات 142-152
    زمینه و هدف
    اختلال استرس پس از ضربه، یکی از آسیب های شدید و ناتوان کننده بعد از تجربه وقایع جنگ در بازماندگان از جنگ است، که تاثیرات منفی عمیقی بر کیفیت زندگی آنان می گذارد. این پژوهش با هدف طراحی و روان سنجی پرسشنامه کیفیت زندگی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه ناشی از جنگ عراق علیه ایران طراحی و اجرا شده است.
    روش ها
    یک پژوهش ترکیبی متوالی اکتشافی، در سال 1395 در تهران انجام شد. در مرحله کیفی، با روش تحلیل محتوی قراردادی، مفهوم کیفیت زندگی تبیین گردید. جمع آوری داده ها به روش نمونه گیری هدفمند و با مصاحبه های انفرادی نیمه ساختار یافته با 31 جانباز مبتلا به اختلال استرس پس از ضربه ناشی از جنگ و بحث های گروهی متمرکز با سه نفر از پزشکان پایش سلامت و 12 نفر از همسران آنان انجام شده و بر اساس یافته های استخراج شده، گویه های پرسشنامه تدوین گردید. در بخش کمی، ویژگی های روانسنجی ابزار سنجش شد. تعیین روایی با اندازه گیری روایی صوری و محتوی به دو روش کمی و کیفی و تعیین روایی سازه با روش تحلیل عاملی اکتشافی و تعیین روایی همگرا با استفاده از پرسشنامه 36 سوالی کیفیت زندگی انجام شد. تعیین پایایی با اندازه گیری همسانی درونی به روش تعیین ضریب آلفای کرونباخ و دو نیمه کردن و تعیین ثبات با روش بازآزمایی انجام شد. جهت تحلیل داده های کیفی از نرم افزار10MAXQ DA و جهت تجزیه وتحلیل داده های کمی از نرم افزار 18SPSS استفاده شد.
    یافته ها
    تبیین مفهوم کیفیت زندگی به شکل گیری 8 طبقه اصلی و 3 درون مایه تحت عناوین "پیامدهای بیماری"، "سلامتی" و "عوامل موثر بر سازگاری" منجر شده و بر اساس آن پرسشنامه اولیه با 73 گویه تدوین گردید. در مرحله روان سنجی، طی تبیین روایی صوری و محتوی، تعداد گویه ها به 46 گویه تقلیل یافت. روایی سازه از طریق تحلیل عامل اکتشافی منجر به حذف 16 گویه وشناسایی 4 عامل شد. روایی همگرا با پرسشنامه 36 سوالی کیفیت زندگی با 41/0=r در حد قابل قبول کسب شد (001.0p<). پایایی از طریق بازآزمایی با 93/0= r و دو نیمه کردن 776/0=r و آلفای کرونباخ 67/0a=، تایید شد. پرسشنامه نهایی با 30 گویه و در چهار زیر مقیاس: روانی اجتماعی، روان تنی، اعتمادبه نفس و نگرش مذهبی ارائه شد.
    نتیجه گیری
    ابزار طراحی شده مبتنی بر درک مفهوم کیفیت زندگی توسط جانبازان مبتلا به استرس پس از ضربه ناشی از جنگ، روایی و پایایی مناسب و قابل قبول داشته، از این رو قابلیت بکارگیری در موقعیت های مختلف، جهت سنجش کیفیت زندگی در این گروه از جانبازان را داشته و می تواند در برنامه ریزی های درمانی ومراقبتی جهت ارتقاء کیفیت زندگی آنان به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: جانباز، کیفیت زندگی، طراحی پرسشنامه، اختلال استرس پس از ضربه، جنگ
  • محمد جواد احمدی زاده*، مصطفی طاهری صفحات 153-160
    زمینه و هدف
    آموزش با کیفیت ، سریع و با صرفه نیرو های نظامی مبتدی یکی از دغدغه های حوزه نظامی در کشور های مختلف است و استفاده از یافته های روانشناختی و فناورانه با سرعت روز افزونی در این حوزه در حال گسترش است. از این جهت هدف این پژوهش تعیین و مقایسه میزان اثربخشی آموزش مغزی (نوروفیدبک) با بهره گیری از آموزش تیراندازی به صورت واقعی و مجازی در بهبود دقت تیراندازی دانشجویان یک دانشگاه نظامی بود.
    روش ها
    این مطالعه یک طرح شبه آزمایشی شامل دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری دانشجویان یک دانشگاه نظامی بودند که تعداد 45 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی تصادفی در دو گروه آزمایشی (تیراندازی واقعی و مجازی) و یک گروه کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها امتیازاتی بود که افراد پس از 30 شلیک به سیبل در فاصله 10 متری کسب می کردند. گروه های آزمایشی بعد از پیش آزمون مداخلات آزمایشی را دریافت کردند که شامل 10 جلسه آموزش مغزی در کنار آموزش و تمرین تیراندازی با اسلحه واقعی (گروه آزمایشی اول) و مجازی (گروه آزمایشی دوم) بود. پروتکل آموزش مغزی شامل تقویت موج آلفا در نقطه T3 بود. پس از آموزش های مغزی و تیراندازی پس آزمون از آزمودنی ها به عمل آمد و بعد از گذشت یک ماه از هر سه گروه آزمون پیگیری به عمل آمد و یافته ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تحلیل شدند.
    یافته ها
     آموزش نوروفیدبک در هر دو گروه آزمایشی (تیراندازی واقعی و مجازی)در مقایسه با گروه کنترل منجر به بهبود نمرات تیراندازی در آزمودنی ها شده بود. بین میزان کاهش خطای تیراندازی گروه ها در مرحله ی پیش آزمون- پس آزمون و پیش آزمون- پیگیری (001/0>P) تفاوت معناداری وجود داشت. در ادامه آزمون تعقیبی توکی به منظور مقایسه میزان اثربخشی گروه های آزمایشی انجام شد که بیانگر عدم تفاوت معنادار دو گروه آزمایشی (آموزش مغزی با سلاح واقعی و نیز آموزش مغزی در شرایط واقعیت مجازی) در کاهش خطای تیراندازی دانشجویان دانشگاه بود.
    نتیجه گیری
    آموزش مغزی همراه با آموزش تیراندازی (مجازی و واقعی) منجر به پیشرفت معنادار تیراندازی در افراد تحت آموزش می شود. همچنین از آنجایی که اجرای مداخلات در هر دو گروه مجازی و واقعی اثربخشی معناداری داشت می توان از آموزش تیراندازی مجازی برای آموزش افراد مبتدی بهره برد.
    کلیدواژگان: تیراندازی، آموزش مغزی، نوروفیدبک، واقعیت مجازی، تیراندازی واقعی
  • بهنام ویسی، فاطمه رحمتی نجارکلایی*، شیدا احمدی صفحات 161-167
    زمینه و هدف
    از جمله مشکلات سربازان افسردگی، اضطراب و ناسازگاری است و روانشناسی مثبت نگر درصدد است که به جای توجه به ناتوانی ها و ضعف ها بر جنبه های مثبت هم تاکید کند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت مثبت نگری بر سلامت عمومی و سلامت معنوی سربازان انجام گرفت.
    روش ها
    نوع مطالعه نیمه تجربی و جامعه پژوهش شامل سربازان دو شهرستان در غرب ایران در سال 1395-96 بود. نمونه مورد پژوهش شامل 150 نفر از سربازان بودند که با روش در دسترس انتخاب شدند. تخصیص سربازان در گروه آزمایشی (75 نفر) و گروه کنترل (75 نفر) به صورت تصادفی ساده انجام شد. در آغاز مطالعه، سربازان با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی GHQ))" و پرسشنامه سلامت معنوی Ellison و  Palutzianمورد ارزیابی قرار گرفتند. مداخله 4 جلسه ای به مدت یک ماه بر روی گروه آزمایش اجرا شد. به گروه کنترل آموزشی ارایه نشد. پس آزمون از طریق پرسشنامه های ذکر شده یک ماه بعد از مداخله در هر دو گروه اجرا شد.
    یافته ها
    در گروه مداخله 67 و گروه کنترل 70 سرباز در تحلیل نهایی حضور داشتند. میانگین سن در هر دو گروه آزمایش و کنترل 1/1±4/19 سال بود و میانگین مدت خدمت سربازی در گروه آزمایش 2/2±8/10 ماه و در گروه کنترل 9/1±4/12 ماه بود. دو گروه از نظر سن، وضعیت تاهل، تحصیلات، مصرف سیگار، فعالیت بدنی و وجود بیماری خاص تفاوت معنی داری با هم نداشتند وهمسان بودند. آموزش گروهی مثبت نگری بر سلامت عمومی و سلامت معنوی سربازان به صورت متوسط تاثیر دارد (p<0.001).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که می توان از روش آموزش مهارت های مثبت نگری به عنوان روشی کارآمد برای افزایش سلامت عمومی و سلامت معنوی سربازان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: مثبت نگری، سلامت عمومی، سلامت معنوی، سربازان
  • عباس علی رستگار، سجاد علی کرمی، اقبال جباری* صفحات 168-177
    زمینه و هدف
    امروزه پرستاران برخوردار از رفتارهای نوآورانه بزرگ ترین دارایی هر بیمارستانی هستند، چرا که هرگونه بهبود و پیشرفت توسط آنان صورت می گیرد. مربی گری مدیریتی می تواند کارکنان را در افزایش رفتارهای نوآورانه یاری داده و انگیزه آنان را برای عملکرد بهتر افزایش دهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مربی گری مدیریتی بر رفتارهای نوآورانه پرستاران با میانجی گری وضوح نقش و توانمندسازی روان شناختی در بین پرستاران یک بیمارستان نظامی در شهر تهران است.
    روش ها
    روش پژوهش حاضر، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل190 نفر پرستاران یک بیمارستان نظامی در شهر تهران در سال 1397 بود. از بین جامعه آماری 130 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد که پایایی و روایی آنان مورد تایید قرار گرفت، استفاده شد. پرسشنامه ها بین پرستاران قسمت های مختلف بیمارستان در مدت سه روز توزیع و پس از یک هفته جهت جمع آوری به آنان مراجعه شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارSMART- PLS  استفاده شد.
    یافته ها
    مولفه های مربی گری مدیریتی تاثیر مثبت و معناداری بر رفتارهای نوآورانه پرستاران دارند (t=6/149 , β=0/511). در میان مولفه های مربی گری مدیریتی، پذیرش ابهام، توسعه تسهیلات و ارتباطات باز بیشترین تاثیر را دارند. همچنین مربی گری مدیریتی از طریق توانمندسازی روان شناختی و وضوح نقش نیز بر رفتارهای نوآورانه تاثیر مثبت و معناداری دارد و می تواند موجب بروز رفتارهای نوآورانه در پرستاران گردد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های پژوهش، می توان با اتخاذ رویکرد مربی گری مدیریتی توسط سرپرستان و مدیران رفتارهای نوآورانه پرستاران را افزایش داد. مربی گری مدیریتی به وضوح نقش و توانمندسازی روان شناختی پرستاران نیز کمک کرده و از این طریق نیز منجر به افزایش رفتارهای نوآورانه پرستاران شود.
    کلیدواژگان: رفتارهای نوآورانه، مربی گری مدیریتی، توانمندسازی روان شناختی، وضوح نقش، بیمارستان نظامی
  • حامد حبشی، بهروز قاسمی* صفحات 178-186
    زمینه و هدف
    تحلیل محیط داخلی سازمان یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری استراتژیک و نقطه شروع استقرار یک طرح بهبود به منظور ارتقای عملکرد سازمان است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی محیط داخلی با استفاده از مدل شناخت سازمانی وایزبورد (Weisbord) و شناسایی عوامل تاثیر بالا در افزایش عمکلرد سازمانی در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی نظامی تهران است.
    روش ها
    مطالعه مقطعی- تحلیلی حاضر در سال 1396در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی نظامی انجام شد. بدین منظور 268 نفر از کارکنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه استاندارد تحلیل محیط داخلی وایزبورد (Weisbord) پاسخ دادند؛ به این منظور پرسشنامه ها پس از هماهنگی با مسئولین به صورت حضوری ضمن ارائه توضیح در خصوص موضوع تحقیق به کارکنان ارائه شد و پس از جمع آوری پرسشنامه ها داده ها با استفاده از نرم افزار 18 SPSS با روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین برای شناسایی اولویت های اصلاح عوامل تاثیر بالا در افزایش عملکرد سازمانی از روش میانگین و مرتب سازی آن در هر سوال استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که محیط داخلی دانشگاه علوم پزشکی نظامی مورد مطالعه، در ابعاد هدف گذاری (486/5)، ساختار (087/5)، رهبری (257/5)، ارتباطات (211/5)، مکانیزم های مفید (054/5) و نگرش به تغییر (001/5) در مقایسه با نمره برش 4، دارای قوت نسبی بود و در مکانیزم پاداش (462/4) در وضعیت قوت نبود.
    نتیجه گیری
    محیط داخلی دانشگاه علوم پزشکی نظامی مورد مطالعه در شهر تهران در وضعیت قوت نسبی شناسایی شد و نیاز است به عنوان یک اولویت در حوزه مکانیزم پاداش مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد. براساس نتایج به دست آمده، عوامل نفوذ بالا شامل تعیین اهداف شفاف از طریق مشارکت کارکنان، ایجاد انعطاف پذیری بیشتر و تقسیم کار بهینه، اصلاح مکانیزم پاداش و پرداخت مبتنی بر عملکرد که تغییر را حمایت کند، افزایش مهارت های رهبری و آموزش مهارت های ارتباطی بین کارکنان می توانند به بهبود قوت سازمان کمک شایانی نمایند.
    کلیدواژگان: محیط داخلی، شناسایی، مدل وایزبورد، نظامی
  • مرضیه منتظر، رضوان زنده دل*، فهیمه گلی، زهرا پنج علی، ندا سلیمانی صفحات 187-194
    زمینه و هدف
    گسترش مواد ضد باکتری یکی از زمینه های تحقیقی مهم در سلامت انسانهاست. فایبرهای ضد باکتری در زمینه های مختلف همچون پارچه های ایده ال و فیلترهای مورد استفاده در وسایل پزشکی، کنترل عفونت و بو کاربرد دارد. مطالعات مختلف نشان می دهد ترکیبات حفره دار و حاوی فلزات واسطه خاصیت آنتی باکتریایی مناسبی دارا می باشند. در این مطالعه خاصیت آنتی باکتریایی در سه نانوفایبر حاوی زئولیت Y و شامل فلزات روی و مس مقایسه گردید.
    روش ها
    روش تعویض یونی برای تهیه زئولیتY روی، زئولیتY مس و زئولیتY روی- مس استفاده شد. همچنین تکنیک الکتروریسی برای آماده سازی لیف های پلی وینیلیدین فلوئوراید-پلی وینیل پیرولیدین/زئولیت حاوی فلز استفاده شد. خواص ضدباکتری نانوفایبرها برای باکتری های ای-کلای و استافیلوکک اورئوس با آزمون هاله عدم رشد ارزیابی شد.
    یافته ها
    نتایج XRF نشان داد در محلول 15/0 مولار از فلزات 86/21 درصد مس درون زئولیت Cu Y و 25/23 درصد روی درون زئولیت Zn Y و 26/23 درصد روی و 79/8 درصد مس درون زئولیت Zn, Cu Y جاگیر شده است. تصویر SEM ساختاری همگن از نانوفایبرها را تایید نمود. میانگین قطر نانوفایبرها 45 ±91/239 نانومتر گزارش شد.کارآیی مهار درکامپوزیت های نانوفایبری 5/11 تا 16 میلی متر برای استافیلوکک اورئوس و 5/11 تا 5/15 میلی متر در ای-کلای و برای آزمون هاله عدم رشد گزارش شد.
    نتیجه گیری
    فایبرهای نانوکامپوزیت حاوی زئولیتY روی- مس بزرگترین هاله عدم رشد را برای استافیلوکک اورئوس و ای-کلای داراست. همچنین هاله عدم رشد در زئولیتY مس بالاتر از زئولیتY روی می باشد.نتایج بدست آمده نشان می دهد استفاده از نانو فایبرهای زئولیتی حاوی روی و مس می توانند به طور موفقی در مهار عفونت ها به خصوص در بیمارستان های صحرایی، اردوگاه های نظامی و کنترل بو کاربرد داشته باشند.
    کلیدواژگان: آنتی باکتریال، کنترل عفونت، زئولیت
  • مجید حبیبی محرز، فریده گل بابایی*، IL Je Yu، اصغر قهری صفحات 195-204
    زمینه و هدف
    نانوفیبرهای ساخته شده از طریق فرایند الکتروریسی می توانند به منظور ساخت بسترهای فیلترکننده در ساخت تجهیزات حفاظت فردی نظامی، مورد استفاده قرار بگیرند. مطالعه حاضر با هدف بهینه سازی فرایند الکتروریسی برای ساخت بسترهای نانوفیبری پلی اورتان و مقایسه عملکرد فیلتراسیونی بستر بهینه ساخته شده با یک نمونه از بسترهای تجاری معمول مورد استفاده در ساختار ماسک های حفاظت تنفسی N95 انجام شده است.
    روش ها
    در مطالعه تجربی حاضر، ابتدا، محلول های پلیمری پلی اورتان در سیستم حلالی متشکل از دی متیل فرمامید و تتراهیدروفوران با نسبت اختلاط 3 به 2 آماده سازی شدند و سپس نحوه تاثیر پارامترهای الکتروریسی همانند غلظت محلول پلیمری، ولتاژ الکتروریسی، فاصله الکتروریسی و دبی تزریق پلیمر بر روی قطر و یکنواختی نانوفیبرها و همچنین مقادیر بهینه این پارامترها با استفاده ازطرح آزمایشات روش سطح پاسخ بر اساس طرح مرکب مرکزی بررسی شدند. سیستم تست عملکرد فیلتراسیونی این بسترها ساخته شد و راندمان فیلتراسیون و افت فشار بستر تولید شده با بستر تجاری مورد استفاده در ساختار ماسک های تنفسی  N95مقایسه شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج مدل درجه دوم به دست آمده، شرایط بهینه برای الکتروریسی پلیمر پلی اورتان شامل غلظت محلول الکتروریسی 14 درصد وزنی حجمی، ولتاژ الکتروریسی 17 کیلو ولت، فاصله الکتروریسی 10 سانتی متر، دبی تزریق پلیمر 4/0 میلی لیتر در ساعت بود. بستر نانوفیبری چهار لایه پلی اورتان با وجود وزن پایه کمتر در مقایسه با بستر سه لایه ماسک N95 از راندمان فیلتراسیون و فاکتور کیفیت بالاتری برخوردار بود (به ترتیب 24/98 در مقابل 01/98 درصد و فاکتور کیفیت 061/0 در مقابل 048/0 Pa-1).
    نتیجه گیری
    نتایج کسب شده نشان داد که بسترهای ساخته شده از لحاظ راندمان فیلتراسیون و فاکتور کیفیت مقادیر قابل قبولی را به منظور کاربردهای فیلتراسیونی دارا می باشند. علاوه براین با بهینه سازی فرایند الکتروریسی می توان با تغییر در پارامترهای موثر، بسترهای با ویژگی های دلخواه (قطر نانوفیبر، یکنواختی و...) جهت استفاده در فیلترهای ماسک های حفاظت تنفسی تولید نمود.
    کلیدواژگان: بهینه سازی، الکتروریسی، بستر نانوفیبری، پلی اورتان، فیلتراسیون
|
  • Hamidreza Javadzade, Mohammad Javad Behzadnia*, Fatemeh Saboori Pages 107-108
    No abstract.
  • Rouhullah Dehghani, Samaneh Mohegh, Alireza Moalemi, Ghasem Zamini* Pages 109-114
    Introduction
    Ticks are important ectoparasites that feed on the blood of various livestock hosts and sometimes, humans, which can lead to direct injury or transmission of microorganisms including the agent that causes Crimean-Congo hemorrhagic fever. Case reports of humans being bitten by these ticks can be helpful in preventing disease and improving human health.  
    Case Report
     A 71-year-old woman from Aran o Bidgol (northern Isfahan Province), referred to her public health center because of a burning sensation, pain and a nodule on the nape of the neck. Clinical examination showed a normal general condition of the patient with no fever reported. Physical examination detected an arthropod attached to the affected area; however there were no other significant findings. The arthropod was carefully removed by a fine-toothed forceps and sent to the medical Entomology Laboratory of the Kashan University of Medical Sciences. Using a stereomicroscope and an identification key, the specimen was identified as female Hyalomma spp. tick, which was completely swollen with the length of 20 mm. After removing of the arthropod, the patient still felt the burning sensation on the bite area. Red bumps and hematoma were also observed, but with no hotness or tenderness. The patient was discharged after prescription of cephalexin 500 mg every 6 hours and gelofen 400 mg p.o. every 8 hours.
    Discussion
    The red bumps and hematoma subsided after 2 days. The patient was followed for the next 10 days for any symptoms of Crimean-Congo hemorrhagic fever.
    Keywords: Tick, Ixodidae, Hyalomma, Crimean-Congo Hemorrhagic Fever (CCHF)
  • Hamidreza Hatamabadi, Saeed Safari, Tahereh Khanzadeh Tehrani* Pages 115-122
    Background and Aim
    Homelessness is a social problem with various contributory factors. This undesirable phenomenon involves various sections of civil and law enforcement in the community. The aim of this study was to determine the prevalence of disease and other complaints in homeless patients on admission to the Emergency Department of Imam Hossein Hospital, Tehran, Iran from 2012 to 2018.
    Methods
    This retrospective descriptive study was carried out in Imam Hossein Hospital affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences. All homeless patients referring to emergency department of Imam Hossein Hospital from 2012 to 2018 were included in study. The data collection tool was a researcher-made checklist that included demographic features such as age and sex, and clinical conditions such as blood factors, hepatitis B and C status, HIV infection, blood culture, urine culture, abdominal fluid culture, complaints on admission, diagnosis and clinical outcome (discharge, operation, escape from hospital or death) of the patients. All data were collected from patients' records in emergency department.
    Results
    The study included 1302 homeless patients who were admitted to the emergency department. The majority of patients were male (98.9 %). The mean age of all homeless patients was 45 years. The prevalence of hepatitis B, hepatitis C and HIV was 3%, 17.3% and 8.6%, respectively. The most prevalent complaints on admission were decreased level of consciousness (307 patients, 23.6%), weakness and lethargy (162 patients, 12.4%), dyspnea (154 patients, 11.8%), abdominal pain (134 patients, 10.3%) and car accident (128 people, 8.9%). MI was the most common diagnosis. The clinical outcome was 68.1% discharge and 23.7% death. There was a significant relationship between the final outcome and age, hemoglobin and hematocrit level (P<0.001).
    Conclusion
    The prevalence of hepatitis B and C and HIV in homeless people is higher than in the general population. Due to the possibility of transmitting such diseases, the necessary planning must be made in cooperation with the Ministry of Health and Police and other relevant organisations in order to control these diseases in homeless people.
    Keywords: Homeless, Prevalence, Emergency, Police
  • Mohammad Samadi, Negin Kordi, Sara Salehpoor, Orod Mohajer Iravani, Foad Asjodi* Pages 123-130
    Background and Aim
    Delayed onset muscle soreness (DOMS) is the pain and stiffness felt in muscles several hours-to-days after unaccustomed or strenuous exercise. It is thought to be caused by eccentric exercise, which causes small-scale damage (micro trauma) to the muscle fibers. The aim of the current study was to determine the effect of one and five-day curcumin consumption on muscle damage indices after an eccentric exercise session in untrained young men.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 45 non-trained young men (Age; 21.5±2.4, weight; 73.6±4.2 and BMI; 23.5±1.5) were randomly divided into three groups: (One-day supplement group, five-day supplement group, and placebo group). One-day and five-day supplement groups consumed 1000 mg and 5000 mg of curcumin, respectively, and the placebo group consumed 5000 mg of maltodextrin. The last supplement was taken 8 hours before the eccentric exercise. Measurements were taken before the resistance exercise and, 24, 48, and 72 hours after, and included serum creatine kinase (CK) and lactate dehydrogenase (LDH), measured using photometric methods, and muscle pain, measured using the PAS (pain assessment scale)., The resistance exercise included knee flexion with 70% of 1RM.
    Results
    In the five-day supplement group, there was a significant decrease in CK, LDH and muscle pain at all times, compared with the placebo and one-day supplement groups (P<0.05). There was no significant difference between the one-day supplement group and the placebo group in measured parameters.
    Conclusion
    According to the results of this study, it seems a daily consumption of 1,000 mg of curcumin supplement for five days may reduce some of the muscle damage indicators, as well as pain sensation, after an eccentric resistance exercise.
    Keywords: Eccentric Resistance Exercise, Curcumin Supplement, Delayed Onset Muscle Soreness
  • Shadmehr Mirdar, Yaser Kazemzadeh, Ehsan Arabzadeh, Hossein Shirvani*, Gholamreza Hamidian Pages 131-141
    Background and Aim
    Tapering with herbal remedies may decrease the time for soft tissue injury recovery. In the present study, we investigated the effect of ethanolic extract of Nigella Sativa (NS) consumption during the taper period on hypoxia-inducible factor-1α and exercise-induced bronchial changes.
    Methods
    A total of 60 male Wistar rats (five weeks old) were randomized to one of two groups: control (n=10) or exercise training (n=50). After 6 weeks of Incremental Interval Training (IIT) (70 to 35 m/min) the exercise training group were randomized into 4 groups of taper (50 to 25 m/min): 2 weeks taper without NS (I), 2 weeks taper with NS (II), 3 weeks taper without NS (III), 3 weeks taper with NS (IV). The IIT and taper program was performed on a treadmill with exercise performed at intervals. The taper groups with NS, received daily ethanolic extract of Nigella sativa (500 mg/kg) by gavage. Finally, animals were euthanized and the right lobe of the lung was removed. Tissues were fixed in 10% formalin, embedded in paraffin, and then manually sectioned with a microtome to obtain 5‒6 μm-thick paraffin sections. The sections were then stained with hematoxylin and eosin (H&E) to be examined histologically and histometrically. HIF-1α protein from the left lobe of the lung was also measured using a commercially-available ELISA kit. Data analysis was performed using two-way ANOVA and LSD test at P<0.05.  
    Results
    Group II were heavier than the other groups (P≤0.05). Groups not receiving NS showed a significant increase in HIF-1a compared to the control group in the second (P = 0.001) and third (P = 0.007) weeks of tapering. Groups with NS showed a significant decrease in hypoxia induce factor (P = 0.001) compared with the IIT group. The diameter of bronchi advents in taper groups with NS significantly decreased (p=0.001) compared with the IIT group, with the greatest reduction (55.23%) reported in the 3-week taper with NS group. The histological images of the 3-week taper with NS group had better structural integrity than the other groups.
    Conclusion
    The use of ethanolic extracts of NS with tapering seems to prevent negative apoptosis of lung parenchyma, with a decrease of HIF-1α, and minimized exercise-induced bronchoconstriction by improving the bronchi structure.
    Keywords: Tapering, Ethanolic Extract, Nigella Sativa, Exercise-Induced Bronchoconstriction, Hypoxia-Inducible Factor 1-Alpha
  • Masoud Sirati Nir, Abbas Ebai, Masoud Fallahi, Khoshknab, Zohreh Vafadar* Pages 142-152
    Background and Aim
    Combat-related post-traumatic stress disorder (combat-related PTSD) is a chronic and debilitating severe mental condition in people with experience of war events, which has a deeply negative impact on their quality of life. This study aimed to design and assess the psychometric properties of quality of life questionnaire (QOL-Q) for Iran-Iraq war veterans with combat-related PTSD.
    Methods
    This study employed an explanatory sequential mixed methods design, which was conducted in Tehran duration 2016. In the qualitative phase, the quality of life concept was determined by using content analysis via a conventional approach. To gather data, semi-structured interviews were performed with individuals including 31 veterans with combat-related PTSD and 3 health monitoring physicians, as well as group discussions held with a group of 12 patients’ spouses. Based on the results obtained, questionnaire items were developed. In the quantitative phase, the psychometric properties of the questionnaire were conducted. The face and content validity was determined using both quantitative and qualitative methods. The construct validity was determined with the exploratory factor analysis and convergent validity using the 36-item quality of life questionnaire. The reliability was approved with the measurement of internal consistency using Cronbach's alpha coefficient and split-half, and the stability assessed using a test-retest method. Data analysis was performed with MAXQDA 10 software for qualitative data and SPSS 18 software for quantitative data.
    Results
    Explaining the concept of quality of life led to the formation of eight main categories and three themes under the headings “Disease outcomes”, “Health” and “Effective factors in compatibility”, and on the basis of this, an initial questionnaire with 73 items was developed. In the psychometric phase, after assessing the face and content validity, the number of items was reduced to 46. Construct validity through exploratory factor analysis led to the removal of 16 items and identification of 4 factors. Convergent validity with the 36-item QOL-Q with     r= 0.41was considered to be at an acceptable level (P<0.001). Reliability through a test-retest with r =0.93, and the split-half with r=0.776, confirmed Cronbach's alpha a=0.67. The final questionnaire with 30 items and four subscales including psychosocial, psychosomatic, self-esteem and religious attitude was presented.
    Conclusion
    According to the questionnaire design, based on the concept of quality of life by veterans with post-traumatic stress caused by war experience, as well as suitable and acceptable validity and reliability, this questionnaire is qualified and empowered to use in different settings, for measuring quality of life in this group of patients, as well as their families. Results can be used to improve their treatment and care.
    Keywords: Veterans, Quality of life, Questionnaire designing, Post-Traumatic Stress Disorder, War
  • Mohammad Javad Ahmadizadeh*, Mostafa Taheri Pages 153-160
    Background and Aim
    High quality, fast-paced and cost-effective training of novice military personnel is a major concern in most armed forces around the world. Hence, implementing psycho-technological findings is important in the armed forces. This study aimed to investigate and compare the efficacy of brain-training (neurofeedback) and virtual-reality training through the use of actual and virtual shooting training in novice shooters of a military university.
    Methods
    This study adopted a quasi-experimental design, including two experimental and one control group. The study sample included 45 students of a military university whowere randomly selected and assigned to two experimental (virtual and actual shooting training) and one control group. The data collection measure was the total scores obtained by participants after shooting 30 shots at a Siebel positioned ten meters away. In the pre-test, participants practiced shooting (actual shooting training group using a real rifle, and virtual shooting training group using a virtual reality interface). Then participants in both experimental groups (actual and virtual shooting training) received ten sessions of brain training along with shooting training (actual and virtual). T3 alpha band wave reinforcement was the neurofeedback training protocol. The post-test was taken after the training, and follow-up was conducted after one month.
    Results
    Compared with the control group, neurofeedback training in both experimental groups (actual and virtual shooting-training) improved shooting skill. There was a significant difference in the decrement of the shooting error rate between the pre-test, post-test and pretest-follow up stages (P <0.001). Moreover, Tukey's post hoc analysis demonstrated no significant difference in reduction of shooting error rate in both experimental groups (actual shooting training+ neurofeedback vs. virtual shooting training+ neurofeedback).
    Conclusion
    Brain training, along with shooting training (virtual and actual), significantly improves participants’ shooting skills. Since the implementation of the interventions (actual and virtual shooting training+neurofeedback) had an equally significant effect in the optimization of the shooting skill, actual and virtual shooting training may be used interchangeably for the training of novice shooters.
    Keywords: Shooting, Brain Training, Neurofeedback, Virtual Reality, Real Shooting
  • Behnam Veisi, Fatemeh Rahmati, Najarkolaei*, Shaida Ahmadi Pages 161-167
    Background and Aim
    Depression, anxiety and incompatibility are common in soldiers, and positive psychology seeks to focus on positive aspects rather than on disabilities and weaknesses. This study aims to investigate the effect of positive-skill training on the general health and spiritual well-being of soldiers.
    Methods
    This was a quasi-experimental study and the population was soldiers in two cities in the west of Iran from 2016 to 2017. A total of 150 soldiers were selected using the convenience method. Soldiers were randomly assigned to either the experimental group (N=75) or the control group (N=75). Before and one month after intervention, soldiers in both groups was assessed by completion of demographic questionnaires: the General Health Questionnaire (GHQ), and Ellison and Palutzian's Spiritual Well-being (SWBS( Questionnaire. A four-session intervention was given to the experimental group over one month. No training was given to the control group.
    Results
    A total of 67 soldiers in the intervention group and 70 soldiers in the control group were included in the final analysis. The mean age of the experimental and control groups was 19.4±1.1 years, and the mean duration of military service was 10.8±2.2 months and 12.4±1.9 months, respectively. The two groups did not differ significantly in terms of age, marital status, education, smoking, physical activity, and the presence of specific disease. The positive training method had a moderate effect on the general health and spiritual well-being of soldiers (p<0.001).
    Conclusion
    The results showed that the positive training method can be used as an effective method for increasing the general health and spiritual well-being of soldiers.
    Keywords: Positive Thinking, General Health, Spiritual Health, Soldiers
  • Abbasali Rastgar, Sajad Alikarami, Eghbal Jabari* Pages 168-177
    Background and Aim
    Today, nurses with innovative behaviors are an asset of any hospital, since they can instigate improvement and progress. Managerial coaching can help employees increase their innovative behaviors and motivate them function better. The purpose of the present study was to investigate the effect of managerial coaching on innovative behaviors by mediating the role clarity and psychological empowerment among nurses in a military hospital in Tehran.
    Method
    This study used a descriptive-survey research method is. The population included 190 nurses from a military hospital in Tehran, Iran. From this population, 130 people were selected by simple random sampling. For data collection, standard questionnaires were used which had been verified for their reliability and validity. Questionnaires were distributed among the nurses of different parts of the hospital within three days and they were asked to complete them after one week. To analyze the data, structural equation modeling using SMART-PLS software was used.
    Results
    Managerial coaching has a positive and significant effect on nurses' innovative behaviors (t =146.6, β = 0.511). Among the management coaching components, this study showed that the acceptance of ambiguity, facilitating development and open communication have the most impact. The mediation of role clarity and psychological empowerment has a positive and significant effect on innovative behaviors and can instigate innovative behaviors in nurses.
    Conclusion
    Regarding the findings of the research, it is possible to increase the managerial behaviors by supervisors and managers by means of introducing a managerial approach. Management mentoring help to provide role clarity and psychosocial empowerment for nurses and increases their innovative behaviors.
    Keywords: Innovative behaviors, Managerial coaching, Psychological empowerment, Role clarity, military hospital
  • Hamed Habashi, Behrooz Ghasemi* Pages 178-186
    Background and Aim
    Analysis of the internal environment of an organization is an important factor in strategic decision making and the starting point of establishing an improvement plan to optimize the organization's performance. The purpose of this study was to assess the internal environment using an organizational diagnosis model and identifying high impact factors in a military medical university in Tehran.
    Methods
    This analytical study was performed at a military medical university in Tehran, Iran in 2012. A total of 268 employees were selected by an available sampling method. Employees then completed the Weisbord questionnaire of internal environment analysis which was provided along with a description of the subject of the research. Data were analyzed using descriptive and inferential statistics. Using SPSS software-18 to identify correction priorities (high penetration factors), the mean method and sorting in each question were used.
    Results
    The internal environment of the military University of Medical Sciences was considered to have relative points of strength in the questionnaire’s components of purpose (5.486), structure (5.087), leadership (5.257), communication (5.211), helpful mechanisms (5.054) and attitude towards change (5.001), according to the cut-off point (=4); however rewards (4.462) component was not considered strong.
    Conclusion
    The internal environment of the military University of Medical Sciences in Tehran is recognized as having relative strengths in some domains; however the reward mechanism domain needs to be reviewed and refined as a priority. High penetration factors include determination of clear objectives through employee participation, greater flexibility and optimal job sharing. Modification of reward mechanisms and performance-based pay, increasing leadership skills and training in communication skills among staff can improve organization's strength.
    Keywords: Internal Environment, Diagnosis, Weisbord Model, Military
  • Marzieh Montazer, Rezvan Zendedel*, Fahimeh Goli, Zahra Panjali, Neda Soleimani Pages 187-194
    Background and Aim
    Developing of antibiotic material is an important new field of research in human health. Antibacterial fibers are used in various areas such as clothing, filters for medical equipment, infection and odor control. Research shows that porous materials containing transition metal have antibacterial activity. In this study, the antibacterial activity was compared for three nanofibers containing zeolite Y with Cu and Zn.
    Methods
    The ion exchange method was used to produce Cu-zeolite Y, Zn-zeolite Y and Cu, Zn-zeolite Y. The electrospinning technique was used toprepare poly vinylidine fluoride–poly vinyl pirilodine /metal containing zeolite Y nanofibers. Antibacterial properties of nanofibers against Staphylococcus aureus and E-coli were studied using the zone of inhibition test.
    Results
    The XRF results demonstrated that 21.86% Cu is loaded in the zeolite Cu Y, 23.25%Zn in the Zn Y and 11.26 % Zn, 8.79% Cu in the Cu, Zn Y from 0.15 M in metals solution. There was homogeneous nanofibers structure in SEM morphology. The average diameter of nano-fibers was 231.91±45 nm. Composite nanofibers showed an inhibitory effect between 11.5 to16 mm for Staphylococcus aureus and 11.5 to 15.5 mm for E-coli in zone of inhibition test.
    Conclusion
    Nanocomposite fiber with Cu, Zn-zeolite Y has a higher zone of inhibition for Staphylococcus aureus and E-coli than other nanofibers tested in this experiment. Zone of inhibition for Cu-zeolite Y was higher than Zn-zeolite Y. It can be concluded that these fibers can be used to control infections, especially in situations including hospitals, military camps and odor control. However, to validate this, the effectiveness of this nanocomposite and toxicity to humans requires further studies.
    Keywords: Antibacterial, Infection Control, Zeolite
  • Majid Habibi Mohraz, Farideh Golbabaei*, IL Je Yu, Asghar Ghahri Pages 195-204
    Background and Aim
    Electrospun nanofibers can be used to produce filter media in personal protective equipment for the military. The present study aimed to optimize the electrospinning process used to create polyurethane nanofiber substrates and compare the optimum substrate filtration performance with a typical commercial substrate used in the structure of N95 respirators.
    Methods
    In this experimental study, polyurethane polymer solutions were prepared in a solvent system consisting of dimethylformamide and tetrahydrofuran with a mixing ratio of 3: 2 (v/v%). The main and interactive effects of electrospinning process parameters (polymeric solution concentration, applied voltage, electrospinning distance, and polymer injection rate) on the mean diameter and uniformity of electrospun nanofibers and their optimal values were studied using response surface methodology, specifically, a central composite design. The filtration efficiency and pressure drop of the electrospun polyurethane nanofiber filter media were compared with the commercial media used in the N95 respiratory mask structure using a prepared filtration test rig.
    Results
    Based on the results of the quadratic model, the optimal conditions for the electrospinning of polyurethane polymer were polymeric solution concentration, applied voltage, electrospinning distance, and polymer injection rate of 14 w/v%, 17 kV, 10 cm, and 0.4 ml/h, respectively. The results showed that despite having a lower base weight, the filtration efficiency and quality factor of four layers of polyurethane nanofiber filter media were higher than that of a three-layer N95 mask (98.24% % versus 98.1%, and a quality factor of 0.061 versus 0.084 Pa-1, respectively).
    Conclusion
    It can be concluded that the electrospun polyurethane nanofiber media have acceptable filtration efficiency and quality factor values for filtration applications. In addition, the fabrication of nanofiber media with desired properties (nanofiber diameter, uniformity, etc.) for use in the filters of respiratory protection equipment is possible by optimizing the electrospinning process.
    Keywords: Optimization, Electrospinning, Nanofiber media, Polyurethane, Filtration