فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 4 (زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/11/12
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید سینا صفری موسوی*، فیرزوه غضنفری، فضل الله میردریکوند صفحات 234-240
    زمینه و هدف
     هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب مرگ زنان مبتلا به ام اس در شهر خرم آباد بود. 
    روش بررسی
     روش این پژوهش آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل زنان مبتلا به ام اس در مرکز انجمن نخاعی بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری، پرسش نامه 15 سوالی اضطراب مرگ تمپلر بود. آزمودنی های گروه آزمایش در هشت جلسه یک ساعته درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون t وابسته و مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    تحلیل یافته نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به کاهش معنی دار اضطراب مرگ در زنان مبتلا به ام اس در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل منجر شده است (0/01>P).
    نتیجه گیری
     درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، با کاربرد فرایندهای خود، سبب تغییر رابطه فرد با افکار و فرایندهای ذهنی و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی می شود که به کاهش اضطراب مرگ در زنان مبتلا به ام اس منجر شده است، درنتیجه می توان از آن به عنوان یک مداخله بالینی موثر در این بیماران استفاده کرد.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اضطراب مرگ، ام اس، زنان
  • لیلا کهنگی، منیره باباشاهی* صفحات 242-248
    زمینه و هدف
    در سال های اخیر افزایش تعداد بیماران سرطانی باعث افزایش کاربرد داروهای شیمی درمانی شده است و نگرانی های فزاینده ای را در ارتباط با ایمنی و تاثیرات نامطلوب این داروها بر سلامت پرسنلی که در معرض تماس شغلی با این عوامل شیمی درمانی قرار دارند، به همراه داشته است. این مطالعه با هدف بررسی میزان به کارگیری استانداردهای تجهیزات حفاظت فردی (PPE) از سوی پرستاران انکولوژی انجام شد.
    روش بررسی
     این پژوهش، مطالعه ای مقطعی است و روی 73 نفر از پرسنل یکی از بیمارستان های تخصصی سرطان شهر اصفهان که با داروهای شیمی درمانی در تماس بودند، انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه پژوهشگرساخته با توجه به دستورالعمل های استاندارد موسسه ملی سلامت و ایمنی شغلی و انجمن آمریکایی داروسازان سیستم سلامتی و اداره سلامتی و ایمنی شغلی بود. پژوهشگران پس از گرفتن مجوز، پرسش نامه ها را در اختیار پرستاران بخش های مختلف قرار دادند و در یک مرحله اقدام به جمع آوری اطلاعات کردند. سپس داده ها با استفاده از نسخه 20 نرم افزارSPSS  و آزمون های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد و توزیع فراوانی) تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته های به دست آمده در این پژوهش نشان داد میانگین میزان رعایت استانداردهای استفاده از دستکش و محافظ تنفسی در حد متوسط و میانگین میزان رعایت استانداردهای استفاده از محافظ چشم و صورت و گان در حد ضعیف است. 
    نتیجه گیری
     با توجه به اینکه در مطالعه حاضر رعایت اصول استاندارد در به کارگیری وسایل حفاظت شخصی هنگام کار با داروهای شیمی درمانی در حد متوسط و ضعیف بود، بنابراین پرسنل پرستاری در مواجهه با عوارض ناشی از این داروها قرار دارند و باید تدابیر لازم برای بهبود رعایت استانداردها انجام شود.
    کلیدواژگان: تجهیزات حفاظت شخصی (PPE)، داروهای شیمی درمانی، پرستاران
  • نسرین صمدی*، شکوه ورعی، شهرزاد غیاثوندیان، ایراندخت اللهیاری، شهره مشفقی صفحات 250-257
    زمینه و هدف
     ارزشیابی های مستمر بالینی و مداخلات لازم بر اساس نتایج آن ها، تاثیر انکارناپذیری در بهبود روند آموزش در همه سطوح دارند. با توجه به چنین اثراتی، به ویژه در پرستاری بر آن شدیم مطالعه ای با هدف تاثیر روش ارزشیابی 360 درجه در سنجش مهارت های بالینی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اردبیل انجام دهیم.
    روش بررسی
    این مطالعه از نوع مداخله ای بود که در آن همه دانشجویان کارشناسی پرستاری ورودی 1393 (48 نفر) دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، در بخش سوختگی بیمارستان فاطمی اردبیل شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه پژوهشگرساز سه قسمتی ارزیابی مهارت های بالینی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نسخه 17 نرم افزار SPSS و آزمون های آمار توصیفی و استنباطی نظیر آزمون های Independent t و Paired t استفاده شد.
    یافته ها
     میانگین سنی واحدهای پژوهش شده 0 /56± 23/61 سال بود و حداقل و حداکثر به ترتیب 20 و 28 سال بود. از نظر جنسی 27 دختر (56/3 درصد) و 21 پسر (44/7 درصد) بودند. از نظر تحصیلی همه دانشجویان، ترم هفت مقطع کارشناسی بودند. میانگین و انحراف معیار نمره کل ارزشیابی معمول و 360 درجه بر مبنای نمره 20 به ترتیب 0/88± 15/8 و 0/61± 17/66 به دست آمد. نتایج حاصل از آزمون تی زوج در مقایسه میانگین دو روش در یک گروه نیز اختلاف آماری معنی داری را بین دو روش نشان داد (0/05> P).
    نتیجه گیری
     با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه می توان اذعان داشت که استفاده از روش ارزشیابی 360 درجه با توجه به ویژگی های بالقوه آن می تواند باعث درگیرشدن همزمان مربیان و پرستاران شود. همچنین این روش می تواند نقش موثری درکاهش خطاهای هاله ای، سنجش و ارزشیابی سلیقه ای دانشجویان از سوی استادان و مربیان و ارائه نمرات واقعی تر به دانشجویان در محیط های بالینی و انعکاس نقاط ضعف و قوت به دانشجو داشته باشد.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی، ارزشیابی 360، پرستاری، مهارت های بالینی
  • افسانه فاضل، کبری نوریان*، فرشته ایین صفحات 258-267
    زمینه و هدف
     بیماران در طول عمل جراحی بای پس عروق کرونر سطح زیادی از اضطراب را تجربه می کنند. اطلاع رسانی به اعضای خانواده درباره وضعیت بیمار حین جراحی می تواند باعث کاهش اضطراب آنان شود. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر اطلاع رسانی با بورد الکترونیکی و تلفن همراه بر اضطراب اعضای خانواده بیماران تحت جراحی بای پس عروق کرونر انجام شد.
    روش بررسی
     این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی است که در سال 1396 روی 80 نفر از اعضای خانواده بیماران تحت جراحی عروق کرونر در شهرکرد انجام شد. برای گروه آزمایش گزارش دهی حین جراحی با استفاده از تلفن همراه از سوی پژوهشگر انجام شد. گروه کنترل اطلاعات مربوط به بیمار خود را روی بورد الکترونیکی نصب شده پشت در اتاق عمل دریافت می کردند. اضطراب شرکت کنندگان قبل و بعد از اتمام عمل جراحی و خروج بیمار از اتاق عمل با استفاده از پرسش نامه اضطراب آشکار اشپیل برگر سنجیده شد. داده ها با نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین±انحراف معیار نمره اضطراب قبل از مداخله در گروه آزمایش 12/82±49/03 و در گروه کنترل 10/41±47/80 بود و دو گروه از نظر میانگین نمره اضطراب قبل از مداخله تفاوت آماری معناداری با یکدیگر نداشتند. پس از اجرای مداخلات، میانگین نمره اضطراب در گروه آزمون به طور معناداری کاهش یافت (0/05>P)، اما در گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد (0/05>P). همچنین میانگین تغییرات نمره اضطراب در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (0/05>P).
    نتیجه گیری
     بر اساس نتایج پژوهش، حمایت  اطلاعاتی از اعضای خانواده بیماران می تواند باعث کاهش اضطراب آنان حین جراحی بیمار شود.
    کلیدواژگان: اطلاع رسانی، تلفن همراه، برد الکترونیک، اضطراب، اعضای خانواده، جراحی پیوند عروق کرونر
  • معصومه قائدامینی، فاطمه علی اکبری*، رضا مسعودی، فاطمه دریس صفحات 268-277
    زمینه و هدف
    پرستاران اولین امدادگرانی هستند که پس از وقوع بلایا در محل حاضر می شوند. بنابراین باید بتوانند با استفاده ازصلاحیت های خود، مراقبت های مورد نیاز را برای افراد آسیب دیده فراهم کنند. ارزیابی صلاحیت پرستاری در بلایا و عوامل موثر بر آن برای افزایش کیفیت مراقبت های پرستاری ضروری است. با عنایت به کمبود اطلاعات در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین هوش هیجانی و صلاحیت پرستاری در بلایا انجام شد.
    روش بررسی
    پژوهش حاضر مطالعه ای همبستگی است که به صورت مقطعی روی 200 پرستار شاغل در بیمارستان های آموزشی شهرکرد انجام شد. نمونه گیری به روش چند مرحله ای انجام شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه های سنجش صلاحیت پرستاری در بلایا و هوش هیجانی جمع آوری شدند و با آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس و ضریب همبستگی پیرسون و با استفاده از نسخه 18 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
     بیشتر پرستاران مطالعه شده (53/3 درصد) هوش هیجانی متوسطی داشتند و میانگین و انحراف معیار نمره کلی صلاحیت پرستاری در بلایا برابر با22 /70± 162/58 بود. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین هوش هیجانی و صلاحیت پرستاری در بلایا ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    در پژوهش حاضر ارتباط معنی داری بین هوش هیجانی و صلاحیت پرستاری در بلایا یافت شد، بنابراین توصیه می شود برنامه های آموزشی مناسب برای ارتقای سطح هوش هیجانی پرستاران برای افزایش صلاحیت آنان در پاسخ به بلایا طراحی شود.
    کلیدواژگان: هوش هیجانی، صلاحیت، پرستار، بلا
  • رضا محمدی، رضا مسعودی*، شهرام اعتمادی فر، علی احمدی صفحات 278-285
    زمینه و هدف
     بیماری قلبی در تمام طول عمر می تواند همراه فرد باشد و علاوه بر جسم، وضعیت روحی و روانی بیمار و دیگر افراد خانواده و حتی جامعه را نیز متاثر کند، بنابراین لازم است مددجو را برای کنترل بهتر بیماری و برخورداری از زندگی بهتر، توانمند کرد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر برنامه توانمندسازی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی، بر خشنودی درک شده بیماران مبتلا به سندرم حاد کرونری است.
    روش بررسی
     این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی بود که در سال 1395-1396 و با شرکت 70 بیمار مبتلا به سندرم حاد کرونری پس از نمونه گیری دردسترس و تخصیص تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد انجام شد. در ابتدا پرسش نامه خشنودی درک شده در دو گروه تکمیل و برای گروه آزمایش، برنامه توانمند سازی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی در هفت جلسه آموزشی و برای گروه شاهد مراقبت رایج اجرا شد. بلافاصله، 1 ماه و 3 ماه بعد مجدد پرسش نامه ها در دو گروه تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری یو من ویتنی، ویلکاکسون و کای اسکور و نسخه 23 نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    دو گروه از نظر متغیر های جمعیت شناختی مانند جنسیت، سن، نوع و مدت بیماری همسان بودند (0/05<P). میانگین و انحراف معیار خشنودی درک شده در مرحله قبل از مطالعه در گروه آزمایش 34±116/32 بود که بلافاصله بعد از مداخله 29/07±154/1 و 1 ماه بعد از مداخله به 27/32±144/ 3و 3 ماه بعد از مداخله به 28/58±127/2 تغییر یافت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می رسد توانمندسازی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی باعث افزایش میزان خشنودی درک شده در بیماران مبتلا به سندرم حاد کرونری می شود.
    کلیدواژگان: خشنودی درک شده، الگوی اعتقاد بهداشتی، برنامه توانمندسازی، سندرم حاد کرونری
  • مهین معینی*، آرمان خواجوی، داوود شفیعی صفحات 286-295
    زمینه و هدف

     تبعیت بیماران از رژیم درمانی یکی از جنبه های مهم درمان محسوب می شود. تبعیت ناکافی از رژیم درمانی در بیماران نارسایی قلب به تشدید بیماری، خطر بالای بستری مجدد و مرگ منجر می شود. به همین منظور این مطالعه با هدف تعیین تاثیر یک برنامه آموزشی حمایتی خانواده محور تحت وب بر تبعیت از رژیم درمانی بیماران نارسایی قلبی پس از ترخیص از بیمارستان، طراحی و اجرا شد.

    روش بررسی

     این مطالعه کارآزمایی بالینی روی بیماران نارسایی قلبی و خانواده آنان پس از ترخیص از بیمارستان چمران اصفهان در سال 97 انجام شد.70 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی و عضو خانواده که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، انتخاب شدند و به صورت تخصیص تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه کنترل در یک جلسه آموزش های معمول بیمارستانی قبل از ترخیص و گروه آزمایش علاوه بر جلسه آموزشی به مدت یک ماه برنامه آموزشی حمایتی را دریافت کردند. برنامه شامل ارسال مطالب آموزشی از طریق اپلیکیشن سروش و پیگیری از طریق تماس تلفنی هفتگی بود. اطلاعات جمعیت شناختی و نمره تبعیت از رژیم درمانی با استفاده از پرسش نامه، قبل، بلافاصله و یک ماه پس از مداخله جمع آوری شد و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    قبل از مداخله بین دو گروه از نظر اطلاعات جمعیت شناختی و نمره تبعیت از رژیم درمانی اختلاف معناداری وجود نداشت، اما بلافاصله و یک ماه پس از مداخله تبعیت از رژیم درمانی، در گروه آزمایش و کنترل اختلاف معنی داری وجود داشته است (001/0> P).

    نتیجه گیری

     نتایج حاکی از اثرات مثبت برنامه آموزشی حمایتی خانواده محور تحت وب بر تبعیت از رژیم درمانی بیماران نارسایی قلبی پس از ترخیص بود.

    کلیدواژگان: نارسایی قلبی، تبعیت از رژیم درمانی، خانواده، تحت وب، آموزش، حمایتی
  • فریبرز جباری فرد*، کمال صولتی، طیبه شریفی، احمد غضنفری صفحات 296-307
    زمینه و هدف

     بیماری های فیزیولوژیک مزمن همچون تالاسمی، فرایندهای شناختی، روان شناختی و اجتماعی بیماران را با آسیب جدی مواجه می کند. بر این اساس یکی از آسیب های روان شناختی این بیماری وقوع استرس است و استرس ناشی از این بیماری، می تواند انطباق مثبت با تجربه های استرس زا و به عبارتی تاب آوری را در این افراد تحت تاثیر قرار دهد و همچنین باعث کاهش کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به تالاسمی شود، بنابراین هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور شهر لردگان از سال 1395 تا 1396 بود.

    روش بررسی

     این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 3 ماهه بود. نمونه شامل 40 نفر از بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور مراجعه کننده به بیمارستان شهدای لردگان بود که به روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر ملاک های ورود و خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، جایگزین شدند (هر گروه 20 نفر). گروه آزمایش، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی هشت جلسه دریافت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های استرس ادراک شده کوهن و همکاران، تاب آوری کانر و دیویسون و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت زندگی تفاوت معنی داری وجود دارد و در دوره پیگیری نیز این تفاوت مشهود است (001/0>P). بدین ترتیب که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی توانسته بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور تاثیر معنادار داشته باشد.

    نتیجه گیری

    درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی تلویحات کاربردی مفیدی در کاهش استرس ادراک شده، افزایش تاب آوری و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور دارد.

    کلیدواژگان: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، استرس ادراک شده، تاب آوری، کیفیت زندگی، تالاسمی ماژور
|
  • Sayed Sina Safari Mousavi*, Firoozeh Ghazanfari, Fazlolah Mirderikvandi Pages 234-240
    Background and Aims
    The present research aimed to determine the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on death anxiety in women with  Multiple Sclerosis (MS).
    Methods
     This was an experimental study with a pretest-posttest design. In total, 30 women were selected by simple random sampling method from those referring to hospitals as well as MS and Spinal Association. The samples were randomly divided into two experimental and control groups. Both groups were tested in terms of death anxiety before and after the intervention (8 sessions for 1 hour) using the Death Anxiety Scale (DAS). 
    Results
    The Paired Samples t-test and Independent Samples test results demonstrated a significant reduction of death anxiety at the posttest stage (P<0.01). The findings confirmed the efficacy of ACT on death anxiety among women with MS. 
    Conclusion
     ACT uses the processes of acceptance to change one's connection with thoughts and mental processes and increases psychological flexibility, which results in reducing death anxiety in women with MS. The obtained results can be applied as an effective clinical intervention in these patients.
    Keywords: Acceptance, commitment therapy, Death anxiety, Multiple Sclerosis (MS), Woman
  • Leila Sadat Kahangi, Monireh Babashahi* Pages 242-248
    Background and Aims
    The increasing number of patients with cancer has led to the growing use of chemotherapy drugs. This fact was followed by a growing concern about the safety and adverse effects of these drugs on healthcare staff at risks for occupational exposure to chemotherapeutic agents.  This study investigated compliance with the standard principles of using Personal Protective Equipment (PPE) by nurses exposed to chemotherapy drugs.
    Methods
     This was a cross-sectional study. It was performed on 73 personnel of a hospital in Isfahan City, Iran, who were exposed to chemotherapy drugs. The required data were collected by a questionnaire according to the standard protocols of NIOSH, ASHP, and OSHA . After obtaining the required permission by the hospital, the questionnaires were provided to nurses in different wards and data were collected in one stage. The achieved data were analyzed in SPSS by descriptive statistical tests (mean, standard deviation, percentage, & frequency).
    Results
    The obtained results revealed that the mean values of the standard principles of using gloves and breathing protective were as average, and the mean values of the standard principles using eye and face protection as well as guns were poor.
    Conclusion
    Compliance with the standard principles using personal protective equipment for PPE was modest and poor in nurses working with chemotherapy drugs; therefore, nursing staff is exposed to the complications of these drugs and necessary measures and improvements should be considered in compliance with standards, in this regard.
    Keywords: Personal Protective Equipment (PPE), Chemotherapy drugs, Nurses
  • Nasrin Samadi*, Shokouh Varei, Shahrzad Ghiyasvandian, Irandokht Allahyari, Shohreh Moshfeghi Pages 250-257
    Background and Aims
    Continuous clinical evaluations and necessary interventions based on their results have a certain effect on improving the educational process at all levels. Considering such effects, especially in nursing, we aimed to compare the 360-degree feedback in assessing the clinical skills of nursing students in Ardabil University of Medical Sciences.
    Methods
    The present interventional study was conducted on the undergraduate Freshman nursing students of the 2014-2015 academic year (48 students) in Ardabil University of Medical Sciences in the burn ward of Fatemi Hospital in Ardabil City, Iran. The data gathering tool was a three-part researcher-made questionnaire for assessing clinical skills. Data analysis was performed in SPSS, using descriptive and inferential statistics, including Independent Samples t-test and Paired Samples t-test.
    Results
    In the present study, the total mean±SD scores of the traditional and 360-degree grading based on the score of 20 were 15.8±0.88 and 17.66±0.61, respectively. Moreover, the results of Independent Samples t-test indicated a significant difference between the two methods (P<0.031).
    Conclusion
    According to the obtained results, the use of 360-degree feedback, considering its potential characteristics, can reduce the gap between theory and practice by involving coaches and nurses. Furthermore, this method can effectively reduce the aura errors and evaluation of students' taste by masters and trainers. In addition, it can provide students with more realistic scores in clinical settings and reflect their strengths and weaknesses.
    Keywords: Clinical education, 360-Degree feedback, Nursing
  • Afsaneh Fazel, Kobra Noorian*, Fereshteh Aein Pages 258-267
    Background and Aims
     The family members of patients experience a high level of anxiety during the patient’s CABG  surgery. Information sharing with family members about the patient’s condition during surgery can reduce their anxiety. The present study was conducted to compare the effect of information sharing with electric boards and mobile phones on the anxiety of family members of patients undergoing CABG surgery.
    Methods 
    This randomized controlled trial was conducted on 80 family members of patients undergoing CABG surgery. The intervention group was provided with information sharing using a mobile phone during the patient’s surgery. The control group received their patient’s information on electric patient tracking board inserted on the operating room wall. The study participants’ anxiety was evaluated using the Spielberger State-Trait Anxiety Inventory (STAI), before and after the interventions. The obtained data were analyzed in SPSS using descriptive and analytical statistics. 
    Results
    Before conducting the interventions, the mean±SD scores of anxiety were 49.03±12.82 and 47.80±10.41 in the test and control groups; the two study groups had no significant difference in this regard. After the interventions, the mean score of anxiety significantly reduced in the intervention group; however, no significant change was observed in the controls in this area. Additionally, the mean changes in anxiety score in the intervention group were significantly higher than the controls (P≤0.5). 
    Conclusion
    According to the achieved results, informational support for the family members of patients can reduce their anxiety during their patients’ surgery procedure.
    Keywords: Information sharing, Mobile phone, Electric board, Anxiety, Family members, CABG
  • Masoomeh Ghaedamini, Fatemeh Aliakbari*, Reza Masoudi, Fatemeh Deris Pages 268-277
    Background and Aims
    Nurses are the first of rescuers who are present after the incidence of disasters. Thus, they should be able to provide required cares for injured people using their competencies. Assessing disaster nursing competence and its effective factors are essential for enhancing the quality of nursing care. The present study was conducted to determine the relationship between emotional intelligence and disaster nursing competence.
    Methods
    This correlational cross-sectional study was conducted on 200 nurses working in an educational hospital in Shahrekord City, Iran. Sampling was performed by a multi-stage method. Data were collected using the Disaster Nursing Competence Scale as well as Emotional Intelligence questionnaire and analyzed by Independent Samples t-test, Analysis of Variance (ANOVA), and Pearson’s correlation coefficient in SPSS.
    Results
    The majority of nurses (53.3%) had average emotional intelligence, and the mean±SD score of the total disaster nursing competence was 162.58±2.70. Pearson’s correlation coefficient suggested a significant positive correlation between emotional intelligence and disaster nursing competence.
    Conclusion
    There was a significant relationship between emotional intelligence and disaster nursing competence. Therefore, appropriate educational programs should be designed to promote the level of emotional intelligence of nurses to increase their competence in disaster response.
    Keywords: Emotional intelligence, Competence, Nurse, Disaster
  • Reza Mohammadi, Reza Masoudi*, Shahram Etemadifar, Ali Ahmadi Pages 278-285
    Background and Aims
     Heart disease can affect patients and their families, and society’s  biopsychological status.  Thus, it is necessary to empower patients to better control the disease and improve their lives. The current study evaluated the effect of empowerment program based on the health belief model on perceived satisfaction in patients with acute coronary syndrome.
    Methods
    This clinical trial study was conducted on 70 patients with acute coronary syndrome who were randomly assigned to two intervention and control groups. Initially, perceived satisfaction questionnaires were completed in the two groups; then, the intervention group received a 7-session empowerment program based on the health belief model, and usual care was provided to the controls. Immediately, one month, and three months later, the questionnaire was completed by the two groups. The obtained data were analyzed using the Mann–Whitney U test, Wilcoxon test, and Chi-squared test in SPSS.
    Results
    The two groups were matched in terms of demographic variables such as gender, age, and the type and duration of disease (P>0.05). Comparing the level of changes in perceived satisfaction in the two groups revealed that posttest changes were significantly higher in the intervention group, compared to the controls (P<0.001). The mean±SD pretest, immediately after and one month, and three months after the intervention scores of perceived satisfaction changes in the test group were 116.36±33.88, 154.1±29.07, 144.3±27.32, and 127.2±28.58, respectively.
    Conclusion
    According to the obtained results, implementing the empowerment program based on the health belief model can increase perceived satisfaction in patients with acute coronary syndrome.
    Keywords: Empowerment based on the health belief model, Perceived satisfaction, Acute coronary syndrome
  • Mahin Moeini*, Arman Khajavi, Davood Shafiei Pages 286-295
    Background and purpose

    Patient adherence to treatment is considered as an important aspect of treatment. Inadequate adherence to treatment of the heart failure (HF) patients leads to intensification of the disease, high risk of re-hospitalization and death. In this respect, this study was designed and implemented with the aim to determine the effect of a Web-based family-oriented supportive education program in adherence to treatment of the HF patients after discharge from hospital.

    Methods

    This clinical trials study was done on the HF patients and their families after discharge from Chamran Hospital/Isfahan in 2018. Seventy HF patients and their families, who had inclusion criteria for the study were selected and divided, by random allocation, into intervention and control groups. The control group received pre-discharge hospital training in one session, and the treatment group received an educational supportive program in addition to the training session, for one month.  The program included sending educational materials through Soroush Application as well as weekly phone calls following up. The demographic information and the scores regarding adherence to treatment were collected using a questionnaire before, immediately and one month after the intervention and analyzed using descriptive and inferential statistics.

    Results

    There was no significant difference between the two groups in terms of demographic information and mean of adherence to treatment before the intervention. However, there were significant differences between treatment and control groups immediately and one month after the intervention of adherence to treatment (P<0.001).

    Conclusion

    The results indicated positive impacts of Web-based family-oriented supportive education program in adherence to treatment of the HF patients after discharge from hospital.

    Keywords: Heart failure, Adherence to treatment, Family, Web-based, Education, Supportive
  • Fariborz Jabbarifard*, Kamal Solati, Sharifi, Ahmad Ghazanfari Pages 296-307
    Background and Aims

    Using mindfulness skills, the individual becomes aware of his daily activities and the automatic functioning of the mind in the past and present world, and through one-to-one consciousness control of thoughts, emotions and physical states is controlled and can be in the person's life Has a tremendous effect. The aim of this study was to determine the effectiveness of cognitive therapy based on mindfulness on perceived Stress, resilience and quality of life in Thalassemic major patients in Lordegan in 2015-2016.

    Methods

    This is a semi-experimental study with pre-test and post-test design with control group and period. The sample was consisted of 40 patients with thalassemic major who referred to Lordegan Shohada hospital and were selected by purposeful sampling based on entry and exit criteria and randomly assigned to two groups of experimental and control. The experimental group received acceptance and commitment-based therapy, while the control group did not receive any intervention until the end of the project. Data were collected by perceived stress questionnaire Cohen et al. (1983), Researcher Conner & Davison (2003), and World Health Organization Quality of Life (SF-26).

    Results

    The results showed that there was a significant difference between the experimental and control groups, in terms of perceived stress, resilience and quality of life (P <0.001). So, cognitive-mindedness-based therapy can have a significant effect on perceived stress, resilience and quality of life in patients with thalassemia major.

    Conclusion

    Cognitive therapy based on mindfulness is a useful practice in reducing perceived stress, increasing resilience and improving the quality of life of patients with thalassemia major.

    Keywords: Cognitive therapy based on mindfulness, perceived Stress, resilience, quality of life, Thalassemic major