فهرست مطالب

شناخت اجتماعی - پیاپی 15 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 15 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/03/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • فاطمه سادات سپیده دم، حسین زارع*، سارا پاشنگ، خدیجه ابوالمعالی، مرجان حسین زاده تقوایی صفحات 9-24
    مقدمه
    این پژوهش به تبیین اثر پردازش اطلاعات هیجانی بر الگوی حل مسئله اجتماعی بر اساس نقش میانجیگر توازن خود با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری(SEM) می پردازد.
    روش
    در این پژوهش 308 شرکت کننده(188زن و 114مرد) حضور داشتند که به شیوه نمونه گیری دردسترس از بین کارکنان عملیات پرواز هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران مورد آزمون قرار گرفتند.جهت سنجش متغیرهای پژوهش از 3پرسشنامه ، شاخص یکپارچه ناهم خوانی خود  هاردین ، مقیاس توانایی حل مساله اجتماعی فرم کوتاه تجدید نظر شده دیزوریلا و نزو و مقیاس پردازش اطلاعات هیجانی باکر استفاده شده است.
    یافته ها
    نتایج نشان می دهد که همه مولفه های پردازش هیجانی با مولفه های حل مسئله انطباقی به صورت منفی و با مولفه های حل مسئله غیر انطباقی به صورت مثبت و در سطح معناداری 01/0 همبسته اند. همچنین مولفه های چهارگانه توازن خود با مولفه های حل مسئله انطباقی به صورت مثبت و با مولفه های حل مسئله غیر انطباقی به صورت منفی و در سطح معناداری 01/0 همبسته اند. به کار گیری تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزار AMOS 18.0و برآورد بیشینه احتمال (ML) نشان داد که مدل اندازه گیری با داده های گردآوری شده به صورت مطلوب برازش دارد و همه نشانگرهای مدل اندازه گیری از توان لازم برای اندازه گیری متغیرهای مکنون پژوهش حاضر برخوردار بودند. مدل ساختاری نیز همانند مدل اندازه گیری با داده های گردآوری شده برازش دارد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش آموزش و ارتقا توانایی شناختی منجر به بهبود مهارت حل مسئله کارکنان عملیات پرواز می شود.
    کلیدواژگان: پردازش هیجانی، حل مسئله اجتماعی، توازن خود
  • علی خدایی، امید شکری* صفحات 25-38
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی مقیاس عدم تعهد به اخلاق مدنی (CMDS) در بین گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد.
    روش
    در مطالعه همبستگی حاضر، از جامعه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی، 364 دانشجو (192 پسر و 172 دختر) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به مقیاس عدم تعهد به اخلاق مدنی پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی مقیاس عدم تعهد به اخلاق مدنی از روش های آماری تحلیل عامل تاییدی و به منظور بررسی همسانی درونی آن از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل عاملی تاییدی بر پایه نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونه دانشجویان ایرانی ساختار چندبعدی مقیاس عدم تعهد به اخلاق مدنی شامل توجیه اخلاقی، زبان مبتنی بر حسن تعبیر، مقایسه سودمند، جابجایی مسئولیت، انتشار مسئولیت، تحریف پیامدها، اسناد سرزش و شخصیت زدایی با داده ها برازش مطلوبی داشت. مقادیر ضرایب همسانی درونی پرسشنامه کفایت و مهارت های هیجانی برای مولفه های توجیه اخلاقی، زبان مبتنی بر حسن تعبیر، مقایسه سودمند، جابجایی مسئولیت، انتشار مسئولیت، تحریف پیامدها، اسناد سرزش و شخصیت زدایی به ترتیب برابر با 85/0، 82/0 و 79/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    در مجموع،نتایج مطالعه حاضر نشان داد که CMDS برای سنجش سازه چندبعدی «عدم تعهد به اخلاق مدنی» در دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
    کلیدواژگان: روایی عاملی، تحلیل عاملی تاییدی، مقیاس عدم کفایت به اخلاق مدنی، همسانی درونی
  • احمد علی پور، فرشته حسنی*، رضا دوستی صفحات 39-50
    مقدمه
    بررسی ضعف های شناختی زنان دریافت کننده درمان بوتولینوم (بوتاکس) و همچنین نحوه بازشناسی هیجانات مختلف چهره با کنترل دست برتری توسط آنان می تواند گامی موثر در درمان و بهبود بازشناسی هیجانات توسط آنان باشد. هدف از این مطالعه مقایسه توانایی بازشناسی حالات هیجانی چهره با کنترل دست برتری در زنان دریافت کننده درمان بوتولینوم (بوتاکس) و افراد عادی بود.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع پژوهش های علی-مقایسه ای است. جامعه تحقیق عبارت است از کلیه زنان دریافت کننده درمان بوتولینوم (بوتاکس) مراجعه کننده به مراکز زیبایی شهر رشت در فصل بهار 1397، که در این مطالعه دو گروه 46 نفره از زنان دریافت کننده درمان بوتاکس و افراد عادی به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از آزمون بازشناسی هیجانات مختلف چهره اکمن و فرایسن و آزمون دست برتری چاپمن  به منظور تعیین بازشناسی هیجانات (شادی، غم، خشم) به عنوان ابزار سنجش استفاده شد. نتایج  بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS-23 و با آمارهای توصیفی و آزمون کوواریانس صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان دادکه توانایی دوگروه آزمودنی در بازشناسی حالات هیجانی(شادی، غم و خشم) با کنترل دست برتری یکسان نیست و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود دارد.
    نتیجه گیری
    توانایی زنان دریافت کننده درمان بوتولینوم (بوتاکس) در تشخیص هیجانات (شادی، غم و خشم) ضعیف تر از افراد عادی است.
    کلیدواژگان: بازشناسی حالات هیجانی، دست برتری، بوتاکس
  • طاهر محبوبی* صفحات 51-64
    روش
    بدین منظور 32 نفر با استفاده از روش نمونه‏ گیری مبتنی بر هدف از میان مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره دانشگاه با توجه به معیارهای در نظر گرفته شده انتخاب و به ‏عنوان نمونه منظور گردیدند. روش تحقیق دراین مطالعه از نوع نیمه‏ آزمایشی با طرح پیش ‏آزمون- پس ‏آزمون همراه با گروه گواه بود. از مصاحبه بالینی  و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لویندا (1995) برای سنجش آشفتگی روان‏شناختی به‏ عنوان ابزارهای پژوهش استفاده گردید. برنامه آموزش شناختی ارتقاء امید طی 8 جلسه 60 دقیقه‏ای و درمدت 4 هفته ی متوالی به دانشجویان ارائه گردید. بدین منظور نمونه تحقیق به صورت تصادفی در2 گروه 16 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه‏ گواه) گمارده شدند. گروه ‏آزمایشی، تحت آموزش شناختی ارتقاء امید قرار گرفت، درحالیکه گروه‏ گواه در معرض هیچ مداخله ای قرارنگرفتند. داده ‏های بدست آمده با استفاده از آزمون کوواریانس بوسیله نرم افزارspss  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج حاصل از تحلیل‏ کوواریانس در سطح 05/0> pبرای گروه وابسته به منظور تعیین اثر بخشی آموزش شناختی ارتقاء امید نشان داد که این کاربندی توانسته است بعنوان مداخله ‏ای موثر موجب کاهش نمره کلی آشفتگی روان‏شناختی و هر سه مولفه آن (افسردگی، استرس و اضطراب) در دانشجویان گروه آزمایش گردد.
    نتیجه گیری
    این کاربندی انتظار پیامدهای مطلوب، باور به اینکه امور به خوبی پیش خواهند رفت، همچنین احساس اعتماد به این که همه این‏ها در اثر تلاش‏ های مناسب اتفاق خواهد افتاد را در فرد ایجاد کرده، و ضمن کاهش افسردگی، استرس و اضطراب باعث اعمال هدفمند می‏شود.
    کلیدواژگان: آموزش شناختی امید، آشفتگی روان شناختی، اضطراب، افسردگی، استرس
  • عباس ابوالقاسمی، مینا طاهری فرد* صفحات 65-82
    مقدمه
    هدف پژوهش حاضر، مقایسه شناخت اجتماعی و بازشناسی هیجان چهره ای در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی تازه تشخیص و مزمن بود.
    روش
    پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بستری و سرپایی مراجعه کننده به مراکز بالینی و بیمارستان های فجر و رازی شهر تبریز در سال 1395  بود. نمونه پژوهش شامل 120 بیمار بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شناخت اجتماعی وستن و آزمون بازشناسی هیجان چهره ای اکمن و فرایس استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که از لحاظ شناخت اجتماعی و بازشناسی هیجان چهره ای بین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی تازه تشخیص و مزمن تفاوت معنی داری وجود دارد. به طوریکه که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن در وضعیت بهتری از افراد مبتلا به اسکیزوفرنی تازه تشخیص قرار داشتند.
    نتیجه گیری
    این یافته ها بیان می کند که نقص در شناخت اجتماعی و بازشناسی هیجان چهره ای بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی تازه تشخیص می تواند با ناتوانی همراه باشد و بر عملکرد اجتماعی و شغلی این بیماران تاثیر داشته باشد.
    کلیدواژگان: اسکیزوفرنی، شناخت اجتماعی، بازشناسی هیجان چهره ای
  • الهام رضایی فر، مژگان سپاه منصور*، رویا کوچک انتظار، شیرین کوشکی صفحات 83-106
    مقدمه
    پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ثبات رابطه زناشویی براساس ویژگیهای شخصیتی و استرس ادراک شده با میانجیگری سبک های حل مساله در زنان متاهل انجام شد.
    روش
    بدین منظور با استفاده از روش لوهلین (2004) تعداد 500 زن متاهل به روش نمونه گیری در دسترس از شهر تهران انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس استرس ادراک شده (کوهن، کامارک و مرمل استین، 1983)، شاخص بی ثباتی رابطه زناشویی (ادواردز، جانسون و بوث،1987)، فرم کوتاه مقیاس پنج عاملی شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1985)، پرسشنامه سبک های حل مساله (کسیدی و لانگ، 1996) استفاده گردید. روش پژوهش از نوع معادلات ساختاری به طور خاص؛ معادلات رگرسیونی بود.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که ویژگیهای شخصیتی و استرس ادراک شده با میانجیگری سبک های حل مساله بر ثبات رابطه زناشویی اثری غیرمستقیم دارد.
    نتایج
    شاخصهای برازش نشان داد که مدل پیشنهادی در این پژوهش با داده های جمع آوری شده از زنان متاهل برازش مناسب و ارتباط نزدیکی با فرضهای نظری دارد.
    کلیدواژگان: ثبات زناشویی، سبک های حل مساله، ویژگیهای شخصیتی، استرس ادراک شده
  • پگاه نجات*، جواد حاتمی صفحات 107-124
    مقدمه
    قضاوت اخلاقی از موضوعات مورد مطالعه در شناخت اجتماعی محسوب می شود. نظریه بنیادهای اخلاقی نظریه ای اخیر در روان شناسی اخلاق است که رویکردی میان فرهنگی و شهودگرایانه به باورهای اخلاقی مردم جهان دارد. مطالعه حاضر به بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه مرتبط با این نظریه و مقایسه یافته ها با گزارش های موجود از نسخه اصلی و سایر فرهنگ ها اختصاص دارد.
    روش
    داده ها مربوط به سه مطالعه روی نمونه های ایرانی هستند: گلکار (1394) و مراحل دوم و سوم نجات (1395)، که دارای به ترتیب 280، 314 و 180 شرکت کننده بودند که به پرسشنامه بنیادهای اخلاقی (MFQ-30) پاسخ دادند. محاسبه آلفای کرونباخ برای تک تک بنیادهای اخلاقی و نیز تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی انجام شد و مقایسه میان جنسیتی در تکیه بر بنیادها صورت گرفت.
    یافته ها
    آلفای کرونباخ بنیادهای مراقبت، انصاف و وفاداری نسبتا پایین و عموما کمتر از بنیادهای اطاعت و تقدس بود. تحلیل عاملی اکتشافی به راه حلی سه عاملی برای مرحله دوم نجات (1395) و راه حل دوعاملی برای گلکار (1394) و مرحله سوم نجات (1395) ختم شد. برازش داده ها به مدل پنج عاملی همبسته قابل قبول بود. نمره زنان در مراقبت، انصاف و تقدس بالاتر از مردان بود.
    نتیجه گیری
    ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه بنیادهای اخلاقی اگرچه در برخی جنبه ها نه چندان عالی، اما قابل مقایسه با نتایج گزارش شده از سایر فرهنگ ها بود و بنابراین به نظر می رسد عمدتا معلول ماهیت پیچیده خود اخلاق باشد. تفاوت های جنسیتی مشاهده شده مشابه با یافته های بین المللی و در نتیجه حامی روایی گروه های شناخته شده برای این پرسشنامه بود.
    کلیدواژگان: روان شناسی اخلاق، نظریه بنیادهای اخلاقی، پرسشنامه بنیادهای اخلاقی، اعتبار، ایرانی
  • عزتاللهقدم پور*، مهدی برزگر بفرویی، لیلا حیدریانی صفحات 125-140
    مقدمه
    فرسودگی تحصیلی یکی از مهم ترین مشکلات گریبان گیر سیستم آموزشی در همه مقاطع تحصیلی است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تفکر ارجاعی در رابطه بین ابعاد چشم انداز زمان و فرسودگی تحصیلی بود.
    روش
    روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پیش دانشگاهی شهرستان میبد بود که در سال تحصیلی 97- 1396 مشغول به تحصیل بودند که از بین آن ها، 261 نفر به عنوان نمونه و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده های پژوهش به کمک پرسشنامه های چشم انداز زمان زیمباردو و بوید، نفکر ارجاعی اهرینگ و همکاران و فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد تحلیل قرارگرفت.
    یافته ها
    نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان دادکه بعد گذشته منفی و حال قضا و قدری با واسطه گری تفکر ارجاعی بر فرسودگی تحصیلی اثر غیر مستقیم مثبت معنادار دارند. همچنین ابعاد گذشته مثبت، حال لذت گرا و آینده نیز با واسطه گری تفکر ارجاعی بر فرسودگی تحصیلی اثر غیر مستقیم منفی معنادار دارند.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد با تغییر جهت گیری چشم انداز زمان و برخوردار بودن از یک تفکر مثبت و داشتن منابع کافی برای تفکر هدف مدار، فرسودگی تحصیلی کاهش یابد.
    کلیدواژگان: چشم انداز زمان، تفکر ارجاعی، فرسودگی تحصیلی
  • عبدالله رشیدزاده، رحیم بدری*، اسکندر فتحی آذر، تورج هاشمی صفحات 141-164
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تعاملی آموزش راهبردهای یادگیری خودگردان-فراشناختی وخودپنداره تحصیلی برمولفه های  تاب آوری تحصیلی و هیجانات تحصیلی مثبت دانش آموزان انجام گرفت.
    روش
    طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر تبریز بودند. نمونه آماری این پژوهش شامل 60 نفر از دانش آموزان بودند که از طریق مطالعه مقدماتی و غربالگری با استفاده از نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند و با استفاده از روش جایگزینی هدفمند در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس عاملی چندمتغیره استفاده شد.
    نتایج
    آموزش راهبردهای خودگردان فراشناختی موجب افزایش و بهبود مولفه های تاب آوری تحصیلی و  هیجانات مثبت تحصیلی شده است و اثر تعاملی متغیرها در تمامی مولفه های تاب آوری و هیجانات مثبت تحصیلی معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    با آموزش راهبردهای خودگردانی فراشناختی و همچنین توجه به نقش تعاملی خودپنداره تحصیلی می توان تاب آوری تحصیلی و هیجانات مثبت تحصیلی را افزایش داد. این پژوهش دارای تلویحاتی برای مدیران، معلمان و مشاوران مدرسه است که می توانند از نتایج آن برای بهبود پیشرفت دانش آموزان استفاده نمایند
    کلیدواژگان: یادگیری خودگردان، فراشناخت، خود پنداره تحصیلی، تاب آوری تحصیلی، هیجانات تحصیلی
  • فاطمه یدالهی صابر، محمداسماعیل ابراهیمی*، نرگس زمانی، علی صاحبی صفحات 165-174
    مقدمه
    این پژوهش با هدف، بررسی تعیین تاثیر آموزش تئوری انتخاب بر میزان مسئولیت پذیری و سطح امیدواری در دانشجویان دختر انجام گرفت.
    روش
    پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دختر ساکن در خوابگاه دانشجویی دانشگاه که در سال  1396 1395در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان مشغول به تحصیل تشکیل دادند، که تعداد جامعه آماری که مجموعا 529 نفر بودند و نمونه آماری30 نفر بودند که  به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب ومطالعه گردید. جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از پرسشنامه های امیدواری و پرسشنامه مسئولیت پذیری استفاده شد، ابزار اندازه گیری میزان مسئولیت پذیری پرسشنامه 42سوالی گاف بود، و برای سنجش میزان امیدواری از پرسشنامه 12 ماده ای اشنایدر استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس یکراهه (انکوا) وچند متغیره (مانکوا) استفاده شد و داده ها با نرم افزار spss تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از کواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری(01/0P <  ) وجود دارد، و  آموزش تئوری انتخاب  موجب افزایش مسئولیت پذیری و امیدواری در دانشجویان دختر شده است (01/0P <  ).
    نتیجه گیری
    بنابراین میتوان گفت، آموزش نظریه انتخاب با افزایش روابط مثبت، افزایش مسولیت پذیری و شیوه های صحیح ارضاء نیازهای اساسی انسان منجر به امید و مسولیت پذیری بیشتر می شود.
    کلیدواژگان: تئوری انتخاب، مسئولیت پذیری، امیدواری
|
  • Fatemeh Sadat Sepidehdam, Hossein Zare *, Sara Pashang, Khadejeh Aboulmaali, Marjan Hoseinzadeh Taghvai Pages 9-24
    Introduction
    Explaining the effect of cognitive ability on the social problem-solving skills through Structural Equation Modelling (SEM) with the mediating role of self-balance was the overarching goal of this study.
    Method
    The participants of study were 308 persons (188 female and 114 male). The participants were selected using the convenience sampling technique from the aircrew of Iran Air who were tested thereafter. To collect data, the following four questionnaires were used: Hardin’s Integrated Self-Discrepancy Index (ISDI), Social Problem Solving Inventory-revised short-form by D’Zurilla, and Nezu, and Baker’s Emotional Processing Scale.
    Results
    The results show that all the components of emotional processing with the components of adaptive problem solving are negatively correlated with the components of non-adaptive problem solving and are positively correlated with the significance level of 0.01. Also, the quadruple components of self- balance are correlated positively and correlated positively with the components of non-adaptive problem solving components negatively and at a significant level of 0.01. The use of confirmatory factor analysis using AMOS 18.0 and Maximum Likelihood Estimation (ML) showed that the measurement model was fitted with the collected data as desirable and all the indicators of the measurement model had the power to measure the variables. The structural model like the measurement model is fitted with the collected data.
    Conclusion
    According to the results of this research, Training and upgrading cognitive ability lead to improvement of the problem-solving skills of flight operations personnel.
    Keywords: Emotional Processing, Social Problem-Solving, Self-Balance
  • Ali Khodaei, Omid Shokri * Pages 25-38
    Introduction
    The present study was conducted with the aim of evaluating the Civic Moral Disengagement Scale (CMDS, 2009) among a group of Iranian students.
    Method
    In this correlational study, 364 students (192 male and 172 female) were selected from the undergraduate students of Shahid Beheshti University using available sampling method who responded to the Civic Moral Disengagement Scale-Farsi Version. To determine the internal validity and internal consistency of the scale, the confirmatory factor analysis and cronbach alpha formula were used respectively.
    Results
    The results of confirmatory factor analysis based AMOS software showed that multi-factor structure of Civic Moral Disengagement Scale-Farsi Version consisted of moral justification, euphemistic language, advantageous comparison, displacement of responsibility, diffusion of responsibility, distorting consequences, attribution of blame and dehumanization had good fit with data. Internal consistency for the moral justification, euphemistic language, advantageous comparison, displacement of responsibility, diffusion of responsibility, distorting consequences, attribution of blame and dehumanization was 0/88, 0/82 and 0/79 respectively.
    Conclusion
    In sum, these findings provide evidence for the validity and reliability of the Civic Moral Disengagement Scale-Farsi Version as an instrument to measure the “Civic Moral Disengagement” among Iranian university students.
    Keywords: Factorial Validity, Confirmatory Factor Analysis, Civic Moral Disengagement Scale-Farsi Version (ESCQ-FV), Internal Consistency
  • Ahmad Alipor, Fereshte Hassani *, Reza Dosti Pages 39-50
    Background
    Examining the cognitive weaknesses of women receiving botulinum (Botox) as well as how to recognize different facial emotions with the premiere hand control by them can be an effective way to treat and improve their emotional recognition. The purpose of this study was to compare the ability to recognize facial emotional states with the premiere hand control in women receiving treatment of botulinum (Botox) and normal women.
    Method
    This is a causal-comparative study. The research population was all women receiving botulinum (Botox) who referred to beauty centers of Rasht in spring of 1397. Using available sampling method, two groups of 46 women who received Botox treatment and normal subjects participated in the study as samples. Ekman and Fraction's facial emotion recognition test and Chapman's Handedness Inventory were used as measurement instruments to determine the recognition of emotions (happiness, sadness, anger) of participants. The results were analyzed throgh SPSS-23 and descriptive statistics and covariance test.
    Results
    The results showed that the ability of the two groups to recognize the emotional states (happiness, sadness and anger) with the premiere hand control is not the same, and there is a significant difference between the two groups.
    Conclusion
    The ability of women receiving botulin (Botox) to diagnose emotions (happiness, sadness and anger) is weaker than normal people.
    Keywords: Emotional States Recognition, the Premiere Hand, Botulinum (Botox)
  • Taher Mahbubi * Pages 51-64
    Aim
    The purpose of the present study was to investigate the effectiveness of cognitive-based training of hope enhancement in psychological distress of Payame Noor University students.
    Method
    The design of this study was Quasi-experimental involving pre-test and post-test with experimental and control groups. The sample of the study included 32 participants who were selected from the clients who referred the university counseling center through purposive sampling method with regard to the intended standards. Then, the sample was divided randomly into two groups i.e. one experimental and one control group, each consisting of 16 participants. In order to collect the data, clinical interview and Louinda’s (1995) DASS were used to measure the psychological distress of the participants. The experimental group received cognitive-based training of hope enhancement for eight sixty- minute sessions during four consecutive weeks, while the control group did not receive any treatment.
    Findings
    The results of covariance analysis showed that the treatment was effective in reducing the overall psychological distress of the participants and in its three subscales in depression and anxiety subscales.
    Conclusion
    This treatment develops desired qualities in individuals including a sense of optimism and trust in the individual himself/herself to achieve things through right efforts and in addition to reducing depression and anxiety in the individuals, it leads to purposeful actions.
    Keywords: Cognitive-based Training, Psychological Distress, Anxiety, depression, Stress
  • Abbas Abolghasemi, Mina Taherifard * Pages 65-82
    Background
    The aim of the present study was to compare social recognition and Facial Emotion Recognition in patients with newly diagnosed and chronic schizophrenia.
    Method
    current study is a causal-comparative study. The statistical population of this study included all patients with hospitalized and outpatient schizophrenia referring to Fajr and Razi clinical centers and hospitals in Tabriz city in 2016. The sample consisted of 120 patients who were selected through available sampling. To collect data, Westen's social cognition scale and Ekman and Fareis's facial emotion recognition test were used.
    Results
    The results of multivariate analysis of variance showed that there is a significant difference between social cognition and facial emotion recognition in patients with newly diagnosed and chronic schizophrenia .Individual with chronic schizophrenia was better than newly diagnosed schizophrenia.
    Conclusion
    These findings suggest that deficiencies in social cognition and facial affective recognition in newly diagnosed schizophrenia can be associated with inability and affect their social and occupational functioning.
    Keywords: Schizophrenia, Social Cognition, Facial Emotion Recognition
  • Elham Rezaeifar, Mojgan Sepahmansour *, Roya Kochakentezar, Shirin Kooshki Pages 83-106
    Introduction
    The present study was fulfilled with the aim of Developing Model of Marital Stability based on Personality Characteristics and Perceived Stress Mediating by problem Solving styles.
    Method
    For so doing, 500 married women in Tehran City were selected by Loehlin (2004) using available sampling method. To measure the study variables, Perceived Stress Scale (Cohen, Kamarck & Mermelstein, 1983), Marital Instability Index (Edwards, Johnson & Booth, 1987), the short form of NEO Personality Five- Factor Inventory (Costa & McCrae, 1985) and Problem- Solving Style (Cassidy & Long, 1996) were used. The study method was based on structural equation modeling Specifically, the regression equations.
    Findings
    The findings showed that Personality Characteristics and Perceived Stress Mediating by problem Solving styles had a indirect effect on Marital Stability.
    Conclusion
    The fit indices showed that the proposed model in the study has a good fit with the data gathered from married women And a close relationship with the theoretical assumptions.
    Keywords: Marital Stability, problem Solving styles, Personality Characteristics, Perceived Stress
  • Pegah Nejat *, Javad Hatami Pages 107-124
    Introduction
    Moral judgment is one of the subjects studied in social cognition. Moral Foundations Theory (MFT) is a recent theory in moral psychology which has an intercultural and intuitive approach to moral beliefs of people around the world. The current study is concerned with examining psychometric properties of a Persian version of the questionnaire associated with this theory, and comparing findings with available reports from the original version as well as other cultures.
    Method
    Data are provided by three studies on Iranian samples: Golkar (2016) and phases II and III of Nejat (2016), with 280, 314, and 180 participants respectively, who responded to Moral Foundations Questionnaire (MFQ-30). Calculations of Cronbach alphas, as well as exploratory and confirmatory factor analyses were conducted and comparisons were made between genders in reliance on foundations.
    Results
    Cronbach alphas for care, fairness and loyalty were relatively low and generally lower than obedience and sanctity. Exploratory factor analysis has led to a three-factor solution in phase II of Nejat (2016), and two-factor solutions in Golkar (2016) and phase III of Nejat (2016). Fit of data to the correlated five-factor model was acceptable. Women scored higher than men in care, fairness, and sanctity.
    Conclusion
    Psychometric properties of the Persian MFQ, though not perfect in some respects, were comparable to those reported by other cultures, and therefore seem to be mainly caused by the complex nature of morality itself. Observed gender differences were similar to international findings and thus supportive of the known-groups validity for this questionnaire.
    Keywords: Moral Psychology, Moral Foundations Theory, Moral Foundations Questionnaire, Validity, Iranian
  • Ezatollah Ghadampour *, Mahdi Berzegarbfroui, Leila Heidaryani Pages 125-140
    Introduction
    Educational burnout is one of the most important problems in the educational system at all levels. The aim of this study was to investigate the mediating role of respective negative thinking in relationship between the dimensions of time perspective and academic burnout.
    Method
    The method was descriptive and correlational using structural equation modeling. The statistical population included all pre-university male students in Maybod city studying in the academic year of 2015-16. Among them, 261 samples were selected through multi-stage cluster sampling. Data were collected applying Zimbardo and Boyd's time perspective, Ehring et al.'s respective negative thinking and Berso's academic burnout questionnaires. The data were analyzed using structural equation modeling.
    Results
    The results of structural equation modeling showed that the negative last and present situation dimensions with intermediating respective negative thinking have a positive indirect effect on academic burnout. In addition, the positive last, pleasurable present and future dimensions with mediating respective negative thinking have negative indirect effect on academic burnout.
    Conclusion
    These findings suggest that academic burnout will be decreased by changing the perspective of time and having positive thinking and sufficient resources for the purposeful thinking.
    Keywords: Time Perspective, Respective Negative Thinking, Academic Burnout
  • Abdollah Rashidzade, Abdollah Rashidzade *, Touraj Hashemi Pages 141-164
    Aim
    The present study was conducted with the aim at determining the interactive effecttiveness of selfregulated-metacognitive strategies and academic self-concept on educational resilience and positive academic emotions of secondary school students.
    Method
    The design of this semi-experimental research was pre-test and post-test with control group. The population of this study was Tabriz secondary school students. The statistical sample of this study was 60 students who were selected through a pilot study and a multi-stage cluster sampling.They then were assigned into two experimental and control groups by using a targeted substitution method. The experimental group participated in the training sessions for selfregulated-metacognitive strategies for 12 sessions and the control group did not receive any interventions.
    Results
    the training of metacognitive self-directed strategies led to significant improvement in the experimental group compared to control group in academic resilence and positive emotion, and also the interactive effect of teaching selfregulated-metacognitive strategies and self-concept on all components of academic resilience and positive emotional were significant.
    Conclusion
    academic resilience and positive emotions can be increased by training metacognitive selfregulation strategies, as well as paying attention to the interactive and moderating role of self-concept. This research has implications for managers, teachers and school advisers who can use their results to improve student progress.
    Keywords: Selfregulated-learning, Metacognition, Academic self-concept, Academic Resilience, Academic emotions
  • Fatemeh Yadolahi Saber, Mohammad Esmaeel Ebrahimi *, Narges Zamani, Ali Sahebi Pages 165-174
    The purpose of this study was to determine the effect of choice theory training on the level of responsibility and hope in female students. The research was a quasi-experimental pre-test-post-test study with control group. The statistical population of the present study consisted of 529 female students who were residing in university dormitory and studying at Islamic Azad University in Hamadan in 1395. The participants of study consisted of 30 students who were selected through random sampling. To collect data, the Gof's accountability questionnaire including 42 questions and the Ashnider's Hope questionnaire consisting of 12 items were used in this study. One-way covariance analysis (ANCOVA) and multiple variables (MANCOVA) were used to analyze the data through SPSS software. The results of covariance showed that there is a significant difference between the two experimental and control groups (P
    Keywords: Choice Theory, Responsibility, Hope