فهرست مطالب

پژوهش های ادیانی - پیاپی 12 (پاییز و زمستان 1397)
  • پیاپی 12 (پاییز و زمستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/12/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سجاد دهقانزاده*، حسن نامیان صفحات 7-28

    گرچه شاید در نگاه نخست، بودیسم تهراواده (هینه یانه) عاری از هر گونه قداستی به نظر برسد، اما در بودیسم مهایانه اعتقاد به امر قدسی و پرستش موجودات متعالی (انواع بودا)، فضای این آیین را مشحون از قداست کرده است. به رغم تنوع آرای دین پژوهان، ظاهرا در بودیسم مهایانه قداست به مثابه حقیقتی ذومراتب، دارای مجلاهای متنوع و ساحت ملکوتی همه موجودات در نظر گرفته می شود. نقاط عطف زندگی سیدارتاگوتمه بودا و تعالیم وی مبنای بسیار مهمی در اعتقاد پیروان بودایی به قداست برخی از نمادها، مفاهیم و مکان ها بوده است. آموزه تری کایه، بودی ستوه هایی مثل اولوکیتشوره و میتریه، مفاهیمی چون «شونیاتا» و «چنینی» (تتاته)، اماکنی همچون استوپاها و معابد، انواع شمایل نگاری های قدسی، نمادهای دینی مثل مندله و مجموعه اساطیر بودایی و جاتکه ها، در زمره برجسته ترین وجوه قداست در مهایانه به شمار می آید. غایت اصلی پژوهش پیش رو که به روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته، عمدتا شناسایی عمیق تر قداست و نمودهای آن در بودیسم مهایانه بوده است.

    کلیدواژگان: بودی ستوه، بودیسم مهایانه، سمساره، نیروانه، قداست، هنر قدسی
  • مهراب صادق نیا، فاطمه قربانی* صفحات 29-46
    دیدگاه عمومی این است که دعا ابزاری است برای درخواست از خدا و برآورده شدن نیازهای آدمی. حال آنکه در همه ادیان و به ویژه ادیان ابراهیمی دعا فراتر از درخواست و نشان دهنده باورداشت های انسان و ادیان راجع به خدا است. بررسی ادبیات دعایی در اسلام و مسیحیت نشان می دهد دعا وجوهی فراتر از درخواست دارد. هم در اسلام و هم در مسیحیت دعا، تجربه ناب عرفانی و مقدس معرفی می شود. دعا پیوندی ناگسستنی با الاهیات دارد و بسیاری از اندیشه های الاهیاتی اسلام و مسیحیت در دعا بازنمایی و بازسازی شده است. از سوی دیگر، ماهیت دعا ارتباط و گفت وگو با خداوند است و اگر این ارتباط، صرف به زبان آوردن کلمات و واژگانی بی روح نباشد و مواجهه و ارتباطی پویا و متقابل را در بر بگیرد این گفت وگو به درستی صورت گرفته است. این گفت وگو که صمیمانه و دوسویه است از سطح ارتباط من- او خارج می شود و به ارتباط من- تو می رسد. بر این اساس، انسان خدا را همواره در کنار و مخاطب خود می داند و در قالب دعا این گفتمان صمیمانه را به نمایش می گذارد.
    کلیدواژگان: دعا، ادعیه اسلامی، ادعیه مسیحی، گفت و گو، ارتباط من- تو
  • سیدسعید رضا منتظری*، پیمان صمیمی صفحات 47-64
    جهان شناسی یکی از مهم ترین مقولات مطرح در هر دین و نظام فکری است. چگونگی نگاه به جهان و تبیین آن نشان دهنده بسیاری از زوایای پنهان و آشکار هر اندیشه ای است. دین مانوی از جهان شناسی اسطوره ای و پیچیده ای برخوردار است که اغلب نشان دهنده دیدگاه عرفانی این دین به عالم است. این مقوله ترکیبی از جهان شناسی گنوسی است که در ساختاری ایرانی گنجانده شده است. از ویژگی های نظام جهان شناختی مانوی می توان به ثنویتی ازلی که در خیر و شر برقرار است، و سه دوره آفرینش اشاره کرد. بیزاری از عالم ماده و باور به اسارت روح که منشا الاهی داشته و در ماده محبوس است، ماهیت اهریمنی عالم و تلاش برای رهایی از چرخه تولدهای مکرر، و نهایتا بازگرداندن انوار الاهی به خاستگاه و اصل خویش از بارزترین اندیشه های عرفانی این جهان شناسی است که در دستگاه فکری ایران باستانی عرضه شده است.
    کلیدواژگان: مانویت، عرفان مانوی، جهان شناسی عرفانی، گنوسی
  • علیرضا سلیمان زاده* صفحات 65-85
    برخی عناصر داستانی شخصیتی به نام جم/یم که در کتاب اوستا موجود است، شباهت های صوری بسیار با قصص توراتی و قرآنی مربوط به سلیمان (ع) دارد؛ همان گونه که تصور می شود، داستان جم/یم در شاهنامه به دلیل شباهت بسیار، می تواند نمادی از داستان سلیمان (ع) نیز باشد. دو مبحث «تولد اسرارآمیز» و «اجتباء» که در این پژوهش، مرتبط با خوانش های موجود درباره این دو شخصیت بدانها می پردازیم، یا در مطالعات پیشین مغفول مانده یا بدون مقایسه مطالب موجود در قرآن کریم، تورات، اوستا و بی توجه به برخی جنبه های اساسی دیگر نگاشته شده است. مقاله حاضر در پی این هدف است که شباهت های روایات در دو جنبه از جنبه های محل بحث را به صورت ریشه ای بررسی و تحلیل کند. روش پژوهش در مقاله حاضر، تحلیل محتوای روایت های موجود در قرآن، تورات و اوستا از طریق مراجعه مستقیم خواهد بود. در عین حال، از تفاسیر معتبر نیز برای تحلیل آیات قرآنی بهره می بریم. نتایجی که از این پژوهش با استفاده از روایت شناسی داستانی حاصل خواهد شد، خواننده را از طریق مطالعه تطبیقی با بخش های جدیدی از جنبه های جالب و نسبتا مشابه زندگانی جم در اوستا و سلیمان (ع) در متون الاهی، آشنا می کند.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، تورات، عهد عتیق، اوستا، سلیمان (ع)، جم (یم، جمشید)
  • راضیه سیروسی*، محمد حسن الهی زاده صفحات 87-105
    در طول تاریخ، هم زمان پس از درگذشت رهبران مذهبی و سیاسی برجسته، افرادی ظهور کرده اند که خود را در جایگاه رهبر راستین قرار می دادند. چنین رویدادی در جزیره العرب به دلیل سلطه نظام قبیله ای و رسوبات فرهنگ جاهلی قریب الوقوع بود. متنبیان صدر اسلام، از باورهای عوام به سحر و جادو بهره می بردند و با انجام دادن برخی حرکات نمایشی و سخنان سجع آمیز سعی در اغفال مردم داشتند. نکته مهم، پیوند عمیق کهانت و به طور عام جادوگری با ریاست دینی است. این مقام در جزیره العرب بر عهده کاهنان بود که از آموخته ها و توانایی های خود در این حوزه برای تثبیت مقام نبوت استفاده کردند. در مقاله حاضر، پس از شناسایی ویژگی های جادو و کهانت، در صدد تطابق آن با گفتار و اعمال متنبیان برآمده ایم. نتایج نشان می دهد که سخن و عمل متنبیان بر دو محور اصلی کهانت، وابستگی و تزویر، تطابق کامل دارد.
    کلیدواژگان: متنبیان، کهانت، جادو، پیامبر (ص)، صدر اسلام
  • بهزاد اتونی*، مهدی شریفیان، بهروز اتونی صفحات 107-121
    یکی از موضوعات مهم در اسطوره شناسی و دین پژوهی تطبیقی که جنبه جهانی دارد و در همه ملل و اقوام دیده می شود، موضوع مرکز است. مرکز در حقیقت محوری است مینوی و قدسی که انسان به واسطه آن، به نوزایی و تشرف می رسد و به امری والا، نائل می آید. مرکز، ممکن است شخص، جسم، فکر، مکانی مذهبی یا حتی کوهی اسطوره ای باشد. در کیهان شناسی اساطیری ایرانی و یهودی، مهم ترین نماد مرکز، کوه است؛ کوه البرز در اساطیر ایرانی و کوه های جرزیم، صهیون، سینا، هور و... در اساطیر یهودی، که به واسطه پیونددهندگی زمین به آسمان، یعنی جایگاه خدایان، سرشار از نیروی قدسی و مینوی است و از طریق آن، بسیاری از شاهان، پهلوانان و رهبران دینی اسطوره ای، به نوزایی و تشرف رسیده اند. کوه های اساطیری ایرانی و یهودی، از آنجا که مرکزی قدسی هستند، جایگاه برخی خدایان و ایزدان تصور شده اند و در حقیقت، یادآور بهشت آغازین اند. نگارندگان در این جستار بر آنند تا با مقایسه اساطیر ایرانی و یهودی، اهمیت این کوه های اسطوره ای را به مثابه مرکزی کیهانی، که آیین تشرف بدان واسطه صورت می پذیرد، نشان دهند.
    کلیدواژگان: مرکز، البرز، محور کیهانی، اساطیر یهودی، بهشت، تشرف
|
  • Sajjad Dehghanzadeh *, Hasan Namian Pages 7-28

    Although, there initially seems to be no sacredness to Hinayana Buddhism, Mahayana Buddhism is rife with beliefs in the sacred and worship of transcendental entities (types of Buddha). Notwithstanding diverse views by scholars of religions, the sacred seems to be conceived of in Mahayana Buddhism as a graded, differently manifested entity, and as a spiritual dimension of all entities. The milestones of the life of Siddhartha Gautama Buddha as well as his teachings were important grounds for the belief of Buddhist followers in the sacredness of certain symbols, notions, and places. The most prominent sacred dimensions of Mahayana include the doctrine of Trikaya, bodhisattvas such as Avalokiteśvara and Maytreya, notions such as “Sunyata” and “suchness” (Tathata), places such as stupas and temples, a variety of sacred iconographies, religious symbols such as mandala, and Buddhist myths and Jatakas. The goal of this descriptive-analytic research is mainly to arrive at more profound understanding of sacredness and its expressions in Mahayana Buddhism.

    Keywords: Bodhisattva, Mahayana Buddhism, Samsara, nirvana. Sacredness, sacred arts
  • Mehrab Sadeghnia, Fatemeh Ghorbani * Pages 29-46
    It is widely believed that supplications are means by which a person makes requests from God and one’s needs are fulfilled. However, in all religions, particularly in Abrahamic religions, supplications go beyond requests and are indicative of the beliefs held by humans and religions about God. A consideration of the supplication literature in Islam and Christianity shows that supplications have aspects over and above requests. In both Islam and Christianity, supplications are characterized as pure mystical and sacred experiences. They are inseparably tied to theology, and some Islamic and Christian theological views are represented and reconstructed in supplications. Moreover, the nature of supplications is a communication and conversation with God, and it is properly performed if the communication is not a mere utterance of spiritless words, and is, instead, a dynamic mutual connection. Such an intimate and mutual conversation goes beyond a me-him communication to a me-you relation. Thus, the human sees God as being always with him and his addressee, and such an intimate conversation is presented in the form of a supplication.
    Keywords: supplication, Islamic supplications, Christian supplications, Conversation, me-you communication
  • Sayyed Saeid Reza Montazeri *, Peyman Samimi Pages 47-64
    A world view is one of the most important components of any religion and intellectual system. How a school of thought views and explains the world is indicative of many of its explicit and implicit dimensions. Manichaeism involves a mystical and complex world view, which immensely exhibits its mystical view of the world. This is a mixture of Gnostic world view with a Persian structure. The Manichaeistic world view is partly characterized by an eternal dualism of the good and the evil, and three rounds of creation. Prominent mystical views of this world view, as presented in an Ancient Persian intellectual system, include aversion of the material world, the belief in the imprisonment of the spirit in matter despite its divine origin, the devilish (ahrīman) nature of the world, efforts for emancipation from repeated rounds of birth, and finally, the return of divine lights to their origin.
    Keywords: Manichaeism, Manichaeistic mysticism, mystical world view, Gnosticism
  • Alireza Soleymanzadeh * Pages 65-85
    Some elements of the story of a character called “Jam” or “Yam” in Avesta are formally similar to stories in the Torah and the Quran concerning Solomon. As can be imagined, the story of Jam/Yam in Shahnama can be a symbol of Solomon for remarkable similarities between the two. The two issues of “mysterious birth” and “choice” I deal with in this research as relevant to extant readings of the two characters were either overlooked in previous studies or discussed without a comparison of contents in the Quran, the Torah, and Avesta and without consideration of certain other fundamental aspects. In the present paper, I aim to radically consider and analyze the similarities between the stories in the two above dimensions. The method is to analyze the content of narrations in the Quran, the Torah, and Avesta. In the meanwhile, I deploy reliable exegeses of Quranic verses. The findings via fictional narratology introduces the reader to new aspects of the interesting and rather similar lifes of Jam in Avesta and Solomon in divine scriptures through a comparative study.
    Keywords: the Quran, the Torah or Old Testament, Avesta, Solomon, Jam (Ya or Jamshid)
  • Razieh Sirousi *, Mohammad Hassan Elahi Zadeh Pages 87-105
    Throughout history, when prominent religious and political leaders died, people emerged who claimed to be the true leaders. Such an event was likely in the Arabian Peninsula, because of the predominance of the tribal system and sediments of their Jāhilī (Ignorant) culture. False prophets in the early Islamic period exploited laypeople’s belief in magic and spell, and tried to deceive people with certain dramatic moves and rhymed words. What matters is the deep connection between soothsaying (kihāna), and magic in general, on the one hand, and religious headship, on the other. Such a position was occupied by kāhins (soothsayers) who drew upon their knowledge and powers to establish the position of prophethood. In this paper, we identify the features of magic and soothsaying, and then apply them to words and deeds of false prophets. The findings show that their words and deeds fully match two central features of soothsaying: dependence and deception.
    Keywords: false prophets, soothsaying, magic, Prophet Muhammad, early Islamic era
  • Behzad Atooni *, Mahdi Sharifian, Behrooz Atooni Pages 107-121
    An important theme in mythology and comparative religious studies, which can be observed in all nations and peoples, is that of center. The center is in fact a numinous and sacred pivot in virtue of which one arrives at rebirth and visitation—a transcendent entity. The center can be a person, body, thought, a religious place, or even a legendary mountain. In Mythical Persian and Jewish cosmology, the main symbol of the center is mountain—Mount Alborz in Persian myths, and Mounts Gerizim, Zion, Sinai, Hor, and so on in Jewish myths. Mountains are considered as being rife with sacred and numinous powers in virtue of their power to connect the earth to the sky, which is the place of gods. It is in virtue of mountains that many kings, heroes, and legendary religious leaders arrived at rebirth and visitation. Since Persian and Jewish legendary mountains are sacred centers, they are considered as places of some gods and īzads, and are indeed reminders of the original heaven. In this paper, we compare Persian and Jewish myths to show the importance of these mythical mountains as cosmological centers through which the ritual of visitation takes place.
    Keywords: Center, Alborz, cosmological pivot, Jewish myths, Heaven, visitation