فهرست مطالب

تحقیقات جنگل و صنوبر ایران - سال بیست و هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • سال بیست و هفتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/02/31
  • تعداد عناوین: 10
|
  • رسول خانجانزاده کاکرودی، هادی کیادلیری*، اسداله متاجی، مجید اسحاق نیموری، علی شیخ الاسلامی صفحات 1-12
    پژوهش پیش رو با هدف بررسی رویشگاه شمشاد (Buxus hyrcana Pojark) پس از بروز آشفتگی ناشی از بیماری بلایت، در توده راش- شمشادستان (B) و توده مرجع راش خالص (S) در سری سه حوضه 36 لساکوتی واقع در جنوب شرق شهرستان تنکابن، استان مازندران انجام شد. در هرکدام از توده ها به روش تصادفی- منظم، 60 ریزقطعه نمونه 25 متر مربعی برای جمع آوری اطلاعات پوشش علفی انتخاب شدند. همچنین، برای نمونه برداری از گلسنگ ها از قاب هایی با ابعاد 60 × 40 سانتی متر استفاده شد. داده ها به کمک آزمون t مستقل و تحلیل تطبیقی متعارف تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که مقادیر تنوع گونه ای سیمپسون (07/0±813/0=B، 07/0±649/0=S) و شانون- وینر (0/05±0/83=B، 0/05±0/577=S) پوشش علفی در توده راش-شمشادستان متاثر از بیماری بلایت به طور معنی داری (0/05p <) بیشتر بود. همچنین، نتایج آزمون t مستقل برای گونه های گلسنگی نشان داد که نمایه های تنوع گونه ای سیمپسون (0/03±0/477=B، 0/03±0/629=S) و شانون- وینر (0/06±0/738=B، 0/06±1/067=S) در توده راش- شمشادستان متاثر از بیماری بلایت به طور معنی داری (0/05p <) کمتر بود. یافته های حاصل از تحلیل تطبیقی متعارف نیز حاکی از آن بود که به دنبال بروز آشفتگی بیماری بلایت در توده راش- شمشادستان، شرایط محیطی توده تغییر کرد و منجر به تغییرپذیری درصد حضور و تنوع گونه های مختلف گلسنگ به عنوان معرف های زیستی بوم سازگان جنگلی شد. همچنین، باز شدن توده به واسطه بروز آشفتگی بلایت و افزایش نور رسیده به کف جنگل به عنوان عامل کلیدی در تغییر ترکیب جوامع پوشش علفی و گلسنگی در توده راش- شمشادستان مشخص شد.
    کلیدواژگان: تنوع زیستی، خاک، راش-شمشادستان، قارچ، گلسنگ
  • علی نجفی فر*، جعفر حسین زاده، پژمان پرهیزکار، شمس اله عسگری صفحات 13-23
    در پژوهش پیش رو، زنده مانی، ارتفاع و شادابی نهال های بلوط ایرانی (Quercusbrantii Lindl.) حاصل از پنج روش مختلف کاشت بذر در قالب طرح آماری کاملا تصادفی در جنگل های ایلام بررسی شد. تیمارهای آزمایش شامل کاشت بذرها در چاله هایی به عمق 50 و قطر 40 سانتی متر و در پناه توری های 50 درصد مقاوم به UV (تیمار سایه)، چاله هایی به عمق 50 و قطر 40 سانتی متر همراه با ریختن هوموس و لاش برگ بر روی بذرهای کاشته شده (تیمار لاش برگ)، چاله هایی به عمق 55 و قطر 40 سانتی متر و استفاده از سوپرجاذب (تیمار سوپرجاذب)، چاله هایی به عمق 100 و قطر 60 سانتی متر (تیمار چاله عمیق) و بذرکاری در عمق پنج سانتی متری زمین (تیمار شاهد) بود. همچنین، شدت نور نسبی در همه واحدها با استفاده از دوربین مجهز به عدسی چشم ماهی اندازه گیری شد و رابطه رگرسیونی آن نسبت به درصد زنده مانی نهال ها به دست آمد. مقایسه میانگین تیمارها نسبت به تیمار شاهد در سطح اطمینان 99 درصد نشان داد که تیمارهای چاله عمیق، سوپرجاذب، سایه و لاش برگ به ترتیب 134/5، 138/2، 178/6 و 243/3 درصد افزایش زنده مانی نهال داشتند. در تیمارهای سایه و چاله عمیق به ترتیب 19 /5و 31 درصد افزایش ارتفاع و در تیمارهای لاش برگ و چاله عمیق به ترتیب 18 و 31 درصد افزایش شادابی نهال مشاهده شد. برازش مدل رگرسیون زنده مانی و درصد نور نسبی (به جز تیمار چاله عمیق) نیز بیانگر معنی دار بودن مدل خطی (0/73=R2) در سطح اطمینان 99 درصد بود. براساس نتایج پژوهش پیش رو، تیمار لاش برگ به عنوان مناسب ترین روش کاشت بذر بلوط توصیه می شود. در خصوص تیمار سایه و نیز تیمار چاله عمیق که پیش از ریزش خاک و خفگی نهال ها بهترین عملکرد زنده مانی را داشت، انجام پژوهش های تکمیلی ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: بذرکاری، جنگل های زاگرس، روش های کاشت
  • طوبی سپه وند*، وحید اعتماد، محمد متینی زاده، انوشیروان شیروانی، قوام الدین زاهدی امیری صفحات 24-34
    با توجه به ضرورت جنگل کاری در جنگل های زاگرس با گونه های بومی و استفاده از قارچ های میکوریزی همزیست بومی هر گونه، پژوهشی با موضوع تولید نهال های میکوریزی تلقیح شده با قارچ های همزیست درخت تادار (Celtis caucasica L.) انجام شد. نمونه های بذر و خاک ریزوسفر تادار از رویشگاه چهارطاق اردل در استان چهارمحال و بختیاری تهیه شدند. در آزمایشگاه مشخص شد که دو گونه قارچ میکوریز Funneliformis geosporum و Claroideoglomus etunicatum فراوانی مناسبی در خاک ناحیه ریزوسفر داشتند. پس از جداسازی اسپورها با استفاده از الک مرطوب و براساس صفاتی مانند اندازه و رنگ اسپور، ریسه متصل به اسپور و لایه های دیواره سلولی اسپور، قارچ ها به کمک میکروسکوپ نوری و استریومیکروسکوپ شناسایی شدند و برای اولین بار از ریزوسفر درخت تادار در ایران گزارش شدند. سپس، اسپور این دو گونه قارچ میکوریزی با گیاه ذرت در گلخانه به صورت گلدانی تکثیر شد. پس از انبوه سازی، اسپورها با بذر تادار به صورت تیمارهای جداگانه و تیمار ترکیبی دو گونه تلقیح شدند. پس از رشد نهال ها به مدت شش ماه، صفات رویشی و کلنیزاسیون ریشه تادار بررسی شد. نتایج نشان داد که قارچ های میکوریزی بر تمامی صفات ریخت شناسی نهال ها، اثری مثبت و معنی دار داشتند. در اغلب صفات اندازه گیری شده، بیشترین اثر مربوط به تیمار ترکیب دو قارچ بود. به طور کلی در این پژوهش، مقدار شاخص های رویشی نهال های میکوریزی نسبت به نهال های شاهد بیشتر بود، بنابراین می توان گفت استفاده از نهال های میکوریزی راهکاری مناسب و مقرون به صرفه‏ برای افزایش شانس موفقیت در جنگل کاری ها و نیز احیاء مناطق تخریب شده است.
    کلیدواژگان: اردل، صفات ریخت شناسی، قارچ میکوریز آربوسکولار، همزیستی
  • محمدباقر محمودی، حمید جلیلوند*، سیدمحمد حجتی، یحیی کوچ صفحات 35-47
    بخشی از جنگل های راش (Fagus orientalis Lipsky) ناحیه هیرکانی بر روی گستره ای از خاک ها در یک ردیف پستی وبلندی با ساختارهای یال و دره به نام کاتنا توسعه یافته اند. به طور کلی، توپوگرافی و تغییر موقعیت شیب بر مشخصه های خاک و پراکنش گونه های گیاهی تاثیر می گذارند. پژوهش پیش رو در دو توده بهره برداری شده و بهره برداری نشده راش با هدف مقایسه تغییرپذیری مشخصه های خاک در طول کاتناهای V شکل در جنگل اسالم انجام شد. در هر توده، سه ساختار کاتنا بررسی شد. نمونه های خاک (از مرکز و چهارگوشه قطعه نمونه های 400 متر مربعی در امتداد هر کاتنا و موقعیت های شیب) از سه عمق صفر تا 10، 10 تا 20 و 20 تا 30 سانتی متری تهیه شدند. با آمیختن آن ها، یک نمونه واحد برای هر عمق و موقعیت شیب استخراج شد. نمونه های خاک از هر عمق به منظور مطالعه مشخصه های فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه انتقال داده شدند. مطابق نتایج، تغییرپذیری مشخصه های مختلف خاک، بیشتر متاثر از عمق های مختلف و نوع مدیریت توده های جنگلی بود و کمتر از موقعیت های مختلف شیب کاتنا تاثیر گرفتند. بیشترین مقدار pH و Ec در توده بهره برداری شده، بیشترین مقدار فسفر در توده بهره برداری نشده و بیشترین مقدار پتاسیم نیز در موقعیت پنجه شیب اندازه گیری شد. پتاسیم قابل جذب تنها متغیری بود که در اثر متقابل مدیریت، موقعیت شیب و عمق خاک، اختلاف معنی داری داشت. در بیان کلی، موقعیت های پای و پنجه شیب، خاک های مغذی تری داشتند. این موضوع می تواند به دلیل پدیده آب شویی و فرسایش خاک از شیب های بالایی به موقعیت های پایینی شیب باشد.
    کلیدواژگان: شکل زمین، مدیریت جنگل، ویژگی های خاک
  • سجاد قنبری*، مصطفی جعفری، ذبیح اله نعمتی صفحات 48-63
    یکی از عوامل کلیدی برای شکل گیری عزم آگاهانه افراد به منظور مقابله با اثرات تغییر اقلیمی، دانش کافی و صحیح آنها درباره این پدیده است. آموزش محیط زیست به عنوان یکی از مهم ترین روش ها برای افزایش آگاهی پیرامون تغییرات اقلیمی و مباحث محیط زیستی مطرح است که در دانش آموزان جنگل نشین مقطع راهنمایی در مناطق شهری و روستایی شهرستان کلیبر و دانش آموزان غیرجنگل نشین کلان شهر تبریز بررسی شد. هدف اصلی پژوهش پیش رو، سنجش اطلاعات محیط زیستی و تغییرات اقلیمی دانش آموزان و تاثیر برگزاری کارگاه ها بر افزایش اطلاعات این افراد بود. جامعه آماری تحقیق شامل 69 هزار نفر بود که اطلاعات آنها با استفاده از پرسش نامه از 221 دانش آموز مقطع راهنمایی جمع آوری شد. از هرکدام از مناطق شهری و روستایی شهرستان کلیبر و کلان شهر تبریز، دو مدرسه و درمجموع شش مدرسه برای جمع آوری اطلاعات انتخاب شد. روایی محتوایی پرسش نامه ازطریق پانلی از متخصصان دانشگاهی و اجرایی تایید شد. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در گویه های محیط زیستی و اقلیمی به ترتیب برابر با 74/0 و 84/0 برای هر دو منطقه موردمطالعه به دست آمد. براساس نتایج، بیشتر از 90 درصد دانش آموزان بر اهمیت جنگل های ارسباران تاکید کردند. اینترنت در بین دانش آموزان غیرجنگل نشین (1/42 درصد) و جنگل نشین (5/34 درصد) به عنوان مهم ترین منبع کسب اطلاعات محیط زیستی و اقلیمی ذکر شد. برگزاری کارگاه آموزشی برای هر دو گروه از افراد موردمطالعه باعث افزایش حدود 10 درصدی در توجه به تغییر اقلیم با حدود 38 درصد شد. به ترتیب، حدود 34 و 15 درصد از دانش آموزان در مناطق غیرجنگل نشین و جنگل نشین بیان کردند که اطلاعی از بحران ایجادشده در اثر تغییرات اقلیمی ندارند. این مقدار در مرحله بعد از برگزاری کارگاه به ترتیب به پنج و هشت درصد کاهش یافت. بعد از برگزاری کارگاه آموزشی، به ترتیب 5/63 و 7/60 درصد از دانش آموزان در مناطق غیرجنگل نشین و جنگل نشین عقیده داشتند که باید فعالیت هایی برای مقابله با تغییر اقلیم انجام دهند. درمجموع نتایج نشان داد که برگزاری کارگاه های آموزشی، تاثیری معنی دار بر افزایش اطلاعات محیط زیستی دانش آموزان منطقه موردمطالعه داشت. براین اساس‏، برگزاری کارگاه های آموزشی برای آشنایی دانش آموزان با مسائل محیط زیستی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: آموزش محیط زیست، اینترنت، تبریز، تغییر اقلیم، کارگاه آموزشی
  • علیرضا رضانژاد، هومن روانبخش، داود کرتولی نژاد* صفحات 64-76
    پژوهش پیش رو با هدف بررسی ابتلای درختان ارس به ارس واش (Arceuthobium oxycedri)، که وسیع ترین دامنه پراکنش را در بین گونه های دارواش پاکوتاه در جهان دارد، انجام شد. نمونه برداری در جنگل های حفاظت شده ارس منطقه پرور در سطح 400 هکتار و با استفاده از 60 قطعه نمونه به ابعاد 20×20 متر مربع به صورت تصادفی- سیستماتیک انجام شد. نتایج آنالیز تشخیص نشان داد که مشخصه های درصد پوشش علفی، جنسیت پایه ها، درصد شیب دامنه و حتی جهت دامنه، ارزش تشخیصی چندانی برای تعیین شدت ابتلا ندارند. برعکس، بیشترین همبستگی در صفاتی مانند بیرون زدگی ریشه، قطر یقه، مساحت تاج درخت، ارتفاع از سطح دریا و ارتفاع درخت مشاهده شد. ازنظر توزیع فراوانی و شدت ابتلا، کمترین فراوانی پایه های آلوده و کمترین شدت ابتلا به ارس واش در کلاسه ارتفاع فوقانی (2500 تا 2700 متر)، شدت فرسایش کم و درختان بدون بیرون زدگی ریشه مشاهده شد. نسبت درختان مبتلا به کل درختان در شیب های 30 تا 60 درصد و جهت های شمالی و غربی کمتر بود. براساس نتایج این پژوهش، درختان با تاج پوشش وسیع تر، ارتفاع بلندتر و قطر یقه بیشتر، حساسیت زیادتری به این گیاه انگلی دارند. بیشترین شدت ابتلا در درختان بزرگ تر توده مشاهده شد، به ویژه درختان واقع در ارتفاعات پایین تر و درختانی که با تخریب بوم سازگان و فرسایش خاک ضعیف شده بودند و بیرون زدگی ریشه داشتند، بنابراین در صورت ادامه گسترش ارس واش در جنگل های ارس و عدم یافتن راهکار غیرمخرب برای کنترل جمعیت این گیاه انگلی، به ویژه برای مناطق با حساسیت بیشتر (مانند رویشگاه های کم ارتفاع تر جوامع ارس)، تخریب برخی از این جوامع در آینده ای نه چندان دور غیرقابل انتظار نخواهد بود.
    کلیدواژگان: آنالیز تشخیص، جوامع ارس، دارواش های پاکوتاه، شدت ابتلا، گیاه انگلی، DMR
  • اسماعیل قجر*، آیت پورامام، رامین نقدی، مهرداد نیکوی صفحات 77-89
    پژوهش پیش رو به بررسی اثرات سایه اندازی درختان بر برخی شاخص های تخریب روسازی جاده جنگلی پرداخته است. نمونه برداری به روش انتخابی و در سه ارتفاع مختلف در حوضه 10 چفرود استان گیلان انجام شد. برآورد تخریب روسازی براساس اندازه گیری شاخص های مقطع عرضی نامناسب، زهکشی کنارجاده ای نامناسب، کنگره ای شدن، تولید گردوغبار، اندازه چاله ها و شیارها و سستی توده خاک بود. با پیمایش جاده، واحدهایی با سایه اندازی درختان بیشتر از 50 درصد (سایه) انتخاب شد. سپس به مرکزیت سایه، یک قطعه نمونه با طول 30 متر و به عرض جاده برداشت شد. کنار هر قطعه نمونه سایه، در قسمت کاملا روباز جاده، قطعه نمونه ای با ابعاد مشابه برداشت شد. دوازده متغیر تخریب میان قطعه نمونه های سایه و غیرسایه مقایسه شدند. نتایج مقایسه های آماری در پایین بند نشان داد که تخریب در مقطع عرضی نامناسب، تعداد و مساحت چاله ها در قسمت سایه به طور معنی داری بیشتر از قطعه نمونه های غیرسایه بود، در حالی که اختلاف معنی داری برای متغیرهای دیگر مشاهده نشد. متغیرهای مورد بررسی در بخش میان بند در سطح اطمینان 95 درصد اختلاف معنی داری با هم نداشتند. در بخش بالابند، مقدار شاخص های تخریب مقطع عرضی نامناسب، مساحت شیار و سستی توده خاک در قطعه نمونه های سایه با اطمینان 95 درصد بیشتر از قطعه نمونه های غیرسایه بود. نتایج این پژوهش نشان داد که حدود نیمی از شاخص های مورد بررسی، تفاوت معنی داری بین مناطق سایه و غیرسایه داشتند، اما متغیر تردد در روند کاهشی یا افزایشی در مقدار اثر سایه بر کیفیت روسازی جاده موثر نبود.
    کلیدواژگان: پایش، تعمیر، سایه، نگهداری
  • عبدالحمید حاجبی*، مریم مصلحی، مجید حسنی صفحات 90-99
    جنگل‎های مانگرو یکی از سودمندترین بوم سازگان ها هستند که امروزه در اثر تخریب، کمتر از 50 درصد مساحت اولیه آن ها باقی مانده است. در مقابل تخریب بی‎رویه، بسیاری از کشورها علاوه بر حفاظت جنگل‎های مانگرو، اقدام به تولید نهال‎های استاندارد و جنگل کاری با آن ها کرده اند. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر نوع گونه، رژیم آبیاری، شرایط نوری و اثرات متقابل آن ها بر ویژگی های رویشی نهال‎های حرا (Avicennia marina (Forssk.) Vierh.) و چندل (Rhizophora mucronata (Lam.)) در نهالستان بود. پس از جمع‎آوری بذرهای این دو گونه در تیر و مردادماه 1387، بذرها در گلدان‎های پلاستیکی کشت شدند. رویش قطری، رویش ارتفاعی و ضریب قدکشیدگی تحت تاثیر ‎گونه، رژیم آبیاری (هرروز، یک روز درمیان و سه روز درمیان) و شرایط نوری (سایه‎ و آفتاب) با استفاده از تجزیه واریانس سه طرفه بررسی شد. نتایج نشان داد که رویش قطری چندل در شش ماهگی نسبت به 45 روز پس از کاشت، 0/38 میلی‎متر بیشتر از حرا بود (0/05< p). بررسی اثرات متقابل (گونه × شرایط نوری) حاکی از آن بود که رویش قطری حرا و چندل در شرایط سایه، اختلاف معنی‎دار داشتند. همچنین، رویش قطری حرا در روشنایی بیشتر از سایه بود (0/05< p). افزایش ضریب قدکشیدگی نهال‎ها در سایه به‎طور معنی‎داری بیشتر از روشنایی بود. افزایش ضریب قدکشیدگی هر دو گونه در سایه با یکدیگر اختلاف معنی‎داری داشت. در حرا افزایش ضریب قدکشیدگی در سایه به طور معنی‎داری بیشتر از روشنایی بود (0/01< p). طبق نتایج، برای رویش حرا روشنایی مناسب‎تر از سایه است، در حالی که چندل در هر دو شرایط نوری و سایه می تواند رشد کند.
    کلیدواژگان: جنگل کاری، جنگل های مانگرو، روشنایی، رویش، سایه
  • مسعود امین املشی*، خسرو میرآخورلو صفحات 100-111
    آگاهی از سطح و پوشش جنگل در سطح یک چشم انداز می تواند یکی از شاخص های مهم برای ارزیابی پایداری جنگل باشد. در پژوهش پیش رو، با هدف استخراج نقشه پوشش جنگل در استان گیلان، داده های ماهواره لندست 8 مربوط به تابستان 1393 با روش طبقه بندی نظارت شده و الگوریتم ماشین بردار پشتیبان پردازش شدند. براساس روش آماربرداری دومرحله ای، 316 قطعه نمونه نیم هکتاری انتخاب شد. سپس، داده های میدانی مانند نوع کاربری و انبوهی تاج پوشش مشخص شدند. صحت کلی و ضریب کاپا در نقشه های استخراج شده از داده های لندست 8 به ترتیب 91/8 درصد و 0/8 به دست آمد. مساحی نقشه ها، سطح پوشش جنگل های گیلان را در مجموع 498 هزار و 804 هکتار برآورد کرد. جنگل های انبوه، نیمه انبوه و تنک به ترتیب 42/1، 41/5 و 16/4 درصد از سطح جنگل های استان را به خود اختصاص دادند. از نتایج مهم این پژوهش، مشخص شدن تاثیر منفی تشابه طیفی بین باغ های کشاورزی با جنگل های تنک و نیمه انبوه در صحت طبقه بندی جنگل بود. این پژوهش بیانگر کارایی مناسب داده های تصاویر لندست 8 در تهیه نقشه های موضوعی مانند انبوهی و پوشش جنگل بود، بنابراین این داده ها و اطلاعات به دست آمده از آن ها را می توان برای استفاده در تصمیم گیری های مدیریتی، حفاظت و احیاء جنگل توصیه کرد.
    کلیدواژگان: جنگل های هیرکانی، کاربری اراضی، لندست 8
  • فاطمه رفیعی، هاشم حبشی*، رامین رحمانی، خسرو ثاقب طالبی صفحات 112-123
    چگونگی اثرات تغییر دما بر تنفس خاک از ناشناخته هایی است که موجب عدم قطعیت در پیش بینی وضعیت آینده چرخه جهانی کربن می شود. حساسیت دمایی تنفس خاک (Q10) مولفه ای کلیدی به منظور تخمین بازخورد تنفس خاک به گرمایش جهانی است. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی حساسیت دمایی تنفس کل خاک براساس تغییرات سالانه دما و محتوای رطوبتی خاک در یک توده راش- ممرز بود. به منظور انجام این پژوهش، ابتدا 12 قطعه نمونه به ابعاد 3 × 3 متر (شش قطعه نمونه در زیر تاج پوشش و شش قطعه نمونه در روشنه) مشخص شد. سپس نمونه برداری در سه نقطه تصادفی از هر قطعه نمونه انجام شد. تنفس ماهانه خاک با استفاده از چمبر دینامیکی بسته در نقاط تعیین شده طی یک سال اندازه گیری شد. نتایج این پژوهش بیانگر همبستگی معنی دار بین حساسیت دمایی تنفس خاک و متغیرهای محیطی شامل دمای خاک، محتوای رطوبتی خاک و دمای هوا در سطوح اطمینان 95 و 99 درصد بود. همچنین، حساسیت دمایی تنفس خاک در قطعه نمونه های زیر تاج پوشش بیشتر از روشنه بود. در حالی که کمترین نرخ تنفس خاک در فصل زمستان مشاهده شد (0/94 میکرومول بر متر مربع در ثانیه)، بیشترین حساسیت دمایی تنفس خاک نیز به همین فصل و قطعه نمونه زیر تاج پوشش (4/23) اختصاص یافت. بر این اساس، افزایش جزئی در دمای خاک به ویژه در فصل زمستان منجر به تغییر چشمگیری در نرخ تنفس کل خاک و به هم خوردن تعادل چرخه کربن در توده های جنگلی این منطقه خواهد شد.
    کلیدواژگان: تغییر اقلیم، حساسیت دمایی تنفس خاک، دما و محتوای رطوبتی خاک، گرمایش جهانی
|
  • R. Khanjanzadeh Kakrodi, Hadi Kiadaliri *, A. Mattaji, M. Es Hagh Nimvari, Ali Sheykholeslami Pages 1-12
    This study aimed at evaluating the box tree habitat after the occurrence of box blight disease in Buxo-Fagtum orientalis (B) and reference pure Fagetum (S) stands in the district 3, Lesakoty catchment No. 36, southeast of Tonekabon in the Mazandaran Province. In each stand, 60 micro-plots with 25 m2 were established, in which the frequency of herbaceous species was recorded. For sampling lichens, 60 × 40 cm quadrats were used. Raw data obtained from the field were compared and analyzed using an independent t-test and CCA analysis. Results revealed that the Simpson species diversity (B = 0.813 ± 0.07, S = 0.649 ± 0.07) and Shannon-Wiener (B = 0.830 ± 0.05, S =0.577 ± 0.05) of herbaceous species were significantly higher in Buxo-Fagetum orientalis stand (p <0.05). In addition, the independent t-test for lichen species showed that Simpson species diversity (B = 0.477±0 0.03, S = 0.629 ± 0.03) and Shannon-Weiner (B=0.738 ± 0.06, S= 1.067± 0/06) inboxwood-beech stand was significantly lower than those in pure beech site (p <0.05). CCA results showed that the environmental conditions, as well as the variability of the presence and diversity of different species of lichens as forest ecosystem bio-indicators were changed, mainly due to the boxwood blight disease in boxwood-beech stand. Further, stand opening caused by disturbances and increase of light reaching the forest floor was identified as a key factor in changing the composition of herbaceous and lichen communities in Buxo-Fagetum orientalis stands.
    Keywords: Biodiversity, Buxo-Fagetum orientalis, fungi, lichen, soil
  • Ali Najafifar *, J. Hoseinzadeh, P. Parhizkar, Sh. Asgari Pages 13-23
    The viability, height, and vitality of Brant`s oak (Quercus brantii Lindl.) seedlings from five different seeding techniques were studied in a completely randomized design in Ilam forests. The treatments included 1) seeding in holes with 50 cm depth and 40 cm diameter in the shelter of 50% UV resistant laces (shade treatment), 2) seeding in holes with 50 cm depth and 40 cm diameter and pouring down hummus and litters on sown seeds (litter treatment), 3) seeding in holes with 50 cm depth and 40 cm diameter and use of super-absorbent (super absorbent treatment), 4) seeding in holes with depth of 100 cm and a diameter of 60 cm (deep hole treatment), and finally 5) seeding at a depth of 5 cm from the soil surface (control treatment). Also, the relative light intensity in all holes was measured using a fisheye camera, and a regression model was obtained from the seeding survival rate. The results of the comparison of the mean (p < 0.01) indicated that the deep hole, super absorbent, shelter, and litter treatments showed a 134.5, 138.2, 178.6, and 243.3% increase in seedling viability, respectively. Furthermore, shelter and deep holes treatments revealed a 19.5% and 31% increase in seedling height, while litter and deep holes treatments had 18% and 31% increase of seeding vitality, respectively. The fitted regression model indicated a significant correlation (R2 = 0.73, p < 0.01) between viability and relative light percentage (except for the deep hole treatment). Results revealed that litter treatment can be recommended as the most suitable method for the oak seedling. However, further research is required in case of the shade and deep holes treatment, which showed the best survival performance prior to soil erosion and seedings mortality.
    Keywords: Plantings methods, seeding, Zagros forests
  • Tooba Sepahvand *, Vahid Etemad, Mohammad Matinizadeh, Anoushirvan Shirvany, Gh. Zahedi Amiri Pages 24-34
    Motivated by the general necessity of reforestation in the Zagros forest using native species under limited water resources, this study was conducted on the production of mycorrhizal inoculated-seedlings of Caucasian hackberry (Celtis Caucasica L). Seed samples and rhizosphere were selected from a site in the Chahartagh Ardal of the Chaharmahal and Bakhtiari Province. Two species of mycorrhizal fungi, namely Funneliformis geosporum andClaroideoglomus etunicatum, showed high frequencies in the rhizosphere of C. Caucasica sites. Following isolation by wet sieve method, identification was done according to morphological properties such as spore size and color, spore-attached ridge, and spore cell wall layers, which led to their first-ever description from rhizospheres of C. caucasica in Iran. Next step was to use trap culture method for culturing spores of mycorrhizal fungus in the greenhouse. After propagation of the species, they were inoculated with C. Caucasica seeds. Growth characteristics and root colonization of the seedlings were then assessed during a period of 6 months. The results demonstrated a significant and positive effect of the mycorrhizal fungi on all traits. For most of the measured traits, the highest value was observed in the combined fungus treatment. Therefore, mychorrhizal seedlings were concluded to be advantageous compared with control seedlings. In addition, the use of mychorrhizal seedlings is concluded as a suitable and cost-effective solution to increase the success rates of afforestation as well as the restoration of degraded areas.
    Keywords: Arbuscular mycorrhizal, Ardal, morphological traits, symbiosis
  • Mohammadbagher Mahmoodi, Hamid Jalilvand *, Seyed Mohammad Hodjati, Yahya Kooch Pages 35-47
    The beech (Fagus orientalis Lipsky) stands in the Hyrcanian region of Iran occur on a wide range of soils in a relief row with valley and ridge structures called Catena. This affects soil features and plant species distribution due to its topographic shape and different slope positions. The aim of this study was to compare changes in soil characteristics across V-shaped Catena in the two harvested and non-harvested beech stands in the Asalem region, Guilan Province. We selected three Catena landforms in each non-harvested and harvested stand. In each stand, a 400-m2 plot along each Catena and slope position was designed, in which soil samples were taken from the center and four corners as well as from 10-0 cm, 20-10 cm and 30-20 cm depths. The samples were mixed to obtain a single soil sample for each depth and slope position. Soil samples were transferred to the laboratory to study physical and chemical properties. Based on our results, the variability of soil features was significantly influenced by different depths and forest management plans, whereas they were poorly affected by the different positions of the Catena. The highest amounts of pH and Ec were measured in the harvested stand, while the highest phosphorus and potassium contents were measured in the non-harvested stand and toe slope position, respectively. Absorbable potassium was the only parameter that had a significant difference in management, slope position, and depth of soil interactions. Generally, foot and toe slope positions contained more nutritious soils, which can be attributed to the leaching and erosion of soil from higher to lower slopes.
    Keywords: Forest management, landform, soil properties
  • Sajad Ghanbari *, Mostafa Jafari, Zabihollah Nemati Pages 48-63
    By considering environmental education as the basic source of knowledge to increase awareness of climate change and environmental issues in students, this was studied here by surveying students residing in Kalibar in the Arasbaran region (as forest dwellers) and Tabriz (as the non-forest dwellers). The main aim of this research was to quantify the students' information on environment and climate change and the effect of workshops in increasing their information. The statistical population consists of 69000 individuals, and data were collected from 221 intermediate-level students by questionnaires distributed in six schools. One school was randomly selected from each of the urban and rural areas of Kalibar, as well as from urban areas of Tabriz, resulting in 6 schools in total. The content validity of the questionnaire was confirmed through a panel of academic and executive specialists. The reliability was also measured using the Cronbach's alpha coefficient in environmental (0.74) and climate (0.84) fields. Based on the results, > 90% of students in both forest and non-forest areas emphasized the importance of the Arasbaran forests. Internet was mentioned as the most important source of environmental and climate information among the non-forest (42.1%) and forest (34.5%) students. The workshop held for both groups of individuals led to a relative increase of 10% in awareness of climate change. In addition, 34 and 15% of the students in non-forest and forest regions stated that they had previously no information on the climate change consequences, which was increased to 5 and 8% in the post-workshop period, respectively. After the workshop, 63.5 and 60.7% of the students in non-forest and forest regions believed that they could and should participate in climate change campaigns. Overall, the results of the research showed that the workshops had a significant effect on increasing the awareness as well as environmental information.
    Keywords: Climate change, Education workshop, Environment education, Internet, Tabriz
  • Alireza Rezanezhad, Hooman Ravanbakhsh, Davoud Kartoolinejad * Pages 64-76
    Dwarf mistletoe (Arceuthobium oxycedri) has a worldwide range of distribution amongst the dwarf mistletoe species. To investigate the effects caused by dwarf mistletoe infection on juniper trees, this study was conducted in an area of 400 hectares in the Parvar protected area, Semnan Province. Sampling was carried out using 60 quadratic plots with the area of 20×20 m2 in a randomly-systematic manner. The discriminant analysis showed that the characteristics of herb canopy cover, individual gender, slope (%), and even aspect direction are not substantially deterministic for infection intensity of dwarf mistletoe. In contrast, the highest correlation was observed in traits like root exposure, collar diameter, crown area, altitude, and tree height. The lowest frequency of infected individuals and the lowest severity of infection were observed in upper elevation class (2500-2700 m a.s.l.), low rate of soil erosion, and trees without root exposure. Moreover, the proportion of infected individuals to total trees are little on the 30-60% slopes and in north and west slope aspects. The results suggest that trees with broader canopy, higher collar diameter, and taller height are more prone to this parasite. In addition, the maximum severity of the infection is observed on larger trees, especially if the trees are located at lower elevations, faced with the degraded ecosystem and soil erosion that leads to root exposure and tree weakness. Therefore, in the case of the continuation of the spread of dwarf mistletoe in juniper forests and the lack of a non-destructive strategy to control the population of this parasitic herb, these communities would be expected to be partly degraded in the near future especially, for the higher sensitivity areas (such as lower habitats of juniper communities.
    Keywords: Discriminant analysis, DMR, dwarf mistletoes, juniper communities, infection intensity, parasitic plant
  • Ismael Ghajar *, Ayat Pooremam, Ramin Naghdi, Mehrdad Nikooy Pages 77-89
    This study explored the effect of tree shadings on a number of destruction indices for forest road pavement. Therefore, selective sampling was conducted within three various elevation classes in the Chafroud watershed in the west of the Guilan Province. Pavement distress indices of improper cross section, inadequate roadside drainage, corrugations, potholes and ruts dimensions, and loose aggregate were measured. By surveying the road, the plots with a canopy cover > 50 % and a paired plot beside each plot on the road were selected for measurements. Based on mentioned indexes, 12 distress variables were measured and compared among plots under the shadow of the trees and opened plots in three classes of traffic level. Results of analyses in low elevations showed that distresses of an improper cross section, number and area of potholes of plots with canopy cover > 50% were significantly more than plots with canopy cover < 50 % (p < 0.05). In middle elevations, no differences were observed between the plots, while in high elevation (i.e. with low traffic) the distresses of improper cross-section, area of ruts, and loosing aggregate plots with canopy cover > 50% were significantly higher than plots with canopy cover < 50 % (p < 0.05). No difference was observed in other variables. The results of this study showed significant differences in about half of the studied indices between shaded and non-shaded regions, yet the change in traffic variable did not determine any decreasing or increasing trend of shadow effect on road pavement quality.
    Keywords: Maintenance, monitoring, repair, shadow
  • Abdolhamid Hajebi *, Maryam Moslehi, Majid Hassani Pages 90-99
    Mangrove forests are one of the most beneficial ecosystems that have lost more than 50% of their primary extents. Because of uncontrolled degradation, many countries go beyond standard measures of mangrove forests protection and produce standard seedlings to afforest for higher success rates. Therefore, the aim of this study was to investigate the effects of species, irrigation, and light regimes as well as their interaction on vegetative growth of grey mangrove (Avicennia marina (Forssk.) Vierh.) and red mangrove (Rhizophora mucronata (Lam.)) seedlings in the nursery setting. Seeds of mangrove trees were collected and planted in plastic pots during July and August 2008. Then collar diameter, height, and stem height to stem diameter (h/d) were measured as influenced by species, irrigation regime (every day, every other day, and three days in between) and light condition (shade and light) using a three-way analysis of variance. Results showed that the diameter growth in the red mangrove is more than 0.38 mm than that of the grey mangrove (p < 0.05). Interactive effects of species × light condition showed that diameter growth of grey mangrove and red mangrove seedlings are significantly different in the shade condition. Diameter growth of grey mangrove seedlings was higher in light condition than that of in shade (p < 0.05). In shade, the stem height to stem diameter of seedlings was significantly higher than that of those measured it in light. Furthermore, the stem height to stem diameter as influenced by species × light condition was significantly different between two species and was also higher in shade condition compared with grey mangrove seedling (p < 0.01). The results suggested that light provides more favorable conditions for the grey mangrove seedlings growth, whereas it is not beneficial for the red mangrove seedlings.
    Keywords: Growth, light, mangrove forests, reforestation, shade
  • Masoud Amin Amlashi *, Khosro Kh. Mirakhorlou Pages 100-111
    Knowledge on the area and amount of forest coverage at landscape scale can be one of the most important indicators in forest sustainable development. In this study, we used Landsat-8 full coverage imagery across the Guilan Province and the supervised classification method for forest canopy cover mapping in the summer of 2014. Field data were collected by a two-stage sampling method and 316 number of 0.5-ha plots. Subsequently, information on the types of land use and the canopy density (the ratio of the level of forest floor lightness per unit area) were recorded. With an overall accuracy of 91.8% and kappa coefficient of 0.80, results showed that 498804 ha of the total land area of Guilan Province is covered by forests, from which dense, semi-dense, and scattered forests account for about 42.1, 41.5, and 16.4% of the forested areas, respectively. This study demonstrated the negative effect of spectral similarity between farmlands with scatter and semi-dense forests in the accuracy of forest classification. This study demonstrated the proper performance of Landsat 8 data in providing thematic maps such as density and forest cover. Therefore, these data and information can be recommended for use in forest management decision-making, conservation, and restoration.
    Keywords: Hyrcanian forests, land use, Landsat 8
  • Fatemeh Rafiee, Hashem Habashi *, Ramin Rahmani, Khosro Sagheb Talebi Pages 112-123
    The way temperature affects the soil respiration remains still unknown, which causes uncertainties in predictions of future trajectories of the global carbon cycle. Temperature sensitivity of soil respiration (Q10) is a key indicator for estimating soil respiration feedback to global warming. The purpose of this study was to investigate the temperature sensitivity of total soil respiration based on temporal changes in soil temperature and moisture contents in a beech-hornbeam stand. Therefore, we first determined 12 sample plots (six sample plots in the gaps and six under canopy cover) with 3×3-meter dimension. Sampling was conducted in three randomized points of each sample plot. At each sample point, soil respiration was monthly measured using a closed dynamic chamber throughout the year. The results showed a significant correlation between Q10 and some environmental variables, including soil temperature and moisture contents and also air temperature (p < 0.05 and p < 0.01). In addition, the temperature sensitivity of soil respiration was higher under canopy cover plots than that of in gaps. Although the lowest soil respiration rate was observed in winter (0.94 mmol m-2 s-1), the highest temperature sensitivity of soil respiration in this season (4.23) was observed under canopy cover plots. Thus, a slight increase in soil temperature, especially in winter, would result in a significant change in the rate of respiration of the entire soil and the adoption of a carbon cycle equilibrium in the forest stands of this area.
    Keywords: Climate changes, global warming, Q10, soil temperature, moisture contents, temperature sensitivity of soil respiration